• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر دفاع پاکستان: اگر مذاکره با طالبان نتیجه ندهد وارد جنگ مستقیم می‌شویم

۳ عقرب ۱۴۰۴، ۱۲:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان هشدار داد که اگر گفت‌وگوهای جاری میان اسلام‌آباد و طالبان به نتیجه نرسد، پاکستان ممکن است وارد «جنگ آشکار» با افغانستان شود. این اظهارات زمانی منتشر شد که مذاکرات طالبان و پاکستان در استانبول جریان دارد.

وزیر دفاع پاکستان روز شنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران در سیالکوت گفت: «با کسانی که در دوحه مذاکره کردیم، همه در پاکستان بزرگ شده‌اند.»

خواجه آصف، ریاست هیئت پاکستان در مذاکرات دوحه را بر عهده داشت. از جانب طالبان، یعقوب مجاهد، وزیر دفاع، و عبدالحق وثیق در گفت‌وگوها حضور داشتند. در مذاکرات دوحه، دو طرف بر آتش‌بس فوری توافق کردند. اکنون دور دوم این گفت‌وگوها در استانبول جریان دارد.

وزیر دفاع پاکستان با اشاره به روابط پرتنش میان دو طرف گفت: «ما چهل سال از افغان‌ها میزبانی کردیم. کسانی که در دوحه با آن‌ها گفت‌وگو کردیم، در پاکستان بزرگ شده‌اند. با این همه، نمی‌دانم چرا افغانستان چنین رفتاری با ما دارد.»

او افزود که در حال حاضر، طالبان افغانستان به‌عنوان نیروی نیابتی هند علیه پاکستان عمل می‌کند.

خواجه آصف همچنین گفت که مهاجران افغان بخش بزرگی از بازار کار و تجارت پاکستان را در اختیار گرفته‌اند و تاکید کرد: «ما باید تنها یک هدف داشته باشیم و آن این است که به‌عنوان همسایه، با اخوت و احترام در کنار هم زندگی کنیم.»

او در بخشی از صحبت‌هایش به نتیجه مذاکرات دوحه اشاره کرد و گفت که «در چهار تا پنج روز گذشته هیچ حادثه‌ای رخ نداده، اما اگر مذاکرات به توافق نرسد، با افغانستان وارد جنگ آشکار خواهیم شد.»

پس از توافق طالبان و پاکستان در دوحه، حملات تحریک طالبان پاکستان متوقف شده است. این گروه متحد طالبان افغانستان پس از توافق صلح طالبان افغان با حکومت پاکستان، هیچ حمله‌ای علیه نیروهای امنیتی پاکستان در ایالت خیبرپختونخوا انجام نداده است.

در مذاکرات جاری در استانبول، شش مقام از وزارت‌های داخله، دفاع و خارجه طالبان و هفت دیپلومات و مقام امنیتی پاکستان شرکت دارند. در این دور گفت‌وگوها، دو طرف درباره جزئیات اجرای توافق‌نامه دوحه رای‌زنی می‌کنند. پاکستان از طالبان خواسته است تا جلو فعالیت تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان را بگیرد و طالبان نیز از اسلام‌آباد خواسته است که از حمایت مخالفان این گروه دست بردارد.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

جرگه محلی میان طالبان و نیروهای پاکستانی در کنر آتش‌بس برقرار کرده است

۴

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۵

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

خلیل‌زاد به دنبال چیست؟

۳ عقرب ۱۴۰۴، ۱۲:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
اسماعیل میاخیل

اسماعیل میاخیل، رئیس سابق تلویزیون ملی افغانستان در مقاله‌ای که به افغانستان اینترنشنال فرستاد، نوشت که زلمی خلیل‌زاد بار دیگر در نقش «میانجی‌ خودخوانده» به صحنه بازگشته و با استفاده از شبکه‌های خود در تلاش است طالبان را از طریق پروژه‌های اقتصادی و لابی بین‌المللی مشروعیت ببخشد.

زلمی خلیل‌زاد بار دیگر در صحنه افغانستان ظاهر شده است؛ نه به‌عنوان نماینده رسمی، بلکه به‌حیث یک «میانجی خودخوانده» که میان طالبان و منافع خارجی در رفت‌وآمد است. فعالیت‌های اخیر او مرزهای میان دیپلوماسی، لابی‌گری شخصی و تلاش برای بازسازی اعتبار از دست‌رفته را مخدوش کرده است.

چند هفته پیش آقای خلیل‌زاد در سفری که «غیررسمی» خوانده شده، وارد کابل شد. با این حال او با پروتکل کامل از سوی امیرخان متقی وزیر خارجه طالبان مورد استقبال قرار گرفت؛ استقبالی که معمولا برای فرستادگان رسمی انجام می‌شود، نه شهروندان عادی.

صحنه‌ای که در آن یک دیپلومات امریکایی غیرمنتخب، از سوی رژیمی که به رسمیت شناخته نشده، خوش‌آمد گفته می‌شود پیام عمیقی داشت: مردی که هنوز می‌کوشد ثابت کند توافق ناکام دوحه می‌تواند کارا باشد.

روز جمعه زلمی خلیل‌زاد بار دیگر در صحنه ظاهر شد. این‌بار در نشستی میان عبدالغنی برادر معاون اقتصادی رئیس‌الوزرای طالبان و شهیرالطقی، رئیس اجرایی شرکت دلتا انترنشنل از عربستان سعودی. این نشست بر سرمایه‌گذاری‌های نفت، گاز و انرژی تمرکز داشت و شامل بحث درباره مشارکت احتمالی عربستان در پروژه تاپی (ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، هند) می‌شد.

طالبان و دلتا انترنشنل توضیح نداده‌اند که چرا زلمی خلیل‌زاد در این نشست حضور داشت یا نقش او در پروژه‌های نفت و گاز چیست.

100%

این حضور تصادفی نیست، آقای خلیل‌زاد پیشینه طولانی در پروژه‌های انرژی منطقوی دارد.

در دهه ۱۹۹۰ او به‌عنوان مشاور یونوکال (Unocal) کار می‌کرد و در طرح نخستین خرید گاز از طریق افغانستان، تحت کنسرسیوم سنت‌گس (CentGas)، مشوره می‌داد. پروژه‌ای که شامل شرکت دلتا اویل سعودی نیز بود. شرکتی که امروز از آن به‌عنوان پیش‌زمینه یا نسخه ابتدایی دلتا انترنشنل یاد می‌شود. هرچند هیچ پیوند تجاری مستقیمی تأیید نشده است، اما هم‌زمانی شبکه‌ها چشم‌گیر است: سه دهه بعد، همان شبکه تجارتی خلیجی دوباره در کابل فعال شده و خلیل‌زاد باز هم در محور جلسه حضور دارد.

در یکی از گفت‌وگوهایی که با محمد‌اشرف غنی رئیس‌جمهور پیشین افغانستان داشتم، بخشی از آن در یکی از پادکست‌ها نیز ضبط و منتشر شده است، او به‌صراحت گفت که زلمی خلیل‌زاد در جریان مذاکرات و پروژه‌های منطقوی، به‌ویژه در بخش گاز و انرژی، با چهره‌های خاص امریکایی و منطقه‌ای در تماس بوده است.

رئیس‌جمهور غنی تأکید کرد که خلیل‌زاد و شماری از مشاوران امریکایی او در تلاش بودند تا با طرح دوباره پروژه تاپی و جلب حمایت پاکستان، یک چارچوب اقتصادی و سیاسی ایجاد کنند که طالبان را به‌‌عنوان نیرویی باثبات در منطقه معرفی کند و مسیر انرژی آسیای مرکزی را به سوی جنوب باز کند. او گفت که این طرح عملا در تضاد با منافع ملی و استقلال افغانستان قرار داشت.

بار دیگر، در حالی‌که طالبان هر روز حقوق اساسی شهروندان افغانستان، به‌ویژه زنان را پایمال می‌کنند، در هر ولایت شکنجه وجود دارد، خلیل‌زاد عملاً چشم بر تمام این واقعیت‌ها بسته است. او به‌جای هم‌سویی با صدای قربانیان و نیروهای غیرطالبان، در تلاش است با رژیمی همکاری کند که مشروعیت ملی و بین‌المللی ندارد. او همه‌روزه با طالبان همکاری می‌کند.

بسیار روشن است که آقای خلیل‌زاد می‌کوشد نشان دهد توافقی که او میان طالبان و ایالات متحده امریکا امضا کرد، در واقع یک «موفقیت» بوده است؛ توافقی که قرار بود صلح بیاورد، اما کشور را به پرتگاه سقوط برد.

بدتر از آن او اکنون به گونه‌‌ای غیررسمی و بدون پنهان‌کاری به‌عنوان مدافع و لابی‌ طالبان عمل می‌کند، با حضور و گفت‌وگوهای پنهان، رژیم طالبان را مشروعیت می‌بخشد و در سطح خصوصی، کشورها و سرمایه‌گذاران را به تعامل با طالبان تشویق می‌کند. به‌جای آن‌که از ناکامی بیاموزد، گویا مصمم است آن را توجیه کند. این دیگر دیپلوماسی نیست، بلکه غرور در لباس تعامل است.

او هنوز هم به این باور است که برخی طالبان به‌ویژه آنانی که در کابل‌اند، به ویژه شبکه حقانی «طالبان خوب» اند، در حالی‌که رهبران قندهار مشکل اصلی به‌شمار می‌روند. او فکر می‌کند می‌تواند از طریق حقانی‌ها اصلاحات بیاورد. این توهم توسط تیم‌های تبلیغاتی هم‌نظر با او تقویت می‌شود، اما برای مردم عادی افغانستان، چنین تفاوتی وجود ندارد، سرکوب، سرکوب است؛ چه از سوی حقانی باشد و چه از آدرس هبت‌الله.

اگر زلمی خلیل‌زاد واقعا به آینده‌ افغانستان باور دارد، باید نفوذ و دسترسی خود را نه برای لابی‌ در حمایت از طالبان یا بازگشت به بازار انرژی، بلکه برای ایجاد یک روند ملی و فراگیر به‌کار گیرد، روندی که طالبان و غیرطالبان را در چارچوبی از حقوق و آزادی‌های شهروندی، نمایندگی از مردم و کسب اعتبار بین‌المللی گردهم آورد.

افغانستان به دیدارهای پنهانی، قراردادهای خصوصی یا نمایش‌های سمبولیک نیاز ندارد. این کشور ما به صداقت نیاز دارد و به سیاسیونی که جرات داشته باشند اشتباهات خود را بپذیرند و تلاش کنند مسئولیت آنرا به گردن گیرند و بهتر از گذشته عمل کنند.

بازسازی این سرزمین از سایه توافق‌های ناکام یا خطوط لوله فرسوده به‌دست نخواهد آمد.

افغانستان زمانی دوباره ساخته می‌شود که مردان و زنان باهم و به‌صورت شفاف کار کنند تا آن‌چه شکسته ترمیم شود. تاریخ به یاد نخواهد داشت که چه کسی برحق بود؛ تاریخ به یاد خواهد داشت که چه کسی جرات کرد تا چیزها را درست کند.

مقاله‌هایی که در زاویه منتشر می‌شوند، بیانگر دیدگاه نویسندگان است و لزوما نظر تحریریه افغانستان اینترنشنال نیست. صفحه زاویه با انتشار دیدگاه‌های گوناگون، می‌کوشد فضای گفت‌وگوی باز بین دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کند.

چرا بازسازی «جمعیت اسلامی افغانستان» ضرورتی فوری است؟

۳ عقرب ۱۴۰۴، ۱۱:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
احمد ضیا مسعود

احمدضیا مسعود، از رهبران جمعیت اسلامی در مقاله‌ای در افغانستان اینترنشنال بر لزوم بازسازی فوری این حزب تاکید کرده است. آقای مسعود می‌گوید جمعیت اسلامی نیازمند اصلاحات ساختاری، انتخاب رهبری از طریق انتخابات درون‌حزبی، شفافیت و اجتناب از رفتارهای تفرقه‌افکنانه یا فردمحور است.

در جامعه‌ای چون افغانستان که ساختارهای اجتماعی آن بر پایه‌ قومیت و قبیله‌گرایی استوار است، شکل‌گیری یک دولت مدرن و با ثبات نیازمند نهادهای سیاسی فراگیر و ملی است.

در نبود جامعه‌ ملی، هویت مشترک ملی نیز شکل نمی‌گیرد و در نتیجه وحدت و همدلی میان اقوام تضعیف می‌شود. در چنین وضعیتی، بازسازی «جمعیت اسلامی افغانستان» به‌عنوان حزبی مردم‌سالار و فراگیر می‌تواند گامی موثر در جهت ملت‌سازی، استقرار ثبات سیاسی و تحکیم هویت ملی باشد. این مقاله ضمن بررسی ویژگی‌های اساسی حزب سیاسی، جایگاه جمعیت اسلامی را در روند مردم‌سالاری افغانستان تحلیل کرده و بر ضرورت دموکراسی درون‌حزبی و نوسازی ساختار جمعیت تاکید می‌ورزد.

یکی از نیازهای مبرم و حیاتی افغانستان معاصر، ایجاد و تقویت احزاب سیاسی فراگیر در سطح ملی است. در جامعه‌ای که روابط اجتماعی و سیاسی هنوز در چارچوب قومیت و قبیله‌گرایی تعریف می‌شود، مسیر ملت‌سازی و شکل‌گیری دولت ملی با دشواری‌های فراوان روبه‌روست. نبود هویت ملی فراگیر، مانع شکل‌گیری وحدت اجتماعی و سیاسی می‌شود و در نتیجه ساختار اجتماعی در قالب قبایل و گروه‌های قومی باقی می‌ماند. این وضعیت، زمینه‌ بی‌اعتمادی، بی‌ثباتی و حتی جنگ‌های داخلی را فراهم می‌کند.

در چنین بستر تاریخی، بازسازی جمعیت اسلامی افغانستان به‌عنوان یک حزب سیاسی ملی و فراگیر می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در پیوند دادن منافع گروه‌های گوناگون اجتماعی و ایجاد پایه‌های دولت مدرن ملی ایفا کند.

نقش و جایگاه حزب سیاسی در نظام مردم‌سالار

حزب سیاسی، نهادی سازمان‌یافته است که از گروهی از شهروندان با باورها، اهداف و منافع مشترک تشکیل می‌شود و هدف اصلی آن، کسب یا تأثیرگذاری بر قدرت سیاسی از طریق سازوکارهای قانونی و دموکراتیک است.

احزاب نقش واسطه‌ای میان مردم و حکومت دارند. از یک‌سو مطالبات و نارضایتی‌های مردم را گردآوری و نمایندگی می‌کنند، و از سوی دیگر در فرایند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری مشارکت می‌کنند.

مولفه‌های اصلی حزب سیاسی عبارت‌اند از:

۱. ایدئولوژی و چارچوب فکری: هر حزب باید دارای بینش فکری مشخص باشد که جهت‌گیری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن را تعیین کند؛

۲. ساختار سازمانی: انسجام درونی، رهبری مشروع و سازوکارهای تصمیم‌گیری منظم، ضامن پایداری حزب است؛

۳. پایگاه اجتماعی: حزب زمانی معنا می‌یابد که در میان اقشار و اقوام گوناگون ریشه داشته باشد و از حمایت واقعی مردم برخوردار باشد؛

۴. برنامه‌محوری: احزاب با تدوین برنامه‌های روشن اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی، اعتماد عمومی را جلب می‌کنند؛

۵. رقابت و مشارکت سیاسی: حزب در انتخابات و عرصه‌ عمومی به‌صورت فعال شرکت می‌کند و بدون رقابت، موجودیتی صوری خواهد داشت؛

۶. نقش واسطه‌ای میان مردم و حکومت: حزب، زبان سیاسی مطالبات جامعه است و ابزار انتقال قانونی قدرت در نظام مردم‌سالار محسوب می‌شود.

بحران قدرت در افغانستان و نقش احزاب در حل آن

یکی از عمیق‌ترین چالش‌های تاریخی افغانستان، مسئله‌ قدرت و انتقال مسالمت‌آمیز آن است. تاریخ سیاسی کشور مملو از کودتا، غصب قدرت و جنگ‌های خونین است که ریشه در فقدان نظام حزبی نهادینه و دموکراتیک دارد.

در جوامع پیشرفته، رقابت سیاسی از طریق سازوکارهای حزبی و انتخابات آزاد صورت می‌گیرد؛ اما در افغانستان، نبود احزاب قدرتمند و برنامه‌محور، سبب شده که رقابت‌ها به سطح قومی و قبیله‌ای فروکاسته شود و در نتیجه بی‌ثباتی، فقر و بی‌اعتمادی گسترش یابد.

احزاب فراگیر با ساختار ملی می‌توانند این چرخه‌ معیوب را بشکنند و رقابت‌های قومی را به رقابت‌های برنامه‌ای و فکری تبدیل کنند. بازسازی جمعیت اسلامی در همین راستا، ضرورتی تاریخی و ملی است.

ظرفیت‌ و رسالت تاریخی جمعیت اسلامی

جمعیت اسلامی افغانستان یکی از نهادهای سیاسی ریشه‌دار در تاریخ معاصر کشور است که در میان اقوام مختلف پایگاه اجتماعی قابل‌توجهی دارد.

.جمعیت اسلامی پس از کشته‌شدن برهان‌الدین ربانی، رهبر این حزب، با دو دستگی روبرو شده است
100%
.جمعیت اسلامی پس از کشته‌شدن برهان‌الدین ربانی، رهبر این حزب، با دو دستگی روبرو شده است

این حزب از آغاز تا امروز، به ارزش‌های اسلامی، عدالت اجتماعی، صداقت، خیر عمومی، مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها و حاکمیت قانون باورمند بوده است. در برنامه‌های سیاسی جمعیت، بر اصول زیر تاکید می‌شود:

• تامین آزادی‌های مدنی و سیاسی مردم؛

• مشارکت عادلانه در تعیین سرنوشت؛

• تفکیک قوا برای جلوگیری از استبداد؛

• ایجاد نهادهای پاسخ‌گو و کارآمد؛

• سامان‌دهی نظام اداری متخصص و خدمت‌محور؛

• و تقویت ارزش‌های اخلاقی و دینی در مناسبات اجتماعی.

چنین چارچوبی می‌تواند جمعیت را به حزبی مردم‌سالار، ملی و مدرن بدل کند که هم به میراث اسلامی ملت وفادار است و هم به نیازهای معاصر جامعه پاسخ می‌دهد.

ضرورت دموکراسی درون‌حزبی و نوسازی ساختار جمعیت

تجربه‌ سیاسی جهان نشان داده است که بقای احزاب در گرو دموکراسی درون‌سازمانی است. حزبی که در درون خود فاقد انتخابات، شفافیت و گردش نخبگان باشد، دیر یا زود به ساختاری اقتدارگرا و بی‌روح بدل می‌شود و پایگاه مردمی خود را از دست می‌دهد.

در بازسازی جمعیت اسلامی، رعایت اصول زیر حیاتی است:

• برگزاری انتخابات درون‌حزبی مطابق اساس‌نامه؛

• تقسیم عادلانه‌ مسئولیت‌ها بر مبنای شایستگی؛

• شفافیت در تصمیم‌گیری و مالیات حزبی؛

• ایجاد شوراها و نهادهای مشورتی در سطوح مختلف؛

• و پرهیز از هرگونه رفتار تفرقه‌افکنانه یا شخص‌محور.

جمعیت اسلامی میراث تاریخی یک ملت است، نه ملکیت شخص یا گروهی خاص. مشروعیت و آینده‌ آن وابسته به اراده‌ سیاسی مردم و توانایی آن در همگرا ساختن نیروهای اجتماعی است.

در آخر

افغانستان برای عبور از بحران‌های تاریخی خود ـ از منازعه‌ قدرت گرفته تا گسست‌های قومی و فقر ساختاری ـ نیازمند نهادهای سیاسی ملی، مردم‌سالار و پاسخ‌گو است.

بازسازی جمعیت اسلامی افغانستان در قالب یک حزب سیاسی فراگیر، می‌تواند مسیر ملت‌سازی را هموار کرده و با پیوند دادن اقوام مختلف در زیر پرچم عدالت، آزادی و هویت ملی، کشور را به سوی ثبات پایدار رهنمون سازد.

دموکراسی درون‌حزبی، شفافیت ساختاری، و باور به نقش مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، سه ستون اساسی برای نوسازی جمعیت و ایفای نقش تاریخی آن است. آینده‌ با ثبات افغانستان در گرو آن است که احزاب سیاسی، به‌ویژه جمعیت اسلامی، از تفرقه بپرهیزند و در مسیر وحدت، اصلاح و بازسازی ملی گام بردارند.

مقاله‌هایی که در صفحه زاویه منتشر می‌شوند، بیانگر دیدگاه نویسندگان است و لزوما نظر تحریریه افغانستان اینترنشنال را بازتاب نمی‌دهند. صفحه زاویه با انتشار دیدگاه‌های گوناگون، می‌کوشد فضای گفت‌وگوی باز بین دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کند.

مولوی اسماعیل غزنوی به‌عنوان والی جدید طالبان در بدخشان تعیین شد

۳ عقرب ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان از معرفی مولوی اسماعیل غزنوی، به‌عنوان والی جدید بدخشان خبر داد. اسماعیل غزنوی پیش از این به‌عنوان معین بازرسی‌های مرزی وزارت اقوام و قبایل طالبان و عضو کمیسیون جلوگیری از غصب زمین کار می‌کرد.

محمدایوب خالد، والی پیشین بدخشان به‌عنوان فرمانده قول‌اردوی ۲۱۵ العزم تعیین شده است.

سخنگوی وزارت داخله طالبان روز شنبه سوم عقرب نوشت که والی جدید بدخشان توسط عبدالحق مخدوم، معین پالیسی و استراتژی این وزارت معرفی شد.

در خبرنامه طالبان اطلاعاتی درباره تحصیلات و تخصص والی جدید بدخشان نیامده است. آقای غزنوی از فرماندهان جنگی سابقه‌دار طالبان است.

طالبان در جنگ با پاکستان 'نگران بود انبار تسلیحاتش خالی شود'

۳ عقرب ۱۴۰۴، ۱۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
عبدالحق عمری

منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند برخی از رهبران طالبان نزدیک به هبت‌الله آخندزاده هراس داشتند که اگر جنگ با پاکستان ادامه یابد، ذخایر تسلیحات سنگین آن‌ها خالی خواهد شد. به همین دلیل زمانی که پیشنهاد میانجی قطر و ترکیه مطرح شد، طالبان آنرا بهترین فرصت برای توقف جنگ می‌دانست.

پس از حملات هوایی پاکستان بر مناطقی در کابل و پکتیکا در ۱۷ میزان منابع به افغانستان اینترنشنال گزارش دادند که رهبری طالبان نشستی اضطراری از علمای دینی را فراخواند. هبت‌الله آخندزاده علمای دینی را به قندهار فراخواند تا نظرشان را در مورد نحوه واکنش طالبان به حملات پاکستان جویا شود.

به گفته منابع، هبت‌الله و نزدیکانش در جریان حملات هوایی پاکستان در حوزه عمومی سکوت اختیار کردند اما نظر آنان این بود که به ادارات نظامی صلاحیت داده شود تا به حملات پاکستان پاسخ نظامی بدهند.

هبت‌الله به وزارت دفاع طالبان در کابل دستور داد تا کمیسیون نظامی را بخواند تا آنان «با صلاحیت کامل» در مورد «حملات تلافی‌جویانه» در پاسخ به نقض حریم هوایی افغانستان توسط پاکستان تصمیم بگیرند.

یک منبع آگاه از این جلسات به افغانستان اینترنشنال گفت که پس از دستور هبت‌الله و سپردن صلاحیت حملات تلافی‌جویانه به کابل، نشستی در وزارت دفاع طالبان به ریاست یعقوب مجاهد برگزار شد. در این نشست سراج‌الدین حقانی وزیر داخله، عبدالحق وثیق رئیس استخبارات و یوسف وفا والی طالبان در بلخ حضور داشتند.
در این نشست تصمیم گرفته شد که به حمله پاکستان پاسخ داده شود و اداره طالبان خاموش نماند.

منابع گفتند: «تصمیم کمیسیون نظامی به هبت‌الله در قندهار ابلاغ شد و او در پاسخ گفت که شما در این زمینه صلاحیت کامل دارید.»

به گفته منابع به افغانستان اینترنشنال یعقوب مجاهد در ۱۹ میزان به جنگجویان خود در هشت منطقه در امتداد دیورند دستور داد که حملات «انتقام‌جویانه» خود را آغاز کنند.

ملا یعقوب مجاهد وزیر دفاع طالبان
100%
ملا یعقوب مجاهد وزیر دفاع طالبان

چند ساعت بعد، وزارت دفاع طالبان با انتشار اعلامیه‌ای ادعا کرد که عملیات آن‌ها علیه پاسگاه‌های نیروهای پاکستانی «موفقیت‌آمیز» بوده و در پاسخ به نقض مکرر حریم هوایی افغانستان توسط ارتش پاکستان و حملات هوایی بر خاک افغانستان، عملیات در امتداد دیورند در ساعت ۱۲ شب به وقت افغانستان پایان یافته است.

بر بنیاد اطلاعات، هبت‌الله در جنگ با پاکستان ریاست هیچ نشست امنیتی را بر عهده نداشت و با مسئولان رده اول امنیتی خود در این مدت دیدار نکرد.

یک منبع افزود که هبت‌الله صلاحیت پاسخگویی در امتداد دیورند را در برابر نقض حریم هوایی افغانستان و حملات هوایی بر خاک افغانستان توسط ارتش پاکستان به مسئولان نهادهای امنیتی خود داده بود، اما جنگ با دستور یعقوب مجاهد آغاز شد و قیوم ذاکر، معاون وزارت دفاع طالبان، مدیریت تاکتیکی و تنظیم نیروها را به عهده گرفت.

اعزام نیرو از پنجشیر به امتداد مرز

قیوم ذاکر که از فرماندهان فعال طالبان علیه گروه‌های مخالف طالبان در شمال و چهره نزدیک به سپاه قدس ایران به شمار می‌رود، نیروهای خود را از ولایت پنجشیر به مناطق مرزی دیورند منتقل کرد.

چند ساعت پس از پایان عملیات طالبان علیه ارتش پاکستان در ۲۰ میزان ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، که در قندهار مستقر است، در یک نشست خبری در مرکز رسانه‌های حکومت در کابل ظاهر شد و اعلام کرد که در جریان حملات در مناطق مرزی، ۵۸ سرباز پاکستانی را کشته و ۳۰ تن دیگر را زخمی کرده‌اند و در مقابل ۹ جنگجوی طالب کشته و ۱۸ تن دیگر زخمی شده‌اند.

پاکستان تایید کرد که ۲۳ نفر از نیروهایش کشته و ۲۹ نفر زخمی شده‌اند؛ در حالی که به گفته اسلام‌آباد «بیش از ۲۰۰ جنگجوی طالبان و وابسته به آنها خنثی شده‌اند».

منابع آگاه به افغانستان اینترنشنال گفتند که هبت‌الله طرفدار حملات دفاعی محدود و تاکتیکی بود و انتظار نداشت که جنگ با اسلام‌آباد گسترش یابد و پاکستان یک‌بار دیگر حملات را در کابل و پکتیکا تکرار کند.

به گفته یک منبع: «او خودش خواستار جنگ بیشتر نبود، اما طرفدار این بود که اگر تجاوز از سوی پاکستان تکرار شود، باید پاسخ داده شود.»

منابع افزودند که با وجود اینکه هبت‌الله در طول جنگ با مسئولان نظامی خود دیداری نداشت، اما قیوم ذاکر، اطلاعات مربوط به جنگ را به طور مرتب به او می‌رساند.

100%

تلاش‌های میانجی‌گری و آتش‌بس

منابع می‌گویند که هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، به وزارت دفاع خود نیز صلاحیت داده بود تا برای جلوگیری از جنگ، برای مذاکره قطر برود.

منابع می‌افزایند: «پس از چند روز درگیری که قطر و ترکیه اعلام آمادگی برای میانجیگری کردند، هبت‌الله به هیئتی به رهبری یعقوب مجاهد اجازه سفر به دوحه را داد تا با هیئت پاکستانی در مورد آتش‌بس به توافق برسند.»

به گفته منابع، ملا شیرین، والی طالبان در قندهار که یک فرد نزدیک به هبت‌الله است، در جریان مشورت‌ها طرفدار جنگ با پاکستان نبود و خواستار مذاکره به جای جنگ بود، اما کمیسیون نظامی به نظر او توجه نکرد.

سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در جریان جنگ به پکتیکا سفر کرد، اما در سخنرانی خود به درگیری با پاکستان اشاره‌ای نکرد. محمدنبی عمری معاون حقانی، در مراسم معرفی والی جدید طالبان در خوست، انتقادات تندی را علیه پاکستان مطرح کرد.

آقای عمری گفت: «پاکستان متجاوز است و باید از عقل کار بگیرد. پاکستان خواسته‌های شرعی و منطقی تحریک طالبان پاکستان را نمی‌پذیرد.» او همچنین از بازپس‌گیری سرزمین‌هایی سخن گفت «که در گذشته از افغانستان بوده و حالا شامل خاک پاکستان شده است».

پاکستان همچنان اصرار دارد که به هیچ گروه مسلحی اجازه نمی‌دهد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده کند. مقام‌های طالبان ادعای اسلام‌آباد درباره استفاده گروه‌های دهشت‌افگن از خاک افغانستان را رد می‌کنند و اصرار دارند که هیچ گروه مسلحی از خاک افغانستان استفاده نمی‌کند.

پس از حملات هوایی پاکستان بر کابل در ۱۷ میزان، آوازه‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه موتر نورولی محسود، رهبر تحریک طالبان پاکستان هدف قرار گرفته است. اما پس از آتش‌بس، رهبر طالبان پاکستان یک پیام ویدیویی منتشر کرد و گفت که او در مناطق قبایلی پاکستان است. در آن ویدیو، نور ولی محسود تأکید کرد که در داخل پاکستان حضور دارد و در افغانستان نیست.

به باور تحلیلگران، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، در روزهای اخیر سیاست نرمی در برابر اسلام‌آباد اتخاذ کرده و از اظهار نظر درباره اوضاع داخلی پاکستان صرف‌نظر کرده است. او قبلا سرکوب یک اعتراض در پاکستان را نکوهش کرده بود.
اعضای طالبان در روزهای گذشته در حوزه عمومی می‌گویند تی‌تی‌پی «یک مسئله داخلی پاکستان» است و طالبان می‌تواند فقط در زمینه مذاکرات با تی‌تی‌پی کمک کند.

'ملکه مادر تایلند' در ۹۴ سالگی درگذشت

۳ عقرب ۱۴۰۴، ۱۰:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

دفتر سلطنتی تایلند روز شنبه اعلام کرد که سیریکیت کیتیاکارا «ملکه مادر» شامگاه جمعه درگذشته است. خانم سیریکیت از سال ۲۰۱۲، پس از آن‌که دچار سکته مغزی شد، دیگر در انظار عمومی دیده نشده بود. او با فعالیت‌های خیریه‌اش در میان مردم تایلند محبوب بود.

کاخ سلطنتی تایلند اعلام کرد که او از سال ۲۰۱۹ به‌دلیل چندین بیماری در شفاخانه بستری بود و در ۱۷ اکتوبر دچار عفونت خونی شد و سرانجام شامگاه جمعه درگذشت.

دولت تایلند اعلام کرد که ادارات دولتی برای یک ماه پرچم‌ها را نیمه‌افراشته نگه خواهند داشت و از مقام‌های دولتی خواسته است تا یک سال عزادار باشند.

دولت تایلند همچنین از مراکز سرگرمی خواسته تا فعالیت‌های خود را به مدت یک ماه متوقف کنند.

انوتین چان‌ویرکول نخست‌وزیر تایلند، به‌دلیل درگذشت ملکه مادر، سفرهایش به اجلاس آسه‌آن در کوالالامپور و اجلاس اپک در کوریای جنوبی در هفته آینده را لغو کرده است.

او به خبرنگاران گفت که روز یک‌شنبه برای امضای توافق آتش‌بس با کمبوجیا به مالیزیا سفر خواهد کرد، اما پس از آن به تایلند بازخواهد گشت. خانم سیریکیت در سال ۱۹۳۲، هم‌زمان با گذار تایلند از سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه زاده شد. او دختر سفیر تایلند در فرانسه بود و در دوران تحصیل در پاریس با پادشاه بومیبول آدولیادج آشنا شد. این دو در سال ۱۹۴۹ نامزد و یک سال بعد ازدواج کردند.
در سفرهای خارجی، خانم سیریکیت با زیبایی و سلیقه‌ خاص خود به چهره‌ای شناخته‌شده در رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شد. در سال ۱۹۶۰، مجله تایم او را «ظریف و فمینیست تمام‌عیار» و روزنامه فرانسوی لُور او را «دلفریب» توصیف کرد.

خانم سیریکیت بیش از چهار دهه در کنار پادشاه، برای اجرای پروژه‌های توسعه‌ای در مناطق روستایی و فقیرنشین تایلند فعالیت کرد و حضور او در برنامه‌های تلویزیونی سلطنتی شبانه، او را به چهره‌ای محبوب میان مردم بدل کرد.

در سال ۱۹۵۶، او برای مدت کوتاهی در غیاب پادشاه – که برای انجام آیین سنتی بودایی به معبد رفته بود – سمت نایب‌السلطنه را بر عهده گرفت. همچنین در سال ۱۹۷۶، روز تولدش (۱۲ اگست) به‌عنوان روز مادر ملی در تایلند تعیین شد.