«شهرداری کابل در ناحیه ۱۳ دروازه خانهها را پلمپ میکند»

«شهرداری کابل در ناحیه ۱۳، دروازه خانهها را بهخاطر کتابچه صفایی، بدون توجه به تاریخ دقیق پرداخت مالیه سال آن، پلمپ میکند.

«شهرداری کابل در ناحیه ۱۳، دروازه خانهها را بهخاطر کتابچه صفایی، بدون توجه به تاریخ دقیق پرداخت مالیه سال آن، پلمپ میکند.
این کار موجب سرگردانی و آزار مردم میشود. اگر کارمندان مذکور را متوجه تاریخ پرداخت کنند، با خشونت برخورد میکنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یک زن و معلم در یکی از مکتبهای دخترانه ولایت کاپیسا هستم. از یک سال به اینسو، ماهانه صد افغانی از معاش معلمان ولایت کاپیسا زیر نام کمک به مهاجران برگشته از ایران و پاکستان جمعآوری میشود.
هیچکس نمیتواند از این دستور سر باز بزند، چون به مدیر مکتب اخطار داده میشود که اگر از معلمان پول جمع نکنی، خودت باید پول تمام معلمان را بپردازی.
علاوه بر این صد افغانی، گاهی دستور داده میشود که مثلا برای زلزلهزدگان هرات، از هر معلم صد افغانی بهگونه عاجل جمع کنید.
گاهی دستور میدهند برای زلزلهزدگان کنر پول جمع کنید و گاهی هم زیر نام کمک به غزه و خاورمیانه پول میگیرند.
باور کنید، خودم خانه ندارم و ده سال است که مهاجر هستم. من چه توانی دارم که به مهاجر دیگری کمک کنم؟ با هفت هزار افغانی به نه فرزند خود نان بدهم یا به مهاجران و انصار کمک کنم؟
خدایا، این ظلم نه در دوران ظاهرشاه بود، نه در زمان حکومتهای کمونیستی تحت حمایت شوروی، نه در زمان حکومت مجاهدین و نه در زمان تکنوکراتهای جمهوریت تحت حمایت ناتو و امریکا.
طالبان چه ظلمی است که در حق ما روا میدارید؟
اگر بهصورت علنی صدای خود را بلند کنیم، از وظیفه برطرف میشویم و همین هفت هزار افغانی معاش را هم از دست میدهیم.
خدایا زمین سخت است و آسمان دور. ما همچنان به عدالت تو باور داریم و میدانیم که تو هستی.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من زینب، از مزارشریف و فارغالتحصیل رشته قابلگی هستم. در روزهای نخست پوهنتون، درسها برایم بسیار سخت بود. شبها خواب نمیشدم و درس میخواندم تا خودم را به جایی برسانم.
پس از فراغت، یک سال در یکی از شفاخانههای مزارشریف کار کردم، اما اکنون نمیتوانم کار کنم و به شفاخانه بروم. هر بار که یک داکتر را میبینم، خودم را در جای او تصور میکنم و میگویم کاش من هم میتوانستم کار کنم و به مردم خود خدمت کنم.
نمیتوانم به آرزوی دلم برسم. این آرزو در دلم مانند یک عقده مانده است. نمیدانم چه کنم و به چه کسی بگویم.
لطفا پیام مرا نشر کنید تا کسانی که نمیخواهند دخترانشان کار کنند، بفهمند که ما هم دل و آرزو داریم. ما از پسران چه کم داریم؟»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«این نوشته را با قلبی پر از درد و نگرانی مینویسم. فرزند نهماههام بهشدت بیمار بود و او را به شفاخانه ملکی ولایت غزنی بردم. پس از حدود شش ساعت انتظار، وقتی نوبت ما رسید، داکتر چند پرسش کوتاه کرد و بدون معاینه کامل طفل، تنها یک قرص پاراستامول تجویز کرد.
در همان زمان دیدم افرادی که با کارمندان شفاخانه آشنا بودند یا به آنان وابستگی داشتند، با انتظار کمتر و رسیدگی بهتر خدمات دریافت میکردند، در حالی که ما ساعتها منتظر ماندیم.
وضعیت فرزندم روزبهروز بدتر شد. پس از مراجعه به یک شفاخانه خصوصی، به ما گفته شد که او باید هرچه زودتر در شفاخانه حوزوی قلعه جوز بستری شود.
با زحمت فراوان توانستیم نوبت بگیریم. با وجود اینکه به داکتر توضیح دادم حال طفل وخیم است و داکتران دیگر نیز بستریشدن او را ضروری دانستهاند، به ما گفته شد که نیازی به بستریشدن نیست و تنها چند دوا تجویز شد.
پس از مصرف دواها، وضعیت فرزندم بهتر نشد و او دچار تشنج شد. اکنون پنج روز است که در بخش مراقبتهای ویژه یکی از شفاخانههای خصوصی بستری است و وضعیتش همچنان نگرانکننده است.
من این نوشته را برای انتقام یا تخریب کسی نمینویسم. از مسئولان وزارت صحت عامه و ریاست صحت عامه غزنی میخواهم این موضوع را بهگونه جدی بررسی کنند تا روشن شود که آیا روند رسیدگی به فرزندم مطابق اصول پزشکی بوده است یا خیر.
همچنین از مسئولان میخواهم به تاخیر در رسیدگی، کیفیت معاینه و برخورد یکسان با همه بیماران توجه کنند تا خانواده دیگری درد و رنجی را که ما تجربه کردهایم، تحمل نکند.
از رسانهها نیز میخواهم صدای خانواده ما و دیگر شهروندانی را که با مشکلات مشابه روبهرو هستند، به گوش مسئولان برسانند تا مشکلات نظام صحی ولایت غزنی بررسی و اصلاح شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«برای گرفتن تذکره مثنی به بخش آسان خدمت در مکرویان کهنه کابل آمدهام. دو روز است که برای انجام کارم مراجعه میکنم، اما هنوز به کارم رسیدگی نشده است.
در این بخش تنها یک نفر کار میکند، در حالی که حدود ۲۰ مراجعهکننده منتظر هستند. روند کار بسیار کند است و مردم ساعتها در صف میمانند. بسیاری از مراجعهکنندگان برای انجام یک کار ساده، ناچارند چند روز پیهم به این اداره بیایند.
این وضعیت وقت مردم را ضایع میکند و باعث خستگی و سردرگمی مراجعهکنندگان شده است. از مسئولان میخواهم شمار کارمندان این بخش را بیشتر کنند و روند رسیدگی به درخواستها را سریعتر بسازند تا مردم برای گرفتن تذکره مثنی چندین روز انتظار نکشند.
لطفا این پیام مرا بازتاب دهید تا مسئولان به مشکل مراجعهکنندگان بخش آسان خدمت در مکرویان کهنه کابل رسیدگی کنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«یکی از اساسیترین نیازهای ما در کابل، مسکن مناسب و قابل دسترس است. بسیاری از خانوادهها به دلیل گرانی زمین و خانه و نبود برنامههای حمایتی، توان خرید یا تهیه خانه مناسب را ندارند.
از مسئولان میخواهیم برای خانهدار شدن شهروندان، برنامههای عملی مانند ساخت شهرکهای مسکونی، واگذاری زمین با شرایط مناسب و حمایت از خانوادههای کمدرآمد را در اولویت قرار دهند. داشتن مسکن مناسب حق هر شهروند است و رسیدگی به این مشکل میتواند وضعیت زندگی مردم را بهتر کند.
ما شهروندان کابل با کمبود خدمات اساسی مانند آب آشامیدنی، فرصتهای کاری و برق پایدار نیز روبهرو هستیم. با وجود آنکه تامین این نیازها از مسئولیتهای اصلی مسئولان است، مشکلات جدی در این بخشها همچنان ادامه دارد و زندگی مردم را دشوار کرده است.
از مسئولان میخواهیم برای تامین آب آشامیدنی، ایجاد فرصتهای کاری و بهبود وضعیت برق، اقدامهای عملی و موثر انجام دهند و به خواستههای شهروندان رسیدگی کنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»