پژوهش جدید: زبانهای جهان از دهها هزار به حدود ۷۵۰۰ زبان کاهش یافتهاند

پژوهشی تازه نشان میدهد که تنوع زبانی جهان در طول تاریخ بهشدت کاهش یافته و اکنون حدود نیمی از زبانهای زنده در معرض نابودی قرار دارند.

پژوهشی تازه نشان میدهد که تنوع زبانی جهان در طول تاریخ بهشدت کاهش یافته و اکنون حدود نیمی از زبانهای زنده در معرض نابودی قرار دارند.
براساس این پژوهش، در هزاره نخست پیش از میلاد احتمالا بین ۳۰ هزار تا بیش از ۷۵ هزار زبان در جهان وجود داشتند، در حالی که شمار زبانهای امروزی حدود ۷۵۰۰ زبان برآورد میشوند.
به گزارش رویترز، پژوهشگران امریکایی و اسپانیایی با ترکیب مدلهای ریاضی و دادههای مردمشناسی، زبانشناسی و جمعیتشناسی، تغییرات تنوع زبانی جهان را در ۱۲ هزار سال گذشته بررسی کردند.
این دوره از پایان آخرین عصر یخبندان و آغاز دوره هولوسن، حدود سال ۹۷۰۰ پیش از میلاد، تا امروز را دربر میگیرد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که تنوع زبانی احتمالا بین هزاره نخست پیش از میلاد و هزاره نخست میلادی به اوج رسیده و بشر در آن زمان به دهها هزار زبان سخن میگفته است.
پس از این «دوران طلایی»، شمار زبانها بهشدت کاهش یافت. گسترش امپراتوریهای بزرگ در دوران باستان و استعمار اروپایی در چند قرن گذشته از عوامل اصلی این روند دانسته شده است.
این پژوهش در نشریه علمی «ساینس» منتشر شده است.
کلر باورن، استاد زبانشناسی و مردمشناسی دانشگاه ییل و از سرپرستان پژوهش، گفت: «زبانها برای جوامعی که به آنها سخن میگویند، معنا و ارزش عمیقی دارند. آنها حامل دانش، خاطرات و پیوندهای فرهنگی هستند.»
او افزود که زبانها برای دانشمندان نیز منبع مهمی برای شناخت گذشتهاند و میتوانند اطلاعاتی درباره محل زندگی، خوراک، موضوعات گفتوگو و شیوه اندیشیدن انسانها ارائه کنند.
باورن گفت: «زبانها دریچهای به ذهن انسان هستند.»
در طول تاریخ، خانوادههای زبانی متعددی شکل گرفتند و بهتدریج زبان نوشتاری نیز پدید آمد. نخستین نمونههای شناختهشده نوشتار در هزاره چهارم پیش از میلاد و با خط میخی سومری در بینالنهرین ظاهر شد. نوشتار بعدها بهطور مستقل در مصر، چین و امریکای میانه نیز شکل گرفت.
دامیان بلازی، نویسنده اصلی پژوهش و دانشمند علوم شناختی و انسانشناس تکاملی در موسسه پژوهش و مطالعات پیشرفته کاتالونیا، گفت: «ما بهندرت درک میکنیم که بشر تا چند هزار سال پیش در جهانی با تنوع فرهنگی بسیار گستردهتر از امروز زندگی میکرد.»
اسناد تاریخی پراکنده
پژوهشگران برای برآورد تنوع زبانی در آغاز دوره هولوسن، اطلاعات مربوط به ۱۷۱ جامعه شکارچی و گردآورنده امروزی در آفریقا، امریکای جنوبی و جنوبشرقی آسیا را بررسی کردند.
آنان با استفاده از اندازه گروههای قومی و زبانی و تطبیق آن با جمعیت تخمینی جهان، شمار زبانها در دورههای مختلف را برآورد کردند.
باورن گفت که تا دورههای متأخر، مدرک مستقیمی درباره شمار زبانهای جهان وجود ندارد و اسناد پراکنده دوران باستان نیز برای رسیدن به یک برآورد دقیق کافی نیست.
به گفته او، پژوهشگران با استفاده از اطلاعات موجود درباره رابطه زبانها و جوامع انسانی، مدلی برای شبیهسازی تغییرات تنوع زبانی در طول تاریخ ساختند.
حدود ۱۲ هزار سال پیش، انسانها در گروههای کوچک و پراکنده زندگی میکردند و کشاورزی، سکونتگاههای دایمی و تمدنهای پیچیده هنوز شکل نگرفته بود. پژوهشگران تخمین میزنند که مردم آن زمان به حدود ۴۵۰۰ تا ۶۲۰۰ زبان سخن میگفتند.
با افزایش جمعیت، گسترش کشاورزی و شکلگیری جوامع یکجانشین، شمار زبانها نیز افزایش یافت.
باورن گفت: «افزایش جمعیت و گسترش کشاورزی به شکلگیری جوامع یکجانشین انجامید و زمینه مناسبی برای پیدایش شمار زیادی از زبانهای کوچک فراهم کرد.»
زبانها چگونه از بین میروند؟
در طول تاریخ، زبانهای بسیاری پدید آمده و سپس از میان رفتهاند. سومری و اکدی در بینالنهرین، هیتی در آناتولی و اتروسکی در ایتالیای امروزی از جمله زبانهاییاند که دیگر گویشور بومی ندارند.
برخی زبانهای مصر و چین باستان و شماری از زبانهای کلیکی آفریقا نیز از بین رفتهاند.
به گفته باورن، یک زبان ممکن است با کشتهشدن گویشورانش نابود شود یا زمانی از میان برود که مردم، داوطلبانه یا بر اثر فشار، زبان خود را کنار بگذارند و به زبان دیگری روی بیاورند.
گاهی نیز زبانهای قدیمی به زبانهای تازه تبدیل میشوند. برای نمونه، زبان لاتین پس از فروپاشی امپراتوری روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی، به زبانهایی مانند فرانسوی، ایتالیایی و اسپانیایی تحول یافت.
قدرتهای استعمارگر نیز در بسیاری از مناطق سیاست سرکوب زبانهای بومی را در پیش گرفتند. بریتانیا زبان ایرلندی را در ایرلند سرکوب کرد، اسپانیا استفاده از زبانهای بومی قاره امریکا را محدود ساخت، پرتگال زبانهای بومی برازیل را ممنوع کرد و فرانسه زبان خود را بر مستعمرات آفریقایی تحمیل کرد. جاپان نیز استفاده از زبان کوریایی را در کوریا سرکوب کرد.
باورن گفت اکنون حدود ۹۰ درصد جمعیت جهان تنها به ۱۰ درصد زبانهای موجود سخن میگویند. در نتیجه، بسیاری از زبانها گویشوران اندکی دارند و با خطر نابودی روبهرو هستند.
وزیر داخله آلمان پس از حمله مرگبار با موتر به شرکتکنندگان رژه همجنسگرایان در برلین، از برنامهای برای بازنگری تدابیر امنیتی در کشور خبر داد. این حمله یک کشته بر جای گذاشت و بحثهایی را درباره آزادبودن مهاجم با وجود محکومیت کیفری او برانگیخته است.
الکساندر دوبرینت، وزیر داخله آلمان، روز دوشنبه، پنجم اسد، گفت حکومت قصد دارد امکان استفاده از پابند الکترونیکی برای افراد خطرناک و بازداشت پیشگیرانه آنان را فراهم کند.
عبدالبلوط، شهروند ۲۱ ساله آلمانی-لبنانی، مظنون این حمله معرفی شده است. پولیس روز یکشنبه، چهارم اسد، پس از آنکه او با سلاح سرد به سوی مأموران حمله کرد، به سویش شلیک کرد. او در محل جان باخت.
عبدالبلوط روز شنبه، سوم اسد، با موتر وارد جمعیت در پارک تیرگارتن، در نزدیکی دروازه براندنبورگ شد. در این حمله یک زن پولندی کشته شد.
انتقاد از آزادی مهاجم
مقامهای قضایی آلمان گفتهاند که عبدالبلوط دو ماه پیش به جرم تدارک یک حمله خشونتآمیز علیه امنیت کشور به زندان محکوم شده بود.
با این حال، او هنگام حمله آزاد بود. دادستانها توضیح دادند که پرونده او با وجود ۲۱ سال سن، بر اساس قوانین کیفری نوجوانان بررسی شده بود و دادگاه او را برای شش ماه تحت نظارت مأمور دولت قرار داده بود.
دوبرینت اعمال قوانین جزایی نوجوانان برای افراد بزرگسال متهم به تهدیدهای امنیتی را «غیرقابل قبول» خواند. او گفت حکومت این روند را تغییر خواهد داد.
وزیر داخله آلمان افزود که استفاده از پابند الکترونیکی امکان نظارت بر افراد خطرناک را فراهم میکند. به گفته او، افزایش صلاحیت بازداشت پیشگیرانه نیز میتواند «افراد خطرناک را از خیابانها دور نگه دارد.»
فشار بر حکومت مرتس
این حمله فشارها بر حکومت ائتلافی فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، را برای تشدید قوانین امنیتی افزایش داده است.
مرتس گفت از وزیر داخله خواسته است بررسی کند که آیا مسئولیت نظارت پولیس بر مجرمان محکومشده باید از حکومتهای ایالتی به نهادهای فدرال منتقل شود یا خیر.
او افزود: «باید هر کاری میتوانیم انجام دهیم تا آزادی رفتوآمد چنین مجرمان بالقوهای تا حد ممکن محدود شود.»
صدراعظم آلمان همچنین خواستار سلب تابعیت افراد دارای تابعیت دوگانه شد که تهدید امنیتی شناخته میشوند. او تأکید کرد که این اقدام درباره افرادی که تنها تابعیت آلمان را دارند، از جمله عبدالبلوط، قابل اجرا نخواهد بود.
مرتس گفت که نهادهای امنیتی باید صلاحیتهای بیشتری برای ردیابی افراد خطرناک داشته باشند. او افزود که برایش قابل درک نیست چرا مردم میتوانند موقعیت موبایل یا دستگاههای الکترونیکی خود را در هر نقطه جهان پیدا کنند، اما نهادهای امنیتی آلمان قادر نیستند محل افرادی را که تهدید خطرناک شناخته شدهاند، بهطور لحظهای مشخص کنند.
افزایش تهدیدهای اسلامگرایانه و ضد همجنسگرایان
اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی، نهاد استخبارات داخلی آلمان، در گزارش سالانه خود هشدار داده است که تهدید اسلامگرایانه در این کشور رو به افزایش است.
بر اساس این گزارش، بیش از ۲۸ هزار نفر در آلمان اسلامگرا شناسایی شدهاند و احتمال میرود حدود ۹ هزار نفر آنان به خشونت متوسل شوند.
استخبارات داخلی آلمان همچنین هشدار داده است که خصومت با جامعه الجیبیتیکیو بهطور فزایندهای در میان جریانهای اسلامگرا و راست افراطی دیده میشود و فعالیتهای شان را زیر نظر دارد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با اشاره به حمله اوکراین علیه یک کشتی ایرانی در دریای خزر گفت این اقدام «بیپاسخ نخواهد ماند». مقامهای اوکراینی میگویند شناورهای هدف قرار گرفته در انتقال محمولههای نظامی مرتبط با حکومت ایران نقش داشتهاند.
عراقچی یکشنبه مدعی شد حمله اوکراین «به خواست اسرائیل» انجام شده و هدف آن کشاندن اروپا به جنگ بوده است. او با این حال مدرکی برای اثبات نقش اسرائیل ارائه نکرد.
وزارت امور خارجه ایران این حمله را «خصمانه و جنایتکارانه» توصیف کرد و گفت انفجار کشتی به کشتهشدن یک ملوان و زخمیشدن چند نفر دیگر منجر شده است. این وزارتخانه همچنین کاردار اوکراین در تهران را احضار و اعتراض جمهوری اسلامی را به او ابلاغ کرد.
تهران تاکید کرده است که این شناور کاربری تجاری داشته و جمهوری اسلامی «هرگز در درگیری میان روسیه و اوکراین مداخله نکرده است».
اوکراین از هدفگرفتن محمولههای نظامی خبر داد
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین، روز شنبه اعلام کرد نیروهای این کشور در دریای خزر «شناورهای مورد استفاده برای انتقال محمولههای نظامی مرتبط با ایران» را هدف قرار دادهاند.
شبکه ۱۲ اسرائیل نیز به نقل از سفیر اوکراین در اسرائیل گزارش داد که این شناورها حامل تسلیحات ایرانی برای روسیه بودهاند؛ تسلیحاتی که قرار بود در جنگ علیه اوکراین به کار گرفته شوند.
از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، کییف بارها مسکو را به استفاده از پهپادهای طراحیشده در ایران متهم کرده است. اوکراین همچنین مدعی است روسیه تواناییهای شناسایی ماهوارهای در اختیار تهران قرار داده تا حکومت ایران بتواند پایگاههای امریکا در منطقه را هدف قرار دهد.
زلنسکی پیشتر به کشورهای خاورمیانه پیشنهاد کرده بود تجربه اوکراین در رهگیری و سرنگونکردن پهپادهای ایرانی را در اختیار آنها بگذارد.
عراقچی منشور سازمان ملل را مطرح کرد
وزیر خارجه ایران در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، زلنسکی را «مفتخور» خواند و اوکراین را به نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد متهم کرد.
او همچنین گفت در گفتوگوهای تلفنی با کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، تاکید کرده است که اقدام کییف «نمیتواند بیپاسخ بماند».
وزارت امور خارجه روسیه در بیانیهای اعلام کرد لاوروف در تماس با عراقچی، جانباختن ملوان ایرانی را تسلیت گفته است. به نوشته این وزارتخانه، عراقچی از مقامهای منطقه آستراخان روسیه، مبدا حرکت کشتی، برای کمک به خدمه آن تشکر کرد.
بر اساس روایت مسکو، وزیر امور خارجه حکومت ایران همچنین خواستار پایانیافتن «چنین ماجراجوییهایی از سوی حکومت کییف» شد و لاوروف را در جریان تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش در خاورمیانه قرار داد.
توقف موقت حملات ایران و امریکا
همزمان با این تحولات، یک منبع ارشد ایرانی یکشنبه به خبرگزاری رویترز گفت جمهوری اسلامی تا زمانی که امریکا نیز از حمله خودداری کند، عملیات خود را در سراسر منطقه متوقف خواهد کرد.
امریکا پس از ۱۳ شب حمله پیاپی به ایران، برای دو شب متوالی عملیات نظامی خود را متوقف کرده است. این حملات بزرگترین دور درگیریهای منطقهای از زمان برقراری آتشبس در ماه فروردین توصیف شدهاند.
امریکا و اسرائیل در ۹ حوت سال گذشته حملات مشترکی علیه حکومت ایران را با هدف بیثباتکردن جمهوری اسلامی و نابودی برنامههای هستهای و موشکی بالستیک آن آغاز کردند.
حکومت ایران نیز با حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در سراسر منطقه و مسدودکردن تنگه هرمز واکنش نشان داد.
وزیر دفاع هند، اعلام کرد که دهلینو هیچ گفتوگویی با پاکستان انجام نمیدهد و اگر در آینده مذاکراتی میان دو کشور صورت گیرد، این گفتوگوها تنها درباره کشمیر تحت کنترول پاکستان خواهد بود. راجنات سینگ، بار دیگر مدعی شد که کشمیر بخشی از خاک هند است که از سوی پاکستان «اشغال» شده است.
راجنات سینگ، وزیر دفاع هند در مراسم «بیستوهفتمین سالگرد پیروزی هند در جنگ کارگیل» گفت که جنگ سال ۱۹۹۹ تنها یک پیروزی نظامی و دیپلماتیک برای هند نبود، بلکه شجاعت و فداکاری نیروهای هندی را نیز به نمایش گذاشت.
جنگ کارگیل در سال ۱۹۹۹ پس از نفوذ نیروهای پاکستانی و شبهنظامیان به منطقه کارگیل در کشمیر تحت کنترول هند آغاز شد. این درگیری حدود دو ماه ادامه یافت و با عقبنشینی نیروهای پاکستانی پایان یافت. جنگ کارگیل همچنان یکی از مهمترین نقاط تنش در روابط هند و پاکستان به شمار میرود.
وزیر دفاع هند با انتقاد از سیاستهای پاکستان، این کشور را به حمایت از تروریسم متهم کرد و گفت مسیر توسعه هند با پاکستان متفاوت است.
راجنات سینگ در ادامه با مقایسه هند و پاکستان گفت که هند بر نوآوری، فناوری و توسعه اقتصادی تمرکز دارد، اما پاکستان به دنبال گسترش نفوذ و حمایت از تروریسم است. او مدعی شد: «هند کشتی طراحی میکند، استارتاپها را توسعه میدهد و نیمههادی تولید میکند، اما پاکستان طرحهای تروریستی میسازد، تروریسم را گسترش میدهد و بمبگذاران انتحاری تولید میکند.»
او همچنین گفت که هند به دلیل برنامههای فضایی خود در جهان شناخته میشود، در حالی که پاکستان «جنگهای نیابتی» را پیش میبرد. به گفته او، هند ماهواره به فضا پرتاب میکند و نرمافزار به جهان صادر میکند، اما پاکستان تروریسم صادر میکند و مراکز افراطگرایی را فعال نگه میدارد.
وزیر دفاع هند هشدار داد که اگر پاکستان دست به هرگونه اقدام علیه هند بزند، نیروهای مسلح این کشور آمادهاند «پاسخی فراتر از تصور» به آن بدهند.
در مقابل، وزارت امور خارجه پاکستان در بیانیهای اظهارات وزیر دفاع هند را محکوم کرد و آن را «تحریکآمیز» و «غیرمسئولانه» خواند. اسلامآباد همچنین اعلام کرد که این اظهارات با قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل درباره کشمیر در تضاد است و صلح و امنیت منطقه را تهدید میکند.
کشمیر از سال ۱۹۴۷ و پس از تقسیم هند بریتانیا، میان هند و پاکستان مورد مناقشه بوده است. هر دو کشور ادعای حاکمیت بر سراسر این منطقه را دارند، اما هر یک بخشهایی از آن را در کنترول خود دارند. این اختلاف تاکنون به چندین جنگ، از جمله جنگ کارگیل در سال ۱۹۹۹، و دههها تنش میان دو کشور انجامیده است.
اختلافات تاریخی میان هند و پاکستان ریشه در تقسیم شبهقاره در سال ۱۹۴۷ دارد، زمانی که ایالتهای مختلف بر اساس مذهب و جغرافیا بین دو کشور تقسیم شدند.
در سالهای اخیر، موضوع سند و کشمیر همواره یکی از مهمترین عوامل تنش در روابط دو کشور بوده است.
زندگی با مردی که زود عصبانی میشود، حتی اگر خشونت فیزیکی در میان نباشد، میتواند سلامت روان، سیستم عصبی و کیفیت زندگی شریک عاطفی او را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
مجله بریتانیایی «استایلست» با استناد به نظر رواندرمانگران، متخصصان مغز و اعصاب و تجربه زنان در گزارشی نوشت که این زنان در معرض اضطراب دایمی و افسردگی قرار دارند.
جنیفر کاکس، رواندرمانگر و نویسنده کتاب «زنان عصبانی هستند»، میگوید بسیاری از زنانی که در طول سالها با آنها کار کرده، بخش بزرگی از زندگی خود را صرف جلوگیری از خشم مردان کردهاند.
به گفته او، بسیاری از زنان یاد میگیرند چگونه خبرهای بد را با احتیاط مطرح کنند، درخواستهای شان را به شکلی بیان کنند که طرف مقابل عصبانی نشود و به طور دایم مراقب رفتار و واکنشهای او باشند.
کاکس میگوید این وضعیت باعث میشود زنان همزمان نقش همسر، مادر، درمانگر و حتی مدیر برنامه زندگی شریک خود را بر عهده بگیرند و این مسئولیت به مرور زمان فرساینده است.
زنانی که با مجله استایلست گفتوگو کردهاند نیز تجربه مشابهی را توصیف میکنند. یکی از آنها میگوید همسرش ممکن است به دلیل خراب شدن موتر یا یک اتفاق کوچک، تمام روز را با عصبانیت سپری کند. دیگری میگوید هنگام بیرون رفتن همیشه نگران است که مبادا رفتار رهگذران یا رانندگان باعث انفجار خشم شریک زندگیاش شود و تمام روزشان خراب شود.
به گفته کاکس، چنین فضایی فرد را وادار میکند که دایماً مراقب باشد چه بگوید یا چه کاری انجام دهد تا خشم طرف مقابل را برنینگیزد.
تأثیر بر مغز و سیستم عصبی
دکتر فی بیگتی، متخصص مغز و عصبشناس، میگوید زندگی در چنین شرایطی سیستم عصبی را در حالت آمادهباش دایمی قرار میدهد. استرس مداوم باعث ترشح پیوسته هورمون کورتیزول میشود. این هورمون در کوتاهمدت برای مقابله با خطر مفید است، اما اگر برای مدت طولانی بالا بماند، به سلامت آسیب میزند.
به گفته او، افزایش مزمن کورتیزول میتواند خواب را مختل کند، خلقوخو را پایین بیاورد، تمرکز را کاهش دهد و خطر اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.
بیگتی همچنین هشدار میدهد که استرس مزمن حتی میتواند بر ساختار مغز اثر بگذارد. در این شرایط، آمیگدال یا مرکز پردازش ترس و هیجان بیشفعالتر میشود، در حالی که هیپوکامپ، بخشی از مغز که در حافظه نقش دارد، عملکرد ضعیفتری پیدا میکند. به همین دلیل، بسیاری از افراد دچار فراموشی یا کاهش تمرکز میشوند.
او تأکید میکند این نوع اختلال حافظه با زوال عقل متفاوت است و معمولاً پس از کاهش استرس بهبود مییابد.
چرا برخی مردان خشم خود را اینگونه بروز میدهند؟
بر اساس این گزارش، پژوهشها نشان میدهد زنان و مردان میزان مشابهی از احساس خشم را تجربه میکنند، اما مردان بیشتر آن را به شکل پرخاشگری بیرونی بروز میدهند، در حالی که زنان معمولاً خشم را به درون خود معطوف میکنند.
کاکس معتقد است بسیاری از مردان از کودکی یاد گرفتهاند احساساتی مانند ترس، آسیبپذیری یا اضطراب را پنهان کنند و تنها راه قابل قبول برای ابراز هیجانهای شدید، خشم است. او میگوید در بسیاری از موارد، پشت عصبانیتهای مکرر، احساساتی مانند ترس، درد یا ناتوانی در مدیریت استرس قرار دارد.
دکتر بیگتی نیز توضیح میدهد که در مغز، آمیگدال مسئول پردازش هیجانها و تهدیدهاست و قشر پیشپیشانی وظیفه تنظیم این هیجانها را بر عهده دارد. هنگامی که این سیستم بهخوبی عمل نکند، فرد ممکن است برای آرام شدن به اطرافیان تکیه کند؛ وضعیتی که متخصصان آن را «تنظیم بیرونی هیجان» مینامند.
در چنین شرایطی، شریک زندگی ناچار میشود دایماً احساسات فرد عصبانی را مدیریت کند که به گفته کارشناسان، بسیار خستهکننده و فرساینده است.
چه زمانی باید کمک گرفت؟
کاکس توصیه میکند اگر فرد احساس امنیت میکند، درباره تأثیر خشم شریک زندگی خود صادقانه صحبت کند و به او بگوید که این رفتار باعث ترس، اضطراب یا خستگی او شده است.
او میگوید واکنش ایدهآل این است که فرد مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و برای تغییر آن تلاش کند. با این حال، بسیاری از افراد در ابتدا با توجیه فشارهای کاری یا مشکلات روزمره از پذیرش مسئولیت خودداری میکنند.
این گزارش توصیه میکند اگر خشم مداوم باعث اختلال در ارتباط شده است، مراجعه به رواندرمانگر، چه بهصورت فردی و چه زوجدرمانی، میتواند مفید باشد.
اما اگر خشم شریک زندگی باعث ترس، احساس تهدید یا تغییر دایمی رفتار فرد برای جلوگیری از واکنش او شده باشد، کارشناسان هشدار میدهند که این وضعیت میتواند مصداق آزار روانی یا خشونت خانگی باشد. در چنین شرایطی، اولویت باید حفظ امنیت فرد و دریافت کمک تخصصی باشد.
مقامهای آلمان میگویند عبدالبلوط، مظنون حمله مرگبار به رژه همجنسگرایان در برلین که یک کشته و ۲۹ زخمی برجا گذاشت، پیشتر قصد داشت به گروه داعش بپیوندد و برای نهادهای امنیتی بهعنوان فردی افراطگرا شناخته شده بود.
رسانههای آلمان گزارش دادهاند که این مظنون روز یکشنبه در جریان عملیات پولیس کشته شد. پولیس برلین اعلام کرد مأموران حدود ساعت شش عصر او را در یک مجموعه باغهای تفریحی شناسایی کردند.
به گفته پولیس، او با سلاح سرد به سوی مأموران حمله کرد و پولیس به سویش شلیک کرد. با وجود تلاش نیروهای امدادی، او در محل جان باخت.
سخنگوی دادستانی فدرال نیز کشته شدن این فرد را تأیید کرده است.
الکساندر دوبرینت، وزیر داخله آلمان، گفت عبدالبلوط به دلیل سوابق متعدد جرمی، گرایش به افراطگرایی و ارتباط با محافل اسلامگرا، برای نهادهای امنیتی فردی شناخته شده بود. به گفته او، این مظنون شهروند آلمان، متولد سال ۲۰۰۵ و از خانوادهای لبنانیتبار بود.
دوبرینت افزود که همه شواهد موجود نشان میدهد این رویداد یک حمله با انگیزه اسلامگرایانه بوده است.
به گفته مقامها، عبدالبلوط ابتدا با یک موتر به میان جمعیت راند و سپس با سلاح سرد به چندین نفر حمله کرد.
تحقیقات نشان میدهد او در ماه می ۲۰۲۵ از طریق ترکیه به لبنان سفر کرده بود و قصد داشت از آنجا به سوریه برود و به داعش بپیوندد. اما در ماه جولای همان سال در لبنان بازداشت و به اتهام تحریک به درگیریهای مذهبی و فرقهای به سه ماه زندان محکوم شد.
او پس از آزادی، در نوامبر ۲۰۲۵ به آلمان بازگشت و در میدان هوایی برلین براندنبورگ بازداشت شد.
عبدالبلوط در ماه می امسال نیز به اتهام «آمادهسازی برای ارتکاب یک اقدام خشونتآمیز جدی علیه امنیت کشور» به یک سال و ۱۰ ماه زندان محکوم شده بود، اما دادگاه اجرای این حکم را برای شش ماه به تعویق انداخته بود.
پولیس آلمان همچنین در سوم جولای ۲۰۲۶، در پی ظن نقض قانون سلاح، خانه او را در منطقه شونهبرگ برلین بازرسی کرد، اما تنها یک تفنگ ساختگی در آنجا یافت.
وزیر داخله آلمان با هشدار درباره احتمال حملات مشابه، گفت سطح تهدید امنیتی در این کشور افزایش یافته است.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، نیز پیش از مراسم یادبود قربانیان در کلیسای سنت ماری برلین گفت: «ما با تمام توان از آزادی، جامعه باز و ارزشهای لیبرال خود دفاع خواهیم کرد.»
این حمله تازهترین مورد از سلسله حملات با موتر به تجمعهای عمومی در آلمان در سالهای اخیر است و بار دیگر بحث درباره امنیت و مهاجرت را در این کشور تشدید کرده است.