وزیران خارجه عربستان، ترکیه و قطر درباره کاهش تنش در منطقه گفتوگو کردند

شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی در تماسهای تلفنی جداگانه با همتایان ترکیهای و قطری خود درباره کاهش تنش در منطقه گفتوگو کرده است.

شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی در تماسهای تلفنی جداگانه با همتایان ترکیهای و قطری خود درباره کاهش تنش در منطقه گفتوگو کرده است.
وزارت خارجه عربستان سعودی شنبه، ۲۱ سنبله در بیانیهای نوشت شاهزاده فیصل بن فرحان و هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در یک گفتوگوی تلفنی بر همکاریهای دوجانبه در راستای حمایت از ثبات منطقهای تاکید کردند. وزیران خارجه این دوکشور همچنین درباره تلاشهای مشترک برای کاهش تنشها و مهار وضعیت در منطقه گفتوگو کردهاند.
در بیانیه وزارت خارجه عربستان سعودی آمده است که شاهزاده فیصل بن فرحان و شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، نیز در یک تماس تلفنی به بررسی آخرین تحولات منطقهای و تلاشهای دیپلوماتیک برای کاهش تنشها در منطقه پرداختهاند. آنها بر حفظ امنیت و ثبات منطقه تاکید کردهاند.
این گفتوگوها در تشدید تنش میان حوثیهای یمن و عربستان سعودی انجام شده است. پیشروی حوثیها در هفتههای پسین نگرانیهای کشورهای منطقه را افزایش داده است. به گزارش سیانان، نبردهای روزهای اخیر از سال ۲۰۲۲ تاکنون در شدیدترین سطح خود قرار گرفتهاند.
حوثیها پنجشنبه ۱۹ سنبله یک بندر راهبردی در دریای سرخ را تصرف کردند؛ اقدامی که میتواند توانایی این گروه برای تهدید تنگهی بابالمندب را افزایش دهد. این گروه همچنان اوایل هفته در حملات راکتی و طیارههای بدون سرنشین (پهپادی) به عربستان دهها غیرنظامی را کشت.
بربنیاد گزارشها، در پی تشدید تنش در منطقه، امریکا به علمیات عربستان سعودی علیه حوثیها کمک اطلاعاتی میکند. شبکه سیانان روز جمعه به نقل از پنج منبع گزارش داد بیش از ۱۰۰ مستشار نظامی امریکا در عربستان سعودی، اطلاعات و پشتیبانی هدفگیری در اختیار این کشور قرار میدهند. همزمان، تشدید نبرد با حوثیها نگرانیها درباره گشودهشدن جبههای تازه را افزایش داده است.
براساس اسناد محرمانهای که سازمان اطلاعات مرکزی امریکا بهتازگی منتشر کرده است، ملا عمر، رهبر پیشین طالبان، در ماه حمل ۱۳۷۹ یک فرمانده و شماری از معاونان او را بهدلیل مخالفت با پناهدادن طالبان به اسامه بنلادن اعدام کرده بود.
سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) روز جمعه ۷۱ گزارش اطلاعاتی مربوط به ماهها و سالهای منتهی به حملات ۱۱ سپتامبر را از حالت محرمانه خارج کرد.
در یکی از این گزارشها آمده است که ملا عمر، رهبر طالبان، با وجود فشار برخی زیردستانش برای مهار بنلادن، بهشدت از ادامه حضور رهبر القاعده در افغانستان دفاع میکرد.
این سند همچنین انگیزههای طالبان برای پناه دادن به بنلادن را شرح داده و از نقش فزاینده او در تجارت مواد مخدر در افغانستان خبر میدهد. در گزارشی مربوط به میزان ۱۳۷۸ آمده است که بنلادن «سرمایهگذاری قابلتوجهی در ۵۷ آزمایشگاه مواد مخدر مرتبط با» ملا عمر انجام داده و کارشناسانی را «برای تولید مواد مخدر اعتیادآورتر، احتمالاً اکستازی یا متامفتامین» استخدام کرده بود.
در بخش دیگری از این گزارش که قسمتهایی از آن حذف شده، آمده است که وجود یک عملیات احتمالی در میان افراطگرایان افغانستان بهطور گسترده مطرح بود و احتمال داده میشد بنلادن برای جلوگیری از درگیری با رهبران طالبان در قندهار بر سر فعالیتهایش، به کابل منتقل شده باشد.
این سند میگوید بنلادن و ملا عمر در اسد ۱۳۸۰ بر سر «اصرار بنلادن برای انجام حملات تروریستی» اختلاف پیدا کرده بودند. بنلادن به ملا عمر گفته بود که عملیاتی را در دست اجرا دارد که «خسارت زیادی به امریکا وارد خواهد کرد.»
در ادامه گزارش آمده است که یک عرب ساکن قندهار گفته بود حملات نتیجه دو سال برنامهریزی بوده و «آغاز خشم» است. بخش حذفشده سند نیز احتمال میدهد که ساختمان کنگره و کاخ سفید از اهداف این عملیات بوده باشند.
دور اول حاکمیت طالبان در اسناد سیا
این سند همچنین تصویری از وضعیت حکومت طالبان و چالشهای آن در میزان ۱۳۷۷ ارائه میکند. براساس ارزیابی سیا، طالبان در آن زمان برنامه منسجمی برای اداره افغانستان نداشت و تلاشهای محدود این گروه برای احیای نهادهای دولتی، از جمله بانک مرکزی، بهدلیل ضعف مدیریتی و نبود برنامهریزی اقتصادی با موانع جدی روبهرو بود.
در این ارزیابی آمده است که رویکرد انحصارگرایانه طالبان در حکومتداری، احتمال تشکیل یک دولت ائتلافی را کاهش داده بود. طالبان با وجود فشارهای دیپلوماتیک، همچنان در برابر دستیابی به یک راهحل سیاسی مقاومت میکرد.
براساس این سند، تا آن زمان تنها پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حکومت طالبان را به رسمیت شناخته بودند. سیا سیاستهای سختگیرانه طالبان را یکی از موانع اصلی در مسیر کسب شناسایی بیشتر بینالمللی میدانست.
ارزیابی سیا از اختلافات در رهبری طالبان نشان میدهد که این گروه از جریانهای ایدئولوژیک متفاوت، از عناصر جزمگرا تا نیروهای عملگرا، تشکیل شده بود. تندروهای نزدیک به ملا عمر اهمیت چندانی برای کسب شناسایی بینالمللی قائل نبودند.
در مقابل، چهرههای میانهرو تلاش میکردند هنجارهای بینالمللی رفتار سیاسی را رعایت کنند و از سیاستهای داخلی انعطافپذیرتری حمایت میکردند.
با این حال، سند میگوید اختلافات در رهبری طالبان تا آن زمان تاثیر چشمگیری بر وحدت و روند تصمیمگیری این گروه نداشت؛ اما با تثبیت کنترول طالبان بر افغانستان، احتمال تبدیل این اختلافات سیاسی به جناحبندیهای داخلی افزایش مییافت.
در بخش دیگری از سند به گزارشهایی درباره کاهش برخی محدودیتهای طالبان بر آموزش دختران و اشتغال زنان در قندهار، پایگاه اصلی این گروه، اشاره شده است.
وزارت خارجه امریکا از شرکتهای خصوصی که علاقمند فعالیتهای تجاری در افغانستاناند خواست با نهایت احتیاط عمل کنند زیرا «طالبان همچنان در فهرست گروههای تروریستی جهانی قرار دارند».
یک سخنگوی این وزارتخانه به رادیو آروپای آزاد گفت شرکتها اطمینان حاصل کنند که معاملاتشان با قوانین و مقررات قابل اجرای ایالات متحده مطابقت دارد.»
این اظهارات در حالی انجام شد که سفر زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه پیشین امریکا به افغانستان در آستانه بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، واکنشهای حساس و بحثبرانگیزی برانگیخته است. این سفر شامل دیدار با مقامهای ارشد طالبان و حضور در مراسم امضای یک توافق بزرگ نفت و گاز بود.
سخنگوی وزارت خارجه امریکا پس از این رویداد به افغانستان اینترنشنال و دیگر رسانهها گفت: «خلیلزاد کارمند دولت امریکا نیست. بنابراین، او نماینده دولت ایالات متحده نیست.»
خلیلزاد در جریان این سفر همچنین با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، دیدار کرد.
روز دوشنبه، ۱۶ سنبله در مراسمی که خلیلزاد نیز حضور داشت، قرارداد نفت و گاز حوزه کشک-تیرپل هرات را با شرکت سعودی «دلتا اینترنشنال» به ارزش پنجاه ملیارد دالر امضا شد.
این قرارداد میان شاهر التقی، رئیس اجرایی شرکت «دلتا اینترنشنال» عربستان سعودی، و هدایتالله بدری، وزیر معادن طالبان امضا شد.
این توافق حوزه کشک و تیرپل هرات را با مساحت ۲۳ هزار و ۳۱۷ کیلومتر مربع در بر میگیرد. این برنامه شامل ارزیابی ذخایر هیدروکربنی و مطالعه گازرسانی به شهر و شهرک صنعتی هرات برای تولید برق و مصارف صنعتی است.
بخشی از این توافق به بررسی طرح ساخت خط لوله ۷۰۰ کیلومتری «سنتگاز» اختصاص دارد. این خط لوله گاز را از ولسوالی گذره در هرات به نقطه مرزی اسپینبولدک در قندهار انتقال میدهد تا زمینه اتصال به بازارهای منطقهای ارزیابی شود.
سرمایهگذاری بالقوه این بسته طی ۲۵ سال تا ۵۰ میلیارد دالر تخمین زده شده است. حدود ۱۰ میلیارد دالر از این مبلغ به ساخت خط لوله انتقال گاز اختصاص دارد، اما اجرای آن مشروط به نتایج مثبت اکتشاف و مطالعات فنی خواهد بود.
حضور خلیلزاد پرسشهایی را درباره نقش او در این توافق و گمانهزنیهایی را درباره احتمال وجود یک کانال ارتباطی غیررسمی با طالبان برانگیخته است. او در سال ۲۰۲۰ با طالبان مذاکره کرد و توافقی را با این گروه به امضا رساند که منتقدان میگویند مقدمات خروج نیروهای بینالمللی به رهبری امریکا از افغانستان و فروپاشی جمهوری اسلامی افغانستان را فراهم کرد.
خلیلزاد تاکنون چندین بار به افغانستان تحت حاکمیت طالبان سفر کرده و با مقامهای این گروه دیدار داشته است. او بهویژه در چهارم اپریل امسال، هنگام آزادی دنیس کویل، شهروند ۶۴ ساله امریکایی، از زندان طالبان در کابل حضور داشت.
عبدالجبار تخاری، سرقنسول طالبان در کراچی، با شماری از دانشجویان افغان که دوره آموزش عملی پزشکی خود را در شفاخانههای دولتی محمد علی جناح و داو در کراچی میگذرانند، دیدار کرده است. در میان دانشجویان حاضر در این نشست، هیچ دختری دیده نمیشود.
قنسولگری طالبان در کراچی روز شنبه، ۲۱ سنبله، با انتشار خبرنامهای گفت که دانشجویان در این دیدار درباره ضربالاجل اخیر برای بازگرداندن دانشجویان افغان از پاکستان ابراز نگرانی کرده و خواستار حل این مشکل شدهاند.
آقای تخاری گفته است که برای یافتن یک راهحل حقوقی برای این مشکل تلاش خواهد کرد.
این دیدار در حالی انجام شده است که شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان در دهم سنبله به دانشجویان پزشکی افغان دستور داد به افغانستان بازگردند و به دانشکدههای پزشکی و دندانپزشکی نیز اعلام کرد که در سال تحصیلی جاری دانشجویان افغان را نپذیرند یا از مؤسسهای به مؤسسه دیگر منتقل نکنند.
در پی این تصمیم، ۱۳ دانشجوی پزشکی افغان در لاهور، شامل هفت زن و شش مرد، به دادگاه عالی این شهر مراجعه کردند. این دانشجویان در دانشگاهها و دانشکدههایی از جمله دانشگاه طبی کینگ ادوارد، کالج طبی و دندانپزشکی شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان و انستیتوت علوم طبی خدمات تحصیل میکنند.
دادگاه عالی لاهور روز جمعه، ۲۰ سنبله، اجرای دستور شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان برای بازگرداندن دانشجویان افغان را موقتاً متوقف کرد و به دانشکدههای پزشکی پنجاب دستور داد آنان را اخراج نکنند. جلسه بعدی این پرونده برای جمعه آینده تعیین شده است.
وزارت خارجه پاکستان نیز روز پنجشنبه گفت که تصمیمی برای اخراج همه دانشجویان افغان وجود ندارد. این وزارتخانه اعلام کرد دانشجویانی که در یک برنامه تحصیلی معتبر ثبتنام هستند و ویزای معتبر دارند، میتوانند تا پایان تحصیل خود در پاکستان بمانند. اما دانشجویانی که یکی از این دو شرط را نداشته باشند، باید پاکستان را ترک کنند.
آمار دقیقی از شمار دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی افغان در پاکستان در دست نیست. با این حال، پرونده لاهور نشان میدهد که دستکم ۱۳ دانشجوی افغان، از جمله هفت دختر، برای جلوگیری از بازگرداندهشدن خود به دادگاه مراجعه کردهاند.
وکیل این دانشجویان نیز گفته است که نزدیک به ۱۰۰ دانشجوی افغان برای دریافت کمک حقوقی با او تماس گرفتهاند. این رقم مربوط به افرادی است که با او تماس گرفتهاند و لزوماً نشاندهنده شمار کل دانشجویان پزشکی افغان در پاکستان نیست.
موضوع تحصیل دختران افغان اهمیت ویژهای دارد. طالبان پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرد و در قوس ۱۴۰۱ نیز تحصیل دختران و زنان در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را ممنوع اعلام کرد.
این محدودیتها امکان تحصیل پزشکی برای دختران در داخل افغانستان را نیز از بین برده است. در چنین شرایطی، ادامه تحصیل آنان در کشورهای دیگر اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ اما محدودیتهای اقامتی و آموزشی در پاکستان، مسیر تحصیل شماری از دانشجویان افغان، بهویژه دانشجویان دختر، را با ابهام روبهرو کرده است.
امرالله صالح، معاون پیشین ریاست جمهوری افغانستان، توافق امریکا با طالبان در دوحه را «بزرگترین فساد» خوانده و واشنگتن را به «خیانت به مردم افغانستان» متهم کرده است.
آقای صالح در یادداشتی انتقادی پیرامون سیاستهای امریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نوشته است که امریکا پس از دو دهه جنگ با تروریسم، با کنار گذاشتن جمهوری افغانستان و توافق مستقیم با طالبان، زمینه بازگشت این گروه به قدرت را فراهم ساخت.
او مینویسد پس از حملات ۱۱ سپتامبر، بخش بزرگی از جهان در کنار امریکا برای مبارزه با تروریسم ایستاد، اما امروز این کشور بهعنوان «یک ابرقدرت خودخواه و زیادهخواه» دیده میشود که حاضر است برای منافع خود، ارزشها و تعهداتش را قربانی کند.
صالح با اشاره به توافق شراکت راهبردی و توافق امنیتی دوجانبه میان کابل و واشنگتن تاکید میکند که امریکا هر دو سند را کنار گذاشت و به مردم افغانستان خیانت کرد.
او واشنگتن را متهم میسازد که به جای پذیرش مسئولیت فروپاشی جمهوری، همچنان حقیقت را کتمان کرده و افغانها را مقصر جلوه میدهد. به گفته صالح، با وجود اعتراف شمار اندکی از مقامهای پیشین امریکا به این «خیانت»، ساختار سیاسی این کشور همچنان از پذیرش مسئولیت خودداری میکند.
معاون پیشین رئیسجمهوری افغانستان در پاسخ به ادعای مقامهای امریکایی درباره نقش فساد در سقوط جمهوری، مینویسد: «از هر یک دالر کمک امریکا به افغانستان، ۸۰ سنت آن از طریق شرکتهای پیمانکار اصلی به خود امریکا بازمیگشت.» او تأکید دارد بزرگترین فساد، نه در ساختار جمهوری، بلکه در «معامله با تروریستها» صورت گرفت؛ معاملهای که نه مردم افغانستان و نه حکومت پیشین در آن نقشی نداشتند.
صالح توافقنامه دوحه را «لکهننگی پاکنشدنی بر پیشانی سیاست خارجی امریکا» دانسته و میافزاید ضمائم محرمانه این توافق به دلیل محتوای «غیرقابلارائه و متعفن» همچنان از افکار عمومی پنهان نگه داشته شدهاند.
ایالات متحده در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ توافقنامهای را با طالبان در دوحه امضا کرد. بر بنیاد این توافق، امریکا متعهد شد نیروهای خود را در یک بازه زمانی مشخص از افغانستان خارج کند و طالبان نیز متعهد به آغاز مذاکرات بینالافغانی شدند. حکومت پیشین افغانستان در این مذاکرات حضور نداشت و روند یادشده با انتقاد تند کابل مواجه شد.
امریکا در سال ۲۰۰۱ و پس از حملات ۱۱ سپتامبر و امتناع طالبان از تحویل اسامه بنلادن، به افغانستان حمله کرد و رژیم طالبان را سرنگون ساخت. این کشور نزدیک به دو دهه در افغانستان حضور نظامی داشت و در کنار نیروهای افغان با طالبان جنگید. با این حال، در اگست ۲۰۲۱ و پس از خروج نیروهای امریکایی، طالبان دوباره کنترول افغانستان را به دست گرفتند.
فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه پیشین افغانستان، میگوید که چند روز پیش از کشته شدن احمدشاه مسعود، با دو مرد عرب دیدار کرده بود که بعداً مشخص شد از عاملان حمله انتحاری به رهبر جبهه مقاومت بودند.
آقای معنوی نوشته است که این دو مرد در مهمانخانه آستانه در پنجشیر اقامت داشتند. مترجم آنان، دو نفر را «خبرنگاران عرب» معرفی کرده بود که برای تهیه گزارش از جبهات شمال به افغانستان آمده بودند.
معنوی میگوید که به دلیل آشنایی نسبی با زبان عربی، تلاش کرده بود با این دو نفر گفتوگو کند و از آنان بخواهد واقعیتهای مقاومت مردم افغانستان را به جهان عرب منتقل کنند. اما به گفته او، این دو نفر علاقهای به گفتوگو نشان ندادند و برخوردشان سرد و بیروح بود.
او میافزاید که رفتار آنان زمانی بیشتر برایش جلب توجه کرد که دو چرخبال نیروهای مقاومت در برابر مهمانخانه آستانه فرود آمدند. به گفته معنوی، آن دو مرد دوربینهایشان را بیرون آوردند و ظاهراً از چرخبالها فیلم گرفتند، اما برخلاف رفتار معمول یک خبرنگار، دوربینها را به چشم نزدیک نکردند و در دست گرفتند.
معنوی نوشته است: «رفتارشان بیشتر شبیه کسی بود که میخواهد از محیط و موقعیت تصویربرداری و شناسایی کند، تا خبرنگاری که مشغول تهیه گزارش است.»
او میگوید در آن زمان تصور نمیکرد که این دو نفر برای انجام چنین مأموریت خطرناکی وارد پنجشیر شده باشند.
معنوی افزوده است که پس از این دیدار، از کرامتالله صدیق، مترجم این دو نفر، درباره هویتشان پرسوجو کرده است. به گفته او، صدیق گفته بود که این دو مرد از سوی یکی از دوستان صمیمی استاد سیاف در دوران جهاد فرستاده شدهاند تا واقعیتهای جبهات مقاومت را به بیرون، بهویژه به جهان عرب، منتقل کنند.
چند روز پس از این دیدار، احمدشاه مسعود در یک حمله انتحاری کشته شد. معنوی میگوید پس از آن، رفتار و حضور آن دو مرد برایش معنای دیگری پیدا کرد.
او در روایت خود نوشته است: «امروز که به آن صحنه فکر میکنم، آن دو مرد را نه تنها با چهرههای عبوسشان، بلکه با دوربینهایی به یاد میآورم که در دست داشتند.»
معنوی افزوده است که اکنون این احتمال را میدهد که دوربینهای آنان، بیش از تهیه گزارش، برای شناسایی محیط و ثبت جزئیاتی استفاده شده باشد که عاملان حمله به آن نیاز داشتند.
فضلاحمد معنوی تاکید کرده است که در آن زمان هیچ مسئولیت امنیتی یا نظامی نداشت و امور مربوط به انتقال، اسکان، موتر و پذیرایی از مهمانان نیز از سوی بسمالله محمدی، مسئول جبهات شمال، تنظیم میشد.
به گفته او، به همین دلیل، حضور این دو مرد در پنجشیر در آن زمان برای هیچکس بخشی از یک توطئه به نظر نمیرسید.
عبدالستار دحمان و بوراوی العویر، دو مرد تونسیتبار، با پوشش خبرنگار به دیدار احمدشاه مسعود رفته بودند.
فضلاحمد معنوی از اعضای جبهه مقاومت به رهبری احمدشاه مسعود بود. او بعدها عضو ستره محکمه و وزیر عدلیه افغانستان شد.