• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

پاکستان از جامعه جهانی خواست طالبان را پاسخگو کند

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۱۰:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

پاکستان از جامعه جهانی خواست اداره طالبان را به دلیل عمل نکردن به تعهدات مبارزه با تروریسم پاسخگو کند. وزارت خارجه این کشور روز دوشنبه، چهارم عقرب، با رد ادعای طالبان در باره تلفات غیرنظامی در حملات پاکستان به افغانستان، بر حق دفاع از خود تأکید کرد.

این وزارت در بیانیه‌ خود از جامعه بین‌المللی خواست تا بر اداره طالبان فشار وارد کرده و این گروه را به دلیل پایبند نبودن به تعهدات بین‌المللی در مبارزه با تروریسم پاسخ‌گو بسازد.

اسلام‌آباد تصریح کرد که گروه‌های مسلح تروریستی از خاک افغانستان برای ناامن‌سازی پاکستان استفاده می‌کنند و طالبان با فراهم کردن پناهگاه و عدم مهار این گروه‌ها، مسئول بی‌ثباتی در منطقه است.

این وزارت با تأکید بر محفوظ بودن حق اسلام‌آباد برای دفاع از امنیت، حاکمیت و تمامیت ارضی خود، خاطرنشان کرد که اقدامات نظامی این کشور واکنشی مشروع در برابر تهدیدهای فرامرزی به شمار می‌رود.

بیانیه تند پاکستان در واکنش به گفت‌وگوی عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت خارجه طالبان با شبکه سی‌ان‌ان در برنامه «اکنون در آسیا» صادر شده است. بلخی روز شنبه،دوم عقرب، ادعا کرده بود که از سال ۲۰۲۲ تاکنون، در حملات نظامی پاکستان به افغانستان هزار و ۱۱۹ غیرنظامی عمدتاً زنان و کودکان، کشته و زخمی شده‌اند.

وزارت خارجه پاکستان این آمار را «کاملاً بی‌اساس و ساختگی» خواند و تأکید کرد که هدف عملیات‌های این کشور، نابودی لانه‌های تروریستی بوده است، نه آسیب رساندن به غیرنظامیان.

با این حال، گزارش‌های متعدد سازمان ملل، تلفات غیرنظامیان در حملات پاکستان به افغانستان را تایید کرده است. دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) ماه گذشته گزارش داد که در پی رویدادهای نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان، طی یک سال گذشته، ۵۱۲ غیرنظامی کشته و هزار و ۲۳۶ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

یوناما همچنین کشته‌ و زخمی شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان را در حملات جداگانه پاکستان به خاک افغانستان تایید کرده است. طالبان افغان نیز اصرار دارد که پاکستان در حملات خود به افغانستان افراد و مناطق غیرنظامی را هدف قرار می‌دهد.

در مقابل، اسلام‌آباد با استناد به گزارش‌های تیم نظارتی سازمان ملل در مورد فعالیت گروه‌های مسلح به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، اعلام کرد که حملات تروریستی سازمان‌یافته از خاک افغانستان در جریان سال ۱۴۰۵، بیش از سه هزار و ۵۰۰ کشته و زخمی در داخل پاکستان برجا گذاشته است.

  • ۵۱۲ غیرنظامی در یک‌سال درگیری‌های مرزی طالبان و پاکستان کشته شدند

    ۵۱۲ غیرنظامی در یک‌سال درگیری‌های مرزی طالبان و پاکستان کشته شدند

  • گزارش سازمان ملل: درگیری‌های طالبان و پاکستان در سه ماه ۳۷۲ کشته بر جای گذاشت

    گزارش سازمان ملل: درگیری‌های طالبان و پاکستان در سه ماه ۳۷۲ کشته بر جای گذاشت

•
•
•

مطالب بیشتر

هوادار حقانی که بود و به گوش وزیر داخله طالبان چه گفت؟

۴ عقرب ۱۴۰۵، ۰۹:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)
100%

به تازگی ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که مردی را نشان می‌دهد که خود را از افراد طالبان پاکستانی به سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان معرفی می‌کند و در گوش او چیزی می‌گوید.

در این ویدیو که شام شنبه، دوم عقرب نشر شد، این مرد در خوست خود را از افراد حکیم‌الله محسود، رهبر کشته‌شده طالبان پاکستانی معرفی می‌کند.

این نوار تصویری کوتاه در مجموع ۴۸ ثانیه است و سراج‌الدین حقانی را در داخل یک موتر نشان می‌دهد و هوادارانش تلاش می‌کنند به او نزدیک شوند و دست بدهند.

در ابتدای ویدیو، شماری از جوانان دست و صورت حقانی را می‌بوسند و او نیز از جیب خود پول نقد درآورده و به آن‌ها توزیع می‌کند.

در ثانیه بیست‌وششم این نوار، مرد جوانی با دستمال سبزرنگ بر سر به سراج‌الدین حقانی نزدیک می‌شود و با لهجه وزیری به زبان پشتو می‌گوید: «یک قصه دارم با تو... من و جلالیم می‌خواستیم همراه ولسوال مجاهد بیاییم. من ذبیح‌الله هستم، از کوتکی و از افراد حکیم‌الله محسود و قاری علی حسین.»

تصاویر نشان می‌دهد که حقانی با شنیدن نام‌های حکیم‌الله محسود و قاری علی حسین، بلافاصله واکنش نشان داده و تلاش می‌کند با دست خود آن مرد جوان را عقب بزند و او را به یکی از افراد امنیتی همراهش که گفته می‌شود از تیم محافظانش است، حواله می‌دهد؛ حقانی سپس بی‌درنگ روی خود را برگردانده و به احوال‌پرسی با سایر افراد ادامه می‌دهد.

حکیم‌الله محسود رهبر پیشین تحریک طالبان پاکستان بود و قاری علی حسین، از چهره‌های مهم و بدنام این گروه به شمار می‌رفت که مسئولیت اصلی آموزش، سازمان‌دهی و تجهیز مهاجمان انتحاری را بر عهده داشت.

حکیم‌الله محسود، در ۱۰ عقرب ۱۳۹۲ در حمله هواپیمای بی‌سرنشین امریکا در وزیرستان شمالی کشته شد و قاری حسین نیز در ۱۵ میزان ۱۳۸۹ در حمله مشابه امریکا کشته شده بود.

بر بنیاد گزارش‌های امنیتی، بخش قابل توجهی از مهاجمان انتحاری شبکه حقانی که در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان و نیروهای بین‌المللی در حملات مرگبار به کار گرفته می‌شدند، مستقیماً از پایگاه و مراکز آموزشی تحت مدیریت قاری حسین در وزیرستان جذب و اعزام شده بودند.

انتشار این ویدیو در بحبوحه تنش‌های شدید امنیتی میان طالبان و اسلام‌آباد توجه گسترده‌ای را برانگیخته است. پاکستان بارها طالبان افغانستان، به‌ویژه شبکه حقانی را به پناه‌دادن و حمایت لوژستیکی از اعضای تی‌تی‌پی متهم کرده است؛ اتهامی که مقام‌های طالبان در کابل همواره آن را رد کرده‌اند.

کارشناسان در این خصوص به افغانستان اینترنشنال می‌گویند که این ویدیو، پیوندهای عمیق و تاریخی شاخه حقانی با هسته‌های انتحاری وزیرستان و تحریک طالبان پاکستان را بار دیگر پیش چشم مخاطبان قرار می‌دهد.

از حق رأی تا حذف سیاسی؛ سرگذشت چهار زن افغان در تاریخ قدرت افغانستان

۳ عقرب ۱۴۰۵، ۱۳:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)
100%

در ۱۳۴۴ خورشیدی، هنگامی که رقیه حبیب ابوبکر، اناهیتا راتب‌زاد، خدیجه احراری و معصومه عصمتی به عضویت مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شدند، در تاریخ پارلمانی کشور دروازه تازه‌ای به روی زنان گشوده شد.

این چهار زن با رأی مردم از حوزه‌های کابل، هرات و قندهار به مجلس نمایندگان راه یافتند.

در آن زمان، مشارکت سیاسی زنان هنوز گسترده نبود؛ اما تغییر قانون این امکان را فراهم کرده بود که زنان نیز در روند سیاسی کشور سهم بگیرند.

امروز، نزدیک به شش دهه پس از آن رویداد، مقایسه وضعیت آن زمان با افغانستان کنونی تصویری از یک دگرگونی عمیق ارائه می‌کند. اکنون زنان در حاکمیت طالبان از مسیرهای رسمی نمایندگی سیاسی محروم‌اند؛ انتخاباتی برگزار نمی‌شود، پارلمانی وجود ندارد و زنان در ساختار حکومت نقشی ندارند.

آغاز تغییر؛ زنان چگونه حق مشارکت سیاسی را به دست آوردند؟

برای درک این رویداد تاریخی، باید به دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در افغانستان بازگشت. در دهه دموکراسی در دوران پادشاهی محمد ظاهرشاه، تلاش‌هایی برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی در کشور جریان داشت. روند بازنگری قانون اساسی یکی از بخش‌های مهم این تغییرات بود.

قانون اساسی سال ۱۳۴۳ خورشیدی که محمدظاهرشاه در ۹ میزان همان سال توشیح کرد، حق رأی دادن و نامزد شدن در انتخابات را برای زنان، همانند مردان، به رسمیت شناخت. این قانون زمینه تازه‌ای برای شکل‌گیری نظام پارلمانی در افغانستان فراهم کرد.

پیش از آن، اعضای مجلس نمایندگان افغانستان از طریق انتخابات مستقیم مردم انتخاب نمی‌شدند. انتخابات سال ۱۳۴۳ خورشیدی، یکی از مراحل مهم در شکل‌گیری نظام انتخاباتی و پارلمانی کشور بود.

به رسمیت شناخته شدن حقوق قانونی زنان، حضور رو به گسترش آنان در محیط‌های آموزشی و اجتماعی شهرها و فضای اصلاحات، این امکان را فراهم کرد که زنان نیز وارد رقابت‌های انتخاباتی شوند.

با این حال، این تغییر در همه بخش‌های جامعه به یک اندازه عملی نشد. در مناطق روستایی و محافظه‌کار افغانستان، مشارکت سیاسی زنان همچنان با موانع اجتماعی روبه‌رو بود.

مؤسسه پژوهش و ارزیابی افغانستان در یکی از پژوهش‌های خود نوشته است که در سال ۱۳۴۴ خورشیدی، مشارکت زنان در انتخابات عمدتاً به مناطق شهری محدود بود.

با وجود این محدودیت‌ها، چهار زن توانستند در همان فرصت‌های محدود آرای مردم را به دست آورند و کرسی‌های مجلس نمایندگان را کسب کنند.

رقیه حبیب ابوبکر؛ از آموزش و رسانه تا پارلمان

رقیه حبیب ابوبکر از زنان پیشگام افغانستان بود که در زمینه آموزش، نشرات و زندگی عمومی برای گشودن مسیرهای تازه به روی زنان سهم داشت.

او در کابل به دنیا آمده بود و در مکتب ملالی، که در آن زمان با نام مکتب مستورات نیز شناخته می‌شد و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل تحصیل کرده بود.

خانم ابوبکر به‌عنوان آموزگار کار کرد، سردبیر مجله «میرمن» بود، در جامعه سنتی افغانستان فعالیت داشت و در بخش نشرات جمعیت هلال احمر نیز وظیفه انجام داد. او همچنین از نخستین گویندگان زن رادیو در افغانستان به شمار می‌رفت.

100%
رقیه ابوبکر

در جامعه‌ای که حضور زنان در عرصه عمومی همچنان موضوع بحث و مخالفت بود، تجربه رقیه ابوبکر در آموزش، رسانه و فعالیت‌های فرهنگی، زمینه درک بهتر زندگی عمومی و مباحث سیاسی را برای او فراهم کرده بود.

او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه کابل به مجلس نمایندگان راه یافت. انتخاب او نشان داد که با فراهم شدن زمینه قانونی، حضور زنان در عرصه سیاست می‌تواند از یک حق قانونی به واقعیتی عملی تبدیل شود.

رقیه ابوبکر تا سال ۱۳۴۹ خورشیدی عضو مجلس نمایندگان افغانستان بود. او در سال‌های پایانی زندگی در خارج از کشور به سر برد و در سال ۱۳۸۱ خورشیدی در ایالات متحده درگذشت.

آناهیتا راتب‌زاد؛ پزشک، عضو پارلمان و عضو کابینه

آناهیتا راتب‌زاد یکی از این زنان بود که بعدها عضو کابینه شد و در سطوح بالای سیاسی افغانستان نیز نقش ایفا کرد.

اناهیتا راتب‌زاد در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در ولسوالی گلدره کابل به دنیا آمد. او در لیسه ملالی درس خواند، آموزش پرستاری را در ایالات متحده تکمیل کرد و سپس از دانشکده طب دانشگاه کابل مدرک پزشکی گرفت.

او یکی از نخستین زنان پزشک افغانستان بود.

اناهیتا راتب‌زاد در کنار فعالیت‌های پزشکی و خدمات صحی، وارد عرصه سیاست شد. او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه کابل به مجلس نمایندگان راه یافت. انتخاب او در دوره‌ای صورت گرفت که بحث‌ها درباره آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی زنان در افغانستان گسترش می‌یافت.

راتب‌زاد بعدها به یکی از چهره‌های برجسته حزب دموکراتیک خلق افغانستان تبدیل شد و در تأسیس سازمان دموکراتیک زنان نقش مهمی ایفا کرد. او در حکومت ببرک کارمل، به‌عنوان وزیر معارف و وزیر کار و امور اجتماعی وظیفه انجام داد و به مقام معاون رئیس‌جمهور نیز رسید. او همچنین سفیر افغانستان در یوگسلاوی بود.

زندگی سیاسی او با دوره‌های دشوار و مناقشه‌برانگیز تاریخ معاصر افغانستان پیوند خورده است. نقش او تنها به نمایندگی زنان محدود نبود؛ او یکی از رهبران فعال جریان سیاسی چپ نیز به شمار می‌رفت.

100%
آناهیتا راتب‌زاده

اناهیتا راتب‌زاد در سال ۱۳۹۳ خورشیدی در آلمان درگذشت و در کابل به خاک سپرده شد.

خدیجه احراری؛ نماینده مردم هرات

خدیجه احراری از میان این چهار زن، نماینده‌ای بود که از حوزه هرات به مجلس نمایندگان راه یافت.

درباره زندگی او، در مقایسه با سه زن دیگر، اطلاعات کمتری منتشر شده است اما منابع تاریخی نشان می‌دهند که او با بخش آموزش و پرورش ارتباط داشت. احراری به‌عنوان آموزگار در مکتب دخترانه ملکه جلالی هرات کار می‌کرد و از حمایت محیط آموزشی این شهر برخوردار بود.

انتخاب او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه هرات نشان داد که مشارکت سیاسی زنان به کابل محدود نبود. در هرات نیز یک زن توانست آرای مردم را به دست آورد و به مجلس نمایندگان راه یابد.

100%
خدیجه احراری

درباره فعالیت‌های سیاسی خدیجه احراری، مواضع او در جریان بحث‌های مجلس نمایندگان و زندگی‌اش پس از پایان دوره پارلمانی، هنوز به پژوهش‌های مستند بیشتری نیاز است. کمبود اطلاعات درباره زندگی او خود یادآور ضرورت ثبت و نگهداری تاریخ زنان سیاسی افغانستان است.

معصومه عصمتی وردک؛ از آموزش تا سیاست

معصومه عصمتی وردگ نیز از زنانی بود که در گسترش مشارکت سیاسی زنان در افغانستان نقش داشت. او در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به دنیا آمد، از لیسه ملالی فارغ شد و تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل ادامه داد. او سپس در ایالات متحده مدرک کارشناسی ارشد در رشته آموزش و پرورش گرفت.

عصمتی وردگ به‌عنوان آموزگار کار کرد و در فعالیت‌های کمیسیون مشورتی قانون اساسی نیز سهم داشت. او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه قندهار به مجلس نمایندگان راه یافت.

خانم عصمتی از یکی از ولایت‌های مهم کشور به‌عنوان نماینده مردم وارد پارلمان شد. تجربه او نشان می‌دهد که آموزش، تدریس و خدمات عمومی می‌توانند نقش مهمی در فراهم کردن زمینه مشارکت سیاسی زنان داشته باشند.

خانم عصمتی وردک بعدها به‌عنوان وزیر معارف افغانستان وظیفه انجام داد و ریاست کمیسیون ملی یونسکو را نیز بر عهده داشت.

100%
معصومه عصمتی وردک

معصومه عصمتی وردگ در سال‌های پایانی زندگی به فرانسه رفت و در سال ۱۳۸۶ خورشیدی در همان کشور درگذشت.

پس از پارلمان؛ چگونه حضور سیاسی زنان محدود شد؟

انتخاب این چهار زن نشانه مهمی از گسترش حقوق سیاسی زنان بود؛ اما این تحول دوام چندانی نداشت.

در انتخابات پارلمانی سال ۱۳۴۸ خورشیدی، هیچ زنی نتوانست به مجلس نمایندگان راه یابد. فرصت‌های ایجادشده برای مشارکت سیاسی زنان با محدودیت‌های اجتماعی، رقابت‌های سیاسی و تغییرات در ساختار قدرت روبه‌رو شد.

در سال ۱۳۵۲ خورشیدی، محمد داوود خان با کودتا قدرت را به دست گرفت و پارلمان را منحل کرد. این تحول، روند پارلمانی‌ای را که بر پایه قانون اساسی و انتخابات دهه ۱۳۴۰ خورشیدی شکل گرفته بود، متوقف ساخت.

در دهه‌های بعد، جنگ‌ها، دگرگونی‌های سیاسی و تغییر حکومت‌ها تأثیر عمیقی بر حضور زنان در عرصه سیاست گذاشت. در جریان جنگ‌های داخلی دهه ۱۳۷۰ خورشیدی و نخستین دوره حاکمیت طالبان، آزادی‌های زنان و حضور آنان در عرصه‌های اجتماعی بیش از پیش محدود شد.

پس از سال ۱۳۸۰ خورشیدی، فرصت‌های تازه‌ای برای مشارکت سیاسی زنان در افغانستان فراهم شد. زنان به پارلمان راه یافتند، در کابینه عضویت پیدا کردند، در فعالیت‌های مدنی سهم گرفتند و در انتخابات نامزد شدند. قانون اساسی سال ۱۳۸۲ خورشیدی نیز سهم مشخصی از کرسی‌های پارلمان را به زنان اختصاص داده بود.

اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰ خورشیدی، این روند به‌گونه‌ای اساسی تغییر کرد. پارلمان افغانستان منحل شد، روند انتخابات متوقف ماند و زنان بار دیگر از ساختارهای رسمی قدرت و تصمیم‌گیری سیاسی در سطح ملی کنار گذاشته شدند.

بر اساس گزارش سال ۱۴۰۳ خورشیدی نهاد زنان سازمان ملل متحد، زنان در حکومت تحت کنترل طالبان در کابینه و سطوح عالی تصمیم‌گیری رسمی حضور ندارند. همچنین، راه‌های رسمی نمایندگی سیاسی و مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌های ملی به‌شدت محدود شده است.

امروز؛ پرسش بازپس‌گیری حقوق سیاسی

مقایسه افغانستان در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با وضعیت کنونی، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا حقوقی که زمانی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده بودند، در پی تحولات سیاسی تا این اندازه آسان از میان رفتند؟

چهار زن در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با آرای مردم به مجلس نمایندگان راه یافتند. آنان در چارچوب نظام سیاسی‌ای فعالیت می‌کردند که کاستی‌های خود را داشت، اما دست‌کم مسیر قانونی مشارکت انتخاباتی زنان را گشوده بود.

امروز در افغانستان نه پارلمان انتخابی وجود دارد و نه زنان در ساختار رسمی حکومت طالبان نمایندگی دارند. زنان از مراکز تصمیم‌گیری سیاسی دور نگه داشته شده‌اند و فرصت مشارکت برابر در بحث‌های رسمی درباره آینده کشور و در ساختار نهادهای حاکم را ندارند.

این وضعیت بخش حتمی و تغییرناپذیر تاریخ افغانستان نیست. تجربه رقیه ابوبکر، اناهیتا راتب‌زاد، خدیجه احراری و معصومه عصمتی وردگ نشان می‌دهد که زنان افغان از گذشته برای مشارکت سیاسی مبارزه کرده‌اند، حقوق قانونی به دست آورده‌اند و با رأی مردم در پارلمان کشور نمایندگی کرده‌اند.

تلاش‌ها و مبارزات آنان و زنانی که پس از آن‌ها برای مشارکت سیاسی کوشیده‌اند، یادآور این است که فصل حضور زنان در سیاست افغانستان هنوز به پایان نرسیده است.

دماغ‌های شکسته و بدن‌های زخمی؛ شکنجه جوانان افغان در مرز ایران-ترکیه

۳ عقرب ۱۴۰۵، ۱۱:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
100%

شماری از پناهجویان افغان در منطقه چالدران، در مرز ترکیه و ایران روز یکشنبه سوم عقرب مرزبانان ترکیه را به شکنجه، لت‌وکوب و بدرفتاری با مهاجران بازداشت‌شده متهم کرده‌اند.

این پناهجویان با فرستادن ویدیوهایی به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که برخی از مهاجران پس از هفته‌ها بازداشت و کار اجباری در امتداد دیوار مرزی، با جراحات به ایران بازگردانده شده‌اند.

یکی از این پناهجویان گفته است که بیش از ۴۰ شهروند افغان زخمی در این منطقه حضور دارند که به گفته او، در دو روز گذشته از بازداشتگاه‌های ترکیه اخراج شده‌اند.

در ویدیوهای فرستاده‌شده، نزدیک به ۲۰ مرد جوان دیده می‌شوند که زیر دو خیمه، با کمپل پوشیده شده‌اند. بدن شماری از آنان زخمی و خون‌آلود به نظر می‌رسد. در صورت برخی نیز جراحات شدیدی دیده می‌شود.

100%

یک مهاجر افغان می‌گوید حدود سه هفته در بازداشت مرزبانان ترکیه بوده. به گفته او بازداشت‌شدگان غذای کافی دریافت نمی‌کردند و با روش‌های مختلف شکنجه می‌شدند.

این مهاجر گفته است که برخی افراد را در اتاق نگهداری سگ‌ها می‌انداختند و کسانی را که از انجام کار اجباری خودداری می‌کردند یا قصد فرار داشتند، بیشتر لت‌وکوب می‌کردند.

یکی دیگر از پناهجویان مدعی شده است که برخی از مهاجران را برهنه کرده و به آزار و شکنجه جنسی وادار می‌کردند. او همچنین گفته است که شماری از زنان افغان نیز با بدرفتاری مشابه روبه‌رو شده‌اند.

تاکنون مقام‌های ترکیه به این ادعاها واکنش نشان نداده و افغانستان اینترنشنال قادر نیست مستقلانه جزئیات این رویداد را تایید کند.

با این حال، سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه پیش از این گفته بود که نیروهای مرزی این کشور«مطابق قوانین» داخلی و بین‌المللی عمل می‌کنند، به «ارزش‌های انسانی و کرامت افراد» احترام می‌گذارند و مطابق اصول فرهنگی ترکیه، تمام کمک‌های لازم از جمله غذا، آب و خدمات پزشکی را در اختیار مهاجران فاقد مدارک قرار می‌دهند و هنجار کمک‌های بشردوستانه را بدون هیچ‌ گونه اغماضی اجرا می‌کنند.

100%

چرا افغان‌ها از این مسیر می‌روند؟

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، فقر، بیکاری و کاهش فرصت‌های اقتصادی، بسیاری از خانواده‌های افغان را با دشواری تأمین نیازهای اولیه روبه‌رو کرده است.

شماری از شهروندان افغانستان برای یافتن کار و تأمین هزینه‌های زندگی، راه مهاجرت را در پیش می‌گیرند. اما محدودیت‌های سفر قانونی و هزینه‌های بالای مهاجرت، برخی را به مسیرهای غیرقانونی و پرخطر سوق می‌دهد.

عبور از مناطق کوهستانی و دورافتاده، خطر بازداشت، سرما، گرسنگی و سوءاستفاده را افزایش می‌دهد.

با این حال، ادعاهای مطرح‌شده درباره رفتار مرزبانان ترکیه نیازمند بررسی مستقل است؛ از جمله گفت‌وگو با قربانیان، ارزیابی پزشکی جراحات و دریافت پاسخ مقام‌های ترکیه.

روز جهانی هنرمندان؛ روزگار تلخ فرهنگیان در بلخ

۳ عقرب ۱۴۰۵، ۱۰:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
نصیر ندیم
100%

بلخ در شمال افغانستان، از قرن‌ها به اینسو یکی از حوزه‌های مهم تاریخی و فرهنگی حوزه تمدنی نوروز بوده است. افغانستان اینترنشنال روز یکشنبه سوم عقرب که مصادف است با روز جهانی هنرمندان نگاهی انداخته است به تحولات فرهنگی-هنری بلخ در پنج سال گذشته.

پنج سال و اندی پیش در ۲۳ اسد ۱۴۰۰، بلخ به دست طالبان سقوط کرد. این شکست نظامی، آغاز محدودیت برای فرهنگ و هنر در این ولایت نیز بود. مهاجرت گسترده اهل فرهنگ، محدودیت فعالیت‌های هنری و حذف زنان، فضای فرهنگی بلخ را با تغییرات عمیقی روبه‌رو کرد.

شهری که روزگاری حتا زمستان‌هایش با شعرخوانی، رونمایی کتاب، چاپ مجله، نقد ادبی و رفت‌وآمد شاعران و نویسندگان گرم بود، اکنون چهره‌ای سرد و خاموش دارد. هنوز در کتابخانه فردوسی و شماری از محفل‌های دیگر، گاه‌گاهی شعرخوانی و برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌شود، اما بسیاری از فرهنگیان می‌گویند زنجیره‌ای که نسل‌های تازه شاعران و نویسندگان را به جامعه ادبی معرفی می‌کرد، از هم گسسته است.

100%

پس از سقوط نخستین حکومت طالبان در عقرب سال ۱۳۸۰، بلخ به یکی از مهم‌ترین کانون‌های فرهنگی افغانستان تبدیل شد.

دانشگاه بلخ، رسانه‌های محلی، کتابخانه‌ها و ده‌ها انجمن ادبی زمینه رشد نسل تازه‌ای از شاعران، نویسندگان و هنرمندان را فراهم کردند.

در جریان دو دهه جمهوریت، مزارشریف تقریباً هر هفته میزبان شعرخوانی، رونمایی کتاب، نشست‌های نقد ادبی و دیگر برنامه‌های فرهنگی بود و هر سال نیز آثار تازه‌ای از شاعران و نویسندگان این شهر منتشر می‌شد.

در این دو دهه، انجمن‌هایی چون «زلف‌یار»، «الف تا یا»، «کلبه فرهنگی بلخ»، «انجمن ادبی پنج عصر»، «انجمن فرهنگی ادبی پرواز»، «خانه فرهنگی پرتو» و «کانون فرهنگی پر» و ده‌ها انجمن دیگر هر کدام در دوره‌ای بخشی از زندگی فرهنگی مزارشریف را شکل دادند.

هرچند بسیاری از این انجمن‌ها در سال‌های پایانی جمهوریت، از جمله به دلیل مهاجرت اعضا، مشکلات مالی و پراکندگی نسل نخست، فعالیت منظم خود را از دست داده بودند، جریان فرهنگی شهر همچنان ادامه داشت و حلقه‌های تازه‌ای شکل می‌گرفت.

شکل‌گیری انجمن‌های ادبی پس از ۲۰۰۱

در میان این انجمن‌ها، «زلف‌یار» جایگاه ویژه‌ای داشت. این حلقه را گروهی از شاعران و نویسندگان جوان در سال ۱۳۸۶ پایه گذاشتند؛ به باور نویسندگان بلخی، این نسل می‌خواست فضای ادبی بلخ را از قالب‌های سنتی و حلقه‌های بسته فراتر ببرد.

بیشتر اعضای آن دانش‌آموز یا دانشجو بودند و تلاش می‌کردند زبان و نگاه نسل خود را وارد شعر و ادبیات کنند. به باور بسیاری، «زلف‌یار» بعدها بر شکل‌گیری حلقه‌ها و انجمن‌های فرهنگی دیگر نیز تأثیر گذاشت و تا سقوط جمهوری در فضای فرهنگی بلخ حضور داشت.

در کنار انجمن‌ها، کتابخانه مولانا خسته نیز به یکی از مهم‌ترین پاتوق‌های فرهنگی مزار شریف تبدیل شده بود؛ جایی برای عصرهای پنج‌شنبه شعر و داستان، نشست‌های نقد ادبی، رونمایی کتاب و گفت‌وگوهای فرهنگی برگزار می‌شد و شاعران چون عفیف باختری، صادق عصیان، یحیی جواهری، وهاب مجیر، ابراهیم امینی، حسن آذرمهر، صدا سلطانی، حکیم علی‌پور، عنایت شهیر، هدیه ارمغان، فرنگیس سوگند و دیگر نویسندگان بلخی، در این محفل‌ها حضور داشتند.

100%

اما بازگشت طالبان، بیش از آنکه به تعطیلی چند انجمن ادبی بینجامد، پیوستگی این جریان فرهنگی را بر هم زد.

آمار دقیقی از شمار شاعران، نویسندگان و هنرمندانی که پس از اسد ۱۴۰۰ افغانستان را ترک کرده‌اند وجود ندارد، اما مهاجرت گسترده اهل فرهنگ، محدودیت‌های تازه بر فعالیت‌های فرهنگی و حذف زنان از بخش بزرگی از زندگی اجتماعی، چرخه‌ای را که بیش از دو دهه نسل‌های تازه را به جامعه ادبی معرفی می‌کرد، با گسستی کم‌سابقه روبه‌رو کرده است.

در سال‌های گذشته، فشار بر فضای فرهنگی نیز افزایش یافته است.

طالبان برگزاری شماری از برنامه‌های ادبی را متوقف کردند؛ از جمله مراسم یادبود صادق عصیان که قرار بود در کتابخانه فردوسی مزارشریف برگزار شود.

همچنین سید سکندر حسینی بامداد، مسئول کتابخانه فردوسی و از چهره‌های شناخته‌شده فرهنگی بلخ، نیز مدتی بازداشت شد؛ رخدادهایی که به گفته فعالان فرهنگی، احساس ناامنی و خودسانسوری را در میان اهل فرهنگ تشدید کرده است.

  • طالبان در بلخ سید سکندر بامداد، شاعر و فعال فرهنگی را «بازداشت کرده است»

    طالبان در بلخ سید سکندر بامداد، شاعر و فعال فرهنگی را «بازداشت کرده است»

امروز هنوز در کتابخانه فردوسی و شماری از محفل‌های دیگر، شعرخوانی و برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌شود، اما بسیاری از فرهنگیان می‌گویند این محفل‌ها دیگر تنوع، آزادی و پویایی گذشته را ندارند.

حضور آزاد زنان تقریباً از میان رفته و بسیاری از شاعران و نویسندگان مهاجرت کرده‌اند؛ آنان که مانده‌اند نیز اغلب میان سکوت، خودسانسوری یا فعالیت محدود در شبکه‌های اجتماعی یکی را برگزیده‌اند.

در جست‌وجوی یکی از فرهنگیان مزار شریف، شماره تلفنش را پیدا می‌کنم و تماس می‌گیرم. هنوز پرسشم درباره وضعیت فرهنگ و ادبیات تمام نشده که با خنده‌ای تلخ می‌گوید: «خاطرات خوبی بود، اما حیف که متواری شدند»

غم جان بر دوش فرهنگ

محمود رویین (نام مستعار) از معدود فرهنگیانی است که پس از بازگشت طالبان مزار شریف را ترک نکرده و همچنان در این شهر زندگی می‌کند.

او می‌گوید آنچه در پنج سال گذشته از هم گسیخته، تنها چند انجمن ادبی یا محفل فرهنگی نیست؛ شبکه‌ای از شاعران، نویسندگان، هنرمندان و روزنامه‌نگارانی است که طی دو دهه شکل گرفته بود. برای توصیف وضعیت امروز، او به سخنی از احمد شاملو اشاره می‌کند.

«احمد شاملو از غم نان گفته بود، اما اینجا افزون بر غم نان، غم جان بر دوش فرهنگ سنگینی می‌کند».

به گفته او، طالبان جز جزم‌اندیشی دینی و مدح و ستایش خود، تعریف دیگری از فرهنگ، ادبیات و هنر نمی‌شناسند. او می‌گوید در چنین فضایی، فعالیت فرهنگی مستقل به بهای سنگینی تمام می‌شود و مزار شریف، با پیشینه تاریخی و فرهنگی‌اش، هیچ سنخیتی با نگاه طالبان به هنر و ادبیات ندارد.

«چه انتظاری می‌توان داشت، آن هم در مزار که هیچ سنخیتی با مبانی فکری و فرهنگی این گروه ندارد»

رویین می‌گوید اگر طالبان با شعر که یکی از کهن‌ترین رسانه‌های فرهنگی این حوزه تمدنی است، چنین برخوردی دارند، مخالفت آنان با موسیقی، سینما، تئاتر، داستان‌نویسی و هنرهای تجسمی نیز دور از انتظار نیست.

او می‌افزاید در پنج سال گذشته، فعالیت‌های فرهنگی مورد حمایت طالبان عمدتاً به برگزاری چند محفل مشاعره محدود شده؛ محفل‌هایی که در برخی از آن‌ها از شاعران خواسته شده در ستایش «امارت طالبانی» شعر بخوانند که با سنت ادبی بلخ که بر تنوع اندیشه و آزادی بیان استوار بود، فاصله دارد.

به گفته رویین، شاید هیچ بخشی از جامعه فرهنگی به اندازه زنان آسیب ندیده باشد.

تا واپسین روزهای جمهوریت، دختران و زنان حضوری پررنگ در محفل‌های ادبی، کارگاه‌های داستان‌نویسی، نشست‌های نقد کتاب و برنامه‌های هنری داشتند؛ بسیاری شعر می‌سرودند، داستان می‌نوشتند، نقاشی می‌کردند و در کنار مردان، بخشی از جریان فرهنگی شهر بودند.

او از عصرهای «کلبه فرهنگی بلخ» یاد می‌کند؛ جایی که دختران و پسران جوان کنار هم می‌نشستند، شعر می‌خواندند، داستان نقد می‌کردند و درباره کتاب گفت‌وگو می‌کردند. سپس می‌گوید: «بسیاری از آن نسل مهاجرت کرده‌اند و کسانی هم که مانده‌اند، اگر بخواهند به شیوه گذشته قد بلند کنند، یا باید خودشان را سانسور کنند یا در شبکه‌های اجتماعی بنویسند. دیگر کمتر کسی صدای آن‌ها را در کتابخانه‌ها، تالارهای فرهنگی و خیابان‌های مزارشریف می‌شنود».

«انگار دوصد سال سکوت به بلخ برگشته است»

ناصر فرامرز (نام مستعار)، یکی دیگر از فرهنگیان مزار شریف که پس از بازگشت طالبان در این شهر مانده، رابطه طالبان با فرهنگ را رویارویی دو جهان متفاوت می‌داند؛ دو جهانی که به باور او، هیچ‌گاه نتوانسته‌اند با یکدیگر کنار بیایند.

او می‌گوید: «اگر بخواهیم برخورد طالبان با فرهنگ را با تجربه‌های تاریخی مقایسه کنیم، در یک جنبه به کمونیست‌ها شباهت دارد. آن‌ها ادبیات کارگری می‌خواستند و فرهنگ را در خدمت آرمان‌های انقلابی می‌دیدند؛ طالبان ادبیات اسلامی می‌خواهند و فرهنگ را در خدمت ستایش امارت اسلامی».

به گفته فرامرز، هرچند هنوز گاه‌گاهی در مزارشریف شعرخوانی و برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌شود، اما همایش‌های فرهنگی، نشست‌های هفتگی شاعران و نویسندگان، جلسات نقد و بررسی و رونمایی کتاب دیگر رونق گذشته را ندارند.

«اگر برنامه‌ای با نگاه طالبان همخوان نباشد، مجال برگزاری پیدا نمی‌کند و هیچ شاعر و نویسنده جدی نیز به مدح قدرت، اثر ماندگار خلق نمی‌کند».

او چند لحظه سکوت می‌کند و سپس می‌گوید: «گاهی فکر می‌کنم انگار دوباره دوصد سال سکوت به بلخ برگشته است؛ یا چنگیز از کنار این شهر گذشته است. شهری که روزگاری با شعر، کتاب، موسیقی و گفت‌وگو شناخته می‌شد، حالا در سکوتی فرو رفته که نسل ما هرگز تجربه‌اش نکرده بود».

پنج سال پس از سقوط مزار شریف، هنوز در کتابخانه فردوسی و شماری از محفل‌های دیگر شعر خوانده می‌شود و برنامه‌های فرهنگی، هرچند محدود، ادامه دارد.

بلخ هنوز شاعر دارد و هنوز شعر در این شهر خوانده می‌شود؛ اما بسیاری از چهره‌هایی که روزگاری در کتابخانه مولانا خسته، زلف‌یار، کلبه فرهنگی بلخ و دیگر

حلقه‌های ادبی گرد هم می‌آمدند، امروز در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند و آنان که مانده‌اند، زیر سایه محدودیت و خودسانسوری به فعالیت ادامه می‌دهند.

فرامرز می‌گوید: از رفت‌وآمدهای همیشگی به کتابخانه‌ها، شعرخوانی‌های پرشور، رونمایی کتاب‌ها و بحث‌های داغ ادبی که زمانی نبض فرهنگ بلخ را زنده نگه می‌داشت، دیگر کمتر نشانی می‌توان یافت.

به گفته او، بلخ هنوز شاعر دارد و هنوز شعر در این شهر خوانده می‌شود؛ اما زخمی که بر حافظه فرهنگی آن نشسته، تنها با گذشت زمان درمان نخواهد شد.

دست‌کم «۲۳ نظامی پیشین» افغان در یک‌سال اخیر کشته شدند

۲ عقرب ۱۴۰۵، ۲۳:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

با گذشت حدود پنج سال از اعلام عفو عمومی از سوی طالبان، گزارش‌های هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نشان می‌دهد که موارد قتل، بازداشت خودسرانه، شکنجه و بدرفتاری با نظامیان و مقام‌های دولت پیشین همچنان ادامه دارد.

بررسی گزارش‌های یوناما و افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که از جدی ۱۴۰۴ تا پایان سنبله ۱۴۰۵، دست‌کم ۲۳ تن از نظامیان و مقام‌های دولت پیشین کشته شده‌اند.

بررسی گزارش‌های دوره‌ای هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نشان می‌دهد که از جدی تا پایان حوت ۱۴۰۴، دست‌کم پنج مورد قتل نظامیان و مقام‌های دولت پیشین ثبت شده است.

در گزارش بعدی این نهاد آمده است که از حمل تا پایان جوزای ۱۴۰۵ نیز دست‌کم هشت نظامی و مقام پیشین کشته شده‌اند. افزون بر این، در فاصله سرطان تا پایان سنبله ۱۴۰۵، دست‌کم چهار مورد دیگر از کشته‌شدن نظامیان پیشین ثبت شده است. به این ترتیب، آمارهای منتشرشده از سوی سازمان ملل از کشته‌شدن دست‌کم ۱۷ نظامی و مقام دولت جمهوری پیشین در کمتر از یک سال حکایت دارد.

در کنار این آمارهای دوره‌ای، شماری از پرونده‌های مشخص نیز طی ماه‌های اخیر بازتاب گسترده‌ای یافته و بار دیگر نگرانی‌ها درباره امنیت نظامیان پیشین را برجسته ساخته است. افغانستان اینترنشنال در ۳۰ جوزای ۱۴۰۵ از کشته‌شدن یک افسر پیشین ارتش در ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی گزارش داد. چند روز بعد، در ۷ سرطان، خبر کشته‌شدن یک فرمانده پیشین پولیس ولایت غور در هرات نیز منتشر شد.

  • یوناما: در سه ماه گذشته دست‌کم چهار نظامی پیشین کشته و ۱۴ تن بازداشت شدند

    یوناما: در سه ماه گذشته دست‌کم چهار نظامی پیشین کشته و ۱۴ تن بازداشت شدند

در ادامه این رویدادها، منابع محلی در ۲۷ سرطان ۱۴۰۵ از کشته‌شدن یک نظامی پیشین در ولایت دایکندی خبر دادند. در ۲۳ سنبله نیز یک نظامی پیشین دیگر در ولایت تخار جان باخت.

در رویداد دیگر در اواخر ماه حمل سال جاری، یک سرباز پیشین پولیس در ولسوالی جوند ولایت باغیس توسط افراد مسلح به قتل رسید.

در یکی از پرونده‌های بحث‌برانگیزتر، خانواده یک نظامی پیشین در ۲۱ میزان ۱۴۰۵ اعلام کردند که جسد او پس از حدود شش ماه ناپدیدبودن به آنان تحویل داده شده است. اعضای خانواده گفته بودند که این فرد پیش از ناپدیدشدن بازداشت شده بود؛ موضوعی که پرسش‌هایی را درباره سرنوشت او در مدت ناپدیدبودن برانگیخت.

یکی دیگر از پرونده‌های خبرساز، قتل ننگیالی، عضو پیشین نیروی محافظت خوست، بود. یوناما در گزارش خود اعلام کرد که او در ۲۷ سرطان ۱۴۰۵ در شهر خوست به دست افراد مسلح ناشناس کشته شده است. به گفته این نهاد، ننگیالی حدود ده روز پیش از کشته‌شدن، از ایالات متحده به افغانستان بازگشته بود.

مقام‌های طالبان انگیزه این رویداد را «دشمنی شخصی» عنوان کردند؛ با این حال، یوناما این پرونده را در چارچوب موارد مربوط به نیروهای امنیتی پیشین ثبت کرده است.

نگرانی‌ها به نظامیان و مقام‌های پیشین محدود نمی‌شود. گزارش‌هایی نیز درباره کشته‌شدن شماری از بازگشت‌کنندگان از خارج منتشر شده است. یوناما در یکی از گزارش‌های خود از کشته‌شدن مردی در ولایت پکتیکا خبر داده که با دولت پیشین ارتباط داشت و حدود سه هفته پیش از کشته‌شدن، از ایران به افغانستان بازگشته بود. در رویدادی دیگر، افغانستان اینترنشنال اخیراً از کشته‌شدن جوانی که از ایران اخراج شده بود، در ولایت دایکندی گزارش داد.

با این حال، تاکنون هیچ نهاد بین‌المللی آمار جامع و مستقلی از شمار مهاجران بازگشته‌ای که پس از ورود به افغانستان کشته شده‌اند، منتشر نکرده است. از همین رو، ابعاد دقیق این موارد و میزان ارتباط آن‌ها با وضعیت امنیتی بازگشت‌کنندگان همچنان روشن نیست.

بسم‌الله تابان، کارشناس مطالعات امنیتی و از مقام‌های پیشین وزارت داخله افغانستان، می‌گوید تداوم گزارش‌ها درباره قتل و ناپدیدشدن نظامیان پیشین نشان می‌دهد که نگرانی‌های امنیتی این گروه، با گذشت چند سال از بازگشت طالبان به قدرت، همچنان برطرف نشده است.

او به افغانستان اینترنشنال گفت که بسیاری از این پرونده‌ها بدون روشن‌شدن ابعاد رویداد و سرنوشت عاملان باقی مانده‌اند؛ وضعیتی که بر نگرانی خانواده‌های قربانیان افزوده و افکار عمومی را با پرسش‌های بی‌پاسخ روبه‌رو ساخته است.

تابان معتقد است که ادامه انتشار گزارش‌های مربوط به کشته‌شدن نیروهای دولت پیشین، این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که با وجود گذشت چند سال از پایان جنگ و اعلام عفو عمومی، تا چه اندازه امنیت این افراد تضمین شده است. به باور او، هنگامی که نتایج تحقیقات درباره چنین رویدادهایی به‌گونه شفاف در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد، زمینه برای گسترش بی‌اعتمادی و تشدید نگرانی‌های عمومی فراهم می‌شود.

در همین حال، یوناما در گزارش‌های متوالی خود تأکید کرده است که با وجود اعلام عفو عمومی از سوی طالبان، موارد قتل، بازداشت خودسرانه، شکنجه و بدرفتاری با شماری از مقام‌ها و نیروهای امنیتی دولت پیشین همچنان ادامه دارد. این نهاد بارها از طالبان خواسته است که حقوق همه شهروندان، از جمله اعضای دولت و نیروهای امنیتی پیشین، را رعایت کنند و عاملان نقض حقوق بشر را پاسخگو سازند.

مجموع این گزارش‌ها نشان می‌دهد که سرنوشت نظامیان و مقام‌های دولت جمهوری پیشین همچنان یکی از نگرانی‌های مهم حقوق بشری در افغانستان است. موضوعی که با گذشت بیش از پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت، نه‌تنها از دستور کار سازمان ملل خارج نشده، بلکه در گزارش‌های دوره‌ای این نهاد همچنان بازتاب می‌یابد؛ آن هم در شرایطی که فاصله میان وعده عفو عمومی و گزارش‌های مستند از نقض حقوق بشر، پرسش‌های جدی درباره امنیت و مصونیت این افراد برانگیخته است.

پربازدیدترین‌ها

از حق رأی تا حذف سیاسی؛ سرگذشت چهار زن افغان در تاریخ قدرت افغانستان
۱

از حق رأی تا حذف سیاسی؛ سرگذشت چهار زن افغان در تاریخ قدرت افغانستان

۲

دماغ‌های شکسته و بدن‌های زخمی؛ شکنجه جوانان افغان در مرز ایران-ترکیه

۳

مجلس ایران برای اقامت غیرمجاز اتباع خارجی تا ۱۰ هزار یورو جریمه تعیین کرد

۴

دست‌کم «۲۳ نظامی پیشین» افغان در یک‌سال اخیر کشته شدند

۵

طالبان ۲۵ نفر را از یک مراسم عروسی بازداشت کردند