باشنده پلخمری: «افراد مسلح با معرفی بهعنوان کارمندان جنایی خانهها را سرقت میکنند»

«در چهار روز گذشته، افراد مسلحی که خود را کارمندان جنایی معرفی میکنند، وارد خانههای مردم در منطقه قشلاق در شهر پلخمری، مرکز ولایت بغلان، میشوند.

«در چهار روز گذشته، افراد مسلحی که خود را کارمندان جنایی معرفی میکنند، وارد خانههای مردم در منطقه قشلاق در شهر پلخمری، مرکز ولایت بغلان، میشوند.
این افراد به بهانه جستوجوی سلاح وارد خانهها میشوند و پول، طلا و موبایل مردم را با خود میبرند.
تاکنون چهار مورد سرقت رخ داده است. سه سرقت شبهنگام و یک سرقت هنگام چاشت صورت گرفته، اما هنوز هیچ پیگیری نشده است.
این وضعیت نگرانکننده است و باید جلو این افراد گرفته شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما، شماری از باشندگان منطقه قطور در ناحیه ششم شهر میمنه، خواهان اجرای برنامه شهرسازی در منطقه خود هستیم، اما مسئولان محلی به خواست ما توجه نکردهاند و میخواهند برنامه بهسازی را اجرا کنند.
برنامه بهسازی برای ولسوالیها و قریهها در نظر گرفته شده است.
ما بارها به ادارههای مربوط مراجعه کردهایم و خواستهایم که بهجای بهسازی، برنامه شهرسازی در منطقه قطور اجرا شود، اما مقامها به درخواست ما رسیدگی نکردهاند.
به همین دلیل، امروز ناچار شدیم در اعتراض به این تصمیم تجمع کنیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«این نامه را میفرستم تا توضیح دهم اعمال طالبان چگونه زندگی و تحصیل همسرم را در آلمان تحت تاثیر قرار داد. طالبان ماههاست که به دختران اجازه شرکت در آزمون اگزیت را نمیدهد. به همین دلیل دخترانی که طب را تمام کردندچون کارت اگزیت اگزم ندارند از ادامه تحصیل در آلمان بازماندهاند.
خانم من قرار بود دو هفته دیگر امتحان تخصصی طب آلمان را بدهد. او دو سه مرحله نخست را تمام کرده بود و تمام اسنادش نیز تایید شده بود.
با بازگشت طالبان به قدرت، این گروه درخواست همه را رد میکند و حتی تمام مدارک تاییدشده را لغو میکنند.
بسیاریها پس از آنکه وارد دوره تخصص میشوند، پاسخ رد میگیرند و دوباره میخواهند بروند و چند سمستر درس بخوانند تا از طب فارغ شوند.
به این ترتیب، طالبان تنها ر زنانی که داخل افغانستان هستند تاثیرگذار نیستند. آنها اینجا در اروپا نیز به نوعی مانع ادامه تحصیل همسرم شدند.
خواستم شما این مشکل را مطرح کنید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما جمعی از متقاضیان برنامه ARAP هستیم؛ نظامیان پیشین افغانستان از قطعات خاص پولیس، اردوی ملی، امنیت ملی و دیگر نیروهای امنیتی که سالها در کنار نیروهای بریتانیایی در عملیاتهای مشترک خدمت کردیم.
ما جان خود را برای انجام این ماموریتها به خطر انداختیم. در کنار نیروهای بریتانیایی جنگیدیم، در عملیاتهای مشترک حضور داشتیم و به مسئولیتهای خود عمل کردیم. امروز نیز به دلیل همان همکاریها، بسیاری از ما و خانوادههای ما با تهدیدهای جدی امنیتی روبهرو هستیم.
با وجود این، بسیاری از درخواستهای ما پس از سالها انتظار با دلایل تکراری و کلی رد شده است. برخی از ما بیش از سه سال در انتظار تصمیم ماندهایم و در پایان فقط یک نامه کوتاه و مشابه دریافت کردهایم، بدون اینکه توضیح داده شود چرا مدارک و شواهد ارائهشده کافی نبوده است.
یکی از دلیلهای رایج در نامههای رد این است که ما «استخدام مستقیم دولت بریتانیا» نبودهایم. اما ما نظامیان افغانستان بودیم، نه کارمندان غیرنظامی یا پیمانکاران خصوصی که قرارداد استخدام مستقیم با دولت بریتانیا داشته باشیم. همکاری ما در چارچوب عملیاتهای مشترک نظامی انجام میشد و این واقعیت با اسناد و مدارک قابل اثبات است.
تمام مدارک و مستندات مربوط به دوران خدمت ما، از جمله سوابق خدمتی، اسناد همکاری، شواهد حضور در ماموریتها و عملیاتهای مشترک موجود است. مدارک و نامههای رد پروندههای اعضای گروه نیز موجود است و نشان میدهد که بسیاری از متقاضیان با متنها و دلیلهای بسیار مشابه رد شدهاند.
ما آمادهایم تمام این اسناد را، با حفظ حریم خصوصی افراد، در اختیار رسانهها، نمایندگان پارلمان، نهادهای حقوق بشری و هر مرجع مستقل قرار دهیم تا روند بررسی پروندهها بهصورت بیطرفانه ارزیابی شود.
امروز زندگی ما در بلاتکلیفی و ترس میگذرد. هر روز با نگرانی از بازداشت، انتقام یا آزار از سوی طالبان زندگی میکنیم و آیندهای نامعلوم پیش روی ما و خانوادههای ما قرار دارد.
ما خواهان امتیاز ویژه نیستیم. تنها خواست ما بازبینی عادلانه، شفاف و مستقل پروندهها بر اساس واقعیتها، شواهد و مدارک موجود است.
از دولت بریتانیا، رسانهها، نمایندگان پارلمان، سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی میخواهیم صدای ما را بشنوند و برای روشن شدن این روند و بازبینی منصفانه پروندهها اقدام کنند.
ما در کنار نیروهای بریتانیایی ایستادیم و جان خود را به خطر انداختیم. اکنون از دولت بریتانیا انتظار داریم به تعهدات اخلاقی خود پایبند باشد و پروندههای ما را با عدالت، شفافیت و انصاف بررسی کند.
به داد ما برسید، زیرا هر روز تاخیر و هر تصمیمی که بدون بررسی منصفانه گرفته شود، میتواند جان کسانی را که سالها در کنار نیروهای بریتانیایی خدمت کردهاند، بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یکی از فارغالتحصیلان رشته زراعت دانشگاه غزنی هستم. از سال ۱۴۰۰ تاکنون هیچ وظیفه پیدا نکردهام. در این مدت به هر اداره، موسسه و نهادی که درخواست دادهام، نتیجه نگرفتهام.
در این مدت به هر اداره، موسسه و نهادی که درخواست دادهام، نتیجه نگرفتهام. در بیشتر جاها واسطه حرف اول را میزند و کسانی مثل من، که تنها مدرک تحصیلی و امید به کار دارند، بیسرنوشت میمانند.
بیکاری فشار زیادی بر زندگی من وارد کرده است. از شدت نگرانی و بیسرنوشتی، دچار مشکل روانی شدهام و هر روز با اضطراب، ترس و ناامیدی سپری میشود.
از مسوولان میخواهم صدای جوانان بیکار و فارغالتحصیلان را بشنوند. تا چه وقت باید بیکاری، فقر، وحشت، ترس و بیسرنوشتی ادامه داشته باشد؟ ما درس خواندیم تا آینده بسازیم، اما اکنون خود ما آینده روشنی نمیبینیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من میخواهم از هزینههایی بگویم که به بهانههای مختلف از دانشجویان، بیماران و مراجعهکنندگان سفارت ترکیه گرفته میشود.
پیش از این، از هر مراجعهکننده ۲۰۰ دالر به نام فیس سفارت و شرکت صفا ویزه گرفته میشد. همچنان مبلغ ۲ هزار افغانی دیگر نیز دریافت میشد. اکنون، به گفته من، موارد تازهای هم به این روند اضافه شده است.
چک صحی با شفاخانه چنار قرارداد شده و کاملا اجباری است. به جز چک صحی شفاخانه چنار، چک هیچ شفاخانه دیگر پذیرفته نمیشود. اگر هدف واقعا بررسی صحی باشد، باید چک صحی همه شفاخانهها پذیرفته شود.
از دیروز ترجمه اسناد نیز به این روند اضافه شده است. با یک دارالترجمه به نام آیسون قرارداد شده است. جالب این است که اسناد انگلیسی باید به ترکی ترجمه شود، آن هم پس از قبولی دانشگاه.
برای ترجمه پاسپورت، دیپلوم و ترانسکریپت، ۳۵۰۰ افغانی، معادل ۵۵ دالر، گرفته میشود، در حالی که شرکتهای دیگر همین کار را با ۳۰۰ افغانی انجام میدهند، اما ترجمه آنان پذیرفته نمیشود.
مورد سوم، قانونیسازی اسناد یا لیگلایزیشن است. سفارت برای همین اسناد ۶۰ دالر میگیرد و فقط بررسی میکند که دارالترجمه قراردادی آن را ترجمه کرده باشد. سپس یک تاپه زده میشود و ۶۰ دالر دریافت میشود.
خواهش میکنم این موضوع را نشر کنید. اینجا کسی صدای مردم را نمیشنود و بسیاری از مراجعهکنندگان، بهویژه دانشجویان و بیماران، با مشکل روبهرو هستند.
یک محصل که برای تحصیل در ترکیه اقدام میکند، افزون بر سرگردانی در روند ویزا و نگرانی از اینکه ویزایش میشود یا نه، باید هزینههای سنگینی پرداخت کند.
سفارت و شرکتهای قراردادی آن پیش از این از هر مراجعهکننده حدود ۳۰۰ دالر میگرفتند، اما اکنون این مبلغ به حدود ۴۳۰ دالر رسیده است.
در حالی که اگر در ایران یا پاکستان برای ویزای تحصیلی کشورهای شنگن، مانند ایتالیا، اقدام شود، ۶۰ دالر برای سفارت و ۲۰ دالر برای شرکت قراردادی گرفته میشود. اما در اینجا، به باور من، روند سفارت ترکیه به یک منبع درآمد روزانه تبدیل شده است.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»