سازمان ملل متحد ۳۱ اکتبر را برای جلب توجه به توسعه پایدار شهری، بهبود شرایط زندگی شهروندان و بررسی چالشهای شهرنشینی، نامگذاری کرده است.
با این حال، شهرهای افغانستان بهجای آنکه به مراکز رفاه، فرصت اقتصادی و زندگی بهتر تبدیل شوند، با مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته دستوپنجه نرم میکنند؛ از کمبود آب و آلودگی محیطزیستی گرفته تا افزایش جمعیت، ساختوساز بیرویه و تخریب خانههای مسکونی بدون ارائه بدیل.
برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد بارها درباره رشد سریع و عمدتاً بدون برنامهریزی شهرهای افغانستان هشدار داده است. بر اساس برآوردها، حدود ۲۷ درصد جمعیت کشور در شهرها زندگی میکنند و جمعیت شهری در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱.۴ میلیون نفر تخمین زده شده است. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۶۰، نزدیک به نیمی از افغانها شهرنشین شوند.
کابل نمونه بارز این تحولات است. طرح جامع شهری در پایتخت در دهه ۱۹۷۰ برای جمعیتی حدود ۸۰۰ هزار نفر طراحی شده بود، اما امروز چندین برابر آن ظرفیت جمعیت دارد.
اگرچه آمار دقیق و سرشماری قابل اتکایی در دست نیست، برآوردهای موجود جمعیت کابل را بین پنج تا بیش از شش میلیون نفر نشان میدهند و برخی برآوردهای غیررسمی حتی از حدود هفت میلیون نفر سخن میگویند.
بازگشت مهاجران از ایران و پاکستان، مهاجرت روستاییان در پی خشکسالی، فقر و کاهش فرصتهای معیشتی، و تمرکز امکانات و خدمات در شهرهای بزرگ، از عوامل اصلی این افزایشاند.
این روند در حالی ادامه دارد که زیرساختهای موجود — از شبکه آبرسانی و فاضلاب تا حملونقل، خدمات صحی و آموزشی — ظرفیت پاسخگویی به این جمعیت را ندارند.
بحران آب یکی از جدیترین تهدیدها برای آینده شهرهای افغانستان، بهویژه کابل، است. کاهش بارندگی، خشکسالیهای پیدرپی، تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، ذخایر آب این شهر را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
بر اساس گزارشها، سطح آبهای زیرزمینی کابل در یک دهه گذشته حدود ۲۵ تا ۳۰ متر کاهش یافته و شمار قابل توجهی از چاههای عمیق خشک شدهاند. میزان برداشت سالانه آب نیز حدود ۴۴ میلیون مترمکعب بیشتر از ظرفیت تجدیدپذیر منابع زیرزمینی برآورد شده است.
برخی گزارشها هشدار دادهاند که در صورت ادامه روند کنونی، کابل ممکن است تا حدود سال ۲۰۳۰ با تخلیه شدید ذخایر آب زیرزمینی و بحران گسترده تأمین آب مواجه شود. این وضعیت به کابل محدود نیست؛ شهرهای دیگر نیز با کاهش منابع آب، نبود شبکههای منظم آبرسانی و ضعف مدیریت منابع آبی روبهرو هستند.
آلودگی هوا، مدیریت نامناسب زباله، دفع غیراصولی فاضلاب و تخریب فضاهای سبز، ابعاد دیگر بحران محیطزیستیاند.
کابل در فصل زمستان با آلودگی شدید هوا مواجه میشود؛ استفاده از سوختهای آلاینده برای گرمایش خانهها، وسایط نقلیه فرسوده و فعالیت کارگاهها و کارخانهها از عوامل تشدیدکننده این وضعیتاند.
گسترش مناطق مسکونی به بهای از بین رفتن زمینهای کشاورزی، باغها و فضاهای سبز، توان محیطزیستی شهرها را برای مقابله با گرما، گردوغبار و آلودگی کاهش داده است. ساختوساز در دامنههای کوهها و حاشیه رودخانهها نیز خطرات زیستمحیطی و آسیبپذیری در برابر حوادث طبیعی را افزایش میدهد.
گسترش فیزیکی شهرها در دو دهه گذشته چشمگیر بوده است. نقشههای مقایسهای برنامه اسکان بشر سازمان ملل نشان میدهند که مساحت مناطق ساختهشده کابل از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ بهطور قابل توجهی افزایش یافته و بخشهای وسیعی از زمینهای باز و طبیعی به مناطق مسکونی تبدیل شدهاند.
با این حال، این گسترش با توسعه متوازن زیرساختها همراه نبوده است. بر اساس برخی برآوردها، حدود ۸۰ درصد ساکنان کابل در مناطق غیررسمی زندگی میکنند که بسیاری از آنها از خدمات اساسی مانند آب آشامیدنی، سیستم فاضلاب، برق پایدار و جادههای مناسب محروماند.
ساختوسازهای غیرمعیاری و گسترش ساختمانهای بلند بدون در نظر گرفتن ظرفیت زیرساختی محلهها نیز به یکی از نگرانیهای جدی تبدیل شده است. مهندسان و کارشناسان شهری هشدار دادهاند که بخش بزرگی از ساختمانها بدون رعایت کامل اصول مهندسی، معیارهای ایمنی و استانداردهای ساختمانی احداث میشوند.
نبود نظارت مؤثر بر کیفیت مصالح و رعایت نکردن مقررات شهرسازی، خطرات ناشی از زلزله و دیگر حوادث را افزایش میدهد.
در بسیاری از مناطق، افزایش ساختمانهای مسکونی و تجاری بدون توسعه متناسب شبکه آبرسانی، فاضلاب، جادهها، پارکینگ و فضای سبز صورت گرفته و به این ترتیب، افزایش تراکم ساختمانی فشار بیشتری بر زیرساختهای محدود وارد کرده است.
در کنار ساختوساز بیرویه، تخریب خانههای مسکونی به بهانه توسعه جادهها و اجرای پروژههای شهری نیز به نگرانی دیگری تبدیل شده است.
گزارشها از تخریب خانهها و پاکسازی زمینها بدون ارائه بدیل مناسب، پرداخت غرامت کافی یا برنامه روشن اسکان مجدد خبر میدهند. این اقدامات در مواردی خانوادهها را با از دست دادن سرپناه و داراییهایشان مواجه کرده و به گسترش بیخانمانی و سکونت در مناطق حاشیهای دامن زده است.
توسعه شهری زمانی میتواند به بهبود شرایط زندگی منجر شود که با رعایت حقوق مالکیت، جبران خسارت عادلانه و تأمین سرپناه جایگزین همراه باشد؛ در غیر این صورت، پروژههایی که با هدف نوسازی اجرا میشوند، خود به عاملی برای تشدید بحران مسکن و افزایش نابرابری تبدیل میشوند.
بحرانهای کنونی ریشههای مشترکی دارند: نبود برنامهریزی جامع و هماهنگ شهری، ضعف مدیریت و نظارت، رشد نامتوازن جمعیت، کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها و بیتوجهی به ظرفیتهای محیطزیستی. این مشکلات به کابل محدود نیستند. شهرهایی مانند هرات، مزارشریف، قندهار و جلالآباد نیز با گسترش سریع مناطق مسکونی، افزایش جمعیت، کمبود خدمات عمومی و توسعه نامتوازن روبهرو هستند.
برای مقابله با این وضعیت، مدیریت منابع آب، حفاظت از محیطزیست و فضای سبز، کنترول ساختوسازهای غیرمعیاری، توسعه شبکههای حملونقل و فاضلاب، و سرمایهگذاری در مسکن مقرونبهصرفه باید در اولویت برنامههای شهری قرار گیرد.
همچنین، اجرای پروژههای توسعه باید با رعایت حقوق ساکنان و تأمین بدیل مناسب برای خانوادههایی که خانههایشان تخریب میشود، همراه باشد.
توسعه شهری تنها به ساخت جادهها، پلها و ساختمانهای بلندمرتبه محدود نمیشود. شهر پایدار شهری است که ساکنان آن به آب آشامیدنی، هوای پاک، مسکن مناسب، خدمات عمومی و محیطی امن دسترسی داشته باشند.