• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مسلمانان امریکا در انتخابات به کی رای می‌دهند؟

پویا هاشمی

افغانستان اینترنشنال

۹ عقرب ۱۴۰۳، ۰۴:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

تنها کمتر از یک هفته مانده به انتخابات امریکا، تلاش کارزارهای انتخاباتی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان بیشتر متمرکز به ایالت‌های کیلدی یا میدان‌های اصلی نبرد شده است. به باور استراتیژیست‌های امریکایی، رقابت در انتخابات ۲۰۲۴ تاریخی و بسیار تنگاتنگ خواهد بود.

در فضای به شدت رقابتی انتخابات امریکا، مساله رای مسلمانان ایالات متحده اهمیت یافته و تاثیرگذاری آن روی سرنوشت نتیجه این روند به طور بی‌پیشینه برای هر دو نامزد برجسته‌تر شده است.

براساس آخرین سرشماری نفوس امریکا که در سال ۲۰۱۸ انجام شده بود، جمعیت مسلمانان امریکایی بیشتر از چهار میلیون و ۹۵۳ هزار نفر گزارش شده است. این جمعیت بیشتر در ایالت‌های سواحل شرقی و غربی امریکا مسکن گزین شده‌اند. کالیفرنیا، نیویارک، ویرجینیا، میشیگان، مریلند، ایلینوی، جورجیا و پنسلوانیا از ایالت‌هایی‌اند که بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جا داده‌اند.

100%

اگر چه مسلمانان تنها حدود یک درصد از جمعیت امریکا را تشکیل می‌دهند، اما به دلیل تمرکز بر ایالت‌های کلیدی مانند میشیگان، جورجیا و پنسلوانیا که اغلب با اختلاف اندک در انتخابات پیروز می‌شوند، یک بلوک رای‌دهنده مهم به شمار می‌آیند.

جو بایدن در انتخابات ۲۰۲۰ با گرفتن رای ۶۵ درصد رای مسلمانان در این ایالت‌ها، توانست انتخابات را از ترامپ ببرد. حمایت مسلمانان برای پیروزی بایدن حیاتی بود، زیرا او در ایالت‌های کلیدی با اختلاف اندکی برنده شد. جو بایدن در انتخابات قبلی توانست ایالت جورجیا را تنها با اختلاف ۱۲ هزار رای برنده شود، ایالتی که بیش از ۶۱ هزار رای‌دهنده مسلمان در آن سکونت می‌کنند. بایدن در انتخابات ۲۰۲۰ پنسلوانیا نیز با اختلاف ۸۱ هزار رای برنده شد. تعداد رای دهندگان مسلمان در این ایالت به ۱۲۵ هزار نفر می‌رسد.

از سوی دیگر براساس یافته‌های مرکز پژهشی پیو، ۶۲ درصد از جمعیت مسلمان به گونه سنتی تمایل حزبی به دموکرات‌ها دارند، ۱۷ درصد وابسته‌گی حزبی به جمهوری‌خواهان دارند و بقیه ۲۱ درصد مستقل اند. اما ظاهرا در این دوره معادلات تغییر کرده و آمار و ارقام برهم خورده است.

چرا حمایت مسلمانان از دموکرات‌ها کم‌رنگ شده است؟

انستیتوت مطالعات پالیسی‌های اجتماعی و همگرایی که در ایالت میشیگان موقعیت دارد، در پژوهشی در ماه سپتامبر نوشته بود که در این انتخابات، جامعه مسلمانان بیش از هر زمانی در مورد یک مسئله سیاسی متحد به نظر می‌رسند؛ و آن موضع‌گیری دولت امریکا در قبال جنگ غزه است. به نوشته این انستیتوت هر نامزدی که امید به جلب حمایت بخش‌های بزرگی از رای دهندگان مسلمان را دارد، باید به خواسته‌های رای‌‌دهندگان مسلمان برای پایان دادن جنگ غزه پاسخ دهد.

حمایت سیاسی و نظامی گسترده اداره بایدن از اسرائيل در جنگ غزه، باعث شده که برخی از جوامع مسلمان از دموکرات‌ها فاصله بگیرند.

اما جنگ غزه تنها مسئله رای‌دهندگان مسلمان نیست، مبارزه با اسلام‌هراسی، سیاست حمایت از خانواده‌های سنتی و برنامه‌های بیمه صحی از مواردی‌اند که امریکا‌یی‌های مسلمان در انتخاب خود مد نظر خواهند گرفت.

100%

چی کسی در نظرسنجی‌ها در میان رای‌دهنده‌های مسلمان پیشتاز است؟

شورای روابط امریکایی-اسلامی (CAIR) درنظرسنجی‌ای که از ۴۰ هزار رای‌دهنده مسلمان در شش ایالت کلیدی انجام داده، دریافته است که با وجود نارضایتی جامعه مسلمان امریکایی از دموکرات‌ها، در میان رای‌دهندگان آن کامالا هریس با۲۹.۴ درصد نسبت به دونالد ترامپ با ۱۱.۲ درصد پیشتاز است.

در این نظرسنجی آنچه حائز اهمیت است، میزان حمایت مسلمانان از جیل استاین، نامزد حزب سبز ۲۹.۱ درصد است. بیشتر رای دهندگان مسلمانان این حمایت را نوعی از اعتراض در برابر سیاست دموکرات‌ها در قبال جنگ غزه خوانده‌اند.

جیل استاین
100%
جیل استاین

که در سال ۲۰۱۶ هم نامزد بود و هیلاری کلینتون نامزد آن‌وقت دموکرات‌ها پس از شکست در مقابل ترامپ، او را مخرب رای خود دانسته بود؛ در نظرسنجی CAIR توانسته است در سه ایالت کلیدی آریزونا، ویسکانسن و مهم‌تر از همه میشیگان میزان حمایت قابل توجهی از حمایت مسلمانان را کسب کند. و این میزان حمایت می‌تواند به دموکرات‌ها زنگ خطر باشد.

حمایت از ترامپ

امیر غالب، شهردار همترامک در ایالت میشیگان و اهل یمن، به‌عنوان اولین امریکایی عرب و اولین مسلمان که این شهر را مدیریت می‌کند، از دونالد ترامپ حمایت کرد و او را «مرد صلح» توصیف کرد. این چرخش کلان در موضع‌گیری مسلمانان و ترامپ نشان‌دهنده تغییرات قابل توجهی است. ترامپ با کسب حمایت امیر غالب، در تلاش است تا با جامعه مسلمان و عرب امریکایی در این ایالت ارتباط برقرار کند و به‌نظر می‌رسد که قصد دارد با این حمایت، شمار قابل توجهی از رای‌دهندگان مسلمان در دیگر ایالت‌ها را نیز به سمت خود جلب کند. حضور ترامپ در کنار شماری از رهبران مسلمان در ایالت میشیگان، صحنه‌ای غیرمعمول بود و نشان‌دهنده تغییر در سیاست‌های او و دیدگاه مسلمانان در انتخابات ریاست جمهوری امسال با دوره قبلی است. رای دهندگان مسلمان تنها در ایالت میشیگان پر اهمیت نیست.

امیر غالب و دونالد ترامپ
100%
امیر غالب و دونالد ترامپ

ترس از بازگشت 'قانون منع مهاجرت مسلمانان'

یکی از نگرانی‌های مهم در میان مسلمانان امریکا این است که با پیروزی ترامپ، ممکن است «قانون منع مهاجرت مسلمانان» به امریکا دوباره روی کار شود. به همین دلیل، کامالا هریس به‌دنبال این تا مسلمان‌ها از ترامپ رو برگردانند. باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین امریکا، در کمپین انتخاباتی هریس در ایالت پنسیلوانیا، از مسلمانان خواست که به ترامپ رأی ندهند. او به یاد مسلمانان آورد که ترامپ در دوره گذشته سیاست‌های سختگیرانه‌ای علیه آن‌ها داشت و گفت: «اگر شما یک مسلمان امریکایی هستید و از اتفاقاتی که در خاورمیانه روی می‌دهد ناراحت هستید، چرا به کسی رأی می‌دهید که ممنوعیت مسلمانان را تصویب کرده و مکرراً نشان می‌دهد که شما بخشی از جامعه امریکایی ما نیستید؟»

100%

نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا هنوز مشخص نیست، اما یک چیز واضح است: نقش مسلمانان در این انتخابات می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. مسلمانان امریکا برای سال‌ها بر بهبود و ساخت ظرفیت‌های نهادی تمرکز کرده‌اند تا شیوه تعامل مسلمانان در سیاست تغییر کند. به‌نظر می‌رسد که در این مسیر پیشرفت‌های قابل توجهی حاصل شده است و جامعه مسلمانان به تدریج در تلاش است تا تأثیر بیشتری در عرصه سیاسی داشته باشد.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

نیویارک‌تایمز: هکرهای چینی اعضای خانواده ترامپ و دستیاران بایدن را هدف گرفته‌اند

۹ عقرب ۱۴۰۳، ۰۲:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه نیویارک‌تایمز، روز سه‌شنبه گزارش داد هکرهای وابسته به دولت چین تلفن‌های مورد استفاده اعضای خانواده دونالد ترامپ، از جمله اریک ترامپ و جرد کوشنر، پسر و داماد دونالد ترامپ و نیز شماری از دستیاران جو بایدن،‌ رئیس‌جمهور امریکا را هدف قرار داده‌اند.

این روزنامه به نقل از منابع آگاهی که نامشان را اعلام نکرد، نوشت هکرهای مرتبط با چین توانستند با نفوذ به سیستم‌های شرکت‌های مخابراتی، تلفن‌های اعضای خانواده دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق و نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ و همچنین مقام‌های دولت بایدن و وزارت امور خارجه امریکا را هدف بگیرند.

به نوشته نیویارک‌تایمز، این عملیات پیچیده هکری مقام‌های امنیت ملی امریکا را نگران کرده است و به‌نظر می‌رسد فهرست قابل توجهی از افرادی را هدف قرار داده است که ارتباطات آنها مورد توجه دولت چین است.

به‌گفته این منابع، فهرست اهداف شناخت‌ شده در حال حاضر کمتر از ۱۰۰ نفر است.

نیویارک‌تایمز در گزارش خود نوشت تلفن‌هایی که هدف قرار گرفته‌اند، در مجموع بیشتر گوشی‌ها و دستگاه‌هایی بوده‌اند که از سوی دونالد ترامپ، پسرش اریک ترامپ و دامادش جرد کوشنر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. علاوه بر اعضای خانواده ترامپ،اعضای ستاد انتخاباتی کامالا هریس، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، و همچنین کارشناسان دیپلماتیک، دولتی و سیاست‌گذاری نیز هدف حمله قرار گرفته‌اند.

به نوشته نیویارک‌تایمز این مقام‌ها تا حد زیادی برای عموم مردم ناشناخته هستند، اما مقام‌های چینی که مشتاق کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیاست‌گذاری داخلی ایالات متحده هستند، علاقه قابل توجهی به آنها دارند. مشخص نیست که چه داده‌هایی از این افراد گرفته شده است.

اریک ترامپ در بیانیه ای خواستار سرزنش دولت بایدن برای هک کردن شبکه های مخابراتی شد و گفت: «آیا این موضوع کسی را شگفت‌زده می‌کند؟ تحت رهبری کامالا و بایدن، چین در سراسر کشور ما قدم زده است.»

استیون چونگ، سخنگوی کارزار انتخاباتی ترامپ، نیز گفت: «ترامپ در برابر دشمنان ما خواهد ایستاد و از ایالات متحده در برابر هر گونه تجاوزی دفاع خواهد کرد.»

کارزار انتخاباتی ترامپ هفته گذشته مطلع شد که تلفن‌های مورد استفاده دونالد ترامپ و معاون انتخاباتی او، سناتور جی دی ونس، از جمله تلفن‌هایی هستند که از طریق نفوذ به سیستم‌های تلفن شبکه وریزون Verizon هدف قرار گرفته‌اند. سایر افرادی که مورد حمله هکرها قرار گرفته‌اند، پیام‌های مشابهی را از مقام‌های ایالات متحده دریافت کرده‌اند.

نیویورک‌تایمز به نقل از منابع خود افزود که شماری از دموکرات‌ها، از جمله دستیار چاک شومر سناتور دموکرات نیویورک و رهبر اکثریت سنا، نیز هدف قرار گرفته‌اند.

به‌نوشته این روزنامه، تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد، اما اف‌بی‌آی و مقام‌های امنیت ملی عمیقا نگران میزان داده‌های لو رفته و به خطر افتاده و طیف گسترده‌ای از قربانیان احتمالی هستند.

مقام‌های ایالات متحده آشکارا این هک را به «بازیگران وابسته به دولت چین» نسبت داده‌اند.

به نوشته نیویارک‌تایمز، محافل امنیت سایبری غربی این هک را به گروه «طوفان نمک» نسبت داده‌اند. این گروه سابقه انجام عملیات سایبری پیچیده برای دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی چین را دارد.

به گفته افراد آشنا با تحقیقات، بازرسان اف‌بی‌آی فکر می‌کنند که هکرها ممکن است توانسته باشند به پیام‌های متنی رمزگذاری نشده در دستگاه‌های مورد نظر و همچنین گزارش تماس‌ها دسترسی پیدا کرده باشند. آنها گفتند که شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد ارتباطات صوتی نیز ضبط شده است.

مقام‌های امنیتی ایالات متحده در اوایل سال جاری کشف کردند که اعضای گروه هکری طوفان نمک به سیستم‌های مخابراتی امریکا نفوذ کرده‌اند. این امر زنگ خطر را در دولت به صدا درآورد و روشن شد که اسرار امنیت ملی می‌تواند از طریق آسی‌ پذیری‌هایی که قبلا در شبکه‌های تلفن همراه شناخته نشده بود، لو بروند.

واقعیت دو چهره «میانه‌رو و افراطی» طالبان

۹ عقرب ۱۴۰۳، ۰۰:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
فضل محمود فضلی

هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، تلاش می‌کند تا مردم افغانستان را به تسلیم شدن به ایدیولوژی افراطی مدرسه اکوره‌ وادار کند. رسانه‌ها و کارشناسان باور دارند که این تلاش در سه سال اخیر با چالش مواجه شده‌است.

حقیقت این است که با توجه به ساختار، تاریخ و فرهنگ سیاسی متنوع جامعه افغانستان، مسیر افغان‌ها از طالبان جدا است. حتا، طالبان نیز با تسلیمی به این ایدیولوژی مشکل دارند.

پس از توافق ننگین دوحه بین طالبان و ایالات متحده، یک شکاف آشکار در درون طالبان ظاهر شد که آن را می‌توان نتیجه روابط امریکا با گروهی از طالبان دانست.

تیم مذاکره کننده امریکا در قطر با ایجاد شکاف دو هدف را دنبال می‌کرد. یکی، معامله با طالبان را برای امریکایی‌ها و کشورهای متحد خود این گونه توجیه کنند که طالبان تغییر کرده و تمام اعضای آن به ایدیولوژی افراطی مدرسه اکوره اعتقاد ندارند.

دوم، امریکایی‌ها می‌خواستند نشان دهند جنگ شان در افغانستان موفق بوده و از طالبان تضمینی برای خروج امن نیروهای امریکایی از افغانستان دریافت کرده‌اند.

علاوه بر این، زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا قبل از توافق دوحه موفق شد چهره‌های سیاسی و جهادی افغانستان و کشورهای متحد امریکا را متقاعد کند که طالبان نسبت به دهه نود تغییر کرده و این ظرفیت را دارند که به عنوان یک گروه میانه‌رو با سایر افغان‌ها و نیز با جهان تعامل داشته باشد.

رسانه‌های امریکایی و نویسندگان نزدیک به امریکا نیز در معرفی طالبان به عنوان یک گروه میانه‌رو نقش بازی کردند. حالا، مردم اکثرا اعتراف می‌کنند که فریب این اشتباه را خورده اند و برخی هم از شرم فریبکاری امریکا سکوت اختیار کرده‌اند.

ترکیب تیم مذاکره‌کننده طالبان و نقش ایالات متحده آمریکا در آن

همان‌طور که نماینده ویژه ایالات متحده در ساختار و ترکیب تیم مذاکره کننده صلح جمهوریت مداخله کرد، در ترکیب تیم مذاکره کننده طالبان نیز اعمال نفوذ کرد.

تیم مذاکره کننده طالبان از سال ۲۰۱۳ به تدریج زیر تاثیر ایالات متحده شکل گرفت که متشکل از چند گروه بود.

گروه تی‌۵ که هسته اصلی تیم مذاکره‌کننده طالبان را تشکیل می‌داد، از گوانتانامو به دوحه منتقل شدند و در آنجا در مذاکرات جابجا و فرصت‌ دیدارها برای آن ها فراهم شد.

گروه دیگر طالبانی بودند که بیشتر آن‌ها از امارات متحده عربی به دوحه آمده بودند و کاروبار شان تجارت هم بود.

موضوع دیگر شامل ساختن عبدالغنی برادر در گروه مذاکره کننده، بر خلاف میل هبت‌الله و توسط نماینده ویژه امریکا بود. هنگامی که مذاکرات در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، هبت‌الله، عبدالحکیم حقانی، فرد نزدیک به خود را به رهبری مذاکرات منصوب کرد. اما در نتیجه معامله نماینده ویژه امریکا با جنرال باجوه، رئیس وقت ارتش پاکستان، برادر از زندانی در پاکستان رها شده و به عنوان رئیس هیئت طالبان منصوب شد.

موضوع دیگر شامل کردن شاخه یعقوب مجاهد، از جمله کاکای او به تیم مذاکره کننده بود. یعقوب که در سال ۲۰۱۸ و اوایل سال ۲۰۱۹ توسط هبت‌الله به طور کامل منزوی شده بود، با میانجیگری پاکستان به عنوان نماینده ویژه و معاون هبت‌الله منصوب شد.

طرح دیگر امریکا قرار گرفتن شبکه حقانی در هیئت مذاکره کننده طالبان بود؛ انس حقانی در نتیجه فشارها بر حکومت افغانستان برای نشان دادن "همه شمول بودن" هیئت مذاکره‌کننده طالبان از زندان بگرام آزاد شد و او به هیئت مذاکره کننده طالبان پیوست و به این ترتیب، یک بار دیگر سراج حقانی به شکل نمادین به عنوان معاون دیگر هبت‌الله تعیین شد.

در همین‌حال، طالبان طرفدار ایران تا آخر به تیم دوحه نپیوستند.

نماینده ویژه امریکا در آستانه مذاکرات دوحه اصرار داشت که تیم مذاکره‌کننده طالبان از موضع شورای کویته هم نمایندگی کند. اما اگر به روند هفت ساله تشکیل تیم مذاکره کننده طالبان نگاه شود، به نظر می‌رسد که این ترکیب نه تنها از طالبان در کویته نمایندگی کامل نمی‌کرد، بلکه اکثریت اعضای آن تقریبا یک دهه با شورای کویته نه تماس مستقیم داشتند و نه هم غیرمستقیم.

اعضای تیم طالبان روابط بسیار نزدیکی با امریکا داشتند و حتی گفت‌وگوی شان با دیگر افغان‌ها و دیپلومات‌های خارجی سبک بسیار امریکایی داشت. به این معنی که آن‌ها نیز مانند دیپلومات‌های امریکایی در ارتباط به یک مسئله مشخص، پیام‌های متفاوت و متضاد به افراد مختلف می‌دادند تا یک نوع سردرگمی ایجاد کنند.

این رفتارهای مبهم نتیجه کارگاه‌های آموزشی‌ای بود که بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ توسط سازمان‌های غیردولتی موظف شده ایالات متحده در دوحه برای آنها داده شده بود.

قول‌وقرارهای طالبان کابل‌نشین با امریکا

ایالات متحده از طالبان مستقر در کابل خواسته‌است تا هبت‌الله را تشویق کنند که در اداره کشور دخالت نکند و تنها به عنوان یک رهبر مذهبی باقی بماند.

همچنین، دستورات بزرگ مذهبی این گروه باید توسط یک شورای مشورتی اتخاذ شود تا طالبان با انعطاف‌پذیری و تدبیر سیاسی زمینه برسمیت شناختن حکومت خود را فراهم کنند و ضمیمه‌های مخفی توافقنامه دوحه نیز به راحتی عملی شوند.

تضادها و رقابت‌های مخفی طالبان بر سر قدرت، پس از سال ۱۴۰۰ به تدریج خود را آشکار ساخته است. طالبان مقیم کابل که به زور توافقنامه دوحه به قدرت رسیده‌اند و به اجرای تعهدات پنهانی و آشکار آن با امریکا متعهد هستند، اکنون نهادهای دولت را در کابل در اختیار دارند و هر روز در میدان سیاست و نظامی، در مقایسه با هبت‌الله قوی‌تر می‌شوند.

آنها به ایالات متحده گفته‌اند نظامی ایجاد خواهند کرد که کشورهای جهان آن را معتدل یابند، اما در واقعیت، این یک مجوز پنهانی برای طالبان است تا هر طور که مایل اند، بر افغان‌ها ظلم کنند و وضعیت را به کمک رسانه‌های غربی به طور مطلوب بازتاب دهند. این ریاکاری سیاسی عنصر اصلی استراتژی طالبان در دوحه بود تا همه باور کنند که با به اصطلاح طالبان مدرن رو‌به‌رو اند.

پس از سقوط کابل، طالبان کابل‌نشین به زندگی مجلل روی آورده‌اند. آنها برای ازدواج مجدد و داشتن موتر با هم رقابت می‌کنند، در رستورانت‌های لوکس مهمانی برگزار می‌کنند و در تجارت و قراردادهای دولتی سهم دارند.

آنها برای تعطیلات به دوبی و کشورهای آسیای میانه می‌روند و به یوتیوبران زن پول می‌دهند تا از طالبان چهره معتدل ترسیم کنند. این گروه از سوی همتایان غربی خود «طالبان تجاری» نامیده می‌شوند، زیرا بیشتر بر ثروت، تبلیغات شخصی و بازرگانی تمرکز دارد تا ایدیولوژی یا عقیده.

طالبان مستقر در قندهار؛ موضع سختگیرانه اکوره

در سوی دیگر،هبت‌الله آخندزاده و دوستان نزدیکش در حلقه قندهار تلاش دارند سخت‌ترین و افراطی‌ترین حاکمیتی مبتنی بر آموزه‌های مدرسه اکوره را بر افغان‌ها تحمیل کنند.

دیدگاه هبت‌الله این است که در افغانستان باید تنها تفسیر او از اسلام عملی شود و جایی برای انتقاد و مخالفت وجود نداشته باشد. این اندیشه رادیکال که از تفکر مدرسه اکوره سرچشمه می‌گیرد، می‌خواهد که تمام مردم افغانستان مانند هبت‌الله فکر کنند و با تنوع آرا و سبک زندگی مخالف است.

در حالی که طالبان دوحه‌نشین مدعی میانه رو بودن هستند و می‌گویند که رژیم شان برای آغاز تحصیل دختران رهنمودها و تدابیری را روی دست می‌گیرد؛ اما هبت‌الله و دوستانش مانند ملا ندیم، در جهت مخالف در حرکت هستند.

آنها هنوز هم در مورد حق آموزش دختران بر اساس شریعت اختلاف نظر دارند. هبت‌الله در پیام‌های صوتی‌اش حتا مخالفت خود را با مکاتب عصری پسرانه نیز ابراز داشته‌است.

هبت‌الله در سخنرانی‌هایش نفرت خود را از رسانه‌های مدرن مانند تلویزیون نشان داده و اخیراً در یک سخنرانی در تخار گفت: «در بیست سال اخیر افغان‌ها از مسیر اسلام دور شده اند، زیرا بسیاری از مردم تلویزیون تماشا می کنند.»

بین طالبان دوحه و قندهار در گسترش ظلم، استبداد و ترس تفاوتی وجود ندارد. هر دو گروه مردم را می‌کشند وشکنجه می‌کنند که این موضوع به یک روال عادی تبدیل شده‌است.

هبت‌الله از این اقدامات خود پشیمان نیست. به تازگی او به کشتار زندانیان در قندوز اذعان کرده و گفت که عاملان این قتل‌ها از وظیفه برکنار شده یا تغییر یافته‌اند. این نشان می‌دهد که چگونه عادی‌سازی چنین ظلم‌هایی در میان رهبران طالبان جا افتاده‌است.

هرچند تضاد آشکار میان طالبان کابل‌نشین و قندهار‌نشین دیده می شود اما، گروهی از رسانه‌های غربی تلاش دارند که یک بخشی از طالبان را به جهان میانه‌رو معرفی کنند.

از نظر من، این نوع تفکیک همان‌طور که مشکلات کشور را در گذشته حل نکرد، اکنون نیز فقط درد و رنج افغان‌ها را افزایش می‌دهد.

درس‌هایی از ریاکاری طالبان

اول، هیچ گروه افراطی قابل اصلاح نیست؛ هر نوع خوش‌بینی و تلاش در این زمینه، تکرار تجارب تلخ گذشته و یک اشتباه بزرگ است.

دوم، خواستن هر نوع کمک از بیگانگان برای حل مسایل سیاسی کشور یا دخیل کردن آنها در امور داخلی، به معنای تکرار تجارب ناکام قبلی و درس نگرفتن از تاریخ است. اشتراک در کنفرانس‌ها و برنامه‌های خارجی‌ها و دلبستگی به آنها به امید ایجاد تغییر مثبت در افغانستان، هیچ نتیجه‌ای ندارد. تجربه نشان داده‌است که هیچ خارجی در بر خورد با افغانستان صادق نیست.

سوم، مواضع کنونی خارجی‌ها در مورد ارزش‌های حقوق بشری، حقوق زنان و آموزش دختران نیز پر از منافقت است. آنها در گذشته برای دفاع از همین ارزش‌ها جنگ‌ها به راه می‌انداختند.

اما در آستانه روند دوحه برای افغان‌ها گفتند که دیگر از حقوق بشری آنها، کار زنان و تحصیل دختران حمایت نمی‌کنند.در این راستا اصلا نباید به آنها اعتماد کنیم و بهترین راه برای ما این است که بدون کمک آنها راه پیشرفت را انتخاب کنیم.

چهارم، جامعه افغانستان یک جامعه متنوع فکری است و تلاش هبت الله برای اداره این کشور بر اساس آموزه‌های مدرسه اکوره با شکست مواجه می‌شود.جامعه افغانستان افراط‌گرایی طالبان را رد کرده‌است. این واکنش جامعه در کنار اراده نیاز به تدبیر، انسجام، و تلاش دارد که ملی‌گرایان افغان باید آن را انجام دهند. این راه موفقیت است، حتی اگر دشوار، نفس‌گیر و زمان‌بر باشد.

پنجم، سلطه هیچ گروه نیابتی بر افغانستان و به دستور بیگانگان، پایدار نیست. زیرا، با واقعیت‌های سیاسی افغانستان همخوانی ندارد. همچنین، قدرت‌های خارجی عمداً به خاطر منافع خود در میان گروه‌های نیابتی تفرقه می‌اندازند و آنان را در برابر یک دیگر قرار می‌دهند.

ششم، این انتظار که در نتیجه مداخلات خارجی، حاکمیت ملی در افغانستان احیا شود، کاملاً پوچ است. تمام ملی‌گرایان افغان باید اختلافات خود را کنار بگذارند و بر راه‌های عملی و مشورت در مورد مسایل بزرگ ملی کشور تمرکز کنند.

نظرسنجی کانال ۱۲: اکثر اسرائیلی‌‌ها از رفتن ترامپ به کاخ سفید حمایت می‌کنند

۸ عقرب ۱۴۰۳، ۲۱:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

نظرسنجی شبکه کانال ۱۲ اسرائیل نشان می‌دهد که ۶۶ درصد اسرائیلی‌ها از پیروزی دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواه، در انتخابات امریکا حمایت می‌کنند. در مقایسه، میزان حمایت اسرائیلی‌ها از کامالا هریس، نامزد دموکرات‌ها، به ۱۷ درصد کاهش یافته‌است.

بنا به این نظرسنجی که روز گذشته منتشر شد، جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا سال گذشته و پس از حمله هفت اکتوبر، به مدت کوتاهی در اسرائیل محبوبیت یافت، اما پس از تلاش‌ها برای مهار حکومت اسرائیل در جنگ غزه، این حمایت روند نزولی را طی کرد.

پیش از این، در ماه سپتامبر یافته‌های نظرسنجی ملی از سوی دو مرکز تحقیقاتی در اسرائیل نشان داد که ۵۸ درصد اسرائیلی‌ها از ترامپ و ۲۰ درصد از هریس حمایت می‌کنند.

این نظردهندگان ترامپ را گزینه بهتری برای امنیت اسرائیل می‌دانند.

ترامپ در زمان ریاست‌جمهوری‌اش از ۲۰۱۶ الی ۲۰۲۰، اقداماتی را از جمله انتقال سفارت امریکا به بیت‌المقدس و اتخاذ مواضع سخت‌تر علیه ایران، در حمایت از اسرائیل انجام داد.

یک نظرسنجی شورای دموکراتیک یهودیان در امریکا در ۹ سپتامبر نشان داد که ۶۸درصد یهودیان امریکا از هریس و تنها ۲۵درصد از ترامپ حمایت می کنند.

نتایج نظرسنجی‌های که در اوایل ماه اکتوبر از سوی ای‌بی‌سی نیوز منتشر شد، نشان داد که ۶۴درصد یهودیان ترامپ را به‌جای هریس انتخاب کردند.

نتایج یک نظرسنجی: فساد دولتی و تروریسم در صدر نگرانی‌های امریکایی‌ها است

۸ عقرب ۱۴۰۳، ۲۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

یک نظرسنجی جدید دانشگاه چپمن در کالیفرنیا نشان می‌دهد که مقامات فاسد حکومتی، تروریسم و ورود امریکا به جنگ در کشورهای جهان سوم، جز ۱۰ نگرانی اصلی مردم امریکا است. بیش از نیمی از مردم امریکا از احتمال بروز این نگرانی‌ها در سطح جهان می‌ترسند.

بیش از یک‌هزار اشتراک‌کننده در این نظرسنجی دانشگاه چپمن اشتراک کرده‌اند. به گزارش گاردین، حدود ۴۸ درصد از پاسخ‌دهندگان از بحران‌ تغییرات اقلیمی که عمدتا ناشی از سوخت‌های فسیلی است، و طوفان‌ها می‌ترسند.

کریستوفر بادر، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه چپمن گفت که این نتایج نشان‌دهنده اینست که امریکایی‌ها به‌طور کلی نسبت به همه‌چیز هراس دارند.

با این‌حال به‌رغم هشدارها درباره افزایش اسلام‌هراسی در بحبوحه جنگ اسرائیل در غزه، تنها ۸.۷ درصد از پاسخ‌دهندگان نظرسنجی چپمن به این مورد اشاره کرده‌اند.

به همین‌ترتیب به‌رغم نشر گزارش‌ها درباره افزایش اظهارات نژادپرستانه، تنها ۱۲.۲ درصد از پاسخ‌گویان به گزینه پناهجویان به عنوان یکی از نگرانی‌های خود عنوان کرده‌اند.

با این‌حال پژوهش‌گران این نظرسنجی به این نکته اشاره کرده‌اند که ترس افراد اغلب با واقعیت همخوانی ندارد.

به‌طور مثال حدود ۳۳.۳ درصد از امریکایی‌ها ترس از قتل یا تجاوز جنسی توسط غریبه‌ها را گزارش کردند، اما به گفته مرکز تحقیقات مذکور، خشونت در ایالات متحده در سال‌های اخیر رو به کاهش بوده‌است.

نگرانی از بازگشت ترامپ؛ چین به‌دنبال تصویب یک بسته مالی حدود یک و نیم تریلیون دالر است

۸ عقرب ۱۴۰۳، ۱۵:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)

دو منبع آگاه به رویترز گفتند که چین در نظر دارد هفته آینده یک بسته مالی بیش از ۱.۴ تریلیون دالر را برای احیای اقتصاد شکننده خود تصویب کند. دونالد ترامپ وعده داده است که در صورت بازگشت به کاخ سفید، ۶۰ درصد عوارض بر واردات از چین وضع خواهد کرد.

به گفته این دو منبع، در صورت پیروزی ترامپ بیجینگ ممکن است بسته مالی بزرگتری را تصویب کند، زیرا انتظار می‌رود بازگشت او به کاخ سفید باعث تشدید فشارهای اقتصادی بر چین شود.

ترامپ در نظرسنجی‌های اخیر موفق شده بسیاری از مزیت‌های اولیه رقیب دموکرات خود، کامالا هریس را از بین ببرد. او وعده داده است بر واردات کالا از چین ۶۰ درصد و واردات کالا از اروپا ۱۰ تا ۲۰ درصد تعرفه وضع کند. پیشتر، منابع گفتند که پیروزی ترامپ ضربه شدیدی به اقتصاد آلمان نیز خواهد زد که بزرگترین شریک تجاری این کشور است.

منابع گفتند که کمیته کنگره ملی خلق، بالاترین نهاد قانونگذاری این کشور در روز پایانی نشست این کمیته که از چهارم تا هشتم نوامبر برگزار می‌شود، به‌دنبال تصویب بسته مالی جدید، شامل شش تریلیون یوان است که بخشی از آن از طریق اوراق قرضه دولتی خاص تامین می‌شود.

این منابع گفتند که این بسته طی سه سال آینده افزایش می‌یابد و قرار است درآمد حاصل از آن در درجه اول برای کمک به حکومت‌های محلی پرداخت شود.

کل مبلغ برنامه‌ریزی‌شده، که قرار است از طریق انتشار اوراق قرضه خزانه‌داری ویژه و حکومت‌های محلی جمع‌آوری شود، معادل بیش از ۸ درصد از تولید دومین اقتصاد بزرگ جهان است که به‌دلیل بحران طولانی مدت بخش املاک و بدهی‌های بزرگ حکومت‌های محلی آسیب دیده است.

رویترز تایید کرده که مقام‌های چینی در حال بررسی بسته محرک ۱۰ تریلیون یوانی (۱.۴ تریلیون دالر) هستند، مبلغی که تحلیلگران مالی در هفته‌های اخیر گفته‌اند که انتظار دارند بیجنیگ آن را تصویب کند.

مجمع عالی قانونگذاری چین به‌طور کلی هر دو ماه یکبار تشکیل جلسه می‌دهد. طبق دستور کار ۲۰۲۴ مجلس ملی چین که در ماه می منتشر شد، یک جلسه کمیته دائمی برای اواخر اکتبر برنامه ریزی شده بود. یکی از این منابع گفت که این نشست به اوایل نوامبر موکول شده است.