شاهزاده رضا پهلوی: انتظار نداریم نیروهای خارجی پا به خاک ایران بگذارند


رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران در پاسخ به پرسشی درباره احتمال سرنگونی جمهوری اسلامی گفت: «رژیم بهشدت ضربه خورده و فرار از خدمت در نهادهای امنیتی و نظامی مشاهده شده است.»
او اضافه کرد: «قاطعیت و فشار واردشده بر رژیم بسیار تعیینکننده بوده و سبب شده عدهای تصمیم بگیرند این کشتی در حال غرق شدن را ترک کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «انتظار نداریم که خارجیها پا به خاک ایران بگذارند و ما خودمان این کار را خواهیم کرد.»
او همچنین از رویکرد کشورهای اروپایی در قبال نقض حقوق بشر در ایران انتقاد کرد: «اروپا هیچ فشاری به رژیم برای آزادی زندانیان و وصل اینترنت وارد نکرده است. تروریستی اعلام کردن سپاه گامی خوبی است، اما کافی نیست و باید سفارتخانهها تعطیل و عوامل رژیم اخراج شوند.»

فرماندهی پولیس طالبان در بغلان از بازداشت ۲۱ نفر به خاطر ساز و سرود و به اتهام نوشیدن مشروبات الکلی در شهر پلخمری خبر داد. طالبان سازهای موسیقی این افراد از جمله، طبله، هارمونیه، دمبوره و غجک را ضبظ کرده است.
فرماندهی پولیس طالبان در بغلان پنجشنبه، سوم حمل در خبرنامهای نوشت این افراد در یک منزل مسکونی در ناحیه اول شهر پلخمری بازداشت شدند.
خبرنامه میافزاید که دستکم ۱۳ شیشه شراب دستساز نیز، از نزد این افراد به دست آمده است.
پولیس محلی طالبان در بغلان نوشت پرونده این افراد پس از تحقیقات ابتدائی به نهادهای عدلی و قضایی سپرده شد.
طالبان ساز و سرود را «خلاف موازین اسلام» دانسته و تاکید کرده است که با متخلفان برخورد قانونی میشود.
طالبان پس از بازگشت به قدرت در اسد سال ۱۴۰۰ تولید و شنیدن موسیقی را منع کرده است. این گروه در بیش از چهار سال گذشته دهها نفر را به خاطر تولید، پخش و شنیدن موسیقی بازداشت کرده و هزاران وسیله ساز و آواز را آتش زده است.
طالبان به مسئولان هتلها در سراسر افغانستان هشدار داده است که از پخش موسیقی در محافل خوشی شهروندان جلوگیری کنند.
این گروه تولید و پخش موسیقی را «حرام» دانسته و دانشکده هنرهای زیبا را از نظام تحصیلی حذف کرده است.
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل میگوید زنان و دخترانی که به افغانستان بازمیگردند، از آسیبپذیرترین افراد هستند. این دفتر تاکید کرده است که افزایش حمایتهای بشردوستانه برای تأمین نیازهای فوری این زنان و دختران ضروری است.
سازمان ملل روز پنجشنبه، سوم ثور در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمیگردند، با دسترسی محدود به خدمات، آموزش و فرصتهای معیشتی روبهرو هستند.
به گفته سازمان ملل، این زنان و دختران اغلب بدون هیچ دارایی به کشور بازمیگردند.
پیش از این نیز ملل متحد گزارش داده بود که زنان و دختران اخراجشده به افغانستان با خطر فقر، سوءاستفاده و ازدواج اجباری مواجهاند.
در سال گذشته میلادی، صدها هزار مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند. براساس گزارش یوناما در ماه حوت سال گذشته خورشیدی، نزدیک به یکسوم بازگشتکنندگان به افغانستان را زنان و دختران تشکیل میدهند.
زنانی که به افغانستان بازمیگردند، افزون بر فقر و نبود دسترسی به کمکهای بشردوستانه، از دیگر حقوق خود از جمله آموزش، کار و رفتوآمد آزاد نیز محروم هستند.
نام دیورند سالهاست در بحثهای سیاسی افغانستان تکرار میشود، اما خود او برای بسیاری هنوز چهرهای ناشناخته است. این نوشته با تکیه بر کتاب «زندگینامه سر مورتیمر دیورند» نوشته پرسی سایکس، به معرفی او میپردازد و اینکه چرا نامش با مرزی گره خورد که تا امروز هم محل منازعه است.
در کتابی که پرسی سایکس در سال ۱۹۲۶ درباره مورتیمر دیورند نوشت نشان میدهد افغانستان در مرکز ثقل زندگی سیاسی و اداری او قرار داشته است.
سایکس میگوید پیشروی روسیه به سمت افغانستان مهمترین رویداد آسیای مرکزی در قرن نوزدهم بود و دیورند مهمترین دیپلوماتی بود که مانع تکمیل این پیشروی شد.
زندگینامه دیورند
دیورند در سال ۱۸۵۰ در سیهور هند در ایالت مادیا پرادش کنونی به دنیا آمد، در جوانی وارد خدمات ملکی بنگال شد، در سالهای جنگ دوم افغانستان - انگلیس بهعنوان منشی سیاسی در کنار فردریک رابرتس یکی از مهمترین فرماندهان نظامی هند قرار گرفت.
در دورهای وزیر مختار سفارت بریتانیا در تهران بود و سپس به مقام معاون وزیر و بعد وزیر امور خارجی هند رسید و در ۱۸۹۳ ماموریت کابل و مذاکره بر سر «خط دیورند» را به عهده گرفت.
افغانستان و مورتیمر دیورند
پدر او، سر هنری ماریون دیورند، دههها در هند و افغانستان نقش داشت.
افزون بر این، برادرش ادوارد دیورند نیز در کمیسیون مرز افغانستان خدمت کرد و به افغانستان و آسیای مرکزی سفر داشت. در واقع، مورتیمر دیورند در خانوادهای رشد کرده بود که تجربه، حافظه و حتی اعتبار آن با افغانستان آمیخته بود.
در زمان جوانی دیورند، افغانستان به صحنه رقابت بریتانیا، روسیه و ایران بدل شده بود.
نویسنده کتاب میگوید که افغانستان در آن زمان از درون دچار رقابتهای شدید خاندانها و سرداران از بیرون زیر فشار ایران، روسیه، پنجاب و بریتانیا بود. به باور او، دیورند در ذهن خود با کشوری روبهرو بود که هم مهمترین همسایه هند بود و هم مهمترین میدان کشاکش قدرتهای منطقهای و امپراتوریها.
سایکس، با تکیه بر نوشتههای پدر دیورند میکوشد نشان دهد که از اوایل قرن نوزدهم، بریتانیا افغانستان را بهعنوان «دالان» یا راهی میان ایران و هند میدید. از این نگاه، خطر اصلی این بود که روسیه یا فرانسه از مسیر افغانستان و ایران به سوی هند نزدیک شوند.
به باور نویسنده، افغانستان «کلید امنیت هند» بود و همین نگاه راهبردی بود که بعدتر در ذهن و کار دیورند به اوج رسید.
پدر دیورند در جنگ اول افغان - انگلیس، نظامی بود و از افغانها شکست خورده بود. نویسنده میگوید از همین رو، مورتیمر دیورند، وارث یک تجربه تلخ بود. یعنی در ذهن او و در روایت خانوادگیاش، افغانستان کشوری نبود که بتوان به آسانی آن را در مشت گرفت.
ورود مستقیم به افغانستان
نخستین حضور مستقیم مورتیمر دیورند در افغانستان در جنگ دوم افغان - انگلیس بود. سایکس مینویسد که در سپتامبر ۱۸۷۹، فردریک رابرتس فرمانده جنگ، خواست که دیورند او را در لشکرکشی به کابل همراهی کند و دیورند برای نخستین بار به افغانستان رفت.
پس از پیشروی رابرتس تا چهارآسیاب و نزدیکشدن بریتانیا به کابل، دیورند مداخله کرد. سایکس مینویسد که پس از این پیشروی، قرار بود اعلامیهای صادر شود، اما دیورند به آن اعتراض کرد. به گفته نویسنده، دیورند آن متن را از نظر لحن و مضمون نادرست میدانست و معتقد بود زبان آن، هم امیر را کنار میزند و هم از موضعی متکبرانه برای افغانها درس تاریخ میدهد، در حالیکه به گفته او خود بریتانیا نیز در گذشته نسبت به آنان بیعدالتی کرده بود.
دیورند با رابرتس بحث کرد و سرانجام مامور شد متن دیگری بنویسد.
پس از جنگ دوم افغان - انگلیس، نقش دیورند در اداره امور خارجی هند گسترش یافت و افغانستان هرچه بیشتر به کانون کار او بدل شد.
سایکس، دیورند را مردی میداند که پیچیدهترین مسائل را به آسانی میفهمید، به چند زبان از جمله فارسی کار میکرد و از همان آغاز شیفته مسائل بزرگ مرزی بود. او برای آنکه در اداره امور خارجی بهتر کار کند، فارسی را با شتابی کمنظیر آموخت و از این رهگذر، خود را برای ورود به پروندههای ایران و افغانستان آماده ساخت.
در دهه ۱۸۸۰، با نزدیکشدن روسیه به مرو و پنجده، خطر درگیری بر سر مرزهای شمالی افغانستان شدت گرفت.
سایکس این دوره را نقطه اصلی بحران و نیز اوج نشان دادن توانایی دیورند میداند.
نگاه دیورند به همه مرزهای افغانستان
یکی از فصلهای مهم این کتاب، «دروازه شمالی هند» نام دارد.
در این فصل، سایکس میکوشد نشان دهد که دیورند افغانستان را تنها از منظر کابل و قندهار نمیدید. او به گلگت، چترال، واخان، بدخشان و گذرگاههای شمالی نیز به چشم حلقههای دفاعی هند مینگریست.
از خود دیورند در این فصل نقلوقول شده که مرز کشمیر، اگر درست شناخته و نگهداری شود، یکی از نیرومندترین خطوط دفاعی جهان است.
در نگاه او، افغانستان مجموعهای از راهها، تنگهها، قبایل و فضاهای کوهستانی بود که باید در برابر روسیه مهار میشد.
عبدالرحمن خان و دیورند
پس از جنگ دوم افغان - انگلیس، هند بریتانیوی میکوشید افغانستان را به خود نزدیک کند. در همین فضا، دیورند در ۳۵ سالگی به مقام وزیر امور خارجی هند رسید.
سایکس، با تکیه بر یادداشتهای شخصی دیورند، از عبدالرحمن خان چهرهای ارایه میکند که بر کشوری پر از قبایل یاغی، بیاعتماد و جنگجو حکومت میکند و ناچار است با خشونت نظم را نگه دارد. در این روایت، شورش غلزاییها، ناآرامیهای هرات، دشواری فرمانبرداری قبایل و بیماری خود امیر، همگی بخشی از فضایی است که دیورند باید آن را میفهمید.
سایکس مینویسد که در مقطعی، عبدالرحمن خان چنان بدگمان شده بود که دیورند را دشمن شخصی خود میپنداشت. این سوءظن از راه شخصی به نام پاین به کلکته منتقل شد. پاین به اداره امور خارجی گفت که امیر باور دارد دیورند نسبت به او خصومت دارد و سیاست هند بریتانوی نیز از همین خصومت رنگ میگیرد. اما او میانجیگری کرد و سوءتفاهم را کاهش داد. سپس امیر به این نتیجه رسید که دیورند در اصل خیرخواه او است.
اوج کار دیورند در افغانستان، بیتردید ماموریت کابل در ۱۸۹۳ است. یک پژوهش دانشگاهی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شده، این ماموریت را نقطه عطف او میداند.
پیش از آن، در هند بریتانوی بحث بر سر این بود که مرز جنوب شرقی افغانستان کجا باید باشد، تا چه حد باید به کوهها و گذرگاهها نزدیک شد و چگونه میتوان هم پیشروی روسیه را مهار کرد و هم از قبایل مرزی و یورشهای آنان جلوگیری کرد.
سایکس میگوید که دیورند سالها درباره این موضوع مطالعه و حتی بررسی میدانی کرده بود.
مذاکرات کابل در ۲ اکتبر ۱۸۹۳ آغاز شد و در ۱۲ نوامبر همان سال به امضای توافق انجامید.
در نتیجه این توافق، بخش بزرگی از نواحی قبایلی مانند سوات، باجور، چترال، کرم، بخشی از وزیرستان و گذرگاه خیبر در سمت هند بریتانوی قرار گرفت و افغانستان کریدور واخان را نگه داشت.
در این کتاب به نقل از خود دیورند آمده است که بریتانیا وعده داد با خرید و واردات جنگافزار برای امیر مخالفت نکند و کمکهایی نیز فراهم شود.
سایکس این توافق را یکی از دو دستاورد اصلی مورتیمر دیورند میخواند.
نویسنده میگوید که دیورند قصد نداشت مرز اداری هند را جلو ببرد و بیشتر به «کنترول سیاسی» فکر میکرد.
خط پر تنش مرزی در افغانستان به این ترتیب به نام دیورند معمار این خط مسما شد.
اسناد نقلوقول شده از مورتیمر دیورند نشان میدهد که او گفته بود: «توازن تا حد زیادی به سود ما است و عملا در برخورد با قبایل مرزی دست ما را باز میگذارد.»
مورتیمر دیورند در سال ۱۹۲۴ درگذشت و در انگلستان دفن شد. اما پدرش، سر هنری ماریون دیورند، در محوطه کلیسای سنت توماس در دیره اسماعیل خان در پاکستان امروزی دفن است.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان در مراسم افتتاحیه مسابقات بینالمللی کشتیهای سنتی در کابل، از درگیریهای جاری در منطقه ابراز تأسف کرد و گفت جنگ خطرناکی آغاز شده است. او با اشاره به وضعیت ایران ابراز امیدواری کرد که مذاکرات صلح ادامه یابد، آتشبس حفظ شود و منطقه به آرامش برسد.
مسابقات بینالمللی کشتیهای سنتی روز پنجشنبه، سوم ثور با حضور ورزشکارانی از شش کشور منطقه در کابل آغاز شد.
وزیر خارجه طالبان در مراسم افتتاحیه این رقابتها از گسترش روابط اداره طالبان با کشورهای منطقه سخن گفت.
امیرخان متقی برگزاری این مسابقات با حضور ورزشکاران خارجی را نشانه روابط خوب طالبان با کشورهای همسایه و منطقه دانست و افزود: «افغانستان با کشورهای منطقه در عرصههای مختلف سیاسی، تجاری و ورزشی همکاری موثر دارد.»
او همچنین از جنگ جاری در ایران ابراز تاسف کرد و خواستار ادامه مذاکرات میان طرفهای درگیر و برقراری آتشبس شد.
امیرخان متقی گفت: «امیدواریم آتشبس ادامه یابد تا کشورهای منطقه بتوانند در صلح زندگی کنند.»
طالبان از زمان آغاز حملات امریکا و اسرائیل به ایران و شروع درگیری میان دو طرف، از تهران حمایت کرده و این حملات را محکوم کرده است.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، سوم ثور اعلام کرد قطع اینترنت در ایران اکنون به روز پنجاهوپنجم رسیده و از مرز ۱۲۹۶ ساعت فراتر رفته است.
بنا بر اعلام این نهاد، سطح دسترسی به اینترنت بینالمللی در ایران اکنون دو درصد وضعیت عادی است.
نتبلاکس افزود محدودیت در دسترسی به شبکه جهانی همچنان برقرار است و فعالیتهایی مانند تجارت آنلاین، سامانههای پرداخت و سایر بخشهای وابسته به فناوری دیجیتال را با اختلال مواجه کرده است.