• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ فسیل ۵۵ میلیون ساله یک افغان در لوگر کشف شد

موسی ظفر
موسی ظفر
۷ جدی ۱۴۰۰، ۰۸:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

کاوشگران چینی که به تازگی فسیل دست‌نخورده یک جنین دایناسور را کشف کرده‌اند خبر می‌دهند که دیروز فسیل ۵۵ میلیون ساله یک افغان را نیز در منطقه عینک لوگر کشف کرده‌اند. پس از کشف این فسیل، احتمال اینکه انسان‌ها در عصر دایناسور زیسته باشند قوی شده و دانشمندان را امیدوار کرده است.

مورد دومی که باعث تعجب باستان‌شناسان شده این است که یک دست سلاح اتوماتیک AK47 با علامت Made in Pakistan نیز با این فسیل کشف شده است. به نظر می‌رسد فسیل ۵۵ میلیون ساله افغان، که دانشمندان اکنون او را «ملا خان‌مامد آکا» نام گذاشته‌اند، در جریان جهاد علیه استفاده از ابزار سنگی کشته شده باشد. از آنجا که هیچ ابزار سنگی از قبر او یافت نشده، چنین به نظر می‌رسد که ملا خان مامد استفاده از سنگ‌آلات را مصداق «کفر» و هر نوع زندگی انسانی را «بی‌ناموسی» می‌دانسته.

لِنگ چون، رئیس کاوشگران چینی در عینک می‌گوید: «برای نتیجه‌گیری هنوز زود است اما آزمایشات رادیوکاربن جمجمه ملا خان مامد نشان می‌دهد که وی با تحصیل دختران شدیداً مخالف و از حضور زنان در اجتماع ناراحت بوده. آزمایشات رادیوکاربن همچنین نشان می‌دهد که ملا آکا زشت، خشن و متوهم و از زیبایی و هنر کاملاً بی‌بهره بوده.»

دانشمندان معتقد اند که نسل چنین انسان‌های قرن‌حجری حدود بیست میلیون سال پیش منقرض شده و بعید به نظر می‌رسد کسی با مفکوره ملا خان‌ مامد هنوز زنده باشد. لوندا ویلسون، استاد دانشکده باستان‌شناسی در دانشگاه ملی آسترالیا می‌گوید: «فراموش نکنیم که ما اکنون در قرن بیست‌ویک زندگی می‌کنیم. اغلب کارهای ما را روبوت انجام می‌دهد. هر روز به فضا سفینه می‌فرستیم. اگر توقع داشته باشیم که در این قرن یکی مثل ملا خان‌ مامد، که با دایناسورها زیسته، را پیدا می‌کنیم توقع عبثی هست. ما حتی دنبال سر نخ نیستیم. این احتمال صفر است.»

لنگ چون اما با خانم ویلسون موافق نیست. آقای لنگ می‌گوید که خدا مهربان است. وی بدین باور است که اغلب مردان افغانستان انسان‌های محتاط و فرهنگ‌دوست هستند و اگر کاوش درستی صورت بگیرد شاید بتوان چند نفر با مفکوره عصر دایناسور را در افغانستان امروزی پیدا کرد. آقای چون می‌گوید: «یک نفر، حتی اگر یک نفر را پیدا کنیم که با تحصیل دختران، کار زنان، انتخابات و آزادی‌های فردی مخالف باشد زنجیر ما با انسان‌های عصر دایناسور وصل می‌شود و پاسخ روشنی برای اغلب پرسش‌های باستانی‌مان پیدا می‌کنیم.»

آقای چون از افغان‌ها خواست که اگر کسی را با این خصوصیات می‌شناسند به مرکز مطالعات فسیل‌شناسی معرفی کنند.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۳

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۴

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۵

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی؛ مشاعره شب یلدا بین زورمندان دیروز و امروز

۳ جدی ۱۴۰۰، ۱۲:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

طنزی از موسا ظفر در شب یلدای امسال محفل مشاعره میان سیاستمداران افغانستان، که عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان نیز به عنوان میزبان در آن شرکت کرده بودند برگزار شد. در پایان این محفل مسابقه شعر فی‌البداهه راه افتاد و هر سیاستمدار مکلف شد شعری بگوید و از حاضرین این محفل پاسخی بشنود.

محفل با شعری از مولوی محمد حسن آخوند آغاز شد و بقیه حاضرین با همان وزن و قافیه ادامه دادند.

مولوی محمد حسن:

عقل در زولانه دارم، می‌خری؟
کشور ویرانه دارم، می‌خری؟
خود چو مورم، بار سنگین‌تر ز صد
هندوکش بر شانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: نه! نه! ما فقط با آدم عاقل و بالغ معامله می‌کنیم. نفر بعدی لطفاً

عمران خان:

قصه و افسانه دارم، می‌خری؟
ساجق و پوقانه دارم، می‌خری؟
نیست اینجا، لیک در افغان ستان
هر رقم دیوانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: نه! نه! برو گمشو!

امرالله صالح:

تانک تیل و خانه دارم، می‌خری؟
نمره در گلخانه دارم، می‌خری؟
اطلاعات و توهم‌های گرم
چند در پسخانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: تو با کدام رو به محفل آمدی؟ برو در تویتر کاسه کاسه شعر بگو! اینجا تویتر نیست.

مارشال دوستم:

پیک و هم پیمانه دارم، می‌خری؟
منزل شاهانه دارم، می‌خری؟
هم سناتور هم قمندان هم رئیس
پنج، ششصد دانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: نوش! نوش! مارشال صیب



حمدالله محب:

چهره طفلانه دارم، می‌خری؟
تامی و بیگانه دارم، می‌خری؟
یک وطن، یک ارتش و وجدان هیچ
حاضرِ بیعانه دارم، می‌خری؟

پاسخ عمران خان: بی‌غیرت آدمی! مال آماده کرو. تمهارا سودا بهوت اچها هی.

طنز سیاسی؛ بیانیه نشست فوق‌العاده سازمان همکاری اسلامی

۲۹ قوس ۱۴۰۰، ۱۱:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

اعلامیه نهایی سازمان همکاری اسلامی

سازمان همکاری اسلامی با درنظرداشت وضعیت رقت‌بار مردم افغانستان و بحران بوجود آمده انسانی در این کشور، روی موارد ذیل تاکید می‌نماید:

  • در پیوند به تقاضای کمک مالی از سوی طالبان، سازمان همکاری اسلامی از خداوند ذولجلال والاکرام به شدت می‌خواهد که کمک‌های حلال و زیادی را به امارت اسلامی، که خودش آن را به نصرت رسانده، عنایت کند؛
  • سازمان از مسولین امارت اسلامی می‌خواهد که جهت دریافت کمک مستقیماً با خزانه‌دار عظیم که همانا خداست در تماس شود زیرا درخواست این گروه برای تایید و اجرا به خداوند قهار راجع شده است؛
  • در صورتی که درخواست طالبان مورد تایید خدای متعال قرار نگیرد، مقامات این گروه می‌توانند دعا کنند و "بغاری" بزنند. سازمان همکاری اسلامی از بغاری طالبان حمایت خواهد کرد؛
  • تمام اعضای سازمان همکاری اسلامی، به جز پاکستان، از امارت اسلامی افغانستان می‌خواهند که جهت برقراری یک نظام کاملاً اسلامی، به ارزش‌های غیراسلامی مانند حقوق‌بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، دموکراسی و مشارکت ملی احترام بگذارد؛
  • سازمان اسلامی از کشورهای غربی که در افغانستان شکست مفتضحانه خورده‌اند، می‌خواهد که در کشورهای خود برای فاتحان افغانستان صندوق خیریه بگذارند و نذورات و خیرات کریسمس‌شان را برای فاتحان بفرستند؛
  • اعضای این سازمان از حکومت چین می‌خواهند که در رابطه با گزارش‌ نقض حقوق مسلمانان در کشور خود... هر طور خودش راحت است. ما کار نداریم. تجارت ما خراب می‌شود؛
  • سازمان همکاری اسلامی باور دارد که با روی کار آمدن طالبان در افغانستان کشتار مردم کاهش یافته است. این سازمان از طالبان می‌خواهد که در ادامه قطع کشتارهای قبلی که با بشکه زرد و واسکت انجام می‌دادند، همین کشتار کمی را که این روزها انجام می‌دهند نیز قطع کنند تا مردم افغانستان بتوانند در سایه حکومت‌ اسلامی آزادانه رنج ببینند؛
  • سازمان اسلامی از منصور احمدخان، سفیر پاکستان در کابل می‌خواهد که دفتر کارش را به ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان انتقال دهد تا مقامات کشور میزبان بتوانند بدون ضیاع وقت و تیل موتر به ایشان دسترسی داشته باشند؛
  • وزرای خارجه کشورهای اسلامی (که ۹۵ درصدشان مرد هستند) از طالبان می‌خواهند تا به حقوق زنان احترام بگذارند و به آن‌ها اجازده دهند که در موقف‌های دولتی کار کنند؛
  • سازمان همکاری اسلامی تعهد می‌نماید، همانگونه که معضل کشمیر، اتیوپیا، فلسطین و سومالیا را حل کرده، به حل معضل افغانستان ادامه خواهد داد.

    این سازمان در نشست بعدی‌اش که دو سال بعد در مالزیا برگزار می‌شود بحران انسانی کنونی را دوباره به بحث خواهد گرفت.

با احترام

وزرای خارجه کشورهای اسلامی، به جز افغانستان

۱۹ دسامبر ۲۰۲۱ – اسلام‌آباد

طنز سیاسی؛ داستان "نعیم بزغاله" و راه‌حل‌های امارتی

۲۷ قوس ۱۴۰۰، ۰۰:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

در قریه‌ای که ما زندگی می‌کردیم دندانپزشک نبود. هر کس دندان‌درد بود پیش نعیم بزغاله می‌رفت. نعیم بزغاله در اصل کفاش بود. هر کس کفشش سوراخ می‌شد مزد اندکی به نعیم می‌داد و می‌گفت، بزغاله این را بدوز.

البته همین نعیم همیشه بزغاله نبود. کسی که دندانش درد می‌کرد و پیش نعیم می‌رفت او را نعیم خان می‌گفت. این طوری با خان گفتن می‌خواست به نعیم رشوه بدهد تا در وقت دندان کشیدن اذیتش نکند. نعیم اما آدم پاکی بود و هیچ‌وقت رشوه نمی‌گرفت. همیشه کارش را در حد ممکن بد انجام می‌داد، چه خان می‌گفتی، چه بزغاله.

با انبری که چند دقیقه پیش میخ کفش را کشیده بود دندان را محکم می‌گرفت و با یک "یا علی" بلند از جایش درمی‌آورد. آدم خوشبخت کسی بود که با "یا علی" اول نعیم بزغاله دندانش می‌کشید. آدم بدبخت با بیست "یا علی" هم کارش نمی‌شد. آنقدر اذیتش می‌کرد و انبر مردار را به حلقش فرو می‌برد که آخر سر علی پیش چشمم بد می‌شد و تا یک سال دیگر هر کس در هر کجا یا علی می‌گفت نیم متر از جایش می‌پرید.

در پیتاب زمستان که گاهی مجلس گرم بود و هر کس از هر دری سخن می‌گفت، نعیم نیز به عنوان متخصص دندان بادی به غبغب می‌انداخت و می‌گفت: "درد بد، دوای بد. دندانی که درد کرد باید کشیده شود اگرنه هر شب درد، سه سال از عمر آدم کم می‌کند. دندان سیاه اگر درد هم نکرد باید کشیده شود. دندان‌های کج، دندان‌های عقل و دندان‌هایی که لق شده همه باید کشیده شوند. دندانی که بغلش نمره خالی است دیر یا زود درد می‌گیرد، پس خوب است که قبل از درد کشیده شود."

از دید نعیم بزغاله هیچ دندانی ارزش ماندن در دهن را نداشت و باید به یک نه یک دلیل کشیده می‌شد. همین تخصص‌اش بود و عقلش به چیزی بیشتر از کشیدن قد نمی‌داد.

حالا امارتی‌ها نیز همان راه‌حل نعیم را در پیش گرفته‌اند. برای اینکه نرخ افغانی سقوط نکند سرای شهزاده و بانک‌ها را می‌بندند. برای اینکه مردم فقیر و بدبخت دیده نشوند گزارشگران را لت و کوب و برای رسانه‌ها محدودیت خلق می‌کنند. برای اینکه اعتقاد مردم به خدا محکم شود کتابچه حاضری نماز ساخته‌اند و نرخ غیرحاضری تعیین کرده‌اند.

فردا ممکن است برای اینکه کسی گرسنه نخوابد دستور بدهد که آدم گرسنه باید شب‌ها بیدار باشد. اینطوری ادعای‌شان راست می‌شود که در سایه امارت اسلامی، هیچ کس گرسنه نخوابیده است.

این راهکار همان راهکار نعیم بزغاله است که فکر می‌کرد اگر دندان نباشد درد دندان هم نیست و زندگی یکسره در نایت کلب می‌گذرد.

طنز سیاسی؛ نامه دوم شیطان به مردم افغانستان

۲۲ قوس ۱۴۰۰، ۱۴:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

برادران گرامی!

نامه را با خبر بدی آغاز می‌کنم. متاسفانه در امتحان یک کمی مشروط ماندم. از صد نمره، بیست‌ و یک گرفتم.

راستش استاد فضل‌الرحمان حق داشت ناکامم بکشد. اصلاً فکرم به درس نبود. تمام هوش و گوشم به طرف مدیریت کانسرت‌هایی بود که در عربستان برگزار شده است. جای شما خالی عجب برنامه‌هایی بود. از رقص کترینا کیف و آهنگ‌های نانسی عجرم به خود لرزیدم.

دعا می‌کنم خداوند همه شما را روزی به عربستان برساند. آنانیٰ‌که کترینا و شراب آن دنیا را می‌خواهند به مکه و مدینه بروند و دوستانی که لذت این دنیا را می‌خواهند به ریاض و طایف بیایند. اینجا هر نوع مال موجود است.

در نامه گفته بودید که نرخ دالر بلند رفته و تقاضا کرده بودید که نرخ آن را کنترل کنم. به‌قول استاد سیاف، "شب سه‌شنبه است، رازی چی تول دعاگانی اوکو که نرخ دالر بالا نرود".

بیشتر از این چیزی از دست من نمی‌آید زیرا رشته من اقتصاد نیست. من طالب نیستم که قاعده بغدادی بخوانم و با "الف دو زر اً، دو زیر اٍ، دو پیش اٌ" بانک مرکزی را اداره کنم. کار من مشخص است. افغان‌ها را تشویق می‌کنم تا دست به دامن دلدار شوند.

در این راستا خیلی موفق بوده‌ام و نتیجه‌اش را می‌بینید که هر روز خبر تولد هفت‌گانه‌ای و پنج‌گانه‌ای از گوشه و کنار کشور به گوش می‌رسد. لطفاً در مورد نرخ دالر دیگر به من چیزی نگویید. شما می‌دانید و آن وزیر اقتصاد قبض.

در رابطه به گندم و سیب هم پرسیده بودید که آدم کدام یکی را خورد که از بهشت رانده شد. راستش یادم نمانده. اما منطق ایجاب می‌کند که باید سیب بوده باشد، چون سیب میوه است و همین که از درخت بکنی خورده می‌شود. گندم خشک خورده نمی‌شود. باید آرد کرد و پخت و سپس خورد. جنت یکاولنگ نیست که آسیاب و تنور داشته باشد.

حالا که شما از من سوال کردید، بگذارید من هم از شما چند سوالی بکنم. راستی شما چرا اینقدر کشته مرده داستان‌های ماقبل تاریخ استید؟ به شما چه که آدم چه خورده بود و مریم چگونه حمل گرفته بود؟

گیرم شما جواب این سوال‌ها را گرفتید، چه تغییری در روزگار شما می‌آید؟ از فقر و بدبختی لگن خاصره شما از بغداد دیده می‌شود، آن‌وقت شما می‌خواهید به طرفداری از هابیل علیه قابیل تظاهرات کنید؟

اصلاً قبل از قابیل کی آدم کشته بود که قابیل کم‌بخت می‌دانست که آدم کشتن یعنی چه؟ فکر می‌کرد اگر با بیل به بغل یک نفر بزنی گام‌هایش استوار و دید چشمش بهتر می‌شود؛ زد و طرف مرد.

حالا یک آدم از سر سهو و نادانی کار بدی کرده، چه نیاز است که همه شما قواره دکتر شریعتی به خود بگیرید و کتاب بنویسید؟ دیگر از این سوال‌ها نکنید که خفه می‌شوم.

هرچند در پاراگراف آخر کمی تند رفتم اما لطفاً به دل نگیرید و ارتباط را قطع نکنید. خوب است گاهی از همدیگر احوال بگیریم. شاعر می‌گوید، جدایی آمد و منزل دوتا شد – ولیکن در بغل می‌گرفتی ما را.

دوست شما

شیطان ۴۲۰پور

طنز سیاسی؛ نامه شیطان به مردم شریف افغانستان

۱۹ قوس ۱۴۰۰، ۰۹:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

طنزی از موسا ظفر سلام و درود بی‌پایان بر شما مردم غیور و شریف افغانستان. از وقتی که نامه دوست عزیزم موسا ظفر را که به نمایندگی از شما نوشته بود دریافت کردم اشک گرم شادی یکسره از چشمم جاریست. چقدر خوشبختم که هنوز در دل شما مردم شریف جا دارم.

ای کاش آدم‌شناسی من خوب بود و می‌دانستم آنچه از آدم بر جا می‌ماند شمایید، همان لحظه سجده‌اش می‌کردم. چه نیاز بود که عالم و آدم را این همه سرگردان کنم.

نخست اجازه دهید از شما مردم سربه‌کف و کف‌اندرسر به خاطر جهاد چهل‌ساله‌تان تشکری کنم. من در اکثر کشورهای جهان زندگی کرده‌ام. هیچ ملتی به اندازه شما آزاده نیست و در راه حق شهادت نداده. هر وقتی قبرستان‌های شما را مملو از شهدا می‌بینم، هر وقتی پل و سرک و مکتب و خانه‌های شما را در راه حق ویران می‌بینم و هر وقتی پاسپورت شما را ته لیست معتبرترین پاسپورت‌های جهان می‌بینم در دلم می‌گویم جهان هنوز از مرد واقعی خالی نشده. امیدوار می‌شوم و احساس محبت به من دست می‌دهد.

در نامه شکایت کرده بودید که شما را در این شرایط بحرانی رها کرده‌ام. نخیر عزیزان من. امکان ندارد چنین کنم. من به خاطر امتحان آخر سال به پاکستان آمده‌ام و همین که امتحانات خلاص شود دوباره به افغانستان برمی‌گردم. در غیاب من آقای منصور احمدخان از تمام امورات سرپرستی می‌کند و هر وقت ضرورت پیدا کردید به ملاقات ایشان بروید. آقای منصور بلحاظ سن از من کوچکتر است اما در شیطانی برادر بزرگم است. انشاالله که به مشکلات شما رسیدگی خواهد کرد.

البته باید بگویم که اگر کار خیلی ضرور ندارید مزاحم ایشان نشوید. گرفتاری منصور خان این روزها یک مقدار زیاد است. برای امورات روزمره به فرامین ملا هبت‌الله، دستورات ملا حسن آخوند و فرمایشات وزرای طالبان کرام عمل کنید. به امید خدا که هیچ تفاوتی با دستورات اینجانب ندارد. از کیفیت آن به شما اطمینان می‌دهم. در ضمن، اگر می‌خواستید فیلم میلم شیطانیببینید به پورتال آنلاین ما "دبلیو دبلیو خوشال سعادت دات کام" مراجعه کنید. از خود من است.

افغان‌های گرامی،

در نامه چندین جا به من ملعون و رجیم و این چیزها نوشته بودید. حقیقتاً من از شما هیچ دلخور نشده‌ام. برای من زبان و قلم شما مهم نیست. دل شما مهم است. می‌دانم که شما روز صدبار کج و راست می‌شوید و بر من لعنت می‌فرستید اما ته دل‌تان دوستم دارید. لطفاً همیشه چنین کنید. مردم جهان نباید شک کند که ما و شما یکی هستیم. باید فکر کنند که ما دشمن همیم. اینطور تمام جهان را بازی می‌دهیم، انشاالله.

گفتنی زیاد است اما وقت کم. باید بروم که امروز امتحان علوم دینی دارم. استاد مولانا فضل‌الرحمان خیلی آدم سختگیر است. همین که فرصت شد نامه دیگری به شما می‌فرستم.

خدا نگهدار همه شما باد و دوست‌تان دارم

شیطان ۴۲۰ زاده
اسلام‌آباد