دختری از دایکندی: «یک ماه است از ترس طالبان در کوه زندگی میکنیم»

من دختری بیستودو ساله هستم از دایکندی و با سه برادر و سه خواهر که از من کوچکتر هستند و برادر بزرگم که بیمار است، یک ماه است در کوه زندگی میکنیم. پدرم از کارمندان دولت سابق بود. یک ماه شده که همراه با مادرم به خاطر طالبان فرار کرده بودند و دیگر از آنها اطلاعی نداریم.
ما از ترس طالبان از خانه بیرون شدیم. مردم محل گفتند بروید، شما را یک شب میآیند و میکشند. ما یک ماه است در کوهها هستیم. وضعیت برادر مریضم خیلی بد است.
من دیگر هیچ کسی و هیچ چیزی بلد نبودم. فقط نمبر شما را خیلی وقت پیش از تلویزیون در تلفنم گرفته بودم.
به خاطر امنیت خودمان ویدیو و عکس روان نکردم، چون اگر نشر شود، دیگر امیدی برای زندگی ما نمیماند.
گاهی برای شارژ تلفن خود به مناطق دیگری میرویم.
از شما صادقانه خواهش میکنم، پیامم را گرفتید، اگر یک راهی هست بگویید.»
نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.
