• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

روایت رسانه‌های طالبان از جمعه خان فاتح؛ از فرمانده «وفادار» تا متمرد «غاصب و باج‌گیر»

۲ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۲۱:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

رسانه‌های وابسته به طالبان که جمعه‌خان فاتح را تا چند هفته پیش «فرمانده مهم»، «متعهد» و «وفادار» می‌خواندند، پس از تسلیم‌شدن او کارزاری آغاز کرده‌اند که وی را به ظلم، غصب، باج‌گیری و قاچاق متهم می‌کند. در این گزارش روایت رسانه‌های طالبان از فاتح در دو دوره بررسی شده است.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز شنبه، ۳۱ اسد، به افغانستان اینترنشنال گفت که جمعه‌خان فاتح محاکمه خواهد شد. او گفت که نخست باید پرونده و اتهام‌ها ترتیب شود و سپس به نهادهای عدلی و قضایی فرستاده شود.

فاتح یک هفته پیش از آن، پس از چند روز جنگ در ولسوالی نسی بدخشان، تسلیم شد و به کابل انتقال یافت. طالبان سپس هیئتی را به نسی فرستاد و از مردم خواست شکایت‌های خود را درباره او به صورت کتبی ثبت کنند.

این هیئت، به روایت منابع محلی، فاتح را به غصب زمین و ملکیت مردم و ظلم بر باشندگان متهم کرده است.

رسانه‌های نزدیک به طالبان نیز تصاویر سلاح‌ها و مهماتی را پخش کرده‌اند که به گفته آن‌ها از افراد فاتح گرفته شده است. در گزارشی از افغانستان اینترنشنال آمده است که تا آن زمان هنوز فهرست رسمی اتهام‌ها منتشر نشده بود.

فاتح در نزدیک به پنج سال گذشته بخشی از ساختار نظامی و اداری طالبان بود. او ولسوال طالبان در نسی و سپس معاون والی این گروه در زابل شد.

حتی در روزهای نبرد نیز به رئیس ستاد ارتش طالبان گفت که علیه نظام نیست و مشکلش با قطعه اعزامی است. بنابراین، مخالفت فاتح با طالبان به جدایی روشن فکری یا سیاسی از این گروه نرسید.

درگیری پس از آن آغاز شد که او در برابر نیروهای اعزامی طالبان ایستاد.

از «فرمانده مهم» تا «پنج سال زیر سایه ترس»

رادیو حریت، رسانه نزدیک به طالبان، پیش از درگیری آشکار، فاتح را «قومندان مهم مجاهدین در سمت شمال کشور» معرفی کرده بود. این رسانه در برنامه دیگری سخنان والی طالبان در بدخشان را با این عنوان پخش کرد که «جمعه‌خان فاتح عضو متعهد و وفادار به نظام است».

حریت در ۱۳ سرطان نیز یک پیام صوتی فاتح را منتشر کرد. او در آن پیام می‌گفت خطایی نکرده است که مستحق سرکوب باشد و گزارش‌های مربوط به خلع سلاح نیروهایش نادرست است.

انتشار این پیام در زمانی صورت گرفت که گزارش‌های مربوط به اختلاف فاتح با رهبری طالبان افزایش یافته بود. حریت با انتشار سخنان او، روایت وفاداری فاتح به طالبان را تقویت می‌کرد.

گزارش آن پیام صوتی را این‌جا بخوانید

بخش پشتوی حریت نیز در مطلبی با عنوان «جنگ تبلیغاتی شایعه‌ها»، گزارش‌های مربوط به نافرمانی فاتح را به رسانه‌های مغرض و استخباراتی نسبت داد. این مطلب بر سخنان فاتح درباره وفاداری به نظام طالبان تکیه کرده بود.

محمد اسماعیل غزنوی، والی طالبان در بدخشان نیز، در ۲۰ سرطان به همین رسانه گفت که فاتح تهدیدی برای نظام نیست.

او فاتح را یک ولسوال سابق و «فردی از همین نظام» خواند و اختلاف را حل‌شده دانست. والی طالبان گفت که نه اداره محلی علیه فاتح نیت بد دارد و نه فاتح تهدیدی برای نظام است.

این مقام محلی طالبان در آن زمان می‌کوشید تنش را یک مسئله عادی جلوه دهد.

تغییر روایت

زمانی که جمعه خان فاتح به طالبان تسلیم شد، روایت‌ رسانه‌ها و مقامات طالبان در مورد او تغییر کرد.

رادیو حریت که بارها با توصیف از فاتح مطالبی منتشر کرده بود، گزارشی را با عنوان «پنج سال زیر سایه ترس» منتشر کرد و پرسید فاتح چه ظلم‌هایی را بر مردم بدخشان روا داشته است.

در مدت کوتاهی، روایت «قومندان مهم» و «عضو وفادار» جای خود را به روایتی داد که همان رسانه در آن، او را فردی معرفی کرد که مردم بدخشان پنج سال از او در هراس بوده‌اند.

حجاز از رد اختلاف تا اتهام باج‌گیری رفت

صفحه حجاز نیوز، منتسب به استخبارات طالبان که پیشتر نوشته بود فاتح به نظام وفادار است، او را به باج‌گیری از معادن طلا متهم کرد.

حجاز سپس یک فایل صوتی را منتشر کرد و مدعی شد فاتح در گفت‌وگو با فردی از جبهه آزادی، سلاح و پول خواسته است.

جبهه آزادی این ادعا را رد کرده و گفته است که صدای طرف دیگر گفت‌وگو به یک مامور استخبارات طالبان تعلق دارد. اصالت فایل صوتی، زمان ضبط و هویت دو طرف گفت‌وگو به صورت مستقل تایید نشده است.

صفحه‌های نزدیک به طالبان اتهام‌های دیگری از جمله قاچاق مواد مخدر، انتقال افراد تندرو، گرفتن پول از معادن، کشتن نیروهای طالبان و ارتباط با استخبارات خارجی را نیز مطرح کرده‌اند.

تا زمان تهیه این گزارش، سند علنی و قابل بررسی برای اثبات این ادعاها منتشر نشده است.

حجاز همچنین نوشته‌ای از فردی به اسم هاتف مختار را بازتاب داد که گفته بود «غرور کاذب و تبلیغات دروغین» فاتح را به این سرنوشت رساند.

با این تغییر راویت، کاربران پرسیده‌اند که اداره طالبان در پنج سال گذشته چرا واکنشی در برابر فاتح نشان نداده است. دستکم یک پرسش در بسیاری از این نوشته‌ها تکرار می‌شود. اگر فاتح مرتکب این همه جرم شده، چرا طالبان در پنج سال گذشته علیه او اقدام نکرد؟

زاویه نیوز، رسانه آنلاین پشتوزبان، در مطلبی درباره سلاح‌های منسوب به فاتح نوشت کسی که اکنون قانون‌شکن و تفنگسالار خوانده می‌شود، تا یک هفته پیش فرمانده، قهرمان و متحد طالبان بود.

این رسانه از قول باشندگان محل نوشت که طالبان در سال‌های قدرت فاتح، در ظلم، دزدی و قاچاق او شریک بود.

مجیب‌الرحمان رحیمی، نویسنده و پژوهشگر، در اکس نوشت که شبکه‌های تبلیغاتی طالبان پس از تسلیم‌شدن فاتح تلاش دارند که از او چهره‌ای به‌عنوان قاتل، غاصب و فردی غیرانسانی ترسیم کنند.

به باور رحیمی، هدف این است که نخست فاتح در افکار عمومی اهریمنی جلوه داده شود و سپس برخورد با او، مجازات یا محاکمه‌اش به اتهام شورش، موجه نشان داده شود.

او تاکید کرد که فاتح محصول همین نظام و بخشی از همین ساختار بوده است. رحیمی پرسید زورگویی، غصب، خودسری و حاکمیت مسلحانه منسوب به فاتح، زیر اداره چه کسی و در چارچوب کدام نظام صورت گرفته است.

یک کاربر فیس‌بوک پرسیده است که چرا استخبارات و مقام‌های طالبان در سال‌های گذشته او را بازداشت نکردند یا مانع ظلم‌های منتسب به او نشدند. نویسنده این نظر به تغییر ناگهانی برچسب‌ها اشاره کرد و نوشت فاتح پس از شورش، یک‌باره غاصب، دزد، قاچاقبر و داعشی خوانده شد.

هنوز روشن نیست که فاتح دقیقا با چه اتهام‌هایی محاکمه می‌شود.

مشخص نیست پرونده او بر شکایت‌های مردم استوار خواهد بود یا نافرمانی و جنگ با نیروهای طالبان محور اصلی آن خواهد بود.

پربازدیدترین‌ها

منابع محلی: طالبان در جنوب افراد خود را از درخواست پول از بازرگانان منع کرده است
۱

منابع محلی: طالبان در جنوب افراد خود را از درخواست پول از بازرگانان منع کرده است

۲

طالبان پیکر حسیب پنجشیری را به خانواده‌اش تحویل داد

۳

جبهه مقاومت از ملل متحد خواست درباره بی‌حرمتی طالبان به پیکر حسیب پنجشیری تحقیق کند

۴

طالبان پس از سه روز پیکر حسیب پنجشیری را تحویل نداده است

۵

منابع محلی: به‌رغم بسته‌بودن راه‌ها سنگ‌ مرمر هلمند به پاکستان قاچاق می‌شود

  • طالبان جمعه‌خان فاتح را محاکمه می‌کند

    طالبان جمعه‌خان فاتح را محاکمه می‌کند

  • جمعه‌ فاتح به رئیس ارتش طالبان: بر ضد نظام نیستیم، مشکل ما با قطعه اعزامی است

    جمعه‌ فاتح به رئیس ارتش طالبان: بر ضد نظام نیستیم، مشکل ما با قطعه اعزامی است

•
•
•

مطالب بیشتر

دختر سنی پس از آن‌که طالبان نکاحش با پسر شیعه را فسخ کرد، به زندگی‌اش پایان داد

۲ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۶:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یادداشت: این گزارش شامل مطالبی درباره خودکشی است. اگر شما یا یکی از نزدیکان‌تان با افکار خودکشی یا آسیب رساندن به خود مواجه هستید، لطفاً با یک فرد مورد اعتماد یا متخصص سلامت روان در این مورد صحبت کنید.

اداره امر به معروف طالبان در هرات، روز شنبه، ۳۱ اسد، یک مرد سنی‌مذهب باشنده منطقه شالبافان را پس از چند روز فشار در زندان، آزاد کرد، اما یک شرط گذاشت: نکاح دختر ۱۸ ساله‌اش با پسر شیعه و هزاره را فسخ کند.

تاج‌محمد، پدر، چند روز پس از آن بازداشت شده بود که مراسم نکاح زهرا، دختر خود را با علی‌رضا (نام مستعار)، یک پسر شیعه برگزار کرد. زهرا و علی‌رضا هم‌دیگر را دوست داشتند.

او صبح شنبه از زندان طالبان آزاد شد و تا شب، به دستور طالبان، نکاح دخترش با پسر شیعه را فسخ کرد. این پدر در ابتدا حاضر نبود به فسخ نکاح دخترش تن بدهد.

زهرا به این تصمیم رضایت نداشت و می‌خواست به زندگی‌اش را با علی‌رضا ادامه دهد. او شنبه‌شب تا نزدیک بامداد نخوابید و قبل از طلوع خورشید، به زندگی خود پایان داد.

افغانستان اینترنشنال این روایت را با استفاده از اطلاعات چند منبع راستی‌آزمایی کرده است.

افغانستان اینترنشنال همچنین به ویدیوی از مراسم خاکسپاری زهرا دست‌یافته است.

فشار طالبان بر خانواده

زهرا در یک خانواده فقیر در منطقه شالبافان هرات زندگی می‌کرد. علی‌رضا، جوان هزاره و شیعه ساکن کابل، ماه‌ها از او خواستگاری کرده بود.

آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی باهم آشنا شده بودند و هیچ وقت هم‌دیگر را ندیده بودند.

سرانجام خانواده‌ها با ازدواج آنان موافقت کردند و عقد نکاح زهرا و علی‌رضا بسته شد. خانواده علی‌رضا مبلغ ۱۰۰ هزار افغانی نیز به‌عنوان شیربها به خانواده زهرا داد.

منابع به افغانستان‌اینترنشنال گفتند که این زوج حتی پس از نکاح نیز نتوانستند هم‌دیگر را ملاقات کنند.

تنها چند روز پس از بسته‌شدن نکاح، اداره امر به معروف طالبان در هرات از ازدواج آنان آگاه شد.

منابع می‌گویند شماری از افراد در منطقه شالبافان، ازدواج زهرا و علی‌رضا را به اداره امر به معروف گزارش دادند. به گفته منابع، یکی از بزرگان محل نیز در گزارش‌دهی این ازدواج نقش داشت.

اداره امر به معروف سپس تاج‌محمد، پدر زهرا، را بازداشت کرد. منابع می‌گویند مخالفت این اداره با ازدواج زهرا و علی‌رضا به دلیل تفاوت مذهبی دو خانواده بود. زهرا از یک خانواده اهل سنت است و علی‌رضا به یک خانواده هزاره و شیعه تعلق دارد.

تاج‌محمد در ابتدا حاضر نبود عقد دخترش را فسخ کند، اما اداره امر به معروف او را در زندان نگه داشت و برای پایان‌دادن به این ازدواج زیر فشار گذاشت.

طالبان همچنین ملایی را که عقد نکاح زهرا و علی‌رضا را بسته بود، به اداره امر به معروف فراخواند. این ملا چند ساعت در این اداره نگه داشته شد.

منابع می‌گویند شماری از همسایه‌ها برای آزادی او وساطت کردند. اداره امر به معروف در نهایت پس از گرفتن تعهد از این ملا که در فسخ نکاح نقش داشته باشد، او را آزاد کرد.

در همان روزهایی که تاج‌محمد در زندان بود، قرار بود مراسم عروسی لیلما، دختر بزرگ‌تر او و خواهر زهرا، برگزار شود. لیلما بیوه بود و این ازدواج دوم او به شمار می‌رفت. این مراسم بدون حضور پدر و با مهمانان محدود، در خانه برگزار شد.

در زندان، فشار اداره امر به معروف بر تاج‌محمد ادامه یافت. ماموران این اداره از او تعهد گرفتند که پس از آزادی، عقد زهرا و علی‌رضا را فسخ کند.

اداره امر به معروف به این موضوع نیز استناد کرده بود که زهرا و علی‌رضا هیچ‌گاه یکدیگر را از نزدیک ندیده بودند. این اداره به تاج‌محمد گفته بود که باید ازدواج آنان پایان یابد.

آزادی پدر از زندان طالبان و فسخ نکاح

تاج‌محمد روز شنبه پس از سپردن تعهد به طالبان از زندان آزاد شد. او همان شب با خانواده علی‌رضا در کابل تماس گرفت و به آنان خبر داد که عقدی که چند روز پیش میان زهرا و علی‌ضا بسته شده بود، باید فسخ شود.

خانواده زهرا مبلغ ۱۰۰ هزار افغانی شیربها را نیز به خانواده علی‌رضا پس داد.

زهرا پس از شنیدن خبر فسخ عقد هشدار داد که به زندگی خود پایان خواهد داد. منابع می‌گویند کسی این تهدید را جدی نگرفت.

زهرا پس از آگاه‌شدن از فسخ ازدواجش، آن شب تا صبح نخوابید. اوایل بامداد، زهرا به زندگی خود پایان داد.

به دلیل آن‌که هنوز صبح زود بود، اعضای خانواده متوجه غیبت او نشدند. حدود یک تا دو ساعت گذشت تا خانواده دریافت که زهرا در اتاقش نیست.

اعضای خانواده به جست‌وجوی زهرا پرداختند و در یکی از اتاق‌ها پیکر بی‌جانش را پیدا کردند.

خانواده پس از یافتن جسد، طالبان را خبر کرد. جسد زهرا برای بررسی به طب عدلی انتقال یافت و ساعتی بعد در قبرستانی در منطقه جاده ابریشم شهر هرات به خاک سپرده شد.

مسئولان طالبان در هرات حاضر نشدند درباره بازداشت تاج‌محمد، احضار ملای نکاح، فشار برای فسخ ازدواج زهرا و مرگ او به افغانستان اینترنشنال توضیح دهند.

سربازان طالبان: رهبران ما را فراموش نکرده‌اند، اولویت‌های دیگر دارند

۲ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۰۷:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پنج سال پس از قدرت‌‌گیری طالبان، شماری از جنگجویان این گروه می‌گویند رهبران طالبان آنان را فراموش نکرده‌اند و ممکن است سرگرم رسیدگی به اولویت‌های دیگر باشند. یک سرباز طالبان به بی‌بی‌سی گفت: «امیدواریم یک روز به ما هم رسیدگی کنند.»

کاوون خموش، خبرنگار بی‌بی‌سی، در گزارشی که روز دوشنبه دوم سنبله منتشر شد، به وضعیت زندگی و کار شماری از مقام‌ها و جنگجویان طالبان پرداخته است.

پیش از این نیز گزارش‌هایی از نارضایتی شماری از جنگجویان طالبان از وضعیت معیشتی و نحوه برخورد رهبران این گروه منتشر شده است.

در این گزارش‌ها، برخی از آنان رهبران طالبان را به بی‌توجهی به مشکلات اقتصادی، پرداخت‌نشدن به‌موقع معاش‌ها و برخورد تبعیض‌آمیز متهم کرده و گفته‌اند که مقام‌های ارشد این گروه پس از رسیدن به قدرت، از مشکلات جنگجویان و خانواده‌های آنان فاصله گرفته‌اند.

عبدالصمد، یکی از جنگجویان طالبان در شمال افغانستان، گفته است: «مقام‌های امارت [طالبان] ما را فراموش نکرده‌اند.» او افزوده است که رهبران طالبان ممکن است سرگرم رسیدگی به اولویت‌های دیگری باشند و گفته است: «امیدواریم یک روز به ما رسیدگی کنند.»

او گفته است مردم محل با کمبود آب، جاده و مراکز صحی روبه‌رو هستند. بر اساس گزارش سازمان ملل، افغانستان از جمله کشورهای محروم جهان است و سه نفر از هر چهار نفر در این کشور قادر به تأمین نیازهای اساسی خود نیستند.

والی سابق طالبان در بامیان: با دستان خودم مجسمه‌های بودا را ویران کردم

عبدالله سرحدی، والی پیشین طالبان در بامیان، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفته است که مجسمه‌های عظیم بودای بامیان را «با دستان خود» ویران کرده است.

سرحدی که در دور اول حاکمیت طالبان فرمانده نظامی این گروه در بامیان بود، در پاسخ به پرسش درباره تخریب مجسمه‌های باستانی بودا در سال ۲۰۰۱، ابتدا از پاسخ‌دادن طفره رفت، اما سپس مسئولیت مستقیم تخریب آن‌ها را پذیرفت.

او گفت: «من با دست‌های خودم آن را ویران کردم.»

او در توجیه این کارش می‌گوید: «هرچه انجام داده‌ایم و انجام می‌دهیم، مطابق هدایت و قانون خداست… ما بت‌ها را نمی‌فروشیم بلکه می‌شکنیم. چرا باید پشیمان باشم؟ این خواست خدا بود.»

100%
ملا عبدالله سرحدی، از افراد نزدیک به ملا عمر، رهبر پیشین طالبان، و والی و فرمانده نظامی پیشین این گروه در بامیان.

مجسمه‌های بودای بامیان در ماه مارچ ۲۰۰۱ به دستور رهبران طالبان تخریب شدند و این اقدام با واکنش و محکومیت گسترده جهانی روبه‌رو شد.

مقام طالبان به زنی که می‌خواهد از همسرش طلاق بگیرد: زنان ناقص‌العقل‌اند

در بخش دیگری از این گزارش، یک زن ۱۸ ساله با نام مستعار «طوبا» در دفتر سرحدی از او می‌خواهد برای جدایی از شوهرش کمک کند. این زن می‌گوید شوهرش ماه‌ها او را لت‌وکوب کرده است. سرحدی تلاش می‌کند او را از طلاق منصرف کند و درباره پیامدهای طلاق برای آینده او هشدار می‌دهد.

پس از این‌که والی سابق بامیان نمی‌تواند این زن را از تصمیمش منصرف کند، زنان را «بی‌خرد» و «ناقص‌العقل» توصیف می‌کند. این سخنان با خنده مقام‌های مرد، محافظان و بزرگان حاضر همراه می‌شود.

سرحدی در ادامه می‌گوید برای این زن اتاق جداگانه در نظر گرفته شود و به شوهرش هشدار داده شود که او را لت‌وکوب نکند؛ در غیر این صورت زندانی خواهد شد.

پدر این زن بعداً به بی‌بی‌سی گفته است خانواده‌اش قصد دارد روند طلاق را از طریق دادگاه پیگیری کند، هرچند طلاق گرفتن زنان بدون رضایت شوهر در نظام قضایی طالبان دشوار است.

«ممنوعیت موبایل‌های هوشمند کارها را کند کرده است»

سرحدی همچنین درباره ممنوعیت استفاده مقام‌های طالبان از گوشی‌های هوشمند می‌گوید که این محدودیت روند کارهای اداری را کند کرده است.

به گفته او پیش از این فرمان مقام‌ها می‌توانستند پیام بفرستند، اسناد را منتقل کنند و سریع پاسخ بگیرند، اما اکنون این روند دشوارتر شده است. او افزود که اگر درباره این ممنوعیت بیشتر صحبت کند، «دردسر ایجاد خواهد شد»

رهبر طالبان استفاده از گوشی‌های هوشمند را برای کارمندان ادارات و جنگجویانش منع کرده است.

سرحدی پس از سقوط دوره اول حکومت طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱، چند سال در بازداشت امریکا در گوانتانامو بود.

او پس از بازگشت در سال ۲۰۲۱، از سوی هبت‌الله آخندزاده رهبر طالبان به مقام والی بامیان و سپس جوزجان منصوب شد و اکنون در ساختار نظامی طالبان در قول اردوی زون شمال‌شرق افغانستان فعالیت دارد.

مجاهد: نام اصلی من طاهرشاه است

مجاهد در این گفت‌وگو نام واقعی خود را طاهرشاه صدیقی معرفی کرده و گفته است «ذبیح‌الله مجاهد» نام مستعاری بوده که در دوران فعالیت‌های شورشی طالبان از آن استفاده می‌کرده است.

پاسخ ذبیح‌الله مجاهد درباره بازگشایی مکاتب دختران

خبرنگار بی‌بی‌سی، از ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، درباره عمل‌نکردن این گروه به وعده‌هایش برای فراهم‌کردن زمینه تحصیل و کار زنان پرسید.

مجاهد در پاسخ گفت طالبان به حقوق زنان و آزادی بیان «در چارچوب شریعت» متعهد است و افزود: «موضوع آموزش زنان در حال بررسی است. ما به یک راه‌حل مبتنی بر شریعت برای آن نیاز داریم.»

او درباره کار زنان در ادارات نیز گفت حضور آنان در چنین محیط‌هایی «به بی‌اخلاقی منجر خواهد شد» و «کرامت آنان زیر سؤال خواهد رفت.»

منابع محلی: طالبان در جنوب افراد خود را از درخواست پول از بازرگانان منع کرده است

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۸:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع آگاه محلی به افغانستان اینترنشنال گفتند که در پی افزایش شکایت بازرگانان از درخواست‌های مالی افراد طالبان، مقام‌های این گروه در جنوب افغانستان به نیروهای خود دستور داده‌اند به نام ساخت مدرسه، مسجد و دیگر امور دینی از بازرگانان پول یا امتیاز شخصی نخواهند.

مقام‌های طالبان همچنین به افراد این گروه گفته‌اند که در مهمانی‌های بازرگانان شرکت نکنند.

منابع محلی روز یکشنبه، اول سنبله، به افغانستان اینترنشنال گفتند که فرماندهان امنیه طالبان در قندهار، هلمند، ارزگان و زابل در هفته گذشته نشست‌های جداگانه‌ای با مسئولان زیر دست خود برگزار کرده و درباره نحوه برخورد با بازرگانان دستورهای تازه‌ای داده‌اند.

دو بازرگان که در این نشست‌ها حضور داشته‌اند، به افغانستان اینترنشنال گفتند که فرماندهان امنیه طالبان از آنان خواسته‌اند دیگر به افراد این گروه پول ندهند. به گفته آنان، مقام‌های طالبان گفته‌اند ادامه این کمک‌ها باعث می‌شود افراد این گروه به پول بازرگانان وابسته شوند.

یکی از بازرگانان که نخواست نامش فاش شود، گفت: «ما به فرمانده امنیه قندهار گفتیم که هر طالبی که نزد ما می‌آید، به نام یک متنفذ محلی می‌آید و به نام مدرسه، مسجد و کتاب پول می‌خواهد.»

او افزود که در برخی موارد، مسئولان حوزه‌های امنیتی نیز در کارهای قانونی بازرگانان مانع ایجاد می‌کنند و آنان برای حل مشکلات خود ناچار می‌شوند خواسته‌های این افراد را بپذیرند.

این بازرگان گفت: «ما مجبوریم حرف آنان را بپذیریم. از دست آنان به تکلیف هستیم و پول را با رضایت خود به آنان نمی‌دهیم.»

طالبان برای تامین هزینه‌های اداره خود از مردم و شرکت‌ها مالیات می‌گیرد. این گروه افزون بر مالیات، عشر و زکات نیز جمع‌آوری می‌کند. وزارت زراعت طالبان می‌گوید که سالانه حدود یک میلیارد افغانی از محل عشر و زکات در سراسر افغانستان جمع‌آوری می‌شود.

با این حال، بازرگانان می‌گویند که فشار مالی تنها به مالیات، عشر و زکات محدود نمی‌شود. به گفته آنان، افراد و مقام‌های طالبان به نام ساخت مدرسه، مسجد و حمایت از فعالیت‌های دینی نیز از آنان پول می‌خواهند.

منابع می‌گویند که برخی مقام‌های طالبان در کابل و ولایت‌ها هنگام واگذاری قراردادها و پروژه‌ها نیز از بازرگانان می‌خواهند برای ساخت مدرسه پول بپردازند. این پرداخت‌ها معمولا به عنوان صدقه، کمک یا مشارکت در امور دینی مطرح می‌شود.

اما بازرگانان می‌گویند این پول در بسیاری موارد داوطلبانه پرداخت نمی‌شود و آنان از ترس ایجاد مشکل در کار و فعالیت تجاری خود از سوی طالبان، ناچار به پرداخت آن هستند.

یک بازرگان در قندهار که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت: «اگر یک بازرگان از پرداخت کمک درخواستی خودداری کند، ممکن است در زمینه جوازها، اسناد، امور تجاری یا دیگر مسائل اداری با مشکل روبه‌رو شود.»

طالبان تاکنون به‌گونه رسمی درباره شکایت بازرگانان، نشست‌های اخیر فرماندهان امنیه و دستورهای تازه به مسئولان خود اظهارنظر نکرده است.

منابع محلی: به‌رغم بسته‌بودن راه‌ها سنگ‌ مرمر هلمند به پاکستان قاچاق می‌شود

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۷:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از ساکنان هلمند به افغانستان اینترنشنال گفتند که با وجود بسته‌بودن مسیرهای تجاری میان افغانستان و پاکستان، سنگ‌ مرمر استخراج‌شده از معادن ولسوالی خان‌نشین این ولایت، از طریق ولسوالی بهرامچه به پاکستان قاچاق می‌شود.

سلیمان، یکی از کارگران معدن مرمر در ولسوالی خان‌نشین که پیش از این در صفوف اردوی ملی افغانستان خدمت کرده است، می‌گوید که فعالیت این معادن برای نزدیک به ۱۰۰ نفر زمینه کار فراهم کرده و آنان از این طریق هزینه زندگی خود را تأمین می‌کنند.

با این حال، او از انتقال سنگ‌های مرمر هلمند به خارج از کشور با قیمت پایین ابراز نگرانی کرده و می‌گوید که به‌جای خام‌فروشی، باید کارخانه‌های فرآوری سنگ در داخل کشور ایجاد شود.

جمعه‌خان، یکی دیگر از کارگران این معادن که حدود ۱۲ سال در بخش استخراج سنگ مرمر فعالیت دارد و سرپرستی یک گروه ۳۰ نفری را بر عهده دارد، از نهادهای مسئول می‌خواهد برای جلوگیری از قاچاق منابع معدنی کشور اقدام کنند.

او می‌گوید که سنگ‌های مرمر افغانستان در داخل با قیمت پایین فروخته می‌شوند، اما همین سنگ‌ها پس از انتقال به پاکستان و فرآوری در آن کشور، دوباره با قیمت بالاتر به افغانستان صادر می‌شود.

جمعه‌خان می‌افزاید که روزانه بین سه تا پنج موتر سنگ مرمر از مسیر بهرامچه به‌گونه قاچاقی به پاکستان انتقال می‌یابد.

معادن سنگ مرمر هلمند در ولسوالی‌های خان‌نشین و دیشو قرار دارند و این سنگ‌ از جمله منابع مهم ساختمانی و تزئینی این ولایت به شمار می‌رود. از سنگ مرمر برای ساخت کف‌پوش، نمای ساختمان، میز، گلدان، ظروف و دیگر وسایل تزئینی استفاده می‌شود.

در شهر لشکرگاه نیز یک کارخانه فرآوری سنگ مرمر فعال است، اما ساکنان محل می‌گویند که فعالیت این کارخانه محدود بوده و بیشتر در بخش تولید سنگ‌های فرشی فعالیت دارد. بخش قابل توجهی از سنگ‌های استخراج‌شده از هلمند نیز به قندهار، کابل و هرات انتقال داده می‌شود.

پیش از بسته‌شدن مسیرهای تجاری میان افغانستان و پاکستان، سنگ مرمر هلمند از طریق گذرگاه اسپین‌بولدک به پاکستان صادر می‌شد.

در همین حال، دفتر مطبوعاتی فرماندهی امنیه طالبان در ولایت ننگرهار روز یکشنبه گفت که نیروهای امنیتی ابن گروه در ولسوالی پچیراگام، از انتقال و قاچاق غیرقانونی بیش از پنج‌هزار کیلوگرام سنگ قیمتی جلوگیری کرده‌اند.

به گفته مسئولان طالبان، یک نفر که قصد داشت این سنگ‌های قیمتی را با یک موتر باربری از مسیر ولسوالی ده‌بالا، به‌گونه غیرقانونی به پاکستان انتقال دهد، بازداشت شده است.

بسته‌ماندن طولانی‌مدت مسیرهای تجاری و رفت‌وآمد میان دو کشور، تجارت قانونی را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. در همین حال، نهادهای مربوط به طالبان نیز هر از گاهی از کشف و جلوگیری از قاچاق کالاهای خوراکی و غیرخوراکی در مسیر افغانستان و پاکستان خبر می‌دهند.

چشم‌دیدهای مستندساز فرانسوی از انزوا، محرومیت و فشار روانی زنان افغانستان

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۱:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%
ملانی نونز در حال گفت‌وگو با فرانس ۲۴

ملانی نونز، مستندساز و خبرنگار فرانسوی در گزارشی از سفرش به افغانستان می‌گوید زنان افغانستان در نتیجه محدودیت‌های طالبان در انزوای مطلق زندگی می‌کنند.

خانم نونز گفت زنان افغان در صحبت با او گفته‌اند: «ما را رها نکنید، به هر قیمتی که شده درباره ما صحبت کنید، چون ما در کشورمان چهره و صدا نداریم.»

این خبرنگار در گفت‌وگو با فرانس ۲۴ گفت شماری از زنان افغان که برخی از آن‌ها برقع می‌پوشیدند، از او خواستند که صدای‌شان را به جهانیان برساند.

به گفته نونز، این زنان از خبرنگاران می‌خواستند صدای آنان را به فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی برسانند تا فراموش نشوند؛ زیرا به باور آن‌ها، فراموش شدن به معنای از دست رفتن امید است.

به گفته این مستند‌ساز که به طور مشخص در گزارش خود به سراغ زنان کادر درمان رفته، پیامدهای محدودیت‌های طالبان بر زندگی زنان افغانستان در بیمارستان‌ها به‌وضوح دیده می‌شود.

او گفت که کارکنان زن بخش درمان با دخترانی روبه‌رو می‌شوند که در سنین پایین ازدواج کرده و باردار شده‌اند و به‌دلیل دسترسی محدود به متخصص زنان و قابله، با خطرهای جدی هنگام زایمان مواجه‌اند.

او همچنین از افزایش خشونت خانگی و موارد خودکشی در میان دختران جوان و حتی دختران ۱۱ و ۱۲ ساله سخن گفت.

ملانی نونز در این مصاحبه به داستان یک دختر ۱۶ ساله به نام ماریا نیز اشاره کرد که پس از مخالفت با ازدواج اجباری، اقدام به خودکشی کرد.

او گفت این دختر به خبرنگاران گفته بود که با ازدواجش موافق نبوده، دچار اضطراب شدید شده و در نهایت در خانه اقدام به خودکشی کرده است.

این خبرنگار همچنین از بحران سلامت روان در میان زنان افغان سخن گفت و افزود زنانی را دیده که وضعیت روحی بسیار نامناسبی داشته‌اند و حتی نمی‌توانستند آنچه را بر سرشان می‌آید، توضیح دهند.

به گفته او، زنان در افغانستان تقریبا هیچ فضای آزادی یا تفریحی ندارند و کارکنان زن بخش درمان تلاش می‌کنند با توصیه‌های ساده، مانند صحبت با فرزندان، نگهداری از چیزهایی که دوست دارند یا باغبانی، به آنها در حفظ امید کمک کنند.

او در عین حال نقش زنان کادر درمان را فراتر از ارائه خدمات پزشکی دانست و گفت این زنان برای بسیاری از زنان افغان «تنها پیوند» با دنیای بیرون هستند.

به گفته ملانی نونز، اگر همین تعداد اندک زنان نیز نتوانند به کار خود ادامه دهند، زنان افغان یکی از معدود فضاهای موجود برای گفت‌وگو، بیان مشکلات و همبستگی زنانه را از دست خواهند داد.

خانم نونز نسبت به آینده نیز هشدار داد و گفت سیاست‌های طالبان یک تناقض جدی ایجاد کرده است؛ از یک سو، زنان باید زنان را درمان کنند، اما از سوی دیگر، دختران از تحصیل و ورود به رشته‌هایی مانند پزشکی و پرستاری محروم می‌شوند.

به گفته او، ادامه این روند می‌تواند در آینده به کمبود زنان آموزش‌دیده‌ای منجر شود که بتوانند زنان افغان را درمان و همراهی کنند.

او گفت کارکنان زن بخش درمان در شرایط کنونی برای زنده نگه داشتن شعله کوچک امید در میان زنان افغانستان اهمیت اساسی دارند.