• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

زنی از قندهار: «فقط چشم‌هایم دیده می‌شد اما طالبان اجازه رفتن به داکتر را نداد»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۱:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

«امروز در قندهار امر به معروف همه دختران، حتی زنان بزرگ‌سال را که چادری نداشتند، از تاکسی‌ها پایین می‌کرد. به هیچ‌کس اجازه حرف زدن نمی‌داد. گرچه همه حجاب را رعایت کرده بودند، اما باز هم می‌گفت باید حتما چادری به سر داشته باشید.

من که با مادرم می‌خواستم پیش داکتر بروم، نقاب زده بودم و فقط چشم‌هایم معلوم می‌شد. حجاب من رعایت بود، اما باز هم مرا از تاکسی پایین کرد و اجازه رفتن نداد.

امروز به بهانه چادری به من اجازه بیرون رفتن نمی‌دهند. فردا شاید اصلا اجازه بیرون شدن از خانه را به ما زنان افغانستان ندهند.

چرا جهان ساکت است؟ تا چه وقت در حق ما ظلم شود؟

افسردگی گرفته‌ام. تا مجبور نشوم، از خانه بیرون نمی‌روم. همه تفریح‌گاه‌ها به روی ما بسته است.

حتی چندین بار که همراه شوهرم بودم، در بازرسی‌ها طالبان مرا ایستاد کرده و گفت چرا چادری به سر نداری، دیگر بدون چادری بیرون نشو.

از این وضعیت خسته شده‌ایم. جهان نباید در برابر ظلمی که در حق ما زنان افغانستان می‌شود، ساکت باشد.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

جنگ طلا؛ رهبر طالبان فرمانی درباره زرشویی صادر کرد
۱
اختصاصی

جنگ طلا؛ رهبر طالبان فرمانی درباره زرشویی صادر کرد

۲

سازمان کردستانی: یک مقام طالبان در سرپل 'مادر و دختر کُرد ایرانی را کشته است'

۳

یک نظامی پیشین در غور ترور شد

۴

سخنگوی طالبان می‌گوید به پرونده مرد زخمی در حادثه با مقام محلی قندوز رسیدگی شده است

۵

هبت‌الله استفاده از موبایل‌های هوشمند را برای کارمندان دولتی ممنوع کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

«آیا این نتیجه ۱۶ سال تحصیل من و امثال من است؟»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۱:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
«آیا این نتیجه ۱۶ سال تحصیل من و امثال من است؟»
100%

«من یکی از باشندگان ولایت غور ، شهر فیروزکوه و فارغ‌التحصیل دانشگاه هستم. من در بست‌های عضو مسلکی معارف ولسوالی‌ها که در همه ریاست‌های معارف کشور و ولسوالی‌ها به اعلان سپرده شد و مجموعه بست‌ها ۱۰۶۰ بست بود، درخواست داده بودم.

درخواستم برای ولسوالی پسابند ولایت غور بود. این درخواست قبل از عید قربان بود و پروسه شارت‌لیست هم بعد از عید انجام شد.

لیست شارت‌لیست‌شده‌ها از همه ولسوالی‌ها در صفحه فیسبوک این ریاست پخش شده، به‌جز ولسوالی پسابند. حتی کسانی که ۱۴ پاس بودند در ولسوالی‌های دیگر شارت‌لیست شدند، اما در ولسوالی پسابند این کار نشد.

دلیلش این است که آمر معارف ولسوالی پسابند، مولوی حمیدالله حکمت، گفته است اشخاصی که باشنده ولسوالی پسابند نباشند، نباید شارت‌لیست شوند. برای این گفته مولوی حمیدالله ثبوت هم دارم. یکی از کارکنان آمریت معارف پسابند در یک پیام صوتی واتساپ گفته که فورم‌های درخواستی شما اینجا آمده بود، اما شارت‌لیست نکردند.

آیا این کار قانونی است؟

من و تعداد زیادی از مراجعین دیگر که از ولسوالی پسابند نبودیم، اصلا شارت‌لیست نشدیم. ما دیروز باخبر شدیم که در پروسه شارت‌لیست‌ها نیستیم.

روز، ۱۸ جوزا، که روز برگزاری امتحان بود، نزد رییس معارف ولایت غور رفتیم و شکایت خود را کردیم، اما آنان برای ما بهانه‌های مختلف آوردند که اصلا منطقی نبود. حتی خودشان را هم نمی‌توانستند قناعت بدهند، چه برسد به ما.

با این حال، ما همان چند نفری که بودیم، به زور گپ و جنجال وارد پروسه امتحان شدیم، اما به‌صورت شفاهی. حتی مطمئن هستم که اصلا به پارچه‌های ما هم نگاه نخواهند کرد.

موضوع دیگر پروسه خود امتحان بود که حتی یک فیصد هم شفاف نبود. حتی قبل از امتحان، سوالات برای بعضی‌ها به‌صورت کامل رسیده بود. این را با چشمان خودم دیدم. این حرف را تنها من تایید نمی‌کنم، کسان دیگری هم بودند و دیدند.

واسطه‌گرایی و تعصب قومی هم در همین بست‌ها بسیار زیاد بود.

در مجموع، بیشتر از ۱۰۰۰ نفر در پروسه امتحان شارت‌لیست شده بودند، اما ما حتی به‌گونه رسمی شارت‌لیست نشدیم.

آیا این عدالت است؟

آیا ما باشنده این ولایت محروم نیستیم که حق اشتراک در امتحان بست‌ها و مشاغل در ولسوالی‌های ولایت خود را هم نداشته باشیم؟

آیا این نتیجه ۱۶ سال تحصیل من و امثال من است؟»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«نگهبانان سفیدپوش قانون دهکده را اجرا می‌کردند»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
«نگهبانان سفیدپوش قانون دهکده را اجرا می‌کردند»
100%

«من به تازگی له کابل سفر کردم، تمام عمرم مهاجر بودم. کارم نویسندگی است و در حال نوشتن کتابی در خصوص دختران افغان هستم. بادیدن واقعه تلخ هرات، تنها کاری که در حال حاضر می‌توانم انجام بدهم به اشتراک گذاشتن متنی است که نوشتم»

ابتدای بهار بود. همان‌طور که شکوفه‌ها و چمنزارها می‌روییدند، کودکان به مکاتب می‌رفتند. مابین آن سرزمین‌ها دهکده‌ای بود به نام افغانستان. سرزمین کوچکی بود، اما مستقل از دیگر ملک‌ها.

در آن بهار زیبا، آن‌جا فقط مردان حکومت می‌کردند. آن‌ها کار می‌کردند و اتفاقا مثل سایر مردان جهان زن و فرزند داشتند، ولی حکومت برای جنس مذکر بود.

آن‌ها برای زن‌هایشان نان و پوشاک تهیه می‌کردند. دیگر زنان نیازی به کار نداشتند. آن‌ها پایشان را از خانه بیرون نمی‌گذاشتند. در آن دهکده بوی قدرت نگهبانان سفیدپوش به‌خوبی استشمام می‌شد.

اگر احیانا اشتباها زنی بدون چادر بیرون می‌کرد، قانون حکم می‌کرد نگهبانان دهکده حق داشتند او را زیر پاهایشان آن‌قدر بزنند تا مثل مرغ سرکنده جان دهد.

آن‌جا قانون دیگری هم وجود داشت. می‌توانستند زنان اسیر و زناکار را به بردگی گرفته و به آن‌ها تجاوز کنند تا سنگسار کنند. ولی جالب‌تر اینکه بعد از مرگ، برایشان مقبره‌ای محترم می‌ساختند.

آن‌جا زنان ملک‌های قدرتمند حقارت و اسارت بودند.

مردان بهار آن دهکده را دوست داشتند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک زن از افغانستان: «دروازه‌های زندگی را به روی زن و مرد بسته‌اند»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
یک زن از افغانستان: «دروازه‌های زندگی را به روی زن و مرد بسته‌اند»
100%

«در کشور ما مشکل از حجاب نیست. طالبان به دنبال بی‌عزت کردن زنان و دختران وطن ما است. دانه‌دانه دروازه‌های زندگی را روی ما می‌بندد و کورکورانه ما را به نام دین خاموش می‌کند. آن‌ها شیطانی هستند که می‌خواهند زندگی را بر مسلمانان حرام کنند.

لطفا و خواهشا جهان را از وضعیت ما بیدار کنید و کمک بخواهید. ما از نسل یزید نیستیم که این‌قدر بسوزیم.

پنج سال است که زن و مرد همه با هم می‌سوزیم و کسی نمی‌شود.

ما پیروان محمدیم و باور داریم که خدا اختیار جزا و پاداش ما را دارد.

طالبان ما را عذاب می‌دهند. امیدوارم عذاب الهی تک‌تک‌شان را بلرزاند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

باشنده هرات: شهر ما رنگ دیگری به خود گرفته است

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
باشنده هرات: شهر ما رنگ دیگری به خود گرفته است
100%

«این روزها شهر هرات رنگ دیگری به خود گرفته است. مردم در فضایی سنگین، غریب و آکنده از اضطراب نفس می‌کشند. گویی دیوی سیاه با چنگال‌های آهنین، گلوی این شهر و مردمانش را می‌فشارد. حتی صدای هرم‌گون و ممتد بادهای یک‌صد و بیست‌روزه نیز بوی خفگی و اندوه می‌دهد.

در این فضای خفقان‌آلود، دیگر آواز پرندگان نیز طنین شور و شادی ندارد. شام‌های هرات، که روزگاری با روشنایی و زیبایی دل‌انگیزش شهره بود، اکنون رنگ و روی خود را باخته است. بازارهای شهر از جنب‌وجوش، هیاهو و رونق همیشگی خرید و فروش تهی شده‌اند و سکوتی سنگین بر چهره آن‌ها سایه افکنده است.

زنان این سرزمین دیگر جرئت بیرون آمدن از خانه را ندارند. دختران پاک و معصوم این شهر، پشت قفس‌های پولادین جهل، تعصب و تنگ‌اندیشی گرفتار مانده‌اند و بی‌آن‌که جرمی مرتکب شده باشند، به اسارت کشیده شده‌اند.

اندوه و هراس را می‌توان به‌روشنی در چشمان معصوم کودکان این دیار نیز مشاهده کرد. کودکانی بی‌گناه که برخی از آنان شاهد بوده‌اند چگونه مادران یا خواهرانشان در برابر دیدگانشان، به دست دیوهای انسان‌نمایی با جامه‌های سفید، به زور و اجبار از آغوش خانواده جدا شده‌اند.

فضا، فضایی سنگین و هولناک است. چنان‌که گویی روح شهر به خاموشی گراییده است. همه نگران‌اند، همه مشوش‌اند و این پرسش تلخ ذهن‌ها را می‌آزارد که: بر سر زنان و دختران مسلمان، محجبه، عفیف و پاکدامن این شهر چه خواهد آمد؟

سکوتی سنگین بر همه‌جا حکم‌فرماست. از در و دیوار، ترسی آمیخته با تأسف، حسرت و نگرانی می‌بارد. هرات، این شهر کهن و پرافتخار، امروز در هاله‌ای از ابهام و بیم فرو رفته است و مردمانش چشم‌انتظار فردایی هستند که نمی‌دانند چه سرنوشتی را برای آنان رقم خواهد زد.

راستی، سرانجام چه خواهد شد؟»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک دختر از هرات: «امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر کاهش یافته بود»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۰۶:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
یک دختر از هرات: «امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر کاهش یافته بود»
100%

«خواستم احوالی از امروز خودم و هم‌دوره‌هایم را برایتان بنویسم. من به شمول جمعی از خواهران در یک مرکز آموزشی، برنامه‌های مرتبط با موضوعات صحی را فرامی‌گیریم.

امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر تقلیل یافته بود.

همگی ناامید، پژمرده و اندوهگین!

هر کسی از دستگیری روایتی داشت.

دخترعمه یکی از دختران صنف که قرار است فرداشب عروسی‌اش باشد نیز در وقت خرید عروسی بازداشت شده و با هزاران اصرار و حتی ضمانت آزاد نشده است.

همه این‌ها به کنار، یکی از منسوبان امر به معروف به ما سه نفر اجازه عبور از سرک چوک سینما را نداد.

چرا که چادر نماز یکی از دخترها گل‌های سرخ روشن داشت و چادر نماز گل‌گلی بود!»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»