نتبلاکس، رصدکننده جهانی دسترسی به اینترنت اعلام کرد که پس از بیش از ۲۰۰ ساعت، شاخصها اتصال «بسیار جزئی» اینترنت در ایران را نشان میدهد.
با این حال گفته شده که سطح کلی اتصال اینترنت فقط حدود ۲ درصد است و نشانهای از بازگشت قابل توجه اینترنت مشاهده نمیشود.
این در شرایطی است که خبرگزاریهای رسمی در ایران از اتصال «اینترنت ملی» خبر داده بودند.
در همین حال، کانال تلگرامی دیجیاتو در ایران صبح شنبه ۲۷ جدی خبر داد: «در حالیکه فیلترشکنها وصل میشوند، گوگل و سایر سایتهایی که سرورشان خارج از ایران است بدون فیلترشکن در دسترس نیستند.»
این کانال تلگرامی نوشت: «با فیلترشکن، هیچ یک از سایتهای ایرانی باز نمیشوند.»
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) از پایان رزمایش مشترک مبارزه با تروریسم امریکا و پاکستان خبر داد.
سنتکام با اعلام اینکه این رزمایش در مرکز ملی مبارزه با تروریسم پاکستان برگزار شده بود، گفت چنین تمریناتی روابط دفاعی دیرینه امریکا و پاکستان را تقویت میکند.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده روز جمعه ۲۶ جدی تصاویری از تمرینات مشترک نیروهای نظامی امریکا و پاکستان را در اکس منتشر کرده است.
سنتکام گفت این رزمایش بر بر مهارتها و تاکتیکهای ترکیبی پیادهنظام و عملیات ضد تروریسم متمرکز بود.
رزمایش مشترک مشابهی نیز سال گذشته در خیبرپختونخوا برگزار شده بود. پاکستان میگوید هدف از این رزمایش، ارتقای سطح همکاری و هماهنگی بین نیروهای نظامی پاکستان و ایالات متحده در مبارزه با تروریسم است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، روز جمعه با جمعی از علمای پاکستانی دیدار کرد و از آنان خواست در مقابله با تروریسم همکاری کنند.
آقای شریف با اشاره به «نقش تاریخی روحانیون در تأسیس پاکستان» تأکید کرد که علما میتوانند نقش محوری در تقویت روایت ملی علیه افراطگرایی و تروریسم ایفا کنند.
در این نشست، روحانیون حاضر از سیاستهای حکومت حمایت کردند و تحریک طالبان پاکستان و سایر گروههای شبهنظامی را دشمنان این کشور خواندند.
محمدطاهر محمود اشرفی، رئیس شورای علمای پاکستان، اعلام کرد که ملاها به مناطق آسیبدیده از تروریسم سفر خواهند کرد، با مردم محلی، علمای دین و نیروهای مسلح دیدار میکنند و بهعنوان سفیران صلح در خط مقدم عمل خواهند کرد.
این رویداد بار دیگر نشان میدهد که حکومت و ارتش پاکستان همچنان با روحانیون و جریانهای مذهبی هماهنگ هستند و در مسایل کلان کشوری، روی آنان حساب میکنند.
در مقابل، روابط حکومتهای مشروع و قانونی افغانستان با روحانیون همواره پرتنش بوده است؛ تا جایی که در بیش از یک قرن گذشته، شورشها و مخالفتهای ملاها یکی از عوامل اصلی سرنگونی بسیاری از حکومتهای مشروع و قانونی بوده است.
پرسش اساسی این است: ملاهای افغانستان و پاکستان عمدتاً از یک بستر فکری دیوبندی–برلوی نشأت میگیرند؛ پس چرا ملای پاکستانی با سیاسیون سیکولار همکاری میکنند و هرگز در پی سرنگونی حاکمیت سکولارها نبوده و بخشی از نظام مانده، اما ملاهای افغانستان بارها حکومتها را از پای درآوردهاند؟
ریشههای اتحاد نظامی– ملایی در پاکستان
جریانهای مذهبی در پاکستان عموماً محافظهکار بوده و رویکرد انقلابی نداشتهاند. از جماعت علمای اسلام تا جمعیت علمای پاکستان، تقریباً همه در چارچوب نظام سیاسی فعالیت کردهاند. هرگاه جریانی از خطوط قرمز عبور کرده، به سرعت ممنوعالفعالیت شده است؛ نمونهاش تحریک لبیک پاکستان که اخیراً فعالیتهایش ممنوع اعلام شد. در مجموع، ملاها در پاکستان بخشی از سیستم بودهاند.
ارتش پاکستان از زمان استقلال (۱۹۴۷) رابطهای نزدیک و ساختاری با جریانهای مذهبی، شوراهای علما و احزاب اسلامی مانند جماعت اسلامی و جمعیت علمای اسلام داشته است. این اتحاد، که اغلب «نکسوس نظامی–ملایی» نامیده میشود، ریشه در نیاز ارتش به مشروعیت ایدئولوژیک، تثبیت قدرت و مقابله با رقبای سیاسی و قومی دارد.
از سوی دیگر، «ملاها نیز برای تأمین منافع خود و کشورشان، حتی از تعامل با قدرتهای غربی به ویژه انگلیس نیز دریغ نکردهاند.»
از دوره جنرال ایوب خان تا ضیاءالحق و پرویز مشرف، ارتش همواره از گروههای مذهبی و جهادی برای پیشبرد اهداف داخلی و خارجی بهره برده است. برخلاف احزاب سنتی سکولار مانند مسلملیگ نواز شریف یا حزب مردم پاکستان، ارتش تمایل بیشتری به همکاری با احزاب مذهبی نشان داده است.
در دهه ۱۹۸۰، با حمایت امریکا و عربستان، ارتش پاکستان جهاد علیه شوروی در افغانستان را سازماندهی کرد و احزاب مذهبی و مدارس دینی نیروی انسانی و ایدئولوژی جهادی را تأمین کردند.
حسین حقانی، سفیر پیشین پاکستان در امریکا، در کتاب «پاکستان: میان مسجد و ارتش» مینویسد که این اتحاد نه پدیدهای گذرا، بلکه سیاستی ساختاری و مداوم از زمان استقلال بوده است.
در این چارچوب، ملاهای پاکستان عمدتاً در راستای اهداف استراتژیک ارتش و حکومت عمل کردهاند؛ چه در خصومت با هند، چه در مسائل افغانستان و کشمیر. آنان جنگ روانی و تبلیغاتی را از طریق مساجد و مدارس پیش بردهاند و در تمام مراحل تاریخی، همسو با استراتژی ارتش بودهاند.
بشیر احمد انصاری، پژوهشگر ارشد دینی، میگوید: «نهاد دینی پاکستان امتداد سنت هندی دوران استعمار است. به صرفنظر از ادعاهای بلند، رابطه با حکومت – حتی با استعمار انگلیس – امری عادی بوده است.»
به باور او، دولت پاکستان میداند چگونه با نهاد دینی تعامل کند و این تعامل نه تاکتیکی، بلکه استراتژیک است.
وی مثالی میزند: «حدود ۱۵ سال پیش کتابی درباره مذهب طالبان نوشتم و آنان را بر اساس شواهد تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ادامه راه خوارج پیشین خواندم. این ادبیات در افغانستان حتی از سوی برخی ملاهای مخالف طالبان رد شد، اما امروز در پاکستان وزیر دفاع، لویدرستیز و رئیسجمهور شب و روز طالبان را خوارج مینامند.»
حمایت از طالبان و چرخش ۱۸۰ درجهای
در طول ۲۰ سال حضور امریکا در افغانستان، ملاهای پاکستانی بستر فکری، اجتماعی و لجستیکی طالبان را فراهم کردند؛ از جذب نیرو و اسکان تا آموزش ایدئولوژیک و نظامی. این اقدامات کاملاً همسو با سیاستهای ارتش پاکستان بود.
مولانا فضلالرحمن در سفر به کابل سعی کرد رابطه طالبان با پاکستان را احیا کند.
پس از پیروزی طالبان در ۲۰۲۱، بسیاری از ملاها و مساجد پاکستان جشن گرفتند، خیرات دادند و با پخش شیرینی پیروزی «شاگردان» خود را تجلیل کردند. اما با تیرهشدن روابط ارتش پاکستان با طالبان (بهویژه از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵) بهدلیل فعالیت تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان، حملات مرزی، عملیات هوایی پاکستان در افغانستان و بحران روابط دوجانبه، موضع ملاها نیز به سرعت تغییر کرد.
ارتش پاکستان طالبان را به حمایت از تحریک طالبان پاکستان و جداییطلبان بلوچ و استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان متهم میکند؛ اتهامی که طالبان آن را رد کرده و بحران امنیتی پاکستان را مسئلهای داخلی میداند.
ادبیات رسمی پاکستان نیز از «حکومت افغانستان» به «رژیم طالبان» تغییر یافت و برخی دیپلوماتهای پاکستانی حتی از «تغییر رژیم» در افغانستان سخن گفتند.
در این شرایط، حافظ محمد طاهر محمود اشرفی طالبان را «شاگردان ناخلف» خواند و گفت: «ما شاگردان شما نیستیم، بلکه شما شاگردان ما هستید.» او طالبان را به همکاری با هند و اسرائیل متهم کرد و از آنان خواست با افراطگرایی مقابله کنند.
این چرخش نشان میدهد که ملاها هرگاه منافع استبلشمنت (ارتش و حکومت) اقتضا کند، از «شاگردان» حمایت میکنند و هرگاه منافع تغییر کند، آنان را سرزنش میکنند.
یک مکتب دو رویکرد
با وجود اینکه ملاهای پاکستان و افغانستان از یک خاستگاه فکری و مذهبی برخوردار هستند، اما تفاوتهای چشمگیری در رویکردهای آنان وجود دارد. ملاهای پاکستانی انعطافپذیر هستند و اغلب با تفاوتها کنار میآیند، اما ملاها در افغانستان رویکردی سختگیرانه و نامنعطف داشتهاند.
محمد محق، پژوهشگر دینی، مینویسد: «ملاهای پاکستانی با وجود عیوب فراوانشان یک حسن آشکار دارند و آن تعهد و وفاداری به منافع کشورشان است؛ هزار بار شرابخواری و سگبازی جنرالهایشان سبب نمیشود به خاک خود خیانت کنند.»
او همچنین اشاره میکند: «در سالهای نود میلادی، هنگامی که دولت پاکستان با حکومت برهانالدین ربانی مخالف شد، ملاهای پاکستان تمام مدارس خود را تعطیل کردند و شاگردانشان را به جنگ افغانستان فرستادند.»
در افغانستان، حتی سکولارترین حاکمان نیز کوشیدهاند با ملاها همسویی نشان دهند، حساسیتهای اجتماعی را رعایت کنند و در مسائل سیاسی و اجتماعی با روحانیون مشورت کنند. با این حال، ملاها و مدارس دینی تقریباً همیشه در برابر حکومت ایستادهاند.
از پادشاهی امانالله خان که بهدلیل اصلاحات اجتماعی تکفیر و سرنگون شد تا حکومتهای داکتر نجیبالله، استاد ربانی، حامد کرزی و اشرف غنی، ملاها نقش اصلی در فروپاشی حکومتها داشتهاند.
در دوره محمدظاهرشاه نیز با تأسیس دارالعلومها در داخل کشور تلاش شد از رفتن طلاب به مدارس پاکستانی و سوءاستفاده از آنها جلوگیری شود، اما این ابتکار نتوانست مانع مخالفتهای ملاها با نظام گردد.
در سالهای پسین، رهبران سیاسی بیشتر متوجه این حساسیت بودند.
رئیسجمهور کرزی روابط نزدیک و عمیقی با روحانیون داشت. شورای علما در دوره وی از نفوذ و جایگاه ویژهای برخوردار بود. جانشین وی، اشرف غنی، برای اینکه خود را ملتزم به ارزشهای دینی نشان دهد به مسجد میرفت، تسبیح به دست میگرفت و حتی رقیبان انتخاباتی را به امتحان علوم دینی دعوت میکرد.
آقای انصاری معتقد است اکثریت ملاهای افغانستان دین را در بستر فرهنگ قبیلوی تفسیر میکنند و قبیله را رقیب و دشمن دولت میدانند. این رقابت از زمان عبدالرحمن خان آغاز شده و تا سقوط آخرین دولت و تأسیس بدویسالاری طالبان ادامه یافته است.
عبدالباقی حقانی، وزیر تحصیلات عالی سابق طالبان در جریان سفر به پاکستان، به مدرسه حقانی رفت و با مسئولان این مدرسه دینی دیدار کرد
نتیجهگیری
اتحاد مسجد و ارتش در پاکستان بیش از آنکه صرفاً ایدئولوژیک باشد، مصلحتی و استراتژیک است و همواره تابع منافع امنیت ملی و سیاسی این کشور بوده است.
ملاهای پاکستانی، با وجود استاد بودن بسیاری از ملاهای افغان، در عمل تفاوتهای جدی با آنان دارند. آنان با تکثر مذهبی، قومی، نژادی و جنسیتی جامعه پاکستان کنار میآیند؛ در انتخابات شرکت میکنند و بخشی از نظام سیاسیاند. حتی «پدر معنوی طالبان» نیز خود را نامزد انتخابات کرده است.
اما ملاهای حاکم در افغانستان هرگونه تکثر را برنمیتابند و با انتخابات سر ستیز دارند.
پاکستان هویت ملی خود را بر پایه اسلام سیاسی بنا کرده است؛ بنابراین مذهب ابزار اصلی مشروعیت حکومت و ارتش است و ارتش توانسته ملاها را به عنوان ابزار کنترول سیاسی و ایدئولوژیک به خدمت بگیرد.
در افغانستان اما حکومتها نتوانستند تعامل سازندهای با ملاها برقرار کنند. علاوه بر مهار روحانیون، میبایست از نفوذ و اعتبار اجتماعی و مذهبی آنان بهره میبردند. سلب مشروعیت دینی از جریانهای تروریستی یکی از مهمترین اقدامات بود که در چند دهه گذشته کمتر به آن پرداخته شد.
بنابراین، ملاهای پاکستان در نهایت در کنار استبلشمنت (ارتش و حکومت) میایستند، زیرا منافعشان با نظام همسو است.
کاخ سفید میگوید ترکیب «کمیته اجرایی شورای صلح غزه» را تعیین کرده است. رئیس شورای صلح غزه، دونالد ترامپ است. این نهاد بینالمللی قرار است بر فعالیتهای دولت تکنوکرات فلسطینی در نوار غزه، روند بازسازی و همچنین خلع سلاح این منطقه نظارت کند.
بر اساس اعلام کاخ سفید، این کمیته اجرایی زیر چتر «شورای صلح غزه» فعالیت خواهد کرد. علاوه بر ترامپ، این شورا متشکل از سران برخی از کشورها و دولتها است.
در این ساختار، نیکلای ملادنوف، نماینده پیشین سازمان ملل، بهعنوان «نماینده عالی» شورای صلح در غزه منصوب شده است؛ سمتی که واشنگتن آن را معادل مدیر اجرایی توصیف کرده است. ملادنوف موظف است گزارش کار خود را به کمیته اجرایی بینالمللی ارائه کند.
کاخ سفید اعلام کرده است که هر یک از اعضای این کمیته مسئولیت یک حوزه مشخص را بر عهده خواهند داشت، از جمله ایجاد ظرفیتهای حکمرانی، روابط منطقهای، بازسازی، جذب سرمایهگذاری، تامین مالی گسترده و بسیج سرمایه.
ترکیب این کمیته نشان میدهد که ترکیه و قطر همچنان نقش اثرگذار در تحولات غزه خواهند داشت؛ موضوعی که با وجود مخالفتهای اسرائیل مطرح شده است. همچنین حضور امارات متحده عربی در این کمیته، پس از ماهها بلاتکلیفی، نهایی شده است.
همچنین جاسپر جفرز، جنرال امریکایی، بهعنوان فرمانده نیروی بینالمللی ثبات در غزه منصوب شده است. بر اساس اعلام کاخ سفید، جفرز مسئول رسیدگی به تمامی مسائل امنیتی دولت تکنوکرات فلسطینی، کمک به روند خلع سلاح نوار غزه و نظارت بر انتقال امن کمکهای بشردوستانه و مواد بازسازی خواهد بود تا این اقلام به دست حماس نرسد.
دو منبع آگاه به رویترز گفتهاند که وزارت انرژی امریکا برای تکمیل ذخایر استراتژیک نفت خود، در حال بررسی طرحی است که نفت با غلظت سنگین ونزوئلا را با نفت متوسط خود مبادله کند. بر اساس این طرح، نفت سنگین ونزوئلا به مخازن ذخیرهسازی در بندر نفت ایالت لوئیزیانا منتقل میشود.
پس از انتقال به لوئیزیانا، این نفت به پالایشگاهها فرستاده خواهد شد. در مقابل، شرکتها نفت خام متوسط و ترش (Sour Crude Oil) امریکایی را تأمین میکنند که میتواند مستقیما وارد ذخایر استراتژیک نفت امریکا شود.
حکومت امریکا پیش از این نیز از روش مبادله برای دریافت یا آزادسازی نفت استفاده کرده است.
در چارچوب این روش، یک پالایشگاه نفت در صورت مواجهه با اختلالهای موقت، نفت خام را از ذخایر استراتژیک نفت بهطور موقت قرض میگیرد و سپس همان مقدار را بهطور کامل همراه با مقدار اضافی باز میگرداند.
افزون بر این، خبرگزاری رویترز گزارش داده است که مدیران شرکتهای نفتی و وکلای شرکتهای بینالمللی در تلاشاند حکومتهای امریکا و ونزوئلا را قانع کنند تا قانون هیدروکربن ونزوئلا را تغییر دهند. هدف این تغییر آن است که شرکتها بتوانند نفت تولیدشده در ونزوئلا را بدون محدودیت صادر کنند.
در همین حال، دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، میکوشد شرکتهای انرژی را تشویق کند تا هرچه زودتر کار روی طرح ۱۰۰ میلیارد دالری برای بازسازی صنعت فرسوده نفت ونزوئلا را آغاز کنند. اما بسیاری از سرمایهگذاران نگراناند که بدون اصلاح قوانین، اجرای این طرح سالها طول بکشد.
برای عملی شدن این برنامه، نمایندگان شرکتهای بینالمللی نفتی خواهان چند تغییر محدود در قوانین فعلی شدهاند؛ بر اساس این پیشنهاد، شرکت دولتی نفت ونزوئلا همچنان مالک اصلی شرکتهای مشترک باقی میماند، اما به شرکتهای خارجی اجازه داده میشود بر سهم تولید خود کنترول داشته باشند و به پایانههای نفتی و زیرساختهای صادراتی دسترسی پیدا کنند.
در حال حاضر، قانون ونزوئلا تأکید میکند که تمام نفت تولیدشده باید تحت کنترول شرکت دولتی نفت باشد. این شرکت طبق قانون، مسئول فروش نفت است و درآمد آن را به حساب شرکتهای همکار واریز میکند تا هزینهها، سرمایهگذاریها و سود سهام تأمین شود.
اما پس از اعمال تحریمهای امریکا بر صنعت نفت ونزوئلا در سال ۲۰۱۹، این سازوکار عملا از کار افتاد و در نتیجه، بدهیهای میلیاردی شرکت دولتی نفت به شرکای خارجیاش افزایش یافت.
شرکتهای بینالمللی نفتی همچنین خواستار حذف مالیاتهای اضافی هستند که حکومت ونزوئلا پس از تصویب قانون جدید در سال ۲۰۲۱ وضع کرده است.
به گفته آنان، اصلاح نظام مالیاتی باعث کاهش سهم حکومت ونزوئلا از ارزش نفت تولیدشده میشود. در حال حاضر، قوانین موجود دستکم ۵۰ درصد ارزش نفت را برای حکومت تضمین میکند.
دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت و وزیر نفت ونزوئلا، روز پنجشنبه اعلام کرد که طرح پیشنهادی حکومت برای اصلاح قانون هیدروکربن به کانگرس این کشور ارائه شده است.
طالبان در هرات دانشجویان فارغالتحصیل از رشته پزشکی را در مراسم جشن فراغت مجبور کرد نکتاییهای خود را باز کنند. این رویداد جمعه، شب ۲۶ جدی در یکی از تالارهای شهر هرات رخ داد. افغانستان اینترنشنال ویدیویی از این رویداد را دیده که محتسبان طالبان مراسم را مختل میکنند.
این جشن به خاطر فارغ التحصیلی نزدیک به پنجاه تن از دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه هرات برگزار شده بود.
در این ویدیو دیده میشود فردی مسلح با کلاشنیکف و با لباس نیروهای امر به معروف طالبان روی صحنه میرود؛ در حالی که سه فرد مسلح دیگر این گروه در پایین مستقر هستند.
بر اساس تصاویر این ویدیو، مجری برنامه که در حال سخنرانی درباره آینده افغانستان و نقش افراد تحصیلیافته در این کشور است، با مداخله محتسب مسلح طالبان مواجه میشود و سخنانش قطع میگردد. پس از آن، مجری از دانشجویان میخواهد که صحنه را ترک کنند.
در ویدیو دیده میشود زمانی که دانشجویان از سکو یا صحنه پایین میشوند، ماموران امر به معروف طالبان آنان را وادار میکنند نکتاییهای خود را باز کنند. منابعی به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که نزدیک به دو هزار نفر شاهد این رویداد بودهاند.
این رویداد در حالی رخ داده است که طالبان در روزهای اخیر محدودیتها و سختگیریهای تازهای را در هرات اعمال کردهاست. این گروه در یک هفته گذشته به زنانی که مانتو پوشیدهاند اجازه ورود به داخل شهر هرات را نداده است.
روز پنجشنبه نیز طالبان پس از تیراندازی در یک تجمع جوانان برای تماشای حرکات نمایشی موترها در مرکز این شهر یک جوان را کشت.
همچنین روز جمعه، شماری از شهروندان که به برخی مناطق تفریحی هرات همراه خانوادههایشان رفته بودند، با ممانعت طالبان روبهرو شدند و به آنان اجازه داده نشد از موترهای خود پیاده شوند.