• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ زنان با محرم شرعی به حمام عمومی بروند

موسی ظفر
موسی ظفر
۲۴ عقرب ۱۴۰۱، ۱۴:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

گروه طالبان که مشکل‌ترین بخش حکومتداری‌اش به وجود زنان خلاصه شده یک‌ ماه پیش دستور داد که زنان حمام نکنند. پانزده روز پیش متوجه شد که زنان اگر حمام نکنند مثل افراد طالبان بو می‌گیرند.

شورای رسیدگی به امور زنان که تمام رهبران طالبان عضویت آن را دارند دوباره جلسه گرفتند و گفتند زن‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

این بار رهبران طالبان فرمان صادر کردند که زنان اجازه دارند خودشان را بشویند اما… بعد هر چه فکر کردند از «اما» به بعد چیزی به ذهن‌شان نرسید و گفتند: بسیار خوب، بشویند. هفته‌ای گذشت و طالبان فرمان تازه‌ای در مورد زنان صادر نکردند و احساس کردند یک تومور سرطانی با خارش موضعی در مغزشان پیدا شده است. نشستند و دستور دادند که زنان به پارک و ورزشگاه و دواخانه و آرایشگاه نروند.

در همین جلسه یکی هم پیدا شد و گفت که زنان وقتی برای شستشو به حمام عمومی می‌روند به طرف همدیگر با نگاه‌های بی‌ناموسانه می‌بینند. و چنین شد که اکنون ملا هبت‌الله فرمان تازه‌ای صادر کرده و گفته است که زنان باید با محرم شرعی به حمام عمومی بروند. در فرمان جدید آمده است که زنان با محرم به حمام بروند ولی… و از «ولی» به بعد چیزی به ذهنش‌ نگشته و خط را خالی گذاشته است. آگاهان می‌گویند یک هفته دیگر وقت می‌گیرد تا طالبان بفهمد بی‌ناموسی تازه شروع شده است.

حقیقت این است که طالبان هر کار می‌کنند مسئله زنان را نمی‌توانند مدیریت کنند. برای یک طالب درک یک زن همان قدر سخت است که فزیک کوانتوم برای شاگردان کودکستان بهاره. گاهی که با خود فکر می‌کنند و می‌گویند که اگر در افغانستان هیچ زنی نباشد طبعاً امریکا هم نمی‌تواند انتقاد کند که چرا زنان اجازه ندارند به پارک بروند، شادمان می‌شوند اما لحظه‌ای بعد وقتی بیادشان می‌آید که اگر زن نباشد برای ما چه کسی «طالبچه» بزاید و زن چهارم از کجا بگیریم، نظرشان عوض می‌شود.

اما یک راه حل ساده وجود دارد که هنوز به فکر طالبان نرسیده است: اگر این گروه از چین بخواهد که ماشین کودک‌سازی (آن‌هم فقط پسر) برای افغانستان بسازد و زن‌های زیبای پلاستیکی با حجاب شرعی به افغانستان صادر کند، آن‌وقت طالبان می‌توانند تمام زنان افغانستان را حذف کنند و به یک‌باره خود را از این جنجال‌ها راحت کنند. کودکان را در مدرسه بزرگ کنند و زنان پلاستیکی را در خانه بند کنند. این بار اگر امریکا بگوید شما چرا به زنان اجازه نمی‌دهید به پارک بروند، طالبان خواهند گفت پلاستیک را چه به پارک. امریکا هم نمی‌تواند چیزی بگوید.

گند حمام عمومی و محرم شرعی هم تا یک هفته دیگر بالا می‌زند. اگر به این راه حل فکر نکنند، آنوقت مجبور خواهند شد دوباره فرمان حمامی صادر کنند. حالا ببینید!

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۳
اختصاصی

طالبان و ایران در طراحی اپلیکیشنی برای رصد کاربران در افغانستان همکاری می‌کنند

۴

همسر حفیظ‌الله امین در آلمان درگذشت

۵

امریکا پاسپورت والدینی را که نفقه فرزند نمی‌دهند، لغو می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی؛ توییتر شش نشان جدید برای افغانستان ساخت

۱۳ عقرب ۱۴۰۱، ۲۳:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

ایلان ماسک، صاحب ذوق‌زده توییتر اعلام کرد که در کنار تیک آبی، شش تیک دیگر ساخته است که فقط به شهروندان متشخص افغانستان می‌دهد. او گفته است که برای گذاشتن این نشان‌ها کنار نام شخصیتهای افغانستان پولی نمی‌گیرد اما مردم افغانستان گفته‌اند: خواهش می‌کنیم! تو فقط بگذار، حسابش با ما.

نشان فرار
نشان آبی فرار مخصوص اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان است که به تاریخ ۱۵ اگست ۲۰۲۱ به یک سفر خارجی رفت و دیگر برنگشت. هرچند این نشان ملکیت حقوقی آقای غنی است اما توییتر گفته است که در آینده هر مقامی از هر کشور فرار کند تیک نشان غنی می‌گیرد و آن‌ها مکلف خواهند بود ماهانه به آقای غنی هشت دالر بدهند.

نشان پُف
این نشان مخصوص عطامحمد نور، امپراطور حقیقی قبلی و امپراطور مجازی کنونی شمال است. به علت متقاضی زیاد، ایلان ماسک گفته است که در اعطای نشان پف صرفه‌جویی خواهد کرد زیرا جنرالان زیادی گفته‌اند که بعد از عید فطر افغانستان را از چنگ جنرال باجوه آزاد می‌کنند. توییتر گفته است: «ایقه نشان نداریم.»

نشان ریش
این نشان با پس زمینه قهوه‌ای به آن‌دسته از مقامات حکومت قبلی داده می‌شود که متهم به فساد بودند و حالا به دعوت کمیسیون طالبان به کشور برمی‌گردند. توییتر در مورد اینکه چرا پس زمینه این نشان قهوه‌ای است چیزی نگفته است اما به نظر می‌رسد این رنگ با پول‌هایی که از مردم افغانستان دزدیده و خورده شده هم‌خوانی دارد.

نشان چهار زن
نشان چهار زن قرار بود به محمد محقق داده شود اما از آنجا که او فعلاً در توییتر کمتر فعال است و به جایش رهبران طالبان فعالیت‌شان را بیشتر کرده‌اند، به آن‌ها تفویض خواهد شد. گزارش می‌شود که تمام رهبران و مقامات طالبان درخواست این نشان را کرده‌اند. یک سخنگوی طالبان حتی گفته است که اگر امکان داشته باشد به دست یکی از زن‌ها بیل یا دسته بیل داده شود اما ایلان ماسک این خواسته را نپذیرفته است. ایلان ماسک در توییتر نوشت: «تو بیخی عادت کردی ولا. اینجا توییتر است، مدرسه نیست.»

نشان اجازه نمی‌دهم
این نشان مخصوص حنیف اتمر طراحی شده است زیرا او اجازه نمی‌دهد مردم افغانستان در مورد نوع حکومتی که دوست دارند تصمیم بگیرند. توییتر گفته است: «خودت صاحب افغانستانی. هر چه تو بگویی همان خواهد شد. چکه پرتم؟ کتش نان می‌خوری یا برنج؟»

نشان گلابی با نکتایی طلایی
این نشان رنگی و گل‌گلی معلوم نیست برای چه کسی ساخته شده است. توییتر احتمالا می‌خواهد این نشان را به کسانی بدهد که صبر استراتژیک دارند و بیست سال صبر کردند تا «آن روی دیگر» خود را نشان بدهند.

طنز سیاسی؛ لیسه پل محمود‌خان به ملا هبت‌الله فوق دکترای افتخاری داد

۲۱ میزان ۱۴۰۱، ۱۸:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

مدیر لیسه پل محمود‌خان اعلام کرد که به ملا هبت‌الله در یک رشته پنهانی، سند فوق‌ دکترای افتخاری داده است. این رشته به‌دلیل مسائل امنیتی افشا نشده است.

آگاهان مسائل آموزش می‌گویند که رقابت میان گروه حقانی و گروه جنوبی باعث شده تا پس از کسب سند دکترای افتخاری توسط عبدالباقی حقانی از دانشگاه جلال‌آباد، گروه جنوبی در پی کسب سند بالاتر برای طالبان همیشه‌جنوب برآیند. گفته می‌شود که لیسه پل‌ محمودخان در نظر دارد تا سه دکترای افتخاری به مرحوم ملا عمر، یک دکترا و دو ماستر افتخاری به ملا برادر و یک ماستری و یک لیسانس به ملا یعقوب بدهد.

این رقابت سالم که میان طالبان به راه افتاده مشکل عدم تخصص و کمبود دانش عصری مقامات طالبان را به زودی برطرف خواهد کرد. ذبیح‌الله مجاهد در کنفرانس امروز به رسانه‌ها گفت که تا سه ماه آینده همه مقامات طالبان داکتر فارغ می‌شوند و آنوقت هیچ کشوری حق ندارد به مسئولین طالبان بی‌سواد بگوید.

وی گفت که طالبان با آموزش دختران مخالف نیست و اگر زن‌ها بخواهند سند افتخاری بگیرند می‌توانند درخواست‌های خود را به وسیله محارم‌شان به وزارت تحصیلات عالی بفرستند و سند در مدت یک هفته پشت دروازه‌ خانه‌هایشان تحویل داده خواهد شد. مجاهد گفت که قسمت «رشته» در این اسناد خالی گذاشته می‌شوند تا زنان این اختیار را داشته باشند که از هر رشته‌ای که می‌خواهند فارغ شوند. او گفت که این آزادی حتا در غرب وجود ندارد.

ملا حمید هلمندی یک تن از فارغین اسناد افتخاری که اکنون در اداره ناسا کار می‌کند در رابطه به اعتبار این اسناد گفت: «مثل آب بر روی آتش است. هر کجا ببری مردم برای شما چوکی خالی می‌کند. روزی که سندم را به مسئولین ناسا نشان دادم دستی دستی یک چوکی در شاتل فضایی برایم خالی کردند. قبل از من می‌خواستند یک جاندار دیگر را برای آزمایش به عطارد بفرستند.»

سند فوق دکترای ملا هبت‌الله قرار است طی یک محفل پنهانی و در حضور روسای وزارت زراعت ۳۴ کشور به او اعطا شود. مدیر لیسه پل محمود‌خان گفته است که سند مذکور رو ندارد و هر دو طرفش پشت است. وی در پاسخ به سوال یک خبرنگار که پرسید: «یعنی کاغذ سفید می‌دهید؟» گفت: «سفید نگو که مقامات تحریک می‌شوند. خالی بگو خالی.»

طنز سیاسی؛ جایزه "نوبل دروغ" امسال به زلمی خلیلزاد رسید

۱۴ میزان ۱۴۰۱، ۲۱:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)

مانند هر سال دیگر امسال نیز رقابت تنگاتنگی میان نامزدان جایزه نوبل دروغ صورت گرفت ولی در نهایت داوران تصمیم گرفتند جایزه را دو دستی به زلمی خلیلزاد، نماینده خاص آمریکا برای تحویل‌‌دهی افغانستان به طالبان بدهند.

جایزه امسال به کتاب «طالبان تغییر کرده‌اند» اثر زلمی خلیلزاد تعلق گرفته است که سه سال پیش در قطر به نشر رسیده بود. این کتاب که ۴۲۰ صفحه دارد باعث شد تا سی میلیون انسان و یک کشور کامل از آن به شکل منفی متاثر شود. داوران کتاب آقای زاد را تاثیرانگیزترین کتاب تاریخ در عرصه دروغ دانستند و از وی به عنوان «ادیسون دروغ» یاد کردند.

آقای خلیلزاد ضمن تشکر عمیق از آقای اتمر، همکار و استادش و آقای معصوم استانکزی مهتمم این کتاب، از خداوند خواست تا بار دیگر به او فرصت خدمت به مردم افغانستان بدهد. وی گفت که اگر بار دیگر توانست در خدمت مردم افغانستان قرار گیرد انشاالله همه را به سیخ خواهد کشید. آقای خلیلزاد وجه نقدی این جایزه را به مردم ستمدیده افغانستان تقدیم کرد.

امیر‌خان متقی که از نامزدان جدی این دوره بود کسب جایزه را به آقای خلیلزاد تبریک گفت و خود را خاک پای وی دانست. وی ضمن خسته‌نباشید گرم به آقای خلیلزاد گفت که در افغانستان هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد، زنان از آزادی بهره‌مند هستند، دختران به مکتب می‌روند، فقر از بین رفته است و مردم از نحوه حکومتداری طالبان راضی هستند. آقای متقی در بیانیه خود گفته است که برای مذاکرات روی جایزه سال بعد بزودی عازم اوسلو پایتخت ناروی می‌شود. وی گفته است که اگر خدا بخواهد این بار عبداللطیف نظری را با خودش نخواهد برد.

افغانستان از جمله کشورهایی است که بیشترین جایزه نوبل دروغ به شهروندان آن تعلق گرفته است. اشرف‌غنی، رئیس‌جمهور منتخب افغانستان دو بار، امرالله صالح، معاون باصلاحیت آقای غنی یک بار، شاه‌حسین مرتضوی، معاون سخنگوی اشرف‌غنی، هفت بار، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان سیزده بار و عطا‌محمد نور، امپراتور پیشین شمال،‌ پنج میلیون بار برنده این جایزه بوده‌اند.

داکتر عبدالله که از دوره حضرت نوح به بعد نامزد این جایزه و جوایز دیگر بوده به علت تقلب در پروسه انتخابات نتوانسته نوبل کسب کند. وی در دو دوره‌ای که اشرف‌غنی برنده جایزه شد به خودش نوبل الترناتیو داد اما از آن راضی نبود.

طنز سیاسی؛ ملا هبت‌الله در مجمع عمومی ملل متحد از پشت سخنرانی کرد

۳۱ سنبلهٔ ۱۴۰۱، ۱۱:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

متن سخنرانی ملا هبت‌الله آخندزاده،‌ رهبر طالبان که پشت به رهبران شرکت‌کننده در هفتاد و هفتمین مجمع عمومی ملل متحد سخنرانی کرد:

"به تمام سران کشورهای اسلامی سلام می‌کنم و مرگ بر بقیه!

اجازه دهید سخنرانی‌ام را با یک نقل و قول از مولانا عبدالعزیز صاحب که به خاطر یک ویدیوی ساختگی اکنون مظلومانه در زندانی در پاکستان به‌سر می‌برد آغاز کنم. وی می‌فرماید: جوانان باید مطیع بزرگان باشند و بزرگان باید در خدمت جوانان. آنگاه جهان جای امنی خواهد بود.

آقایان و آقایان! من در حیرتم که یک جوان خام مثل امانوئل مکرون که اگر در مدرسه دینی بود هنوز باید آب وضوی استادش را گرم و سرد می‌کرد آمده است برای ناموس افغانستان خط و نشان می‌کشد. تو چه کاره هستی که در رابطه به زن گپ می‌زنی؟ خودت در زنداری چقدر تجربه داری؟

هر رهبر طالب حداقل سه زن دارد. ملا نسیم در یک هفته دو بار عروسی کرد. ملا عبدالرحیم آخند با دو خواهر نامزاد است. ملا جمال از محفل عروسی‌ خود یک زن دیگر هم انتخاب کرد. خود من یک زن چهارده ساله، یک زن هجده ساله و دو زن بیست‌ونه ساله دارم که جمعاً می‌شود ۹۰ سال. این در حالی‌است که تو فقط یک زن داری. حالا بگو تو زنان و دختران را بهتر می‌شناسی یا امارت اسلامی؟

حضار بی‌نهایت گرامی منفی طبقه اناث! چندین نفر دیگر هم که نامشان یادم نیست درباره افغانستان در این مجمع سخنرانی نمودند. چندین نفر از رشد تروریسم در افغانستان یاد کردند. ما گفته‌ایم که افغانستان دیگر خانه امن برای تروریست‌ها نیست. ببینید من خودم اکنون در جمع شما سخنرانی می‌کنم ولی یک نفر تا هنوز در این محفل کشته نشده. درحالیکه شما از ما انتقاد کردید.

رهبران محترم جهان! من از همین تربیون به شما می‌گویم که توطئه علیه امارت اسلامی را متوقف کنید. خوشبختی شما این است که در نیویورک هستید. اگر در کابل بودید بخدا اگر یک نفر شما شب را به صبح می‌رساندید. پس از شما می‌خواهم که از مجبوری ما سواستفاده نکنید. اینکه فعلاً امکانات نداریم و طیاره را به ساختمان سازمان ملل در نیویورک زده نمی‌توانیم بدین معنا نیست که هرچه خواستید بگویید. لطفاً از تسامح و بردباری ما سواستفاده نکنید.

در آخر از شما یک بار دیگر می‌خواهم که به مردم غیور افغانستان کمک‌های نقدی نمایید. مولوی قادر هفته دیگر عروسی دارد. باید برنج و روغن و گوشت بخرد که ناوقت می‌شود. کارت عروسی نیاورده‌ام اما بصورت شفاهی از تمام شما حضار محترم غیر از طبقه اناث دعوت می‌کنم که بیایید. بقیه گپ‌ها را همانجا می‌گویم.

و آخرالدعوانا جای زن در خانه است."

طنز سیاسی؛ چهار مرد گرسنه

۲۸ سنبلهٔ ۱۴۰۱، ۱۳:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
موسی ظفر

می‌گویند چهار مرد گرسنه در بیابان به راهی می‌رفتند. از فرط گرسنگی معده هر چهار مرد سرود ملی می‌خواند. احتمال اینکه در چند روز آینده نان گیر بیاید،‌ محال بود.

گرسنه اول گفت: آه اگر در وسط این بیابان نان گرم روغنی گیر بیاید چه کیف کنیم. مخصوصاً از آن نان‌های کنجددار گرد.

گرسنه دوم: من کنجد روی نان را دوست ندارم. باید نان روغنی ساده باشد با چای شیرین. در گرسنگی عجب می‌چسبد.

گرسنه سوم: من نمی‌دانم کنجد روی نان را کدام احمق اختراع کرده؟ کنجد سفید باز یک راه دارد. کنجد سیاه مثل شپش است. من که یک لقمه خورده نمی‌توانم. نان بی‌کنجد بهتر است که دلجمع می‌خوری.

گرسنه اول: شما چه کاره هستید که در مورد نان من تصمیم می‌گیرید؟ من نان روغنی کنجددار دوست دارم. گیرم بیاید همه‌اش را می‌خورم. به خدا قسم که اگر یک لقمه به شما بدهم.

گرسنه چهارم: من که چیزی نگفته‌ام. مرا چرا از لیست کشیدی؟

گرسنه اول: وقتی این‌ها علیه من موضع گرفتند تو خاموش بودی. خاموشی نشانه رضایت است.

گرسنه دوم و سوم و چهارم حالا خواسته یا ناخواسته در یک صنف قرار گرفتند و بین خود فیصله کردند تا علیه گرسنه کنجدپسند موضع سختی بگیرند. آن‌ها اعلامیه دادند که کنجد بدمزه است و هر کس کنجد بخورد بی‌عقل است. چنین بیانیه صریح خشم گرسنه اول را برانگیخت و زدن شروع شد.

گرسنه اول که مدتی تکواندو کرده بود و بنیه قوی داشت هر سه گرسنه شیرسوخته را چپه کرد و مورد عنایت قرار داد. اتحادیه سه‌گرسنه هرچند زور کافی برای پنجه به پنجه شدن نداشتند اما مقاومت را ادامه دادند و با هر چه در توان داشتند پاسخ گرسنه اول را دادند. جنگ مدتی ادامه پیدا کرد تا اینکه هر چهار نفر از نفس ماندند و نشستند.

گرسنه دوم (با نفس‌های کوتاه): لعنت به تو! خوب تو از وسط نان بخور که کنجد دارد. ما سه نفر از بغل نان می‌خوریم. هم تو سیر می‌شوی هم ما.

گرسنه اول (با نفس‌های کوتاه‌تر): ولا اگر نیم لقمه بخورید. حالا گپ ناموسی شده. حتی اگر نان بی‌کنجد هم گیرم بیاید به شما نمی‌دهم. از خودم است.

و چنین بود که جنگ دوباره در گرفت و زدن شروع شد.

————

سال بعد که کاروان از دشت می‌گذشت تاجر استخوان‌های چهار مرد را دید که استخوان دست یکی بر گردن دیگری افتاده بود. باد از یک سوراخ جمجمه داخل می‌شد، در کاسه سر‌شان «هو» می‌کشید و از سوراخ دیگر بیرون می‌شد.