• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خطر تروریسم؛ داعش کدام کشورها را هدف گرفته است؟

جلیل بهفر
جلیل بهفر

خبرنگار

۱۴ جدی ۱۴۰۳، ۱۳:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

گروه داعش با وجود شکست‌ نظامی و از دست دادن قلمرو در عراق و سوریه، همچنان یک تهدید جدی برای امنیت جهانی محسوب می‌شود. این گروه با تغییر تاکتیک از عملیات‌های پیچیده به حملات انفرادی و کوچک‌تر، اما مرگبار روی آورده است. طبق گزارش‌ها داعش تاکنون در دستکم ۱۷ کشور حمله انجام داده است.

این گروه پس از شکست نظامی، از دست دادن قلمرو و کشته شدن رهبران خود، تاکتیک حملات خود را تغییر داده و این استراتیژی جدید امکان اجرای حملات تروریستی را برای افراد تندرو در غرب فراهم کرده، بدون آنکه نیازی به ارتباط مستقیم با ساختارهای مرکزی این گروه داشته باشند.
شبکه‌های اجتماعی به ابزار کلیدی داعش برای ترویج ایدئولوژی و جذب نیرو تبدیل شده‌اند.
افراد تحت تأثیر تبلیغات آنلاین این گروه، دست به حملات انفرادی می‌زنند که به سادگی قابل برنامه‌ریزی اما بسیار مخرب هستند.
نمونه‌ای از این حملات و استفاده داعش از شبکه‌های ارتباطی آنلاین، حادثه چند روز گذشته در نیواورلینز امریکا است. در حادثه نیواورلینز، شمس‌الدین جبار، یک شهروند امریکایی و عضو پیشین ارتش امریکا، با الهام از تبلیغات داعش با موتر به محله‌ای شلوغ حمله کرد. در این رویداد ۱۵ نفر کشته و ۳۵ نفر دیگر زخمی شدند. نیویارک تایمز به نقل از برادر جبار گزارش داد که او در جوانی به اسلام گروید.
جو بایدن رئیس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که مهاجم پیش از انجام این حمله، ویدیوهایی مرتبط با داعش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بود. این یک نمونه متاخر است که نشان می‌دهد که داعش با بهره‌گیری از فضای مجازی، توانسته است تأثیرگذاری خود را در سطح بین‌المللی گسترش داده و به تهدیدی مداوم برای امنیت جهانی تبدیل شود.

داعش خراسان مسئولیت چندین حمله مرگبار در افغانستان را به عهده گرفته است
100%
داعش خراسان مسئولیت چندین حمله مرگبار در افغانستان را به عهده گرفته است

حمله داعش در ۱۷ کشور

تاکنون حملات داعش در دست‌کم ۱۷ کشور گزارش شده است. نیجریه بیشترین حملات را شاهد بوده و کشورهایی مانند افغانستان، سوریه، عراق، کنگو و فیلیپین نیز از اهداف اصلی این گروه بوده‌اند. علاوه بر این، کشورهای غربی مانند امریکا، آلمان، فرانسه، بلجیم و انگلستان نیز بارها هدف حملات داعش قرار گرفته‌اند.

حملات داعش در امریکا
حملات داعش در غرب معمولاً در نقاط پرتردد مانند کنسرت‌ها، بازارها میدان‌‌های هوایی‌ و خیابان‌های اصلی انجام می‌شوند تا تلفات و تاثیر روانی بیشتری داشته باشند.
حملات مشابه دیگری نیز در امریکا انجام شده است. در جون ۲۰۱۶، یک مهاجم در باشگاه شبانه‌ای در فلوریدا ۴۹ نفر را کشت و ده‌ها نفر را زخمی کرد. در اکتبر ۲۰۱۷، حمله‌ای دیگر در مسیر دوچرخه‌سواری منهتن با کامیون، ۸ کشته بر جای گذاشت. طبق گزارش‌ها داعش در این حملات دست داشته است.

حمله مرگبار داعش در مسکو ده‌ها کشته برجای گذاشت
100%
حمله مرگبار داعش در مسکو ده‌ها کشته برجای گذاشت

اروپا؛ مرکز حملات مرگبار داعش
فرانسه از سال ۲۰۱۵ به بعد هدف اصلی حملات داعش در اروپا بوده است. حمله ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵ در پاریس، که شامل انفجارهای انتحاری و گروگان‌گیری بود، به کشته شدن ۱۳۰ نفر و زخمی شدن ۳۶۸ نفر انجامید و خونین‌ترین حمله در تاریخ این کشور محسوب می‌شود. علاوه بر این، حمله‌ای دیگر با کامیون در جشن ملی ۲۰۱۶ در شهر نیس فرانسه بیش از ۸۰ کشته بر جای گذاشت.

آلمان
آلمان نیز شاهد چندین حمله بزرگ داعش بوده است. به طور مثال حمله به بازار کریسمس برلین در ۲۰۱۶ با ۱۲ کشته و حمله به قطاری در بایرن توسط نوجوانی ۱۷ ساله که از داعش الهام گرفته بود، از مهم‌ترین موارد هستند.

انگلستان
انگلستان نیز بارها مورد حمله افراد تندرو و افراطی داعش قرار گرفته است. حمله انتحاری در کنسرت آریانا گرانده در منچستر در ۲۰۱۷، که ۲۲ کشته و ۱۱۶ زخمی برجای گذاشت، از مهم‌ترین حملات گروه داعش است. همچنین حملات با موتر و چاقو در پل لندن در همان سال، ۸ کشته و ده‌ها زخمی بر جای گذاشت.

خاورمیانه؛ زادگاه داعش
داعش که در ابتدا با اعلام خلافت در عراق و سوریه ظهور کرد، پس از شکست نظامی در این مناطق، به حملات پراکنده و فعالیت‌های زیرزمینی روی آورده است. هرچند خلافت خودخوانده این گروه از بین رفته است، اما داعش همچنان در خاورمیانه فعال است و از شبکه‌های زیرزمینی خود برای اجرای عملیات مرگبار استفاده می‌کند.

افغانستان؛ گسترش نفوذ داعش خراسان

شاخه خراسان داعش در افغانستان طی سال‌های گذشته حملات خونبار و گسترده‌ای را انجام داده است که نشان‌دهنده توانایی این گروه در ایجاد بی‌ثباتی در این کشور است. این حملات، علاوه بر هدف قرار دادن نیروهای حکومت پیشن و گروه طالبان، به طور خاص بر اماکن مذهبی، اجتماعات غیرنظامی و اقلیت‌ها متمرکز بوده است.
براساس گزارش‌ها، برخی جنگجویان خارجی داعش از عراق و سوریه وارد افغانستان شده‌اند. شاخه خراسان داعش، تحت رهبری ثناالله غفاری، به یکی از خطرناک‌ترین شاخه‌های داعش تبدیل شده و توانایی انجام عملیات در مناطق دوردست را دارد.

افریقا؛ پایگاه جدید داعش

داعش در افریقا از بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی بهره‌برداری کرده و در کشورهایی چون نیجریه، اوگاندا و سومالی عملیات‌های مرگباری انجام داده است. این گروه در اوگاندا با حمله به مدارس و در نیجریه با ربودن افراد، نفوذ خود را گسترش داده است.
این نمونه‌ها نشان می‌دهند که داعش، حتی بدون حضور فزیکی، توانایی انجام حملات مرگبار را دارد.

حمله داعش در مسکو

در اوایل سال جاری خورشیدی چهار مرد مسلح با حمله به تالار کنسرت کروکوس در نزدیکی پایتخت روسیه، حاضران را به رگبار بستند و دست‌کم ۱۴۴ تن از آنان را کشتند. گروه داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.

حملات داعش در ایران
داعش در سال‌های اخیر حملاتی را شهرهای مختلف ایران نیز انجام داده است. پارسال دو انفجار پی در پی در شهر کرمان ایران رخ داد. در این انفجارها دست‌کم ۹۰ نفر کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.

در حمله داعش در کرمان ایران ده‌ها نفر کشته شدند
100%
در حمله داعش در کرمان ایران ده‌ها نفر کشته شدند


داعش با استفاده از فضای مجازی و ترویج افراط‌گرایی، حملات انفرادی را گسترش داده و تهدیدی جدی برای امنیت جهانی ایجاد کرده است. مقابله با این تهدید نیازمند تدابیر امنیتی، مبارزه با رادیکالیسم آنلاین و همکاری بین‌المللی است.

مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب امریکا روز جمعه گفت که استراتیژی حکومت آینده امریکا متمرکز بر مهار گروه‌های مثل داعش و القاعده خواهد بود. مایک والتز گفت این برنامه شامل اقدام در افغانستان، عراق و سوریه است که ممکن است از آنجا برای حملات علیه امریکا برنامه‌ریزی شود.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

مجله فارن افیرز: انعطاف سیاسی و ایدئولوژیکی، تحریر شام را از طالبان متمایز کرده است

۱۴ جدی ۱۴۰۳، ۰۴:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

مجله فارن افیرز در مقاله‌ مفصلی به تفاوت در رویکرد جامعه جهانی با طالبان و هیئت تحریر شام و همچنین تفاوت‌ها در عمکلرد طالبان و حکومت جدید سوریه پرداخته است. این مجله نوشت که انعطاف سیاسی و ایدئولوژیکی هیئت تحریر شام در سوریه، این گروه را از طالبان متمایز کرده است.

این مقاله را دلانی سایمون، گرم اسمیت و جروم دروون نوشته‌اند. گرم اسمیت، کارشناس امور افغانستان در گروه بین المللی بحران است.

در مطلب آمده که رهبر طالبان روستازاده و متأثر از آموزش‌های مذهبی جزم‌گرایانه است، اما رهبران هیئت تحریر شام از شهرهای مدرن سوریه ظهور کرده‌اند.

نویسندگان این مقاله که روز پنج‌شنبه در فارن افیرز منتشر شد، به رویکرد دوگانه جهان در قبال طالبان و هیئت تحریر شام و تفاوت‌های عملکردی این دو گروه پرداخته‌اند.

در این مقاله آمده که انزوای اقتصادی و سیاسی طالبان و تحریم این گروه از یک‌سو و کاهش تمایل کشورها برای کمک به افغانستان، این کشور را با بحران قحطی مواجه کرد.

آنها می‌نویسند که بسیاری از کشورها از مذاکره با طالبان بر سر حقوق زنان و دیگر موارد مروبط، خودداری کرده و منتظر ماندند تا رهبران طالبان به‌تنهایی اقدام کنند.

این مقاله توضیح می‌دهد که «این بی‌میلی برای تعامل با طالبان ضربه‌ای به جناح عمل‌گرای این گروه وارد کرد و تندروها را قدرت بیشتری بخشید.»

این در حالی‌ است که مقامات بین‌المللی با هیئت تحریر شام تعامل بیشتری کرده و این گروه نیز با نشان دادن انعطاف سیاسی و ایدئولوژیکی خود را از طالبان متمایز نشان داده است.

این رویکرد نرم هیئت تحریر شام موجب ترغیب مقامات خارجی به‌سمت سوریه شده است و به‌ نقل از فارن افیرز، به‌نظر می‌رسد بازیگران خارجی از اشتباهات افغانستان تحت کنترول طالبان درس گرفته باشند.

این مقاله، به ایالات متحده و متحدان آن پیشنهاد داده که برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی سوریه و کاهش اثرات تحریم‌‌ها در سوریه، اقدامات فوری انجام دهد و مسیر روشنی برای به‌رسمیت‌شناختن این گروه فراهم کند.

در مقاله آمده که مقام‌های خارجی می‌توانند در دو مورد از تجربه افغانستان درس بگیرند و در سوریه اعمال کنند:

درس نخست: جهان رویکرد «بطی» در برابر بحران بشردوستانه در افغانستان اتخاذ کرد و تلاش اندکی برای کاهش تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی انجام داد. این رویکرد افغانستان را به لبه قحطی کشاند.

درس دوم: نکته دوم شکست غرب در ارائه شفافیت کافی به‌طالبان در مورد چگونگی به‌رسمیت شناختن دیپلماتیک و رفع تحریم‌ها علیه این گروه خوانده شده است. این مجله می‌گوید که بی‌میلی غرب برای انجام هرگونه اقدام اساسی در افغانستان، ممکن است موجب قدرت‌گیری بیشتر گروه طالبان شود.

نویسندگان این مقاله افزودند که حکومت‌های غربی خواسته‌های مبهم درباره احترام به حقوق زنان و تشکیل حکومت فراگیر مطرح کرده‌اند، اما شرایط عملی برای تطبیق این خواسته‌ها را تعریف و ترسیم نکرده‌اند.

نویسندگان مقاله به‌ این خطر نیز اشاره می‌کنند که تقویت رویکرد مراوداتی با طالبان، بدین معنا نیست که رهبر طالبان را متقاعد کند که در ازای به‌رسمیت شناختن، رویکرد خود را تغییر دهد و حقوق زنان را تضمین کند.

آنها می‌نویسند که با درنظرداشت این خطر فرضی، این رویکرد در قبال طالبان می‌بایست مورد آزمایش قرار گیرد زیرا به‌دلیل نبود چشم‌انداز واقعی و جدی جهان، «طالبان نسبت به کسب مشروعیت در صحنه جهانی بدبین شده‌اند.»

در این مقاله تصریح شده که هرچند رهبران جدید سوریه همچون طالبان از بستر یک جنبش اسلامی‌گرای ستیزه‌جو برخاسته‌اند، اما از جنبه‌های مهم این گروه شبیه طالبان نیست.

نویسندگان این مقاله، به بستر زایش و پرورش رهبران هر دو گروه اشاره می‌کنند که رهبر طالبان روستازاده و رهبران هیئت تحریر شام زاده شهرهای مدرن سوریه است و برخی از اعضای آن نیز تحصیلات عالی دارند.

فارن افیرز می‌افزاید که رهبر طالبان بر علیه تعامل با جهان موعظه می‌کند، اما رهبر تحریر شام خواهان گسترش روابط با جهان است.

این مجله به تصویر شکست و پیروزی امریکا در این دو بستر جغرافیای مختلف اشاره می‌کند که افغانستان «مظهر شکست امریکا» و سوریه «مظهر پیروزی امریکا و شکست دشمنان امریکا: اسد و روسیه است.»

فارن افیرز به تفاوت‌های عملکردی این دو گروه پس از تسلط بر افغانستان و سوریه اشاره می‌کند و می‌گوید که امر به‌معروف طالبان در کوچه پس‌کوچه‌های افغانستان گشت‌زنی می‌کند، درحالی که تحریر شام اجرای قوانین اسلامی را در عرصه عمومی متوقف کرده است.

به گفته فارن افیرز، افراد مذهبی محافظه‌کار و تندرو بر رهبری طالبان تسلط دارند، اما تحریر شام شیوخ تندرو خود را از قدرت خلع کرده و حق آموزش زنان را نیز به‌رسمیت شناخته است.

دنیای احمد شرع‌ و ملا هبت‌الله؛ چرا این دو اسلام این قدر تفاوت دارد؟

۱۱ جدی ۱۴۰۳، ۰۷:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

رهبر شورشیان اسلامگرای سوری در آخرین مصاحبه خود درباره برگزاری انتخابات و تدوین قانون اساسی سخن گفته است. تمایل احمد شرع به برگزاری انتخابات و تدوین قانون اساسی، نشان می‌دهد که اسلامگرایان سوری قصد ندارند نظامی شبیه امارت طالبانی در کابل بسازند.

احمد شرع، رهبر تحریر شام در گفت‌وگو با تلویزیون دولتی عربستان سعودی گفت که برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در سوریه ممکن است چهار سال و تهیه پیش‌نویس قانون اساسی جدید سه سال زمان ببرد.

برخلاف رهبر تحریر شام، طالبان در افغانستان به‌طور صریح اعلام کرده است که در حکومت این گروه انتخابات آزاد برگزار نخواهد شد. این گروه اعتقاد دارد که حکومت باید بر اساس شریعت اسلامی و مشورت‌های داخلی رهبران طالبان و مراجع مذهبی باشد، نه بر اساس مدل‌های دموکراتیک غربی صندوق رای.

سخن از برگزاری انتخابات و تدوین قانون اساسی تنها تفاوت تحریر شام در سوریه و طالبان در افغانستان نیست. احمد شرع در ماه‌های گذشته، اقداماتی کرده که نشان می‌دهد نمی‌خواهد جامعه جهانی به سوی او و هبت‌الله آخندزاده، رهبر تندرو طالبان، به یک چشم نگاه کند.

او متوجه این مقایسه است و عمداً بر تفاوت خود با رهبر مخفی و مرموز طالبان تاکید کرده است. شرع به سرویس جهانی بی‌بی‌سی گفت که جامعه افغانستان و سوریه متفاوت اند و او حکومتی به سبک طالبان ایجاد نخواهد کرد.

رهبر تحریر شام از مردم پنهان نمی‌شود

یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌های احمد شرع با هبت‌الله آخندزاده این است که رهبر تحریر شام از انظار عمومی پنهان نمی‌شود. حضور رهبر تحریر شام در انظار عمومی و نحوه تعامل او با اعضای گروه خود و دیگر شهروندان سوریه با رهبر مخفی طالبان تفاوت‌های چشمگیری دارد. ممکن است از این تفاوت‌ها به دیدگاه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، و ایدئولوژیکی که هر دو گروه از آن تبعیت می‌کنند، پی برد.

در سه سال و اندی که از حکومت هبت‌الله آخندزاده بر افغانستان می‌گذرد، او با پخش فایل‌های صوتی و فرمان‌هایی از قندهار به حکمرانی می‌پردازد و تمایلی به ارتباط نزدیک‌تر با مردم نشان نداده است. در این مدت، او هرگز در برابر دوربین رسانه‌ها ظاهر نشد تا با مردم افغانستان سخن بگوید. تا حدی که روحانیون برجسته اهل تسنن و تشیع و شماری از چهره‌های مطرح رسانه‌ای طالبان نیز گفته‌اند تا کنون قادر به ملاقات آخندزاده نشده‌اند.

100%

هبت‌الله مخالف عکاسی از زنده‌جان‌هاست، شرع با زنان در دمشق عکس می‌گیرد

در ماه قوس ویدیویی از لحظه عکس گرفتن احمد شرع با یک زن جوان سوری در دمشق در شبکه‌های اجتماعی بسیار پربازدید و بحث‌برانگیز شد. در این ویدئو دیده می‌شود که احمد شرع پیش از عکس گرفتن با چندین زن در دمشق از یکی از آن‌ها می‌خواهد موهایش را بپوشاند.

منتقدان از «مداخله» احمد شرع درباره پوشش یک زن انتقاد کردند. درباره این ویدیو دیدگاه‌های موافق و مخالف زیادی وجود دارد. علاوه بر این دیدگاه‌ها، ویدیو نشان‌دهنده دو تفاوت احمد شرع با هبت‌الله آخندزاده است:

اینکه احمد شرع برخلاف هبت‌الله از حضور در خیابان‌های پایتختی کشوری که آن را رهبری می‌کند و از حضور در برابر دوربین‌های مردم نمی‌ترسد و اینکه او با تصویربرداری مخالفتی ندارد.

هبت‌الله آخندزاده در قانون جنجال‌برانگیز امر به معروف و نهی از منکر، تصویربرداری و پخش تصویر موجودات زنده را ممنوع کرده است. قانونی که آینده رسانه‌های تصویری در افغانستان را به شدت تهدید می‌کند و اختلافاتی را در میان اعضای کابینه این گروه برانگیخته است.

در پی تصویب این قانون، طالبان فشارها را برای ممنوعیت پخش تصویر موجودات زنده از تلویزیون‌ها در سرتاسر افغانستان شدت بخشیده است.

تعیین یک زن به‌عنوان رئیس بانک مرکزی برای نخستین بار در تاریخ سوریه

در یکی از تازه‌ترین اقدام‌ها، حکومت انتقالی سوریه، میساء صابرین را به عنوان رئیس بانک مرکزی این کشور منصوب کرد. خانم صابرین نخستین زنی است که در تاریخ این بانک به ریاست آن می‌رسد.

پیش از این سمت، او معاون اول و همچنین مدیر نظارت بانک مرکزی سوریه بوده است.

انتصاب میساء صابرین احتمالا تمایل احمد شرع به مشارکت زنان در مدیریت عالی کشور را نشان می‌دهد. برعکس، اداره طالبان زنان را نه‌تنها از مشارکت در مشاغل عالی، بلکه از مشاغل دولتی به‌طور کلی محروم کرده است. همچنین، زنان حق آموزش و مشارکت بدون تبعیض و جداسازی جنسیتی در اقتصاد کشور را از دست داده اند. این اقدام تاثیرات منفی بر اقتصاد و سلامت زنان افغان گذاشته است.

برخلاف انحلال وزارت امور زنان افغانستان، دفتر امور زنان سوریه به کار ادامه می‌دهد

حکومت موقت سوریه، عایشه الدبس را به عنوان مسئول دفتر امور زنان این کشور منصوب کرده است. با این انتصاب، عایشه الدبس نخستین زنی بود که در حکومت جدید سوریه به رهبری گروه اسلامگرای تحریر شام، به یک مقام رسمی دست یافته است.

عایشه الدبس فعال حقوق بشر و جامعه مدنی است. او پیشتر در زمینه‌های بشردوستانه در ادلب سوریه و کمک به آوارگان سوری در ترکیه فعالیت کرده است.

این انتصاب درحالی صورت گرفته که نگرانی‌هایی وجود داشت که در ساختار جدید نقش و حقوق زنان نادیده گرفته شود.

عایشه الدبس پس از انتصاب در مصاحبه‌ای اعلام کرد که حکومت موقت سوریه فرصت‌هایی را برای حضور زنان در تمامی عرصه‌های اجتماعی، مطابق با توانمندی‌ها و شایستگی‌های شان فراهم خواهد کرد.

برعکس، طالبان وزارت امور زنان را منحل کرد و وزارت امر به معروف را جایگزین آن کرد که وظیفه‌اش سرکوب زنان و محروم کردن آنها از حقوق و آزادی‌های بنیادی است.

هبت‌الله منزوی است

احمد شرع و نمایندگان او در روزهای گذشته به گستردگی مشغول ملاقات با مقامات و فرستادگان عالی‌رتبه کشورهای خارجی در دمشق بوده‌اند.

در یکی از مهم‌ترین رویدادها، باربارا لیف، معاون وزیر خارجه ایالات متحده پس از دیدار هیئت دیپلماتیک امریکا با رهبر تحریر شام در دمشق گفت که واشنگتن جایزه ۱۰ میلیون دالری برای بازداشت احمد شرع را لغو کرده است.

باربارا لیف، معاون وزیر خارجه ایالات متحده در امور خاورمیانه، در توجیه این تصمیم گفت که رهبر تحریر الشام متعهد شده است که اجازه ندهد گروه‌های تروریستی در سوریه فعالیت کنند و تهدیدی برای ایالات متحده یا کشورهای همسایه ایجاد کنند. برخلاف او، تاکنون جایزه‌های مشابه که توسط ایالات متحده امریکا و سازمان ملل بر سر رهبران طالبان تعیین شده، برداشته نشده است.

در نقطه مقابل، انزوای هبت‌الله آخندزاده در قندهار به یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های دوره رهبری او تبدیل شده است. در بیش از سه سال حکومت بر افغانستان، تنها یکبار در ماه جوزای ۱۴۰۲ ملاقات محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر در جریان سفرش به قندهار در جنوب افغانستان با هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان خبرساز شد.

جز این ملاقات، هبت‌الله آخندزاده هرگز با یک مقام خارجی دیدار نکرده است. هبت‌الله آخندزاده نه تنها از حضور در انظار عمومی خودداری کرده، بلکه در سطح دیپلوماتیک نیز تقریباً هیچ ارتباطی با جهان خارج ندارد.

عدم تمایل مقام‌های خارجی به سفر به کابل بیشتر ناشی از سیاست‌های طالبان است که واکنش‌های تند جهانی را به دنبال داشته است. چنانچه، سرکوب زنان در حاکمیت طالبان چنان تشدید یافته است که بازیگر سرشناس امریکایی در جلسه سازمان ملل گفت که گربه‌ها و پرنده‌ها بیشتر از زنان افغان آزادی دارند.

آیا احمد شرع، هبت‌اللهی دیگر نخواهد شد؟

احمد شرع، رهبر تحریر شام، شخصیتی است که از میان یک گروه اسلامگرای شورشی ظهور کرده و اکنون در جایگاهی قرار گرفته که بسیاری او را نماینده یک تغییر در رویکرد این گروه می‌دانند. با این حال، بررسی پیشینه و بستر فعالیت او اهمیت زیادی در ارزیابی این موضوع دارد که آیا او واقعاً مسیری متفاوت از رهبران مشابهی مانند هبت‌الله آخندزاده در پیش خواهد گرفت یا خیر.

احمد شرع از ابتدای فعالیت خود به عنوان رهبر تحریر شام، تلاش کرده است تا تصویری متفاوت از گروه‌های مشابه اسلام‌گرا به نمایش بگذارد. او در سال‌های اخیر، بر خلاف رویکرد سنتی و سخت‌گیرانه بسیاری از گروه‌های اسلام‌گرا، به تعامل با کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی تمایل نشان داده است. در عین حال، این تغییرات بیشتر جنبه تاکتیکی داشته و هنوز مشخص نیست که این رویکرد بازتر تا چه حد به اصول بنیادین گروه و آینده سیاسی سوریه تعهد دارد.

نکته دیگر، ساختار و سابقه تحریر شام است که از یک گروه شورشی با گرایش‌های ایدئولوژیک شدید تشکیل شده است. در گذشته، بسیاری از گروه‌های مشابه پس از به قدرت رسیدن به سمت ایجاد حکومت‌های تک‌حزبی حرکت کرده‌اند و اختلاف‌نظرها را به‌شدت سرکوب کرده‌اند. این خطر درباره تحریر شام و رهبری احمد شرع نیز وجود دارد، به‌ویژه اگر بخشی از این تغییرات صرفاً برای جلب حمایت‌های بین‌المللی طراحی شده باشد.

توجه به عملکرد او در آینده نزدیک، به‌ویژه در موضوعاتی مانند تدوین قانون اساسی، برگزاری انتخابات، و تعامل با اقوام و گروه‌های مختلف سوریه، تعیین خواهد کرد که آیا احمد شرع واقعاً قصد دارد سوریه را به مسیری متنوع‌تر و دموکراتیک‌تر هدایت کند یا اینکه او نیز در نهایت به محدودیت‌های ایدئولوژیک و سیاسی گروه خود تن خواهد داد.

پرسش کلیدی این است که آیا احمد شرع توانایی و تمایل واقعی به حفظ حقوق شهروندی و احترام به حقوق بشر را دارد یا اینکه سیاست‌های او در نهایت، مشابه دیگر حکومت‌های ایدئولوژیک اسلامگرا، به سوی تمرکز قدرت و محدود کردن آزادی‌ها سوق خواهد یافت؟ تنها زمان و عملکرد او در موقعیت‌های بحرانی آینده می‌تواند پاسخ این پرسش را روشن کند.

دو اسلام متفاوت

تفاوت‌های بنیادین میان اسلام تحریر شام تحت رهبری احمد شرع و اسلام طالبانی به رهبری هبت‌الله آخندزاده به‌خاطر رویکردهای متفاوت این دو گروه در زمینه سیاست، حقوق بشر و تعامل با جهان خارج است. تحریر شام بیشتر به سمت تعامل با جامعه بین‌المللی، برگزاری انتخابات و پذیرش برخی اصول دموکراتیک حرکت کرده است، در حالی که طالبان تحت رهبری هبت‌الله بر یک سیستم حکومت‌داری اسلامی مبتنی بر شریعت سخت‌گیرانه تاکید دارند و با هر نوع مشارکت سیاسی یا اجتماعی مخالف‌اند. این تفاوت‌ها به‌ویژه در حقوق زنان، ارتباطات دیپلوماتیک و آزادی‌های فردی بارز است.

علی‌رغم این رویکردهای سخت‌گیرانه، طالبان می‌گویند که هدفشان برقراری نظم اسلامی است، اما این نظم به قیمت حذف آزادی‌های فردی و حقوق انسانی تمام می‌شود. در نهایت، شیوه حکومت‌داری طالبان به‌جای ایجاد ثبات، به تعمیق بحران‌ها و انزوای بیشتر افغانستان منجر شده است.

۲۵ سالگی پوتین در قدرت؛ ۲۰۲۴ سال پیروزی و شکست برای رئیس‌جمهور روسیه

۹ جدی ۱۴۰۳، ۱۵:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)

بیست‌ و پنج سال پیش، در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، بوریس یلتسین رئيس‌جمهور وقت روسیه از مقامش کنار رفت و ولادیمیر پوتین که نخست‌وزیر بود، به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت روسیه تعیین شد. از آن روز به بعد، ولادیمیر پوتین تسلط خود بر روسیه را حفظ کرده و با قدرت بیشتر از پیش ظاهر شده است.

در سال ۲۰۲۴ که به پایان می‌رسد، پوتین به دنبال مقابله با انزوای روسیه از سوی غرب بر سر جنگ اوکراین بود. اما این سال برای او با چالش‌های مداوم، از حمله مرگبار افراد مسلح در مسکو تا هجوم نیروهای کی‌یف به قلمرو روسیه همراه بود.

در حالی که جنگ حدودا سه ساله روسیه در اوکراین با روی کار آمدن دونالد ترامپ و حمایت نامطمئن او از کی‌یف وارد مرحله جدید می‌شود، خبرگزاری اسوشیتدپرس به اتفاقات مثبت و منفی برای پوتین در سال ۲۰۲۴ پرداخته است.

جنوری: کارزار ریاست جمهوری بدون رقیب جدی

پوتین امسال برای پنجمین بار در حالی نامزد ریاست جمهوری شد که مخالفان اصلی او در تبعید و یا هم در زندان به سر می‌بردند.

با این حال، در یک نمونه نادر از سرپیچی از رئیس‌جمهور روسیه، هزاران روس در سرمای جنوری برای امضای طوماری در حمایت از یک رقیب نامحتمل پوتین صف کشیدند.

بوریس نادژدین، قانونگذار ۶۰ ساله و منتقد جنگ، ۱۰۰ هزار امضای لازم برای کسب شرایط لازم برای نامزدی‌اش را به دست آورد، اما مسئولان انتخاباتی در نهایت او را از نامزدی منع کردند. با این حال، حمایتی که او دریافت کرد، بازتاب احساسات ضد جنگ و اشتیاق عمومی برای رقابت سیاسی بود که باعث شرمساری پوتین شد.

فبروری: درگذشت الکسی ناوالنی در زندان

روز ۱۶ فبروری الکسی ناوالنی، دشمن دیرینه پوتین در حالی که محکومیت ۱۹ ساله خود را به اتهاماتی که به طور گسترده دارای انگیزه‌های سیاسی شناخته می‌شوند، سپری می کرد، در زندانی در «مدار شمالگان» درگذشت.

خبر مرگ او در سن ۴۷ سالگی جهان را شوکه کرد و مخالفان پوتین را از کاریزماتیک‌ترین رهبرشان محروم کرد. هیچ دلیل دقیقی برای مرگ او ذکر نشده است و خانواده و متحدان ناولنی کرملین را مقصر دانستند. ده‌ها هزار نفر از مردم عزادار دو هفته بعد در مراسم تشییع جنازه او در مسکو شرکت کردند. کرملین دست داشتن در مرگ ناولنی را رد کرده است.

مارچ: سایه سنگین قتل عام در سالن کنسرت بر پیروزی پوتین در انتخابات

پوتین در ۱۷ مارچ مجددا به عنوان رئیس‌جمهور روسیه انتخاب شد و به این ترتیب، تا سال ۲۰۳۰ در قدرت خواهد ماند.

پنج روز بعد، افراد مسلح به سالن کنسرتی در حومه مسکو یورش بردند و بیش از ۱۴۰ نفر را کشتند. یکی از افراد وابسته به گروه دولت اسلامی مسئولیت این حمله را به عهده گرفت؛ اگرچه کرملین، بدون مدرک، سعی کرد اوکراین را مسئول مرگبارترین حمله در خاک روسیه در تقریبا دو دهه اخیر معرفی کند. این حمله پایتخت را حیرت‌زده کرد و خاطرات حملات دیگری را در ساله‌ای اولیه ریاست جمهوری پوتین زنده کرد.

جون: بازدید پوتین از کوریای شمالی

پوتین در ماه جون یک سفر دو روزه به کوریای شمالی انجام داد. دو کشور که خود در مواجهه با تشدید تقابل با واشنگتن می‌دیدند، با امضای پیمانی که دو طرف را در صورت حمله به دفاع از یکدیگر متعهد می‌کند، روابط خود را تعمیق بخشیدند. توافق جدید قوی‌ترین پیمان کوریای شمالی و روسیه از زمان پایان جنگ سرد بود و بر نگرانی‌ها در واشنگتن و سئول افزود.

جولای: محکوم شدن خبرنگار وال استریت ژورنال به جاسوسی

ایوان گرشکویچ، خبرنگار وال استریت ژورنال، که در مارچ ۲۰۲۳ دستگیر و به جاسوسی متهم شد، در یک محاکمه سریع مجرم شناخته و به ۱۶ سال زندان محکوم شد. وال استریت ژورنال و دولت امریکا دادگاه را ساختگی خواندند و اتهامات را رد کردند.

مقام‌های روسیه بدون ارائه مدارک ادعا کردند که او در حال جمع‌آوری اطلاعات سری برای امریکا بود. گرشکویچ، روسی الاصل متولد امریکا، اولین گزارشگر غربی بود که به اتهام جاسوسی در روسیه پس از شوروی دستگیر و زندانی شد.

آگست: مبادله جمعی زندانیان و تهاجم اوکراین به کورسک

در اول آگست واشنگتن و مسکو برنامه بزرگترین مبادله زندانیان شرق و غرب در تاریخ پس از شوروی را به پایان رساندند. کسانی که آزاد شدند شامل گرشکویچ و پل ویلان، همکار امریکایی به همراه مخالفان برجسته روسی مانند ولادیمیر کارا مورزا و ایلیا یاشین بودند. طبق این توافق ۲۲ نفر از جمله وادیم کراسیکوف، که در آلمان به جرم قتل یک شبه‌نظامی سابق چچنی در برلین در حال گذراندن حبس ابد بود، آزاد شدند.

همچنین در ماه آگست، اوکراین در بزرگترین حمله برون‌مرزی، حمله غافلگیرانه‌ای را به منطقه کورسک روسیه انجام داد. این حمله آسیب‌پذیری روسیه را آشکار کرد و ضربه شرم‌آوری به کرملین وارد کرد و باعث شد ده‌ها هزار غیرنظامی از منطقه فرار کنند. با درگیر شدن بخش اعظم ارتش روسیه در شرق اوکراین، تعداد کمی از نیروها برای حفاظت از منطقه کورسک باقی مانده بودند. نیروهای روسیه از آن زمان کنترول بخشی از قلمرو را دوباره به دست گرفته‌اند، اما تاکنون نتوانسته‌اند به طور کامل نیروهای کی‌یف را از کورسک خارج کنند.

سپتامبر: پوتین بدون ترس از دستگیری به مغولستان رفت

پوتین در ماه سپتامبر به متحد منطقه‌ای روسیه، مغولستان سفر کرد. اقدامی که به طور گسترده به عنوان تلاشی برای مقابله با تلاش‌های غرب برای منزوی کردن او بر سر جنگ اوکراین تلقی می‌شود. مغولستان از جمله کشورهایی بود که معاهده تأسیس دادگاه کیفری بین المللی را تصویب کردند. این دادگاه در سال ۲۰۲۳ حکم بازداشت پوتین را به اتهام جنایات جنگی در اوکراین صادر کرده بود. مغولستان درخواست‌ها برای دستگیری رهبر روسیه را نادیده گرفت و با پهن کردن فرش سرخ از او استقبال کرد. دو کشور در عین حال قراردادهایی را در زمینه تامین انرژی و ارتقای نیروگاه‌های خود امضا کردند.

اکتوبر: اعزام نیروهای کوریای شمالی به روسیه

در ماه اکتبر، پنتاگون اعلام کرد که کوریای شمالی حدود ۱۰ هزار سرباز را برای پیوستن به نبرد علیه اوکراین به روسیه اعزام کرده است؛ اقدامی که رهبران غربی گفتند جنگ را تشدید و روابط را در آسیا متشنج می کند. مسکو و پیونگ ‌یانگ در مورد ادعای استقرار این نیروها سکوت اختیار کرده‌اند.

پوتین همچنین میزبان نشست سران کشورهای بریکس با حضور رهبران یا نمایندگان ۳۶ کشور بود که بسیاری آن را تلاشی برای برجسته کردن شکست تلاش‌های تحت رهبری امریکا برای منزوی کردن روسیه دانستند.

نوامیر: پیروزی ترامپ

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین امریکا در ماه نوامبر برای یک دوره جدید کار در کاخ سفید برنده شد و این نگرانی را ایجاد کرد که اداره او ممکن است حمایت نظامی از اوکراین را کاهش دهد و کی‌یف را مجبور به مذاکره با مسکو کند.

جو بایدن، رئیس‌جمهور کنونی امریکا به کی‌یف اجازه داد تا از تسلیحات دوربرد ارسال شده از سوی واشنگتن برای حملات در عمق خاک روسیه استفاده کند.

روسیه با شلیک یک موشک بالستیک میان‌برد مافوق صوت جدید به نام اورشنیک به سمت شهری در مرکز اوکراین، به حمله اوکراین با موشک دوربرد امریکایی پاسخ داد. پوتین می‌گوید که این موشک توسط پدافند هوایی قابل رهگیری نیست. او هشدار داد که مسکو می‌تواند از آن برای حملات بیشتر به اوکراین و همچنین به طور بالقوه برای ضربه زدن به تاسیسات نظامی کشورهای ناتو که از اوکراین حمایت نظامی می‌کنند استفاده کند.

دسامبر: سرنگونی اسد، ترور جنرال روسی در مسکو و سقوط هواپیمای آذربایجانی

حکومت بشار اسد، متحد دیرینه مسکو در اوایل دسامبر پس از حمله برق‌آسای گروه‌های شورشی فروپاشید.

پوتین به اسد و خانواده‌اش، پناهندگی داد، اما ناکامی کرملین در جلوگیری از سقوط او ۹ سال پس از مداخله نظامی برای حمایت از حکومت اسد، محدودیت‌های قدرت روسیه را آشکار کرد و نفوذ بین‌المللی آن را در مرحله‌ای مهم از جنگ آن کشور در اوکراین کاهش داد.

در همین ماه، حمله ای که برای کرملین شرم‌آور توصیف شده، دوباره جنگ را به خیابان‌های مسکو کشاند. جنرال ایگور کریلوف، فرمانده نیروهای دفاع هسته‌ای، بیولوژیکی و شیمیایی روسیه، در کنار یکی از دستیارانش بر اثر بمبی که در بیرون ساختمان آپارتمانی در مسکو کار گذاشته شده بود، کشته شد. پوتین قتل کریلوف را یک "اشتباه بزرگ" توسط سازمان‌های امنیتی توصیف کرد.

در آخرین آخر هفته سال، پوتین به دلیل آنچه که او آن را "حادثه غم‌انگیز" سقوط هواپیمای مسافربری جمهوری آذربایجان در حریم هوایی روسیه در ۲۵ خواند، عذرخواهی کرد.

این رویداد منجر به کشته شدن ۳۸ نفر در کشور همسایه قزاقستان شد.

اظهارات پوتین در بحبوحه ادعاهای فزاینده مبنی بر این‌که این هواپیما توسط پدافند هوایی روسیه در تلاش برای توقف حمله پهپاد اوکراینی در نزدیکی گروزنی در جمهوری چچن روسیه سرنگون شد، بیان شده است. در حالی که مقام‌های روسی اذعان کردند که سامانه‌های پدافند هوایی فعال بوده، مسکو مسئولیت سقوط هواپیما را به عهده نگرفت.

سلاح‌های امریکایی در دستان طالبان؛ چه تجهیزاتی جا مانده اند؟

۶ جدی ۱۴۰۳، ۱۶:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ، حجم زیادی از تجهیزات نظامی و فناوری پیشرفته به جا ماند که اکنون در دست طالبان قرار دارد.

این تجهیزات، که بر اساس گزارش وزارت دفاع امریکا ارزش آن‌ها بیش از ۷ میلیارد دالر تخمین زده می‌شود، شامل موترهای نظامی، تسلیحات پیشرفته، دستگاه‌های بایومتریک و فناوری‌های دیگر است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب ایالات متحده در زمان کارزارهای انتخاباتی‌اش، گفته بود که افغانستان اکنون یکی از بزرگترین فروشندگان تجهیزات نظامی امریکا در جهان است. او خروج امریکا از افغانستان را شرم‌آورترین لحظه تاریخ این کشور توصیف کرد و اضافه کرد که ۸۵ میلیارد دالر تجهیزات در این کشور جا مانده است.

ایالات متحده امریکا از سال ۲۰۰۲ تا جون ۲۰۲۰ مبلغ ۸۸.۶۱ میلیارد دالر را از طریق صندوق حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان که از سوی وزارت دفاع این کشور ایجاد شده بود، در زمینه تجهیز، تسلیح، اکمال، خدمات، آموزش، تاسیسات، زیرساخت‌ها و بازسازی نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان هزینه کرده است.

بر اساس گزارش وزارت دفاع ایالات متحده، تجهیزات نظامی به جا مانده شامل موارد زیر است:

چرخبال‌های نظامی
ایالات متحده قبل از خروج، ۷۸ فروند هواپیما را در افغانستان در میدان هوایی بین‌المللی کابل باقی گذاشت. ارزش این چرخبال‌ها ۹۲۳ میلیون دالر برآورد شده است. به گفته یکی از فرماندهان نیروهای امنیتی پیشین، امریکا نیروی هوایی حکومت پیشین افغانستان را با ۲۲۹ فروند هلی‌کوپتر نظامی و ترانسپورتی مجهز کرده بود. پس از سقوط نظام جمهوری، ۴۶ فروند هواپیمای نظامی به ازبیکستان و ۱۸ فروند به تاجیکستان انتقال یافتند. تا اکنون، این هواپیماها به افغانستان منتقل نشده‌اند.

موترهای نظامی
وزارت دفاع امریکا اعلام کرده بود که بیش از ۴۰ هزار موتر از مجموع ۹۶ هزار موتر نظامی که ایالات متحده به نیروهای افغان داده بود، در افغانستان باقی مانده‌اند. وضعیت عملیاتی موترهای باقی‌مانده نامعلوم است. تعداد زیادی از وسایط زرهی و غیرزرهی مورد استفاده نیروهای امنیتی افغانستان در جریان ۲۰ سال جنگ، به علت ماین‌های کنار جاده، جنگ‌های رو در رو و استفاده بیش از حد تخریب شده و از صف محاربه خارج شدند.

تصاویر ماهواره‌ای از پایگاه‌های سابق ناتو و امریکا در افغانستان نشان می‌دهد که این موترها تخریب شده‌اند.

سلاح‌های پیشرفته

پس از سقوط افغانستان، وزارت دفاع امریکا اعلام کرد که بیش از ۳۰۰ هزار سلاح از مجموع ۴۲۷ هزار سلاح در این کشور جا مانده است. علاوه بر این، ۱۸۱ هزار واحد مهمات هوایی، ۵۰ هزار و ۱۵۰ عدد مهمات آموزشی و ۹۲۰۰ دستگاه پرتاب‌کننده مهمات نیز در افغانستان باقی مانده‌اند.

تجهیزات شناسایی و خنثی‌سازی مواد منفجره
وزارت دفاع امریکا پس از خروج از افغانستان اعلام کرد که تقریباً تمام تجهیزات خنثی‌سازی مواد منفجره و مین‌زدایی، از جمله ۱۷۵۰۰ قطعه «تشخیص مواد منفجره، خنثی‌سازی و تجهیزات حفاظت فردی» در افغانستان باقی مانده است.

تجهیزات بایومتریک
دستگاه‌های اسکن اثر انگشت و فناوری‌های شناسایی که توسط نیروهای امریکایی برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد شهروندان افغان استفاده می‌شد، اکنون در دست طالبان است. گزارش‌ها حاکی از آن است که طالبان از این دستگاه‌ها برای ردیابی و شناسایی متحدان افغان امریکا استفاده کرده‌ است.

واکنش‌ها و پیامدهای سیاسی
حکومت بایدن و پنتاگون بارها اعلام کردند که بیشتر تجهیزات نظامی یا تخریب شده یا به امریکا بازگردانده شده‌اند. اما شواهد و گزارش‌های متعدد نشان می‌دهند که این ادعاها درست نیست.

پنتاگون در زمان خروج، اعلام کرد که تجهیزات نظامی باقی‌مانده در افغانستان «غیرقابل استفاده» هستند. با این حال، جنرال آستین اسکات میلر، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان، در اظهارات خود به کانگرس تصریح کرد که این تجهیزات به حکومت افغانستان داده شده بود و انتظار می‌رفت از آن‌ها استفاده شود، نه اینکه رها شوند.

حکومت طالبان سه‌سالگی بازگشت به قدرت و سقوط نظام جمهوری را در پایگاه نظامی بگرام با رژه سلاح‌های بجا مانده امریکایی جشن گرفت و آن را «روز فتح» نامید.
طالبان با دسترسی به این تسلیحات و فناوری‌ها، اکنون به یکی از مجهزترین گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه تبدیل شده‌ است. این تجهیزات می‌توانند نه تنها علیه مردم افغانستان، بلکه علیه کشورهای همسایه نیز مورد استفاده قرار گیرند.
دستگاه‌های بایومتریک امریکایی به طالبان این امکان را داده است تا افرادی که در بخش نظامی حکومت پیشین یا نیروهای امریکایی و ناتو همکاری داشته‌اند، شناسایی کنند.

تسلیحات جا مانده امریکا در افغانستان نگرانی‌هایی را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کرده است. این تجهیزات نه تنها به تقویت طالبان کمک کرده‌اند، بلکه امکان دسترسی گروه‌های دیگر به تسلیحات پیشرفته را نیز فراهم کرده‌اند. برخی از کارشناسان نگران اند که این تسلیحات ممکن است به بازارهای غیرقانونی تسلیحات راه پیدا کنند و امنیت منطقه را بیش از پیش تهدید کنند.

حملات هوایی پاکستان به افغانستان؛ نمایش قدرت یا درماندگی در مهار بحران داخلی؟

۵ جدی ۱۴۰۳، ۲۰:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

پاکستان، برای چندمین بار در سه سال و اندی، سه‌شنبه بار دیگر خاک افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داد. طالبان اعلام کرد که در این حملات، دستکم ۴۶ غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، کشته شده‌اند. طالبان تهدید کرده که به این «تجاوز آشکار» پاسخ خواهد داد.

پاکستان از دو سال و اندی به این سو، به‌طور مداوم از طالبان خواسته است که رهبران تحریک طالبان پاکستان را تسلیم یا در صورت عدم تسلیم، آن‌ها را خلع سلاح کند.

تقریباً پس از هر حمله شبه‌نظامیان، ارتش پاکستان از طالبان خواسته است تا جلوی این حملات را بگیرد و اجازه ندهد خاک افغانستان علیه این کشور استفاده شود. اما طالبان، وجود پناهگاه‌های تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان را انکار می‌کند.

خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در ماه جولای اظهار داشت: «درست است که ما عملیات‌هایی در افغانستان انجام داده‌ایم و به این کار ادامه خواهیم داد. ما به آن‌ها شیرینی و کیک تعارف نمی‌کنیم. اگر مورد حمله قرار بگیریم، پاسخ خواهیم داد.»

پس از این تهدیدها، ارتش پاکستان، شرق افغانستان از جمله خوست، کنر، پکتیکا و پکتیا را هدف قرار داده است.

ناکامی مذاکرات سیاسی

حملات سنگین هوایی پاکستان بر خاک افغانستان، همزمان با سفر صادق خان، فرستاده ویژه این کشور به کابل، صورت گرفت. پس از توقف چند ماهه مذاکرات، صادق خان، دیپلومات کارکشته پاکستانی، در کابل با سران طالبان درباره تهدیدهای تحریک طالبان پاکستان و روابط تجاری میان دو کشور گفت‌وگو کرد.

همزمان بودن سفر صادق خان به کابل و حملات هوایی پاکستان بر خاک افغانستان این پرسش را مطرح می‌کند که آیا هماهنگی‌ای میان دستگاه دیپلوماسی و نظامیان پاکستان در خصوص افغانستان وجود ندارد؟ آیا نظامیان پاکستانی از نتایج گفت‌وگوها در کابل راضی نبوده‌اند؟

از آنجا که سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان، از دهه‌ها به این سو توسط نظامیان پیش برده می‌شود، بعید است که صادق خان بدون اشاره ارتش به کابل رفته باشد. در پاکستان، بدون رضایت ارتش، هیچ فردی اجازه ندارد درباره افغانستان مذاکره کند.

به توپ بستن خاک افغانستان، همزمان با سفر هیئت دیپلوماتیک، نشان‌دهنده این است که پاکستان از نتایج مذاکرات صادق خان در کابل راضی نبوده است. نظامیان پاکستانی، همزمان با استفاده از دیپلوماسی و فشار نظامی، تلاش دارند طالبان را متقاعد کنند که در مهار تحریک طالبان پاکستان همکاری کند. مقامات پاکستانی مدعی‌اند که ۲۲ تا ۲۴ هزار عضو به شمول ۱۲ رهبر ارشد تحریک طالبان پاکستان، تحت حمایت طالبان افغان، در خاک افغانستان زندگی می‌کنند.

نظامیان پاکستانی با انجام این حملات به طالبان خط و نشان می‌کشند که از موضع ضعف مذاکره نمی‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند، همزمان با دیپلوماسی و نمایش قدرت نظامی، طالبان را مجبور به همکاری کنند. اما همزمانی این حملات با مذاکرات صادق خان با طالبان در کابل، گواه این است که هیئت پاکستانی دریافته است که مذاکرات برای متقاعد کردن طالبان به نتیجه‌ای نمی‌رسد.

تبرئه داخلی

علاوه بر بحران شدید اقتصادی، پاکستان با فشارهای گسترده داخلی و بین‌المللی روبه‌رو است. در داخل، درگیری‌های سیاسی ناشی از زندانی شدن عمران خان، نخست‌وزیر پیشین، حکومت شهباز شریف را به‌شدت تحت ‌تأثیر قرار داده است.

اعتراضات سراسری پی‌درپی و درخواست‌های جهانی برای آزادی رهبر تحریک انصاف، نظامیان پاکستانی را در موقعیت دشواری قرار داده‌اند. همزمان، ایالات متحده امریکا تحریم‌هایی بر سیستم موشکی پاکستان وضع کرده و این کشور را تقریباً از فهرست همکاران بین‌المللی خود حذف کرده است. علاوه بر این، پاکستان شاهد موج گسترده‌ای از حملات شبه‌نظامیان در خیبرپختونخواه و بلوچستان است.

بنا بر آمارهای نهادهای تحقیقاتی پاکستان، حملات شبه‌نظامیان در این دو ایالت بیش از ۹۰ درصد افزایش یافته است. در یکی از مرگبارترین حملات، که در اول جدی رخ داد، ۱۶ سرباز پاکستانی در وزیرستان جنوبی خیبرپختونخواه کشته شدند. بحران امنیتی، توانایی ارتش پاکستان در مهار تهدیدها و بحران را زیر سوال برده است.

نظامیان پاکستانی همواره در مواجهه با فشارهای داخلی، یک منازعه خارجی را به‌عنوان راه‌حل انتخاب می‌کنند. ارتش پاکستان، دهه‌ها از «هند‌هراسی» تغذیه کرده است. اکنون این کشور تلاش دارد با خلق یک درگیری با همسایه شمالی، افکار عمومی داخلی و جهانی را به مسیر دیگری منحرف کند.

حمله بی‌هزینه

نقض قوانین بین‌المللی و تجاوز پی‌هم به خاک افغانستان برای پاکستان هیچ هزینه‌ای به همراه نداشته است. در چندین دوره حملات مکرر این کشور، هیچ کشور خارجی، از جمله سازمان ملل متحد و شورای امنیت، واکنشی نشان نداده است.

به‌ویژه اینکه افغانستان در وضعیتی قرار دارد که در سطح جهانی منزوی شده است. هیچ کشوری رژیم حاکم در این کشور را به رسمیت نمی‌شناسد. افغانستان از سازمان‌های جهانی و نشست‌های بین‌المللی حذف شده است. در اکثر کشورهای جهان، سفارت‌های افغانستان تعطیل یا نیمه‌تعطیل هستند. طالبان روابط افغانستان با جهان را معلق کرده‌ است. در این شرایط، صدای افغانستان خاموش است و پاکستان بیشترین بهره را از این وضعیت می‌برد.

از سوی دیگر، پاکستان به‌خوبی می‌داند که طالبان در خلأ قرار دارد. رژیم طالبان در سه سال و اندی، نه‌تنها قادر به کسب مشروعیت بین‌المللی نشده‌، بلکه در سطح داخلی نیز با اعمال سیاست‌های سخت‌گیرانه قرون‌وسطایی، منفورتر و منزوی‌تر شده‌اند. به دلیل حاکمیت واپس‌گرایانه طالبان و نادیده گرفتن اقوام و جریان‌های سیاسی، هیچ انگیزه‌ای برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی کشور وجود ندارد.

تقریباً اکثر جریان‌ها و گروه‌های داخلی، بیشتر از آنکه از پاکستان خشمگین باشند، از طالبان خشمگین هستند و این گروه را «زمینه‌ساز» این حملات می‌دانند. زیرا طالبان با حذف افغانستان از معادلات جهانی، نابود کردن ارتش و نهادهای دولتی، و حذف اقوام و گروه‌های سیاسی از ساختار نظام، به تضعیف حاکمیت ملی و نقض تمامیت ارضی کشور کمک کرده‌اند.

نتیجه

در واقع، حملات هوایی ارتش پاکستان به خاک افغانستان نشان‌دهنده ناتوانی و درماندگی اسلام‌آباد در مهار بحران روزافزون امنیتی داخلی است. این حملات نمایشی، نه‌تنها کمکی به کاهش بحران در پاکستان نمی‌کند، بلکه باعث تشدید درگیری‌ها و تقویت اتحاد طالبان در دو سوی مرز خواهد شد. با این حملات، طالبان بیشتر از پیش در همسویی با تی‌تی‌پی قرار می‌گیرد.