نامه یک معلم از کاپیسا

«من یک زن و معلم در یکی از مکتبهای دخترانه ولایت کاپیسا هستم. از یک سال به اینسو، ماهانه صد افغانی از معاش معلمان ولایت کاپیسا زیر نام کمک به مهاجران برگشته از ایران و پاکستان جمعآوری میشود.

«من یک زن و معلم در یکی از مکتبهای دخترانه ولایت کاپیسا هستم. از یک سال به اینسو، ماهانه صد افغانی از معاش معلمان ولایت کاپیسا زیر نام کمک به مهاجران برگشته از ایران و پاکستان جمعآوری میشود.
هیچکس نمیتواند از این دستور سر باز بزند، چون به مدیر مکتب اخطار داده میشود که اگر از معلمان پول جمع نکنی، خودت باید پول تمام معلمان را بپردازی.
علاوه بر این صد افغانی، گاهی دستور داده میشود که مثلا برای زلزلهزدگان هرات، از هر معلم صد افغانی بهگونه عاجل جمع کنید.
گاهی دستور میدهند برای زلزلهزدگان کنر پول جمع کنید و گاهی هم زیر نام کمک به غزه و خاورمیانه پول میگیرند.
باور کنید، خودم خانه ندارم و ده سال است که مهاجر هستم. من چه توانی دارم که به مهاجر دیگری کمک کنم؟ با هفت هزار افغانی به نه فرزند خود نان بدهم یا به مهاجران و انصار کمک کنم؟
خدایا، این ظلم نه در دوران ظاهرشاه بود، نه در زمان حکومتهای کمونیستی تحت حمایت شوروی، نه در زمان حکومت مجاهدین و نه در زمان تکنوکراتهای جمهوریت تحت حمایت ناتو و امریکا.
طالبان چه ظلمی است که در حق ما روا میدارید؟
اگر بهصورت علنی صدای خود را بلند کنیم، از وظیفه برطرف میشویم و همین هفت هزار افغانی معاش را هم از دست میدهیم.
خدایا زمین سخت است و آسمان دور. ما همچنان به عدالت تو باور داریم و میدانیم که تو هستی.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»