رسانههای محلی روز چهارشنبه گزارش دادند یک واحد تحقیقات ویژه پولیس کوریای جنوبی به دفتر یون سوک یول، رئیسجمهور این کشور یورش برده است.
طبق گزارشها، پولیس در حال تحقیقات درباره اعلام کوتاهمدت حکومت نظامی از سوی رئيسجمهور در هفته گذشته است.
همزمان، خبرگزاری فرانسه به نقل از این واحد پولیس خبر داد که این نیروها به چند نهاد دولت کوریای جنوبی یورش بردهاند.
طبق گزارش، واحد ویژه به دفاتر نیروهای پولیس ملی، پولیس سئول و دفتر خدمات امنیتی مجلس ملی کوریای جنوبی یورش برده است.
پس از نشر این گزارشها، رسانههای کوریای جنوبی خبر دادند که رئیسجمهور هنگام یورش پولیس در دفتر خود نبوده است.
رئیسجمهور کوریای جنوبی هفته گذشته برای چند ساعت حکومت نظامی اعلام کرد که به جنجالهای سیاسی گسترده در این کشور دامن زده است.
وزیر خارجه لتوانیا با اشاره به سختی و پیچیدگی جنگ روسیه در اوکراین گفت که مسکو به کشورهای عضو ناتو حمله نخواهد کرد.
بایبا برایژ افزود روسیه روزانه بیش از ۲ هزار سرباز خود را در جنگ از دست میدهد و اقتصاد این کشور نیز در وضعیت خوبی قرار ندارد.
وزیر خارجه لتوانیا روز سهشنبه در یک نشست خبرگزاری رویترز در نیویارک گفت که کشته و زخمی شدن دهها هزار سرباز روسی برای اقتصاد روسیه پیامدهای منفی دارد.
برایژ افزود: «روسیه از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی نیست، بنابراین ما شاهد تهدیدات نظامی مستقیم [از سوی روسیه] نیستیم، با این حال ما در مورد دفاع از خود بسیار جدی هستیم.»
خانم برایژ گفت لتوانیا با شروع دوره ریاستجمهوری ترامپ با امریکا همکاری خواهد کرد.
مقامهای اوکراینی بارها به امریکا و کشورهای اروپایی هشدار داده اند که کوتاه آمدن در برابر روسیه منجر به حمله این کشور به دیگر کشورهای اروپایی خواهد شد.
نیروهای امنیتی پاکستان روز سهشنبه ۱۵ عضو تحریک طالبان پاکستانی را در منطقه ژوب بلوچستان کشتند.
یک منبع به افغانستان اینترنشنال گفت که جنگجویان کشتهشده از اعضای گروه حافظ گل بهادر بودهاند.
بر مبنای بیانیه مطبوعاتی ارتش پاکستان، علاوه بر ۱۵ طالب پاکستانی، یک سرباز نیز کشته شده است.
در این بیانیه آمده است که مقادیر زیادی سلاح، مهمات و مواد منفجره نیز از نزد شبهنظاميان بدست آمده است.
ارتش میگوید که عملیات برای دستگیری شبه نظامیان بیشتر در منطقه ادامه دارد.
شهباز شریف، نخستوزیر کشور، ضمن قدردانی از عملیات نیروهای امنیتی برای کشتن ۱۵ عضو طالبان پاکستانی، گفت: «ما به مبارزه با تروریسم تا حذف کامل آن ادامه خواهیم داد.»
پاکستان اخیرا شاهد افزایش شدید حملات با هدف قرار دادن نیروهای امنیتی، سایر سازمانهای اجرای قانون، و ایست های بازرسی امنیتی، به ویژه در بلوچستان و خیبر پختونخوا بوده است.
پیشتر روزنامه دان درباره افزایش ۲۷ درصدی حملات تروریستی در بلوچستان گزارش داد.
در همینحال اداره مبارزه با تروریسم پاکستان نیز پیشتر اعلام کرد که بیشترین حملات خونبار و خشونتهای شدید در ایالت خیبرپختونخوا رخ داده است.
آمارهای این اداره نشان میدهد که در یکسال بیش از ۶۰۰ بار حمله در خیبرپختونخوا رخ داده که در پی آن ۲۷۵نفر کشته شدند.
با سقوط بشار اسد، درهای زندان نظامی مخوف صیدنایا در حومه دمشق گشوده شد و هزاران خانواده برای یافتن عزیزانشان به این مکان هجوم آوردند، اما بسیاری همچنان در انتظار یافتن پاسخ برای سالها چشمانتظاری اند.
در کنار تمام زندانهای دیگر و شیوههای متنوع سرکوب در سوریه، در قلب نظام امنیتی اسد، زندان صیدنایا در حومه دمشق، رازهای سرنوشت هزاران انسان ناپدید شده را در خود نگه داشته است.
روایت مادری چشمانتظار
فایننشال تایمز از امیدهای رعنا انکیر مینویسد، مادری که ۱۳ سال است هر شب پسرش رائد را در رویاهایش میبیند. در خوابهایش، همان چشمهای معصوم و خندان رائد را میبیند که آخرین بار هنگام خروج از خانهشان در حمص به او نگاه میکردند.
در رویاهای رعنا، رائد همان جاکت قرمزی را بر تن دارد که روز آخر روی شانههایش انداختهبود، روزی که برای شرکت در اعتراضات از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. آن زمان رعنا نمیدانست که این آخرین دیدارشان خواهدبود.
رائد تنها ۱۶ سال داشت که نیروهای امنیتی رژیم اسد او را در جریان سرکوب اعتراضات مردمی دستگیر کردند، اعتراضاتی که بعدها به جنگی داخلی و خونین تبدیل شد.
در طول این سالها، رعنا تمام داراییاش را صرف رشوه دادن به مقامات کرد تا شاید بتواند از سرنوشت پسرش در شبکه پیچیده زندانهای رژیم باخبر شود. شش سال طول کشید تا سرانجام فهمید پسرش در زندان صیدنایا، یکی از مخوفترین زندانهای سوریه، نگهداری میشود.
مادر رائد میگوید: «۱۳ سال است که به دنبال پسرم میگردم. او تمام دنیای من است، او زندگی من است. باید بدانم چه بلایی سر پسرم آمدهاست. باید او را پیدا کنم.»
سقوط اسد در روز یکشنبه ۱۸ قوس، موجی از شادی را در سراسر دمشق به راه انداخت. اما تنها یک روز بعد، صحنههای دردناک در زندان صیدنایا، شادی مردم را به یاس و اندوه تبدیل کرد.
رعنا انکیر نیز در میان هزاران نفری بود که به سمت آن ساختمان مستحکم در حومه شهر هجوم بردند، انسانهایی که سالها در جستجوی عزیزان گمشدهشان بودند و با سرنگونی اسد، امیدوار بودند که بالاخره پاسخی برای سالها رنج و دردشان پیدا کنند.
اما رعنا، مانند بسیاری دیگر از خانوادههایی که با ناامیدی به زندان آمدهبودند، موفق به یافتن پسرش نشد. او تمام روز را به جمعآوری و بررسی اوراق پراکنده در محوطه زندان گذراند، به این امید که شاید نام رائد را در میان آنها پیدا کند و بفهمد که آیا پسرش هنوز زندهاست یا نه.
در شب یکشنبه، گروهی از شورشیان از استان جنوبی درعا، که خود را «فرماندهی عملیات جنوب» مینامیدند، به زندان صیدنایا رسیدند و همانند سایر نقاط کشور، عملیات آزادسازی زندانیان را آغاز کردند.
شکنجههای نظاممند و اعدامهای مخفیانه
تصاویری که به سرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد، صحنههای تکاندهندهای را به نمایش میگذاشت، زندانیانی با چهرههای رنگپریده و بدنهای نحیف که برخی در سرمای زمستان پابرهنه و تنها با پتوهایی کهنه خود را پوشاندهبودند، با بهت و ناباوری به آزادی خود مینگریستند.
به گفته شورشیان، برخی از این زندانیان حتی از مرگ حافظ اسد، پدر بشار و دیکتاتور پیشین سوریه، بیخبر بودند، رویدادی که نزدیک به ربع قرن پیش رخ دادهبود.
یکی از زندانیان آزاد شده با درماندگی میگفت: «نمیدانم الان باید به کجا بروم. ۳۰ سال از عمرم را در این زندان گذراندهام و حتی به یاد نمیآورم خانوادهام کجا زندگی میکنند».
بر اساس گزارشهای گروههای حقوق بشری، شهادت افشاگران و زندانیان پیشین، شکنجه در زندانهای رژیم اسد به شکلی نظاممند اجرا میشد و اعدامهای پنهانی در آنها امری عادی بود.
در این میان، زندان صیدنایا که به «کشتارگاه انسانی» شهرت یافتهبود، جایگاهی ویژه در ذهن مردم سوریه داشت، مرکزی که نماد صنعتی شدن ظلم و ستم بود و نامش سالهای طولانی با شکنجه، مرگ و ناامیدی گره خوردهبود.
گزارش عفو بینالملل
عفو بینالملل در گزارشی که سال ۲۰۱۷ منتشر کرد، پرده از این واقعیت تلخ برداشت که بسیاری از دهها هزار زندانی صیدنایا، تنها به جرم شرکت در تجمعات اعتراضی سال ۲۰۱۱، همان اعتراضاتی که بعدها به جنگ داخلی انجامید، به این زندان مخوف فرستاده شدهبودند.
این زندانیان به طور مداوم توسط نگهبانان مورد شکنجه قرار میگرفتند، شکنجههایی که شامل تجاوزهای وحشیانه، شوکهای الکتریکی، شکستن استخوانها و انواع دیگر آزار جسمی و روحی میشد.
بر اساس گزارشهای سازمانهای حقوق بشری، هر هفته دهها نفر به شکل مخفیانه در صیدنایا اعدام میشدند. عفو بینالملل تخمین میزند که تنها در فاصله سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶، حدود ۱۳ هزار شهروند سوری در این زندان جان خود را از دست دادهاند. این در حالی است که طبق آمار این سازمان، شمار کل زندانیان این مرکز مخوف به ۲۰ هزار نفر میرسید.
عکسهایی که جهان را تکان داد
در سال ۲۰۱۳، یک سرباز فراری ارتش سوریه که با نام مستعار «سزار» شناخته میشد، بیش از ۵۳ هزار عکس را از زندانهای رژیم به بیرون قاچاق کرد. سازمانهای حقوق بشری میگویند این تصاویر، شواهدی انکارناپذیر از شکنجه، شیوع بیماری و گرسنگی گسترده در زندانهای اسد را آشکار میکنند.
اما افشای این عکسها، برخلاف انتظار، نه تنها رژیم را تضعیف نکرد، بلکه آن را گستاختر کرد. پیش از این افشاگری، قدرت زندانهای رژیم در مخفی نگه داشتن جنایتهای شان بود.
اما پس از آن، سربازان و نگهبانان، خود به انتشار ویدئوهایی از شکنجههای هولناک پرداختند تا به مردم سوریه نشان دهند داستانهای وحشتناکی که سالها در موردشان پچپچ میکردند، نهتنها واقعیت داشت، بلکه حتی از آنچه تصور میکردند هم دهشتناکتر بود. همین رعب و وحشت بود که به تحکیم قدرت بشار اسد، همچون پدرش حافظ، کمک میکرد.
بسیاری از زندانیان در صیدنایا جان باختند، اما رژیم هرگز به خانوادههایشان خبری نداد و همین بیخبری، زخمی همیشگی بر دل خانوادههای چشمانتظار به جا گذاشت.
هفته گذشته، سازمان ملل در گزارشی، رژیم اسد را به دلیل پنهان کردن عامدانه اطلاعات مربوط به بازداشتشدگان محکوم کرد و این اقدام را نوعی «شکنجه روانی غیرقابل تصور» برای خانوادهها دانست.
در آشفتگی ساعات اولیه پس از سقوط زندان، مردم به دفاتر و بایگانیها هجوم بردند. برخی اسناد را با خود به خانه بردند و بخشی از آنها در محوطه زندان پراکندهشد. وکلا و گروههای حقوقی تاکید میکنند که این اسناد برای پیگیری سرنوشت مفقودشدگان و محاکمه عاملان این جنایات، اهمیتی حیاتی دارند.
پایان جستجو در صیدنایا، خانوادهها همچنان در انتظار پاسخ
خانوادههایی که موفق به یافتن عزیزان شان نشدهبودند، همان شب در اطراف زندان چادر زدند و برای گرم کردن خود آتشهای کوچکی برپا کردند. اما صبح دوشنبه، با پخش شایعاتی مبنی بر اینکه هزاران زندانی هنوز در طبقات زیرزمینی زندان گرفتار هستند، امید جای خود را به اضطراب و ناامیدی داد.
مردم در تلاشی عاجلانه برای رسیدن به زندان، خودروهای شان را کنار جاده رها کردند و از تپههای اطراف زندان بالا رفتند، همان تپههایی که مدتها تصور میشد با مینهای زمینی پوشیده شدهاست. مردم وقتی به زندان رسیدند، با شورشیانی روبرو شدند که تلاش میکردند در آن آشفتهبازار نظم برقرار کنند و از هجوم بیرویه جمعیت به داخل مجتمع جلوگیری کنند. در میان این هرج و مرج، مردی که نزدیک بود زیر فشار جمعیت له شود، فریاد میزد: «خواهش میکنم جلوی ما را نگیرید، ما فقط میخواهیم عزیزان مان را پیدا کنیم.»
امدادگران کلاهسفید سوریه، که از استان ادلب در شمال غربی کشور خود را به زندان رساندهبودند، ماشینآلات سنگین را برای حفاری به منطقه آوردند. آنها بر اساس اطلاعاتی که یکی از زندانیان فراری در مورد محل بندهای زیرزمینی در اختیارشان گذاشتهبود، نقاط خاصی را برای حفاری هدف قرار دادند.
هر بار که امدادگران گمان میکردند دری یا راهی به سمت زندان زیرزمینی یافتهاند، شورشیان با شلیک هوایی، جمعیت مضطرب را به سکوت وا میداشتند.
اما ساعتهای طولانی حفاری، تنها امیدهای خانوادههای چشمانتظار را نقش بر آب کرد.
در اوایل بعدازظهر، گروه اصلی مدافع حقوق زندانیان صیدنایا اعلام کرد که به باور آنها تمام زندانیان باقیمانده تا آن زمان آزاد شدهاند و از همه کسانی که هنوز در محوطه زندان حضور داشتند، خواست به خانههای شان بازگردند.
اما خانوادهها نمیتوانستند این واقعیت را بپذیرند. شایعات هولناکی دهان به دهان میچرخید، از جمله اینکه پیش از ورود شورشیان به زندان، گروهی از زندانیان را به مکانی نامعلوم منتقل کردهاند.
سردخانهای پر از اجساد زندانیان
همان روز دوشنبه ۱۹ قوس، در ساعات پایانی، تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که خبر از کشف تکاندهندهای میداد، شورشیان در بیمارستان حرستا در حومه دمشق، به سردخانهای برخورده بودند که در آن، اجساد متعددی زیر ملحفههای سفید روی هم انباشته شدهبودند. برچسبهای نصب شده روی انگشتان پای اجساد نشان میداد که آنها زندانیان صیدنایا بودهاند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل روز سهشنبه برای اولین بار در ارتباط با پرونده فساد، در یک دادگاه زیرزمینی در تلآویو حاضر شد. او رسانهها را به داشتن مواضع چپگرایانه مورد انتقاد قرار داد و خبرنگاران را به تعقیب خود متهم کرد.
در حالی که اسرائیل درگیر جنگ در غزه است، محاکمه نخستوزیر این کشور در دادگاهی در تلآویو آغاز شد.
بنیامین نتانیاهو متهم است که در ازای پوشش خبری مثبت در مورد خود و همسرش، به شرکت بیزق امتیازاتی اعطا کرده است. او همچنین به معامله با مالک روزنامه یدیعوت آحارونوت برای پوشش خبری مطلوب متهم است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل تمام اتهامات را رد کرده است. وکیل او ادعا کرده که دادستانها بهجای تحقیق درباره جرم، شخص بنیامین نتانیاهو را هدف قرار دادهاند.
نخستوزیر اسرائيل در سال ۲۰۱۹ در سه مورد پرونده فساد به شمول دریافت تحفه از دوستان میلیونرش متهم است.
بزرگان فرقه علوی که در بیش از نیم قرن از خاندان اسد در سوریه حمایت کردهاند، در دیدار با فرماندهان شورشیان حمایتشان را از آنها اعلام کردند.
چگونگی رفتار گروههای اسلامگرای سنی با جمعیت قابل توجه علوی، آزمونی برای حاکمان جدید دمشق تلقی میشود.
بشار اسد که به اقلیت کوچک علوی تعلق دارد، عمدتا نیرو و محافظان شخصی ریاست جمهوری خود را از آنها میگرفت.
تسلط گروههای جهادی سنی بر دمشق نگرانی از انتقامگیری خشونتآمیز از وفاداران خانواده اسد را که حدود نیم قرن به سوریه حکومت راند، بیشتر کرده است.
در تحولی که نشاندهنده مدارا و تساهل گروههای شورشی توصیف شده، سه تن از ساکنان منطقه القرداحه در کوهستانهای استان لاذقیه در شمال غرب سوریه گفتند که هیئتی از شورشیان از شهر زادگاه اسد بازدید کردند و با دهها تن از سران مذهبی، بزرگان و دیگران در تالار شهر صحبت کردند.
به گفته ساکنان محل، این هیئت شامل اعضای هیئت تحریر شام و ارتش آزاد سوریه بودند، گروههای سنی که رهبری شورش را بر عهده داشتند. بشار اسد از مدتها پیش این گروهها را تروریستهای خوانده بود که در صورت سقوط دمشق، علویها را قتل عام خواهند کرد.
سوریهای شیعه علوی حدود ۱۰ درصد از جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و در استان لاذقیه در نزدیکی دریای مدیترانه و مرز ترکیه زندگی میکنند.
مسلمانان سنی حدود ۷۰ درصد جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و جوامع قابل توجهی از مسیحیان، کردها، دروزیها و گروههای دیگر نیز در این کشور زندگی میکنند.
در بیانیه اعلام حمایت بزرگان علوی از شورشیان که رویترز آن را دیده، بر تنوع مذهبی و فرهنگی سوریه تأکید شده است. این بیانیه همچنین خواستار بازسازی هر چه سریعتر پولیس و خدمات ایالتی تحت حاکمان جدید شده و موافقت کرده که هرگونه سلاحی که ساکنان القرداحه در اختیار دارند، تحویل داده شود.
رضایت بزرگان علوی زادگاه اسد نشانه قابل توجهی از تغییر رژیم در شهری بود که به گفته مردم محل، برای سالها بهدلیل تعداد سربازانی که برای دفاع از اسد در جنگ داخلی ۱۳ ساله کشور جان میدادند، مراسم تشییع جنازه مستمر برگزار میشد.
در بیانیه ای که توسط حدود ۳۰ تن از سرشناسان شهر امضا شد، آمده است: «ما بر وحدت قلمرو جمهوری عربی سوریه و تنوع مذهبی و فرهنگی و تنوع فکری تاکید می کنیم.»
یکی از ساکنان، که بهدلیل ترس از انتقام در شرایطی که هنوز ناآرام است، از ذکر نام خود خودداری کرد، به رویترز گفت که اظهارات شورشیان مبنی بر اینکه آنها به گروههای اقلیت احترام می گذارند، به کاهش ترس مردم کمک کرده است.
در این بیانیه "حمایت القرداحه از روند جدید و یک سوریه آزاد میهنی و همکاری کامل ما" با تحریر شام و ارتش آزاد سوریه تایید شده است.
روزیترز میگوید که ماهیت ظاهراً صمیمانه این دیدار ادامه صدور پیام اعتدالی است که توسط شورشیان به رهبری تحریر شام شاخه سابق القاعده در شهرهایی مانند حلب که هفته گذشته به سمت دمشق رفتند، ابلاغ شده بود.
برخی ساکنان محل گفتند که مردم پیش از رسیدن شورشیان به منطقه القرداحه مجسمه حافظ اسد پدر بشار اسد را برچیدند.
تحریر شام چندین سال است که بر شهر ادلب سوریه و مناطق اطراف آن حکومت میکند و سعی دارد از جریانهای افراطیتر جهادی فاصله بگیرد.
بسیاری از اقلیتهای مذهبی در سوریه از تبدیل شدن به شهروندان درجه دوم یا آزار و شکنجه گروه تحریر شام که توسط امریکا و دیگر قدرتهای جهانی به عنوان تروریست معرفی میشود، بیم دارند.
ابومحمد الجولانی، رهبر تحریر شام و مغز متفکر حمله بزرگ شورشیان، در مصاحبه با شبکه پیبیاس در سال ۲۰۲۱ گفت که دادن عنوان تروریستی به گروه او ناعادلانه است و گروه او هیچ تهدیدی در خارج از سوریه ایجاد نمیکند.
یک وزیر بریتانیایی روز دوشنبه گفت که این کشور در حال بررسی است که آیا نام تروریستی تحریر شام را حذف کند یا خیر. دولت آلمان هم گفته است که متناسب با عملکرد این گروه در سوریه تصمیم میگیرد.
جمهوری اسلامی، ایالات متحده و برخی کشورهای دیگر هم گفتندکه راههای تعامل با شورشیان حاکم بر دمشق را بررسی میکنند.