چرخبال شماره ۵۹۵؛ از خدمت در دوره جمهوری تا سقوط هنگام انتقال وزیر طالبان
ویدیویی که روز چهارشنبه ۲۲ میزان در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، طالبان را در حال انتقال یک چرخبال آسیبدیده نشان میدهد. شماره ۵۹۵ و رنگ و شکل بدنه آن با عکسهای قدیمی یک چرخبال امآی ۱۷ یکسان است.
این همان چرخبالی است که در ۱۹ سنبله ۱۴۰۴ در ولسوالی تولک غور سقوط کرد. با این حال، زمان و محل ثبت ویدیوی تازه که تلاشها را برای انتقال هلیکوپتر نشان میدهد هنوز بهگونه مستقل تأیید نشده است.
نشانههای چرخبال
شماره ۵۹۵ روی بدنه، مهمترین نشانه برای شناسایی این چرخبال است. رنگهای قهوهای، سبز و خاکی، شکل بدنه و جای نشان نیز با عکسهای پیشین آن یکسان است. عکسهای سال ۲۰۱۰ میلادی، این چرخبال را هنگام انتقال بار و در پایگاه شیندند هرات نشان میدهد.
در عکس سال ۱۴۰۱، چرخبال با نشان و پرچم سفید طالبان دیده میشود. این عکسها نشان میدهد که چرخبال پس از سقوط جمهوری نیز در ماموریتهای طالبان استفاده میشده است.
دوره جمهوری
معلومات ثبتشده در ایرهیستوری، این چرخبال را از خانواده امآی ۸ امتیوی ۱ و امآی ۱۷ معرفی میکند. شماره ساخت احتمالی آن ۹۶۷۴۱ است و زمان آغاز خدمت آن حدود سال ۱۳۸۸ ذکر شده است.
تصویر ۲: چرخبال ۵۹۵ هنگام انتقال بار، سال ۲۰۱۰ میلادی. عکس از رابرت لیس، نیروی هوایی امریکا.تصویر ۳: چرخبال ۵۹۵ در پایگاه شیندند، ۲۰ دسمبر ۲۰۱۰ میلادی؛ بخشی از شماره پشت چرخبالی دیگر پنهان است. عکس از اریک هریس، نیروی هوایی امریکا.
سقوط در تولک و ویدیوی انتقال
افغانستان اینترنشنال در ۱۹ سنبله ۱۴۰۴ از سقوط یک چرخبال طالبان در ولسوالی تولک غور خبر داد. ویدیوی آن رویداد نشان میداد که چرخبال کمی پس از بلندشدن به زمین افتاد، اما آتش نگرفت. هدایتالله بدری، وزیر معادن طالبان، حیاتالله مبارک، والی غور، و وحیدالله حلیمی، معین وزارت معادن از سرنشینان چرخبال بودند. وزارت دفاع طالبان گفت که به این مقامها آسیبی نرسیده است.
در ویدیوی تازه، طالبان یک چرخبال آسیبدیده را انتقال میدهند. هنوز روشن نیست این ویدیو چه وقت و در کجا ثبت شده است. تا اکنون مدرکی در دست نیست که نشان دهد چرخبال ۵۹۵ پس از سقوط در تولک دوباره پرواز کرده باشد.
موقعیت تولک و سابقه خدمت چرخبال
عکسهای سال ۱۳۸۹ نشان میدهد که چرخبال ۵۹۵ در نیروی هوایی افغانستان خدمت میکرد و در انتقال بار و در پایگاه شیندند دیده شده بود. در سال ۱۴۰۱، همین چرخبال با نشان و پرچم طالبان دیده شد. با درنظرگرفتن سابقه تصویری آن از سال ۱۳۸۹ تا سقوط در ۱۹ سنبله ۱۴۰۴، این چرخبال پیش از سقوط حدود ۱۵ سال سابقه خدمت داشت.
در میزان ۱۴۰۵، ویدیویی از انتقال بدنه آسیبدیده چرخبال با شماره ۵۹۵ در شبکههای اجتماعی پخش شد. زمان و محل ثبت این ویدیو هنوز بهگونه مستقل تأیید نشده است.
نقشه ۱: موقعیت ولسوالی تولک و فیروزکوه در ولایت غور.
سقوط نزدیک به ۱۰ هلیکوپتر در دوره طالبان
از زمان بازگشت طالبان به قدرت تاکنون، حدود ۱۰ هلیکوپتر در نقاط مختلف افغانستان سقوط کرده یا دچار سانحه شدهاند.
این موارد شامل چهار فروند می-۱۷ روسی، دو فروند امدی-۵۳۰ و یک فروند بلکهاوک امریکایی بوده و در مجموع دستکم هشت کشته و ۱۲ زخمی برجا گذاشته است.
تا کنون چرخبالهای دولت پیشین افغانستان که به دست طالبان افتاده، در کابل، بدخشان، سمنگان، جوزجان، پنجشیر، قندهار و غور واژگون شدهاند.
طالبان عمدتا مشکلات «فنی» را دلیل واژگونی این چرخبالها خوانده است.
در تازهترین مورد، روز چهارشنبه ۱۵ میزان امسال قطعه سبز به رهبری امرالله صالح، معاون پیشین ریاستجمهوری افغانستان گفت که یک هلیکوپتر طالبان را در دره آرزوی پنجشیر ساقط کرده است. سخنگوی والی طالبان در پنجشیر تایید کرد که یک چرخبال در این ولایت آسیب دیده است. سیفالدین لتون گزارشها درباره سقوط یک چرخبال در منطقه آرزوی پنجشیر را رد کرد و گفت این چرخبال هنگام نشست در محل نامناسب، با سنگ برخورد کرده و اندکی آسیب دیده است.
در یک رویداد دیگر ۲۲ اسد ۱۴۰۵ در ولسوالی نسی ولایت بدخشان، همزمان با درگیری میان نیروهای طالبان و افراد وابسته به جمعهخان فاتح، یک چرخبال نظامی طالبان سقوط کرد. منابع محلی این حادثه را مرتبط با درگیریها گزارش کردند؛ اما وزارت دفاع طالبان گفت این چرخبال هنگام فرود با پایه برخورد کرده و آسیب دیده است و در این رویداد تلفاتی نداشته است.
محمدمهدی شهریاری، عضو مجلس جمهوری اسلامی ایران، گفته است که تهران ممکن است ۱۰۰ هکتار زمین در بندر چابهار را برای مدت دو تا پنج سال در اختیار افغانستان قرار دهد تا از آن برای واردات کالا و توسعه فعالیتهای ترانزیتی استفاده شود.
محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جمهوری اسلامی ایران است.
شهریاری گفته است افغانستان به آبهای آزاد دسترسی ندارد و این زمین میتواند در اختیار طرف افغان قرار گیرد تا کالاهای مورد نیاز خود را از طریق بندر چابهار وارد و از خاک ایران ترانزیت کند.
او تأکید کرده که این اقدام با حفظ حاکمیت سرزمینی ایران انجام خواهد شد و به معنای واگذاری خاک این کشور نیست.
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، اخیرا تأکید کرد که واگذاری خاک ایران به هیچ کشوری امکانپذیر نیست و ادعاهای مطرحشده در این زمینه ناشی از یک «سوءتفاهم» بوده است. او گفت آنچه مطرح شده صرفاً در چارچوب بررسی راههای کمک به کشورهای محصور در خشکه برای دسترسی به بنادر و آبهای آزاد قرار دارد و هیچ پیشنهاد رسمی برای واگذاری زمین یا خاک ایران به افغانستان وجود ندارد.
اسماعیل بقایی همچنین تأکید کرده بود که تمامی بحثها درباره انتقال حاکمیت یا واگذاری بخشی از خاک ایران به افغانستان فاقد مبنای واقعی است و تهران تنها امکان ایجاد تسهیلات تجاری و سرمایهگذاری برای افغانستان در چابهار را بررسی میکند.
اظهارات این عضو مجلس ایران بار دیگر موضوع حضور و سرمایهگذاری افغانستان در بندر چابهار را به صدر بحثهای سیاسی در ایران بازگردانده است.
این موضوع پیشتر نیز جنجالبرانگیز شده بود. در ۱۷ میزان، محسن زنگنه، عضو مجلس ایران که در قالب یک هیئت پارلمانی به کابل سفر کرده بود، اعلام کرد که حدود ۱۰ هکتار زمین در بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در منطقه آزاد این بندر برای سرمایهگذاری افغانستان در نظر گرفته شده است.
این اظهارات با واکنشهای گسترده در رسانهها و شبکههای اجتماعی ایران مواجه شد و برخی آن را به معنای واگذاری بخشی از خاک ایران به افغانستان تعبیر کردند.
زنگنه سپس از موضع اولیه خود عقبنشینی کرد و توضیح داد که منظور او واگذاری مالکیت یا حاکمیت بر خاک ایران نبوده، بلکه هدف ایجاد امکاناتی برای سرمایهگذاری افغانستان و توسعه زیرساختهای ترانزیتی، از جمله ایجاد بندر خشک، در چابهار است.
بندر چابهار در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی افغانستان به آبهای آزاد تبدیل شده است.
اهمیت این بندر بهویژه پس از افزایش تنشهای مرزی و تجاری میان طالبان و پاکستان بیشتر شده و مقامهای طالبان نیز بارها بر گسترش استفاده از این مسیر برای تجارت و ترانزیت کالا تأکید کردهاند.
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد (فائو) میگوید استفاده از فناوریهای تازه برای نگهداری و فرآوری محصولات کشاورزی در افغانستان، به بهبود معیشت کشاورزان کمک کرده است.
این سازمان میگوید این راهکارها، از هموار کردن لیزری زمین تا خشک کردن محصولات با انرژی خورشیدی، به کشاورزان کمک میکند از منابع محدود بهتر استفاده کنند.
فائو در آستانه روز جهانی غذا، شش تجربه در افغانستان را معرفی کرده است که با هدف استفاده مؤثرتر از آب، بهبود معیشت کشاورزان، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی و حفاظت از منابع طبیعی اجرا شدهاند.
روز جهانی غذا هر سال در ۱۶ اکتبر برگزار میشود و شعار این روز در سال ۲۰۲۶ «امروز نوآوری کنیم، فردا را تغذیه کنیم» است.
این سازمان روز دوشنبه در گزارشی نوشت که کشاورزان و جوامع محلی در ولایتهای قندوز، فاریاب، پکتیا، تخار، بامیان و هرات از روشهای مختلف برای مقابله با چالشهای تولید و نگهداری مواد غذایی استفاده میکنند.
بر اساس این گزارش، در قندوز، دستگاه هموار کردن لیزری زمین به کشاورزان کمک میکند تا آب آبیاری و کود بهصورت یکنواختتری در مزارع توزیع شود.
فائو میگوید از سال ۲۰۲۵ دسترسی مشترک انجمنهای آبیاری به این تجهیزات را فراهم کرده و بیش از ۲۳ هزار خانواده کشاورز به این دستگاهها دسترسی دارند.
این گزارش همچنین به ترکیب باغداری و کشت محصولات علوفهای در پکتیا به عنوان روشی برای استفاده همزمان از زمین برای دو هدف پرورش درختان میوه و تهیه علوفه برای دامها اشاره کرده است.
گزارش افزوده که استفاده از خشککنهای خورشیدی به زنان کمک کرده است تا میوهها و سبزیجات را برای مصرف در زمستان نگهداری کنند یا به فروش برسانند.
فائو میگوید میانگین ضایعات پس از برداشت در خانوادههایی که این خشککنها را دریافت کردهاند، از حدود ۲۶ درصد به هفت درصد کاهش یافته و حدود یکچهارم این خانوادهها نیز بخشی از محصولات خشکشده خود را فروختهاند.
این سازمان در بخش دیگری از گزارش به استفاده از اجاقهای خورشیدی در بامیان اشاره کرده است.
این اجاقها در روزهای آفتابی برای پخت غذا و جوشاندن آب استفاده میشوند و میتوانند نیاز خانوادهها به هیزم و بوته را کاهش دهند. استفاده بیش از حد از این منابع در سالهای اخیر فشار بیشتری بر مراتع و پوشش گیاهی وارد میکند.
در هرات نیز ساختمانهای مخصوص خشک کردن انگور به کشاورزان کمک کردهاند کشمش باکیفیتتری تولید کنند.
بر اساس گزارش فائو، کشاورزان استفادهکننده از این تأسیسات گفتهاند مدت خشک کردن انگور از حدود ۳۰ روز به ۱۵ روز کاهش یافته و میزان ضایعات از ۴۰ تا ۵۰ درصد به ۱۰ تا ۱۵ درصد رسیده است.
این سازمان همچنین از انبارهای بدون نیاز به انرژی برای نگهداری محصولاتی مانند پیاز، سیب و کچالو نام برده است.
این انبارها با استفاده از طراحی مناسب ساختمان و گردش طبیعی هوا، دمای داخل را تا حد امکان متعادل نگه میدارند و از خراب شدن زودهنگام محصولات جلوگیری میکنند.
مرگ شریفه، دختر ۱۵ ساله افغان در مشهد ایران بر اثر لتوکوب شدید از سوی همسر، موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
کاربران شبکههای اجتماعی ازدواج دختران زیر سن قانونی، نقش خانوادهها در چنین ازدواجهایی و خشونت علیه زنان را محکوم کردهاند. آنان خواستار پاسخگویی عاملان اینگونه رویدادها شدهاند.
رسانههای ایران روز دوشنبه، ۲۰ میزان گزارش دادند که شریفه حدود دو ماه پیش در شهر مشهد بر اثر لتوکوب شدید به دست شوهرش جان باخت. به گزارش این رسانهها، شوهر ۲۲ ساله او پس از فرار بازداشت شده و اعتراف کرده است که همسر نوجوانش را بهشدت لتوکوب کرده است.
براساس گزارش روزنامه خراسان، شریفه تصویری از خود را برای یکی از دوستانش که از بستگان او نیز بود، فرستاده بود. شوهرش پس از دیدن پیام این فرد در تعریف از تصویر شریفه، خشمگین شد و او را با مشت، لگد و «جسم سخت» لتوکوب کرد.
براساس این گزارش، شریفه بر اثر ضربات بیهوش شد. شوهرش با کمک زنی دیگر او را به یک مرکز درمانی برد. شریفه سپس به شفاخانه هاشمینژاد مشهد منتقل شد و پس از چند روز بستری جان باخت.
سن پایین شریفه یکی از محورهای اصلی واکنشها در شبکههای اجتماعی بوده است. شماری از کاربران با اشاره به آسیبپذیری دختران در ازدواجهای زودهنگام، خواستار برخورد قانونی با عاملان خشونت شدهاند.
رسا امیری، یکی از کاربران، با اشاره به ازدواج مرد متهم با دختری زیر سن قانونی و سپس قتل او، نوشته است: «دو جرم سنگین؛ یکی اینکه با یک دختر زیر سن قانونی ازدواج کرده است و دومین جرم قتل. امیدواریم عدالت اجرا شود.»
روسلان امینی، کاربر دیگری، از کسانی که از شوهر شریفه دفاع کردهاند، انتقاد کرده و نوشته است: «شما فراموش کردید آن دختر پانزده ساله است. طفلی که از زندگی هیچ نمیفهمد.»
این کاربران معتقدند که ازدواج در سن پایین میتواند دختران را در برابر خشونت خانوادگی آسیبپذیرتر کند.
تأکید بر جدایی بهجای خشونت
شماری از کاربران نیز گفتهاند که اختلافهای زناشویی نباید به خشونت منجر شود و در صورت ادامه اختلافها، جدایی راه بهتری است.
نبی عمرزی، یکی از کاربران افغان نوشته است: «اگر نمیتوانید با هم زندگی کنید، بهترین راه جدا شدن است. نه زندگی خود را خراب کنید و نه زندگی آن زن را. به همین خاطر، طلاق یک راه بیرونرفت از مشکلات دو طرف است.»
شمسالله، کاربر دیگری، نیز با انتقاد از قتل شریفه نوشته است: «بهترین راهکار طلاق بود؛ در کجا اجازه قتل یک شخص را داده است؟»
این کاربران تأکید کردهاند که اختلافهای خانوادگی به هیچوجه نمیتواند توجیهی برای خشونت و قتل باشد.
انتقاد از نقش خانوادهها در ازدواج کودکان
در کنار محکومیت قتل شریفه، شماری از کاربران از خانوادهها به دلیل ازدواجدادن دختران در سن پایین انتقاد کردهاند.
کارگر کوهبندی، یکی از کاربران شبکههای اجتماعی، نوشته است: «مقصر اصلی پدر و مادریست که پسر ۲۲ ساله و دختر ۱۵ ساله را درگیر بحران ازدواج کردند. وقتش بود هر دوی شان بچگی کنند و بازی کنند؛ اینها هنوز برای پذیرش این مسئولیت مناسب نبودند.»
احمدحسین، کاربر دیگری، نیز با اشاره به آمادگینداشتن نوجوانان برای پذیرش مسئولیتهای زندگی مشترک نوشته است: «او چه میداند از ازدواج، او چه میداند از زندگی مشترک، وفا به عهد و دهها مسئله دیگر.»
بهرام سنا، کاربر دیگری، خانواده دختر را مسئول دانسته و نوشته است: «تنها مقصر اصلی خانواده دختر است که دختر زیر سن و طفل خود را به دست یک مرد میدهد.»
شماری از کاربران معتقدند که خانوادهها نیز باید در برابر پیامدهای ازدواج کودکان مسئولیت بپذیرند. به باور آنان، ازدواج زودهنگام کودکان را پیش از رسیدن به آمادگی لازم، با مسئولیتها و مشکلات زندگی مشترک روبهرو میکند.
خبرنگار هندی که بیش از شش سال در افغانستان زندگی کرد، از کابل، هرات، مزار شریف و قندهار گزارش فرستاد و برای رسانههای شناختهشدهای چون گاردین، الجزیره، فارن پالیسی و دیپلمات درباره جنگ، سیاست، حقوق زنان، مهاجرت، تغییرات اقلیمی و زندگی روزمره مردم افغانستان نوشت.
او سقوط جمهوری و بازگشت طالبان را از نزدیک پوشش داد. اما امروز دیگر نمیتواند به همان افغانستانی که سالها خانهاش بود برگردد.
نه فقط به خاطر خودش، روچی میگوید اگر امروز بخواهد برای تهیه گزارش به افغانستان سفر کند، امنیت کسانی که با او کار میکنند نیز به خطر خواهد افتاد.
«اگر به افغانستان برگردم، فقط خودم نیستم که در معرض خطر قرار میگیرم. افرادی که با من کار میکنند هم در خطر خواهند بود. حتی رانندهای که برای رفتوآمد استخدام میکنم».
در چنین شرایطی، خبرنگاری که زمانی افغانستان را از نزدیک روایت میکرد، حالا مجبور است از بیرون کشور و با منابعی که هر روز کمتر میشوند، داستان افغانستان را دنبال کند.
اما وقتی از او میپرسی اگر دوستی از هرات برایش سوغات بیاورد چه میخواهد، پاسخ کوتاهی دارد: «همهاش را. هرات را برایم بیاورید. مزار را برایم بیاورید. کابل را برایم بیاورید.»
او میگوید دلتنگ افغانستان است؛ اما بیشتر از ساختمانها و خیابانها، دلتنگ مردمی است که با وجود جنگ، انفجار و بحران، هنوز باور داشتند میتوانند کشورشان را به جلو ببرند.
روچی کمار در مزار شریف
«من یک دختر کابل بودم»
روچی هنوز هم از روزهای زندگی در کابل با احساس حرف میزند.
او میگوید دوستان و همسایههایش در کابل او را میشناختند و خودش را بخشی از زندگی روزمره این شهر میدانست.
به گفته او، دوستانی که هنوز به افغانستان سفر میکنند، گاهی از کوچه و محلهای که در آن زندگی میکرد برایش عکس میفرستند.
اما جملهای هست که بارها از آنها شنیده است: «کابلی که تو دلتنگش هستی دیگر وجود ندارد. حتی اگر برگردی، آن چیزی را که دنبالش هستی پیدا نخواهی کرد».
او میگوید نخستین خالکوبی زندگیاش را یک هنرمند تتوی دختر افغان در کابل روی بدنش نقش زد؛ یادگاری که هنوز هم خاطرات سالهای زندگی و کارش در افغانستان را برایش زنده میکند.
شاید به همین دلیل است که وقتی از افغانستان حرف میزند، کمتر شبیه یک خبرنگار خارجی و بیشتر شبیه کسی است که خانهای را از دست داده باشد.
وقتی منابع خبری خاموش میشوند
بخش بزرگی از شبکه منابع خبری روچی طی پنج سال گذشته از میان رفته است. برخی مهاجرت کردهاند.
برخی دیگر هنوز در افغانستان هستند، اما از ترس حاضر به صحبت نیستند.
او میگوید مشکل افغانستان کمبود خبر نیست.
«در افغانستان هنوز اتفاقهای زیادی رخ میدهد. مشکل این است که دیگر راهی برای روایت کردن این داستانها وجود ندارد».
به گفته او، امروز حتی بررسی و تأیید سادهترین اطلاعات نیز دشوار شده است.
او میگوید جمعآوری اطلاعات، پیدا کردن منابع تازه و حتی شنیدن روایتهای متفاوت از یک رویداد، نسبت به سالهای گذشته بسیار دشوارتر شده است و همین باعث شده بخشی از آنچه در افغانستان رخ میدهد، هرگز ثبت و مستند نشود.
افغانستان؛ یکی از بستهترین کشورهای جهان برای رسانهها
آنچه روچی توصیف میکند، در آمارهای جهانی نیز بازتاب یافته است.
سازمان گزارشگران بدون مرز افغانستان را در شاخص آزادی رسانههای سال ۲۰۲۶ در جایگاه ۱۷۵ از میان ۱۸۰ کشور جهان قرار داده است؛ یکی از پایینترین رتبهها در جهان. این سازمان میگوید بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ عملا «زنگ مرگ آزادی رسانهها» در افغانستان بود.
بر اساس گزارش این نهاد: ۴۳ درصد رسانههای افغانستان تنها در سه ماه نخست بازگشت طالبان تعطیل شدند. بیش از دو سوم حدود ۱۲ هزار خبرنگار فعال افغانستان از حرفه خود خارج شدهاند یا کشور را ترک کردهاند. وهشت نفر از هر ده خبرنگار زن دیگر در رسانهها فعالیت نمیکنند.
گزارشگران بدون مرز همچنین میگوید بازداشتهای خودسرانه، فشارهای امنیتی، سانسور و محدودیتهای تازه رسانهای، فضای کار را برای خبرنگاران روزبهروز سختتر کرده است.
«واقعاً خندهآور است»
طالبان همواره تأکید میکنند که صدها رسانه در افغانستان فعالیت دارند.اما روچی این ادعا را نمیپذیرد.
او میگوید: «واقعا برایم خندهآور است که طالبان فکر میکنند فقط حضور چند خبرنگار در یک کشور به معنای آزادی رسانههاست».
به گفته او، امروز خبرنگاران برای سفر به بسیاری از ولایتها به مجوز طالبان نیاز دارند و حتی همین مجوزها نیز هر زمان ممکن است لغو شوند.
«اگر نتوانی آزادانه سفر کنی، آزادانه گزارش تهیه کنی و منابع خبری تو از صحبت کردن بترسند، دیگر نمیتوان آن را رسانه مستقل نامید».
چرا جهان از افغانستان فاصله گرفت؟
به باور روچی، فقط طالبان مسئول خاموش شدن صدای افغانستان نیستند.جهان نیز به تدریج از افغانستان فاصله گرفته است.
او میگوید در یک یا دو سال نخست پس از سقوط کابل، بازگشت طالبان هنوز برای جهان شوکهکننده بود و افغانستان در صدر خبرها قرار داشت.
اما بعد از مدتی، جنگ اوکراین، غزه، تنشهای خاورمیانه و بحرانهای دیگر، توجه رسانهها و مخاطبان را به خود جلب کردند.
در جریان گفتوگو از روچی پرسیدم اگر امروز روی میز یک سردبیر سه پیشنهاد گزارش بگذارد؛ یکی از افغانستان، یکی از ایران و یکی از غزه، کدام شانس بیشتری برای انتشار خواهد داشت؟
او میگوید پاسخ به این سوال آسان نیست، چون رقابت برای جلب توجه مخاطبان بسیار شدیدتر از گذشته شده است.
«امروز فقط افغانستان نیست که برای دیده شدن مبارزه میکند. حتی اوکراین هم آنطور که باید توجه دریافت نمیکند و غزه هم در مقاطعی از صدر خبرها فاصله گرفته است. اما واقعیت این است که افغانستان کمکم از مرکز توجه جهانی بیرون رفته است. آنچه امروز در افغانستان رخ میدهد، برای بسیاری از مخاطبان به یک واقعیت عادی تبدیل شده است. و همین باعث شده افغانستان هنوز یک داستان مهم باشد، اما دیگر آن خبر بزرگی نباشد که فورا توجه همه را جلب کند».
«معمولا میگوییم دوربینها از افغانستان دور شدهاند، اما من فکر میکنم مخاطبان هم از افغانستان دور شدهاند. اگر همه دنیا با این وضعیت کنار آمدهاند، برای بسیاری از مخاطبان این سوال پیش میآید که چرا باید هنوز درباره آن نگران بود؟»
ثبت تاریخی که شاید روزی مهمتر شود
با وجود همه این محدودیتها، روچی همچنان به بخشی از گزارشهایی که از افغانستان نوشته افتخار میکند.
او میگوید بعد از سقوط جمهوری، مدتی احساس میکرد بسیاری از گزارشهایی که سالها تهیه کرده بود دیگر اهمیتی ندارند.
گزارش درباره زنان تاجر.درباره کافههای کابل.درباره فرهنگ شهری. در باره کوچه مرغ فروشی، درباره باغ وحش کابل.درباره زنانی که در عرصه حقوق و قضا کار میکردند.
«این گزارشها بخشی از تاریخاند. آنها ثبت کردهاند که افغانستان فقط همین چیزی نبود که امروز میبینیم».
افغانستانی که هنوز تمام نشده است
آخرین سفر روچی کومار به افغانستان تنها چند روز پیش از سقوط جمهوری بود.
او در مزارشریف بود و هنوز به یاد دارد که حتی در آخرین روزها، با وجود همه نگرانیها، مردم امیدشان را از دست نداده بودند.
به یاد دارد که تنها یک هفته پیش از سقوط کابل، مردم روی پشتبامها جمع میشدند و شعار میدادند.
برای همین است که هنوز باور ندارد داستان افغانستان به پایان رسیده باشد.با وجود همه محدودیتها، هنوز با افرادی در داخل کشور صحبت میکند.مردمی که به گفته او حاضر نشدهاند تسلیم شوند.
و شاید هیچ جملهای بهتر از حرف خودش نتواند پایان این روایت باشد:
«آن روزها هیچکس فکر نمیکرد داستان تمام شده باشد. و من هنوز هم فکر نمیکنم داستان افغانستان تمام شده باشد. فقط باید راههای تازهای پیدا کنیم تا این داستان را روایت کنیم».
اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان اعلام کرد که در جریان سفر هیئت بازرگانی متشکل از ۱۰ شرکت افغانستان به قزاقستان، پنج قرارداد بازرگانی به ارزش ۵۵ میلیون دالر امضا شده است. این قراردادها برای تأمین آرد، گندم و دیگر محصولات کشاورزی امضا شده است.
بر اساس معلومات اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان، این هیئت که به تاریخ ۱۶ میزان به قزاقستان سفر کرده است در برنامه بینالمللی «فصل کشاورزی پس از برداشت محصولات ۲۰۲۶» در ولایت قوستانای این کشور شرکت کرده است. در حاشیه این برنامه، نمایشگاه ماشینآلات و محصولات کشاورزی و نشستهای مستقیم تجاری میان بازرگانان دو کشور نیز برگزار شد.
به گفته این اتاق، از مجموع قراردادهای امضاشده، قراردادهایی به ارزش ۴۰ میلیون دالر برای تأمین گندم و دیگر محصولات کشاورزی و قراردادهایی به ارزش ۱۵ میلیون دالر برای عرضه آرد اختصاص یافته است.
در خبرنامه این اتاق آمده است که واردکنندگان و بازرگانان محصولات کشاورزی از ولایتهای هرات، کابل، قندهار و بلخ در این هیئت تجاری حضور داشتند. رهبری این هیئت را وحیدالله عزیزی، عضو هیئت مدیره اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان و رئیس کمیته مواد غذایی این اتاق، بر عهده داشت.
پیش از این نیز طالبان از امضای قراردادهای تجاری به ارزش ۲۰ میلیون دالر میان بازرگانان هرات و قزاقستان خبر داده بودند.
بر اساس دادههای تجارت بینالمللی بانک جهانی و سازمان ملل متحد، قزاقستان و اوزبیکستان از منابع اصلی تأمین آرد گندم افغانستان به شمار میروند.
در سال ۲۰۲۴، اوزبیکستان از نظر ارزش صادرات آرد به افغانستان در جایگاه نخست قرار داشت؛ اما از نظر مقدار آرد صادرشده به افغانستان، قزاقستان بیشتر از اوزبیکستان آرد صادر کرده بود.
صادرات قزاقستان ۷۰ برابر وارداتش از افغانستان است.
قزاقستان در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۵۸۹ هزار تُن آرد گندم به افغانستان صادر کرده که ارزش آن ۱۶۲.۹ میلیون دالر بوده است.
حجم مبادلات تجاری افغانستان و قزاقستان در سال ۲۰۲۴ به ۵۴۵.۲ میلیون دالر رسید و در سال ۲۰۲۵ با اندکی کاهش، ۵۴۱.۸ میلیون دالر ثبت شد.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی قزاقستان، صادرات این کشور به افغانستان در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۱۹ میلیون دالر و واردات آن از افغانستان ۲۲.۸ میلیون دالر بود.
در هفت ماه نخست سال ۲۰۲۶، حجم تجارت دو کشور به ۵۸۱.۱ میلیون دالر رسید که شامل ۵۷۲.۹ میلیون دالر صادرات قزاقستان به افغانستان و ۸.۲ میلیون دالر واردات آن از افغانستان بود.
آرد، گندم و روغن نباتی از اقلام عمده صادرات قزاقستان به افغانستان در این دوره بودند و ارزش صادرات این سه محصول بهترتیب ۲۱۵.۶ میلیون، ۱۲۲ میلیون و ۵۱.۱ میلیون دالر گزارش شده است.