امریکا بار دیگر برای محمود عباس ویزا صادر نکرد

دولت دونالد ترامپ برای دومین سال متوالی، از صدور ویزا برای هیئت فلسطینی به ریاست محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خودداری کرد.

دولت دونالد ترامپ برای دومین سال متوالی، از صدور ویزا برای هیئت فلسطینی به ریاست محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خودداری کرد.
وزارت امور خارجه امریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که مقامات فلسطینی، از جمله محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، به تعهدات خود در چارچوب توافقنامههای قبلی برای دستیابی به صلح با اسرائیل عمل نکردهاند.
بر اساس بیانیه این وزارتخانه، تشکیلات خودگردان فلسطین به اقدامات حقوقی خود علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی ادامه داده است.
وزارت خارجه امریکا تاکید کرد: «در نتیجه عدم انجام اصلاحات و اقدامات مداوم آنها که چشمانداز صلح را تضعیف میکند، ایالات متحده تحریمهای ویزایی علیه اعضای سازمان آزادیبخش فلسطین و مقامات تشکیلات خودگردان را بر اساس قوانین جاری امریکا تمدید خواهد کرد.»
این اقدام در راستای رویکرد واشنگتن برای محدودسازی ویزا و نشاندهنده اتحاد نزدیک امریکا با اسرائیل است.
با وجود عدم صدور ویزا برای این هیئت، دیپلماتهای فلسطینی که پیش از این در سازمان ملل اعتبارنامه دریافت کردهاند، نماینده فلسطین در نشست هفته آینده مجمع عمومی خواهند بود. سال گذشته نیز محمود عباس به صورت ویدیوکنفرانس در این نشست سخنرانی کرده بود.

اسرائیل و مراکش توافق کردند روابط دیپلوماتیک خود را ارتقا دهند، سفیر مبادله کنند و در پایتختهای یکدیگر سفارتخانه بگشایند. این توافق پس از نشست وزیران خارجه دو کشور و مایک والتز، سفیر امریکا در سازمان ملل، در نیویارک اعلام شد.
در بیانیه مشترک سه کشور آمده است که برقراری روابط کامل، صلحآمیز و دوستانه میان اسرائیل و مراکش به سود هر دو کشور است و میتواند به صلح، ثبات و رفاه بیشتر در منطقه کمک کند.
مقامهای اسرائیلی و مراکشی گفتند که برای ارتقای دفترهای دیپلوماتیک به سفارتخانه و تعیین سفیر اقدامات لازم را انجام خواهند داد. با این حال، هنوز زمان مشخصی برای گشایش رسمی سفارتخانهها اعلام نشده است.
اسرائیل در سال ۲۰۲۲ نیز هنگام سفر یائیر لاپید، وزیر خارجه وقت این کشور، به مراکش وعده داده بود روابط دو طرف به سطح سفارت ارتقا یابد، اما این تصمیم عملی نشد و روابط در سطح دفترهای ارتباطی باقی ماند.
ادامه روند عادیسازی روابط
مراکش و اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۰ با میانجیگری امریکا روابط رسمی برقرار کردند. این توافق بخشی از «پیمان ابراهیم» بود که در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ شکل گرفت.
امارات متحده عربی، بحرین و سودان نیز در همان دوره برای عادیسازی روابط با اسرائیل اقدام کردند. اسرائیل پیش از آن با مصر و اردن پیمان صلح امضا کرده بود.
در بیانیه مشترک، از نقش ترامپ در عادیسازی روابط اسرائیل و کشورهای عربی ستایش شده و آمده است که گسترش همکاریهای منطقهای بر پایه توافقهای ابراهیم، میتواند به صلح و ثبات بیشتر در خاورمیانه کمک کند.
اسرائیل و مراکش همچنین توافق کردند همکاری سهجانبه خود با امریکا را در سازمانهای بینالمللی افزایش دهند.
عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل، نگرانی فلسطینیها را برانگیخته است. این روند با موضع دیرینه کشورهای عربی فاصله دارد که براساس آن، برقراری روابط عادی با اسرائیل باید پس از خروج این کشور از سرزمینهای اشغالی و پذیرش تشکیل کشور فلسطین انجام شود.
گسترش پروازها و همکاری اقتصادی
اسرائیل و مراکش توافق کردند که پروازهای مستقیم میان دو کشور را از سر بگیرند و گسترش دهند. براساس بیانیه مشترک، شرکتهای هوایی هر دو کشور باید بتوانند تا پایان سال جاری پروازهای مستقیم برقرار کنند.
دو طرف همچنین قرار است تا پایان سال ۲۰۲۶ توافقهای مربوط به حمایت از سرمایهگذاری و جلوگیری از مالیات دوگانه را نهایی کنند. هدف از این توافقها، افزایش سرمایهگذاری متقابل و گسترش روابط اقتصادی و تجارتی است.
در نشست نیویارک، مقامهای سه کشور درباره توسعه همکاریها در زمینههای تجارت، امور مالی، سرمایهگذاری، فناوری، گردشگری، آب، زراعت، امنیت غذایی، انرژی، مخابرات و توسعه گفتوگو کردند.
دو کشور همچنین بر ادامه همکاریهای امنیتی، فناوری و نوآوری تاکید کردند. اسرائیل و مراکش در سالهای گذشته روابط امنیتی و نظامی خود را گسترش دادهاند.
قرار است در ماههای آینده مقامهای بلندپایه اسرائیل و مراکش دیدارهای متقابل داشته باشند. مقامهای دو کشور گفتهاند این دیدارها باید به اجرای توافقهای تازه و گسترش روابط در بخشهای مختلف کمک کند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، هوش مصنوعی «مهارنشده» را یکی از تهدیدهای حیاتی برای جهان خواند و درباره پیامدهای پیشرفت سریع و بدون کنترول این فناوری هشدار داد.
گوترش هشدار داد که رقابت بیمهار کشورها برای توسعه هوش مصنوعی میتواند روزی به «فاجعهای عظیم در سطح جهان» بینجامد.
دبیرکل سازمان ملل روز چهارشنبه در آستانه نشست مجمع عمومی در نیویارک گفت که هشدارهای پژوهشگران و کسانی که مستقیما در ساخت هوش مصنوعی نقش دارند، نباید نادیده گرفته شود.
او گفت: «نخستین مسئولیت هر حکومت، محافظت از شهروندان خود است، از جمله در برابر تهدیدهای هوش مصنوعی.»
این موضع با دیدگاه دونالد ترامپ تفاوت دارد. رئیسجمهور امریکا روز دوشنبه خطرهای هوش مصنوعی را کماهمیت جلوه داد و گفت مقررات موجود برای نظارت بر شرکتهای این حوزه و پیگرد تخلفات احتمالی آنها کافی است.
گوترش هوش مصنوعی مهارنشده، بحران اقلیمی و گسترش نابرابریها را سه تهدید برای آینده بشر خواند و گفت مقابله با آنها به همکاری گسترده جهانی نیاز دارد.
او از کشورهای پیشرو در زمینه هوش مصنوعی خواست که راههای مستقیم ارتباط و تبادل اطلاعات ایجاد کنند و بر تدابیر ایمنی مشترک به توافق برسند. به گفته او، ادامه رقابت کنونی ممکن است کشورها را به کاهش پیوسته معیارهای ایمنی وادار کند.
نگرانیها پس از استعفای جیکوب کوکسون، پژوهشگر پیشین شرکت آنتروپیک افزایش یافته است. کوکسون هفته گذشته گفت که شماری از سازندگان هوش مصنوعی واقعا باور دارند که این فناوری ممکن است تا پایان دهه جاری بشریت را نابود کند. شماری از مدیران شرکتهای بزرگ فناوری نیز خواستار کاهش سرعت توسعه هوش مصنوعی شدهاند.
ترامپ در مقابل گفته است تردیدافکنی درباره این فناوری به سود چین تمام میشود. قرار است او هفته آینده در واشنگتن با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین دیدار کند. مقامهای دو کشور نیز گفتوگو درباره خطرهای مشترک هوش مصنوعی را در برنامه دارند.
گوترش گفت که با قدرتمندتر شدن سیستمهای هوش مصنوعی، ممکن است مقررات سختگیرانهتر و تدابیر بیشتری برای مهار خطرهای آنها لازم شود. این موضوع یکی از محورهای گفتوگوی او با رهبران جهان در حاشیه مجمع عمومی خواهد بود.
دیپلوماتها گفتهاند که شورای امنیت نیز ممکن است هفته آینده درباره هوش مصنوعی تشکیل جلسه دهد. این شورا نخستینبار در سال ۲۰۲۳ نشستی در این زمینه برگزار کرد. سازمان ملل در همان سال هیئتی مشورتی متشکل از ۳۹ مدیر شرکتهای فناوری، مقام حکومتی و دانشگاهی تشکیل داد.
وزارت بهداشت غزه اعلام کرد در پی فروریختن یک ساختمان مسکونی هفتطبقه در شهر غزه، دستکم ۱۹ فلسطینی کشته شدند. این ساختمان در حملات پیشین اسرائیل آسیب دیده بود و چندین خانواده آواره در آن پناه گرفته بودند.
نیروهای دفاع مدنی غزه پیشتر شمار قربانیان را ۱۶ نفر، از جمله پنج کودک، و شمار زخمیان را ۱۴ نفر اعلام کرده بودند. با ادامه بیرون کشیدن اجساد از زیر آوار، وزارت بهداشت غزه شمار جانباختگان را به ۱۹ نفر اعلام کرد. مقامها گفتهاند احتمال افزایش تلفات همچنان وجود دارد.
به گفته امدادگران، گمان میرود نزدیک به ۱۰۰ نفر دیگر زیر آوار گرفتار شده باشند. رئیس اداره دفاع مدنی شهر غزه، گفت دستکم ۱۰ خانواده در این ساختمان زندگی میکردند و امدادگران هنوز صداهایی را از زیر آوار میشنوند.
تصاویر بهدستآمده توسط رویترز نشان میدهد امدادگران در تلاشاند افراد گرفتار زیر دیوارهای فروریخته را نجات دهند. در تصویری دیگر، سخنگوی دفاع مدنی غزه، دختربچهای را که در پارچه خونآلود پیچیده شده، از محل حادثه بیرون میبرد.
شماری از نهادهای سازمان ملل و اداره امدادرسانی مصر نیز در عملیات نجات شرکت دارند. الساندرو مراکیچ، مسئول دفتر برنامه توسعه سازمان ملل در غزه، گفت کمبود تجهیزات و ماشینآلات سنگین، عملیات نجات را دشوار کرده و شماری از مردم با دستهای خالی آوارها را کنار میزنند.
او هشدار داد که حدود ۴۰۰ ساختمان دیگر در غزه با خطر فروریختن روبهرو هستند و بارندگیهای زمستانی میتواند این خطر را افزایش دهد.
دفاع مدنی غزه میگوید خانوادههای فلسطینی اکنون در حدود دو هزار ساختمان آسیبدیده زندگی میکنند.
مقامهای فلسطینی و سازمان ملل، محدودیتهای اسرائیل بر ورود ماشینآلات سنگین به غزه را عامل کمبود تجهیزات امدادی میدانند. اسرائیل میگوید این محدودیتها برای جلوگیری از دسترسی گروههای مسلح به تجهیزات اعمال شده است.
براساس برآورد سازمان ملل، جنگ غزه حدود ۶۱ میلیون تُن آوار بر جا گذاشته است و پاکسازی آن ممکن است هفت سال طول بکشد. کمبود سرپناه و خیمه نیز بسیاری از خانوادههای آواره را مجبور کرده است در ساختمانهای نیمهویران زندگی کنند.
آتشبس مورد حمایت امریکا که در میزان ۱۴۰۴ برقرار شد، درگیریهای گسترده را متوقف کرد، اما حملات اسرائیل بهطور کامل پایان نیافته است. مقامهای صحی غزه میگویند از زمان برقراری آتشبس تاکنون بیش از ۱۳۰۰ فلسطینی، عمدتاً غیرنظامی، کشته شدهاند. ارتش اسرائیل نیز از کشتهشدن چهار سرباز خود در این مدت خبر داده است.
سالها پیش عکسی از یک زن جوان با پوشش آزاد و عادی بر روی بامی در تهران در شبکههای اجتماعی منتشر و به سرعت فراگیر شد. عدهای میگفتند محال است اینجا پایتخت جمهوری اسلامی باشد و دیگران به برج میلاد اشاره میکردند که در زمینه عکس دیده میشد. عکس واقعی بود.
آن عکس را هدی رستمی، عکاس ایرانی گرفته بود.
دیدن عکسی از یک زن بدون حجاب اجباری در تهران، تا همین سالهای پسین، همینقدر غریب بود و گاهی به نام آزادیهای یواشکی سر از رسانههای بیرونی درمیآورد.
امروزه حجاب در ایران دیگر اجباری نیست؛ در قاموس جمهوری اسلامی هنوز اجباری است، اما برای مردم عادی نه.
اکنون در شهرهای بزرگ و کوچک ایران، دیدن زنان جوانی که رها از حجاب اجباری، نسیم آزادی در میان موهایشان جولان میدهد، دیگر صحنه ناآشنایی نیست. هرچند هنوز نهادهای رسمی برای «ارشاد» مردم بهسوی زندگی به شیوه موردپسند نظام وجود دارد و قانونی که «عفاف» و پاکدامنی را به حجاب گره میزند، هنوز نافذ است. هنوز هستند تندروهایی که در تریبونهای رسمی، از منبر مسجد و صفحه تلویزیون گرفته تا صحن مجلس شورای اسلامی، برای آزادیهایی که مردم با چنگ و دندان بهدست آوردهاند، خط و نشان میکشند.
پیشینه حجاب اجباری در ایران
زنان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، از دیرباز برای بهدست آوردن آزادی در پوشش تلاش میکردهاند و جمهوری اسلامی از همان اوایل شکلگیری، کوشید پوشش اجباری خود را به نام حجاب اسلامی به زنان تحمیل کند.
در ۱۵ حوت (اسفند) ۱۳۵۷، دو هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روحالله خمینی برای زنان ایرانی تکلیف تعیین کرد که «با حجاب بيرون بيايند نه اينکه خودشان را بزک کنند». بنیانگذار جمهوری اسلامی در آن سخنرانی که روز بعد خبرش در روزنامهها منتشر شد، گفت «کار در ادارات (برای زنان) ممنوع نيست اما بايد زنان با حجاب اسلامی باشند».
پس از نشر این خبر، هزاران زن به خیابانها برآمدند و در مخالفت با حجاب اجباری شعار دادند «نه روسری، نه توسری».
آن اعتراضها اختلاف نظر میان رهبران جمهوری اسلامی بر سر نوع پوشش زنان را برجسته کرد. مخالفت در کف جامعه و دو دستگی در داخل نظام، اجرای سیاستهای سختگیرانه درباره حجاب را کمی به تاخیرانداخت. خمینی تا دو سال بعد فرمانی درباره حجاب صادر نکرد، اما در شروع تابستان ۱۳۵۹، به رئيسجمهور وقت (ابوالحسن بنیصدر) دستور داد از ورود زنان بدون حجاب اسلامی به ادارات دولتی جلوگیری کند.
مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۳ قانون مجازات اسلامی را تصویب کرد. در آن قانون گفته شده بود که هر زنی بدون حجاب اسلامی در فضای عمومی دیده شد، باید ۷۲ ضربه شلاق بخورد. آن قانون هنوز در ایران نافذ است.
قانون و موضع جمهوری اسلامی درباره نوع پوشش زنان هیچگاه تعدیل نشد. آنچه در سالهای بعد باعث تغییر در چهره ظاهری زنان شد، مقاومت خود زنان و همراهی مردان بود.
عطش زنان ایرانی برای آزادی به حدی بوده است که جمهوری اسلامی هم در بزنگاههایی مانند انتخابات و راهپیماییهای حکومتی، کوشیده آن را مصادره به مطلوب کند تا نشان دهد که مردم از طیفهای گوناگون، به این نظام دلبستهاند.
«انقلاب» زن، زندگی، آزادی
مرگ حکومتی مهسا امینی، زن جوانی که با وجود داشتن روسری و مانتو به رنگ تیره، به بهانه بدحجابی دستگیر شد و دربازداشت «گشت ارشاد» درگذشت، نقطه عطف مبارزات زنان ایرانی علیه حجاب اجباری بود.
مهسا (ژینا) امینی، همانگونه که به زبان کُردی بر سنگ مزار اولیهاش نوشتند، نمُرد، بلکه نامش اسم رمز یک انقلاب شد. انقلاب «زن، زندگی، آزادی».
در این انقلاب مردان ایرانی شانه به شانه زنان به خیابانها برآمدند، به خونخواهی مهسا شعار دادند و برای آزادی خواهران و مادران و دختران خود از حجاب اجباری، در برابر گلولههای آتشین نظام سینه سپر کردند.
امای افغانستان
جمهوری اسلامی در مخالفت با زنان، با همتای شرقی خود، تحریک اسلامی طالبان، تفاوت چندانی ندارد. آنچه در ایران زمینه تحول و باز شدن شرایط را فراهم کرد، همراهی مردان و ریشهدار نبودن مواضع ضدزن جمهوری اسلامی در میان جامعه بود.
در نقطه مقابل، آنچه شرایط را برای زنان افغانستان دست و پاگیرتر کرده، همراهی نکردن مردان است.
ترکیب قوانین سختگیرانه طالبانی و سنتهای دستوپاگیر اجتماعی، در کنار بیتوجهی اکثریت مردان به رنج زنان، افغانستان را به مخوفترین زندان زنان در جهان تبدیل کرده است.
بازرس کل وزارت جنگ امریکا در نخستین گزارش عمومی خود درباره جنگ با ایران اعلام کرد که این درگیری باعث کمبود مهمات و اختلال در زنجیره تامین تسلیحات امریکا شده است. براساس این گزارش، جنگ با ایران تاکنون بیش از ۳۳ میلیارد دالر برای امریکا هزینه داشته است.
این گزارش به درخواست کانگرس امریکا تهیه شده و روز دوشنبه منتشر شده است. گزارش، دوره ۹ حوت ۱۴۰۴ تا ۹ سرطان ۱۴۰۵ را بررسی میکند و از نخستین ارزیابیهای علنی یک نهاد دولتی امریکا درباره هزینهها و پیامدهای جنگ با ایران برای ارتش، وزارت خارجه و دیگر نهادهای این کشور است.
براساس گزارش، جنگ با ایران تاکنون بیش از ۳۳ میلیارد دالر برای امریکا هزینه داشته است. بیش از ۲۲ میلیارد دالر آن مربوط به مهمات مصرفشده، ۳.۷ میلیارد دالر مربوط به تجهیزات از دسترفته و بیش از هفت میلیارد دالر نیز مربوط به هزینههای دیگر بوده است.
گزارش میگوید که پنتاگون برای جبران کمبودها، روند خرید و تولید تسلیحات را سریعتر کرده و ذخایر مواد اولیه، قطعات و برخی مهمات مهم را افزایش میدهد تا در صورت ادامه یا گسترش جنگ بتواند سریعتر نیازهای ارتش را تامین کند.
در چهار ماه نخست جنگ، دستکم ۳۰ پهپاد بزرگ امریکایی از بین رفته است. چهار جنگنده اف-۱۵ئی، یک اف-۳۵ای و یک هواپیمای تهاجمی ای-۱۰ نیز منهدم شده یا آسیب جدی دیدهاند. همچنین ۱۲ هواپیمای سوخترسان کیسی-۱۳۵ و ۹ هواپیمای دیگر از بین رفتهاند.
بازرس کل پنتاگون برای نخستینبار تایید کرده است که ایران در جریان جنگ، مرکز اصلی پشتیبانی و تدارکات نیروی دریایی امریکا در بحرین را با پهپاد و موشکهای بالستیک هدف قرار داده است.
براساس گزارش، پس از آغاز جنگ بیش از ۲۰ هزار نظامی و کارمند دیپلوماتیک امریکایی از محلهای استقرار خود منتقل شدهاند. نیروهای امریکایی نیز برای پشتیبانی از عملیات جنگی، نزدیک به پنج هزار پرواز از پایگاههای اروپایی انجام دادهاند.
حملات در جریان جنگ همچنین بیش از ۲۰۸ میلیون دالر به تاسیسات وزارت خارجه امریکا در عراق، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی خسارت وارد کرده است.
پیت هگست، وزیر جنگ امریکا، گزارشها درباره کاهش شدید ذخایر مهمات این کشور را رد کرده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، نیز روز دوشنبه در شبکه اجتماعی «تروت سوشیال» گفت که امریکا بیش از هر زمان دیگری «سلاحهای پیشرفته و ممتاز» تولید میکند و این تسلیحات بهطور پیوسته به نیروهای امریکایی در خاورمیانه و دیگر مناطق فرستاده میشود.
ترامپ در آغاز جنگ گفته بود درگیری تنها چند هفته طول خواهد کشید. او اما در آخر هفته گفت ممکن است جنگ تا پس از انتخابات میاندورهای نوامبر ادامه یابد، هرچند احتمال پایان آن پیش از انتخابات را نیز مطرح کرد.