فرانسیس فوکویاما، نظریهپرداز سرشناس سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد، میگوید که هوش مصنوعی با از بین بردن بسیاری از مشاغل طبقه متوسط و تمرکز بیشتر ثروت و قدرت در دست شرکتهای سازنده این فناوری، میتواند به دموکراسی آسیب جدی بزند.
فوکویاما در گفتوگو با رویترز درباره کتاب خاطرات تازهاش با عنوان «در قلمرو آخرین انسان» گفت که هوش مصنوعی احتمالا «بزرگترین چالش نسل آینده» خواهد بود.
او هشدار داد که با گسترش هوش مصنوعی، بسیاری از کسانی که امروز مشاغل مناسب و باثباتی دارند، ممکن است جای خود را به ماشینها بدهند. به گفته او، این روند میتواند ثروت را بیش از پیش در اختیار کسانی قرار دهد که این فناوریها را تولید میکنند.
فوکویاما همچنین گفت که هوش مصنوعی پرسشهای نگرانکنندهای درباره مفهوم انسان بودن مطرح خواهد کرد، زیرا ماشینها میتوانند از بیرون، بخش بزرگی از رفتارهای انسانی را تقلید کنند. او افزود این وضعیت ممکن است احساس کرامت انسانها را تضعیف کند.
«پایان تاریخ» به معنای پایان رویدادها نبود
فوکویاما که مقاله مشهور «پایان تاریخ» را در سال ۱۹۸۹ منتشر کرد، بار دیگر از برداشت رایج از نظریه خود انتقاد کرد.
این مقاله که بعدتر به صورت کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» درآمد، بهعنوان استدلالی درباره پیروزی نهایی دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار بر نظامهای رقیب، بهویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، شهرت یافت.
فوکویاما گفت که بسیاری از منتقدانش استدلال او را درست نفهمیدهاند و بارها از او پرسیدهاند که چه زمانی از نظریه «پایان تاریخ» عقبنشینی خواهد کرد.
او توضیح داد که عبارت «پایان تاریخ» متعلق به گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، فیلسوف آلمانی، است و منظور از آن پایان یافتن رویدادهای تاریخی نبوده، بلکه به مقصد یا جهت کلی تحول تاریخی بشر اشاره دارد.
به گفته فوکویاما، انسانها در طول حدود ۴۰ هزار سال گذشته شکلهای مختلف اداره جامعه، سیاست و اقتصاد را آزمودهاند و پرسش اصلی این است که این روند در نهایت به کجا میرسد.
او گفت که مارکسیستها نیز از مفهوم «پایان تاریخ» استفاده میکردند، اما از نگاه آنان مقصد نهایی تاریخ کمونیسم بود.
فوکویاما افزود که در سال ۱۹۸۹ برایش روشن شده بود که اتحاد شوروی به چنین مرحلهای نخواهد رسید و اگر قرار باشد مرحله پایانی تاریخ را متصور شویم، میتواند ترکیبی از دموکراسی و اقتصاد بازار باشد.
«آخرین انسان»: انسانی بیآرمان
فوکویاما میگوید که یکی از بخشهای کتاب «پایان تاریخ» که کمتر به آن توجه شده، بحث «آخرین انسان» است، تعبیری که او از فریدریش نیچه وام گرفته است.
نیچه از انسانی سخن میگفت که پس از پایان کشمکشهای بزرگ تاریخی، دیگر آرمان بزرگی ندارد و چیزی نیست که برای آن بجنگد.
فوکویاما میگوید که استدلال او در کتاب این بود که انسانها لزوما حاضر نیستند چنین زندگیای را بپذیرند. به باور او، صلح و رفاه به تنهایی برای مردم کافی نیست و انسان همچنان میخواهد مبارزه کند و به رسمیت شناخته شود.
او میگوید که اگر نسلهای گذشته برای دموکراسی و حقوق بشر جنگیده و به آن دست یافته باشند، ممکن است نسلهای بعدی که این دستاوردها را بدیهی میدانند، به جای دفاع از آنها علیه خود دموکراسی بشورند.
فوکویاما معتقد است که این مسئله میتواند بخشی از نارضایتیهای سیاسی امروز و رشد جریانهای پوپولیستی چپ و راست افراطی در کشورهای غربی را توضیح دهد.
فوکویاما: درباره عراق اشتباه کردم
فوکویاما در این گفتوگو از تغییر دیدگاههای سیاسی خود نیز سخن گفت و پذیرفت که در چند موضوع مهم اشتباه کرده است.
یکی از این موارد، حمایت اولیه او از حمله امریکا به عراق بود. او در این مصاحبه با رویترز گفت که بعدتر بر سر جنگ عراق با شماری از دوستان قدیمی و همفکران نومحافظهکار خود اختلاف پیدا کرد و برخی از آنان برای ۱۵ تا ۲۰ سال با او صحبت نکردند.
به گفته فوکویاما، این تجربه به او نشان داد که پذیرفتن اشتباه تا چه اندازه دشوار است. او میگوید که سیاستمداران بیش از دیگران از اعتراف به اشتباه خودداری میکنند.
دیدگاه او درباره محافظهکاری امریکایی نیز به مرور تغییر کرد و اکنون خود را چندان محافظهکار نمیداند. به گفته او، جنگ عراق و بحران مالی سال ۲۰۰۸ در این تغییر نقش مهمی داشتند.
فوکویاما میگوید که محافظهکاری امریکایی در آغاز دهه ۲۰۰۰ بر دو باور عمده تکیه داشت: یکی سیاست خارجی مداخلهگر و قدرتمند و دیگری این باور که بازار آزاد میتواند مشکلات درونی خود را حل کند.
او میگوید که نتیجه هر دو، «فاجعههای بزرگی» برای سیاست خارجی و اقتصاد امریکا و جهان بود. فوکویاما میگوید که تا حدود سال ۲۰۱۰ به این نتیجه رسیده بود که هر دو باور اشتباه بودهاند.
چرا تغییر عقیده در امریکا دشوار شده است؟
فوکویاما میگوید که قطبیشدن جامعه امریکا باعث شده است که مردم کمتر حاضر باشند نظر خود را تغییر دهند.
به گفته او، نتیجه انتخابات امریکا تا حد زیادی به شمار اندکی از رأیدهندگانی بستگی دارد که هنوز ممکن است از یک حزب به حزب دیگر بروند، اما شمار این افراد سال به سال کمتر میشود.
او این وضعیت را «قطبیشدن عاطفی» مینامد. یعنی اختلاف مردم دیگر فقط بر سر سیاست و برنامه نیست، بلکه بسیاری به کسانی که در جناح مقابل قرار دارند، عمیقا بیاعتمادند. به گفته فوکویاما، وقتی اختلاف سیاسی به دشمنی شخصی تبدیل شود، گفتوگوی منطقی نیز دشوار میشود.
این نظریهپرداز سرشناس افزود که برای تغییر عقیده باید امکان گفتوگوی عقلانی وجود داشته باشد، چیزی که در فضای سیاسی امروز امریکا دشوارتر از گذشته شده است.
نگرانی درباره آینده دموکراسی لیبرال
فوکویاما در بخش پایانی کتاب تازه خود به آینده دموکراسی لیبرال پرداخته است. یکی از نگرانیهای او، افزایش پیوسته قوانین و مقررات است.
او میگوید که دموکراسی لیبرال بر حاکمیت قانون استوار است، اما با گذشت زمان شمار مقررات آنقدر زیاد میشود که حکومت حتی برای انجام برخی کارهای اساسی، مانند ساخت زیربناها و اجرای تصمیمهای مهم، با مانع روبهرو میشود.
به گفته او، روشن نیست که این روند تا چه اندازه قابل تغییر است، اما حکومتها برای انجام برخی کارهای ضروری باید بتوانند از این موانع عبور کنند.
فناوری و آینده انسان
نگرانی فوکویاما درباره تکنولوژی موضوع تازهای نیست. او در کتاب «آینده پساانسانی ما» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، درباره پیامدهای پیشرفت زیستفناوری نوشته بود.
اکنون نگرانی او این است که فناوری اطلاعات و زیستفناوری بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شدهاند و هوش مصنوعی ممکن است به انسان امکان دهد که حتی ویژگیهای بنیادی انسان را تغییر دهد.
از نظر فوکویاما، پرسش این است که انسان تا کجا باید اجازه چنین تغییراتی را به خود بدهد و آیا باید بتواند ویژگیهایی را که بخشی از طبیعت انسانی محسوب میشوند، دستکاری کند.
او هشدار میدهد که این مسئله میتواند بر برداشت ما از حقوق بشر نیز اثر بگذارد، زیرا بسیاری از حقوق انسانی بر این تصور استوار است که انسانها نیازها و ویژگیهای بنیادی مشترکی دارند.
به گفته او، اگر فناوری این ویژگیها را تغییر دهد، ممکن است پرسشهای تازهای نیز درباره معنای حقوق بشر مطرح شود.
گلوریا استاینم، نویسنده، روزنامهنگار و یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبش زنان در امریکا، در ۹۲ سالگی درگذشت. استاینم روز چهارشنبه در خانهاش در نیویارک و در کنار نزدیکانش از دنیا رفت.
استاینم بیش از پنج دهه برای برابری زنان، حقوق مدنی، حق سقط جنین، دستمزد برابر و حضور سیاسی زنان مبارزه کرد و از اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه هفتاد میلادی به یکی از چهرههای اصلی موج دوم جنبش فمینیستی امریکا تبدیل شد.
نقش او فقط به اعتراضهای خیابانی و سخنرانی محدود نبود. استاینم از روزنامهنگاری، ایجاد نهادهای مدنی و سازماندهی سیاسی برای وارد کردن مسائل زنان به متن سیاست و رسانههای امریکا استفاده کرد.
استاینم در پنجم حمل ۱۳۱۳ در تولدو در ایالت اوهایو، به دنیا آمد. او پس از جدایی والدینش، با مادرش که با افسردگی و مشکلات شدید روانی روبهرو بود، زندگی کرد و از وی مراقبت کرد.
این تجربه بعدها بر نگاه استاینم به ازدواج، نابرابری و موقعیت زنان تأثیر گذاشت. او معتقد بود که ساختار سنتی خانواده و ازدواج در بسیاری موارد انتخابهای زنان و حقوق مدنی آنان را محدود کرده است.
پس از پایان دانشگاه، استاینم برای یک برنامه پژوهشی به هند رفت و حدود دو سال در آن کشور ماند. او در آنجا با زنانی در روستاها کار کرد که اعتراضهای مسالمتآمیز علیه سیاستهای حکومت سازمان میدادند. این تجربه علاقه او به فعالیتهای مردمی و سازماندهی مدنی را بیشتر کرد.
مجلهای که به جای آشپزی درباره سقط جنین و خشونت خانگی نوشت
استاینم در اوایل دهه ۱۹۶۰ به نیویارک رفت و بهعنوان نویسنده آزاد کار خود را آغاز کرد.انتشار مقاله او با عنوان «پس از قدرت سیاه، آزادی زنان» جایگاهش را بهعنوان یکی از صداهای مهم جنبش زنان تثبیت کرد.
یکی از مهمترین کارهای استاینم تأسیس مجله «Ms» در آغاز دهه ۱۹۷۰ بود. در دورهای که بسیاری از مجلات مخصوص زنان بیشتر درباره زیبایی، آشپزی، خانهداری و چگونگی راضی نگهداشتن شوهران مینوشتند، این مجله موضوعاتی چون تبعیض جنسیتی، دستمزد برابر، خشونت خانگی و حق سقط جنین را به بحث عمومی کشاند.
یکی از شمارههای نخست این مجله نام ۵۲ زن، از جمله خود استاینم، را منتشر کرد که سقط جنین کرده بودند و خواهان قانونی شدن آن بودند.
استاینم در ۲۲ سالگی در لندن سقط جنین کرد. این کار در آن زمان غیرقانونی بود. او بعدها گفت که حضور در نشستی در سال ۱۹۶۹ که زنان در آن تجربههای خود از سقط جنین را علنی بیان میکردند، نقطهای بود که فعالیت جدی او بهعنوان یک فعال حقوق زنان آغاز شد.
او از حکم تاریخی دادگاه عالی امریکا در سال ۱۹۷۳ در پرونده «رو علیه وید» استقبال کرد. این حکم برای نزدیک به نیم قرن حق سقط جنین را در سطح قانون اساسی امریکا تضمین کرد. استاینم در سالهای پایانی عمر خود شاهد لغو همین حکم در دوره ترامپ بود.
از حقوق زنان تا ازدواج همجنسگرایان
فعالیت استاینم فقط به حقوق باروری زنان محدود نبود. او از دستمزد و حقوق برابر زنان، قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان و مشارکت سیاسی زنان حمایت میکرد و علیه مجازات اعدام و ختنه زنان نیز موضع میگرفت.
او تأکید داشت که جنبش زنان نباید محدود به زنان سفیدپوست باشد. استاینم گفته بود که بخش بزرگی از نگاه فمینیستی خود را از زنان سیاهپوست آموخته است و زنان رنگینپوست نقش اساسی در شکلگیری مبارزه برای برابری زنان داشتهاند.
استاینم در سال ۱۹۷۱ همراه با بلا ابزوگ، شرلی چیزم و بتی فریدان «شورای ملی سیاسی زنان» را تأسیس کرد. هدف این نهاد افزایش حضور و نفوذ زنان در سیاست امریکا بود. او همچنین در ایجاد یا راهاندازی چندین نهاد دیگر برای زنان، از جمله ائتلاف زنان اتحادیههای کارگری و مرکز رسانهای زنان، نقش داشت.
این فعالیتها به استاینم کمک کرد تا جنبش زنان را از حوزه اعتراض اجتماعی به رسانه، انتخابات و سازمانهای سیاسی نیز گسترش دهد.
چهرهای که به نماد یک جنبش تبدیل شد
موهای بلند، عینکهای بزرگ و حضور مداوم استاینم در رسانهها، او را در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به یکی از شناختهشدهترین چهرههای فمینیسم امریکا تبدیل کرد.
با این حال، منتقدان و حامیان او اذعان داشتند که تأثیرش فراتر از ظاهر و شهرت رسانهای بود. او توانست موضوعاتی را که پیشتر عمدتاً خصوصی تلقی میشدند و تابو بودند، از خشونت در خانه گرفته تا نابرابری در محل کار و سقط جنین، به مسائل سیاسی و عمومی تبدیل کند.
نگاه انتقادی به ازدواج
استاینم سالها از ساختار سنتی ازدواج انتقاد میکرد و جمله مشهور او این بود که زنان بیرون از خانه به برابر دست نخواهند یافت، مگر آنکه مردان در داخل خانه نیز مسئولیت برابر بپذیرند.
او فرزندی نداشت و تا ۶۶ سالگی ازدواج نکرد. در سال ۲۰۰۰ با دیوید بیل، بازرگان و فعال محیط زیست اهل افریقای جنوبی و پدر کریستین بیل، بازیگر هالیوود، ازدواج کرد.
استاینم آن زمان گفت که تصمیمش برای ازدواج با دیدگاه فمینیستی او در تضاد نیست، زیرا از نظر او فمینیسم در اصل به معنای داشتن حق انتخاب در مراحل مختلف زندگی است. شوهرش سه سال بعد بر اثر سرطان مغز درگذشت.
فعالیت تا سالهای پایانی زندگی
استاینم تا دهه نهم زندگی خود همچنان مینوشت، سخنرانی میکرد و در فعالیتهای اجتماعی حضور داشت. او چندین کتاب نوشت، از جمله اثری درباره مریلین مونرو، کتابی درباره عزت نفس و رشد فردی و مجموعههایی از مقالات. زندگینامه پرفروش او با عنوان «زندگی من در جاده» در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
باراک اوباما، رئیسجمهور وقت امریکا، در سال ۲۰۱۳ «مدال آزادی ریاستجمهوری»، بالاترین نشان غیرنظامی امریکا، را به استاینم اعطا کرد.
بنیاد استاینم پس از مرگ او گفت که وی «تا آخرین لحظه برای برابری» کار کرد. به گفته این بنیاد، یکی از ویژگیهای مهم استاینم توانایی او در گوش دادن به دیگران و ایجاد این احساس بود که صدای آنان شنیده میشود.
او در سالهای پایان زندگی خود، خانهاش در نیویارک را نیز به محلی برای دیدار و گفتوگوی فعالان اجتماعی تبدیل کرده بود. بنیادش گفته است که این خانه در آینده نیز بهعنوان مرکزی برای جنبشهای حامی عدالت اجتماعی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
استاینم در طول بیش از نیم قرن فعالیت، از دورهای عبور کرد که بسیاری از مسائل زنان در سیاست و رسانه امریکا در حاشیه قرار داشت تا زمانی که موضوعاتی مانند تبعیض جنسیتی، خشونت خانگی، دستمزد برابر و حقوق باروری به بخش ثابت بحثهای سیاسی امریکا تبدیل شد.
بخش مهمی از میراث او نیز در همین تغییر دیده میشود: تبدیل تجربههای شخصی زنان به موضوعاتی عمومی و سیاسی که دیگر به آسانی نمیشد نادیدهشان گرفت.
ولادیمیر، پوتین، رئیسجمهور روسیه میگوید امکان دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ در اوکراین وجود دارد.
همزمان، کییف اعلام کرده است که انتظار دارد تلاشهای صلح وارد «مرحلهای جدید» شود.
پوتین روز پنجشنبه، ۱۲ سنبله در نشستی در روسیه، گفت که شماری از کشورها، از جمله امریکا و چین، آماده حمایت از توافق صلح میان روسیه و اوکراین هستند. او افزود: «در نهایت، این مشکل باید از سوی کشورهای درگیر مناقشه، [روسیه و اوکراین] حل شود.»
رئیسجمهور روسیه از تلاشهای همه طرفها برای کمک به حلوفصل این مناقشه سپاسگزاری کرد و درباره پایان دادن به جنگ در اوکراین گفت: «آیا فرصتی وجود دارد؟ به نظر من، بله، وجود دارد.»
همزمان آندری سیبیها، وزیر خارجه اوکراین در کییف به خبرنگاران گفت: «معتقد هستم که اکنون شاهد پویایی جدیدی در تلاشهای صلح خواهیم بود؛ با بازگشت مرحله فعال تعامل سیاسی و دیپلوماتیک در بسیاری از پایتختهای جهان.» او توضیح بیشتری نداد و از خبرنگاران خواست «تحولات را دنبال کنند.»
جنگ روسیه و اوکراین که مرگبارترین درگیری پس جنگ جهانی دوم به شمار میرود. به ندرت دو طرف ارزیابی مثبتی از چشمانداز صلح ارائه کنند. آخرین مذاکرات دو طرف برای پایان دادن به درگیری در ماه فبروری با میانجیگری امریکا انجام شد.
از آن زمان تاکنون، در حالی که امریکا در جنگ با ایران سرگرم بوده است، روسیه و اوکراین حملات هوایی دوربرد خود را در عمق خاک یکدیگر افزایش دادهاند.
درگیریها در دریا نیز با حملات دو طرف به بندرها و کشتیهای تجاری شدت یافته و باعث افزایش قیمت جهانی غله شده است.
بربنیاد گزارشها، پس از اظهارات پوتین، قیمت معاملات گندم در شیکاگو بیش از دو درصد کاهش یافت.
رئیسجمهور روسیه و وزیر خارجه اوکراین جزئیاتی درباره پیشرفت در مذاکرات صلح ارائه نکردند. برعکس، رهبر کرملین گفت اقدامات اخیر اوکراین مانعی در این مسیر ایجاد کرده است.
پوتین در پاسخ به پرسشی گفت که حملات اوکراین به کشتیهای تجاری غیرنظامی و «تهدیدهای گزارششده برای حمله به هواپیماهای غیرنظامی»، «اقدامات تروریسم دولتی» است و به گفته او، «چشمانداز مذاکرات دوجانبه صلح را پیچیده میکند.»
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، اخیرا به شرکتهای هواپیمایی و بیمه هشدار داد که حضور پهپادهای اوکراینی، حریم هوایی روسیه را خطرناک کرده است. او افزود که اوکراین تنها تأسیسات نظامی روسیه را هدف قرار خواهد داد و هواپیماهای غیرنظامی را تهدید نخواهد کرد.
اوکراین روز چهارشنبه از نهاد هوانوردی سازمان ملل متحد خواست از کشورهای عضو بخواهد فعالیتهای هوانوردی در حریم هوایی روسیه را ممنوع کنند.
از زمان حمله روسیه در سال ۲۰۲۲، اوکراین نیز به دلیل ناامن تلقی شدن حریم هواییاش، از هوانوردی غیرنظامی بینالمللی خارج شده است.
تماسها از طریق نهادهای استخباراتی انجام میشود
ولادیمیر پوتین گفت که تماسها با اوکراین همچنان ادامه دارد. او افزود: « با توجه به اظهاراتی که اخیراً از سوی مقامهای ارشد اوکراین شنیدهایم، در حال حاضر برای من دشوار است بگویم این تماسها تا چه اندازه به توافق صلح منجر میشود.»
او تاکید کرد که تماسها برای پایان دادن به جنگ در اوکراین همچنان بهطور دوامدار ادامه دارد. او تصریح کرد که این تماسها عمدتاً از طریق کانالهای اطلاعاتی انجام میشوند.
همزمان، وزیر خارجه هند در یک نشست خبری با همتای اوکراینی خود در کییف گفت: «هند آماده است، به هر شکلی که بتواند برای پایان دادن به این جنگ کمک کند.»
نرندرا مودی، نخستوزیر هند، روز دوشنبه به پوتین گفت که جنگ در اوکراین باید به خاطر بشریت پایان یابد و دهلی نو از هر تلاشی برای توقف درگیریها حمایت خواهد کرد.
اتحادیه اروپا در واکنش به حمله پهپادی نافرجام به فرودگاه لایپزیگ/هاله در آلمان، بر لزوم اعمال تحریمهای تازه علیه روسیه تاکید کرد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هشدار داد این حمله «همه نشانههای تروریسم دولتی» را دارد.
کارمندان میدان هوایی به تاریخ ۵ اسد، یک پهپاد حامل مواد منفجره و چاشنی انفجاری را در محوطه این میدان هوایی کشف کردند.
آلمان، روسیه را مسئول این حمله دانسته و آن را بخشی از «جنگ ترکیبی» مسکو برای ارعاب و ایجاد اختلاف میان کشورهایی توصیف کرده است که از زمان آغاز جنگ اوکراین، از کییف حمایت میکنند.
در سوی دیگر، مسکو هرگونه دخالت در این حمله را رد کرده و وعده داده است به «اقدامات ضدروسی» پاسخ خواهد داد.
روزنامه «زوددویچه تسایتونگ» روز چهارشنبه ۱۱ سنبله گزارش داد که مقامهای آلمانی دو مظنون مرتبط با این حمله را شناسایی کردهاند.
میدان هوایی لایپزیگ/هاله در شرق آلمان یکی از مراکز مهم حملونقل بار غیرنظامی و پشتیبانی لوژستیکی ناتو به شمار میرود. چند طیاره غولپیکر باری «آنتونوف-۱۲۴» اوکراین نیز در این میدان هوایی مستقر هستند.
تأکید اتحادیه اروپا بر افزایش فشار بر مسکو
اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، روز ۱۱ سنبله اعلام کرد که حمله پهپادی لایپزیگ نشاندهنده شدت گرفتن تنشها در خاک اروپاست و عزم اتحادیه اروپا را برای افزایش فشار بر مسکو تقویت خواهد کرد.
فوندرلاین در جمع خبرنگاران در بروکسل گفت: «این حمله با استفاده از تجهیزات نظامی و به دست عوامل روسیه در خاک اتحادیه اروپا انجام شد.» او افزود اگر این حمله موفقانه انجام میشد، ممکن بود جان افراد به خطر بیفتد.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز روز چهارشنبه در نشست این اتحادیه در ایرلند گفت: «حمله لایپزیگ همه نشانههای تروریسم دولتی را دارد. ما قاطعانه پاسخ خواهیم داد.» به گفته کالاس، اتحادیه اروپا در حال تدوین تحریمهای تازه علیه صنایع نظامی روسیه است.
ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، هم خواستار اقدام علیه «ناوگان سایه» روسیه شد؛ مجموعهای از کشتیها که مسکو برای دور زدن تحریمهای انرژی از آنها استفاده میکند.
روسیه در حوت ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین آغاز کرد و از آن زمان، درگیریهای خونین میان دو کشور ادامه داشته است.
احضار دیپلماتها و محدود ساختن فعالیتهای روسیه
خبرگزاری رویترز گزارش داد که اتحادیه اروپا و چند کشور عضو آن، مقامهای دیپلماتیک روسیه را احضار کردند.
آلمان نیز اعلام کرد سرقنسولگری روسیه در بن را تعطیل و توافق مربوط به فعالیت مرکز فرهنگی «خانه روسیه» در برلین را لغو خواهد کرد.
کستوتیس بودریس، وزیر امور خارجه لیتوانیا، گفت: «روشن است که روسیه برای اقدامات ترکیبی خود علیه ما هزینه سیاسی چندانی نمیپردازد. از این رو، این اقدامات برای مسکو راهی کمهزینه برای ایجاد تنش در جوامع ماست.»
او اضافه کرد: «هدف ما این است که نشان دهیم این اقدامات نه ما را میترساند و نه مانع حمایت ما از اوکراین و ادامه فشار بر روسیه خواهد شد.»
در سوی دیگر، وزارت امور خارجه روسیه از احضار سفیر آلمان در مسکو خبر داد.
میدانهای هوایی آلمان در ماههای گذشته پس از مشاهده مکرر پهپادهای ناشناس بر فراز مراکز حساس، از جمله میدانهای هوایی، پایگاههای نظامی، تأسیسات انرژی و شرکتهای لوژستیکی، در حالت آمادهباش قرار دارند.
پولیس فدرال آلمان پیش از این نیز اعلام کرده بود احتمال دارد بخشی از این پروازهای غیرمجاز از سوی عوامل وابسته به روسیه سازماندهی شده باشد.
دو مورد تازه خرابکاری احتمالی در آلمان
همزمان با آماده شدن اتحادیه اروپا برای پاسخ به حمله لایپزیگ، آلمان طی ۲۴ ساعت با دو مورد تازه خرابکاری احتمالی مواجه شد.
در مورد نخست، مقامها تحقیق درباره تخریب یک پایه برق در ایالت نوردراین-وستفالن در غرب آلمان را آغاز کردند. این حادثه باعث شد واحدهایی از نیروگاههای ذغالسنگ با مجموع ظرفیت ۴۲۰۰ مگاوات از شبکه برق خارج شوند.
در رویدادی دیگر به تاریخ ۱۰ سنبله، تجهیزات حاوی مواد هادی برق به خطوط انتقال نیرو در یکی از مهمترین مراکز شبکه برق فشارقوی ایالت براندنبورگ در شرق آلمان آسیب زد.
هنوز فرد یا گروهی در ارتباط با این حوادث بهعنوان مظنون معرفی نشده است. با این حال، وزیر داخله نوردراین-وستفالن اعلام کرد نمیتوان احتمال دخالت قدرتهای خارجی یا جریانهای افراطی چپگرا را رد کرد.
یان ردمان، وزیر داخله براندنبورگ، نیز گفت به نظر میرسد میان این حملات شباهتهایی وجود دارد، اما تحقیقات همچنان در مراحل ابتدایی است.
رویترز نوشت این حوادث در مقطعی حساس از نظر سیاسی رخ دادهاند. حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان» که از روابط نزدیکتر با مسکو حمایت میکند، در آستانه انتخابات ایالتی در صدر نظرسنجیها قرار دارد.
الکساندر تروم، نماینده پارلمان و کارشناس سیاست داخلی حزب محافظهکار حاکم آلمان، به رویترز گفت: «بسیار قابلتوجه است که درست پیش از انتخابات، بار دیگر شاهد افزایش چشمگیر چنین حملات و حوادثی هستیم.»
او افزود: «هدف آشکار، ایجاد نگرانی و ناامنی میان مردم است. البته روسیه تنها طرفی نیست که چنین هدفی دارد و گروههای دیگری، از جمله افراطگرایان چپگرا، نیز ممکن است در پی آن باشند.»
صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) برآورد کرده است حدود ۲۰ میلیون کودک کاربر اینترنت در ۲۱ کشور، طی یک سال در معرض آزار یا بهرهکشی جنسی آنلاین قرار گرفتهاند؛ نزدیک به ۶۰ درصد موارد گزارششده در شبکههای اجتماعی رخ داده است.
بر بنیاد این گزارش، بیش از یک نفر از هر پنج کودک ۱۲ تا ۱۷ ساله در کشورهای بررسیشده در افریقا، آسیا، امریکای لاتین و اروپای شرقی، دستکم یکی از انواع آزار یا بهرهکشی جنسی آنلاین را تجربه کرده است.
یافتهها نشان میدهد حدود ۱۵ میلیون کودک ناخواسته در معرض محتوای جنسی قرار گرفتهاند. همچنین ۹ میلیون کودک برای اشتراک در گفتوگوهای جنسی یا فرستادن عکسهای جنسی تحت فشار بوده و عکسهای جنسی چهار میلیون کودک بدون رضایت آنان نشر شده است.
این پژوهش بر اساس نظرسنجی از حدود ۲۱ هزار کودکِ کاربر اینترنت انجام شده است. اطلاعات آن میان سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ در ۲۱ کشور، از جمله کنیا، پاکستان، برازیل و صربستان، گردآوری شده است.
یونیسف میگوید شمار قربانیان در سراسر جهان احتمالاً به دهها میلیون کودک میرسد؛ زیرا بررسی منتشرشده تنها ۲۱ کشور را پوشش داده است.
بیشتر موارد در شبکههای اجتماعی رخ داده است
بر بنیاد این گزارش، نزدیک به ۶۰ درصد آزارهای گزارششده در شبکههای اجتماعی، از جمله فیسبوک، واتساپ، اینستاگرام، اسنپچت و تیکتاک رخ داده است. بازیهای آنلاین نیز محل وقوع ۱۴ درصد موارد بودهاند.
در بیش از نیمی از موارد، عامل آزار فردی آشنا برای کودک، از جمله دوست، اقارب یا شریک عاطفی بوده است. در ۳۸ درصد موارد نیز کودک برای نخستینبار در فضای آنلاین با فرد آزارگر روبهرو شده است.
با وجود گستردگی موارد، کمتر از یک درصد آنها به پولیس، مددکار اجتماعی یا خطوط تلفنی کمک گزارش شده است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف، گفت بسیاری از کودکان در سکوت رنج میبرند و نمیدانند برای دریافت کمک باید به کجا مراجعه کنند.
هوش مصنوعی نگرانیها را افزایش داده است
این گزارش درباره استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوای جنسی جعلی از کودکان نیز هشدار داده است. در ۹ کشور دارای اطلاعات مرتبط، حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار کودک گفتهاند عکسها یا ویدیوهای جنسی ساختهشده با هوش مصنوعی از آنان تولید شده است.
بر بنیاد یافتههای پژوهش، احتمال گزارش افکار خودکشی یا خودآزاری در میان کودکانی که بهرهکشی جنسی تسهیلشده با فناوری را تجربه کردهاند، حدود چهار برابر بیشتر از همسالانشان بوده است. این کودکان همچنین میزان اضطراب بالاتری را گزارش کردهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، متا، مالک فیسبوک، واتساپ و اینستاگرام، گفته است برخی اطلاعات پژوهش به سال ۲۰۲۰ و پیش از تطبیق تدابیر حفاظتی جدید این شرکت بازمیگردد. اسنپچت و تیکتاک نیز اعلام کردهاند برای شناسایی سوءاستفاده، حذف حسابهای متخلف و حفاظت از کاربران کمسن اقداماتی انجام دادهاند.
یونیسف از حکومتها و شرکتهای فناوری خواسته است تدابیر ایمنی پلتفرمهای دیجیتال را تقویت کنند، قوانین را برای مقابله با شکلهای جدید آزار، از جمله محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، بهروز سازند و راههای حمایت از کودکان و گزارش موارد آزار را بهبود بخشند.
رویترز به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد که مشاوران ارشد دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا تلاش میکنند که از تشدید جنگ با ایران تا انتخابات میاندورهای کانگرس در ۱۲ عقرب جلوگیری شود.
به گزارش رویترز، یکی از نگرانیهای اصلی کاخ سفید این است که ادامه جنگ و افزایش قیمت سوخت به زیان جمهوریخواهان در انتخابات تمام شود.
جمهوریخواهان در این انتخابات برای حفظ اکثریت شکننده خود در مجلس نمایندگان و سنا تلاش میکنند.
به گفته این منابع، حکومت ترامپ ممکن است پس از انتخابات ۱۲ عقرب گزینه افزایش حملات نظامی به ایران را دوباره بررسی کند. با این حال، هنوز تصمیمی برای بازگشت به جنگ گسترده گرفته نشده است.
در حال حاضر، کاخ سفید میخواهد بهجای گسترش حملات، فشار اقتصادی بر تهران را بیشتر کند. مقامهای امریکایی امیدوارند که تحریمها و فشار اقتصادی بتواند ایران را به به اعطای امتیازهایی به امریکا وادار کند که چند ماه عملیات نظامی نتوانسته است به دست آورد.
یکی از مقامهای کاخ سفید به رویترز گفت: «فشار بر ایران را ادامه میدهیم، اما [انتخابات] نوامبر در اولویت است.»
نگرانی از هزینه انتخاباتی جنگ
جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای برای حفظ اکثریت اندک خود در مجلس نمایندگان و سنا رقابت میکنند. سه مقام کاخ سفید به رویترز گفتند که حکومت ترامپ ترجیح میدهد که جنگ ایران در هفتههای پیش از انتخابات به موضوع اصلی سیاست داخلی امریکا تبدیل نشود.
جنگ ایران در میان افکار عمومی امریکا محبوب نیست. در نظرسنجی رویترز و ایپسوس در اواخر آگست، ۳۱ درصد پاسخدهندگان از جنگ حمایت کردند و ۶۳ درصد با آن مخالف بودند. افزایش قیمت پترول نیز نارضایتی رایدهندگان را بیشتر کرده است.
محبوبیت ترامپ نیز از زمان آغاز جنگ ایران کاهش یافته است. بر اساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، میزان رضایت از عملکرد او از ۴۰ درصد به ۳۳ درصد رسیده است.
کاهش شدت جنگ برای ارتش امریکا نیز فرصت ایجاد میکند. منابع رویترز میگویند که ارتش در ماههای گذشته بخش زیادی از ذخایر برخی مهمات و موشکهای دقیق خود را مصرف کرده و برای جبران آن به زمان نیاز دارد.
رویترز در ماه آگست گزارش داده بود که موجودی برخی موشکهای هدایتشونده دقیق ارتش امریکا تقریباً به پایان رسیده است.
واشنگتن پست نیز روز یکشنبه گزارش داد که فرماندهان نیروی زمینی، دریایی و هوایی امریکا در گزارشی به پیت هگست، وزیر دفاع، هشدار دادهاند که ادامه طولانی جنگ میتواند آمادگی ارتش امریکا برای رویارویی با بحرانهای دیگر را کاهش دهد.
پنتاگون در مقابل گفته است که ارتش امریکا برای ادامه ماموریت خود تجهیزات و امکانات لازم را در اختیار دارد.
حملات متقابل، طرح مهار جنگ را دشوار کرده است
با وجود تلاش کاخ سفید برای جلوگیری از تشدید جنگ، حملات متقابل ایران و امریکا در روزهای اخیر خطر گسترش دوباره درگیری را بالا برده است.
امریکا در دو روز گذشته راکتاندازهای ایران در جزیره لارک را هدف قرار داد. ایران پس از آن موشکهایی به سوی پایگاههای امریکا در اردن و امارات متحده عربی شلیک کرد.
نیروهای امریکایی روز سهشنبه نیز چند هدف دیگر ایران را در اطراف تنگه هرمز بمباران کردند. این شدیدترین درگیری دو طرف از ماه جولای بود و شماری از نظامیان و غیرنظامیان در ایران کشته شدند.
ارتش امریکا گفته است که حملات تازه در پاسخ به حمله به نیروهای امریکایی و کشتیرانی در منطقه انجام شده است.
تحلیلگران میگویند که ایران احتمالاً حملات دورهای به پایگاههای نظامی، کشتیها و تأسیسات انرژی امریکا و متحدانش در خلیج را ادامه خواهد داد. اما، اگر این حملات ادامه پیدا کند، واشنگتن نیز برای پاسخ نظامی زیر فشار قرار خواهد گرفت. این حملات متقابل میتواند بار دیگر دو کشور را به سوی یک جنگ هوایی و راکتی گسترده ببرد، حتی اگر کاخ سفید در حال حاضر خواهان آن نباشد.
باربارا لیف، مقام ارشد پیشین وزارت خارجه امریکا در امور خاورمیانه به رویترز گفت که تهران دلیلی برای حفظ این «آرامش» ندارد، زیرا واشنگتن همزمان تلاش میکند فشار اقتصادی بر ایران را بهشدت افزایش دهد.
منابع امریکایی گفتند که ترامپ در حال حاضر تمایلی به گسترش جنگ ندارد، اما تصمیمهای او میتواند با تغییر اوضاع عوض شود.
ترامپ روز سهشنبه هشدار داد که اگر ایران به حملات اخیر امریکا پاسخ دهد، حملات بعدی واشنگتن بسیار شدیدتر خواهد بود. او در تروث سوشال نوشت که اگر ایران مقابلهبهمثل کند، «در سطحی بسیار سختتر و بالاتر» هدف قرار خواهد گرفت. ترامپ همچنین گفت که امریکا گزینه حملهای حتی بزرگتر را نیز در اختیار دارد.
با این حال، او روز چهارشنبه گفت که انتظار ندارد دور تازه عملیات نظامی علیه ایران زیاد طول بکشد. ترامپ همچنین رد کرد که انتخابات نوامبر کانگرس بر تصمیمهایش درباره ایران اثر داشته باشد.
جنگ پراکنده ایران اکنون وارد هفتمین ماه خود شده و مقامهای امریکایی میگویند که هم ملاحظات سیاسی و هم مشکلات نظامی، گزینههای کاخ سفید را محدودتر کرده است.
دو مقام کاخ سفید گفتهاند که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، و مارکو روبیو، وزیر خارجه از جمله مقامهاییاند که خواهان آرام نگهداشتن نسبی جنگ تا انتخابات نوامبر هستند.
کشورهای عرب متحد امریکا در خلیج فارس نیز از واشنگتن خواستهاند که از تشدید جنگ خودداری کند. به گفته دیپلوماتهای عربی، برخی از این کشورها در آغاز جنگ از اقدام شدیدتر علیه ایران حمایت میکردند، اما پس از حملات اواخر جولای، موضع محتاطانهتری گرفتهاند.
فشار اقتصادی به جای حملات گسترده
حکومت ترامپ در هفتههای اخیر بر منزوی کردن اقتصادی ایران بیشتر تمرکز کرده است. واشنگتن کشورهایی را که با تهران تجارت میکنند به تحریمهای سنگین تهدید کرده و همزمان محاصره دریایی در تنگه هرمز را ادامه داده است.
اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، گفت که ترامپ بخش بزرگی از توان نظامی ایران را از بین برده و اکنون با تحریمها و محاصره دریایی بر اقتصاد این کشور فشار وارد میکند. او افزود که رئیسجمهور امریکا اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
اما افزایش فشار اقتصادی نیز میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری امریکا، روز یکشنبه گفت که فشار بیشتر ممکن است ایران را به واکنش نظامی وادار کند.
به این ترتیب، سیاستی که برای جلوگیری از گسترش جنگ در نظر گرفته شده، خود میتواند زمینه درگیری تازه را فراهم کند.
از سوی دیگر، ایران دهههاست با تحریمهای امریکا و دیگر کشورها روبهرو است. این تحریمها اقتصاد ایران را زیر فشار شدید قرار داده، اما تاکنون نتوانسته است رهبران این کشور را به تغییر اساسی سیاستهای شان وادار کند.
همکاری نکردن چین نیز کار واشنگتن را دشوار کرده است. بیجینگ به کارزار امریکا برای منزوی کردن اقتصادی ایران نپیوسته است.
الکس پلیتساس، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، میگوید که هدف تحریمهای تازه این است که فشار اقتصادی آنقدر افزایش یابد که تهران دوباره به میز مذاکره برگردد.
به گفته او، حکومت ترامپ فعلاً این گزینه را بهتر از بازگشت به حملات گسترده نظامی میداند، اما ادامه تجارت چین با ایران این پرسش را مطرح کرده است که فشار اقتصادی امریکا تا چه اندازه میتواند مؤثر باشد.