طنز سیاسی؛ شباهت‌های افغانستان و ایران امروزی

۱۴۰۰/۱۱/۸

نویسنده: موسی ظفر

افغانستان و ایران این روزها مسیر یکسانی را می‌پیماید. هر دو کشور آنقدر به هم شباهت پیدا کرده که آدم گاهی نمی‌داند چه وقت از مرز عبور کرده. شباهت‌های دو کشور را می‌توان اینگونه خلاصه کرد.

- ضرب‌المثل روزنامه‌نگار ترکی که گفته بود، «وقتی گاو به قصر می‌آید، گاو پادشاه نمی‌شود، قصر طویله می‌شود»، برعلاوه اردوغان، به مقامات هر دو کشور برخورده است.

- در هر دو، ایران و افغانستان، ریش، لنگی و توهم حرف اول را می‌زند و کسانی که از این سه داد خدا بهره‌مند هستند خود و خانواده‌شان نانی در روغن دارند و دستی در کیسه.

- امیرالمومنین هر دو کشور به سن و سال «ون هیلسینگ» در کارتون «هتل ترانسلوانیا» رسیده و اگر قاشق چوبی می‌بودند، حالا در موزه لوور فرانسه روزانه هزاران بازدیدکننده داشتند، ولی فکر می‌کنند مستحق تصمیم‌گیری برای جوانان جهان هستند.

- رئیس‌جمهور ایران آدم کم‌سوادی هست و هر وقت حرف می‌زند مضمون تازه‌ای به دست طنزنویسان ایران می‌دهد. رئیس‌الوزرای افغانستان شبیه به رئیسی است و از هر سخنرانی‌اش می‌شود صد-دوصد سوژه طنزی شکار کرد. هر دو رئیس حرف نزنند به نفع‌شان است.

- صاحبان قدرت در هر دو کشور از موی زنان می‌ترسند و فکر می‌کنند اگر تار موی زن به درز اعتقاد‌شان برود کاخ ایدیولوژی‌شان فرو می‌ریزد.

- زن بودن در هر دو کشور سخت است مگر اینکه زنی عقلش را از دست داده باشد و یا عارضه استکهلم داشته باشد.

- حاکمان افغانستان و ایران هر دو، ایالات متحده را کشور متجاوز و زورگو می‌دانند اما هر دو حاضر اند با مقامات این کشور متجاوز و زورگو روی یک میز بنشینند و اگر خدا خواست با رضایت کامل مورد تجاوز جدید قرار بگیرند.

- روسیه و چین به هر دو کشور به عنوان مال غنیمت نگاه می‌کنند و سعی دارند در بدل حمایت سیاسی منابع طبیعی آنان را تاراج کنند.

- اغلب مردم در هر دو کشور آرزو دارند از مملکت اسلامی خودشان فرار کنند و با ساکن شدن در یک کشور غربی به زندگی اسلامی‌شان ادامه دهند.

- پاسخ حاکمان هر دو کشور به کسانی که از وضع بد اقتصادی و ناکارایی سیستم شکایت دارند «در عوض امنیت داریم» است.

حالا معلوم نیست که ایران عقبگرد کرده و به سطح طالبان سقوط کرده یا اینکه افغانستان با سقوطش به دست طالبان پیشرفت کرده و یک‌شبه همپای ایران شده. به هر رو، اکنون کار جهان ساده شده. جهانیان قبلاً با دو دردسر متفاوت سروکار داشتند و باید برای هر یک چاره جداگانه می‌سنجیدند. فعلاً می‌توانند با یک پراستامول درد دو کشور را آرام کنند.