• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

عفو بین‌الملل: حمله پاکستان به مرکز درمان معتادان به‌عنوان جنایت جنگی بررسی شود

۳۱ سرطان ۱۴۰۵، ۰۰:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

سازمان عفو بین‌الملل روز چهارشنبه اعلام کرد که حمله هوایی پاکستان به مرکز درمان و توان‌بخشی امید در کابل که در ۲۶ حوت ۱۴۰۴ دست‌کم ۲۶۹ غیرنظامی را کشت، باید به‌عنوان یک جنایت جنگی احتمالی بررسی شود.

این سازمان می‌گوید هیچ مدرکی نیافته است که ادعای نظامیان پاکستان درباره استفاده از این مرکز برای نگهداری سلاح، مهمات یا دیگر اهداف نظامی را تأیید کند.

به گفته عفو بین‌الملل، این حمله مصونیت ویژه مراکز صحی در حقوق بشردوستانه بین‌المللی را نقض کرده و با اصول تفکیک، احتیاط و تناسب در زمان پاسخ نظامی مغایرت داشته است.

ایزابل لاسه، یکی از مقام‌های این سازمان در یک اعلامیه خبری، این حمله را نقض جدی حقوق بشردوستانه بین‌المللی خواند و از پاکستان خواست درباره حمله به این مرکز، تحقیقاتی شفاف، مستقل و بی‌طرفانه انجام دهد و نتایج آن را علنی کند.

او گفت: «حمله به مرکز امید نقض جدی حقوق بشردوستانه بین‌المللی است و ممکن است جنایت جنگی محسوب شود. با توجه به اینکه این محل بیش از یک دهه به عنوان یک مرکز درمانی شناخته می‌شد، این حمله نشان‌دهنده شکست جدی در برنامه‌ریزی نظامی پاکستان است؛ شکستی که به کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان انجامید.»

یک روز پس از حمله، عطاالله تارر، وزیر اطلاعات پاکستان، اعلام کرد که ارتش این کشور زیرساخت‌های نظامی و انبار مهمات را در کابل هدف قرار داده و انفجارهای ثانویه نیز نشان‌دهنده وجود مهمات بوده است.

عفو بین‌الملل می‌گوید یافته‌های این گزارش بر پایه بررسی بیش از ۶۰ عکس و ویدیو، بیش از ۳۰ تصویر ماهواره‌ای و مصاحبه با کارکنان مرکز امید، کارمندان شفاخانه ابن‌سینا و بازماندگان حمله تهیه شده است.

100%

به گفته این سازمان، حتی تصاویر منتشرشده از سوی نظامیان پاکستان نیز هیچ نشانه‌ای از انفجارهای ثانویه، که معمولاً بیانگر وجود انبار مهمات است، نشان نمی‌دهد.

بررسی تصاویر ماهواره‌ای و شهادت شاهدان نشان می‌دهد دست‌کم سه نقطه از مجموعه به شدت آسیب دیده یا کاملاً ویران شده است. یکی از ساختمان‌های هدف قرارگرفته محل اقامت بیماران تازه‌وارد، آشپزخانه و سالن غذاخوری بود و بیشتر اجساد نیز از همین محل بیرون کشیده شدند.

ساختمان دوم محل استقرار نیروهای امنیتی طالبان و انبار مواد غذایی بود. ساختمان سوم نیز برای نگهداری زغال‌سنگ، چوب، لباس و کارگاه خیاطی استفاده می‌شد. یکی از شاهدان گفته است پس از حمله بقایای چوب، زغال‌سنگ، لباس و کفش را دیده و هیچ نشانه‌ای از تجهیزات نظامی وجود نداشته است.

طالبان اندکی پس از حمله اعلام کرد که بیش از ۴۰۰ غیرنظامی کشته و بیش از ۲۵۰ نفر زخمی شده‌اند. یوناما بعداً دست‌کم ۲۶۹ کشته و ۱۲۲ زخمی را به طور مستقل تأیید کرد. عفو بین‌الملل می‌گوید شمار واقعی قربانیان احتمالاً بیشتر است، زیرا شدت انفجارها باعث شده بقایای برخی قربانیان قابل شناسایی نباشد.

یکی از بستگان قربانیان به عفو بین‌الملل گفته است که خانواده‌اش پس از جستجو در شفاخانه‌ها و مراکز درمانی هنوز نتوانسته‌اند جسد عزیزشان را پیدا کنند. یکی از کارکنان صحی که در انتقال زخمی‌ها مشارکت داشت نیز گفته است: «هر جایی که قدم می‌گذاشتم، یک جسد روی زمین افتاده بود.»

100%

بر اساس این گزارش، مرکز امید در سال ۲۰۱۶ در محل یک پایگاه پیشین ناتو تأسیس شد و پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ به مرکز درمانی با ظرفیت دو هزار بستر برای معتادان تبدیل شد.

عفو بین‌الملل می‌گوید تابلوهای بزرگ این مرکز به زبان‌های محلی، هویت آن را به‌روشنی مشخص می‌کرد و تصاویر ماهواره‌ای سه روز پیش از حمله نیز حضور شمار زیادی از افراد را در محل نشان می‌دهد.

به گفته این سازمان، حمله بدون هشدار قبلی و هم‌زمان با نماز تراویح در ماه رمضان انجام شد. در این زمان، بیش از هزار بیمار در مرکز حضور داشتند. عفو بین‌الملل افزوده است که در ۹ جولای از وزارت خارجه پاکستان درباره اقدامات انجام‌شده برای تحقیق و پاسخگویی توضیح خواسته، اما تا زمان انتشار گزارش پاسخی دریافت نکرده است.

خانم لاسه گفت: «بی‌توجهی به تحقیق درباره نقض‌های جدی، از جمله حمله به مرکز امید، نشان‌دهنده بی‌اعتنایی نگران‌کننده به حقوق بین‌الملل است و خطر نهادینه شدن معافیت از مجازات را افزایش می‌دهد. این وضعیت می‌تواند به عملیات غیرقانونی بیشتر و جان باختن غیرنظامیان بیشتری منجر شود.»

عفو بین‌الملل این حمله را بخشی از سلسله حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان پس از تشدید تنش‌های مرزی با طالبان در اکتوبر ۲۰۲۵ دانسته است. این سازمان با استناد به آمار یوناما می‌گوید که تنها در فاصله جنوری تا مارچ ۲۰۲۶، بیش از ۷۵۰ غیرنظامی در افغانستان کشته یا زخمی شده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

جبهه مقاومت ملی جانشین حسیب پنجشیری را تعیین کرد
۱

جبهه مقاومت ملی جانشین حسیب پنجشیری را تعیین کرد

۲

حکمتیار از اعضای حزب اسلامی خواست با طالبان قطع رابطه کنند

۳
اختصاصی

نبود یا کمبود متخصص زن در ننگرهار و نورستان

۴

نشست کمبریج؛ مخالفان خواستار ائتلاف فراگیر برای مقابله با طالبان شدند

۵

تفنگ پلاستیکی مسافر افغان پولیس آلمان را از زمین و هوا به ایستگاه قطار کشاند

  • گزارشگر سازمان ملل خواستار تحقیق مستقل درباره حمله پاکستان به یک شفاخانه در کابل شد

    گزارشگر سازمان ملل خواستار تحقیق مستقل درباره حمله پاکستان به یک شفاخانه در کابل شد

  • پاکستان در کابل کجا را بمباران کرد؛ درمانگاه معتادان یا کارخانه پهپادهای انتحاری

    پاکستان در کابل کجا را بمباران کرد؛ درمانگاه معتادان یا کارخانه پهپادهای انتحاری

  • تاوان سنگینی که غیرنظامیان در جنگ جنرال‌ها و ملاها می‌پردازند

    تاوان سنگینی که غیرنظامیان در جنگ جنرال‌ها و ملاها می‌پردازند

•
•
•

مطالب بیشتر

تناقض در آلمان؛ کنترول نهادهای دیپلوماتیک افغانستان در دست کیست؟

۳۰ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

حکومت آلمان می‌گوید سفارت افغانستان در برلین از نظر رسمی همچنان توسط دیپلومات‌های حکومت پیشین اداره می‌شود، اما یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که کنترول عملی سفارت برلین و سرقنسولگری افغانستان در بن در اختیار نمایندگان طالبان قرار دارد.

بر اساس فهرست رسمی وزارت خارجه آلمان، عبدالباقی پوپل همچنان به عنوان سرپرست سفارت افغانستان در برلین شناخته می‌شود و برلین تاکنون هیچ تغییر رسمی در مدیریت این نمایندگی را نپذیرفته است.

حکومت فدرال آلمان این موضوع را در پاسخ به پرسش‌های نمایندگان فراکسیون چپ در بوندستاگ نیز تکرار کرده و گفته است که مسئولیت رسمی سفارت همچنان بر عهده دیپلوماتی است که پیش از اگست ۲۰۲۱ اعتبارنامه دریافت کرده بود.

در جنرال قنسولگری افغانستان در بن نیز، جایگاه سرقنسول در فهرست دیپلوماتیک وزارت خارجه آلمان همچنان خالی ثبت شده است.

با این حال، ساختار واقعی اداره این دو نمایندگی با روایت رسمی برلین تفاوت دارد. در سفارت برلین، هرچند عبدالباقی پوپل همچنان مقام رسمی معرفی‌شده به حکومت آلمان است، اما اداره روزمره و تصمیم‌گیری‌های عملی به نبراس‌الحق عزیز، دیپلومات اعزامی طالبان، سپرده شده است.

در سرقنسولگری افغانستان در بن نیز، با وجود خالی بودن جایگاه سرقنسول در اسناد رسمی آلمان، سید مصطفی هاشمی، نماینده طالبان، امور جاری این نمایندگی را اداره می‌کند.

در مقابل، صفت رحیمی، قنسول افغانستان در مونیخ، همچنان از دیپلومات‌های حکومت پیشین است. به این ترتیب، میان وضعیت حقوقی ثبت‌شده در اسناد رسمی آلمان و واقعیت عملی اداره نمایندگی‌های افغانستان، شکاف آشکاری دیده می‌شود.

این تناقض در شرایطی ادامه دارد که همکاری‌های فنی و عملی میان آلمان و طالبان رو به گسترش است. حکومت فدرال آلمان تایید کرده است که برای تسهیل روند شناسایی هویت و اخراج پناهجویان افغان، با مقام‌های طالبان همکاری فنی دارد.

بر اساس پاسخ حکومت آلمان به بوندستاگ، در همه نشست‌هایی که برای تشخیص هویت و صدور اسناد سفر پناهجویان اخراج‌شده به افغانستان برگزار شده، نمایندگان اداره طالبان حضور داشته‌اند.

حکومت آلمان همچنین تایید کرده است که حداکثر چهار مامور قنسولی دیگر از سوی طالبان می‌توانند برای بررسی هویت افراد و صدور اسناد سفر وارد این کشور شوند.

مقام‌های آلمانی بارها تاکید کرده‌اند که این تماس‌ها صرفاً در چارچوب همکاری‌های فنی انجام می‌شود و به معنای به رسمیت شناختن حکومت طالبان نیست. با این حال، این تحولات نشان می‌دهد که نقش عملی طالبان در اداره امور قنسولی افغانستان و روند اخراج پناهجویان افغان از آلمان به طور چشمگیری افزایش یافته است.

اتحادیه اروپا و چهار کشور دیگر با قربانیان سیلاب در نورستان ابراز همدردی کردند

۳۰ سرطان ۱۴۰۵، ۱۲:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در پی سیلاب مرگبار در ولایت نورستان، اتحادیه اروپا و سفارت‌های جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، بریتانیا و جاپان در کابل، با خانواده‌های قربانیان این رویداد ابراز همدردی کردند. همزمان سازمان بین‌المللی مهاجرت از اعزام تیم‌های امدادرسان این سازمان به نورستان خبر داد.

سفارت جاپان و ایران در کابل روز سه‌شنبه، ۳۰ سرطان با ابراز تاسف از تلفات و خسارات ناشی از این رویداد، با قربانیان و خانواده‌های آنان ابراز همدردی کردند.

ریچارد لنزی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان نیز با ابراز تاسف نسبت به وقوع این رویداد، تاکید کرد که امدادگران درحال انجام عملیات برای جست‌و‌جوی بازماندگان هستند.

او دار یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «از گزارش‌های مربوط به سیل‌های ویرانگر در ولایت نورستان افغانستان، که موجب جان‌ باختن شمار زیادی از مردم شده و افراد بسیاری را نیز مفقود کرده است، عمیقاً اندوهگین هستیم.»

سفارت ترکیه در کابل نیز با خانواده‌های قربانیان سیلاب در نورستان ابراز تسلیت کرد. اتحادیه اروپا نیز در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که از آسیب‌دیدگان این رویداد حمایت می‌کند و امیدوار است همه ناپدیدشدگان هرچه زودتر پیدا شوند.

100%

سازمان بین‌المللی مهاجرت از اعزام نیروهای این سازمان به مخل رویداد خبر داد و گفت امدادگران درحال انجام ارزیابی‌های فوری برای شناسایی نیازهای آسیب‌دیدگان هستند.

همزمان اوچا، دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان اعلام کرد که در پی بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ناگهانی در شرق کشور شماری جان باخته‌اند، خانواده‌های زیادی آسیب دیده‌اند و خانه‌ها، زمین‌های کشاورزی و زیرساخت‌ها خسارت دیده است.

برونو لمارکی، معاون جدید نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان، با ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان و آسیب‌دیدگان سیل‌های اخیر در شرق افغانستان، اعلام کرد که شرکای بشردوستانه سازمان ملل در حال ارائه کمک و حمایت از افراد آسیب‌دیده هستند.

اداره آمادگی مبارزه با حوادث طالبان روز سه‌شنبه ۳۰ سرطان، اعلام کرد تلفات سیلاب‌ها در نورستان به ۲۳ نفر افزایش یافت. معاون سخنگوی این اداره گفت که تاکنون اجساد ۱۵ نفر پیدا شده و بیش از ۱۰۰ نفر ناپدید هستند. به گفته او ۸۰ نفر زخمی شده‌اند و عملیات جست‌وجو و نجات هنوز ادامه دارد.

منابع افغانستان اینترنشنال شمار قربانیان این رویداد را بیش از ۴۰ نفر گزارش داده‌اند.

  • تلفات سیلاب در نورستان به ۲۳ نفر افزایش یافت

    تلفات سیلاب در نورستان به ۲۳ نفر افزایش یافت

به گفته طالبان، عملیات ارزیابی و امدادرسانی همچنان ادامه دارد و به همین دلیل، احتمال تغییر آمار تلفات و میزان خسارات وجود دارد.

درخواست ملاقات نمایندگان بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی با هبت‌الله آخندزاده 'رد شده است'

۳۰ سرطان ۱۴۰۵، ۰۹:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع از قندهار به افغانستان اینترنشنال خبر دادند که دفتر رهبر طالبان درخواست ملاقات نمایندگان بانک جهانی، بانک توسعه آسیایی و شماری دیگر از نهادهای جهانی با هبت‌الله آخندزاده را رد کرده است. به نقل از منابع، این هیئت دوشنبه در سفر قندهار برای دیدار با هبت‌الله درخواست داده بود.

در پنج سال گذشته رهبر طالبان جز نخست‌وزیر قطر با هیچ مقام خارجی دیدار نکرده است.

به گفته منابع، هیئت خارجی متشکل از مقام‌های بانک جهانی، بانک توسعه آسیایی، سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد (فائو) و شرکت مالی بین‌المللی (آی‌اف‌سی) خواستار ملاقات با هبت‌الله آخندزاده بودند.

این هیئت در دیدار با ملا شیرین، والی طالبان در قندهار درخواست ملاقات را مطرح کردند اما درخواست‌شان پذیرفته نشد.

دو منبع جداگانه به افغانستان اینترنشنال گفتند که پیش از آن‌که درخواست دیدار به اطلاع رهبر طالبان برسد، در همان نشست به اعضای هیئت اعلام شد که امکان ترتیب چنین دیداری وجود ندارد.

در این هیئت وژمه مهمند، رئیس دفتر شرکت مالی بین‌المللی (آی‌اف‌سی) در کابل، و زنان دیگر نیز حضور داشتند.

100%

به گفته یکی از منابع، پس از دریافت این پاسخ، هیئت بین‌المللی نیز از پیگیری درخواست خود صرف‌نظر کرد و برنامه‌های دیگر سفرش را ادامه داد.

این نخستین بار نیست که هیئت‌های خارجی در سفر به قندهار خواستار دیدار با رهبر طالبان می‌شوند.

هبت‌الله آخندزاده از منزوی‌ترین رهبران در سطح بین‌الملل است. او در پنج سال گذشته هیچ سفر خارجی نداشته است.

از اسد ۱۴۰۰ تاکنون، نمایندگان کشورهای مختلف، مقام‌های سازمان ملل متحد و هیئت‌های نهادهای بین‌المللی خواسته‌اند با رهبر طالبان دیدار کنند اما این تلاش‌ها بی‌نتیجه مانده است.

رهبر طالبان به‌جای دیدار مستقیم با نمایندگان خارجی، ارتباطات خود را از طریق دفترش و کانال‌های محدود دنبال می‌کند.

یکی از منابع گفت که در رهبری طالبان این نگرانی وجود دارد که دیدارهای مستقیم با مقام‌های خارجی می‌تواند امنیت رهبر، محرمانگی روند تصمیم‌گیری و سیاست حضور محدود او در انظار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، مشاوران نزدیک او از برگزاری چنین دیدارهایی جلوگیری می‌کنند.

تحلیلگران سیاسی می‌گویند هرچند اداره امور روزمره حکومت طالبان بر عهده وزیران و دیگر مقام‌ها است، اما تصمیم‌های کلان سیاسی و راهبردی همچنان در دفتر هبت‌الله آخندزاده اتخاذ می‌شود. از همین رو، دیدار با او برای نمایندگان نهادهای بین‌المللی و دولت‌های خارجی می‌تواند تاثیرگذار باشد.

در پنج سال گذشته جامعه بین‌الملل در مواردی مثل ممنوعیت آموزش و کار زنان و دختران که از سیاست‌های طالبان ناراضی است، نتوانسته است بر تصمیمگیری‌های هبت‌الله آخندزاده تاثیر بگذارد.

طالبان از واگذاری ۱۰۹ معدن به ارزش ۱۰ میلیارد افغانی خبر داد

۲۹ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزارت معادن و پترولیم طالبان می‌گوید که در یک سال گذشته ۱۰۹ قرارداد استخراج معادن را با شرکت‌های داخلی امضا کرده است. ارزش مجموعی این قراردادها حدود ۱۰ میلیارد افغانی اعلام شده است.

این وزارت در گزارش تازه خود گفته است که علاقه شرکت‌های داخلی و سرمایه‌گذاران کشورهای منطقه به بخش معادن افغانستان افزایش یافته است.

طالبان توسعه معادن را یکی از راه‌های افزایش درآمدهای داخلی و تقویت اقتصاد افغانستان می‌داند. با این حال، منتقدان درباره شفافیت قراردادها، شیوه واگذاری معادن و نظارت بر روند استخراج منابع طبیعی ابراز نگرانی کرده‌اند.

افغانستان ذخایر گسترده‌ای از مس، آهن، طلا، لیتیوم، کرومایت، زغال‌سنگ و دیگر مواد معدنی دارد. طالبان این منابع را یکی از پایه‌های رشد اقتصادی کشور می‌داند.

معادن، منبع مهم درآمد طالبان

پس از بازگشت طالبان به قدرت و کاهش کمک‌های خارجی، این گروه تلاش کرده است درآمدهای داخلی را از طریق گمرکات، مالیات و منابع طبیعی افزایش دهد.

طالبان می‌گوید توسعه بخش معادن می‌تواند درآمد حکومت را افزایش دهد، فرصت‌های کاری ایجاد کند و وابستگی اقتصادی افغانستان را کاهش دهد. این گروه در سال‌های گذشته قراردادهای متعددی را برای استخراج معادن با شرکت‌های داخلی و خارجی امضا کرده است.

بررسی افغانستان اینترنشنال بر اساس گزارش‌های بانک جهانی و آمارهای منتشرشده از سوی ادارات طالبان نشان می‌دهد که این گروه در حدود پنج سال گذشته نزدیک به ۱۴ میلیارد دالر درآمد داخلی جمع‌آوری کرده است. درآمدهای معدنی یکی از منابعی است که طالبان برای تقویت منابع مالی خود بر آن تمرکز دارد.

جنجال بر سر معادن بدخشان

واگذاری معادن در ولایت‌هایی مانند بدخشان که ذخایر طلا و سنگ‌های قیمتی دارد، با اعتراض و نارضایتی همراه بوده است.

برخی باشندگان محل و منتقدان می‌گویند شماری از معادن بدون مشارکت جوامع محلی به شرکت‌های مشخص واگذار شده است.

همچنین گزارش‌هایی درباره استخراج سنتی و غیرمعیاری طلا در بدخشان منتشر شده است. این وضعیت نگرانی‌هایی را درباره آسیب‌های محیط‌زیستی، ایمنی کارگران و نحوه مدیریت منابع طبیعی ایجاد کرده است.

نگرانی درباره شفافیت قراردادها

با وجود تأکید طالبان بر افزایش سرمایه‌گذاری در بخش معادن، کارشناسان اقتصادی و نهادهای ناظر درباره شفافیت روند واگذاری قراردادها پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند.

جزئیات بسیاری از قراردادهای معدنی، شرایط مالی و شیوه قیمت‌گذاری آن‌ها به‌طور کامل منتشر نشده است. پس از بازگشت طالبان به قدرت، نقش نهادهای نظارتی، رسانه‌ها و جامعه مدنی در بررسی پروژه‌های بزرگ اقتصادی نیز محدود شده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که استخراج گسترده منابع طبیعی بدون نظارت موثر و سازوکارهای شفاف می‌تواند زمینه فساد و از دست رفتن دارایی‌های ملی را فراهم کند.

طالبان می‌گوید قراردادهای معدنی بر اساس قوانین موجود واگذار می‌شود و توسعه این بخش را یکی از راه‌های اصلی تقویت اقتصاد افغانستان می‌داند.

سال‌ها محرومیت دختران؛ افغانستان ۲۰۳۰ چگونه جایی خواهد بود

۲۹ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

دختری که در سال ۱۴۰۱ باید وارد صنف هفتم می‌شد، اکنون حدود ۱۷ یا ۱۸ سال دارد. اگر همه‌چیز مطابق روال پیش می‌رفت، امروز باید مکتب را تمام می‌کرد و برای آزمون کانکور آماده می‌شد.

اما پنج سال ممنوعیت آموزش، مسیر زندگی او را تغییر داده است. او هنوز سند صنف دوازدهم ندارد و راهش به دانشگاه و بسیاری از فرصت‌های شغلی بسته مانده است.

اگر ممنوعیت آموزش دختران ادامه یابد، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود هزاران آموزگار، داکتر و قابله زن روبه‌رو خواهد شد و پیامدهای آن آموزش، اقتصاد و نظام صحی کشور را دگرگون می‌کند.

این گزارش بررسی می‌کند که پیامد این محرومیت تا سال ۲۰۳۰ بر آموزش، صحت، اقتصاد، بازار کار، نسل زنان متخصص و کودکانی که زیر دست مادران محروم از دانش بزرگ می‌شوند، چه خواهد بود.

صدها هزار زن و دختر محروم

گزارش‌های یونسکو و یونیسف، دو نهاد متعلق به سازمان ملل، نشان می‌دهد که اکنون دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر نوجوان در افغانستان از آموزش متوسطه محروم‌اند.

یونیسف برآورد کرده است که هر سال ادامه این ممنوعیت، حدود ۲۵۰ هزار دختر دیگر را نیز از ادامه تحصیل بازمی‌دارد. اگر این روند متوقف نشود، تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو میلیون دختر دیگر نیز از آموزش فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند ماند.

میرویس بلخی، وزیر معارف حکومت پیشین افغانستان، می‌گوید که ادامه این وضعیت شکاف علمی میان زنان و مردان و همچنین فاصله علمی افغانستان با جهان را هر سال عمیق‌تر می‌کند.

100%
میرویس بلخی: جامعه پرسشگر و خلاق نخواهیم داشت

به گفته او، این شکاف میان زنان و مردان و میان افغانستان و جهان گسترده‌تر می‌شود.

آقای بلخی می‌گوید که حذف دختران، کاهش شمار آموزگاران زن، محدودبودن آموزش‌های بدیل و گسترش آموزش ایدیولوژیک، ظرفیت علمی و تربیتی افغانستان را ضعیف کرده است.

آقای بلخی باور دارد که معارف افغانستان دچار «سقوط ساختاری» شده، طالبان مفهوم آموزش را بیشتر به سواد ابتدایی خواندن و نوشتن محدود کرده و بسیاری از کودکان همین مهارت‌های پایه را نیز به دست نمی‌آورند.

عبدالغفور آرزو، سفیر پیشین افغانستان در تاجیکستان نیز به افغانستان اینترنشنال گفت دشمنی با دانش ممکن است در درازمدت پایدار نماند، اما می‌تواند سال‌ها مانع پیشرفت یک جامعه شود.

آقای آرزو گفت که افغانستان به دلیل محدودیت‌های طالبان بر زنان، تا سال ۲۰۳۰ به سوی عقب‌ماندگی عمیق‌تر و تاریکی بیشتر می‌رود و دستاوردهای مدنی و علمی آن از بین می‌رود.

این هشدارها در حالی مطرح می‌شود که افغانستان پیش از بازگشت طالبان مسیر متفاوتی را طی می‌کرد. شمار دانشجویان زن که در سال ۲۰۰۱ حدود پنج هزار نفر بود، تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسید. بسیاری از آنان تنها چند ماه با فراغت از دانشگاه فاصله داشتند.

اکنون آن روند متوقف شده است. حتا اگر دانشگاه‌ها دوباره باز شوند، نسلی که قرار بود میان سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۳۰ وارد بازار کار شود، دیگر وجود نخواهد داشت. نخستین نشانه‌های این خلأ، در بخش‌های آموزش و صحت آشکار خواهد شد.

یونسکو نگرانی فراتر از چهار سال آینده را مطرح کرده و گفته است که توقف آموزش عالی زنان، در صورت ادامه، تا سال ۲۰۶۶ حدود ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دالر از ظرفیت اقتصادی افغانستان خواهد کاست.

این رقم نزدیک به دو سوم تولید ناخالص داخلی کنونی کشور است.

بررسی تازه یونیسف نشان می‌دهد که در صورت ادامه محدودیت‌ها، افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰ هزار آموزگار زن را در اثر بازنشستگی و مهاجرت از دست بدهد.

این نهاد همزمان از احتمال ازدست‌رفتن پنج هزار و ۴۰۰ کارمند صحی زن هشدار داده است. مجموع این افراد نزدیک به یک‌چهارم نیروی زن شاغل در این دو بخش در سال ۲۰۲۱ است.

چه کسی زنان افغانستان را تداوی خواهد کرد؟

محدودیت آموزش دختران تنها صنف‌های درس را خالی نکرده است. این تصمیم روند تربیت هزاران داکتر، قابله، نرس و دیگر کارکنان صحی زن را نیز متوقف کرده است، آن هم در حالی که نظام صحی افغانستان بیش از هر زمان دیگر به حضور آنان نیاز دارد.

در بسیاری از مناطق افغانستان، به‌ویژه روستاها، زنان تنها به مراکز صحی مراجعه می‌کنند که کارکنان زن داشته باشند. در نتیجه، کمبود داکتر و قابله زن تنها یک مشکل آموزشی نیست، بلکه مستقیماً بر دسترسی میلیون‌ها زن به خدمات صحی اثر می‌گذارد.

طالبان در سال ۲۰۲۳ آموزش زنان در انستیتوت‌های طبی را نیز متوقف کرد.

داکتر عبدالحکیم تمنا، رییس پیشین صحت عامه هرات و کارشناس ارشد صحت عامه، می‌گوید بحران نظام صحی بسیار زودتر از سال ۲۰۳۰ خود را نشان خواهد داد.

او می‌گوید شماری از کارمندان صحی زن به سن بازنشستگی می‌رسند. گروهی به دلیل محدودیت‌ها و دشواری زندگی مهاجرت می‌کنند و شماری نیز زیر فشارهای کاری وظیفه خود را ترک خواهند کرد.

به گفته او، مشکل اصلی این است که زنی برای جانشینی آنان آموزش نمی‌بیند.

افزایش مرگ مادران و نوزادان

افغانستان اکنون یکی از بالاترین میزان‌های مرگ‌ومیر مادران را در جهان دارد.

سازمان جهانی بهداشت می‌گوید در افغانستان هر دو ساعت یک زن در هنگام زایمان جان می‌دهد.

یونیسف هشدار داده است که کم‌شدن زنان داکتر و قابله می‌تواند به یک هزار و ۶۰۰ مرگ بیشتر مادران و بیش از سه هزار و ۵۰۰ مرگ بیشتر نوزادان منجر شود.

داکتر تمنا می‌گوید نبود کارمند صحی زن، زنان را از خدمات بارداری و زایمان، درمان بیماری‌ها و مراقبت‌های پیشگیرانه محروم می‌کند.

به گفته او، افزایش مرگ مادران، مرگ نوزادان و معلولیت زنان، خانواده‌ها را نیز از هم می‌پاشد. کودکی که مادرش را هنگام زایمان از دست می‌دهد، با خطرهای بیشتری در زمینه تغذیه، صحت، آموزش و حمایت خانوادگی روبه‌رو می‌شود.

100%
داکتر تمنا: عدم اموزش زنان مرگ‌ومیر مادر و فرزند را افزایش می‌دهد

او دورنمای نظام صحت در سال ۲۰۳۰ را با ادامه وضعیت کنونی «فاجعه انسانی» می‌خواند و می‌گوید که هزینه بیماری، مرگ و معلولیت زنان می‌تواند در درازمدت به ده‌ها میلیارد دالر برسد.

سازمان جهانی صحت می‌گوید نزدیک به نیمی از مرگ‌ها در افغانستان بر اثر بیماری‌های غیرواگیر رخ می‌دهد و سهم این بیماری‌ها تا سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت.

با این حال، طالبان نمی‌گذارد که زنان در رشته‌های قابلگی و پرستاری درس بخوانند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد برآورد کرده است که اگر ممنوعیت آموزش دختران ادامه یابد، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۸ هزار قابله و بیش از هفت هزار داکتر زن کمتر از میزان مورد نیاز خواهد داشت. این کمبود، ظرفیت نظام صحی را برای ارائه خدمات به میلیون‌ها زن کاهش می‌دهد.

اقتصاد افغانستان مردانه‌تر می‌شود

کارشناسان می‌گویند ممنوعیت آموزش زنان، اقتصاد افغانستان را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار خواهد داد. کشوری که نیمی از جمعیت آن از آموزش و بسیاری از فرصت‌های شغلی محروم باشد، بخش بزرگی از ظرفیت تولید، نوآوری و رشد اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

یک استاد دانشکده اقتصاد در یکی از دانشگاه‌های افغانستان که به دلیل نگرانی امنیتی نمی‌خواهد نامش نشر شود، می‌گوید محرومیت زنان از آموزش، سرمایه انسانی افغانستان را کوچک می‌کند.

او می‌گوید آموزش زنان یک سرمایه‌گذاری اقتصادی است. زن آموزش‌دیده می‌تواند کار کند، درآمد خانواده را افزایش دهد، کاروبار بسازد و در تولید و خدمات سهم بگیرد.

به گفته او، حذف زنان از آموزش باعث می‌شود خانواده‌ها بیشتر به درآمد یک مرد وابسته شوند. بیماری، بیکاری، معلولیت یا مرگ آن مرد می‌تواند همه اعضای خانواده را به فقر بکشاند.

داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد که میزان مشارکت زنان افغانستان در بازار کار در سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۱ درصد بود. این رقم برای مردان ۶۹.۸ درصد ثبت شده است. سهم زنان از مجموع نیروی کار کشور نیز ۶.۸ درصد بود.

بخش زنان سازمان ملل می‌گوید ۷۸ درصد زنان جوان افغانستان نه درس می‌خوانند، نه کار دارند و نه در برنامه‌های مهارت‌آموزی حضور دارند. این رقم برای مردان جوان ۲۰ درصد است.

برنامه توسعه سازمان ملل برآورد کرده است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران میان سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ نزدیک به ۹۲۰ میلیون دالر به اقتصاد افغانستان زیان زده است. این رقم برابر با حدود ۵.۸ درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان است.

یونیسف نیز زیان مستقیم ناشی از محدودیت آموزش و مشارکت اقتصادی زنان را دست‌کم ۸۴ میلیون دالر در سال برآورد کرده است.

این استاد اقتصاد می‌گوید که این وضعیت فرصت‌های کاری مردان را هم کم می‌کند.

وقتی مکتب یا مرکز صحی به دلیل نبود آموزگار و کارمند زن ضعیف یا بسته شود، کارمندان مرد، رانندگان، نگهبانان، فروشندگان و شرکت‌های خدماتی مرتبط با آن نیز درآمد خود را از دست می‌دهند.

به گفته او، اقتصاد افغانستان تا سال ۲۰۳۰ وابستگی شدیدتری به کمک‌های بیرونی خواهد داشت.

محرومیت مادران به فرصت‌های کودکان آسیب می‌زند

پیامد سال‌ها محرومیت آموزشی دختران می‌تواند بر کودکانی اثر بگذارد که آنان در سال‌های آینده به دنیا می‌آورند.

پژوهش‌های بانک جهانی، یونسکو و یونیسف نشان می‌دهد که آموزش مادران یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده سلامت، تغذیه و آموزش کودکان است. زنانی که تحصیلات بیشتری دارند، معمولاً مراقبت‌های صحی را زودتر دریافت می‌کنند، کودکان خود را بیشتر به مکتب می‌فرستند و سرمایه‌گذاری بیشتری بر تغذیه و رشد آنان انجام می‌دهند.

تحلیل یونیسف نشان می‌دهد که میان آموزش مادران و واکسین کودکان، قد و وزن مناسب و مراقبت‌های دوران بارداری رابطه نیرومندی وجود دارد. این نهاد هشدار داده است که کاهش سطح آموزش زنان می‌تواند وضعیت صحی مادران و کودکان را بدتر کند.

یک استاد زن پیشین دانشگاه کابل که اکنون در افغانستان زندگی می‌کند، می‌گوید در خانواده‌ای که مادر درآمد مستقل ندارد، همه مصارف به یک نان‌آور وابسته می‌شود. چنین خانواده‌ای در برابر بیکاری، بیماری، خشکسالی و مهاجرت آسیب‌پذیرتر است.

او گفت فقر خانواده نیز می‌تواند کودک را از مکتب بیرون کند. به این ترتیب، محرومیت آموزشی دختر امروز ممکن است به فرصت‌های کمتر برای کودک فردا منجر شود.

به گفته او در خانواده‌های فقیر، وقتی راه آموزش و اشتغال دختر بسته باشد، فشار برای ازدواج او نیز بیشتر می‌شود.

سازمان ملل تخمین می‌زند که ممنوعیت آموزش می‌تواند میزان ازدواج کودکان را ۲۵ درصد افزایش دهد و حدود ۳۷ درصد دختران افغانستان را با خطر ازدواج پیش از ۱۸ سالگی روبه‌رو کند.

او گفت که دختران محروم از مکتب هر روز با پرسشی روبه‌رو هستند که پاسخ روشنی ندارد: چه زمانی می‌توانند به زندگی عادی برگردند؟

بررسی بخش زنان سازمان ملل نشان می‌دهد که در سه ماه نخست سال ۲۰۲۴، حدود ۲۱ درصد زنان مورد بررسی حتا یک‌بار هم با زنی بیرون از خانواده خود دیدار اجتماعی نداشتند. این انزوا در شهرها بیشتر گزارش شده است.

مهاجرت، کمبود متخصص را عمیق‌تر می‌کند

افرادی که با افغانستان اینترنشنال مصاحبه کردند، باور دارند که این کشور هم‌زمان دو نسل را در حال از دست دادن است. نسل تازه‌ای زنان که اجازه آموزش تخصصی ندارد و بخشی از زنان و مردان متخصص موجود که مهاجرت می‌کنند.

داکتر تمنا می‌گوید فشارهای کاری، محدودیت‌ها و نبود چشم‌انداز روشن، شماری از زنان تحصیل یافته را به ترک کشور وادار می‌کند.

به گفته او، خانواده‌هایی که توان مالی دارند نیز برای آموزش دختران خود به کشورهای دیگر می‌روند. با خروج این خانواده‌ها، افغانستان دانش، تجربه، سرمایه و نیروی کار را هم‌زمان از دست می‌دهد.

افغانستان سال ۲۰۳۰ چه شکلی خواهد داشت؟

افغانستان سال ۲۰۳۰ اثر پنج سال محرومیت دختران از آموزش را با خود خواهد داشت، حتا اگر مکاتب و دانشگاه‌ها پیش از آن باز شود.

اگرچه بازشدن دروازه‌ها می‌تواند از بزرگ‌ترشدن این بحران جلوگیری کند، اما گذشته را پاک نمی‌کند. جبران سال‌های ازدست‌رفته به برنامه‌ای گسترده برای آموزش جبرانی، بازگرداندن زنان به دانشگاه، تربیت فوری آموزگار و کارمند صحی و فراهم‌کردن زمینه کار نیاز دارد.

بصیراحمد دانشیار، استاد دانشگاه که اکنون به آلمان مهاجرت کرده می‌گوید که اگر وضعیت به‌شکل کنونی پیش برود، افغانستان بخش بزرگی از سرمایه‌های انسانی و ظرفیت‌های علمی خود را از دست خواهد داد.

این کشور با کاهش تولید دانش، افت نوآوری و دشوارتر شدن روند تربیت نیروی متخصص دچار خواهد شد.

دانشگاه‌ها و نهادهای تحصیلات عالی با کمبود استادان، پژوهشگران و کادرهای متخصص روبه‌رو خواهند شد.
مهاجرت افزایش خواهد یافت، شاخص‌های توسعه، فرصت‌های ارزشمند توسعه پایدار، به‌ویژه در عرصه دانش، پژوهش و تولید علم، بیش از پیش از دست خواهد رفت.

به نظر می‌رسد که سال ۲۰۳۰ برای بسیاری از کشورها زمان سنجش هدف‌های جهانی توسعه است. کشورها می‌کوشند دسترسی برابر به آموزش، صحت، تکنولوژی و کار را گسترش دهند.

کشورهای منطقه هر سال داکتر، مهندس، پژوهشگر و متخصص زن بیشتری تربیت می‌کنند.

آقای بلخی می‌گوید که افغانستان در چنین وضعیتی از نظر علمی به حاشیه منطقه رانده خواهد شد.

به باور او، نظامی که تفکر انتقادی، مهارت و دانش تخصصی را پرورش نمی‌دهد، نمی‌تواند نیروی انسانی مورد نیاز توسعه را آماده کند.

هر سال تاخیر، شمار دخترانی را افزایش می‌دهد که از سن مکتب می‌گذرند و مسئولیت‌های تازه خانوادگی پیدا می‌کنند.

شاگردی که آموزگار آموزش‌دیده ندارد. زنی که برای زایمان داکتر یا قابله زن پیدا نمی‌کند. شفاخانه‌ای که ساختمان دارد، اما بودجه و کارمند ندارد. خانواده‌ای که همه درآمدش به یک مرد وابسته است. مادری که خود از مکتب بازمانده و با امکانات اندک می‌کوشد راه آموزش فرزندش را باز نگه دارد.