• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اداره مهاجرت امریکا یک زن افغان را بازداشت کرد

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۲۰:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)

ماموران اداره مهاجرت امریکا بی‌نظیر نورزاد، دانشجوی پیشین بورسیه فولبرایت را در ایالت میشیگان بازداشت کردند. مطیع‌الله نورزاد، برادر او می‌گوید که خواهرش به‌زودی برای بررسی درخواست پناهندگی‌اش مصاحبه دارد و نگران است که او به افغانستان اخراج شود.

بی‌نظیر نورزاد، ۳۲ ساله در سال ۲۰۲۱ به‌عنوان دانشجوی برنامه فولبرایت به امریکا رفت و پس از تسلط طالبان بر افغانستان، درخواست پناهندگی داد.

به گفته مطیع‌الله، خواهرش روز پنجشنبه، هشتم عقرب هنگام حضور در میدان هوایی و پیش از سوار شدن به پرواز به مقصد ایالت ویرجینیا، از سوی ماموران اداره مهاجرت و گمرک امریکا بازداشت شد.

بر اساس معلومات پایگاه بازداشت‌شدگان اداره مهاجرت امریکا، بی‌نظیر نورزاد تا روز شنبه، دهم عقرب در یک مرکز اصلاح و تربیت در ایالت میشیگان نگهداری می‌شد. اداره مهاجرت امریکا تاکنون درباره علت بازداشت بی‌نظیر اظهارنظر نکرده است.

مطیع ‌الله نورزاد که اقامت دایمی امریکا را دارد و در افغانستان با نیروهای نظامی امریکا همکاری کرده است، بازداشت خواهرش را غیرموجه می‌داند. او گفت که بی‌نظیر به‌گونه قانونی کار می‌کرد و تمام اسناد لازم را برای اقامت و اشتغال قانونی در امریکا داشت.

او افزود که درخواست پناهندگی خواهرش رد نشده و قرار بود او در هفته‌های آینده برای مصاحبه با اداره حاضر شود.

برادرش از مقام‌های امریکایی خواسته است که پرونده او را به‌گونه فوری از منظر بشردوستانه بررسی کنند. او تأکید کرده است که خانواده‌اش می‌خواهند خطرهای احتمالی بازگشت بی‌نظیر به افغانستان در نظر گرفته شود.

بی‌نظیر نورزاد در شرایطی بازداشت شده است که دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری را در قبال مهاجران به اجرا گذاشته است.

پربازدیدترین‌ها

از حق رأی تا حذف سیاسی؛ سرگذشت چهار زن افغان در تاریخ قدرت افغانستان
۱

از حق رأی تا حذف سیاسی؛ سرگذشت چهار زن افغان در تاریخ قدرت افغانستان

۲

هوادار حقانی که بود و به گوش وزیر داخله طالبان چه گفت؟

۳

دماغ‌های شکسته و بدن‌های زخمی؛ شکنجه جوانان افغان در مرز ایران-ترکیه

۴

شهروند بنگلادشی از طالبان خواست موبایل دزدی‌شده‌اش را برگرداند 

۵

مجلس ایران برای اقامت غیرمجاز اتباع خارجی تا ۱۰ هزار یورو جریمه تعیین کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

از تجاوز جنسی به کودکان تا قاچاق صدها مهاجر؛ محاکمه ۳۱ افغان در بلجیم آغاز شد

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۱۹:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)
100%

محاکمه ۳۱ مرد افغان به اتهام دست‌داشتن در یک شبکه بزرگ قاچاق انسان در شهر انتورپن بلجیم آغاز شد. دادستانی بلجیم می‌گوید که اعضای این شبکه مهاجرانی را که پول قاچاقچیان را نمی‌پرداختند، لت‌وکوب و زندانی می‌کردند. شماری از قربانیان نیز از تجاوز جنسی خبر داده‌اند.

رسانه دولتی وی‌آر‌تی بلجیم روز دوشنبه، چهارم عقرب گزارش داد که تحقیقات درباره فعالیت این شبکه سه سال پیش آغاز شد. اعضای شبکه با نام‌های «۳۱۳» و «۳۱۳ کریمینال» در تیک‌تاک فعالیت می‌کردند و ویدیوهایی از عملیات قاچاق انسان منتشر می‌کردند.

به گفته دادستانی، این شبکه تشکیلات منظمی داشت و رهبران آن از ولایت بغلان افغانستان عملیات قاچاق انسان را مدیریت می‌کردند. درآمد حاصل از قاچاق نیز به بغلان منتقل می‌شد.

این شبکه در شهر انتورپن محلی برای اسکان مهاجران و انجام معاملات مالی داشت. مهاجران پیش از انتقال به مقصد بعدی در این محل نگهداری می‌شدند و پول قاچاق نیز در همان‌جا دریافت و پرداخت می‌شد.

دادستانی می‌گوید بیشتر قربانیان این شبکه مرد بودند، اما زنان، کودکان و حتی نوزادان نیز در میان آنان حضور داشتند. این افراد عمدتاً از افغانستان، ترکیه و پاکستان آمده بودند و تلاش داشتند خود را به کشورهای اروپای غربی برسانند.

اعضای شبکه از طریق رسانه‌های اجتماعی با پناهجویانی که درخواست پناهندگی آنان در بلجیم رد شده بود نیز ارتباط برقرار می‌کردند و به آنان پیشنهاد انتقال به بریتانیا می‌دادند.

براساس گزارش وی‌آر‌تی، قاچاقچیان در اردوگاه‌های مهاجران در فرانسه نیز محل‌هایی برای نگهداری افراد داشتند. مهاجران تا زمان انتقال از طریق دریا به بریتانیا در این محل‌ها نگهداری می‌شدند.

به گفته دادستانی، قاچاقچیان گاهی تا ۴۵ نفر را در یک قایق بادی ۹ متری جا می‌دادند. شماری از مهاجران ناچار بودند روی لبه قایق بنشینند. برخی واسکت نجات داشتند، اما به بعضی دیگر تنها حلقه بادی شنا داده می‌شد.

این شبکه در مسیر دیگری نیز از طریق صربستان و هنگری فعالیت می‌کرد. مهاجران ابتدا در خانه‌هایی در بلگراد نگهداری می‌شدند و سپس به جنگل‌های نزدیک مرز هنگری انتقال می‌یافتند.

دادستانی می‌گوید قاچاقچیان در برخی شب‌ها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر را از مرز عبور می‌دادند. براساس تحقیقات، راهنمایان برای انتقال هر نفر بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ یورو و رانندگان حدود ۵۰۰ یورو دریافت می‌کردند. درآمد ماهانه رهبران این شبکه نیز به ۱۵ هزار یورو می‌رسید.

تهدید، شکنجه و آزار جنسی قربانیان

دادستانی بلجیم می‌گوید اعضای این شبکه برای تهدید و ارعاب مهاجران از سلاح‌هایی از جمله کلاشینکوف استفاده می‌کردند. افرادی که نمی‌توانستند پول قاچاق را به‌موقع بپردازند، لت‌وکوب یا در محل‌های تحت کنترول شبکه نگهداری می‌شدند.

شماری از قربانیان نیز از آزار و تجاوز جنسی خبر داده‌اند. به گفته دادستانی، برخی از آنان پیش از آزار جنسی با مواد مخدر بی‌حال می‌شدند. اعضای شبکه همچنین از آزار جنسی پسران زیر سن افغان فیلم‌برداری کرده بودند.

بیشتر متهمان اکنون تحت نظارت الکترونیکی قرار دارند یا به‌صورت مشروط آزاد شده‌اند. تنها شماری از آنان همچنان در زندان به سر می‌برند.

در نخستین جلسه دادگاه، چند تن از متهمان ابراز پشیمانی کردند و گفتند که مرتکب اشتباه شده‌اند.

دادستانی برای هر یک از سه رهبر شبکه تا ۱۵ سال زندان درخواست کرده است. مجموع مجازات درخواستی برای ۳۱ متهم به حدود ۲۳۰ سال می‌رسد.

دادستانی همچنین خواستار مصادره بیش از سه میلیون یورو از درآمدهای حاصل از فعالیت‌های غیرقانونی این شبکه شده است.

انتظار نمی‌رود دادگاه پیش از ماه قوس حکم خود را صادر کند.

فرمانده عبدالحق و طرح گردهم‌آوردن جنگجویان خارجی در توره‌بوره

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۱۵:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
نذیر احمد سهار
100%

در ۴ عقرب ۱۳۸۰، فرمانده عبدالحق، در حالی که بر اسب سوار بود، تلاش می‌کرد از محاصره طالبان در ولسوالی ازره ولایت لوگر بیرون شود. در روستای غوگیزی، جنگجویان طالبان در اطراف سنگر گرفته بودند.

تنها چند تن با او همراه بودند و چرخ‌بال‌های امریکایی برای کمک به‌موقع به او نرسیدند. حوالی ساعت سه شب طالبان او را بازداشت کردند.

فرمانده عبدالحق، که یک گروه کوچک او را همراهی می‌کرد، با خطرات راه‌های کوهستانی آشنا بود، اما به دلیل پای مصنوعی‌اش، در جریان سفر به احتیاط بیشتری نسبت به سایر همراهانش نیاز داشت.

این فرمانده پیشین جنگ ضدشوروی، در اواخر ماه میزان و روزهای آغازین عقرب ۱۳۸۰، در حالی که هواپیماهای امریکایی مراکز و قرارگاه‌های نظامی طالبان را بمباران می‌کردند، از راه پاراچنار و تری‌منگل در خیبرپختونخوا به افغانستان رفت.

او می‌خواست از راه قیام‌های مردمی، در صفوف طالبان شکاف ایجاد کند و راه را برای یک فصل جدید سیاسی باز سازد.

عبدالحق در درازنای جنگ‌های افغانستان بارها از خطر مرگ گذشته بود. او ۹ بار زخمی شده بود و یک پایش را نیز از دست داده بود. اما سفر عقرب ۱۳۸۰ او مانند عملیات‌های گذشته‌اش موفقیت‌آمیز نبود. در عقب بازداشت و اعدام او، پرسش‌های فراوانی هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند.

دو طرح عبدالحق

رویدادهای پیش و پس از سال ۱۳۸۰ خورشیدی و مصاحبه‌های خود عبدالحق درباره تفکر سیاسی او نشان می‌دهند که او برای پایان دادن به حاکمیت طالبان، تنها پیروزی نظامی را بسنده نمی‌دانست.

در اواخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، او از روند گفت‌وگوها در مورد آینده سیاسی افغانستان پشتیبانی می‌کرد. در پیشنهادهای او، نام محمد ظاهر شاه، پادشاه پیشین، به عنوان شخصی به تصویر کشیده می‌شد که ممکن بود به حیث یک مرجع مشترک میان گروه‌های مختلف پذیرفته شود.

از دیدگاه او، شخصیت ظاهر شاه می‌توانست به جای حاکم جدید، برای یک لویه جرگه و یک توافق سیاسی به کار گرفته شود.

همین دیدگاه در خزان ۱۳۸۰ نیز بخشی از نقشه او شمرده می‌شد. به باور نزدیکانش، عبدالحق در تلاش بود یک ساختار سیاسی بدیل برای افرادی که از صفوف طالبان جدا می‌شوند و یک راه بدیل برای خروج جنگجویان خارجی از افغانستان ایجاد کند.

عبدالحق هشدار داده بود که جنگ طولانی و تلفات غیرنظامیان، صفوف طالبان را تقویت خواهد کرد. به گفته او، در آغاز، حملات هوایی میزان حمایت مردمی از طالبان را آسیب زده بود، اما پس از آن‌که بمباران‌ها به درازا کشید، برخی از مردم حاکمیت طالبان را بهتر از ادامه بمباران‌ها می‌دانستند.

بر بنیاد طرح او، پس از تضعیف طالبان، باید در درون افغانستان یک لویه جرگه فراخوانده می‌شد تا درباره حکومت نو تصمیم بگیرد. یک نیروی امنیتی بی‌طرف امنیت کابل را تأمین کند و ظاهر شاه به عنوان نماد وحدت ملی در تشکیل جرگه نقش داشته باشد.

100%
حاجی دین محمد حامل طرح های فرمانده عبدالحق به بن‌لادن

حاجی دین‌محمد که در سال‌های جهاد همکار نزدیک جنگجویان عرب بود، با عرب‌ها درباره طرح عبدالحق صحبت کرده بود. او طرح عبدالحق را از سوات برای بن‌لادن برده بود. عبدالحق پیش از سقوط جلال‌آباد به برادرش گفته بود که این طرح را به بن‌لادن برساند.

دین‌محمد، که بعداً در سال‌های جمهوریت والی ننگرهار شد و در دیگر پست‌های بلندپایه کار کرد، درباره این طرح می‌گوید: «حاجی عبدالحق به من گفت من برای اخراج عرب‌ها یک طرح دارم. با امریکا و جامعه بین‌المللی صحبت خواهم کرد تا فهرست‌های‌شان تهیه شود و از مجرای سازمان ملل متحد به‌گونه صلح‌آمیز به کشورهای متبوع خود بروند.»

این فرمانده می‌خواست عرب‌ها و بن‌لادن همگی در سفید کوه یا توره بوره گردهم آیند، اسلحه بر زمین بگذارند و افغانستان را ترک کنند.

او در طرح خود گفته بود که اگر عرب‌ها می‌خواهند در افغانستان بمانند یا کشورهای متبوع‌شان آنان را نمی‌پذیرند، در یک کشور سوم زمینه اقامت برای‌شان فراهم شود؛ و اگر باز هم نمی‌روند و می‌خواهند در افغانستان بمانند، اسلحه را بر زمین بگذارند و دولت افغانستان به آنان ویزا بدهد تا زمینه زندگی سیاسی برای‌شان مساعد شود.

بن‌لادن در پاسخ به طرح به حاجی دین‌محمد نوشت: «من و تو در سن‌وسال هر دو پیرمرد هستیم، معلوم نیست که من زودتر می‌میرم یا شما. ما در جهاد با هم دوست مانده‌ایم، ما برای ریاست‌جمهوری، وزارت و ولایت نمی‌جنگیم. شما مداخله نکنید، بگذارید ما و امریکایی‌ها با هم رودررو شویم.»

اما بن‌لادن و یارانش پس از آن دقیقاً به همان جایی رفتند که عبدالحق برای‌شان مشخص کرده بود، ولی در آن زمان عبدالحق دیگر زنده نبود.

فرمانده اسب‌سوار در دام طالبان

پس از رویدادهای ۲۰ سنبله ۱۳۸۰ (۱۱ سپتامبر) و ورود نظامی امریکا بر افغانستان، عبدالحق بار دیگر به سیاست افغانستان بازگشت.

امریکا برای ایجاد قیام‌های مردمی و نیروهای شبه‌نظامی در ولایت‌های شرقی افغانستان، به فرماندهان پیشین جهادی و تفنگ‌داران روی آورد که مرکز اصلی روابط، تمویل و فعالیت‌های آنان شهر پیشاور بود.

پاکستان، به‌ویژه برخی حلقه‌ها در سازمان استخبارات این کشور با سیاست‌های امریکا همسو نبودند و تأکید داشتند که به جای سرنگونی اداره طالبان، باید بر اصلاح آن تمرکز شود. فرمانده عبدالحق نیز با اندکی تفاوت دیدگاهی مشابه داشت.

او که برخوردار از حمایت سی‌آی‌ای دانسته می‌شد، در پیشاور با همکاری برادرانش ارتباطات خود را با فرماندهان پیشین برقرار کرد و در هوتل حیات ریجنسی در دبی برخی از فرماندهان پیشین را به یک نشست دعوت کرد. پس از آن، او دفتری در پیشاور گشود و خودش نیز در پیشاور و سوات اقامت داشت.

او برای باشندگان ولسوالی‌های حصارک ننگرهار و ازره لوگر امکانات مالی، وسایل ارتباطی پیشرفته مانند تلفن‌های ماهواره‌ای ثریا و برخی سهولت‌های دیگر فراهم ساخت.

کاروان کوچک او در ظاهر چنین نشان می‌داد که هدف مأموریتش بر ایجاد پیوندهای قومی متمرکز است، اما اعضای طالبان به حلقه عبدالحق نفوذ کرده بودند و این اطمینان را به او داده بودند که می‌توانند در قیام علیه طالبان با او همکاری کنند.

دو نفری که راه‌های تماس را به روی عبدالحق باز کرده بودند، رفت‌وآمد و روابط نزدیکی با استخبارات پاکستان داشتند.

مسئولان استخباراتی امریکا نیز نگران بودند که مبادا مأموریت عبدالحق از درون شبکه‌های استخباراتی پاکستان افشا شده باشد.

او در اوایل ماه میزان ۱۳۸۰، مدت کوتاهی پس از بازگشت از دبی، از راه تری‌منگل به ولسوالی‌های حصارک ننگرهار و ازره ولایت لوگر رفت. در جنوب‌شرق ازره، منطقه کوتل کرکیی یا منطقه مرمی، در نزدیکی خط دیورند و در همسایگی منطقه کُرم موقعیت دارد و برخی دره‌های آن به سوی کوه سفید و آریوب زازی امتداد می‌یابند.

مناطق کوهستانی سپاندو کچ و غوگیزی در ازره جنگل‌های انبوه جلغوزه دارند. پس از فروپاشی نخستین اداره طالبان من دو بار از همین راه‌ها و دره‌های بسیار پیچیده و کوهستانی به تری‌منگل رفته‌ام.

به دلیل نبود جاده، در آن زمان بیشتر موترها از بستر سیلاب‌ها و روستاها عبور می‌کردند و برای سفر عمدتاً از موترهای کمک‌دار، کار گرفته می‌شد.

ولسوالی‌های حصارک و ازره از این جهت اهمیت داشتند که موقعیت جغرافیایی‌شان امکان رفت‌وآمد و تماس‌های منطقه‌ای میان ننگرهار و لوگر را فراهم می‌کرد.

طالبان ولسوال حصارک ننگرهار را، که از دوستان پیشین عبدالحق بود، به عنوان فرد نفوذی در حلقه او گماشته بودند و او اطلاعات جلسات، تماس‌ها و رفت‌وآمدهای عبدالحق را به استخبارات طالبان می‌رساند.

در ۲ عقرب ۱۳۸۰، کندک‌های استخبارات ننگرهار و لوگرِ طالبان برای یافتن عبدالحق به ولسوالی‌های حصارک و ازره رفتند و تمام آن بزرگان قومی ازره را که شک همکاری با عبدالحق بر آنان می‌رفت، به حیث گروگان به پل علم، مرکز ولایت لوگر فرستادند.

فرمانده عبدالحق در روستای غوگیزی ولسوالی حصارک در خانه یکی از حامیانش به نام حاجی دوران بود، او در هنگام خروج از این خانه با محاصره روبرو شد و حوالی ساعت سه شب در حالی که سوار بر اسب بود، به دست طالبان اسیر شد.

منابع وابسته به طالبان در آن زمان به رسانه‌ها گفتند که همراه با عبدالحق پول نقد و وسایل مخابراتی نیز ضبط شده است. هواپیماهای امریکایی که مصروف مأموریت نجات عبدالحق بودند، کندک استخبارات ننگرهار را هدف قرار دادند، اما عبدالحق در بند کندک استخبارات لوگر طالبان بود.

پیش از انتقال او به کابل، نماینده وزارت داخله طالبان به نام ملا ظاهر، موتر حامل عبدالحق را در سنگ‌نوشته کابل متوقف کرد و حکم ملا محمد عمر را برای طالبانی که او را همراهی می‌کردند، خواند.

به گفته عبدالحی مطمئن، سخنگوی وقت رهبر طالبان، در این حکم عبدالحق «وطن‌فروش و خائن» خوانده شده و دستور قتل او را صادر شده بود؛ سپس ملا ظاهر، عبدالحق را از موتر پیاده کرد، چشمانش را بست و با رگبار کلاشینکوف او را کشت.

ملا امیرخان متقی، وزیر وقت اطلاعات و فرهنگ طالبان پس از قتل عبدالحق به خبرنگاران گفت که او «به دستور ملا محمد عمر رهبر طالبان، پس از یک محاکمه کوتاه در ریشخور کابل اعدام شده است». متقی افزود که او به جاسوسی برای ایالات متحده و خیانت به دولت متهم بود.

100%
کوه‌های مشرقی که فرمانده عبدالحق در آنجا رفت و آمد داشت

آیا امریکایی‌ها واقعاً او را تنها گذاشتند؟

هم‌زمان با کشته‌شدن عبدالحق، این پرسش برای بسیاری از مردم مطرح شد که این فرمانده آشنا با جنگ‌ها، بافت‌های قومی، مسائل استخباراتی و منازعات افغانستان، چگونه دست‌خالی و بدون نقشه‌ای امن و کانال‌های ارتباطی مطمئن وارد مناطق تحت کنترول طالبان شد.

بسیاری از افراد بی‌احتیاطی و اقدام شتاب‌زده او را دلیل مرگش می‌دانند، اما برخی دیگر دست‌های استخباراتی و همکاری نکردن امریکا را نیز در این رویداد دخیل می‌شمارند.

جیمز ریچی، که از دوستان نزدیک عبدالحق بود، پس از قتل او گفت: «امریکایی‌ها او را تنها گذاشتند.»

از دیدگاه عبدالحق، پایان حاکمیت طالبان نباید به معنای ایجاد یک حکومت مسلحانه دیگر می‌بود. او از توافقی میان گروه‌های قومی و سیاسی پشتیبانی می‌کرد که به جای تقسیم قدرت، یک تصمیم مشترک درباره مشروعیت قدرت ایجاد کند.

عبدالحق حدود ۱۲ روز پیش از کشته‌شدنش، در مصاحبه با آناتول لیوین، عضو بنیاد کارنگی، درباره مخالفتش با استراتژی نظامی امریکا گفت که حملات هوایی جنگ را پیچیده‌تر می‌سازد.

او در این مصاحبه تصریح کرده بود: «در شرایط کنونی، اقدام صرفاً نظامی وضعیت را دشوارتر می‌سازد. تا کنون ما معلومات بسیار کمی درباره این‌که امریکا این جنگ را چگونه به پیش می‌برد داریم. بهترین راه این خواهد بود که امریکا برای یک راه‌حل سیاسی همه‌شمول افغانستانی کار کند.» او از امریکا شکایت داشت که فرصت قیام از درون طالبان را به او نداد و حملات هوایی را آغاز کرد.

یک دوست نزدیک پیشین عبدالحق، که در آن زمان در پیشاور در روند حمایت از گروه‌های مخالف نقش داشت، بر این باور است: «مقامات امریکایی بیشتر بر جبهه متحد اتکا داشتند و توجه چندانی به ولایت‌های جنوبی و جنوب‌شرقی افغانستان نمی‌کردند؛ عبدالحق فکر می‌کرد شاید حضور شبه‌نظامیان پیشین در این مناطق، جبهه ضدطالبان را تضعیف کند.» به گفته او، به همین دلیل «او خطر جانی را پذیرفت و تا اندازه‌ای با شتاب به افغانستان رفت.»

از نظر او، رهبری طالبان از راه بمباران و گفت‌وگو تغییر نمی‌کرد؛ به همین دلیل گفت‌وگوها را با فرماندهان درجه دوم طالبان، مجاهدین پیشین و بزرگان قومی آغاز کرده بود تا اعلامیه‌ای درباره کنار رفتن طالبان از قدرت صادر کنند.

یک دلیل احتمالی بی‌توجهی امریکا به عبدالحق، تفاوت در اولویت‌های آنان دانسته می‌شود. واشنگتن پس از حملات ۱۱ سپتامبر (۲۰ سنبله) در پی مبارزه علیه القاعده و تضعیف رژیم طالبان بود؛ چرا که در گفت‌وگوها با طالبان پیشرفتی دیده نمی‌شد.

به باور نزدیکان عبدالحق، او گمان می‌کرد که جنگ مسلحانه و نابودی طالبان از راه زور ممکن است در سطح مردمی انگیزه حمایت از آنان را ایجاد کند، زیرا در حملات هوایی ایالات متحده به مردم تلفات غیرنظامی وارد می‌شد. مسئولان استخبارات وقت پاکستان نیز به امریکایی‌ها چنین تفهیم می‌کردند که حملات هوایی علیه طالبان می‌تواند حمایت از آنان را در میان پشتون‌ها افزایش دهد.

افزون بر این، عبدالحق فکر می‌کرد که تمرکز بیشتر امریکایی‌ها بر ولایت‌های شمالی افغانستان است و در ولایت‌های شرقی نیز تمرکز استخبارات بریتانیا و امریکا بر آن دسته از فرماندهانی بود که از جبهه متحد حمایت می‌کردند. خانواده حاجی قدیر و شماری از فرماندهان جهادی پیشین در ولایت‌های شرقی، از سال‌های جهاد میان خود رقابت داشتند.

از جنگ ضدشوروی تا سازش ملی

عبدالحق به یک خانواده ثروتمند در ننگرهار تعلق داشت. او در اواخر دهه ۱۳۵۰ خورشیدی وارد مبارزه علیه رژیم‌های حاکم شد و پس از تهاجم شوروی بر افغانستان، فعالیت‌های نظامی خود را زیر چتر حزب اسلامی به رهبری مولوی خالص گسترش داد.

در سندی از سازمان استخبارات مرکزی امریکا که مربوط به اوضاع اواسط دهه ۱۳۶۰ خورشیدی است، عبدالحق فرماندهی با توانایی سازمانی و برخوردار از تاکتیک‌های نظامی خوانده شده است. موفقیت‌های او ناشی از تنظیم عملیات و درک استراتژیک بود، اما به دلیل اختلافات قومی، سیاسی و مذهبی میان احزاب مجاهدین، نفوذ او محدود باقی ماند.

او به کابل به‌عنوان نماد حاکمیت شوروی می‌نگریست. در خزان ۱۳۶۳ خورشیدی، او به یک خبرنگار غربی گفته بود که حملات بر پایتخت از آن‌جا اهمیت دارند که در آن‌جا دیپلومات‌ها و سازمان‌های بین‌المللی اطلاعات مربوط به وضعیت جنگ را به جهان خارج منتقل می‌کنند.

در میانه دهه ۱۳۶۰ خورشیدی، عبدالحق از گسترش همکاری میان احزاب جهادی سخن می‌گفت. اما تصور او این نبود که همه احزاب در یک سازمان مدغم شوند یا یک رهبر بر همه حکومت کند. او تنوع احزاب جهادی را نشانه ویژگی‌های دموکراتیک می‌دانست و برای یک ائتلاف عملی، بر توافق روی موضوعات مهم سیاسی تأکید می‌کرد.

این مسائل شامل امکان مذاکره با اتحاد جماهیر شوروی، موضع مشترک در مورد بازگشت پادشاه پیشین، محمد ظاهر شاه، و تدوین یک پالیسی مشترک با کشورهای عربی و غرب بود. به باور او، احزاب جهادی می‌توانستند یک سخنگوی مشترک برگزینند و کمیسیونی مشترک برای هماهنگی و حل اختلافات منطقه‌ای ایجاد نمایند.

پس از سقوط کابل در ثور ۱۳۷۱ خورشیدی و حاکم شدن مجاهدین، احزاب جهادی با یکدیگر درگیر شدند. عبدالحق مسئولیت امنیت کابل را بر عهده داشت، اما خیلی زود از وظیفه‌اش کناره‌گیری کرد و فعالیت‌های تجارتی خود را در دبی آغاز کرد.

برادران او، حاجی عبدالقدیر و حاجی دین‌محمد نیز در امور سیاسی و منطقه‌ای نفوذ داشتند، اما عبدالحق خود را به کلی از قضایای افغانستان دور نگه نداشت. او از خارج برای سازش سیاسی، هماهنگی میان احزاب جهادی و ایجاد یک روند گسترده ملی تلاش می‌کرد.

سرنوشت طرح‌های سیاسی عبدالحق این پرسش را به میان می‌آورد که اگر در خزان ۱۳۸۰ خورشیدی تلاش‌های او به نتیجه می‌رسید، آیا افغانستان به جای یک جنگ طولانی دیگر، به سوی یک سازش سیاسی پیش می‌رفت یا خیر؟ این امر تا اندازه‌ای به نفوذ سیاسی او نیز وابسته بود؛ چرا که او از نفوذ گسترده سیاسی، مردمی و نظامی برخوردار نبود که بتواند بر سیاست و استراتژی نظامی واشنگتن تأثیر بگذارد.

با این حال، طرح توره بوره عبدالحق بخش مهمی از دیدگاه سیاسی او شمرده می‌شود؛ زیرا او می‌خواست راه مناسبی برای خروج جنگجویان خارجی بیابد و از گسترش جنگ جلوگیری کند. او همچنین خواهان یک راه‌حل همه‌شمول برای افغانستان بود که گروه‌های میانه‌رو طالبان را نیز در بر بگیرد.

پاکستان لیلام کانتینرهای ترانزیتی بازرگانان افغان را متوقف کرد

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۱۳:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)
100%

مقام‌های گمرک پاکستان به افغانستان اینترنشنال گفتند برنامه لیلام کانتینرهای ترانزیتی بازرگانان افغان متوقف شده است. عرفان جاوید، از مقام‌های این نهاد، تأکید کرد که گفت‌وگوها با بازرگانان برای تعیین مهلت نگهداری کالاها در بندرها ادامه دارد.

این مقام گمرک پاکستان، با رد گزارش‌های منتشرشده پیرامون آغاز مزایده محموله‌های تجارتی افغانستان، به افغانستان اینترنشنال گفت که این اداره پس از درخواست‌های مکرر بازرگانان افغان، این روند را به حالت تعلیق درآورده است.

او تصریح کرد که هنوز بحث‌ها با نمایندگان بخش خصوصی افغانستان جریان دارد، اما کالاهایی که پس از مهلت توافق‌شده ترخیص نشوند، ممکن است در آینده به حراج گذاشته شوند.

به گفته این منبع در اداره گمرک پاکستان، رایزنی‌ها روی تعیین یک بازه زمانی مشخص برای ترخیص کالاها متمرکز است تا از انباشت بیشتر محموله‌ها در بندرهای پاکستان جلوگیری شود.

پیشتر رسانه‌ها گزارش دادند که پاکستان صدها کانتینر حامل کالاهای تاجران افغان را در بندر کراچی به مزایده گذاشته‌ است. مالیات و هزینه‌های بالای نگهداری کانتینرها از دلایل اصلی حراج این کالاها عنوان شده بود.

تصاویر منتشرشده از سوی یک شرکت برگزارکننده مزایده، کانتینرهای بازشده و کالاهای داخل آن‌ها را نشان می‌دهد که برای خریداران احتمالی به نمایش گذاشته شده‌اند.

مطبع‌الله، یکی از تاجران افغان، به بی‌بی‌سی گفت که روند مزایده چند روز پیش آغاز شده است.

مسئولان اتاق تجارت افغانستان این اقدام را محکوم کرده و آن را مغایر با قوانین تجارتی منطقه‌ای و بین‌المللی خواندند. این مزایده پس از آن برگزار شد که بسته‌شدن مسیرهای عمده تجارتی و ترانزیتی میان افغانستان و پاکستان، انتقال کالاها را مختل کرده و محموله‌های تاجران افغان را در بندرهای پاکستان متوقف ساخته است.

تاجران در این مدت با افزایش هزینه‌ها روبه‌رو شده‌اند، زیرا نتوانسته‌اند کالاهای خود را از گمرک ترخیص کنند.

مقام‌های پاکستانی اوایل سال جاری میلادی به تاجران افغان اجازه دادند کالاهای متوقف‌شده خود را از بندرهای این کشور خارج کنند یا برای انتقال آن‌ها به مقصدهای دیگر اقدام کنند.

۱۵ هزار کانتینر در معرض مزایده

اتاق تجارت و صنایع افغانستان در آن زمان گفته بود که حدود ۱۵ هزار کانتینر و محموله متعلق به تاجران افغان در معرض مزایده قرار داشت.

بر اساس اطلاعات اتاق مشترک تجارت افغانستان و پاکستان، بیش از ۶۰ درصد این کالاها از آن زمان به کشورهای مبدأ بازگردانده شده‌اند؛ در حالی که شماری از محموله‌ها به بندرهای چابهار و بندرعباس ایران انتقال یافته‌اند.

یونس مهمند، نماینده بخش تجارت افغانستان و عضو پیشین اتاق تجارت افغانستان به بی‌بی‌سی گفت کالاهایی که اکنون به مزایده گذاشته می‌شوند، بخشی از محموله‌هایی هستند که تاجران به دلیل بلندبودن مالیات و هزینه‌های انبارداری نتوانسته‌اند آن‌ها را پس بگیرند.

تداوم اختلافات سیاسی و بسته‌ماندن مکرر گذرگاه‌های مرزی، پیامدهای ویرانگری بر تبادلات اقتصادی برجا گذاشته است و دلیل اصلی این لیلام است.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد که حجم تجارت دوجانبه از یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۴–۲۰۲۵، به ۳۵۸میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۵–۲۰۲۶ سقوط کرده که نمایانگر کاهش ۷۴ درصدی تجارت میان دو کشور است.

بن‌بست ترانزیت با پاکستان

تیرگی روابط میان طالبان و اسلام‌آباد در سه سال گذشته، ترانزیت کالا را به ابزار فشار سیاسی بدل ساخته است؛ پاکستان این محدودیت‌ها را به نگرانی‌های امنیتی نسبت می‌دهد، اما طالبان اسلام‌آباد را به سیاسی‌کردن تجارت متهم می‌کنند.

با وجود چند دور گفت‌وگوی بی‌نتیجه در دوحه، استانبول و ریاض، بن‌بست مرزی حل نشده و تاجران افغانستان را ناچار کرده است به مسیرهای ترانزیتی جایگزین از طریق ایران و کشورهای آسیای میانه روی آورند.

مهاجران افغان در پاکستان پس از رد پرونده‌ها از سوی آلمان نگران اخراج به حاکمیت طالبان‌اند

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۱۲:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)
100%

شماری از خانواده‌های افغان مقیم پاکستان که مدت زیادی در انتظار انتقال به آلمان بودند، می‌گویند پس از دریافت پاسخ رد برای پرونده‌های مهاجرتی‌شان با فشار شدید روانی، نگرانی‌های امنیتی و آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو شده‌اند.

این خانواده‌ها از دولت آلمان می‌خواهند با در نظر گرفتن شرایط امنیتی و وضعیت آسیب‌پذیر آنان، پرونده‌هایشان را دوباره بررسی کرده و درباره گزینه‌های قانونی پیش‌رو معلومات روشن ارائه کند.

شماری از شهروندان افغان که در چارچوب برنامه‌های پذیرش آلمان در پاکستان منتظر انتقال به این کشور بودند، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفته‌اند رد شدن پرونده‌های مهاجرتی آنان، پس از ماه‌ها انتظار، آنان و خانواده‌هایشان را در وضعیت دشوار روحی و روانی قرار داده است.

برخی از متقاضیان می‌گویند در حالی که مقام‌های آلمانی پس از انجام مصاحبه‌های امنیتی به آنان گفته بودند مشکلات پرونده‌ها برطرف شده و روند انتقال ادامه خواهد یافت، اکنون ایمیل‌هایی دریافت کرده‌اند که از رد نهایی درخواست یا شکست پرونده‌های آنان در محاکم خبر می‌دهد.

به گفته این خانواده‌ها، حدود ۳۵ پرونده که شامل نزدیک به ۱۸۰ نفر از زنان، کودکان و مردان بزرگسال می‌شود، اخیراً پاسخ رد دریافت کرده‌اند. آنان می‌گویند بسیاری از این پرونده‌ها همچنان در مراحل حقوقی قرار دارد و متقاضیان از طریق وکلای خود در حال پیگیری هستند.

شماری از این افراد که اکنون در اقامتگاه‌های تحت حمایت برنامه همکاری آلمان زندگی می‌کنند، می‌گویند پس از دریافت پاسخ رد، از آنان خواسته شده است محل اقامت خود را ترک کنند. این موضوع نگرانی‌ها را درباره سرنوشت صدها نفر که هنوز راه‌حل مشخصی برای آینده خود ندارند، افزایش داده است.

با این حال، روند انتقال از سال ۲۰۲۴ به این‌سو با کندی و ابهام روبه‌رو شد. بسیاری از متقاضیان ماه‌ها و حتی سال‌ها در انتظار تصمیم نهایی باقی ماندند و در این مدت با مشکلات اقامتی، محدودیت‌های اقتصادی و نگرانی از بازداشت یا اخراج از پاکستان مواجه بودند.

متقاضیان همچنین می‌گویند در سال‌های اخیر برخی از افغان‌های دارای پرونده مهاجرتی آلمان در پاکستان به دلیل مشکلات اقامتی بازداشت یا اخراج شده‌اند. به گفته آنان، این وضعیت بر نگرانی‌های موجود افزوده و احساس ناامنی را در میان خانواده‌های منتظر انتقال تشدید کرده است.

این افراد می‌گویند به دلیل نگرانی‌های امنیتی و تهدیدهای احتمالی افغانستان را ترک کرده بودند و امیدوار بودند از طریق برنامه‌های پذیرش آلمان به کشوری امن منتقل شوند. اما اکنون، پس از دریافت پاسخ رد، نه تنها با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو شده‌اند، بلکه با مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

برخی از این متقاضیان توضیح دادند که پرونده‌های آنان در چارچوب ماده‌های ۲۲ و ۲۳ قانون اقامت آلمان بررسی شده بود. آنان می‌گویند بخش بزرگی از افرادی که شامل ماده ۲۳ بودند، پیش‌تر نامه‌های پذیرش دریافت کرده و به امید انتقال به آلمان در پاکستان منتظر مانده بودند.

به گفته این مهاجران، دولت آلمان در سال‌های گذشته برای شماری از متقاضیان افغان در پاکستان امکانات اقامتی و حمایت‌های اولیه فراهم کرده بود و بخشی از افراد دارای نامه پذیرش نیز به آلمان منتقل شدند. اما از آغاز سال ۲۰۲۴ روند انتقال متوقف یا به‌شدت کند شد و بسیاری از متقاضیان، با وجود داشتن اسناد پذیرش اولیه، نتوانستند ویزای مهاجرتی دریافت کنند.

این افراد مدعی‌اند که در پی تحولات حقوقی و قضایی مربوط به برنامه‌های پذیرش، صدها متقاضی افغان پاسخ رد دریافت کرده‌اند. به گفته آنان، نهادهای حامی پناهجویان، از جمله موسسه کابل لیفت بروکه، برای پیگیری پرونده‌ها و گرفتن وکیل تلاش کرده‌اند، اما بخش قابل توجهی از درخواست‌ها همچنان رد شده یا در انتظار رسیدگی قضایی باقی مانده است.

این خانواده‌ها از دولت آلمان و نهادهای مسئول خواسته‌اند در بررسی پرونده‌ها شرایط امنیتی افغانستان، وضعیت آسیب‌پذیر زنان و کودکان و خطرات احتمالی بازگشت را در نظر بگیرند.

برنامه پذیرش شهروندان افغان از سوی آلمان پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان راه‌اندازی شد و هزاران نفر از افرادی را هدف قرار داد که به دلیل فعالیت‌های رسانه‌ای، حقوق بشری، مدنی، آموزشی یا همکاری با نهادهای خارجی خود را در معرض خطر می‌دانستند. بخشی از این افراد پس از دریافت وعده پذیرش یا نامه‌های اولیه تأیید، به پاکستان رفتند و منتظر تکمیل مراحل امنیتی، صدور ویزا و انتقال به آلمان ماندند.

افزایش حضور نیروها و ایست‌های بازرسی طالبان در مرکز بدخشان

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۱۱:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)
100%

باشندگان شهر فیض‌آباد، مرکز بدخشان، می‌گویند که پس از وقوع چندین انفجار در هفته‌های اخیر، حضور نیروهای طالبان و شمار ایست‌های بازرسی این گروه در بخش‌های مختلف شهر افزایش یافته است.

شهروندان طالبان را متهم می‌کنند که به بهانه تامین امنیت، باشندگان محلی را آزار و اذیت می‌کنند.

باشندگان بدخشان روز دوشنبه، ۴ عقرب، به افغانستان اینترنشنال گفتند که شمار نیروهای طالبان، تانک‌ها و موترهای نظامی این گروه در شهر فیض‌آباد افزایش یافته و ایست‌های بازرسی نیز در مقایسه با یک ماه پیش گسترش یافته‌اند.

یکی از باشندگان دشت شهدا در شهر فیض‌آباد گفت که پس از وقوع چند انفجار در این منطقه، ایجاد ایست‌های بازرسی و حضور نیروهای طالبان با تانک‌ها و تجهیزات نظامی، سبب آزار و اذیت گستردهٔ مردم شده است. او افزود: «طالبان در فاصلهٔ دو کیلومتری سه ایست بازرسی ایجاد کرده‌اند.»

یک باشنده حوزه دوم فیض‌آباد نیز گفت که پس از حمله به موتر استخبارات طالبان، در این ساحه نیروهای این گروه به‌صورت شبانه‌روزی در این منطقه ایست بازرسی ایجاد کرده‌اند. به گفتهٔ او، یک تانک همراه با چند نیروی طالبان نیز به‌گونهٔ دایمی در این منطقه مستقر است.

جبههٔ مقاومت ملی مسئولیت بر نیروهای استخبارات را بر عهده گرفته بود.

صفی‌الله متوکل، از چهره‌های کلیدی استخبارات طالبان در بدخشان، هدف این حمله بود.

تصویری که از محل رویداد به دست رسیده است، حضور نیروهای طالبان در کنار جاده را نشان می‌دهد.

منابع می‌گویند که حوزه دوم شهر فیض‌آباد در یک ماه اخیر، شاهد بیشترین رویدادهای امنیتی در این شهر بوده است.

در یک ماه اخیر، جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی افغانستان و روند سبز به رهبری امرالله صالح، حملاتی را در ولایت بدخشان انجام داده‌اند.

روند سبز هفته گذشته از حمله به موتر طالبان در شاهراه کشم–فیض‌آباد خبر داد و ویدیویی از این حمله را نیز منتشر کرد. یک منبع در میان طالبان گفت که نیروهای غلام‌الله احمدی، معاون فرقه طالبان در بدخشان، هدف این حمله بوده‌اند.

کارشناسان نظامی می‌گویند که طالبان از وضعیت امنیتی بدخشان به‌شدت نگران‌اند و با جابه‌جایی نیروها، تغییر و تبدیل مسئولان ملکی و نظامی و ایجاد مراکز عملیات پهپادی، تلاش می‌کنند از گسترش درگیری‌ها و ناآرامی‌ها جلوگیری کنند.

  • افزایش حملات مخالفان؛ هیئت طالبان برای بررسی مناطق آسیب‌پذیر به تخار و بدخشان رفت

    افزایش حملات مخالفان؛ هیئت طالبان برای بررسی مناطق آسیب‌پذیر به تخار و بدخشان رفت

به باور این کارشناسان، جبهه‌های مخالف طالبان عملاً در برخی مناطق جغرافیایی نفوذ و حضور خود را گسترش داده‌اند و از حملات چریکی به‌سوی درگیری‌های مستقیم پیش رفته‌اند؛ وضعیتی که مهار آن می‌تواند برای طالبان با توجه به افزایش مخالفت‌های مردم و نارضایتی‌های درونی این گروه، دشوار باشد.