حامیان پایان جنگ با ایران امیدوارند دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، پس از چند هفته حملات سنگین و ویرانگر به این کشور، اعلام پیروزی کند و امریکا را وارد یک جنگ طولانی دیگر مانند عراق و افغانستان نکند.
از نظر آنها، گزینههای نظامی و سیاسی ترامپ در این جنگ چیزی میان بد و بدتر است، اما ترامپ هنوز باور دارد که سران جمهوری اسلامی با تشدید حملات، بهویژه ویران کردن زیرساختهای اقتصادی و انرژی ایران، تسلیم خواستههایش خواهند شد.
بالا رفتن از پلههای تنش با اهداف اسرائیل سازگار است. چه جمهوری اسلامی سقوط کند و چه زیرساختها و بنیه اقتصادی و صنعتی آن ویران شود، در هر دو صورت به سود اسرائیل خواهد بود. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، توانست ترامپ را برخلاف دیگر روسای جمهور پیشین امریکا، متقاعد کند که حمله مشترک به ایران به سود منافع امنیتی ایالات متحده است و ترامپ میتواند میراث فراموشناشدنی دیگری از خود بر جای بگذارد.
بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در مقالهای در هفتهنامه اکونومیست نوشت که جنگ کنونی با ایران جنگ اسرائیل است، نه امریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس. او این دیدگاه شماری از تحلیلگران را تایید کرد که اسرائیل، امریکا را به جنگی کشانده است که نفع استراتژیک در آن ندارد.
با این حال، حمله امریکا به ایران در ادامه سنت سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه است. در واقع جنگ ابزاری یا به قول معروف، ادامه سیاست امریکا به شکلی دیگر است. حمله به ایران با هدف تغییر رژیمی نامطلوب و شرور در خاورمیانه(از نظر امریکا) انجام شده و تفاوتی با حمله این کشور به عراق و سرنگونی دولت صدام حسین ندارد.
کشورهای منطقه نیز کموبیش با این چشمانداز استراتژیک موافقاند، چون جمهوری اسلامی دردسری برای آنهاست و حذف آن، موازنه قدرت را به نفع کشورهای قدرتمندی چون اسرائیل و عربستان تغییر میدهد.
ادامه جنگ تا سرنگونی جمهوری اسلامی، گزینهای پرهزینه و خونین برای ترامپ است که به پیروزی قاطع و کمهزینه عادت دارد. از این رو، در حال حاضر میتوان این حرف ترامپ را در میان انبوهی از مواضع ضد و نقیض وی جدی گرفت که «حملات به ایران بهزودی ختم خواهد شد» و به این ترتیب، کاروان جنگ تا مقصد استراتژیک اسرائیل نخواهد رسید.
اگر ترامپ پس از یک یا دو هفته دیگر پای خود را از جنگ بیرون کشید و به سبک خود اعلام پیروزی کرد، به دشواری میتوان پذیرفت که نتانیاهو بتواند او را به ادامه جنگ ترغیب کند یا به تنهایی به حملات خود ادامه دهد.
لابی اسرائیل و روابط عمیق این کشور با حزب جمهوریخواه امریکا، تاثیر شگرفی بر مواضع تهاجمی سناتورها و اعضای جمهوریخواه کانگرس در برابر ایران دارد، اما نتانیاهو برای این که بتواند ترامپ را در جنگ نگه دارد، باید مسیر مطمینی برای پیروزی بر جمهوری اسلامی نشان دهد. ترامپ مشتاق یک پیروزی قاطع و خیرهکننده است، ولی حلقه حامی جنگ در واشنگتن و تلآویو نمیتوانند چنین گزینه معجزهآسایی روی میز او بگذارند.
ادامه جنگ، بهویژه مسدود ماندن تنگه هرمز و حمله به تاسیسات نفتی ایران و منطقه، نارضایتی رایدهندگان امریکایی را از بالا رفتن بیشتر هزینههای زندگی و یک ماجراجویی دیگر امریکا در خاورمیانه افزایش میدهد. به احتمال قوی، بالا رفتن هزینه انرژی و حتی وارد شدن شوک نفتی به اقتصاد جهان در اثر حملات ایران به تاسیسات نفتی منطقه، رکود اقتصادی جهانی را به دنبال خواهد داشت.
این وضعیت بر بخت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کانگرس تاثیر منفی میگذارد. افتادن مجلس نمایندگان به دست دموکراتهایی که عمیقاً مخالف این جنگاند، برنامههای ترامپ در داخل و خارج را محدود کرده و دردسرهای سیاسی او را بیشتر میکند، کما این که روسای جمهور آغازگر جنگ، با سرافکندگی از کاخ سفید بیرون شدهاند.
بنا به نظرسنجیها، جنگ ترامپ علیه ایران حمایتی به مراتب کمتر از دیگر جنگهای امریکا در میان مردم این کشور دارد.
ترامپ برای به زانو در آوردن جمهوری اسلامی، تهدید کرده که این کشور را به «عصر حجر» بر میگرداند
همخوانی منافع ترامپ و نتانیاهو این دیدگاه آرون دیوید میلر، از مقامهای پیشین وزارت خارجه امریکا قابل توجه است که ایده نفوذ بلامنازعه اسرائیل بر حکومت ترامپ با واقعیتها سازگار نیست و در کلیشه خطرناک «کنترول سیاست خارجی و حکومت امریکا توسط اسرائیل و یهودیان» ریشه دارد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سه دهه گذشته بارها کوشید امریکا را به توسل به گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی متقاعد کند، اما تمام روسای جمهور دموکرات و جمهوریخواه، دیپلوماسی را بر جنگ با ایران ترجیح دادند.
ترامپ تنها رئیس جمهوری است که با استراتژی نتانیاهو همراه شد، اما برخلاف خوشبینی اولیه این دو رهبر، اسرائیل به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی نرسیده است و امریکا نیز به این سه خواست کلیدی دست نیافته است: برچیده شدن برنامه اتمی، محدود شدن برد موشکها و توقف حمایت ایران از گروههای نیابتی.
ترامپ با شعار پایان دادن به جنگها وارد کاخ سفید شد، اما اکنون دهها هزار نیروی دریایی امریکا را به اطراف ایران فرستاده است و طرح اشغال جزایر مهمی چون خارک بر روی میزش قرار دارد. در ابتدا گمان میرفت که او به سنت انزواگرایی در سیاست خارجی تمایل دارد، اما با رونمایی از استراتژی امنیت ملی خود نشان داد که اهل استفاده از زور در قضایای بینالمللی است.
حکومت ترامپ باور دارد که امریکا با تکیه بر قدرت نظامی و ترساندن متحدان و دشمنانش، به اهداف اقتصادی و سیاسی خود دست مییابد. تهدیدهای نظامی او همانقدر متوجه چین است که کانادا و آلمان. او همانقدر مایل به تسخیر جزیره کلیدی خارک برای کنترول نفت ایران است که گرینلند برای در اختیار گرفتن منابع معدنی حیاتی آن.
استیفن والت، از نظریهپردازان شاخص روابط بینالملل، امریکای ترامپ را «سلطهجوی غارتگر» توصیف کرده است. او در آخرین شماره مجله فارن افیرز نوشت: «دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به عنوان یک واقعگرا، ناسیونالیست، مرکانتیلیست کلاسیک، امپریالیست و انزواطلب توصیف شده است. هر یک از این اصطلاحات بخشهایی از رویکرد او را بازتاب میدهند، اما استراتژی کلان دوره دوم ریاست جمهوری او را شاید بتوان به بهترین شکل با عنوان 'سلطهجویی غارتگرانه' توصیف کرد.»
او در ادامه نوشت: «هدف اصلی این استراتژی، استفاده از موقعیت برتر واشنگتن برای گرفتن امتیازات، خراج و ابراز وفاداری از سوی متحدان و دشمنان است. او با این رویکرد در جستجوی دستاوردهای کوتاهمدت در جهان است، جهانی که او آن را کاملاً بر پایه بازی برد-باخت میبیند.»
شواهد نشان میدهد که ترامپ بعد از عملیات موفق ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور پیشین ونزوئلا از پایتخت این کشور، به موفقیت ماموریت هوایی و موشکی غافلگیرکننده و برقآسا به ایران که در طبقه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی شوک و وحشت ایجاد کند، اعتقاد پیدا کرد. ترامپ و نتانیاهو فکر میکردند که مقامهای ارشد نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی همانند ونزوئلا، از ترس سقوط به خواستههای امریکا تن خواهند داد یا در اثر شورش داخلی سرنگون خواهند شد.
ترامپ این حمله را در ادامه مذاکرات ویتکاف-کوشنر با عباس عراقچی در عمان و سوئیس میدانست که به بنبست خورده بود. وزیر خارجه جمهوری اسلامی به صراحت سه خواسته حذف برنامههای اتمی، موشکهای دوربرد و ختم حمایت از گروههای نیابتی را رد کرد. ترامپ تصور میکرد که کارزار نظامی محدود ولی ویرانگر، جمهوری اسلامی را مجبور به پذیرش خواستههای مذکور خواهد کرد.
ترامپ شیفته ابهت، درخشش و قدرت ارتش امریکا است که در صورت لزوم میتواند از آن برای رسیدن به اهداف تعیین شده در روابط با کشورها بهره بگیرد..
رئیس جمهور و وزیر دفاع امریکا به پیروزی سریع امیدوار بودند
از وعده پیروزی تا غافلگیر شدن وزیر جنگ
این هفته، مجله تایم در یک گزارش مفصل، به نقل از یک مقام ارشد حکومت ترامپ نوشت که رئیسجمهور بسیاری از روزها صبح خود را با دیدن ویدیوهایی از موفقیتهای نظامی ارتش امریکا آغاز میکند و تحت تاثیر آن قرار گرفته است. او به مشاورانش گفته بود که نابود کردن تهدید هستهای ایران میتواند یکی از دستاوردهای ماندگار او باشد.
بنا به این گزارش، حملات ایران به تاسیسات نفتی و تجاری کشورهای منطقه و بسته شدن تنگه هرمز به روی نفتکشها و کشتیهای تجاری، حکومت ترامپ را غافلگیر کرده است. ارزیابی مقامهای امریکایی این بود که تهران در پاسخ به حملات امریکا، همانند جنگ ۱۲روزه سال ۲۰۲۵، به حملات نمایشی و توام با احتیاط بسنده خواهد کرد.
پیش از آغاز جنگ، پیت هگست، وزیر دفاع امریکا به واکنش ملایم ایران به حملات گذشته ترامپ اشاره کرده بود تا ثابت کند که زور نظامی حسابشده میتواند هزینههایی را به تهران تحمیل کند، بدون اینکه به آتش یک جنگ گستردهتر دامن بزند. یک فرد مطلع نزدیک به هگست گفت که «در این شکی نیست که او غافلگیر شد.»
دانیل کورتزر و آرون میلر درباره ورود ترامپ به جنگ ایران در مقالهای در وبسایت اندیشکده کارنگی نوشتند که او مخاطرات این حمله را نادیده گرفت و به موفقیتی خیرهکننده چشم دوخته بود. به گفته آنها، آمادگی ترامپ برای ریسکپذیری در برابر ایران، با دیگر تجربیات او در خاورمیانه تقویت شده بود.
بسیاری به او درباره خطرات خروج از توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۸، انتقال سفارت امریکا به اورشلیم در سال ۲۰۱۸، دستور ترور قاسم سلیمانی، برجستهترین جنرال سپاه پاسداران ایران در سال ۲۰۲۰و حمله به سایتهای هستهای ایران در سال ۲۰۲۵هشدار داده بودند.
از دیدگاه ترامپ، او این اقدامات را بدون هزینه یا عواقب بزرگ به سرانجام رسانده بود. این موضوع احتمالاً این احساس را در او تقویت کرد که نتیجه جنگ با ایران، یک پیروزی سریع و قاطع خواهد بود.
ترامپ و معاون وی گفتهاند که امریکا مایل به ادامه جنگ نیست و پس از تحقق اهدافش، از جنگ خارج میشود. با خارج شدن امریکا، اسرائیل نیز چارهای جز کنار رفتن ندارد، زیرا جنگ با ایران بدون حمایت امریکا و کشورهای منطقه برای اسرائیل مقدور نیست.