• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

همسر سابق نلسون ماندلا می‌گوید سرکوب زنان توسط طالبان آپارتاید جنسیتی است

۱ جوزا ۱۴۰۲، ۲۳:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

گراسا مشل، همسر پیشین قهرمان مبارزه با آپارتاید نژادی، سرکوب زنان افغان توسط طالبان را نوعی از آپارتاید خواند. این فعال برجسته حقوق زنان به روزنامه تلگراف گفت که رفتار جهان در برابر طالبان نرم است و جامعه جهانی راه‌های جدیدی برای افزایش فشار بر این گروه پیدا کند.

او از جهان خواست با همان عزمی که با حکومت سفیدپوستان در آفریقای جنوبی مبارزه کرد، با طالبان نیز مبارزه کند.

آفریقای جنوبی برای ۴۰ سال تحت حاکمیت نژادپرستانه اقلیت سفیدپوست قرار داشت. سیاهپوستان که اکثریت این کشور را تشکیل می‌دادند، از بسیاری حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم بودند. آنها باید در محلات و منازل جداگانه زندگی می‌کردند و حق ازدواج با سفیدپوستان و زندگی در محلات آنان را نداشتند.

بسیاری از فعالان حقوق زن افغان با توجه به حذف زنان از عرصه‌های اجتماعی می‌گویند که طالبان آپارتاید جنسیتی را در افغانستان حاکم کرده است.

خانم مشل راجع به محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان افغان گفت: «این آپارتاید جنسیتی است. من با این تعریف موافقم. اما فراتر از تعریف، می‌خواهم بگویم همان قدرت و اصراری را که [جهان] در مبارزه با آپارتاید[آفریقای جنوبی] داشت، باید در مورد افغانستان نیز داشته باشد.»

هدر بار، از دیده‌بان حقوق بشر، توصیف رژیم طالبان به عنوان یک نظام آپارتاید جنسیتی توسط گراسا مشل را یک «حرف بزرگ» خواند. او گفت که فعالان افغان از دیرباز بر آپارتاید خواندن رژیم طالبان تاکید دارند و حالا «بزرگترین کنشگر حقوق زنان و همسر سابق نلسون ماندلا به مبارزه آنان پیوسته است.

مشل گفت:‌«جامعه جهانی نمی‌تواند تصمیم‌گیری در مورد ۵۰ درصد جمعیت [افغانستان] را فقط به طالبان واگذار کند. ما باید راه‌ خلاقانه‌ای برای درگیرشدن با آن‌ها پیدا کنیم و طالبان را با این نظر به چالش بکشیم که از نظر انسانی، قایل شدن تبعیض با کسانی صرفاً به دلیل زن بود قابل قبول نیست.»

او واکنش جامعه جهانی به عملکرد طالبان را خیلی نرم خواند و گفت که بر طالبان باید فشار بیشتر آورده شود تا آن‌ها «بفهمند که خانواده انسانی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد به رفتارشان ادامه دهند.»

پربازدیدترین‌ها

طارق عثمان: روحانیون حجاب را با ستر عورت اشتباه گرفته‌اند
۱

طارق عثمان: روحانیون حجاب را با ستر عورت اشتباه گرفته‌اند

۲

پدری در کابل دختر ۱۴ ساله خود را به‌دلیل 'گفت‌وگو با یک پسر کشت'

۳

رویداد ترافیکی در فراه ۳ کشته و ۱۱ زخمی برجای گذاشت

۴

احمد ظاهر چگونه جزئیات زندگی پر ماجرای خود را به موسیقی تبدیل کرد

۵

طالبان بار دیگر از چین خواست استخراج مس عینک را سرعت ببخشد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

دفتر زنان ملل متحد: تنها با کارمندان مرد کار نمی‌کنیم

۱ جوزا ۱۴۰۲، ۲۲:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
دفتر زنان ملل متحد: تنها با کارمندان مرد کار نمی‌کنیم
100%

دفتر ملل متحد برای زنان روز دوشنبه با انتشار نامه‌ای خطاب به زنان و دختران افغان، تاکید کرد که از اصولش عقب نمی‌نشیند و فقط با کارمندان مرد کار نمی‌کند. این دفتر گفته است با وجود چالش‌هایی که طالبان خلق کرده، در افغانستان به کارش ادامه می‌دهد.

در نامه دفتر ملل متحد برای زنان آمده است: «در جریان این دو سال هدف از صدور فرمان‌ها، احکام و رفتار[طالبان] حذف سیستماتیک زنان و دختران افغان از زندگی اجتماعی بوده است.»

بیش از نیمی از کارمندان افغان این نهاد وابسته به ملل متحد زنان اند که در پی ممنوعیت کار زنان توسط طالبان خانه نشین شده اند. در حال حاضر، تمام کارمندان آن از خانه کار می‌کنند.

دفتر ملل متحد برای زنان گفته که در پی راهی برای ادامه کار زنان در این سازمان است. اما، به نظر می‌آید که به جز از کار از راه دور، نهادهای ملل متحد تا هنوز راهی جدید برای استفاده از کارمندان زنش پیدا نکرده اند.

این نهاد ملل متحد نوشت که مبارزه برای حقوق زنان در افغانستان فقط برای زنان و دختران افغان نیست، بلکه «این مبارزه برای حقوق تک تک زنانی در سراسر جهان است که صرفاً به علت زن بودن هدف ظلم قرار گرفته و وادار به سکوت شده‌اند.»

سازمان حقوق بشر ایران: دو شهروند افغان در ایران در معرض خطر اعدام هستند

۱ جوزا ۱۴۰۲، ۱۴:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
سازمان حقوق بشر ایران: دو شهروند افغان در ایران در معرض خطر اعدام هستند
100%

سازمان حقوق بشر ایران با اظهار نگرانی از اعدام قریب‌الوقوع دو شهروند افغان در این کشور، خواستار اقدامات تنبیهی جامعه جهانی علیه جمهوری اسلامی شده است. این سازمان از جامعه جهانی خواسته که «ماشین اعدام» جمهوری اسلامی را متوقف کند و تاکید کرده که «محکوم کردن لفظی کافی نیست.»

رئیس دادگستری استان فارس ایران اعلام کرده که حکم اعدام دو شهروند افغانستان به نام‌های رامز رشیدی و نعیم هاشم قتالی تایید شده و به‌زودی در ملاعام در شیراز به اجرا درخواهد آمد.

براساس اعلامیه سازمان حقوق بشر ایران، این دو شهروند افغان «بدون مدارک متقن و تنها بر اساس اعتراف‌های زیر شکنجه، در دادگاهی نمایشی به اتهام‌های 'فساد فی الارض' و 'بغی' محکوم به اعدام شده‌اند.»

محمود امیری مقدم، مدیر این سازمان گفت: «در ۲۰ روز گذشته، مقام‌های جمهوری اسلامی دست‌کم ۱۰۶ تن را اعدام کردند.»

این دو شهروند افغانستان در مورد پرونده حمله به حرم شاهچراغ شیراز قرار است اعدام شوند.

در حمله مهاجم مسلح به حرم شاهچراغ در ماه عقرب پارسال، ۱۳ نفر کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند. مسئولیت این حمله را گروه داعش برعهده گرفت.

اخیرا جمهوری اسلامی ایران شمار قابل توجهی از زندانیان را اعدام کرده است. این افراد شهروندان خود ایران و شماری دوتابعیته بوده‌اند.

سازمان‌های حقوق بشری خواستار توقف اعدام زندانیان در ایران شده‌اند.

ایستگاه آخر تعامل با طالبان کجاست؟

۱ جوزا ۱۴۰۲، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
داوود ناجی
ایستگاه آخر تعامل با طالبان کجاست؟
100%

روایت غالب جامعه جهانی و سازمان ملل پس از تسلط مجدد طالبان بر افغانستان، تعامل با طالبان بوده است.

هرچند این تعامل هیچگاهی به‌ صورت مشخص تعریف و حدود و ثغور آن معین نشده، اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است نشان می‌دهد که معنای این تعامل همکاری غیررسمی کشورها و نهادهای بین‌المللی با طالبان بوده است.

به عنوان مثال، این تعامل باعث پذیرش دیپلومات‌های طالبان در برخی از نمایندگی‌های سیاسی کشورهای همسایه و منطقه، ارسال کمک‌های بشردوستانه، تعامل بازرگانی و نشست‌وبرخاست‌های دیپلوماتیک در سطح پایین شده است.

منطق این تعامل غیررسمی جلوگیری از وقوع فاجعه انسانی و جلوگیری از افزایش فقر و گسترش آن بوده است، اما آیا این هدف، یعنی جلوگیری از فاجعه انسانی، برآورده شده است؟ آیا کمک‌های بشردوستانه در نزدیک به دو سال گذشته توانسته است از گسترش فقر جلوگیری کند؟

آمار رسمی خود سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که پاسخ این سوال منفی است. آخرین گزارش سازمان ملل متحد از وضعیت بشری در افغانستان نشان می‌دهد شمار کسانی که به کمک‌های فوری و بشردوستانه سازمان ملل متحد وابسته‌اند، به ۲۸ میلیون رسیده، شدت فقر به سمت قحطی و گرسنگی مطلق گرایش داشته و با وجود نزدیک به سه میلیارد دالر کمک بشردوستانه در کمتر از دو سال، وقوع فاجعه بشری همچنان بیخ گوش مردم افغانستان است. چرا؟

کمک‌های بشردوستانه

حالا سوال اصلی این است که چرا کمک‌های بشردوستانه در دو سال گذشته نتوانسته است جلو گسترش روزافزون فقر را در افغانستان بگیرد؟ چرا این کمک‌ها نتوانسته امکان وقوع فاجعه بشری را از افغانستان دور کند؟ نه تنها این امکان را دور نکرده، بلکه با گذشت هر روز خطر آن بیشتر هم شده است.

سوال جدی‌تر اما این است که عامل این وضعیت و فقر گسترده کیست؟ پاسخ این سوال روشن است که عامل وضعیت کنونی به‌ ویژه فقر فراگیر و شدید طالبان هستند؛ زیرا طالبان شمار قابل ملاحظه‌ای از نیروی کار جامعه را، که زنان بودند، خانه‌نشین کردند. بخش عمده نیروهایی که در دستگاه دولت و یا بخش خصوصی و نیز سازمان‌های غیر دولتی فعال بودند و بخشی از چرخه اقتصادی مملکت را می‌چرخاندند، متواری کردند.

نه تنها سرمایه خارجی بیشتر جذب اقتصاد افغانستان نشد، بلکه بخش خصوصی نیمه‌جانی هم که پا گرفته بود، عملا فلج شد. تجارت‌های کوچک متعلق به طبقه متوسط دیگر تقریبا وجود ندارد. شمار محدودی از بازرگانان، که به کار در افغانستان پس از طالبان ادامه دادند، به دلیل کاهش درآمد و فشارهای سنگین مالیاتی طالبان در حال بستن کاروبار خود هستند که هوتل‌داری و تولیدی‌های کوچک از بخش‌های مهم آن است.

به بیان ساده، عملکرد جامعه جهانی و نهادهای بین‌المللی در قبال افغانستان را می‌شود این طوری خلاصه کرد: همکاری با عامل فقر برای جلوگیری از فقر، دنیا می‌داند که عامل وضعیت کنونی طالبان هستند و تا زمانی که چیزی به نام «امارت اسلامی» با قواعد و ساختار کنونی‌اش وجود داشته باشد، این وضعیت نیز ادامه خواهد داشت. چرا؟ چون آنچه تا کنون دیده شده این است که این تعامل با هر توجیهی که باشد، نتوانسته است تغییری در رویکرد طالبان به عنوان عامل این وضعیت به وجود آورد.

ارسال ممتد بسته‌های نقدی ۴۰ میلیون دالری هفتگی نه درهای مکاتب دخترانه را گشود و نه حتی توانست شمار محدود زنان شاغل در بخش‌های از سازمان ملل متحد را به کار بازگرداند، نه اجرای حدود (از دید طالبان تطبیق شریعت) را متوقف کرد، نه جلو محاکم صحرایی و کشتار هدفمند نیروهای امنیتی پیشین و گرفتاری و شکنجه سیستماتیک شهروندان عادی را کاهش داد.

حالا در یک فرضیه نه چندان دور از واقعیت، سوال دیگری را می‌پرسیم اگر این وضعیت، یعنی تعامل کنونی که سبب دوام طالبان و اصرار آنها بر اعمال سیاست‌های کنونی‌شان می‌شود، ده سال دیگر دوام کند، نتیجه‌اش برای مردم افغانستان چیست؟ بدون شک، شمار قابل ملاحظه کودکان دچار سوء تغذیه، ده نسل دختران بی‌سواد و افغانستانی بدون پزشک زن. افغانستان منزوی و همواره در معرض قحطی و افزایش هزاران و صدها هزار نوجوان فارغ از مدرسه دینی با قرائت طالبانی که آماده دشمنی با تمام جهان و برافراشتن پرچم اسلامی با قرائت خودشان در دیگر کشورها و نقاط جهان خواهند بود. شما می‌توانید چیز دیگری را تصور کنید؟

در نتیجه، با ادامه استراتژی کنونی جامعه جهانی یا ادامه آنچه تعامل با طالبان گفته می‌شود، نمی‌توان دورنمایی روشن و امیدوارکننده‌ای برای افغانستان تصور کرد؛ چون استراتژی تعامل و همکاری با عامل بدبختی و فقر نمی‌تواند نتیجه‌ای غیر از ادامه بدبختی و فقر داشته باشد. نمی‌شود عامل بیماری را نادیده گرفت و برای بقایش کمک کرد، اما تاثیرات بیماری را کاهش داد؛ زیرا طالبان به عنوان طرف جامعه جهانی، از این تعامل تنها برای بقای خود استفاده می‌کنند و ادامه تعامل دنیا را تسلیم و ناگزیری جامعه جهانی در مقابل خود و چه بسا دلیل حقانیت خود می‌شمارند و این خطرناک‌ترین نقطه سیاست تعامل با روش و مکانیسم کنونی است.

دورنمای تعامل

علاوه بر وخیم‌تر شدن وضعیت در داخل افغانستان، سیاست تعامل با طالبان نتوانسته نگرانی‌های جامعه جهانی را نیز کاهش دهد. در میان کشورهای همسایه، جمهوری اسلامی ایران علاوه بر چندین درگیری مرزی میان دو کشور، در حال حاضر در آستانه یک منازعه خطرناک بر سر مسئله آب و حق‌آبه است. پاکستان با آنکه در ظاهر به روی خود نمی‌آورد، اما عملا پس از تسلط مجدد طالبان حملات طالبان پاکستانی و ارتش جدایی‌طلب بلوچ بر نیروهای امنیتی پاکستان به امر روزمره بدل شده است. تاجیکستان و ازبیکستان تدابیر مرزی را افزایش داده‌اند و هر کدام حداقل یکی دو مانور نظامی برگزار کرده‌اند. حتی چین نیز نتوانسته است عملا طالبان را وادار کند که مخالفان مسلحش را از افغانستان بیرون کند.

در نتیجه، سیاست کنونی، یعنی تعامل با طالبان، هیچ طرف را به هدف نرسانده است؛ نه سبب بهبود وضعیت حقوق بشری و مانع نقض حقوق زنان شده است، نه مانع رشد گروه‌های تندرو مسئله‌دار با منطقه شده و نه توانسته است فقر را کاهش دهد و سبب رونق کار زندگی در افغانستان و کاهش مهاجرت از این کشور به کشورهای همسایه و سایر کشورها شود.

تنها طرفی که از این تعامل سود برده، گروه طالبان است؛ زیرا آنها از یک طرف عقب‌نشینی مرحله‌ به‌ مرحله کشورهای جهان و منطقه را در واگذاری سفارتخانه‌ها و قنسولگری‌ها و ادامه ماموریت یوناما را برای جنگجویان خود پیروزی دیپلوماتیک و حقانیت موضع خود معنی می‌کنند و از سوی دیگر، به مردم افغانستان نیز می‌گویند بخواهید نخواهید ما بیخ گوش‌تان هستیم و بدیلی در کار نیست.

پیامدهای تعامل

افزون بر این، طالبان ده‌ها شرکت حمل‌ و نقل جدید ثبت کرده‌اند که ظاهرا به نام‌ افراد حقیقی‌اند، اما بیشتر آنها شرکت‌هایی هستند که سرمایه و مدیریت اصلی آنها به دست شبکه حقانی است. کار اصلی این شبکه حمل‌ و نقل انتقال کمک‌های جامعه جهانی از طریق نهادهای بین‌المللی به شهرها و روستاها است که حداقل از محل جابه‌جایی و انتقال این کمک‌ها میلیون‌ها دالر سود می‌برند. بگذریم از اینکه در تقسیم کمک‌ها نیز سلیقه و منافع خود را اعمال می‌کنند.

در نتیجه، این راه پایانی ندارد. تا هر وقتی که استراتژی تعامل با طالبان به شکل و شیوه‌ای که اکنون دارد، ادامه یابد، نتیجه‌اش فقط دوام طالبان و ادامه باج‌گیری آنها از جهان است. این استراتژی باید تغییر کند و طالبان باید حس کنند که در قبال رفتار و کردارشان در جهان کنونی مسئول‌اند، ولی اگر آنها در فهرست تحریم سازمان ملل متحد باشند، ولی هرگاه که بخواهند سفر کنند، برای چند روزی از تحریم بیرون کشیده شوند، در این صورت، طالبان به ریش جهان می‌خندند و به راه و روش کنونی خود ادامه می‌دهند.

‌ادامه کار یوناما در افغانستان به رغم ممنوعیت کارمندان زن این سازمان، طالبان را به درست بودن استراتژی‌شان باورمندتر کرد و بر تصمیم‌شان مبنی بر اینکه لجاجت آنها سبب کوتاه آمدن مرحله‌ به‌ مرحله جهان خواهد شد، مصمم‌تر کرد.

ایجاد یک سیستم نظارتی کارآمد و ملموس بر مصرف کمک‌های بشردوستانه که مانع سودجویی مالی طالبان شود، می‌تواند حداقل زیان استراتژی کنونی تعامل یک‌طرفه را در درازمدت کم کند و لجاجت طالبان را، سرانجام، از یک جایی بشکند.

تا زمانی که کمک‌های بشردوستانه بدون قید و شرط باشد و مکانیسمی برای نظارت بر آن وجود نداشته باشد، تنها نتیجه‌اش ادامه رژیم طالبان و ادامه گروگان‌گیری مردم افغانستان توسط یک گروه تروریستی و محرومیت مردم افغانستان از حقوق اساسی و ابتدایی‌شان خواهد بود؛ چون با کمک کردن به عامل فقر، نمی‌توان فقر را از بین برد، طالبان عامل فقر اند.

وزیر خارجه طالبان به جمهوری اسلامی: در بند کمال خان آب نیست، مسئله حقابه را سیاسی نکنید

۱ جوزا ۱۴۰۲، ۱۳:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
وزیر خارجه طالبان به جمهوری اسلامی: در بند کمال خان آب نیست، مسئله حقابه را سیاسی نکنید
100%

وزیر خارجه طالبان روز دوشنبه از جمهوری اسلامی ایران خواست مسئله حقابه را سیاسی نسازد زیرا به گفته او «در بند کمال خان آب نیست.» امیرخان متقی از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواست که «به جای سر و صداهای مطبوعاتی، موضوع حقابه را از راه تفاهم و گفت‌وگوهای رو در رو حل کنند.»

وزیر خارجه طالبان که عصر روز دوشنبه، اول جوزا به مناسبت هفتمین سالروز کشته شدن ملا اختر منصور، دومین رهبر این گروه در کابل سخنرانی می‌کرد، گفت این گروه به توافق‌نامه سال ۱۳۵۱ متعهد است اما خشکسالی که در سطح منطقه جریان دارد نیز نباید نادیده گرفته شود.

در روزهای گذشته تنش‌های لفظی میان طالبان و جمهوری اسلامی ایران بر سر حقابه هلمند بالا گرفته است. تا جایی که ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران اخطاری درباره باز شدن آب به طالبان صادر کرد.

امیرخان متقی در سخنرانی‌اش در کابل گفت براساس آخرین گزارش سازمان بین‌المللی نجات افغانستان سومین کشور آسیب‌پذیر از تغییرات اقلیمی در سطح جهان است و بیشترین اثر مخرب تغییرات اقلیمی بر منابع آبی کشور وارد شده است.
او گفت: «از مسئولان ایران نیز جدا توقع داریم که توقعات‌شان را مطابق با معاهده سال ۱۳۵۱ عیار کنند و ملاک قضاوت و اظهار نظرها باید مبتنی بر احکام مندرج در معاهده باشد.»

به گفته این مقام طالبان، در بند کمال خان آب نیست و از سوی دیگر فاصله میان بند کجکی ولایت هلمند تا استان سیستان‌و‌بلوچیستان ایران ۶۰۰ کیلومتر زمین ریگستانی است که باعث جذب و یا تبخیر آب می‌شود.

آقای متقی گفت که امارت اسلامی در دو سال گذشته به اندازه توان برای تامین مناسبات نیک با همسایه‌ها تلاش کرده است، اما مسئله آب و خشکسالی باید از سوی جمهوری اسلامی ایران درک شود.

طالبان پیش از این نیز گفته بودند در بند کمال خان و بند کجکی ولایت هلمند آب نیست اما مقامات ایرانی نسبت به این اظهارات طالبان بی‌باوری نشان داده و خواستار بررسی سطح آب از سوی یک تیم فنی متخصصان ایرانی شده بودند.

روزنامه جمهوری اسلامی: طالبان ضدزن‌ترین عناصر تاریخ بشر هستند

۱ جوزا ۱۴۰۲، ۱۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
روزنامه جمهوری اسلامی: طالبان ضدزن‌ترین عناصر تاریخ بشر هستند
100%

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله شماره روز دوشنبه اول جوزای خود طالبان را «ضدزن‌ترین عناصر تاریخ بشر» خوانده است. سرمقاله‌نویس جمهوری اسلامی با اشاره به شکست سیاست ایران برای تعامل با طالبان، تاکید کرده که راه‌حل تنش‌ها بر سر آب هلمند، استفاده از دیپلوماسی منطقه‌ای و جهانی است.

این روزنامه با اشاره به آنچه «جنایت» محمود هوتکی در سال ۱۱۰۰ خورشیدی در اصفهان خوانده، نوشته که طالبان وارثان این پادشاه پیشین اند که ایران را به تصرف خود درآورد.

روزنامه جمهوری اسلامی که با مدیر مسئولی مسیح مهاجری منتشر می‌شود و گرایش نزدیک به جریان اصلاحطلبی دارد، با یادآوری از تخلفات طالبان نوشته است که خودداری طالبان از دادن حقابه ایران، موجب مرگ صدها هزار نفر در سیستان‌وبلوچستان و ترک سرزمین اجدادی‌شان خواهد شد.

روزنامه در ادامه سرمقاله خود به «خسران‌های فراوان مادی و معنوی که از آدرس طالبان بر ملت افغانستان و ملت‌های همسایه از جمله ایران وارد شده» پرداخته است.

فقر حاکم در افغانستان، مهاجرت اجباری، ممانعت کاری و تحصیلی زنان، «سیاست گدایی و حیله طالبان» با کشورهای دیگر، از مواردی است به نظر روزنامه، جهان را به این باور رسانده که «طالبان به هیچ وجه شایستگی حاکمیت بر یک ملت را ندارد و باید از قدرت کنار برود.»

جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به سابقه ایران در استفاده از ابزار دیپلوماسی برای اعمال فشار بر طالبان، تاکید کرده که برای حل بحران آب، توسل به ابزار نظامی در برابر طالبان «به هیچ‌وجه جایز» نیست.

سرمقاله‌نویس روزنامه افزوده که «جمهوری اسلامی ایران در دور اول حاکمیت طالبان در دهه ۷۰ برای حذف این گروه از بدنه قدرت افغانستان، با امریکا همکاری کرد، اما حالا با همین «گروه تروریست» رفیق شده است.

روزنامه همچنین نوشته است که دولت جمهوری اسلامی علی‌رغم آگاهی از اجرای نقشه‌های شوم امریکا توسط طالبان، باز هم این گروه را تطهیر و با آنان تعامل و مدارا می‌کند.

واگذاری سفارت افغانستان در تهران به طالبان، دعوت به مراسم رسمی عید، دعوت به نمایشگاه کتاب و ملاقات معاون امور زنان رئیس‌جمهور با «ضدزن‌ترین عناصر تاریخ» از مواردی است که این روزنامه آن بخشی از تعامل ایران با گروه طالبان دانسته است.

روزنامه افزوده که با توجه به عملکرد این گروه در دور اول و دوم حاکمیت آن و با توجه به کشتن دیپلومات‌های ایرانی و قوم هزاره، دولت جمهوری اسلامی در سیاست خود با این گروه «باید تجدید نظر اساسی کند و بیش از این فریب لبخندهای‌شان را نخورد.»

روزنامه جمهوری اسلامی تعامل با مردم افغانستان و حمایت از آنان و کمک نکردن به طالبان را از راه‌های تصحیح خطای محاسباتی ایران دانسته است.

سرمقاله‌نویس روزنامه همچنین تاکید کرده که «فریب تقسیم طالب خوب و طالب بد را نخورید، همه سر و ته یک کرباس‌اند. این تقسیم‌بندی‌ها محض برای پیش‌برد اهداف شوم‌شان است.»