کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید از سمت خود کنارهگیری میکند

دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا اعلام کرد کارولین لیویت در پایان ماه جاری میلادی از سمت سخنگوی کاخ سفید کنارهگیری خواهد کرد تا زمان بیشتری را با خانواده و فرزندانش بگذراند.

دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا اعلام کرد کارولین لیویت در پایان ماه جاری میلادی از سمت سخنگوی کاخ سفید کنارهگیری خواهد کرد تا زمان بیشتری را با خانواده و فرزندانش بگذراند.
ترامپ در متنی که تروث سوشیال نوشت لیویت پس از ترک این سمت، بهعنوان یکی از مشاوران ارشد خارج از دولت او فعالیت خواهد کرد و همچنان صدایی تاثیرگذار در حزب جمهوریخواه خواهد بود.
رئیسجمهور امریکا با تمجید از عملکرد لیویت، او را یکی از بهترین سخنگویان تاریخ کاخ سفید خواند و گفت این دستیار مورد اعتمادش در تلاشهای جمهوریخواهان برای پیروزی در انتخابات میاندورهای نقش خواهد داشت.
ترامپ همچنین از فعالیتهای لیویت از سال ۲۰۱۸، از جمله مشارکت او در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴، قدردانی کرد.

بیش از ۶۰ هزار کانادایی با امضای یک دادخواست از حکومت این کشور خواستهاند که پیت هوکسترا، سفیر امریکا در اتاوا را به دلیل آنچه «مداخله در امور داخلی کانادا» خواندهاند، اخراج کند.
در این دادخواست آمده است که هوکسترا بارها در بحثهای سیاسی کانادا مداخله کرده و تهدیدهای حکومت دونالد ترامپ درباره تبدیل کانادا به «ایالت پنجاهویکم» امریکا را توجیه کرده و عادی جلوه داده است.
این درخواست در حالی مطرح میشود که روابط اتاوا و واشنگتن بر سر تجارت و تعرفهها پرتنش است. مذاکرهکنندگان دو کشور تلاش دارند که پیش از اجراییشدن تعرفههای تازه امریکا در هفته آینده به توافق برسند.
نگرانی از دخالت در سیاست کانادا
این دادخواست که از سوی یک زن در کلگری راهاندازی شده، به دیدار مقامهای وزارت خارجه امریکا با شماری از فعالان جداییطلب آلبرتا نیز اشاره کرده است. این گروه خواهان برگزاری رفراندم استقلال و جدایی آلبرتا، ولایت ثروتمند و نفتخیز، از کانادا است.
امضاکنندگان خواستار اخراج رسمی هوکسترا و بررسی «دخالت دیپلوماتیک امریکا در امور داخلی کانادا» از سوی یک کمیته پارلمانی شدهاند.
هوکسترا، از جمهوریخواهان نزدیک به ترامپ، از سیاستهای تجاری رئیسجمهور امریکا به شدت دفاع کرده و گفته است که هدف این سیاستها حفظ امنیت و رفاه امریکاییهاست.
او در عین حال روابط امریکا و کانادا را حیاتی توصیف کرده است، اما حضورش در اتاوا بارها با جنجال همراه بوده است.
او پیشتر با نماینده تجاری انتاریو وارد تنش شد و به دلیل بازنشر اظهارات ترامپ درباره تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم امریکا مورد انتقاد قرار گرفت. هوکسترا همچنین گفته بود که این موضوع میتواند زمینه یک «گفتوگوی بزرگ» میان رهبران دو کشور باشد.
سفیر امریکا همچنین بخشی از فضای سیاسی کانادا را «ضدامریکایی» توصیف کرده و بارها از تصمیم بیشتر ولایتهای کانادا برای تحریم مشروبات امریکایی از فروشگاهها انتقاد کرده است.
دادخواست به پارلمان میرود
قرار است الیزابت می، رهبر حزب سبز کانادا، این دادخواست را اواخر امسال در پارلمان ارائه کند.
دفتر او گفته است که حمایت از ارائه دادخواست به پارلمان به معنای موافقت شخصی الیزابت می با محتوای آن نیست و نمایندگان میتوانند دادخواستهای شهروندان را برای بررسی رسمی به مجلس عوام ارائه کنند.
براساس مقررات پارلمان کانادا، اگر یک دادخواست تأییدشده دستکم ۵۰۰ امضای معتبر جمعآوری کند، میتواند در مجلس عوام مطرح شود و حکومت موظف است به آن پاسخ دهد.
این دادخواست تا صبح چهارشنبه بیش از ۶۰ هزار امضا جمع کرده و از حد لازم برای طرح در پارلمان بهمراتب فراتر رفته است.
همزمان، کانادا و امریکا درگیر مذاکرات فشرده برای جلوگیری از اعمال تعرفه ۵۰ درصدی امریکا بر حدود ۲۰ تا ۲۸ میلیارد دالر کالای کانادایی هستند.
ترامپ ماه گذشته این تعرفهها را در واکنش به آنچه «رفتار غیرمنصفانه» کانادا با موترهای امریکایی، محصولات لبنی و مشروبات الکلی خواند، پیشنهاد کرد.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، هشدار داده است که اگر امریکا تعرفههای تازه را اجرا کند، اتاوا نیز ممکن است اقدامات تلافیجویانه بیشتری روی دست بگیرد.
رسانههای کانادایی گزارش دادهاند که امکان دستیابی دو کشور به یک توافق موقت در روزهای آینده وجود دارد.
یک منبع بلندپایه ایرانی به رویترز گفت که تلاشها برای احیای توافق موقت میان تهران و واشنگتن به نتیجه نرسیده و دو طرف همچنان بر سر پایان جنگ در خلیج فارس اختلاف جدی دارند.
به گفته این منبع، میانجیها در حال گفتوگو درباره بازگشت امریکا به توافق اسلامآباد و تعیین جدول زمانی اجرای تعهدات دو طرف اند، اما «هیچ پیشرفتی» در این زمینه صورت نگرفته است.
ایران و امریکا در ماه جون بر سر توقف فوری و دایمی عملیات نظامی در همه جبههها شامل لبنان به توافق رسیده بودند. این توافق اما خیلی زود از هم پاشید. دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در ۱۶ سرطان اعلام کرد که توافق «تمام شده است» و وزارت خارجه ایران یک هفته بعد گفت اجرای آن به حالت تعلیق درآمده است.
واشنگتن ایران را متهم میکند که به تعهد خود برای بازگشایی تنگه هرمز عمل نکرده است. تهران در مقابل میگوید امریکا تعهدات خود، از جمله رفع محاصره بنادر ایران و آزادسازی داراییهای مسدودشده این کشور را اجرا نکرده است.
ترامپ روز چهارشنبه گفت که امریکا «کنترول کامل» تنگه هرمز را در دست دارد. با این حال، نهادی که ایران برای اداره این آبراه ایجاد کرده، اعلام کرد که تنگه همچنان بسته است و تا زمانی که شرایط تهران پذیرفته نشود، بازگشایی نخواهد شد.
ترامپ همچنین در شبکه تروث سوشال نوشت: «ایران فقط حرف میزند و عمل نمیکند.» او در طول جنگ بارها میان تهدید به تشدید حملات و سخن گفتن از نزدیک بودن توافق صلح موضع خود را تغییر داده است.
اختلاف بر سر تمدید توافق
توافق موقت ماه جون یک دوره ۶۰ روزه را در نظر گرفته بود که در صورت موافقت دو طرف قابل تمدید بود. قرار بود در این مدت ایران و امریکا برای دستیابی به توافق نهایی درباره محدود کردن برنامه هستهای تهران و کاهش تحریمهای امریکا مذاکره کنند.
منبع ایرانی گزارش خبرگزاری آناتولی درباره توافق بر سر تمدید این دوره را رد کرد. او گفت از نظر ایران اساساً دورهای آغاز نشده که اکنون قابل تمدید باشد.
این منبع افزود: «امریکا ۴۸ ساعت پس از توافق موقت آن را نقض کرد و چند روز بعد نیز از آن خارج شد.»
تنگه هرمز که ایران را از عمان جدا میکند، پیش از جنگ مسیر انتقال حدود یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان بود. بسته ماندن این آبراه فشار زیادی بر بازار انرژی وارد کرده است.
از آغاز جنگ در ماه فبروری، بهای نفت برنت بهشدت افزایش یافت و در مقطعی به ۱۲۶ دالر در هر بشکه رسید. این رقم حدود ۷۵ درصد بیشتر از سطح پیش از جنگ بود.
روز سهشنبه دو رویداد جداگانه در مسیرهای دریایی منطقه بار دیگر نگرانیها را افزایش داد. در یک حمله مشکوک حوثیها به یک کشتی باری کوچک در تنگه بابالمندب، چهار خدمه کشته شدند.
در رویدادی دیگر، ارتش امریکا گفت که یک هلیکوپتر نیروی دریایی این کشور با شلیک دو موشک هلفایر، سیستم هدایت یک کشتی باری با پرچم پاناما را از کار انداخت.
بهای نفت روز چهارشنبه ابتدا افزایش یافت، اما بعداً آرامتر شد. نفت برنت حدود ۸۸ دالر در هر بشکه و نفت خام وست تگزاس اینترمدیت امریکا حدود ۸۳ دالر معامله شد.
از آغاز جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران در ۹ حوت ۱۴۰۴، هزاران نفر عمدتاً در ایران و لبنان کشته شدهاند. ایران نیز در این مدت اهداف و تأسیسات امریکایی و متحدان واشنگتن را در چند کشور منطقه هدف قرار داده است.
۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی ایراناینترنشنال، در پاسخ به یک نظرسنجی اینستاگرامی گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر در طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کردند و به این سوال پاسخ دادند که «آیا اگر امکانش را داشته باشید، از ایران مهاجرت میکنید؟»
نتایج این نظرسنجی نشان میدهد ۸۳ درصد از شرکتکنندگان گزینه «بله» و ۱۷ درصد گزینه «خیر» را انتخاب کردهاند.
این آمار در کنار نظرات تشریحی کاربران در بخش نظرات، تصویری از وضعیت ذهنی بخش قابل توجهی از جامعه ارائه میدهد که ترکیبی از ناامیدی اقتصادی، خستگی سیاسی، تعلق به وطن و دوگانگی میان ماندن و رفتن است.
عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
موسسه استاسیس مستقر در واشنگتن در سال ۱۴۰۲ یک نظرسنجی انجام داد که بر اساس آن، حدود ۷۶ درصد از مردم معتقد بودند جوانان در ایران برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند. این رقم در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ قرار داشتند، ۸۲ درصد بود.
ناامیدی در بحران اقتصادی
گروه بزرگی از کاربران در اشاره به تصمیم برای مهاجرت یا ماندن، مشکل اصلی را ناتوانی از تامین یک زندگی معمولی در ایران عنوان کردند.
شهروندی نوشت: «قبلا پول نداشتیم مهاجرت کنیم، حالا پول نداریم در ایران زندگی کنیم.»
دیگری گفت با دالر ۲۰۰ هزار تومانی حتی تا نزدیک مرز هم نمیتوان رفت.
بسیاری تاکید کردند اگر پول داشتند، برای یک «زندگی عادی، بدون اضطراب، با آیندهای قابل پیشبینی» حتما مهاجرت میکردند.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، از سال ۱۳۵۹ که روند ثبت رسمی پناهندگی ایرانیان آغاز شد، تعداد پناهندگان نزدیک به چهار میلیون و ۱۴۲ هزار نفر است.
بر اساس بررسیهای ایراناینترنشنال، در مجموع، تخمین زده میشود علاوه بر پناهندهها، نزدیک به دو میلیون ایرانی نیز از طریق مهاجرت قانونی از کشور خارج شده باشند.
با توجه به آمار ۸۷ میلیون نفری جمعیت ایران، از هر ۱۵ ایرانی یک نفر خارج از کشور زندگی میکند. هرچند منابع غیررسمی شمار ایرانیان نسل اول مقیم خارج از کشور را تا بیش از هشت میلیون نفر هم تخمین زدهاند.
ایران در سالهای اخیر همواره در صدر فهرست کشورهای فرستنده دانشجو به آمریکا و اروپا بوده و رتبه چهارم جهان در اعزام دانشجوی دکتری به ایالات متحده را به خود اختصاص داده که نشاندهنده تخلیه سیستماتیک سرمایههای انسانی است.
موافقت قاطع با مهاجرت برای کرامت و زندگی استاندارد
بخش قابل توجهی از نظرات بر این تمرکز یافته است که عمر و جوانی یک بار و فرصت بهرهمندی از زندگی استاندارد، محدود است: «یک بار فرصت زندگی و جوانی داریم و کاش بتوانیم آن را در جایی با حال خوب سپری کنیم.»،
در پیام دیگری آمده است: «میخواهم برای داشتن یک زندگی عادی و کرامت انسانی مهاجرت کنم. ما شایسته بیش از اینها در وطن خودمان بودیم و هستیم.»
برخی میزان اشتیاق خود برای مهاجرت را با جملاتی اینچنینی تشریح کردند: «بله حتی بدون چمدان و حتی با پای پیاده هم بتوانم میروم.»
جمله «مگر چند سال عمر میکنیم که مدام منتظر باشیم ایران درست شود؟» بارها در میان کامنتها تکرار شده است.
بحرانهای طولانیمدت در ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان رنج دوری از خانواده و تفاوتهای زبان، فرهنگ و آبوهوا را به جان بخرند و مهاجرت را گزینهای جدی برای آینده بهتر قلمداد کنند.
تورم بالا، کاهش قدرت خرید، بیکاری یا کمبود فرصتهای شغلی مناسب، نوسان نرخ ارز و عدم امکان برنامهریزی بلندمدت، از پرتکرارترین دلایل هستند.
بسیاری نوشتند حتی با داشتن شغل و درآمد، احساس میکنند آینده اقتصادی روشنی وجود ندارد و در کشورهای دیگر میتوان به ثبات و رفاه بیشتری رسید.
محدودیتهای سیاسی، احساس بنبست در اصلاح امور، و ناامیدی از بهبود شرایط حکمرانی نیز بارها با ادبیاتی مختلف در نظرات تکرار شده است.
محدودیت در آزادیهای فردی و اجتماعی، فشارهای فرهنگی و نبود فضای مناسب برای زندگی عادی از دیگر دلایل پرتکرار هستند.
گروهی نیز به کیفیت پایین زندگی، آلودگی هوا و مشکلات آموزشی و بهداشتی اشاره کردند.
رویکرد «بمان و مبارزه کن»
در مقابل، گروهی دیگر از شهروندان، مهاجرت را «تسلیم» مقابل جمهوری اسلامی خواندند و بر ماندن و مقاومت تاکید کردند.
برخی از کامنتها که با واکنش مثبت شهروندان دیگر هم مواجه شد، به این اشاره داشتند که پس از اعتراضات و کشتار دیماه، نگاهشان به مهاجرت تغییر کرد و به خود قول دادند بمانند و مبارزه کنند و کاری انجام دهند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «مهاجرت یعنی تسلیم شدن؛ به جایش، اجنبیها را بیرون میکنیم و ایران را از نو میسازیم.»
کاربر دیگری تاکید کرد: «نه، آنکه باید برود جمهوری اسلامی است.»
چند شهروند با استناد به ترانه معروف «سرود زن» با صدای مهدی یراحی، عبارت «سفر چرا، بمان و پس بگیر» را بازنشر کردند.
این ترانه در بحبوحه جنبش مهسا (زن، زندگی، آزادی) و در پاییز ۱۴۰۱ منتشر و به یکی از نمادهای اعتراضات مردمی تبدیل شد.
مهاجرت مشروط
بسیاری تصمیم خود را به ماندگاری جمهوری اسلامی گره زدهاند: «اگر ایران خوب باشد هرگز، ولی با وجود آخوندها بله.»
یا: «اگر همچنان جمهوری اسلامی بماند، بله.»
و: «اگر تا شش ماه دیگر وضعیت تغییر نکرد، میروم.»
در برخی پیامها، حس بنبست نیز دیده میشود؛ از جمله شهروندی که گفته است: «آرزویم این است مهاجرت کنم اما نه میتوانم بروم و نه بمانم».
شهروند دیگری نوشت: «کاش هیچوقت مجبور به مهاجرت نبودیم.»
شیب مهاجرت به چند عامل از جمله «دافعه مبدا» و «جاذبه مقصد» وابسته است.
حسین قاضیان، جامعهشناس، پیشتر در گفتوگویی تفصیلی به ایراناینترنشنال گفته بود عوامل دافعه مبدا، همواره بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیمگیری برای مهاجرت ایرانیان نقش داشتهاند.
بر همین اساس به گفته او، با توجه به رو به رشد بودن دافعهها، به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.
دلایل خانوادگی و شخصی
در بخش نظرات نظرسنجی، بعضی کاربران به دلایل خانوادگی و شخصی برای تصمیم به مهاجرت یا انصراف از آن، اشاره کردند.
برخی، به ویژه زنان، گفتند هرچند از نسل خود گذشتهاند اما نگران آینده فرزندان خود هستند: «از من که گذشت، اما اگر قرار است اینها بمانند، کاش بتوانم بچههایم را نجات بدهم.»
شهروند دیگری گفت اگر به خاطر مادرش نبود، ۲۰ سال پیش ایران را ترک کرده بود.
بسته بودن راهها و بدبینی به ساختار مهاجرت
شکست در فرآیند مهاجرت بهدلیل بسته شدن سفارتها نیز باعث ناامیدی برخی از شهروندان شده است.
از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون فعالیت برخی سفارتخانههای خارجی در ایران تعطیل یا نیمهتعطیل شد و روند صدور ویزا برای بسیاری از ایرانیان نیمهکاره ماند.
شماری از کاربران گفتند مهاجرت «خواست قلبی» جمهوری اسلامی برای «فراری دادن ایرانیان معترض از وطن خود» است.
در کنار اینها، شماری از کسانی که قبلا مهاجرت کردهاند، در بخش نظرات این نظرسنجی اینستاگرامی، از تجربههای مثبت خود گفتند و دیگران را به تقویت زبان و اقدام برای مهاجرت تشویق کردند.
شهروندی نوشت: «من مهاجرت کردهام اما اگر به گذشته بازمیگشتم، باز هم میرفتم.»
روزنامه واشنگتنپست با استناد به مدارکی که بررسی کرده است و به نقل از یک مقام امریکایی و یک فرد آگاه، گزارش داد تهدید جمهوری اسلامی به کشتن دونالد ترامپ، ماه گذشته به عملیاتی فوقالعاده منجر شد که طی آن، او مخفیانه با یک هواپیمای نظامی دیگر از ترکیه پرواز کرد.
این روزنامه گزارش داده است که در جریان این عملیات، مقامهای امریکایی برای پنهان کردن محل حضور ترامپ، هواپیمای «ایر فورس وان» را بهعنوان هواپیمای فریب استفاده کردند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در جریان سفر به انقره برای نشست ناتو، با یک هواپیمای جدید بوئینگ ۷۴۷ که از سوی قطر به امریکا اهدا شده، به ترکیه رفته بود.
با این حال، هنگام خروج از ترکیه، او در برابر دوربینها سوار یکی از هواپیماهای قدیمی «ایر فورس وان» شد؛ در حالی که هواپیمای جدید نیز در همان زمان آماده پرواز بود.
واشنگتنپست گزارش داده است که پس از سوار شدن ترامپ به هواپیمای قدیمی، او بهصورت مخفیانه و با استفاده از یک موتر حمل غذای فرودگاه به یک هواپیمای کوچکتر نیروی هوایی امریکا منتقل شد.
این هواپیما سپس ترامپ را به بریتانیا منتقل کرد.
در همین حال، خبرنگاران و شماری از کارکنان کاخ سفید که تصور میکردند ترامپ در هواپیمای قدیمی «ایر فورس وان» حضور دارد، با همان هواپیما پرواز کردند. به این ترتیب، آن هواپیما عملاً به یک هواپیمای فریب تبدیل شد تا محل واقعی حضور رئیسجمهور مشخص نباشد.
در گزارش آمده است که از خبرنگاران در جریان پرواز خواسته شده بود که پرده پنجرهها را بسته نگه دارند.
کاخ سفید در پاسخ به پرسشهای واشینگتنپست جزییات عملیات را تکذیب یا تایید نکرد و صرفا بر ایمنی هواپیمای جدید و وجود دشمنانی که ترامپ را هدف گرفتهاند تاکید کرد. پنتاگون پرسشها را به کاخ سفید ارجاع داد و سرویس مخفی نیز در این مورد اظهارنظر نکرد.
استفاده از هواپیمای فریب برای حفاظت از رئیسجمهور امریکا سابقه دارد. به گفته یک مقام امریکایی که واشنگتنپست با او صحبت کرده، در سه دهه گذشته موارد دیگری نیز وجود داشته که بهدلیل تهدیدهای جدی علیه رئیسجمهور یا سفر او به مناطق پرخطر، هواپیمای «ایر فورس وان» بهعنوان هواپیمای فریب استفاده شده است. یکی از نمونههای شناختهشده در سال ۲۰۰۰، در سفر بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت امریکا، به پاکستان رخ داده بود.
انتقال ترامپ از ترکیه به بریتانیا توسط هواپیمای نظامی در شرایطی انجام شد که تنش میان امریکا و ایران افزایش یافته بود و مقامهای امریکایی درباره تهدیدهای احتمالی علیه ترامپ هشدار داده بودند.
یک زمینلرزه شدید به بزرگی ۷.۴ روز دوشنبه بخشهایی از غرب کلمبیا را لرزاند و دستکم ۱۱۱ نفر کشته و ۸۷ نفر دیگر زخمی شدند. این زمینلرزه ساختمانهای متعددی را در چندین شهر ویران کرد و هنوز شماری از ساکنان زیر آوار گرفتارند. این بزرگترین زمینلرزه ثبتشده در تاریخ کلمبیا است.
مرکز این زمینلرزه در منطقه سانخوزه دل پالمر در ولایت چوکوی کلمبیا، در غرب بوگوتا، پایتخت این کشور، گزارش شده است.
سازمان زمینشناسی امریکا پسلرزهای به بزرگی ۵ را نیز کمتر از یک ساعت پس از زمینلرزه اصلی ثبت کرده است. به گزارش این سازمان، حدود ۱۰ میلیون نفر در کلمبیا لرزش شدید تا بسیار شدید زمین را احساس کردهاند.
به نظر میرسد بیشترین شمار قربانیان مربوط به ولایت غربی ریسارالدا، در منطقه قهوهخیز کلمبیا، باشد. کالی، یکی از بزرگترین شهرهای کشور، نیز بهشدت آسیب دیده است، هرچند مقامهای محلی هنوز مرگ کسی را در این شهر تایید نکردهاند.
مقامهای کلمبیا میگویند صدها ساختمان آسیب دیده و شماری از مردم زیر آوار گرفتار شدهاند.
رئیسجمهور کلمبیا برای تسریع روند اختصاص بودجه به امدادرسانی و بازسازی، وضعیت اضطراری اعلام کرده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، روز دوشنبه در شبکههای اجتماعی گفت که حکومت ترامپ وضعیت را از نزدیک زیر نظر دارد و «آماده است از مردم کلمبیا حمایت کند.»
خوان کارلوس اوسوریو که در شهر کالی به بیرون کشیدن آوار یک ساختمان فروریخته کمک میکرد، به تلویزیون کاراکول گفت: «ساختمان کاملا فروریخت. صدایش مثل انفجار بمب بود. وحشتناک بود. همه همسایهها با هم کمک میکنیم و زنجیره انسانی ساختهایم. به ماشینآلات سنگین نیاز داریم. افراد زیادی زیر مخروبه ماندهاند.»
سازمان هوانوردی ملکی کلمبیا اعلام کرد که پروازها در میدانهای هوایی پریرا، مانیسالس، کیبدو، ارمنیا، کارتاگو و بوئناونتورا موقتا متوقف شده است. مقامها میخواهند خسارتهای احتمالی به ساختمانها و تاسیسات این فرودگاهها را بررسی کنند.
سرزمین زمینلرزهها
کلمبیا هر ماه هزاران زمینلرزه کوچک را ثبت میکند.
سوزان فن در لی، زلزلهشناس دانشگاه نورثوسترن، گفت که شدت خسارتها ممکن است به چند عامل مربوط باشد. بزرگی زمینلرزه، قرار داشتن کانون آن در خشکی، نزدیکی به درههای رودخانهای با خاک نرم و حرکت صفحات زمینساختی از جمله این عوامل است.
او گفت: «این زمینلرزه در عمقی بسیار پایینتر از پوسته زمین رخ داد و از نظر تیوری نباید چنین لرزش شدیدی ایجاد میکرد. اما با این بزرگی، در عمل لرزش بسیار زیادی ایجاد کرد.»
او افزود: «یک زمینلرزه با بزرگی ۷.۴ حدود ۳۲ برابر قدرتمندتر از زمینلرزهای با بزرگی ۶.۴ است.»
شهرهای منطقه قهوهخیز کلمبیا، از جمله ارمنیا و پریرا، در سال ۱۹۹۹ نیز شاهد زمینلرزهای ویرانگر به بزرگی ۶.۲ بودند. در آن زمینلرزه بیش از هزار نفر جان باختند.