سناتور دموکرات اخراج پناهجویان افغان بهدست حکومت ترامپ را بیرحمانه خواند

آدام شِف، سناتور دموکرات امریکا در واکنش به برنامه حکومت دونالد ترامپ برای اخراج پناهجویان افغان، این اقدام را «بیرحمانه و خطرناک» خواند و خواستار توقف پروازهای اخراج شد.

آدام شِف، سناتور دموکرات امریکا در واکنش به برنامه حکومت دونالد ترامپ برای اخراج پناهجویان افغان، این اقدام را «بیرحمانه و خطرناک» خواند و خواستار توقف پروازهای اخراج شد.
او روز پنجشنبه، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس تاکید کرد که اخراج افراد به کشورهایی که ممکن است در آنجا با آزار و اذیت، شکنجه یا حتی مرگ مواجه شوند، نهتنها غیرقانونی، بلکه بیرحمانه و خطرناک است.
شِف خواستار توقف این پروازها شد و گفت که امریکا باید به ارزشهای خود وفادار بماند و مردم را در برابر حکومتهای خودکامه بیپناه نگذارد.
حکومت دونالد ترامپ قصد دارد شماری از پناهجویان افغان بازداشتشده در امریکا را ابتدا به پاکستان منتقل کند و سپس آنان از طریق زمینی به افغانستان فرستاده شوند. بر اساس اسناد دادگاه، برخی از این افراد با خطر بازگرداندهشدن به افغانستان روبهرو هستند.
در پی نگرانیها درباره امنیت این افراد و احتمال مواجهه آنان با آزار و شکنجه زیر حاکمیت طالبان، یک قاضی فدرال در نیویارک روز سهشنبه، ۳ نوامبر اخراج پناهجویان افغان به افغانستان یا پاکستان را تا روز شنبه پیش رو بهطور موقت متوقف کرد.
دموکراتها در انتخابات میاندورهای روز سهشنبه، ۱۲ عقرب اکثریت هر دو مجلس کانگرس امریکا را به دست آوردند. دوره جدید کانگرس از ۱۳ جدی، حدود دو ماه دیگر، آغاز میشود. هنوز روشن نیست که دموکراتها با استفاده از اکثریت خود چه اقداماتی برای جلوگیری از اخراج پناهجویان افغان انجام خواهند داد، هرچند شماری از اعضای کانگرس پیشتر با این اخراجها مخالفت کردهاند.
حکومت جو بایدن پس از سقوط کابل، دهها هزار افغان را به امریکا انتقال داد که بیشتر آنان با مجوز موقت بشردوستانه وارد این کشور شدند. شماری از افغانها نیز جداگانه وضعیت حفاظت موقت دریافت کردند.
حکومت ترامپ به این حمایت موقت پایان داده و برای اخراج شماری از مهاجران افغان اقدام کرده است. با این حال، یک قاضی فدرال روز سهشنبه اخراج افغانهای بازداشتشده به افغانستان یا پاکستان را موقتاً متوقف کرد.
بر بنیاد یک گزارش تازه، چین سطح روابط دیپلوماتیک خود با اداره طالبان را کاهش داده است. خودداری طالبان از عمل کردن به درخواستهای بیجینگ برای جلوگیری از فعالیت اویغورها و تحویلدادن آنها به چین، در کنار لغو قراردادهای شرکتهای چینی، روابط دو طرف را تیره کرده است.
نشریه «اینتلیجنس آنلاین» گزارش داده است که چین در پی افزایش اختلافها با طالبان، جایگاه این اداره را در مناسبات خود به یک شریک تجاری عادی تنزل داده است.
این نشریه تحلیلی و اطلاعاتی به نقل از چند منبع آگاه در بیجینگ نوشته است که حزب کمونیست چین برای جلوگیری از واکنشهای سیاسی و رسانهای، هنوز این تصمیم را رسماً اعلام نکرده است.
منابع این نشریه همچنین گفتهاند که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، به درخواست شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در حال بررسی لغو تصمیم مسکو برای به رسمیت شناختن طالبان است. به گفته این منابع، هدف از این اقدام افزایش فشار بر طالبان است.
بر اساس این گزارش، رهبران چین و روسیه به این نتیجه رسیدهاند که طالبان تنها به دنبال منافع خود است و نمیتوان این گروه را به تغییر مواضعش واداشت.
به نوشته اینتلیجنس آنلاین، نارضایتی بیجینگ بیشتر به خودداری طالبان از تحویل پناهجویان اویغور به چین و لغو قراردادهای شماری از سرمایهگذاران چینی برمیگردد. طالبان دلیل لغو این قراردادها را کوتاهی شرکتها در اجرای تعهداتشان عنوان کرده است.
از مهمترین موارد این اختلاف، لغو قرارداد ۲۵ ساله استخراج نفت حوزه آمودریا با شرکت نفت و گاز «سینکیانگ سنترال آسیا» در جوزای ۱۴۰۴ است. ارزش این قرارداد ۵۴۰ میلیون دالر اعلام شده بود.
میانجیگری بینتیجه میان طالبان و پاکستان
تلاشهای چین برای میانجیگری میان طالبان و پاکستان نیز، به نوشته این نشریه، به کاهش تنشها نینجامیده است.
اینتلیجنس آنلاین گزارش داده است که حزب کمونیست چین و وزارت امنیت دولتی این کشور در ماههای اخیر چندین دور نشست سهجانبه را با حضور دانشگاهیان، نظامیان و مقامهای چین، پاکستان و طالبان برگزار کردهاند. برخی از این نشستها آنلاین بوده است.
چین همچنین از ۱۲ تا ۱۸ حمل، میزبان هیئتهای طالبان و پاکستان در ارومچی، مرکز منطقه سینکیانگ، بود. لیو جینسونگ، مدیرکل پیشین بخش امور آسیایی وزارت خارجه چین، و یو شیاویونگ، نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان، رهبری این نشستها را بر عهده داشتند.
با این حال، منابع افغان و پاکستانی به این نشریه گفتهاند که چین در منطقه میانجی موثری شناخته نمیشود. به گفته آنان، بیجینگ از دو طرف میخواهد با یکدیگر در صلح و تفاهم زندگی کنند، اما مشوقهای اقتصادی مشخصی برای ترغیب آنان به همکاری ارائه نمیکند.
به نوشته این نشریه، وانگ یی، وزیر خارجه چین، تا ماه مارچ همچنان طالبان افغان و پاکستانیها را «برادران جداییناپذیر» میخواند، اما این تعبیر اکنون با واقعیت روابط دو طرف همخوانی ندارد و در منطقه نتیجه معکوس داده است.
دهلیز واخان و اختلافهای امنیتی
پروژه دهلیز واخان در شمالشرق افغانستان نیز به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان بیجینگ و طالبان تبدیل شده است. این مسیر از طریق گذرگاه واخجیر به منطقه سینکیانگ چین میرسد.
چین علاوه بر منافع تجاری این مسیر، به نقش آن در تأمین امنیت مرزهای غربی خود نیز توجه دارد.
بر اساس گزارش اینتلیجنس آنلاین، بیجینگ تا ماه فبروری ۲۰۲۵ برای سرمایهگذاری در این پروژه سه شرط تعیین کرده بود: دریافت امتیازهای تازه استخراج معادن، حفاظت از شهروندان چینی به دست نیروهای چین و بازگرداندن اویغورها.
طالبان هیچیک از این شرطها را نپذیرفت و تنها اطلاعاتی درباره شمار اویغورهای ساکن افغانستان در اختیار مقامهای چینی گذاشت.
پس از بینتیجه ماندن مذاکرات، طالبان تصمیم گرفت پروژه را بدون مشارکت چین پیش ببرد. این اداره روز ۱۲ میزان از تکمیل جادهای به طول ۱۲۱ کیلومتر میان سرحد بروغیل و گذرگاه واخجیر خبر داد و اعلام کرد که هزینه ۵.۵ میلیون یورویی آن را از منابع مالی خود پرداخته است.
با این حال، به نوشته این نشریه، در سوی چین پیشرفتی صورت نگرفته و بیجینگ تا زمانی که خواستههای امنیتیاش برآورده نشود، حاضر نیست مسیر را به روی تجارت باز کند. به همین دلیل، جادهای که طالبان ساخته است، هنوز امکان تجارت میان دو کشور را فراهم نمیکند.
ادامه همکاریهای امنیتی و رسانهای
با وجود این اختلافها، همکاری چین و طالبان در برخی زمینهها ادامه دارد.
منابعی در افغانستان به اینتلیجنس آنلاین گفتهاند که شرکت فناوری هواوی همچنان بهصورت غیرعلنی دوربینهای نظارتی در اختیار طالبان میگذارد. به گفته این منابع، فروش این تجهیزات همچنان برای شرکتهای چینی سودآور است.
هنا ویرکونن، معاون اجرایی کمیسیون اروپا، گفت که اتحادیه اروپا طالبان را به رسمیت نشناخته و هرگونه تغییر در روابط با این گروه به پیشرفتهای چشمگیر در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان بستگی دارد.
ویرکونن این اظهارات را در واکنش به سخنان بکتاش سیاوش در پارلمان اروپا مطرح کرد.
بکتاش سیاوش، نماینده سابق پارلمان افغانستان روز پنجشنبه در این نشست، اتحادیه اروپا و جامعه جهانی را به داشتن «استانداردهای دوگانه» در قبال افغانستان متهم کرد و خواستار بهرسمیتشناسی آپارتاید جنسیتی، قطع روابط دیپلوماتیک با طالبان و قرار گرفتن این گروه در فهرست سازمانهای تروریستی شد.
معاون اجرایی کمیسیون اروپا گفت که اتحادیه اروپا همچنان از زنان افغانستان حمایت میکند و سیاستهای طالبان در قبال زنان و دختران را به گونه دوامدار مورد انتقاد قرار میدهد. او افزود که نقض حقوق بشر، به ویژه وضعیت زنان افغانستان، از نگرانیهای اصلی بروکسل است.
هنا ویرکونن در این نشست گفت که اتحادیه اروپا با وجود ادامه کمکهای بشردوستانه به افغانستان، طالبان را به رسمیت نشناخته است. به گفته او، اتحادیه اروپا نمایندگی رسمی خود را در کابل حفظ کرده تا بتواند وضعیت افغانستان را از نزدیک دنبال کند.
او افزود حضور اتحادیه اروپا در کابل به معنای تأیید یا بهرسمیتشناسی طالبان نیست، بلکه هدف آن گفتوگو با اقشار مختلف جامعه افغانستان و دریافت دیدگاههای آنان، به ویژه زنان، است.
ویرکونن با توصیف وضعیت حقوق بشر در افغانستان به عنوان «نقض سیستماتیک حقوق بشر» گفت که سیاست اتحادیه اروپا بر تعامل با طالبان استوار است؛ اما این تعامل نباید به عنوان بهرسمیتشناسی حکومت طالبان تعبیر شود.
او تأکید کرد که این ارتباط به اتحادیه اروپا امکان میدهد موضوعاتی مانند تشکیل یک حکومت همهشمول، مبارزه با مواد مخدر و مقابله با تروریسم را دنبال کند.
این مقام ارشد اروپایی همچنین به بحثهای جاری درباره استفاده از اصطلاح «آپارتاید جنسیتی» در مورد افغانستان اشاره کرد و گفت اتحادیه اروپا در حال حاضر از این واژه استفاده نمیکند.
ویرکونن گفت: «ما در توصیف رفتار طالبان علیه زنان از اصطلاح آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت استفاده میکنیم، اما نسبت به بحثهای حقوقی و سیاسی درباره مفهوم آپارتاید جنسیتی علاقهمند هستیم و این موضوع را دنبال میکنیم.»
او افزود که قرار است بهزودی در سازمان ملل متحد در نیویارک نشستهایی درباره جنایتهای علیه بشریت و نقض حقوق بشر برگزار شود و در آن، موضوع آپارتاید جنسیتی نیز مورد بحث قرار گیرد.
معاون اجرایی کمیسیون اروپا همچنین تأکید کرد که اگر در آینده قرار باشد گامی به سوی بهرسمیتشناسی طالبان برداشته شود، ابتدا باید پیشرفتهای اساسی و قابل اندازهگیری در زمینه حقوق زنان و حقوق بشر مشاهده شود. به گفته او، مبارزه با تروریسم و مواد مخدر نیز از جمله پیششرطهای مهم در این زمینه خواهد بود.
ویرکونن در بخش دیگری از سخنانش از تلاشها برای ایجاد یک سازوکار مستقل تحقیقاتی درباره افغانستان یاد کرد و گفت اتحادیه اروپا برای عملی شدن این سازوکار بودجه اختصاص داده است.
او افزود که تأمین منابع مالی بیشتر از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و سایر کشورها میتواند به افزایش پاسخگویی در قبال نقض حقوق بشر در افغانستان کمک کند.
این مقام اروپایی در پاسخ به درخواست بکتاش سیاوش برای قراردادن طالبان در فهرست سازمانهای تروریستی گفت که اتحادیه اروپا در حال حاضر طالبان را به عنوان یک سازمان تروریستی فهرست نکرده است. به گفته او، چنین اقدامی مستلزم طی مراحل حقوقی مشخص و تصمیم نهادهای صلاحیتدار در کشورهای عضو یا کشورهای شریک است.
ویرکونن در عین حال یادآور شد که اتحادیه اروپا تحریمهای سازمان ملل علیه افراد و نهادهای مرتبط با تروریسم در افغانستان را اجرا میکند و همچنین پنج نفر را به دلیل نقش در نقض جدی حقوق زنان و دختران افغانستان در فهرست تحریمهای حقوق بشری خود قرار داده است.
یکسوم دانشآموزان جهان هر ماه با قلدری روبهرو میشوند. یونسکو با اعلام این آمار در روز جهانی مقابله با خشونت در مکاتب، خواستار حمایت از شاگردان شد. در افغانستان تحت کنترول طالبان نیز ویدیوهای از بدرفتاری و خشونت با کودکان در مکاتب و مدارس دینی بارها منتشر شده است.
یونسکو روز پنجشنبه، ۱۴ عقرب، در پیامی به مناسبت روز جهانی مقابله با خشونت و قلدری در مکاتب، از جمله آزار اینترنتی، بر آموزش معلمان، تقویت راههای گزارشدهی و حفاظت از دانشآموزان در فضای آنلاین تاکید کرد.
این نهاد میگوید که یک نفر از هر ده دانشآموز آزار اینترنتی را تجربه میکند.
وقتی مسئولان مکاتب به عامل خشونت بدل میشوند
در تازهترین نمونه، منابع در ۱۳ عقرب به افغانستان اینترنشنال گفتند که معاون منصوب طالبان در لیسه سیدالناصری کابل، موی شماری از شاگردان را در حضور دیگران با قیچی کوتاه کرده است.
به گفته این منابع، شماری از پسران به دلیل داشتن موی بلند لتوکوب شدهاند. ویدیوی فرستادهشده به این رسانه، دستههای موی قیچیشده را در کف صنف نشان میدهد.
دیدبان حقوق بشر نیز پیشتر از افزایش تنبیه بدنی در مکاتب پس از بازگشت طالبان خبر داد.
این نهاد با پسران و خانوادههای آنان در هشت ولایت گفتوگو کرد. شاگردان از سیلیزدن، لتوکوب، شلاقزدن کف پا و تحقیر در مراسم صبحگاهی گفته بودند. مدل مو، لباس و داشتن تلفن همراه از مواردی بود که به گفته آنان، به تنبیه میانجامیده است.
اما این نهاد تاکید کرده که تنبیه بدنی پیش از بازگشت طالبان نیز در مکاتب افغانستان وجود داشت اما دانشآموزان مصاحبهشده از افزایش آن در دوره طالبان گفته بودند.
ویدیوهایی که با بازداشت متهمان همراه شد
در ۷ میزان سال جاری، فرماندهی امنیه طالبان در قندهار تایید کرد که دو عضو مسلح این گروه به دلیل لتوکوب و شکنجه کودکان در اسپینبولدک بازداشت و به دادگاه معرفی شدهاند.
در افغانستان خانوادههای کودکان خود را به مساجد و برای یادگیری علوم دینی میفرستند. در این کشور استفاده از خشونت در مساجد و مکتبخانهها برای یادگیری، نسبت به مکاتب عادی دولتی بسیار رایجتر است.
در ۸ میزان امسال فرماندهی امنیه طالبان در تخار از بازداشت قاری کرامت، مدرس ۲۱ ساله مدرسه حضرت سلمان فارسی در ولسوالی رستاق، خبر داد. ویدیوی لتوکوب یک شاگرد به دست او در شبکههای اجتماعی پخش شده بود.
طالبان گفت که پرونده او برای بررسی بیشتر به نهادهای مربوط سپرده شده است. قاری کرامت سرانجام هفته جاری از زندان طالبان آزاد شد.
آمار افغانستان چه تصویری نشان میدهد
هیچ سروی گستردهای به ویژه پس از بازگشت طالبان در مورد خشونت در برابر دانشآموزان وجود ندارد.
آخرین سروی سراسری یونیسف، کار میدانی آن در سال ۱۴۰۱ انجام شد و تصویر گستردهتری از تنبیه کودکان ارائه کرد. بر پایه این بررسی، ۸۷٫۶ درصد کودکان یک تا ۱۴ ساله در ماه پیش از سروی، نوعی تنبیه خشونتآمیز جسمی یا روانی را تجربه کرده بودند.
در تعریف رایج، قلدری رفتاری آزاردهنده است که تکرار میشود و با نابرابری قدرت همراه است، یعنی قربانی ممکن است توان دفاع از خود را نداشته باشد.
یونسکو میگوید ظاهر، پیشینه قومی و زبانی، موقعیت اجتماعی، جنسیت و معلولیت میتواند خطر هدف قرارگرفتن را افزایش دهد.
تحقیر در مکتب چگونه بر روان کودک اثر میگذارد؟
یک پزشک روان درمان در هرات به افغانستان اینترنشنال گفت که پس از بازگشت طالبان، پوشش اجباری کلاه و دستار و لباسهای که بچهها دوست ندارند بر روان آنها تاثیر منفی گذاشته است.
او همچنان درباره فرهنگ تنبیه بدنی در مکاتب افغانستان گفت که وقتی در مکتب به شخصیت کودک احترام گذاشته نشود، او احساس ناامنی و بیارزشی میکند. به گفته او، این رفتارها باعث اضطراب کودک میشود. کودک درباره خودش بد فکر میکند و رشد روانی او آسیب میبیند.
این پزشک رواندرمان تاکید کرد رفتارهای قلدرانه مسئولان مکاتب، در دانشآموز احساس تحقیر، خشم و نفرت ایجاد میکند. به گفته او، محرومکردن کودکان از حق اظهارنظر، اعتمادبهنفس آنان را تخریب میکند و خشونت دوران مکتب میتواند بر توانایی مدیریت خشم و برقراری ارتباط تاثیر بگذارد.
آزار اینترنتی، شکل تازه خشونت در برابر دانشآموزان
با افزایش میزان استفاده از اینترنت در جهان میزان خشونت از طریق اینترنت نیز در جهان به ویژه در برابر کودکان و دانشآموزان افزایش یافته است.
بررسی سازمان بهداشت جهانی در ۴۴ کشور و منطقه در اروپا، آسیای مرکزی و کانادا نشان میدهد حدود ۱۵ درصد نوجوانان آزار اینترنتی را تجربه کردهاند.
یونیسف نشر دروغ و عکسهای تحقیرآمیز، فرستادن پیامهای آزاردهنده و تهدیدآمیز و استفاده از هویت فرد برای آسیبزدن به دیگران را از نمونههای آزار اینترنتی میداند.
هیچ آماری از میزان آزار اینترنتی در میان دانشآموزان افغانستان وجود ندارد.
گزارش یونسکو با عنوان «پشت ارقام» نشان میدهد شاگردانی که بهطور مکرر هدف قلدری قرار میگیرند، نزدیک به سه برابر بیشتر احتمال دارد در مکتب احساس بیگانگی کنند. احتمال غیابت از مکتب در میان آنان نیز بیش از دو برابر است. این گزارش میان قلدری مکرر و نتیجه ضعیفتر در آزمونهای خواندن و ریاضی ارتباط یافته است.
محمدرضا سهیلی، روانشناس تربیتی ایرانی درباره خطرهای اینترنت برای دانشآموزان گفته است تهدیدشدن در فضای مجازی میتواند کودکان و نوجوانان را دچار اضطراب کند. او گوشهگیری و تغییر آشکار رفتار را از نشانههای آسیب میداند.
به گفته آقای سهیلی، پدر و مادر باید از برخورد تند پرهیز کنند و به حرفهای فرزندشان گوش بدهند. رفتار خانواده باید طوری باشد که کودک بتواند در صورت بروز مشکل، آن را با آنان در میان بگذارد.
فارغان دانشگاههای افغانستان پس از بازگشت طالبان چه میکنند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، با شماری از تحصیلکردگان در شهرهای مختلف کشور گفتوگو کردم.
هنگامی که با مردی ۴۸ ساله، که در رشته فلسفه تحصیل و پیش از بازگشت طالبان مدیرمسئول یک نشریه بود، صحبت کردم، از من خواست هویتش محفوظ بماند. از او خواستم برای خود نام مستعاری انتخاب کند. او دو واژه را پیشنهاد کرد: «ویران» و «فروریخته».
نتوانستم از او بپرسم که چرا این دو نام را برگزیده است؛ اما شاید بتوان ردپایی از زندگی او و خلاصهای از سرگذشتش را در همین دو واژه دید؛ زندگیای که با تغییر شرایط در افغانستان، از هم پاشیده است.
او پیش از بازگشت طالبان، مدیرمسئول یک نشریه بود و بهصورت داوطلبانه نیز تدریس میکرد. اکنون گاهی به ویرایش متون میپردازد و گاهی کارهای روزمزدی انجام میدهد؛ اما درآمد حاصل از این فعالیتها برای تأمین نیازهای مالی خود و خانوادهاش کافی نیست. او میگوید برای تأمین هزینههای زندگی ناچار است از دوستانش قرض بگیرد.
او دستکم دو بار هم مهاجرت کرده است، اما هر دو بار ناگزیر به افغانستان برگشته است.
او با آمدن طالبان به ایران رفت و دو سال آنجا ماند. میگوید ویزایش تمدید نشد و به افغانستان برگشت. وی پس از یک سال، راه پاکستان را در پیش گرفت و یکونیم سال آنجا ماند، اما سرانجام اخراج شد.
این مرد که فارغ تحصیل دانشگاه است، میگوید که این رفتوبرگشتها فرصت درخواست برای بستهای کاری را هم از او گرفته است.
از او پرسیدم که دیروز را چگونه آغاز کرده است؟
گفت «کمی کتاب خواندم و با یک دوست دیدار کردم. کار ثابتی ندارم و ویرایش متن نیز هر روز برایم فراهم نیست.»
او میافزاید که در ۴۸ سالگی، تغییر حرفه برایش دشوار است؛ کار کردن در مشاغل کارگری را سخت و جانکاه میداند و میگوید از عهده کارهایی که به نیروی جسمی زیاد نیاز دارد، برنمیآید.
او گفت که فلسفه، پژوهشهای فرهنگی و مقاله انتقادی اکنون جایگاهی ندارند و انتقاد میتواند جان منتقد را معرض خطر قرار دهد.
او به دلیل شرایطی که طالبان به وجود آورده، نوشتن را کنار گذاشته اما طرح نوشتن یک کتاب انتقادی همچنان در ذهنش مانده است.
وحید با دو سند کارشناسی ارشد
وحید که در یکی از شهرهای بزرگ افغانستان زندگی میکند دو ماستری و تجربه کار فرهنگی و اداری دارد، اما پس از بازگشت طالبان به تجارت و کار آزاد روی آورده است.
او میگوید که مدتی کار فرهنگی کرده، اما ضعف مالی جامعه فرهنگی باعث شد به کار اداری روی بیاورد، ولی بعدا تجربه کار اداری نیز انتظار مالی او را برآورده نکرد.
وحید گفت با کار فرهنگی «پولدار نمیشوی.»
به گفته وحید، اگر زودتر به تجارت روی آورده بود، وضعیت مالیاش اکنون بسیار بهتر میبود.
او طرحهای اقتصادی متعددی را به حکومت پیشین افغانستان ارایه کرد که به گفته خودش برخی از این طرحها عملی شدند. او میگوید هنوز هم برای بهبود ادارهها ایده دارد، اما اکنون نمیتواند از دانش خود استفاده کند.
او معتقد است که اکنون «احساس مفیدیت جمعی در خودش و همفکرانش از بین رفته است.»
وحید پس از بازگشت طالبان چند بار تلاش کرد از کشور خارج شود، راههای مختلف را بررسی کرد اما نتیجه نداد. حالا که به تجارت روی آورده دست از تلاش برای خارج شدن از افغانستان برداشته است.
شهلا در خانه نقاشی میکند
«شهلا» نام مستعار دختری است که درست چند سال پیش از بازگشت طالبان از دانشگاهی در افغانستان فارغ شد. او میگوید صبح، پس از تمامکردن کارهای خانه، سراغ رنگ و قلمموهایش میرود. روزش را با نقاشی و مینیاتوری میگذراند تا ذهنش آرام باشد.
او پیشتر یک مجمتع تاریخی هرات اتاق کار داشت. این خانم میگوید آمدن خارجیها به آن محل، به فروش آثارش کمک میکرد. اما به دلیل محدودیتهای طالبان مجبور شد آنجا را ترک کند.
به گفته شهلا، از دستدادن محل کار، ضربه سنگینی به هنر و درآمدش زد. «آنجا فرصتی برای رونق هنر و دیدهشدن دختران بود.»
شهلا اکنون در خانه کار میکند. او میگوید در افغانستان فرصت کاری چندانی متناسب با رشته تحصیلیاش وجود ندارد.
آخرین درخواست کاریاش در زمستان سال گذشته، برای تدریس هنر در یک آموزشگاه بود. او گفت که هیچگاه این آموزشگاه به درخواستش پاسخ نداد.
به گفته شهلا، سفارشدهندگان اغلب کارهای بزرگ با قیمت پایین میخواهند و او بسیاری از این سفارشها را رد میکند.با درآمد اندکی که از هنرش دارد مصارف شخصی خود را تأمین میکند و اندکی از مسئولیت مالی پدرش را میکاهد.
شهلا میگوید برخورد طالبان بر سر پوشش و محدودیتهای کاری، زندگی را برایش دشوارتر کرده است. او نخستین دختر خانوادهاش است که پاسپورت گرفته، اما مشکلات اقتصادی و ویزا تاکنون مانع خروجش از کشور شده است.
با وجود سختگیریها و مخالفت طالبان، شهلا هنوز حرفهاش را تغییر نداده و هر روز برای خلق اثر و زنده نگهداشتن هنر تلاش میکند.
او میخواهد روی دیوارهای دفترها و رستورانتهای هرات نقاشی کند، روی ظروف رستورانتها مینیاتوری کار کند و به دختران هنر بیاموزد. کار روی مینیاتوری سبک بهزاد نیز از طرحهای مورد علاقه اوست. این سبک در سال ۱۴۰۴ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری یونسکو ثبت شده است.
بزرگترین نگرانی شهلا این است که وضعیت اقتصادی مردم، فرصت اجرای بسیاری از طرحها و تقاضا برای چنین کارهایی را از او بگیرد.
سارا کار وکالتش را از دست داده است
سارا، فارغ رشته حقوق و علوم سیاسی، پیش از بازگشت طالبان وکیل مدافع بود. او میگوید پس از تغییر حکومت، وظیفهاش را از دست داده است.
او از تاثیر این وضعیت بر زندگی شخصی و اقتصادی خانوادهاش میگوید: «با از دستدادن وظیفهام ضربه شدید اقتصادی خوردیم و فعلاً با اولادهایم به دشواری زندگی میکنم.»
سارا میگوید که محدودیتهای اخیر او را به فکر مهاجرت انداخته و اکنون تلاش میکند به آلمان برسد.
سارا میگوید پیش از سقوط حکومت افغانستان، به دلیل شغل که داشت در میان دوستان و بستگان جایگاه ویژه داشت و آن زمان میتوانست از زنان افغان در دادگاهها دفاع کند.
فارغ تحصیل علوم سیاسی که سبزی میفروشد
«احمدولی» نام مستعار مردی است که حقوق و علوم سیاسی خوانده و در حکومت پیشین نظامی بوده است. او میگوید با تغییر حکومت، وظیفه خود را از دست داد و اکنون کراچی سیار دارد و میوه و سبزی میوه تازه و سبزی میفروشد.
او گفت که پیش از سبزیفروشی بارها شغلش را تغییر داد. مدتی شاگرد نانوایی شد، مدتی با سهچرخه مسافرکشی و بارکشی میکرد و مدتی هم پیهم دنبال شغلی بود که بتواند مخارج خانواده را تأمین کند.
به گفته احمدولی، این کارها از رشته تحصیلی و مسلک او دور است. درآمدش نیز برای گذران زندگی خانواده کافی نیست.
میگوید: «زندگی اولادهایم به سختی میگذرد.»
نرگس از فشار در محل کار میگوید
نرگس از محدود زنان افغان است که با بازگشت طالبان، هنوز شغلش را از دست نداده است، زیرا در نظام صحی افغانستان کار میکند؛ جایی که طالبان چارهای ندارند جز نگه داشتن شماری محدود از زنان.
او در یک کلینیک خصوصی پرستار است. او میگوید محدودیتهای اخیر بر وظیفهاش اثر گذاشته و باعث شده به روانشناس مراجعه کند.
نرگس میگوید: «امر به معروف بارها میآید و بیاحترامی میکند. به پوشش و حتی حرفزدن ما اعتراض میکند.»
نرگس بارها تصمیم گرفت به دلیل مداخله پیهم اداره امر به معروف، به حرفه خیاطی در خانه رو بیاورد اما ترس از این که خیاطی هزینه زندگی خودش و فرزندانش را تأمین نمیکند او را منصرف کرد.
خاطره از کار در کلینیک کنار کشیده است
«خاطره» نام مستعار زنی است که هم در رشته پرستاری تحصیل کرده و هم طراحی گرافیک.
او میگوید اکنون در خانه بیکار است و در شرایط فعلی نمیتواند در رشتههایی که تحصیل کرده است کار کند. وقتی از او پرسیدم اکنون چه کاری انجام میدهد، گفت: «کاش حال ما افسرده و بیمار و بیکار و متاثرکننده نبود.»
او میگوید تاکنون در سه فرصت کاری در رشتههایش موفق شده و مصاحبهها را نیز گذرانده است. اما به دلیل محدودیتها و شرایط موجود، از ادامه کار کنار کشیده است. او توضیح میدهد که نمیخواسته برای خودش و خانوادهاش مشکلی ایجاد شود و نگران سلامت و زندهماندن خود بوده است.
آخرین فرصت کاری او، پرستاری با نوبتهای شبانه در یک کلینیک خصوصی بود. او میگوید به دلیل محدودیتهای وضعشده، در آن محیط احساس امنیت نمیکرد.
اکنون هزینه خانواده ۹ نفره آنان را شوهرش تأمین میکند.
خاطره میگوید روزهایش در حسرت داشتن آزادی شخصی و کاری میگذرد که مانند گذشته بتواند بدون محدودیت انجام دهد.
سمیه، دختری که شب و روز اشک میریزد
داستان سمیه را که در بادغیس تحصیلات عالی کرده است، بیشتر از زبان مادرش شنیدم تا خودش. سمیه حرف زیادی برای گفتن نداشت. تنها به یک جمله اکتفا کرد: «پنج سال است که حال خوبی ندارم.»
وقتی با مادرش صحبت کردم، فهمیدم که دخترش چند بار به پایان دادن به زندگی خود فکر کرده است. مادر سمیه بارها به روانشناس مراجعه کرده، به این امید که راهی برای کمک به دخترش پیدا کند.
از مادرش پرسیدم چه چیزی سمیه را به این حال رسانده است، گفت: «خانهنشینی، بیبرنامگی، خستگی روحی و نداشتن زمینه تحصیل.»
مادر سیمیه گفت: «ما مشکل مالی چندانی نداریم. از پس مخارج زندگی خود برمیآییم، اما از پس خستگی روحی دخترمان نه. برایش چه میتوانیم بکنیم؟»
مادر سمیه گفت دخترش استعداد خارقالعادهای داشت. استعدادش همه را شگفتزده کرده بود. اما حالا از آن همه شوق و علاقه چیزی در رفتارش دیده نمیشود. به گفته مادر سمیه، او از وقتی خانهنشین شده، دلش به هیچ کاری نمیرود.،شب و روز گریه میکند.
مجبور شدم افغانستان را ترک کنم
حمید، نام مستعار مرد جوانی است که مدرک کارشناسی ارشد حقوق دارد و اکنون در آلمان زندگی میکند. از من خواست نام واقعیاش را در این گزارش ننویسم. او سالها درس خوانده و برای یافتن کار تلاش کرده بود. میگوید از زمان فراغت از دانشگاه، صدها درخواست کاری فرستاد تا سرانجام توانست در یک موسسه داخلی شغلی پیدا کند.
کاری که بهسادگی به دست نیامده بود و قرار بود فرصتی برای استفاده از دانش و تواناییهایش باشد.
حمید میگوید پس از چند ماه، مرحله نخست پروژه پایان یافت و قرارداد آن برای یک سال دیگر تمدید شد. اما با روی کار آمدن طالبان، مشکلات آغاز شد. طالبان به بهانههای مختلف مانع ادامه فعالیت پروژه میشد. این وضعیت هشت ماه طول کشید. به گفته او، افراد وابسته به طالبان در روند استخدام کارمندان دخالت میکردند، فهرست افرادی را برای استخدام میفرستادند که شرایط لازم را نداشتند و حتی در مصاحبههای کاری، از متقاضیان بستهای تخنیکی سوالات تجویدی میپرسیدند. در نتیجه، شماری از افراد واجد شرایط از رسیدن به شغل بازمیماندند.
برای حمید که خودش صدها بار طعم تلخ پیدا نکردن کار را چشیده بود، تحمل این وضعیت دشوار شد. او سرانجام از شغلی استعفا داد که برای به دست آوردنش مدتها تلاش کرده بود. تصمیمی که به گفته خودش، از شدت دلسردی و دخالتهای پیدرپی مقامهای طالبان گرفت.
با تغییر نظام در افغانستان، سرنوشت شهروندان به ویژه دانشآموختگان و زنان دگرگون شده است. پنج سال پس از بازگشت طالبان، بسیاری از دانشآموختگان با محدودیت فرصتهای کاری روبهرو هستند.
برای زنان، وضعیت دشوارتر است. سازمان بینالمللی کار در گزارشی در اسد ۱۴۰۵ برآورد کرد که میزان مشارکت زنان در بازار کار افغانستان به ۵.۱ درصد کاهش یافته است. این سازمان میگوید فرصتهای شغلی ایجادشده در سالهای اخیر عمدتا به مردان رسیده است.
تغییر ترکیب کارمندان ادارههای دولتی نیز فرصتهای شغلی را برای شماری از نیروهای پیشین محدود کرده است.
آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا در گزارشی در دلو ۱۴۰۴ نوشت که طالبان بهتدریج کارمندان حکومت پیشین را با افراد وفادار به این گروه جایگزین کرده است. به گفته این نهاد، بیشتر زنان کارمند دولت پس از بازگشت طالبان خانهنشین شدند و به وظایف خود بازنگشتند.
دخالت طالبان به ادارههای دولتی محدود نمانده است. دفتر بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان، سیگار، در گزارشی در اسد ۱۴۰۴ نوشت که مقامهای طالبان به موسسات کمکرسان فشار آوردهاند تا افراد مورد نظر آنان را استخدام کنند. به گفته این نهاد، در برخی موارد مقاومت موسسات در برابر چنین درخواستهایی به توقف پروژهها انجامیده است. طالبان اتهامهای سیگار درباره دخالت در فعالیت نهادهای امدادرسان را رد کرده است.
ایالات متحده امریکا در نشست وزیران خارجه گروه ۲۰ در اتلانتا، نگرانیهای پاکستان درباره فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان را تایید کرد. مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در این نشست گفت: «ما با پاکستان موافقیم و نمیخواهیم این کشور هدف تروریسم قرار گیرد.»
این موضع از نظر دیپلوماتیک اهمیت دارد، زیرا پاکستان بارها خواستار اقدام جدی علیه گروههای مسلح فعال در افغانستان شده است.
روبیو در پاسخ به پرسشی درباره نگرانیهای امنیتی پاکستان، پذیرفت که اسلامآباد از عملکرد طالبان در جلوگیری از فعالیتهای تروریستی در خاک افغانستان ناراضی است. او بار دیگر تاکید کرد: «ما با پاکستان موافقیم. نمیخواهیم این کشور هدف حملات قرار گیرد.»
سخنان وزیر خارجه امریکا نشان میدهد که واشنگتن نگرانیهای امنیتی پاکستان را جدی میگیرد. با این حال، هنوز روشن نیست که این موضعگیری تا چه اندازه بر سیاستهای عملی امریکا در قبال افغانستان و پاکستان تاثیر خواهد گذاشت.
تروریسم فرامرزی در سالهای اخیر به یکی از مشکلات جدی امنیتی پاکستان تبدیل شده است. نیروهای امنیتی، پولیس و غیرنظامیان این کشور بارها هدف حملات گروههای مسلح قرار گرفتهاند. اسلامآباد پیوسته از طالبان خواسته است اجازه ندهد گروههای مسلح از خاک افغانستان برای طراحی، سازماندهی و اجرای حملات علیه پاکستان استفاده کنند.
مقامهای پاکستانی معتقدند که دستیابی به ثبات پایدار در منطقه بدون اقدام موثر علیه این گروهها امکانپذیر نیست.
یکی از نگرانیهای اصلی اسلامآباد، توانایی و اراده طالبان برای جلوگیری از فعالیت گروههای مسلح در افغانستان است. پاکستان بارها درباره فعالیت تحریک طالبان پاکستان و افزایش حملات این گروه علیه دولت پاکستان هشدار داده است. از دید مقامهای پاکستانی، وجود پناهگاههای امن برای جنگجویان، امکان برنامهریزی و اجرای حملات را در اختیار آنان قرار میدهد.
تعهد طالبان به مبارزه با تروریسم نیز همواره با پرسشهایی همراه بوده است. اینکه طالبان تا چه اندازه توانایی و تمایل دارد مانع فعالیت گروههای مسلح در خاک افغانستان شود، موضوعی است که پیامدهای آن فراتر از مرزهای پاکستان میرود و امنیت منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد.
اگر طالبان نتواند نشان دهد که نگرانیهای امنیتی پاکستان را جدی میگیرد، احتمال تشدید اختلافها میان کابل و اسلامآباد وجود دارد. ادامه این وضعیت میتواند امنیت مناطق مرزی را نیز تضعیف کند. در مقابل، اجرای اقدامهای موثر برای مبارزه با تروریسم میتواند به کاهش خشونت و بهبود امنیت در هر دو کشور کمک کند.
اظهارات مارکو روبیو از این جهت اهمیت دارد که نشاندهنده پذیرش نگرانیهای پاکستان در سطح دیپلوماسی امریکا است. موضعگیری مقامهای بلندپایه واشنگتن میتواند زمینه تفاهم بیشتر میان دو کشور درباره مسائل امنیتی را فراهم کند.
با این حال، چنین اظهاراتی بهتنهایی نمیتواند به حملات گروههای مسلح پایان دهد. کاهش این تهدیدها به گفتوگوهای مستمر، اعتماد متقابل و اجرای اقدامهای عملی نیاز دارد. هدف این اقدامها باید جلوگیری از برنامهریزی و اجرای حملات از سوی گروههای مسلح باشد.
برای واشنگتن نیز این موضوع یک نگرانی امنیتی محسوب میشود. ثبات افغانستان با امنیت کشورهای همسایه پیوند دارد و ادامه فعالیت گروههای مسلح میتواند تلاشها برای جلوگیری از شکلگیری دوباره شبکههای تروریستی فراملی را با مشکل روبهرو کند.
ایالات متحده علاقهمند است که از خاک افغانستان برای تهدید کشورهای دیگر استفاده نشود. از این منظر، تایید نگرانیهای پاکستان با هدف گستردهتر واشنگتن برای کاهش تهدیدهای تروریستی همخوانی دارد.
با وجود این، مدیریت چنین وضعیتی به دیپلوماسی محتاطانه نیاز دارد. افغانستان و پاکستان مرز طولانی و پیوندهای گسترده اجتماعی و اقتصادی دارند. امنیت دو کشور در بسیاری از زمینهها به یکدیگر وابسته است و تشدید تنشها میتواند بر تجارت، رفتوآمد شهروندان و زندگی مردم مناطق مرزی تاثیر بگذارد.
افزایش اختلافها همچنین ممکن است شرایط زندگی ساکنان دو سوی مرز را دشوارتر کند. از همین رو، هر راهحل پایدار باید بر کنترول موثر مرزها، گفتوگوی مستقیم، تعیین تعهدات روشن و اقدامهای قابل راستیآزمایی علیه گروههای مسلح استوار باشد.
پاکستان تاکید دارد که تعهدات مربوط به مبارزه با تروریسم باید به اقدامهای عملی تبدیل شود. به باور اسلامآباد، جلوگیری از رفتوآمد جنگجویان، مختلکردن روند جذب نیرو و منابع مالی گروههای مسلح و از میان برداشتن پناهگاههای امن آنان از اقدامهای ضروری است.
همچنین باید اطمینان حاصل شود که افراد مسئول حملات پاسخگو قرار میگیرند. همکاری میان نهادهای مسئول میتواند به تحقق این هدفها کمک کند.
تایید نگرانیهای پاکستان از سوی واشنگتن ممکن است فرصت تازهای برای گسترش همکاریهای امنیتی میان دو کشور فراهم کند. این همکاریها میتواند شامل تبادل اطلاعات استخباراتی، گفتوگوهای دیپلوماتیک و حمایت از تلاشهایی باشد که هدف آن جلوگیری از استفاده شبکههای تروریستی از منطقه برای ایجاد بیثباتی است.
با این حال، هر نوع همکاری احتمالی باید متناسب با شرایط و بهصورت جداگانه بررسی شود.
نکته مهم این است که پذیرش نگرانیهای پاکستان از سوی امریکا، لزوما به معنای حمایت واشنگتن از تمامی اقدامها و سیاستهای اسلامآباد نیست.
سخنان روبیو نشان میدهد که امریکا با هدف قرار گرفتن پاکستان از سوی گروههای تروریستی مخالف است و نگرانیهای این کشور درباره فعالیت گروههای مسلح را به رسمیت میشناسد. اما این موضع به معنای امضای یک توافق امنیتی تازه، افزایش حمایتهای امریکا یا تایید تمامی ادعاها و مواضع پاکستان نیست.
با این همه، مطرحشدن علنی این نگرانیها از سوی یک مقام بلندپایه امریکایی، از نظر دیپلوماتیک اهمیت دارد.
اکنون پرسش اصلی این است که این تفاهم سیاسی چگونه میتواند به بهبود واقعی وضعیت امنیتی منجر شود.
پاکستان خواستار اقدام موثر علیه عاملان حملات است. اسلامآباد میخواهد فعالیت گروههای مسلح محدود شود، پناهگاههای آنان از میان برود و زمینه برای برقراری ثبات پایدار فراهم شود.
از سوی دیگر، مسئولیت جلوگیری از استفاده گروههای مسلح از خاک افغانستان برای تهدید کشورهای همسایه، متوجه طالبان است. ایالات متحده و دیگر بازیگران بینالمللی نیز میتوانند با تشویق طرفها به اجرای تعهدات ضدتروریستی و حمایت از گفتوگوهای دیپلوماتیک، به کاهش خطر تشدید تنشها کمک کنند.
اظهارات مارکو روبیو نشان میدهد که نگرانیهای امنیتی پاکستان در واشنگتن شنیده شده است. اما تبدیل این موضع به همکاریهای گستردهتر، به میزان تعامل و اقدامهای بعدی دو کشور بستگی دارد.
برای پاکستان، اولویت اصلی جلوگیری از حملات، محدودکردن فعالیت گروههای مسلح و دستیابی به ثبات از راه مبارزه موثر با تروریسم است. دستیابی به صلح پایدار مستلزم آن است که تمامی طرفهای ذیربط در گفتوگوهای معنادار مشارکت کنند، به تعهدات خود پایبند باشند و برای تضمین صلح، ثبات و عاریبودن منطقه از تهدید تروریسم، با یکدیگر همکاری کنند.
افغانستان، پاکستان و رقابت بر سر آینده منطقه
روابط طالبان، مخالفان طالبان و پاکستان، در کنار نقش هند و دیگر بازیگران منطقهای، به یکی از موضوعات مهم و بحثبرانگیز درباره آینده افغانستان تبدیل شده است. در صفحه ویژه «تماس با پاکستان»، فضایی فراهم کردهایم تا چهرههای سیاسی از طیفهای مختلف، از حامیان و مخالفان طالبان تا سیاستمداران و مقامهای پاکستانی و هندی، دیدگاههای خود را درباره این مناسبات، اهداف و پیامدهای آن بیان کنند. هدف ما فراهمکردن فرصتی برای شنیدن روایتهای متفاوت و کمک به درک بهتر تحولات منطقه است. انتشار این مقالات به معنای تأیید محتوای آنها نیست و دیدگاههای مطرحشده لزوماً بازتابدهنده موضع سردبیری افغانستان اینترنشنال نیست.