• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ نامه شیطان به مردم شریف افغانستان

۱۹ قوس ۱۴۰۰، ۰۹:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

طنزی از موسا ظفر سلام و درود بی‌پایان بر شما مردم غیور و شریف افغانستان. از وقتی که نامه دوست عزیزم موسا ظفر را که به نمایندگی از شما نوشته بود دریافت کردم اشک گرم شادی یکسره از چشمم جاریست. چقدر خوشبختم که هنوز در دل شما مردم شریف جا دارم.

ای کاش آدم‌شناسی من خوب بود و می‌دانستم آنچه از آدم بر جا می‌ماند شمایید، همان لحظه سجده‌اش می‌کردم. چه نیاز بود که عالم و آدم را این همه سرگردان کنم.

نخست اجازه دهید از شما مردم سربه‌کف و کف‌اندرسر به خاطر جهاد چهل‌ساله‌تان تشکری کنم. من در اکثر کشورهای جهان زندگی کرده‌ام. هیچ ملتی به اندازه شما آزاده نیست و در راه حق شهادت نداده. هر وقتی قبرستان‌های شما را مملو از شهدا می‌بینم، هر وقتی پل و سرک و مکتب و خانه‌های شما را در راه حق ویران می‌بینم و هر وقتی پاسپورت شما را ته لیست معتبرترین پاسپورت‌های جهان می‌بینم در دلم می‌گویم جهان هنوز از مرد واقعی خالی نشده. امیدوار می‌شوم و احساس محبت به من دست می‌دهد.

در نامه شکایت کرده بودید که شما را در این شرایط بحرانی رها کرده‌ام. نخیر عزیزان من. امکان ندارد چنین کنم. من به خاطر امتحان آخر سال به پاکستان آمده‌ام و همین که امتحانات خلاص شود دوباره به افغانستان برمی‌گردم. در غیاب من آقای منصور احمدخان از تمام امورات سرپرستی می‌کند و هر وقت ضرورت پیدا کردید به ملاقات ایشان بروید. آقای منصور بلحاظ سن از من کوچکتر است اما در شیطانی برادر بزرگم است. انشاالله که به مشکلات شما رسیدگی خواهد کرد.

البته باید بگویم که اگر کار خیلی ضرور ندارید مزاحم ایشان نشوید. گرفتاری منصور خان این روزها یک مقدار زیاد است. برای امورات روزمره به فرامین ملا هبت‌الله، دستورات ملا حسن آخوند و فرمایشات وزرای طالبان کرام عمل کنید. به امید خدا که هیچ تفاوتی با دستورات اینجانب ندارد. از کیفیت آن به شما اطمینان می‌دهم. در ضمن، اگر می‌خواستید فیلم میلم شیطانیببینید به پورتال آنلاین ما "دبلیو دبلیو خوشال سعادت دات کام" مراجعه کنید. از خود من است.

افغان‌های گرامی،

در نامه چندین جا به من ملعون و رجیم و این چیزها نوشته بودید. حقیقتاً من از شما هیچ دلخور نشده‌ام. برای من زبان و قلم شما مهم نیست. دل شما مهم است. می‌دانم که شما روز صدبار کج و راست می‌شوید و بر من لعنت می‌فرستید اما ته دل‌تان دوستم دارید. لطفاً همیشه چنین کنید. مردم جهان نباید شک کند که ما و شما یکی هستیم. باید فکر کنند که ما دشمن همیم. اینطور تمام جهان را بازی می‌دهیم، انشاالله.

گفتنی زیاد است اما وقت کم. باید بروم که امروز امتحان علوم دینی دارم. استاد مولانا فضل‌الرحمان خیلی آدم سختگیر است. همین که فرصت شد نامه دیگری به شما می‌فرستم.

خدا نگهدار همه شما باد و دوست‌تان دارم

شیطان ۴۲۰ زاده
اسلام‌آباد

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۳

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۴

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۵

غیبت افغانستان در استراتژی مبارزه با تروریسم دونالد ترامپ

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی؛ نامه‌‌ای به شیطان ملعون

۱۷ قوس ۱۴۰۰، ۱۰:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

آقای شیطان، چند روز قبل به خدا نامه‌ نوشتم. هواداران خداوند خودشان را پاره کردند که نوشتن نامه به خدا کفر است. گفتند خداوند بزودی به من جزا خواهد داد. البته این هواداران چون "هوای"شان خیلی زیاد است احتمالاً فکر کردند خداوند ممکن است در جزا کوتاهی کند لذا خودشان دست به کار شدند.

(طنزی از موسا ظفر)

... این کار باعث شد تا قید نامه به خدا را بزنم و این بار به شما نامه بنویسم. امیدوارم شما هوادار آنچنانی نداشته باشید.

جناب رجیم،

به شما آدرس نمی‌دهم چون می‌دانم افغانستان را بهتر از کف دست‌تان بلد هستید. از رگ گردن به مردم شریف افغانستان نزدیک هستید و یک عمر در غم و شادی این ملت شریک بوده‌اید. از این بابت هر چه از شما سپاسگزاری کنم کم است. باوجود این، از شما گله‌ها دارم.

گله اول این است که تعهد کرده بودید هیچ وقت افغانستان را رها نمی‌کنید. گفته بودید تا آخرین قطره خون در کنار ما می‌مانید. کجا شدید؟ چرا در این شرایط حساس که مملکت بدست چند غولی که میزان آی‌کیوشان زیر 116 است افتاده ما را از سایه‌ات محروم کردید؟ بقول سعدی، بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست / بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست.

گله دوم این است که آمده از خودتان دفاع نمی‌کنید. نمی‌خواهم شیطانی کنم ولی اینجا هر کس هر غلطی کرد سیاهی‌اش را به روی شما می‌مالد. دزدی می‌کنند، می‌گویند شیطان ما را وسوسه کرد. تجاوز می‌کنند، می‌گویند شیطان در پوست ما درآمد. بچه‎‌ها شب بستر را خیس می‌کنند، می‌گویند شیطان بازی‌اش داده. این چیزها که خیر. حتی اگر عکس و نوشته فیسبوکی ملاها را همرسانی نکنیم می‌گویند شیطان مانع‌ات شده. شما که این قدر خشره نبودید و یک زمان با خود خدا پنجه می‌زدید. ببین مردم افغانستان از شما چه ساخته. چرا به میدان نمی‌آیید؟ چرا آمده از خودتان دفاع نمی‌کنید؟

آقای شیطان،

یک دالر به صد افغانی رسیده. خدا گروهی را بر ما مسلط کرده که می‌گوید کارشان فقط گرفتن دولت بود و بقیه چیزها مربوط خدا و آمریکا و پاکستان می‌شود. در مورد کفش و لباس زنان فرمان و اعلامیه و فتوا صادر می‌کنند اما در مورد فقر و بدبختی و سقوط نرخ افغانی مار سکوت گزیده. یگان شیطانی بلد نیستید که نرخ افغانی بیشتر از این سقوط نکند؟

راستی اگر پاسخ نوشتید همان مسئله گندم و سیب را هم روشن کنید. یک عده می‌گویند آدم گندم خورد و از بهشت بیرون شد، عده دیگر می‌گویند سیب. هرچند ما فعلاً هردویش را نداریم ولی باز هم دلیل فرار آقای آدم از بهشت معلوم باشد خوب است. از نگرانی ما کاسته می‌شود.

بااحترام

یکی از دشمنان شما که در مکه به شما سنگ زده

طنز سیاسی؛ مردی که همسرش را فروخته بود دوباره خرید

۱۴ قوس ۱۴۰۰، ۰۸:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

عبدالاحشام، مرد ۸۰ ساله که در کابل زندگی می‌کند مدتی قبل همسر ۷۲ ساله‌اش را به کهنه‌فروشی فروخته بود. این مرد امروز توانست معامله را با کهنه‌فروشی فسخ کند و همسرش را به خانه برگرداند.

عبدالاحشام به خبرنگار تلویزیون ملی صدای شریعت گفت، "من قبلاً فکر می‌کردم زن مال است. از آنجا که زنم خیلی کهنه شده بود او را به عنوان یک مال بیکاره به کهنه‌فروشی فروختم. دیروز وقتی فرمان آقای هبت‌الله را خواندم که در آن صراحتاً گفته شده بود زن مال نیست بلکه انسان است، چشمانم باز شد و رفتم دوباره زنم را خریدم و به خانه آوردم. اگر این فرمان صادر نمی‌شد بدبخت شده بودم. خدا هیچ خانه‌ای را بدون زن نکند."

مشفقه، خانم آقای عبدالاحشام نیز فرمان خاص هبت‌الله را نقطه عطف در تاریخ بشریت خواند. وی به تلویزیون گفت، "ما زن‌ها همیشه احساس مالی داشتیم. من در جوانی فکر می‌کردم خیلی مال هستم. پسان که پیر شده بودم احساس مالی‌ام ضعیف شده بود ولی باز هم یک رقم دلم پر بود. دیروز وقتی خبر شدم که ما زن‌ها مال نیستیم، بلکه "انسان اصیل" هستیم، یکدفعه‌ای دلم خوش شد. اکنون به عنوان یک انسان از هبت جان تشکر می‌نمایم که ما را از مالیت نجات داد. خداوند خیرش دهد و خودش را نیز انسان کند."

ریحانه ابراهیم رحمانی، فعال مدنی و فعال حقوق زن که پارسال جایزه اتلانتیکوی شجاع‌ترین زن آسیا را دریافت کرده بود در واکنش به این فرمان در کانال یوتیوب خود گفته است که این فرمان را قبول ندارد و تا آخرین قطره خون علیه طالبان مبارزه خواهد کرد. خانم رحمانی که فعلاً در کمپ مهاجرین آلبانیا زندگی می‌کند گفته است که مخالفتش با طالبان دایمی است. وی گفت، "اگر طالبان سفاک بگویند که زن مال نیست، من می‌گویم زن مال است. شاید مردم انتقاد کنند که چرا من زن را مال گفته‌ام. اما مه د قصیش نیستم. خاک د سر کلشان. مرد، مرد است. حتی از نامشان بدم میایه."

این فرمان اما به یک عده افغان‌های سودجو ضربه نیز وارد کرده است. شمیم خان ناسپاس، مرد ۵۴ ساله اهل قندوز که با داشتن هفت دختر و دو زن خودش را مال‌دار منطقه می‌پنداشت اکنون ورشکست شده است. وی گفته است که از یک سو مال‌هایش به انسان تبدیل شدند و اکنون نمی‌تواند آن‌ها را معامله کند، از سوی دیگر رهبری طالبان به این انسان‌های اصیل اجازه نمی‌دهد که مکتب بروند.

آقای ناسپاس از هبت‌الله خواست که فرمان خود را پس بگیرد و یا فرمان دیگری صادر کند و در آن به صراحت بگوید که انسان‌های اصیل اجازه دارند مثل انسا‌های غیراصیل کار کنند، مکتب بروند و زندگی کنند.

طنز سیاسی؛ نامه دوم به خدا صاحب

۱۰ قوس ۱۴۰۰، ۰۸:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

خدا جان سلام!

امیدوارم خوب باشید. منتظر پاسخ شما بودم اما انگار مثل گذشته ترجیح داده‌اید با ما داد و گرفت نداشته باشید.

شاید هم پاسخ فرستاده‌اید اما فرشته‌ها نتوانسته‌اند کابل را پیدا کنند. بهشان بگویید که آدرس ما همان قبلی است اما به خاطر دود زغال و پلاستیک که روی شهر را پوشانده کابل از بالا به سختی دیده می‌شود.

راستی هوا خیلی سرد شده. کودکانی که لباس مناسب ندارند می‌لرزند. خانواده‌هایی که نانی برای خوردن ندارند مواد سوختی هم ندارند. می‌دانم شما فقط وعده رزق را داده‌اید، نه سوخت زمستان. فقط دیدم سیاهی زیاد است و کاغذ سفید، همین یک شکایت اضافی را هم نوشتم. نگران نباشید. شکایت‌های ما گاهی از روی شوق است. بیکار که بنشینیم از این و آن شکایت می‌کنیم.

راستی بیکار گفتم بیکاری یادم آمد. مردم در افغانستان خیلی زیاد بیکار شده‌اند. طالبان گفته بودند که "به توکل خدا" شغل زیادی ایجاد می‌کنند. فکر کنم توکل‌شان عیب داشته که تا حال برعکس عمل کرده‌اند. شما کدام کار سراغ ندارید؟ مردم افغانستان زحمتکش‌اند، هر کار می‌کنند. کارخانه چرس هم باشد صحیح است.

خدا صاحب!

ملا حسن در سخنرانی صوتی خود گفت که برای گشایش کارها نزد شما "بغاری" بزنیم. فکر کنم منظورش همان غریو است. گفتم از خود شما بپرسم که گریه کنیم یا نه؟ نمی‌شود هر لطفی که می‌کنید بدون تقاضای گریه بکنید؟ ما به حد کافی گریسته‌ایم. اشک ما خشک شده.

دیروز آهنگ "سرزمین من" از داوود سرخوش را گوش می‌کردم گریه‌ام گرفت. هر کار کردم صحیح گریه نشد. فقط هی هی می‌شد، اشک نداشت. اشک نمانده است. تف دور چشم خود بمالیم قبول است؟

راستی یک گپ دیگر. طالبان از ما امتحان نماز می‌گیرد. می‌دانم نماز خوب است و هر کس بخواند از منکرات و فحشا دور می‌ماند، اما همین مسئله امتحان یک کمی خسته‌کن شده. ما از روزی که پیدا شده‌ایم امتحان می‌دهیم. معلم امتحان می‌گیرد، کارفرما امتحان می‌گیرد، ترافیک امتحان می‌گیرد، زندگی و روزگار امتحان می‌گیرد. پس از مرگ هم که خود شما در چند مرحله امتحان می‌گیرید. این‌ها کم بود که حالا باید به طالب هم امتحان بدهیم؟

خدا جان!

به این‌هایی که حالا می‌آیند زیر نامه من مهر کفری می‌زنند یک مقدار انصاف بده. آدم را نمی‌گذارند با خدای خود درد دل کند. دلیلش را می‌دانی چیست؟ چون این نامه به فارسی نوشته شده.

همین آدم‌ها وقتی دستور نگهداری نوشابه کوکاکولا را به عربی می‌بینند ماچش می‌کنند و روی طاقچه می‌گذارند که به مقدسات توهین نشوند. عیب نمی‌گذارم ولی خواهشاً وقتی این‌طور آدم‌ها را خلق می‌کنی برایشان از همان مواد نرم و سفید که داخل کاسه سر می‌گذاری هم بده. این بیچاره‌ها از نداشتن آن ماده خیلی رنج می‌برند.

فعلاً گفتنی دیگری ندارم. شما را به خداوند کریم که خودتان هستید می‌سپارم.

اگر جواب بدهید خوش می‌شویم. ندهید هم کاری از دست ما نمی‌آید.

بااحترام

یک شهروند افغانستان که تازه امتحان نماز داده

طنز سیاسی؛ نامه‌ای به خدا صاحب

۷ قوس ۱۴۰۰، ۱۱:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

محترم خدا صاحب!

می‌دانم آدرس دادن به شما اشتباه است، چون شما همه آدرس‌ها را می‌دانید. اما از آنجایی که ما در یک موقعیت کور قرار گرفته‌ایم و اغلب احساس می‌کنیم از نظر لطف شما پنهان می‌مانیم، می‌خواهم آدرسی بدهم که اگر ضرورت شد از ما یک احوال بگیرید.

کهکشان راه‌شیری را که گرفته پیش بیایید، از طرف راست در خط سوم و از طرف چپ در خط دوم یک منظومه شمسی است با هشت یا نه سیاره. وقتی داخل منظومه شدید، از مریخ گذشته یک سیاره آبی می‌رسد که اسمش را ما زمین گذاشته‌ایم ولی خودت یک زمان در مسج خود ازش به عنوان "ارض" یاد کرده‌ای.

در این سیاره موجودات پچولی زندگی می‌کنند که دوست دارند زمین تکه‌تکه باشد. این تکه‌ها از خود نام دارند. اگر به حساب الفبای انگلیسی و جدول غمگین‌ترین کشورها را ببینی، نام این کشور بالاتر از همه می‌آید؛ اما اگر به حساب آرامش و رفاه و اعتبار پاسپورت و هر چیز خوب دیگر ببینی کشور آخر است: افغانستان

به این کشور که رسیدی، پایین ببین. آدم‌هایی که در به‌در و خاک‌ بر سر می‌گردند، مردم عادی‌اند. آن‌هایی که چند متر رخت توهم را بر سر پیچانده، سلاح به شانه دارند و صورت‌شان پر از پشم است طالبان‌اند. فراتر از تقسیم‌بندی "آدم" و "طالب" چیزی نداریم.

حالا این طالبانی که گفتم از خود یک رئیس دارند به اسم ملا حسن آخند. عیب گرفتن خوب نیست، اما این آدم را که خلق کرده‌ای بعض پرزه‌هایش را نصب نکرده‌ای. از جمله پرزه‌ای که باعث می‌شود این بدبخت گپ بزند.

خدا جان!

من شیطانی نمی‌کنم. ولی همین آدم که ذکرش شد، دیشب به قدرت تو و اشاره جنرال باجوه به گپ آمد. راست و دروغش به تو معلوم است ولی یک سری اتهام‌هایی را به شخص شما وارد کرد که اگر راست باشد، خاکم به‌دهن، انگار شما رسماً با تروریست‌ها و مافیای مواد مخدر همدستید.

ملا حسن می‌گوید که به کمک شما افغانستان را تصرف کرده است. راست می‌گوید؟ یعنی شما کمک کردید که او و همدستانش مردم افغانستان را بکشند، مکاتب را بسوزانند، جاده و پل را انفجار دهند و یک کشور نیمه سالم را به قهقرا ببرند؟ ما تا حال فکر می‌کردیم خلیلزاد این کار را کرده. حالا انگشت به سوی شما بلند شده. نمی‌خواهید چیزی بگویید؟

ملا حسن می‌گوید که طالبان فقط برای حکومت کردن آمده و اگر کسی در حکومت آنان از گرسنگی بمیرد مقصر شما هستید چون وعده رزق داده‌اید.

آیا همین‌طور است؟ اگر چنین باشد که شما همین حالا عهد خود را شکسته‌اید و هزاران کودک و زن و مرد را گرسنه به بستر خواب می‌فرستید.

آیا برنامه ندارید جو یا گندمی برای این مردم بفرستید؟

خدا جان!

اگر شما طالبان را به قدرت رسانده‌اید چرا دست‌شان را نمی‌گیرید که این‌ها بتوانند چند صباحی آبرومندانه‌تر حکومت کنند؟ چرا به این‌ها یک قواره درست ندادی که کودکان ازشان نمی‌ترسیدند؟

چرا خودت مستقل عمل نمی‌کنی که از طریق جنرال فیض حمید وارد معامله می‌شوی؟ چرا آمریکا را همانطور بی‌دردسر بیرون نکردی که یک ملت را با بشکه‌های زرد منفجر کردی؟

خدا صاحب!

این‌طور که ملا حسن پای تو را وسط کشیده، دیر یا زود مردم ازت دلخور می‌شوند. مردی که به خاطر رزق و روزی وعده‌داده شده تو مجبور شود دختر شش ساله‌اش را بفروشد دیگر احترامش را نسبت به تو از دست می‌دهد.

دختری که به خاطر دستورات تو نتواند به مکتب برود تا چند ماه دیگر قید تو و پیامبرانت را می‌زند.

زنی که به خاطر کمک تو به طالبان مجبور شود کارش را از دست بدهد و تن به روسپی‌گری بدهد دیر یا زود روی تو خط می‌کشد.

خواهش می‌کنم بیا از خودت دفاع کن. بیا بگو تو با طالبان و القاعده و بوکوحرام ارتباط نداری. بیا بگو که حکومتداری یک علم است و "کار هر بز نیست خرمن کوفتن".

بیا مداخله کن که آبروی تو و جان یک ملت در خطر است. لطفاً بیا. آدرس را همان بالا نوشته‌ام.

بااحترام

یکی از عاشقانت

طنز سیاسی؛ شیوه‌نامه طالبان برای تلویزیون‌ها (به زبان اردو)

۱ قوس ۱۴۰۰، ۱۱:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

هماری پیاری بهنو اور باییو،

السلام علیکم!

بعد از سلام عرض هی که افغانستان یک کشور آزاد اور اسلامی هی.

استفاده از تلویزیون اور رادیو بالکل مشکل نهی هی، بشرطی که برق باشد. و دیگر اینکه به نکات زیر توجه فرما کر اپنا اسلامیت اور افغانیت ثابت کرو اور مشکلات سی دور رهو:

ایک: تلویزیون می تمام برنامه‌ها با تلاوت سوره کامل بقره شروع هوتا هی اور سوره آل عمران پر ختم هوتا هی. اگر ایک آیت کم هوگیا تمهارا خیر نهی هی.

دو: تلویزیون می خواتین اگر ظاهر هوگیا تو پرابلوم نهی هی، لیکن خواتین کا بینی، گوش، دهن، گردن، سر، پا، دست اور باقی جگه بالکل پرده می پوشانده هونا چاهیی. اگر خواتین کا ایک ذره معلوم هوگیا، تلویزیون کو پاره کریگا کیونکه طالبان کرام بهوت جلدی تحریک هوتا هی.

تین: تلویزیون می بحث سیاسی بالکل آزاد هی. البته مهمان لوگ کو حق نهی هی که از سیاست‌های طالبان انتقاد کری. مهمان کو اجازت هی که فقط حق کو گفته کری اور طالبان صاحب کی تعریف کری. اگر طالبان کو گوساله یا گاو گفته کیا، آدمی کو کشته کیا.

چار: نشر سریال تلویزیونی و فلم که در آن هیچ خواتین نباشد بالکل اجازت هی.

پانچ: تمام شبکه‌های تلویزیونی مکلف هی که ایرانی زبان کو بند کری اور صرف پشتو، انگلش اور اردو می اخبار نشر کری. طالبان کرام فرهنگی یرغل کو اجازت نهی دیتا هی. اگر کویی تلویزیون فارسی زبان بولتا هی اس کا زبان کات کرتا هی.

چهه: موسیقی خلاف شریعت اسلامی هی. موسیقی اور هر صدای خوب دیگر که گوش کو نوازش دیتا هی حرام هی. صرف رئیس‌الوزرا کا صدا نشر کرنی کا اجازت هی.

سات: مزاحیه اور تفریحی پروگرام باید خنده‌دار نهی هونا چاهیی. اسلامی امارت می خنده کرنا بالکل جایز نهی هی. تفریحی پروگرام اگر گریه‌دار هوگیا انشاالله کویی مشکل نهی هی.

آت: سریال‌های که انبیاء، پیامبر، صحابه، درخت خرما، چپلک چرمی دوبنده، پیراهن عربی بدون تنبان اور شتر کو نشان داده کیا صد فیصد بند هی. اسلام ریشخندی نهی هی.

نو: اگر تلویزیون از طرف طالبان کدام مهمان کو دعوت کیا، آسان آسان سوال پرسان کری. سوال‌هایی که طالبان صاحب کو با مشکل مواجه کرتا هی پیگرد قانونی داشته هی.

دس: آخری گپ بهوت جدی هی. از تمام تلویزیون‌ها خواهش کرتا هی که تبلیغات پمپرز کو بدون نشان دادن باسن نشر کری.

بهوت بهوت مهربانی

امارت اسلامی طالبان

کابل