اوج اختلاف در رهبری سپاه؛ هنوز خامنهای دفن نشده، «قالیباف با قاتلان دست میدهد»


کانال ١۴ اسرائیل در گزارشی با اشاره به مذاکرات جمهوری اسلامی و امریکا در پاکستان، از اختلاف میان مقامهای ارشد ایرانی خبر داد.
طبق گزارش این رسانه، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران به همکارانش گفته است: «ما هنوز رهبر را دفن نکردیم، قالیباف با کسانی که او را کشتند دست میدهد.»
محمدباقر قالیباف، ریاست هیئت جمهوری اسلامی برای مذاکره با امریکا در اسلامآباد را بر عهده داشت.
پیشتر، در آستانه مذاکرات جمهوری اسلامی و ایالات متحده، ایران اینترنشنال هم از اختلاف بر سر اختیارات و ترکیب تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی خبر داده بود. بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در آستانه مذاکره جمهوری اسلامی و ایالات متحده، اختلاف نظر شدیدی میان مقامهای ارشد حکومتی در ایران بر سر ترکیب و اختیارات هیئت مذاکرهکننده شکل گرفته بود.
بنا بر این اطلاعات، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، تلاش کرد اختیارات محمدباقر قالیباف، رئيس مجلس و عباس عراقچی، وزیر خارجه را محدود کند. علاوه بر این، فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضای سپاه پاسداران تاکید کرده بودند که هیئت اعزامی باید از هرگونه مذاکره درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی خودداری کنند.

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در یادداشتی در اکس، مذاکرات اسلامآباد را «مذاکرات فشردهای» توصیف کرد که «در بالاترین سطح طی ۴۷ سال گذشته برگزار شد.»
او گفت جمهوری اسلامی با آنچه «حسن نیت» نامید، وارد مذاکره با ایالات متحده شد تا «به جنگ پایان دهد.»
عراقچی افزود: «اما درست در زمانی که تنها چند گام تا تفاهمنامه اسلامآباد فاصله وجود داشت، با زیادهخواهی، تغییر مداوم اهداف و تهدید به محاصره مواجه شدیم.»
او با طرح این موضوع که «ظاهراً هیچ درسی گرفته نمیشود»، نوشت: «حسن نیت، حسن نیت میآفریند؛ دشمنی، دشمنی میآورد.»
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت ذخایر دفاع هوایی کشورهای خلیج فارس در پی شش هفته جنگ بیوقفه ایران کاهش یافته است. اکنون، عربستان، امارات متحده و قطر برای تامین تسلیحات و مهمات به کوریای جنوبی، بریتانیا و اوکراین روی آوردهاند.
روزنامه والاستریت ژورنال روز یکشنبه، ۲۳ حمل، در گزارشی نوشت که با برقراری یک آتشبس شکننده میان ایالات متحده و ایران، نزدیکترین متحدان امریکا در منطقه و برخی از بزرگترین خریداران سیستمهای تسلیحاتی این کشور در حال بررسی گزینههای بدیل برای سامانههای دفاع موشکی خود هستند.
این کشورها به سیستمهای دفاع هوایی امریکا در برابر راکتها و پهپادهای ایرانی متکی اند، سیستمهایی که با وجود موثریت چشمگیر در رهگیری و مقابله، بسیار پرهزینه بوده و تولید آنها زمانبر است.
بر بنیاد این گزارش، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی به سیستمهای دفاع موشکی کوریای جنوبی، پهپادهای اوکراینی و توپهای گاتلینگ امریکایی علاقه نشان دادهاند.
این کشورها همچنان در پی استفاده از تجهیزات شرکتهای نوپای نظامی، از جمله یک شرکت هوافضای بریتانیایی مستقر در کمبریج، هستند.
بریتانیا این هفته اعلام کرد که موشکهای کوچک و کمهزینهای را که برای نابودی پهپادها و سایر تهدیدات هوایی طراحی شدهاند، به کشورهای خلیج فارس عرضه خواهد کرد.
شتاب این کشورها برای دسترسی به تسلیحات سایر کشورهای پیشرفته نشان میدهد که آنها از توان و گستردگی حملات تلافیجویانه جمهوری اسلامی ایران غافلگیر شدهاند. نگرانی اصلی آنها کاهش ذخایر راکتهای دفاع هوایی در برابر حملات، در حالی است که ایران ذخایر گستردهای از راکتها و پهپادها در اختیار دارد.
پس از جنگ اوکراین، این دومین بار است که درگیری امریکا و اسرائیل با ایران، کمبودهای صنعت تسلیحات غربی را از منظر ظرفیت تولید بار دیگر آشکار میسازد.
آدرین رابیر، تحلیلگر نظامی به والاستریت ژورنال گفت: «سرمایهگذاری برای افزایش ظرفیت تولید تسلیحات آغاز شده، اما هنوز به سطحی نرسیده که بتواند تقاضای فعلی در بازار را برآورده کند.»
منابع آگاه گفتهاند که عربستان سعودی با جاپان که راکتهای رهگیر پاتریوت تولید میکند، برای تامین نیازهای دفاعی خود تماس گرفته و همچنان با کوریای جنوبی درباره سفارش برخی سیستمهای دفاعی گفتوگو کرده است.
یک عضو پارلمان کوریای جنوبی گفته است که سیستم «ام-اسایام» که عربستان سفارش داده، یک سامانه زمینبههوا با برد متوسط است و میتواند پهپادها، موشکها و هواپیماها را رهگیری کند. این سیستم پیشتر توسط امارات متحده عربی برای سرنگونی پهپادهای ایرانی استفاده شده بود.
ریاض همچنان یک قرارداد همکاری نظامی با اوکراین امضا کرده که بر تولید سلاح و انتقال دانش و تجربه تمرکز دارد.
قطر نیز یک توافق همکاری با اوکراین امضا کرده است. مقامهای قطری اخیراً از یک مرکز آموزشی پهپادهای رهگیر در اوکراین دیدار کرده و با نمایندگان یکی از بزرگترین شرکتهای دفاعی این کشور گفتوگو کردهاند.
سخنگوی حکومت امارات متحده عربی گفته است که این کشور «سیستمهای دفاع هوایی متنوع، یکپارچه و چندلایه» و «ذخایر استراتژیک قوی مهمات» در اختیار دارد.
یک مقام سعودی نیز گفته است: «ما بهگونه یکپارچه با تامینکنندگان امریکایی همکاری میکنیم، اما در عین حال روابط بسیار خوبی با دیگران نیز داریم.» او توافق اخیر با اوکراین را نمونهای از این روابط خوانده است.
والاستریت ژورنال افزوده است که مقامهای قطری گفتهاند ذخایر آنها رو به پایان نیست و برای دفاع از خود آمادگی کامل دارند.
شرکتهای نظامی اوکراینی گفتهاند که مقامهای کشورهای خلیج فارس از آنها پهپادهای رهگیر و تجهیزات جنگ الکترونیک درخواست کردهاند. با این حال، گفته میشود که تولیدکنندگان سلاح در اوکراین لزوماً ظرفیت کافی برای صادرات یا عرضه تجاری این تجهیزات را ندارند.
شرکت وایلد هورنتس، یک تامینکننده اوکراینی که ماهانه بیش از ۱۰ هزار پهپاد رهگیر تولید میکند، گفته است که این مقدار برای پاسخگویی به نیازهای داخلی اوکراین ضروری است.
کارشناسان گفتهاند که امارات متحده عربی در حال گفتوگو با کییف درباره یک پیمان همکاری دفاعی است و از شرکتهای کوریای جنوبی نیز خواسته است موشکهای رهگیر بیشتری تولید کرده و در اختیار این کشور قرار دهند.
دولت ترامپ به امارات متحده عربی، کویت و اردن بیش از ۲۳ میلیارد دالر سلاح فروخته است. این قراردادها شامل سیستمهای دفاع هوایی، رادار و راکتهای پاتریوت است که با هدف کمک به متحدان برای مقابله با حملات ایران طراحی شدهاند. با این حال، تحویل برخی از این تجهیزات ممکن است سالها به طول انجامد.
نزدیک به ۲۰ کشور از سیستم پاتریوت استفاده میکنند و ذخایر آن بهدلیل جنگ اوکراین کاهش یافته است. سوئیس هفته گذشته اعلام کرد که بهدلیل تاخیرهای پیهم، در حال بررسی لغو سفارش این سیستمها است. این کشور در سال ۲۰۲۲ پنج سامانه پاتریوت سفارش داده بود، اما ایالات متحده سال گذشته اعلام کرد که اولویت را به تامین این سیستمها برای اوکراین میدهد.
در این گزارش همچنان آمده است که مقامهای چندین کشور خلیج فارس با شرکتهای دفاعی بریتانیایی دیدار کردهاند. بر بنیاد این گزارش، در این دیدار که هفته گذشته انجام شد، مقامهای این کشورها خواستار دریافت فهرستی از تجهیزاتی شدهاند که این شرکتها بتوانند در مدت ۱ تا ۳ ماه آینده تحویل دهند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا در پی خودداری جمهوری اسلامی ایران از باز کردن تنگه هرمز به روی کشتیها، گفت ممکن است قیمت مواد سوخت تا انتخابات میاندورهای ایالات متحده در ماه نوامبر(عقرب) بلند باقی بماند.
رئیسجمهور امریکا یکشنبه، ۲۳ حمل در گفتوگو با شبکه فاکس نیوز در پاسخ به نوسان بهای مواد سوخت گفت: «ممکن است قیمتها ثابت بماند یا کمی بیشتر شود، اما باید تقریباً ثابت باشد.»
طبق دادههای موجود، میانگین قیمت یک گیلن پترول در تانکتیلهای ایالات متحده از آغاز درگیری این کشور با ایران به دستکم ۴دالر افزایش یافته است.
دونالد ترامپ پیش از این تاکید داشت که افزایش بهای مواد سوخت یک پدیده کوتاهمدت است. او دراین گفتوگو برای نخستین بار به پیامدهای ناگوار اقتصادی و سیاسی تصمیم خود برای حمله به ایران مهر تایید گذاشته است.
در پی حمله امریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بسیاری از منتقدان و مخالفان داخلی رئیسجمور ترامپ نسبت به پیامدهای سیاسی و اقتصادی این تصمیم هشدار داده بودند.
ارتش امریکا روز یکشنبه اعلام کرد که اوایل صبح دوشنبه به وقت شرق امریکا، محاصره دریایی ایران را آغاز خواهد کرد. بنا به این تصمیم، تمام کشتیهایی که به بنادر ایران داخل یا از آنجا خارج میشوند، حق تردد را در خلیج فارس و دریای عمان از دست خواهند داد.
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از «مقامها و افراد آگاه» نوشت دونالد ترامپ و مشاورانش در حال بررسی ازسرگیری حملات نظامی محدود به ایران، علاوه بر محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایالات متحده هستند.
بر اساس این گزارش، این اقدام به عنوان راهی برای شکستن بنبست در مذاکرات صلح در نظر گرفته شده است.
مقامهای امریکایی که این روزنامه به نام آنها اشاره نکرد، گفتند که حملات نظامی محدود به ایران از جمله گزینههایی بود که ترامپ یکشنبه، ساعاتی پس از شکست مذاکرات در پاکستان، در حال بررسی آنها بود.
بهگفته آنان، ترامپ همچنین میتواند یک کارزار بمباران تمامعیار را از سر بگیرد. با این همه، این مقامها گفتند با توجه به احتمال بیثباتی بیشتر در منطقه و بیزاری رئیسجمهور از درگیریهای نظامی طولانیمدت، این گزینه کمتر محتمل است.
بر اساس این گزارش، او همچنین ممکن است به دنبال یک محاصره موقت باشد و همزمان متحدان را تحت فشار بگذارد تا مسئولیت یک ماموریت اسکورت نظامی طولانیمدت در تنگه هرمز را در آینده بر عهده بگیرند.
در همین حال، دستیاران ترامپ گفتند که او همچنان نسبت به یک راه حل دیپلوماتیک خوشبین است، حتی با وجود اینکه وعده محاصره را داده و دوباره تهدید کرده است که زیرساختهای ایران را هدف قرار خواهد داد.
پژوهشکده بریتانیایی آلسیس، در گزارشی تازه اعلام کرد که بهرغم ممنوعیت طالبان، کشت کوکنار در افغانستان در سال ۲۰۲۶ بهویژه در ولایت بدخشان افزایش یافته است. طبق گزارش، کشت کوکنار همچنان نقش مهمی در معیشت روستاییان افغانستان دارد.
این پژوهش که از سوی دیوید منسفیلد، پژوهشگر برجسته در زمینه اقتصادهای غیرقانونی در افغانستان و مناطق مرزی انجام شده و در مرکز پژوهشی السیس منتشر شده، نشان میدهد که در بسیاری از مناطق افغانستان، دهقانان یا کشت را ادامه میدهند یا برای کشت و تولید موادمخدر به کشورهای همسایه مهاجرت میکنند.
در گزارش آمده است که تحت فشارهای اقتصادی، شماری از دهقانان در جنوبغرب افغانستان برای کشت کوکنار به پاکستان و ایران مهاجرت کردهاند.
این گزارش همچنین فاش کرده هرچند تمرکز فعلی بسیاری از تحلیلگران و ناظران بر موادمخدر مصنوعی متمرکز است، اما بهدلیل ذخایر بزرگ تریاک در افغانستان، گسترش دامنه کشت کوکنار در پاکستان و ایران و نوآوری در شیوههای کشت و تولید آن، عرضه هروئین به اروپا همچنان ادامه دارد.
همچنین بهبود در روند تبدیل تریاک به هروئین و مخلوط کردن موادمخدر با مواد قانونی در بازارهای منطقه، باعث شده عرضه هروئین همچنان به بازار پرسود در اروپا تبدیل شود.
قیمت تریاک در افغانستان
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که قیمت تریاک در فصل کشت سال ۲۰۲۶، روند افزایشی داشته و در جنوری ۲۰۲۶ به حدود ۵۰۰ دالر در هر کیلوگرام رسیده است.
بهرغم ممنوعیت کشت موادمخدر از سوی طالبان و اعمال فشار بر دهقانان، با آنهم ذخایر بزرگ تریاک در افغانستان و افزایش تولید در پاکستان و ایران باعث شده تا فشار بر قیمتها کاهش یابد.
افزایش کوکنار در بدخشان، بلوچستان و سیستانبلوچستان
دیوید منسفیلد دریافته است که دهقانان در ولایت بدخشان مقدار زیادی کوکنار را در زمینهای للمی خود در فصل خزان کشت کردهاند و بسیاری نیز قصد دارند در بهار کشت بیشتری انجام دهند.
یافتههای این پژوهش همچنین نشان میدهد که نشانههایی از افزایش سطح کشت در مناطق آبی این ولایت دیده میشود، زیرا دهقانان تلاش دارند خسارات اقتصادی ناشی از ناکامی محصول سال گذشته بهدلیل خشکسالی را جبران کنند.
ادامه کشت گسترده کوکنار در بدخشان همچنین نشاندهنده بحران روبهرشد اقتصادی در این ولایت و هم محدودیتهای حاکمیت طالبان در شمالشرق افغانستان است. طالبان از زمان اعلام ممنوعیت در سال ۲۰۲۲ بارها تلاش کردهاند کشت کوکنار را در بدخشان از بین ببرند.
در حالیکه مقامها توانستهاند دهقانان را مجبور کنند بخش بزرگی از تولید تریاک خود را به زمینهای دورافتاده للمی منتقل کنند، به نظر میرسد دهقانان در بدخشان در سال ۲۰۲۶ مقدار بیشتری کوکنار هم در زمینهای للمی و هم در زمینهای آبی کشت کردهاند.
با توجه به وضعیت اقتصادی ناپایدار دهقانان در این ولایت، خطر فزایندهای وجود دارد که دهقانان در برابر هرگونه تلاش برای نابودی مزارعشان مقاومت کنند، زیرا احساس میکنند چیزی برای از دست دادن ندارند.
گفته شده اگر طالبان در بهار و تابستان ۲۰۲۶ کارزار شدیدتری برای از بین بردن کشت کوکنار راهاندازی کنند، خطر بروز خشونت در بدخشان بسیار بالا خواهد بود.
بر اساس گزارش، د مقابل، در ولایت هلمند که در گذشته یکی از مراکز اصلی کشت و تولید کوکنار بود، اکنون هیچ نشانهای از کشت گسترده دیده نمیشود. در ولایت ننگرهار نیز که زمانی یکی از مراکز عمده تولید تریاک بود، حتی در برخی از دورافتادهترین مناطق کوهستانی نزدیک به مرز پاکستان کشت کوکنار در سطح اندک باقی مانده است؛ تنشهای مرزی و حضور قابل توجه طالبان در این منطقه، با وجود دشواریهای جغرافیایی، به حفظ این ممنوعیت کمک کرده است.
علاوه بر این، شواهد نشان میدهد که در اواخر سال ۲۰۲۵، شمار بیشتری از دهقانان جنوبغرب افغانستان برای پرورش کوکنار به پاکستان و ایران مهاجرت کردهاند.
بیشتر آنان به بلوچستان پاکستان و سیستانوبلوچستان ایران رفتهاند و شواهد فزایندهای از کشت گسترده کوکنار در مناطق مختلف وجود دارد.
دیوید منسفیلد با تحلیل تصاویر ماهوارهای از مناطق فوق دریافته است که در ولسوالی لورالائی در بلوچستان زمینهای زیر کشت افزایش یافته است. دهقانان افغان در سیستانوبلوچستان نیز از افزایش کشت کوکنار در ایران در سال جاری خبر میدهند.
در هر دو منطقه، کوکنار معمولا در قالب یک شراکت میان مالک زمین (پاکستانی یا ایرانی) و دهقان افغان کشت میشود و هزینهها و محصول بهطور مساوی تقسیم میگردد.
این وضعیت نشان میدهد که کشت کوکنار در پاکستان و ایران، و پولی که از آن به افغانستان فرستاده میشود، به بخش فزایندهای از معیشت روستایی دهقانان جنوبغرب افغانستان تبدیل شده است.
آبیاری قطرهای؛ روش نوین پرورش کوکنار
در بخشهایی از ایران، مزارع بزرگ کوکنار با آبیاری قطرهای ایجاد شده است. به گفته دیوید منسفیلد، این روش در منطقه بیسابقه است و نیاز به سرمایهگذاری قابل توجهی بهطور میانگین پنج تا ده هزار دالر در هر هکتار زمین دارد و نشان میدهد که دهقانان نگرانی چندانی از نابودی محصولات خود ندارند.
تصاویر ماهوارهای و ویدیوها نشان میدهد که رشد کوکنار در این مزارع بسیار پیشرفته است، که این امر به دهقانان امکان برداشت زودتر، محصول بیشتر و احتمالا قیمت بهتر در بازار را میدهد. مزارع کوکنار با آبیاری قطرهای در ایران، بزرگ هستند و اغلب بیش از دو هکتار مساحت دارند.
تصاویر همچنان الگوهای مشابهی از رشد پیشرفته کوکنار را در بلوچستان پاکستان نشان میدهد.
از دیدگاه اقتصادی، کشت کوکنار با آبیاری قطرهای با توجه به قیمت فعلی تریاک یک اقدام منطقی است، زیرا در همان سال نخست حدود دههزار دالر سود در هر هکتار فراهم میکند. با این حال، این خطر وجود دارد که اگر این شیوه جا بیفتد، مقابله با آن بسیار دشوار خواهد شد.
فشارهای اقتصادی عامل افزایش کشت کوکنار در افغانستان و منطقه
در حالیکه ذخایر تریاک همچنان نقش مهمی برای مهار ممنوعیت کشت کوکنار در جنوبغرب افغانستان دارند، نشانههای فزایندهای از مشکلات اقتصادی در میان دهقانان دارای زمین دیده میشود؛ زیرا ذخایر آنان کاهش یافته و درآمدهای زراعتی نیز پایین آمده است.
دهقانان میدانند که اگر دوباره کشت نکنند و ذخایر خود را تجدید نکنند، در آینده با نابودی اقتصادی روبهرو خواهند شد.
با ممنوعیت کشت کوکنار و نیز کاهش کمکهای بینالمللی که در دوران جمهوریت اقتصاد روستایی را تقویت میکرد، درآمدهای قابل مصرف کاهش یافته و دهقانان مجبور شدهاند برای تأمین مخارج زندگی، مقدار بیشتری از ذخایر خود را بفروشند.
تولید بیش از حد و کاهش تقاضا برای محصولات باغداری بهویژه با بسته شدن مرز پاکستان، منجر به کاهش قیمتها و درآمدهای زراعتی شده است.
این وضعیت همچنین تأثیرات زنجیرهای بر تجارت و بخش خدمات گذاشته است. در نبود کوکنار، محصولات تابستانی اکنون دو سوم کل درآمد زراعتی را تشکیل میدهند، که این امر باعث افزایش برداشت آبهای زیرزمینی و کاهش سطح آب شده است.
دهقانان دارای زمین در هلمند بهخوبی از شکنندگی وضعیت اقتصادی خود در افغانستان آگاهاند و از آینده نگران هستند؛ به همین دلیل اعضای خانواده خود را به ایران و پاکستان میفرستند تا در آنجا کوکنار کشت کنند، و همزمان برای بازگشت تولید تریاک در افغانستان نیز فشار وارد میکنند.
خشکسالی و تضعیف اقتصاد روستایی
خشکسالی دوامدار نیز یک شوک جمعی بر بسیاری از جوامع روستایی در افغانستان بهویژه در بدخشان وارد کرده است. خشکسالی، کاهش حاصل محصولات (از جمله تریاک)، افت قیمت تریاک و کاهش حوالههای مالی از ایران، فشار مالی قابل توجهی بر خانوادههای روستایی وارد کرده است.
مهاجرت دهقانان افغان برای کشت کوکنار
مهاجرت گسترده از افغانستان بازتابدهنده این بحران روبهرشد اقتصادی است؛ در حالیکه بسیاری از گذرگاههای رسمی افغانستان با پاکستان بسته ماندهاند، شکافهای متعددی در حصار مرزی با ولایت بلوچستان پاکستان وجود دارد که هم قاچاقبران انسان و هم مهاجران میتوانند از آن استفاده کنند.
اهمیت این مسیرهای فرامرزی با افزایش تعداد دهقانان جنوبغرب افغانستان که برای کشت کوکنار به بلوچستان و سیستانوبلوچستان میروند، بیشتر خواهد شد؛ بهویژه در شرایطی که وضعیت امنیتی در منطقه سهمرزی رو به وخامت است.
فروپاشی تدریجی امنیت در منطقه
ذخایر تریاک همچنان عامل مهمی در پذیرش ممنوعیت کشت کوکنار از سوی دهقانان دارای زمین در جنوبغرب افغانستان است؛ اما با کاهش این ذخایر، حفظ نظم برای طالبان بهگونه فزایندهای دشوارتر خواهد شد.
دیوید منسفیلد در این گزارش تحقیقاتیاش هشدار داده است دهقانان افغان که زمینهای کوچکتر دارند و ذخایر محدودتری از تریاک در اختیار دارند، بهطور فزایندهای در اثر این ممنوعیت به حاشیه رانده شدهاند.
او تصریح میکند که همین دهقانان کوچک و همچنین دهقانان بیزمین که بهصورت سهامدار کار میکنند، از جمله منتقدان جدی طالبان هستند و برای بازگشت کشت کوکنار در جنوبغرب فشار وارد میکنند و بهطور فزایندهای برای کشت کوکنار به پاکستان و ایران مهاجرت میکنند.
این پژوهشگر بریتانیایی هشدار داده است که هرچقدر ممنوعیت کشت کوکنار طولانیتر شود، شمار این دهقانان ناراضی در جنوبغرب بیشتر خواهد شد و حفظ حمایت از سوی پایگاه اصلی طالبان دشوارتر میگردد.
او پیشبینی میکند که در این میان، فرماندهان محلی بهویژه در شمال هلمند تحت فشار جوامع روستایی قرار خواهند گرفت تا ممنوعیت مواد مخدر را نادیده بگیرند و اجازه بازگشت به کشت گسترده کوکنار را بدهند.
از سویی دیگر، دیوید مسنفیلد هشدار داده که هرگونه اقدام برای جلوگیری از کشت کوکنار در کشورهای همسایه افغانستان یا اخراج مهاجران افغان میتواند بحران اقتصادی را بدتر کند و خطر ناآرامیهای روستایی در افغانستان را افزایش دهد.
بهگفته این پژوهشگر برجسته بریتانیایی، افزایش کشت کوکنار در پاکستان و ایران نتیجه مستقیم ممنوعیت کشت کوکنار از سوی طالبان، افزایش قیمت تریاک، و حضور محدود دولت در ولایتهای مرزی مانند بلوچستان پاکستان و سیستانوبلوچستان ایران است.
با توجه به احتمال افزایش بیشتر کشت کوکنار در ایران و پاکستان در سال جاری، و اهمیت روزافزون حوالههای مالی این مزارع برای معیشت جوامع روستایی جنوبغرب افغانستان، بستن این مسیر اقتصادی بدیل برای دهقانان افغان میتواند پیامدهای مهم اقتصادی و سیاسی در افغانستان به همراه داشته باشد.
دیوید منسفیلد پیشبینی کرده است که نقش دهقانان افغان در گسترش کشت کوکنار در این مناطق مرزی میتواند تنشها میان تهران و اسلامآباد از یکسو و کابل از سوی دیگر را افزایش دهد، زیرا هر طرف دیگری را مسئول افزایش تولید مواد مخدر و فعالیت گروههای شورشی میداند.
پژوهشگر میگوید برخلاف انتظارها، اقتصاد موادمخدر گیاهی در افغانستان، ایران و پاکستان در حال رشد است و تولید آن در مناطقی که به بازارهای مصرف بهویژه در منطقه و اروپا نزدیکتر هستند، درحال افزایش است؛ بهویژه در مناطقی که کنترول دولت کمتر و حضور گروههای مسلح بیشتر است.
او هشدار داده که عدم درک این تحولات میتواند بسیاری از دولتها را نسبت به تهدید روبهرشد ناآگاه سازد؛ تهدیدی که نهتنها شامل بازگشت تولید مواد مخدر در منطقه و پیامدهای آن برای بازارهای مصرف است، بلکه خطر یک اقتصاد جنایی در حال گسترش را نیز در بر دارد که منطقهای از قبل بیثباتشده بر اثر جنگ را بیشتر به چالش میکشد.