منابع معتبر میگویند که در پی گسترش ناامنیها و افزایش حملات به دفتر والی طالبان در بدخشان، دومین مرکز عملیات پهپادی این گروه در نزدیکی دفتر والی، در تپه کلهمنار، بهتازگی فعالیت خود را آغاز کرده است.
به گفته منابع، طالبان در نظر دارد مراکز عملیات پهپادی بیشتری در بدخشان ایجاد کند.
منابع محلی در بدخشان به افغانستان اینترنشنال گفتند که حدود دو ماه پس از راهاندازی یک مرکز عملیات پهپادی در کنار میدان هوایی بدخشان و نصب یک برج مدیریتی، دومین مرکز عملیات پهپادی در تپه کلهمنار آغاز به کار کرده است.
افغانستان اینترنشنال برای نخستین بار در میانه ماه سنبله تصاویر و جزئيات برج مدیریتی اولین مرکز مدیریت پهپادی طالبان در بدخشان را منتشر کرده بود.
هدف اصلی از راهاندازی این مرکز، تأمین امنیت دفتر والی و نهادهای وابسته به طالبان در شهر کهنه فیضآباد، مرکز بدخشان، عنوان شده است. ادارات طالبان، از جمله دفتر والی، در این منطقه طی ماههای اخیر بارها هدف حملات نیروهای جبهات مخالف طالبان قرار گرفتهاند که در برخی موارد تلفات نیز برجا گذاشته است.
یک منبع از میان طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که این مرکز با هدف کاهش تهدیدها علیه دفتر والی آغاز به کار کرده و قرار است بهزودی مراکز جدیدی در نقاط آسیبپذیر ایجاد شوند.
این منبع افزود که رسیدگی همزمان به تمامی مناطق آسیبپذیر از طریق سایت مرکزی دشوار بود به همین دلیل ایجاد مراکز جدید در دست اجرا است.
این منبع که عضو فرقه ۲۱۹ عمرثالث طالبان در بدخشان است، گفت که نیروها و امکانات مرکز مدیریت پهپادها در پهلوی فرودگاه بهتازگی تقویت شده و قرار است مراکز عملیاتی پهپادها نیز گسترش یابند.
منبع دیگری نیز ایجاد دومین مرکز عملیات پهپادی طالبان در شهر فیضآباد را تأیید کرد و گفت که نگرانیهای امنیتی این گروه روزبهروز افزایش مییابد و طالبان توجه ویژهای به سرمایهگذاری در زمینه جنگ پهپادی نشان دادهاند.
طالبان روز شنبه، ۱۸ میزان، نیز در اطلاعیهای به باشندگان بدخشان اعلام کردند که پهپادهای این گروه بهمنظور سروی توپوگرافی و تهیه پلان شهری، از سوی وزارت شهرسازی به پرواز درمیآیند و شهروندان نباید نگران باشند.
با این حال، منابع محلی گفتند که در روزهای پس از انتشار این اطلاعیه، گروهی از پهپادها در مسیر خروجی شهر فیضآباد بهسوی ولسوالی بهارک، در خارج از شهر، پرواز میکردند؛ منطقهای که منابع اکنون تأیید میکنند در نزدیکی آن مرکز جدید پهپادی، ایجاد شده است. به گفته منابع افرادی که پهپادها را پرواز میدادند لباس نظامی داشتند.
منابع محلی در بدخشان میگویند که هدف طالبان از پرواز پهپادها و تصویربرداری در شهر فیضآباد، برخلاف آنچه در اطلاعیه این گروه آمده، نظامی و امنیتی است.
حملات به دفتر والی طالبان
در ماه اسد سال جاری، رویدادهای امنیتی متعددی در شهر فیضآباد، مرکز بدخشان، رخ داد. جبهات مقاومت از انجام چندین حمله به دفتر والی طالبان و پاسگاههای اطراف آن خبر دادند. همچنین شهردار طالبان در یک حمله انفجاری که جبهه مقاومت ملی مسئولیت آن را بر عهده گرفت، کشته شد.
پس از این رویدادها و ایجاد مرکز عملیات پهپادی در فیضآباد، پهپادهای طالبان بهطور مداوم در آسمان این شهر به پرواز درآمده و به گشتزنی و تصویربرداری پرداختهاند.
باشندگان شهر کهنه فیضآباد که در اطراف دفتر والی زندگی میکنند، از محدودیتهای شدید امنیتی طالبان شکایت دارند. به گفته آنان، پهپادهای طالبان در ارتفاع بسیار پایین از حویلیهای خانههایشان تصویربرداری میکنند و زنان در طول روز نمیتوانند بهراحتی از خانه بیرون شوند یا در حویلی به کارهای روزمره خود بپردازند.
باشندگان این منطقه در دیدار با والی طالبان نیز این مشکلات را مطرح کردهاند، اما به گفته آنان، شکایتهایشان تاکنون نتیجهای نداشته است.
شعلهور شدن جنگ در بدخشان
در ماههای اخیر، طالبان بارها در ولسوالی زیباک با نیروهای جبهه آزادی درگیری رو در رو داشتهاند. این جبهه همچنین مدعی است که نیروهایش در بخشهایی از این ولسوالی حضور دارند. در روزهای گذشته نیز ویدیویی از حضور دهها نیروی جبهه آزادی در بخشهایی از زیباک منتشر شد.
علاوه بر این، نیروهای جبهات مخالف طالبان بهصورت چریکی علیه این گروه عملیات انجام میدهند. به گفته منابع، این نیروها در ولسوالیهای یفتل، ارگو، راغها، دروازها، شهر فیضآباد، کشم، تگاب، بهارک و بخشهای دیگر بدخشان حضور فعال و گسترده دارند.
چهار انفجار در دو هفته
در کمتر از ۲۰ روز گذشته، چهار انفجار در شهر فیضآباد، مرکز بدخشان، رخ داده است که به گفته منابع، مقامهای ارشد امنیتی و استخباراتی و مسئولان بلندپایه طالبان اهداف آنها بودهاند.
انفجار نخست در ۶ میزان در منطقه جلغر، انفجار دوم در ۷ میزان در دشت وکیلآباد در نزدیکی دانشگاه، از مربوطات حوزه دوم امنیتی، انفجار سوم در ۱۳ میزان و انفجار چهارم در ۱۵ میزان در نزدیکی فرماندهی پولیس طالبان رخ داده است. ماه قبلی نیز چندین انفجار در این شهر رخ داد که دو مورد آن مدارس دینی و جهادی را هدف قرار داد.
جبهات آزادی، مقاومت ملی و قطعه سبز امرالله صالح مسئولیت این انفجارها را بر عهده گرفتهاند.
انفجارهای پیدرپی و افزایش ناامنیها در شهر فیضآباد، نگرانی طالبان را افزایش داده است. همزمان با این انفجارها، طالبان اقدام به بازداشتهای گسترده کردهاند.
توفانهای مکرر گردوخاک در شمال افغانستان، زندگی روزمره ساکنان را مختل کرده و نگرانیها درباره فرسایش خاک و پیامدهای آن برای سلامت عمومی را افزایش داده است. کارشناسان میگویند خشکسالی و کاهش پوشش گیاهی میتوانند زمین را در برابر فرسایش بادی آسیبپذیرتر کنند.
در هفتههای اخیر، ولایتهای بلخ، جوزجان، فاریاب و قندوز از جمله مناطقی بودهاند که به گفته ساکنان، با توفانهای شدید ریگ و گردوخاک روبهرو شدهاند. این توفانها دید افقی را کاهش داده و رفتوآمد و فعالیتهای روزمره را دشوار کردهاند.
اداره هواشناسی افغانستان نیز در ماههای اخیر درباره وزش بادهای شدید همراه با گردوخاک در بخشهای مختلف کشور هشدار داده است. در یکی از هشدارهای رسمی که چهارشنبه هشتم میزان منتشر شد، سرعت باد در برخی مناطق شمالی، غربی، جنوبی و مرکزی بین ۵۰ تا ۹۰ کیلومتر در ساعت پیشبینی شده بود. این هشدارها احتمال وقوع بادهای شدید را نشان میدهند، اما بهتنهایی شدت یا فراوانی توفانهای گردوخاک را در مقایسه با سالهای گذشته مشخص نمیکنند.
رستم انصاری، یکی از ساکنان مزارشریف، به افغانستان اینترنشنال گفته است که توفانها در سالهای اخیر شدیدتر شدهاند و گاهی مردم را وادار میکنند -در روزهایی که توفان میشود- در خانه بمانند.
او میگوید نفوذ ماسه و گردوخاک به داخل خانهها، خانوادهها را ناچار کرده است در طول یک ماه چندین بار نظافت اساسی انجام دهند. به گفته او، در اوج توفان، دید افقی گاهی به حدود یک متر کاهش مییابد.
خشکسالی و کاهش پوشش گیاهی، زمینهساز فرسایش
افغانستان کشوری عمدتاً خشک و نیمهخشک است و بخشهایی از آن در برابر خشکسالی و فرسایش بادی آسیبپذیری بالایی دارند. کاهش بارندگی، خشکشدن سطح خاک و از بین رفتن پوشش گیاهی میتوانند ذرات خاک را در برابر باد آسیبپذیرتر کنند.
نجیبالله سدید، کارشناس مدیریت منابع آب و محیطزیست، به افغانستان اینترنشنال گفته است که الگوهای جریان هوا از عوامل مهم شکلگیری بادهای شدید در افغانستاناند.
به گفته او، جریانهای بادی از آسیای میانه و مناطق غربی میتوانند به شمال افغانستان برسند و در دشتهای خشک، رسوبات سست را به هوا بلند کنند. او همچنین کاهش پوشش گیاهی، چرای بیش از ظرفیت مراتع و خشکشدن تالابها را از عواملی میداند که میتوانند فرسایش خاک را تشدید کنند.
پوشش گیاهی با تثبیت خاک و کاهش سرعت باد در نزدیکی سطح زمین، به محدودکردن فرسایش کمک میکند. هنگامی که این پوشش از بین میرود، ذرات ریز خاک و رسوبات خشکشده آسانتر جابهجا میشوند.
با این حال، سهم هر یک از این عوامل در توفانهای اخیر شمال افغانستان به دادههای محلی درباره رطوبت خاک، وضعیت پوشش گیاهی، شدت باد و منابع تولید گردوخاک نیاز دارد.
آقای سدید میگوید چرای مفرط و برداشت بوتهها برای تأمین سوخت، در کنار خشکسالی، مراتع را تضعیف کردهاند. او همچنین معتقد است که خشکشدن تالابهای هامون در غرب افغانستان و منطقه مرزی با ایران، به افزایش آسیبپذیری برخی مناطق در برابر گردوخاک کمک کرده است.
این ارزیابیها بر اهمیت عوامل محیطزیستی تأکید دارند، اما برای تعیین دامنه و شدت تغییرات در طول زمان، باید با دادههای مستقل و پژوهشهای قابل بررسی پشتیبانی شوند.
کانال قوشتپه؛ احتمال افزایش فرسایش در مسیر خاکبرداری
کانال قوشتپه یکی از پروژههای بزرگ آبی افغانستان است که هدف آن انتقال آب دریای آمو به زمینهای کشاورزی در شمال کشور عنوان شده است. این پروژه در مسیر خود از مناطق خشک و دشتهایی عبور میکند که در معرض بادهای شدید قرار دارند.
عملیات خاکبرداری در چنین محیطهایی میتواند، در صورت باقیماندن خاک سست و تثبیتنشده، زمینه فرسایش بادی را افزایش دهد. با این حال، وجود چنین خطری بهتنهایی ثابت نمیکند که یک پروژه مشخص موجب تشدید توفانهای منطقهای شده است.
سجاد حمیدی، مهندس آب و محیطزیست و استاد دانشگاه در ایالت پنسیلوانیای آمریکا، به افغانستان اینترنشنال گفته است که پروژههای عمرانی در مناطق خشک باید تدابیری برای تثبیت خاک و مدیریت رسوبات برداشتشده داشته باشند.
به گفته او، خاکبرداری در مقیاس بزرگ میتواند تودههایی از خاک سست در امتداد مسیر پروژه ایجاد کند. اگر این مواد بهدرستی متراکم یا تثبیت نشوند، بادهای شدید ممکن است بخشی از آنها را جابهجا کنند.
آقای حمیدی این خطر را با تجربه توفانهای گردوخاک در دشتهای مرکزی امریکا در دهه ۱۹۳۰ مقایسه کرده است؛ دورهای که خشکسالی و شیوههای نامناسب استفاده از زمین به فرسایش گسترده خاک انجامید.
با این حال، برای تعیین اینکه آیا خاک برداشتشده از کانال قوشتپه در توفانهای اخیر نقش داشته است، باید شواهد مربوط به مسیر و زمان جابهجایی رسوبات بررسی شود.
سدید نیز گفته است که مشاهدات میدانی و تصاویر ماهوارهای، به باور او، از افزایش جابهجایی خاک در شمال افغانستان پس از آغاز پروژه حکایت دارند. او نبود برنامههای منظم تثبیت خاک در امتداد کانال را از عوامل احتمالی افزایش گردوخاک میداند.
برای روشنشدن این مسئله، پژوهشگران باید تصاویر ماهوارهای دورههای پیش و پس از آغاز خاکبرداری را با یکدیگر مقایسه کنند، تغییرات پوشش زمین را بسنجند و مسیر حرکت تودههای گردوخاک را در روزهای وقوع توفان بررسی کنند. دادههای ایستگاههای زمینی نیز میتوانند به تشخیص منشأ ذرات کمک کنند.
پیامدهای گردوخاک برای سلامت عمومی
توفانهای گردوخاک میتوانند غلظت ذرات معلق در هوا را افزایش دهند و برای سلامت انسان خطر ایجاد کنند. شدت این خطر به اندازه و ترکیب ذرات، غلظت آنها در هوا و مدت مواجهه بستگی دارد.
احمد شکیب، متخصص بیماریهای داخلی و ریه، به افغانستان اینترنشنال گفته است که ذرات ریز گردوخاک میتوانند به بخشهای عمیق ریه برسند و مشکلات تنفسی را تشدید کنند.
به گفته او، افراد مبتلا به آسم و بیماریهای زمینهای قلبی و تنفسی، کودکان و سالمندان از جمله گروههایی هستند که ممکن است در برابر آلودگی شدید هوا آسیبپذیرتر باشند.
مواجهه با ذرات معلق میتواند موجب تحریک چشم و مجاری تنفسی شود و در افراد حساس، علائم بیماریهای موجود را تشدید کند. برای ارزیابی میزان خطر در مناطق شمالی افغانستان، دادههای اندازهگیری کیفیت هوا و اطلاعات صحی مربوط به دورههای توفان اهمیت دارد.
در مواد اولیه این گزارش، آمار مستقلی درباره غلظت ذرات معلق، مراجعه بیماران به مراکز درمانی یا افزایش بیماریهای تنفسی در مناطق آسیبدیده ارائه نشده است.
کارشناسان بر ضرورت تثبیت خاک، حفاظت از پوشش گیاهی و بهبود مدیریت مراتع تأکید کردهاند. آنها همچنین خواستار ایجاد سامانههای پایش کیفیت هوا و بررسی منظم وضعیت محیطزیستی شمال افغانستان شدهاند.
شماری از گردشگران و ائنفلونسرهای خارجی با سفر به افغانستان، گرفتن عکس با افراد مسلح طالبان و نشر ویدیوهایی از برخوردهای مثبت این گروه با گردشگران، چهره مثبتی از طالبان در شبکههای اجتماعی به نمایش میگذارند.
روزنامه بریتانیایی سان در گزارشی نوشته است که شماری از گردشگران خارجی در سفر به افغانستان با فرماندهان و جنگجویان طالبان دیدار میکنند، با آنان عکس میگیرند و حتی ویدیوهایی از چاینوشیدن با اعضای این گروه منتشر میکنند.
کرن براون، گردشگر ۳۲ ساله بریتانیایی، یکی از این افراد است. او ویدیویی از سفر خود به افغانستان منتشر کرده و از مخاطبانش خواسته است برای سفری دوستانه به این کشور برنامهریزی کنند.
براون به روزنامه سان گفت که بیشتر برخوردهای طالبان با او آرام و دوستانه بوده است. او درباره نخستین دیدارش با اعضای طالبان گفت: «از من استقبال کردند، با من نشستند و برایم چای آوردند. تجربه عجیبی بود، اما خیلی زود احساس راحتی کردم.»
با این حال، براون تأکید کرد که قصد تبلیغ طالبان یا حمایت از سیاستهای این گروه را ندارد و تنها میخواهد تجربههای سفر خود را با دیگران در میان بگذارد.
اولی هارگریوز، گردشگر دیگر بریتانیایی که در جریان سفر با بایسکل از بریتانیا به استرالیا وارد افغانستان شده بود، نیز از برخورد دوستانه شماری از مردم و اعضای طالبان سخن گفته است.
اما همه تجربههای او خوشایند نبوده است. هارگریوز گفت که در برخی ایستهای بازرسی، جنگجویان طالبان تفنگهای خود را به سوی او نشانه گرفتهاند. او همچنین یک شب، پس از آنکه اجازه نیافت در فضای باز خیمه بزند، ناچار شد در یک دکان همراه با جنگجویان طالبان بخوابد.
به گفته او، شماری از جنگجویان طالبان ویدیوهایی از نبردها و حملات انتحاری را به او نشان دادهاند که تماشای آنها برایش ناخوشایند بوده است.
برنت تیم، گردشگر امریکایی که بیش از ۵۸۰ هزار دنبالکننده در انستاگرام دارد، نیز در سفر به افغانستان با جنگجویان طالبان عکس گرفته است.
او در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، ویدیویی از کابل منتشر کرد و مراسم تجلیل طالبان را «یکی از شادترین روزهای سال برای بسیاری از مردم» توصیف کرد.
با این حال، تیم بعدها پذیرفت که باید در انتخاب واژههایش دقت بیشتری میکرد. او گفت: «کسانی که من با آنها بودم، جشن گرفته بودند، در حالی که میلیونها افغان دیگر ممکن است زندگی کاملاً متفاوتی را تجربه کنند.»
این گردشگر امریکایی گفت که در جریان سفرش با دهها جنگجوی طالبان دیدار کرده و یکی از آنان پنج روز او را همراهی کرده است. به گفته تیم، این جنگجو درباره سالهای جنگ و آنچه «جهاد» خود میخواند، با او صحبت کرده است.
روزنامه سان نوشته است که طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، برای جذب گردشگران خارجی تلاش کرده است. این گروه سال گذشته ویدیوی تبلیغاتیای منتشر کرد که با صحنه ساختگی گروگانگیری آغاز میشد، اما در پایان، مردی با لهجه امریکایی به گردشگران خوشامد میگفت.
به نوشته این روزنامه، شماری از فعالان حقوق بشر نگراناند که انتشار تصاویر و ویدیوهای گردشگران خارجی از برخورد دوستانه طالبان، به بهبود چهره بینالمللی این گروه کمک کند و توجهها را از نقض حقوق بشر در افغانستان منحرف سازد.
سان در گزارش خود به محدودیتهای طالبان بر حضور و صدای زنان در فضای عمومی و گزارشهای مربوط به خشونت خانوادگی نیز اشاره کرده است.
با این حال، گردشگرانی که با این روزنامه گفتوگو کردهاند، میگویند که بازتاب تجربههای مثبت سفرشان به معنای حمایت از سیاستهای طالبان نیست.
وزارت خارجه بریتانیا همچنان به شهروندان این کشور هشدار میدهد که از هرگونه سفر به افغانستان خودداری کنند. این وزارت وضعیت امنیتی افغانستان را بیثبات و بسیار خطرناک توصیف کرده و درباره احتمال بازداشت طولانیمدت شهروندان بریتانیایی هشدار داده است.
شش قبر تازه در گورستانی در ولایت کنر، یادگار خانوادهای است که در حمله هوایی پاکستان در نهم میزان، شش عضو خود را از دست داد. محمد یوسف، چوپان ۶۵ ساله، همراه با چهار فرزند و یک برادرزادهاش در این حمله کشته شد.
کوچکترین قربانی، دختری سهماهه بود.
روزنامه فرانسوی لوموند در گزارشی که روز شنبه، ۲۵ میزان منتشر کرد، به سرگذشت خانوادهای پرداخته است که شش عضو آن در حمله هوایی پاکستان به ولایت کنر کشته شدند. غزال گلشیری، خبرنگار این روزنامه، برای تهیه گزارش به کنر رفته و با بستگان قربانیان و مقامهای محلی طالبان گفتوگو کرده است.
گلشیری در آغاز گزارش، گورستان پشاد را در میان کوههای شرق افغانستان توصیف میکند. در گوشهای از این گورستان، شش قبر تازه در کنار هم دیده میشود. روی قبرها را خاک و سنگریزهها پوشانده و هیچ نام و نشانی از کسانی که در آنها دفن شدهاند، وجود ندارد. تنها دو سنگ کوچک در دو انتهای هر قبر گذاشته شده است.
بزرگترین قبر متعلق به محمد یوسف، چوپان ۶۵ سالهای است که در حمله هوایی پاکستان در نهم میزان در دره چوگان کشته شد. چهار فرزند و یک برادرزادهاش نیز در پنج قبر دیگر دفن شدهاند.
عبدالرووف شاهد، پسرکاکای محمد یوسف، روز ۱۳ میزان به خبرنگار لوموند گفت که پسرکاکایش فقط چوپانی میکرد و هیچ ارتباطی با گروههای شبهنظامی و مسلح نداشت.
به گفته او، محمد یوسف برای چراندن مواشی خود به خانه تابستانیاش در دره چوگان، نزدیک مرز پاکستان، رفته بود و قرار بود پیش از سردشدن هوا از آنجا برگردد.
خبرنگار لوموند مینویسد که خانه این خانواده در بمباران ویران شده است. در میان آوار، تکههای چوب، چند لباس زنانه و یک دوشک به چشم میخورد. در اطراف خانه نیز لاشه گوسفندانی که در حمله کشته شدهاند، همچنان بر زمین مانده و بوی تعفن در ساحه پیچیده است.
حمله حدود ساعت سهونیم بامداد رخ داد. همسایهها که خانههای شان با فاصله از یکدیگر در دامنه کوه ساخته شده است، با شنیدن صدای انفجار به کمک این خانواده شتافتند. محمد یوسف، چهار فرزند و یک برادرزادهاش در این حمله کشته شدند. دو همسر و یکی از دختران او زنده ماندند و اکنون نزد بستگان خود در منطقهای دیگر زندگی میکنند.
فریدالله سالارزی، سخنگوی پولیس طالبان در کنر، به لوموند گفت که محمد یوسف حدود ۸۰ رأس مواشی داشت و بیشتر آنها نیز در بمباران تلف شدند.
به گفته سالارزی، سه دختر و یک پسر محمد یوسف در میان کشتهشدگان بودند. کوچکترین قربانی، دختری سهماهه بود.
سالارزی که صبح روز حمله به محل رفته بود، گفت که هنگام رسیدن او، اجساد کشتهشدگان و زخمیها را به سردخانه و شفاخانه انتقال داده بودند. او گفت که یک جت جنگنده خانه این خانواده را بمباران کرده بود.
حکومت پاکستان چند ساعت پس از حمله، مسئولیت آن را پذیرفت و اعلام کرد که بر اساس اطلاعات معتبر استخباراتی، مواضع و مخفیگاههای گروههای مسلح را در خاک افغانستان هدف قرار داد.
اسلامآباد مدعی شد که در این حملات ۲۲ جنگجوی تحریک طالبان پاکستان کشته شدند و ذخایر سلاح و مهمات آنان نیز از بین رفت.
پاکستان مدتهاست طالبان را متهم میکند که به جنگجویان تحریک طالبان پاکستان پناه داده و اجازه میدهد از خاک افغانستان برای حمله به نیروهای امنیتی پاکستان استفاده کنند.
ارتش پاکستان در یک سال گذشته بارها مناطقی از افغانستان را بمباران کرده و هر بار گفته است که هدف حملاتش، مواضع و مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان بوده است.
با این حال، گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که در این درگیریها شمار زیادی از غیرنظامیان نیز کشته و زخمی شدهاند.
بخش حقوق بشر یوناما پس از بررسی رویدادهای مرزی اعلام کرد که تا نهم سرطان ۱۴۰۵، دستکم ۴۹۹ نفر در افغانستان بر اثر درگیریها و حملات مرزی کشته و یکهزار و ۲۱۶ نفر دیگر زخمی شدهاند. این آمار در گزارشی که اواخر سرطان منتشر شد، آمده است.
پاکستان آمار یوناما را رد کرده و گفته است که نیروهایش تنها جنگجویان و اردوگاههای تحریک طالبان پاکستان را هدف قرار میدهند.
مقامهای پاکستانی همچنین سازمان ملل را به برخورد دوگانه متهم کردهاند. آنان میگویند که یوناما در گزارش خود به قربانیان حملات تحریک طالبان پاکستان و عملیات طالبان در خاک پاکستان نپرداخته است.
یوناما در پاسخ گفته است که مأموریت این نهاد تنها افغانستان را در بر میگیرد و به همین دلیل، گزارش آن نیز به قربانیان در خاک افغانستان محدود شده است.
کیت کلارک، از مدیران شبکه تحلیلگران افغانستان، در گفتوگو با لوموند توضیح گفت که پاکستان با حملات هوایی در افغانستان دو هدف را دنبال میکند. نخست، کشتن جنگجویان و فرماندهان تحریک طالبان پاکستان و دوم، وادارکردن طالبان به قطع حمایت از این گروه و جلوگیری از پناهگرفتن اعضای آن در افغانستان.
با این حال، کلارک معتقد است که پاکستان تاکنون به هیچیک از این دو هدف دست نیافته است. به گفته او، تحریک طالبان پاکستان همچنان توانایی حمله در خاک پاکستان را دارد.
محمد حنیف اتمر، وزیر خارجه پیشین افغانستان، گفت توطئههای خارجی، سیاستهای مستبدانه طالبان و پراکندگی سیاسیون «وحدت ملی» را در افغانستان متزلزل کرده است.
او روز یکشنبه، ۲۶ میزان، در مراسم سالگرد ترور جنرال رازق اچکزی هشدار داد که دامنزدن به اختلافات قومی آرمانهای مردم را نابود میکند.
محمد حنیف اتمر در این مراسم که بهگونه مجازی برگزار شد، هشدار داد که عوامل خارجی با طرحهای تازه در پی تخریب پیوندهای اجتماعی مردم افغانستان هستند و دامنزدن به اختلافات، مبارزات ملی را تضعیف میکند.
او با انتقاد از عملکرد چهرههای سیاسی در تبعید گفت سیاسیون به جای ارائه راه نجات، خود ناتوان شده و در دام توطئههای تفرقهافکنانه افتادهاند.
وزیر خارجه پیشین افغانستان تأکید کرد که وحدت ملی با «لفاظیهای زیبا، شعارهای بلند و سخنان خوشایند» به دست نمیآید، بلکه نیازمند تعهد عملی رهبران به برابری شهروندان، مشارکت همگانی و پایههای یک نظام مشروع است؛ نظامی که برآمده از اراده مردم باشد، عدالت اجتماعی را تضمین کند و هیچ فرد یا گروهی را برتر یا فروتر نشمارد.
آقای اتمر تلاش برای برپایی حاکمیت قانون را آرمانی همگانی خواند و با رد تقابل اقوام، کشاندن مسیر مبارزه به سمت تعصبات نژادی را جفایی بزرگ دانست.
او همچنین با تأکید بر اصل «شخصی بودن مسئولیت جرم» هشدار داد که نباید عملکرد، گناه یا جنایت حاکمان و افراد به کل یک قوم نسبت داده شود، زیرا تعمیم دادن جرم فردی به یک کلانقوم، نقض آشکار اصول عدالت و انحراف مبارزات ملی به سوی تعصبات قومی است.
وزیر خارجه پیشین افغانستان با ابراز امیدواری نسبت به آینده صلح و ثبات در کشور، از رهبران احزاب و جریانهای مختلف خواست فراتر از دیدگاههای حزبی، با صدایی واحد بر سر استقرار یک نظام مشروع و همهشمول به توافق برسند.
به باور او، با تکیه بر آگاهی جمعی، اراده آزاد ملت و التزام عملی به اصول عدالت، مردم افغانستان ظرفیت آن را دارند که از این گذرگاه دشوار عبور کنند.
آقای اتمر با اشاره به حملات پاکستان گفت نیروهای خارجی همچنان خاک افغانستان را بمباران میکنند و غیرنظامیان نیز در این حملات کشته میشوند. او این اقدامات را تجاوز خواند و تأکید کرد که «هر نامی که بر آن گذاشته شود، تجاوز، تجاوز است».
وزیر خارجه پیشین افغانستان با اشاره به وضعیت منطقه و جهان گفت دنیا از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون با بحرانی به این شدت روبهرو نبوده است.
او افزود که در شرایط کنونی، با توجه به تجاوز خارجی، محرومیت و نارضایتی مردم در داخل افغانستان و بحرانهای جهانی، باید راه صلح را در پیش گرفت، نه جنگ را.
اتمر گفت طالبان باید راه گفتوگو و مذاکرات بینالمللی را انتخاب کنند و زمینه مذاکرات بینالافغانی را فراهم سازند.
او هشدار داد که اگر طالبان به گفتوگو تن ندهند و مذاکرات بینالافغانی را انتخاب نکنند، افغانستان با مصیبتهای بیشتری روبهرو خواهد شد.
او افزود که رهبران سیاسی افغانستان برای پیشبرد گفتوگو و مذاکره آمادگی دارند و نباید فرصت صلح از مردم افغانستان گرفته شود.
جنرال عبدالرازق اچکزی در ۲۶ میزان ۱۳۹۷ خورشیدی در پی نفوذ افراد طالبان در ساختمان ولایت قندهار کشته شد؛ چهرهای که نفوذ گستردهای در ساختارهای امنیتی جنوب کشور داشت و از مخالفان سرسخت طالبان به شمار میرفت.
پس از سقوط جمهوریت در اسد ۱۴۰۰، چهرهها و کارگزاران ارشد حکومت پیشین به کشورهای مختلف رفتند و ائتلافها و احزاب گوناگونی را در تبعید شکل دادند.
به باور کارشناسان، نبود یک راهبرد مشترک، اختلافات بر سر نحوه تعامل یا نبرد با طالبان و عدم شکلگیری رهبری واحد، از چالشهای اصلی اپوزیسیون سیاسی در بیرون از افغانستان در سه سال گذشته بوده است.
شبکه تحلیلگران افغانستان اعلام کرد پناهجویان افغان در ایتالیا با وجود نرخ بالای قبولی، با بیسرپناهی، کار سیاه و بنبست حقوقی روبهرو هستند. این نهاد در گزارشی که روز شنبه، ۲۵ میزان منتشر شد، تاکید کرد ایتالیا برای اکثر افغانها نه مقصد ادغام، بلکه راه ترانزیت به شمال اروپاست.
بر بنیاد این گزارش تحقیقی که فابریتزیو فوسکینی نویسنده آن است، شهر مرزی تریسته در شمالشرق ایتالیا و در مرز با اسلوونیا، گذرگاه اصلی ورود زمینی پناهجویان از مسیر بالکان به اتحادیه اروپا است.
صدها پناهجو پس از پیمودن این مسیر دشوار، به دلیل کمبود ظرفیت مراکز پذیرش دولتی، هفتهها و گاه ماهها روی کارتنها در خیابانها یا در انبار متروکه «سیلوس» در نزدیکی خطآهن تریسته به سر میبرند و غذای روزانه و خدمات درمانی آنان تنها از سوی نهادهای داوطلب مدنی، از جمله شبکه «لینیا دومبرا»، تأمین میشود.
نویسنده این گزارش میافزاید که بازار کار رسمی برای پناهجویان تازهوارد عملاً بسته است و فرصتهای شغلی به بخشهای زراعت و گردشگری متکی بر بازار سیاه خلاصه میشود. پناهجویان در بخشهای کشاورزی و ساختمانی به سیستم بهرهکشی موسوم به «کاپورالاتو» یا شبکه دلالان غیررسمی کشانده میشوند و بدون قرارداد و بیمه، با ساعات کاری طولانی برای دستمزدهای ناچیز کار میکنند.
حتی کارگرانی که در کارخانههای کشتیسازی «مونفالکونه» مشغول به کار میشوند، به دلیل پایین بودن دستمزدها و نبود امکان ارتقای شغلی، پس از مدتی ایتالیا را به مقصد دیگر کشورهای اروپایی ترک میکنند.
از سوی دیگر گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان میافزاید که پروسه پیوستن خانوادهها به مهاجران به بنبست خورده است؛ با بسته بودن سفارت ایتالیا در کابل، خانوادهها ناچارند برای طی مراحل اداری به سفارتهای ایتالیا در اسلامآباد یا تهران مراجعه کنند که نیازمند داشتن اقامت قانونی در این کشورها و هزینههای سنگین است و با وجود حقوق کم پناهجویان در ایتالیا شرایط سخت شده است.
همچنین برنامههای تخلیه بشردوستانه نیز بسیار محدود بوده و تنها به انتقال حدود هزار و ۲۰۰ افغان در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ و ۷۰۰ نفر دیگر در سال ۲۰۲۵ انجامیده است.
در بخش دیگر این گزارش میافزاید که از ۲۳ جوزای ۱۴۰۵ و همزمان با اجرای پیمان جدید مهاجرتی اروپا، پولیس ایتالیا بر اساس فرمان دولتی «رویه سریع مرزی» را در تریسته به اجرا گذاشت که طی آن مصاحبهها به روندی صوری و یکصفحهای بدل شد، مهلت استیناف علیه احکام رد به پنج روز کاهش یافت و انتقال پناهجویان به مراکز دیگر شهرها متوقف شده است.
با این حال، در ماههای اسد و سنبله، دادگاههای مدنی تریسته و دیگر شهرها این رویه را متوقف کردند و حکم دادند که مرز زمینی با اسلوونیا مرز خارجی شنگن نیست و دولت باید رسیدگی به پروندهها را به رویه عادی بازگرداند.
تغییر رویکرد رم و چرخش پناهجویان به گذرگاه بالکان
ایتالیا در طول دو دهه گذشته همواره به عنوان یکی از منعطفترین کشورهای اروپایی در اعطای پناهندگی به افغانها شناخته میشد، به گونهای که در سال ۲۰۲۴ میلادی از میان نزدیک به دو هزار پرونده بررسیشده، تنها هشت درصد با رد درخواست روبهرو شدند و صدها تن پناهندگی کامل یا حمایتهای بینالمللی پنجساله دریافت کردند.
با این حال، از سال ۲۰۲۵ رویکرد رم تغییر محسوسی کرد و ضمن کاهش پاسخهای مثبت به حدود ۸۲ درصد، اقامتهای محدود دوساله جایگزین حمایتهای پایدار قبلی شد؛ تغییری که مانع از رشد ۷۷ درصدی درخواستهای تازه در نیمه نخست سال جاری میلادی نشد.
بخش بزرگی از این موج تازه را پناهجویانی تشکیل میدهند که پس از رد شدن پروندههایشان در آلمان، اتریش، بلجیم و سویدن، برای در امان ماندن از خطر اخراج و بهرهگیری از اصل بینالمللی منع بازگرداندن، دوباره راهی ایتالیا شدهاند.
در همین حال، در پنج سال گذشته نزدیک به ۳۰ هزار افغان از مسیر دشوار بالکان وارد شهر مرزی تریسته شدهاند که بخش چشمگیری از آنان کودکان بدون همراه بودهاند.
این پناهجویان با آگاهی از تعلیق پذیرش بازگرداندن مهاجران تحت مقررات دوبلین از سوی رم از قوس ۱۴۰۱، مرز ایتالیا را انتخاب میکنند تا بدون ثبت اثر انگشت در کرواسی، فرصت رسیدن به سایر مقاصد اروپایی را برای خود محفوظ نگهدارند.