• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سایه مهاجرت بر انتخابات آلمان؛ پناهندگان چه تاثیری بر جمعیت و بازار کار آلمان دارند؟

۲۴ دلو ۱۴۰۳، ۲۲:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)

محدود کردن پذیرش پناهجویان در آلمان یکی از موضوعات مهم و اختلاف برانگیز در مبارزات انتخابات سراسری ده روز آینده (۲۳ فبروری) این کشور است. در همان حال، بزرگترین اقتصاد اروپا برای جبران کمبود نیروی کار و پیری جمعیتش به مهاجران بیشتری نیاز دارد.

حمله مرگبار چند پناهنده به مردم عادی، جلوگیری یا کاهش پذیرش پناهجو را به بحثی داغ در سیاست و انتخابات آلمان تبدیل کرده است. فضای عمومی به گونه‌ای که تمام احزاب کنترول مرزها و اخراج پناهجویان را مطرح کرده اند.

مهاجرت چه تاثیری بر جمعیت آلمان دارد؟

بر اساس گزارش رویترز، جمعیت آلمان بین سال ۲۰۱۴ تا سال ۲۰۲۴ بیش از ۳.۵ میلیون نفر افزایش یافت که مهاجرت عامل اصلی آن بود. طبق این گزارش، در همین دوره ده ساله، تعداد شهروندان آلمانی با دو میلیون کاهش به ۷۱.۶ میلیون نفر رسید. این گزارش با استناد به داده‌‌های اداره آمار می‌افزاید که در مقابل،‌ جمعیت خارجی تبار در آلمان از حدود ۷.۵ میلیون به ۱۳.۱ میلیون نفر افزایش یافته است.

رویترز با استناد به داده‌های اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان آلمان و کمیساری عالی پناهندگان سازمان ملل نوشت که از سال ۲۰۲۲ آلمان بیش از دو میلیون پناهجو را پذیرفته است که از آن میان حدود ۱.۲ میلیون نفر آن از کشور جنگ‌‌زده اوکراین اند. بیشتر افراد دیگر از افغانستان، سوریه و ترکیه هستند.

مهاجران: مفید یا بار دوش؟

رشد اشتغال در آلمان اکنون کاملاً به کارگران خارجی وابسته است. رویترز با استناد به تجزیه و تحلیل داده‌های تازه آژانس کار فدرال آلمان می‌افزاید که بدون مهاجران، آلمان بین سپتامبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر سال گذشته، ۲۰۹ هزار شغل از دست می‌داد.

این گزارش به دریافت کنندگان مزایای بیکاری پرداخته و گفته که در جون سال گذشته از بین بیش از چهار میلیون دریافت کننده مزایای بیکاری، ۴۷ درصد اتباع خارجی بودند. اوکراینی‌ها و سوری‌ها تا اکتبر ۲۰۲۴ بیش از ۱.۲ میلیون دریافت‌کننده داشتند.

داده‌های وزرات کار آلمان نشان می‌دهد که در طول دهه گذشته، هزینه‌های دولت فدرال برای مزایای بیکاری افزایش یافته است و از سال ۲۰۲۰ این مزایا به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. طبق این گزارش، در سال ۲۰۲۲۴ این رقم به حدود ۲۹ میلیارد یورو ( حدود۳۰ میلیارد دالر) رسید.

آیا بازار کار آلمان از پناهندگان سود برده است؟

ویدو گایز تئون، از موسسه اقتصادی کلن به رویترز گفت که امیدواری آلمان برای رفع کمبود نیروی کار ماهر با استفاده از پناهندگان دو بار از بین رفت: بار نخست با ورود پناهندگان عمدتاً سوری از سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ و دوباره با پناهندگان اوکراینی که از شروع تهاجم روسیه در فبروری ۲۰۲۲ به آلمان آمدند.

داده‌های آژانس کار فدرال آلمان نشان می‌دهد که نرخ بیکاری در میان جمعیت پناهجویان نیز به طور قابل توجهی بالاتر از نرخ بیکاری در کل خارجی‌های ساکن آلمان است.

این گزارش با اشاره به گزارش موسسه تحقیقات اشتغال آلمان می‌گوید که ۵۴ درصد از پناهندگانی که به مدت ۶ سال در این کشور بوده‌اند شاغل هستند. از این تعداد، دو سوم به صورت تمام وقت کار می کنند و ۷۰ درصد دارای مشاغل ماهر هستند.

رویترز افزود که برای اتباع اوکراینی، اشتغال تا اکتبر ۲۰۲۴ نسبت به سال قبل ۴۵ درصد افزایش یافته است و نرخ اشتغال آنها را به ۳۱.۴ درصد رسانده است.

چه اقداماتی برای بهبود اشتغال پناهندگان انجام شده است؟

وزارت کار آلمان در سال ۲۰۲۴ برنامه‌ای را با هدف تسریع کاریابی معرفی کرد. گروه هدف پناهندگان قابل اشتغال از اوکراین و کشورهای مثل سوریه و افغانستان هستند که اخیراً دوره‌های آموزشی ادغام از جمله کورس‌های آموزشی را گذرانده‌اند و کمک هزینه دریافت می‌کنند.

طبق این گزارش،‌ مقررات جدید در مورد استخدام پناهندگان در فبروری سال گذشته اجرایی شد و به پناهجویان در کمپ‌ها و مراکز پذیرش اجازه داد به جای ۹ ماه انتظار، پس از شش ماه اقامت در کمپ کار کنند. این قانون مقامات اداره مهاجرت را تحت فشار قرار می‌دهد تا سریعتر مجوز کار را برای پناهندگان اعطا کنند.

چالش های اصلی پناهندگان برای ورود به بازار کار آلمان چیست؟

پناهندگان برای ورود به بازار کار با معضل به رسمیت شناخته شدن مدارک تحصیلی، موانع زبانی و مشکلات مربوط به آسیب‌های ناشی از جنگ در کشورشان و چالش‌های دیگر، رو به رو اند. در همان حال،‌ وضعیت نامشخص اقامت هم می‌تواند مانع از کاریابی شود.

در این میان، وضعیت زنان، به‌ویژه مادران پناهنده در کاریابی دشوار است. زیرا، مسئولیت‌های مراقبت از اطفال، زمان یادگیری زبان و توسعه مهارت‌ها را برای آنان محدود می‌کند.

یک مطالعه سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که تنها ۴۲ درصد از مادران پناهنده با فرزندان خردسال در آلمان در سال ۲۰۱۹ شاغل بودند، در حالی که این رقم در مادران بومی ۷۳ درصد بود.

مطالعه این سازمان نشان می‌دهد که اگر پناهندگان دارای مدارک دانشگاهی خارجی مانند کارگران بومی به مشاغل با مهارت بالا دسترسی داشته باشند، آلمان بیش از ۶۰۰ هزار نفر بیشتر در چنین مشاغلی خواهد داشت.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

کشوری در صدر بدترین‌ها؛ چرا افغانستان در بسیاری از شاخص‌های جهانی در قعر جدول قرار دارد؟

۲۲ دلو ۱۴۰۳، ۱۲:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
طاهر قادری

در گزارشی اخیر سایت احصائیه جهانی World of Statistics، افغانستان در میان ۱۹۵ کشور، رتبه اول را در زمینه کمترین میزان شادی به خود اختصاص داده است. اما این تنها یکی از جنبه‌های ناخوشایند جایگاه افغانستان در شاخص‌های جهانی نیست.

در حقیقت، وقتی به مجموعه‌ای از گزارش‌های این نهاد نگاه می‌کنید، متوجه می شوید که افغانستان تقریباً در همه حوزه‌ها در قعر جدول‌های جهانی قرار دارد: بدترین پاسپورت دنیا را دارد، بدترین کشور برای زنان است، و حتی خطرناکترین کشور برای مسافرت.

این وضعیت شاید برای بسیاری از ما سوال برانگیز باشد، اما علت آن چیست؟ چرا افغانستان به عنوان "بدترین کشور" در بسیاری از شاخص‌های جهانی معرفی می‌شود؟

برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید به معیارهایی که این نهادها برای ارزیابی وضعیت کشورها استفاده می‌کنند توجه کنیم.

شاخص‌های اصلی سنجش

نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های تحقیقاتی معمولاً از شاخص‌های متنوع و جامع برای ارزیابی کشورها استفاده می‌کنند. این شاخص‌ها ابعاد مختلف زندگی کشورها را مورد سنجش قرار می‌دهند تا تصویر دقیقی از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی آن‌ها ارائه دهند.

شاخص‌های اقتصادی

این شاخص‌ها وضعیت اقتصادی کشورها را اندازه‌‌گیری می‌کنند و شامل مواردی همچون تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، نرخ بیکاری، تورم، فقر و نابرابری اقتصادی می‌شود.

شاخص‌های اجتماعی

در این بخش، کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی کشورها ارزیابی می‌شود. از جمله شاخص‌های اجتماعی می‌توان به امید به زندگی، دسترسی به آموزش و خدمات صحی، رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی اشاره کرد.

شاخص‌های سیاسی و امنیتی

این شاخص‌ها عملکرد دولت‌ها و وضعیت ثبات سیاسی و امنیتی کشورها را مورد بررسی قرار می‌دهند. عواملی مانند فساد، آزادی‌های مدنی، حاکمیت قانون، جرم و جنایت، تروریسم، و امنیت شخصی در این بخش قرار می‌گیرند.

شاخص‌های فرهنگی

این شاخص‌ها تنوع و پویایی فرهنگی کشورها را ارزیابی می‌کنند. تنوع زبانی و قومی، مشارکت فرهنگی و حفظ میراث های فرهنگی از جمله عواملی هستند که در این بخش سنجیده می‌شوند.

این شاخص‌ها به صورت جامع و چند بعدی طراحی شده‌اند تا تصویری دقیق از وضعیت یک کشور ارائه دهند و به تصمیم‌گیرندگان کمک کنند تا سیاست‌های بهتری برای بهبود شرایط زندگی مردم طراحی کنند.

افغانستان در صدر بدترین‌ها

افغانستان در بسیاری از شاخص‌ها در رتبه‌های پایین قرار دارد. در شاخص‌های توسعه انسانی، شادی، و صلح جهانی، این کشور همواره در صدر بدترین‌ها قرار گرفته است. عوامل مختلفی در این امر دخیل هستند، اما ترکیبی از مشکلات تاریخی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باعث شده‌اند که وضعیت افغانستان به وضعیت بحرانی برسد.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که افغانستان در نتیجه جنگ‌های طولانی، دخالت‌های خارجی و بحران‌های داخلی نتواسته است به توسعه پایدار دست یابد. اضافه بر این، با آمدن طالبان و بازگشت این گروه به قدرت، مشکلات موجود به اوج خود رسیده است.

وضعیت افغانستان به مجموعه‌ای از عوامل تاریخی و اجتماعی برمی‌گردد. جنگ‌های طولانی مدت، اقتصاد ضعیف، نبود دسترسی کافی به آموزش و خدمات صحی، و تهدیدهای امنیتی دائمی همگی عواملی هستند که به تنزل کیفیت زندگی مردم افغانستان انجامیده‌اند.

راه حل‌های داخلی و بین‌المللی

اکثر کارشناسان معتقدند که راه حل بهبود وضعیت افغانستان نیازمند اقدامات جامع و هماهنگ در سطوح داخلی و بین‌المللی است. در سطح داخلی، مسئولان محلی باید سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که رفاه و آسایش برای مردم افغانستان به ارمغان بیاورد. این سیاست‌ها باید بر پایه توسعه اقتصادی، تامین خدمات صحی و آموزشی، و ایجاد اشتغال باشد. همچنین باید در جهت بهبود وضعیت زنان و حقوق بشر تلاش بیشتری صورت گیرد.

در سطح بین‌المللی نیز نیاز است که افغانستان به گونه‌ای عمل کند که سیاست‌های جهانی و یا حداقل معیارهای کشورهای همسایه را مد نظر قرار دهد.

همزیستی، آشتی و تجددگرایی؛ میراث کریم آقاخان چیست؟

۲۱ دلو ۱۴۰۳، ۰۸:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
خندان دانش

شهزاده کریم آقاخان، چهل و نهمین امام مسلمانان اسماعیلیه جهان، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های معاصر در عرصه رهبری معنوی و توسعه‌ای به‌شمار می‌آید. او در ۱۳ دسامبر ۱۹۳۶ در ژنو، سوئیس به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در نایروبی، کنیا سپری کرد.

کریم آقاخان دوران کودکی خود را در نایروبی، کنیا سپری کرد. سپس برای ادامه تحصیل به سوئیس بازگشت و سرانجام وارد دانشگاه هاروارد شد، جایی که در رشته تاریخ اسلام تحصیل کرد. در همین دوران، پایه‌های رویکرد مدرن و مترقی او در رهبری اسماعیلیان شکل گرفت.

پس از درگذشت پدربزرگش، آقاخان سوم، در سال ۱۹۵۷ و در حالی که تنها بیست سال داشت، به امامت رسید و به‌عنوان چهل و نهمین امام اسماعیلیان، مسئولیت معنوی و اجتماعی صدها هزار پیرو خود را بر عهده گرفت.

شهزاده کریم آقاخان در حال امامت نماز عید فطر در نایروبی در سال ۱۹۴۴.
100%
شهزاده کریم آقاخان در حال امامت نماز عید فطر در نایروبی در سال ۱۹۴۴.

در دورانی که او تازه نقش امامت اسماعیلیان را به عهده می‌گرفت، جهان شاهد فروپاشی سلطه استعمار و ظهور جنبش‌های ملی و رقابت‌های ایدئولوژیک میان نظام‌های سرمایه‌داری و کمونیستی بود. در این فضای پرتنش، کریم آقاخان در پی پیوند دادن دین و دنیا بود؛ نظامی که در آن، امام نه‌تنها به‌عنوان مرجع ایمانی پیروان، بلکه در زمینه داشتن زندگی بهتر نیز کمک می‌کرد. از نظر او، بهترین عبادت، خدمت به افراد آسیب‌پذیر و بازیابی کرامت انسانی بود.

با پذیرش این مسئولیت، شاه‌کریم الحسینی پایه‌های شبکه توسعه آقاخان (AKDN) را با شعار «بهبود کیفیت زندگی» بنا نهاد.

این شبکه، که امروزه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین نهادهای توسعه‌ای غیردولتی در جهان شناخته می‌شود، در بیش از ۳۰ کشور فعالیت می‌کند و سالانه حدود یک میلیارد دالر برای پروژه‌های توسعه‌ای در حوزه‌های آموزش، بهداشت، مسکن و توسعه اقتصادی تأمین می‌کند.

آقاخان علاوه بر رهبری دینی، در ورزش نیز فعال بود و در المپیک زمستانی ۱۹۶۴ برای ایران رقابت کرد. او از یک زندگی تجملاتی برخوردار بود و دارایی‌های زیادی از جمله جزیره خصوصی و کشتی تفریحی داشت. آقاخان ثروت زیادی از جمله از طریق پرورش اسب به دست آورد و اسب مشهور «شرگار» را پرورش داد.

اسماعیلیان حدود ۱۵ میلیون پیرو دارند. جمعیت‌هایی از اسماعیلیان در افغانستان، پاکستان، هند و کشورهای افریقایی زندگی می‌کنند.

رهبر اسماعیلیان با ارائه قرائتی نوآورانه از اسلام، که بر همزیستی مسالمت‌آمیز، پل‌سازی میان فرهنگ‌ها و احترام به تنوع تأکید داشت، الگویی متفاوت از رهبری دینی ارائه داد.

پیروانش معتقدند که او برخلاف چهره‌های سنتی، در تلاش بود تا اسلام را به‌عنوان یک تمدن غنی و انسانی، سرشار از ارزش‌های صلح، همدلی و مدارا، به جهان معرفی کند. پیروان او معتقدند که «تنها از طریق همکاری، هم‌افزایی و تعامل می‌توان به پیشرفت و توسعه دست یافت». به همین منظور، آقاخان تلاش کرد تا گفت‌وگوی بین‌المللی و میان‌فرهنگی را تقویت کند.

او مراکز اسماعیلی را در شهرهای مهمی مانند لندن، تورنتو و لیسبون به‌عنوان نمادهایی از صلح، دوستی و همکاری جهانی تأسیس کرد. همچنین، دانشگاه آقاخان، انستیتوت مطالعات اسماعیلی و سایر مؤسسات فرهنگی و آموزشی تحت نظر او، نه‌تنها به ارتقای دانش و تربیت نسل‌های آینده کمک کرده‌اند، بلکه در ترویج ارزش‌های انسانی، صلح و همزیستی نیز نقش مهمی ایفا کرده‌اند.

کریم آقاخان از معدود رهبران دینی بود که، با وجود جایگاه مذهبی و پایبندی به اصول معرفتی، متناسب با تحولات جهان و زندگی معاصر زیست کرد. تداوم ارزش‌های فرهنگی و پاسخگویی به ضرورت‌های زمانه، از دغدغه‌های او بود. از همین‌رو، بنیاد او متعهد به روح پلورالیسم و تکثرگرایی بود و پیروان خود را نیز به همین مسیر هدایت کرد.

بیشتر بخوانید: کریم آقاخان، رهبر اسماعیلیان جهان درگذشت

کریم آقاخان و اشرف غنی در کابل
100%
کریم آقاخان و اشرف غنی در کابل

نقش کریم آقاخان در توسعه جوامع محروم

دوست‌داران کریم آقاخان می‌گویند او در کنار دستاوردهای فرهنگی و معنوی، «نقش بزرگی» در توسعه جوامع فقیر و در حال توسعه ایفا کرده است. فعالیت‌های بنیاد توسعه آقاخان در افغانستان، هند، کشورهای آفریقایی و آسیای میانه، نمونه‌ای از تعهد او به بهبود کیفیت زندگی مردم است.

بنیاد آقاخان در افغانستان با احداث و تجهیز دانشگاه‌ها و مدارس در سراسر کشور، اعطای بورسیه‌های تحصیلی و حمایت از آموزش دختران، تأسیس شفاخانه‌ها و ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی، نقش مهمی در آبادانی و توسعه این کشور ایفا کرده است.

احداث شفاخانه‌های استاندارد مانند شفاخانه «خوست» در شرق افغانستان، تأسیس شفاخانه اطفال فرانسوی‌ها در کابل با همکاری حکومت افغانستان و فرانسه به‌منظور ارائه خدمات بهداشتی معیاری، و تأسیس شفاخانه آقاخان در بامیان با مشارکت کشورهای افغانستان، کانادا و فرانسه، بخشی از این کمک‌هاست.

مشارکت در تأسیس «دانشگاه افغانستان» در کابل و حمایت از برنامه‌های تحصیلات عالی، همکاری با دانشگاه آسیای مرکزی (UCA) برای اعطای بورسیه به دانشجویان افغان و حمایت از محصلین افغان برای ادامه تحصیل در اروپا، آمریکا و کانادا با اعطای بورسیه‌های رقابتی از دیگر اقدام‌های بنیاد آقاخان در این کشور است.

به همین دلیل، اسماعیلیان در افغانستان او را به‌عنوان «سفیر سازندگی» می‌شناسند.

100%

میراث کریم آقاخان

میراثی که آقاخان از خود به‌جا گذاشت، از طریق نهادهای آموزشی، فرهنگی و توسعه‌ای همچنان زنده مانده و الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود.

پیروان آقاخان اعتقاد دارند که میراث او همچنان به‌عنوان نمادی از صلح، مدارا و دوستی در دنیای پرتنش امروز باقی خواهد ماند و درس‌های ارزشمندی از رهبری مدرن بر محور انسان‌دوستی به رهروانش ارائه می‌دهد.

درگذشت کریم آقاخان و جانشینی فرزند او

شهزاده کریم آقاخان در ۴ فبروری ۲۰۲۵ در لیسبون، پرتغال، در سن ۸۸ سالگی درگذشت. قرار است پیکر او در ۱۱ فبروری ۲۰۲۵ در آسوان، مصر به خاک سپرده شود؛ همان‌جایی که پدربزرگ او، سلطان محمد شاه، آقاخان سوم نیز آرام گرفته است.

پس از درگذشت او، شهزاده رحیم الحسینی به‌عنوان آقاخان پنجم و پنجاهمین امام موروثی جامعه شیعیان اسماعیلی اعلام شد. جانشینی که دوره‌ای جدید در رهبری اسماعیلیان را رقم خواهد زد و به توسعه فعالیت‌های مؤسسات آقاخان ادامه خواهد داد.

100%

افشای هزاران سند رسمی طالبان چه پیامی دارد؟

۲۰ دلو ۱۴۰۳، ۱۵:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
بسم‌الله تابان

حمله سایبری به سرور و کامپیوترهای نهادهای رسمی طالبان، که به‌عنوان یک رویداد بی‌سابقه در تاریخ فضای سایبری افغانستان شناخته می‌شود، تبعات و پیامدهای گسترده‌ای دارد. در این حمله، که به‌دست گروهی از هکرهای ناشناس صورت گرفته، اسناد رسمی بسیاری از نهادهای طالبان منتشر شده است.

اسناد در وب‌سایت اختصاصی «طالب‌لیکس» نشان‌دهنده این است که این حمله نه تنها به دنبال آسیب رساندن به زیرساخت‌های فنی نهادهای طالبان بوده، بلکه هدف آن در معرض دید عموم قرار دادن اطلاعاتی است که می‌تواند به تحلیل و ارزیابی عملکرد این گروه و دولت طالبان کمک کند.

از جنبه فنی، این حمله یک نمونه از پیچیدگی‌ها و خطرات فضای سایبری به‌شمار می‌رود که توانسته است سیستم‌های امنیتی نهادهای دولتی طالبان را شکسته و به اطلاعات حساس دست یابد. ادامه این نوع حملات می‌تواند تهدیدات جدی برای امنیت و اقتصادی طالبان به همراه داشته باشد.

اما از جنبه‌های دیگر، این حمله اطلاعات زیادی را در مورد نحوه عملکرد، تصمیم‌گیری‌ها و استراتژی‌های داخلی طالبان در اختیار رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی قرار داده است. اسناد منتشر شده ممکن است شامل جزئیات جدیدی از تعاملات داخلی طالبان، سیاست‌های کلیدی، استراتژی‌های نظامی و روابط با دیگر گروه‌ها و کشورهای خارجی باشد. این اطلاعات می‌تواند به تحلیل‌گران و سیاستمداران کمک کند تا درک بهتری از وضعیت داخلی طالبان و رفتارهای احتمالی آینده آن‌ها پیدا کنند.

شیوه حکومت‌داری طالبان

اسناد فاش‌شده به‌وضوح نشان می‌دهند که در رژیم طالبان، سلسله‌مراتب اداری و ساختاری وجود ندارد و هر فرد با توجه به نفوذ گروهی و نزدیکی‌اش به هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان در قندهار، عملاً صلاحیت‌های اداری و مالی را در اختیار دارد.

هبت‌الله آخندزاده نیز به‌طور گزینشی از برخی ادارات حمایت کرده و برخی دیگر را از صلاحیت‌هایشان محروم می‌کند.

به‌طور مثال، اسناد فاش‌شده نشان می‌دهند که رهبر طالبان علاقه زیادی به تقویت و افزایش صلاحیت‌های وزارت امر به معروف دارد. در دستورهای مختلف صادرشده، امتیازات ویژه‌ای از جمله اضافه‌کاری، اختصاص زمین و اجازه حمل سلاح برای کارمندان این وزارت در نظر گرفته شده است.

محتسبان وزارت امر به معروف در یک مورد علاوه بر معاش ماهوار خود در یک ماه حداقل یک میلیون افغانی اضافه‌کاری گرفته‌اند، آن‌ها می‌توانند در شفاخانه‌های ملکی و نظامی درمان شوند، سلاح و موترهای زرهی داشته باشند و علاوه بر ادارات وزارت امور زنان که به این وزارت واگذار شده، هبت‌الله آخندزاده در هر ولایت ۱۰۰۰ متر مربع زمین به این وزارت بخشیده است.

بیشتر بخوانید: ریاست الوزرای طالبان دستور داده است به محتسبان کارت سلاح و موتر زرهی توزیع شود

همچنین، اسناد نشان می‌دهند که شیوه مکاتبات اداری در رژیم طالبان شدیداً غیرتخصصی و فاقد رعایت سلسله‌مراتب اداری است. هر فردی که شناخت و نفوذ بیشتری داشته باشد، حتی اگر در پایین‌ترین سطح اداری باشد، می‌تواند اصول اداری را نقض کرده و با اتکا به دستورات هیبت‌الله، هدایات صادر کند یا اقداماتی را به اجرا بگذارد.

ماهیت حکومت‌داری طالبان

بخش بزرگی از اسناد فاش‌شده ماهیت فکری طالبان را نسبت به مردم افغانستان نشان می‌دهند. اگرچه تفکرات طالبان در کتاب‌های مقامات رسمی این گروه، از جمله کتاب عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی طالبان، منعکس شده است، اما مکاتبات رسمی آن‌ها نشان می‌دهد که طالبان کمترین توجه را به رفاه عمومی دارند و بیشترین اقداماتشان بر محدودسازی آزادی‌های شهروندان، وضع محدودیت در سفر، و جمع‌آوری پول تحت عنوان مالیات رسمی و شرعی متمرکز است.

با وجود جمع‌آوری انواع مالیات‌های رسمی و غیررسمی از مردم افغانستان، طالبان کمترین خدمات را برای شهروندان ارائه می‌دهند. تمامی خدمات بهداشتی، غذایی و نیازهای اساسی شهروندان و حتی معاشات کارمندان ادارات رژیم وابسته به کمک‌های خارجی بوده و با تعلیق این کمک‌ها از سوی ایالات متحده امریکا، تمامی این بخش‌ها در حال فروپاشی هستند. طالبان توانایی پرداخت منظم معاشات کارمندان خود را ندارند، در حالی که اطلاعات موثق نشان می‌دهند که اعضای بلندپایه این گروه به تدریج به سرمایه‌های هنگفتی دست یافته‌اند و معاشات گزافی دریافت می‌کنند.

بیشتر بخوانید: هبت‌الله ده‌ها متر مربع زمین را به ریاست‌های امر به معروف اختصاص داده است

انتقام‌جویی به‌عنوان یک استراتژی طالبانی

اسناد فاش‌شده به‌وضوح نشان می‌دهند که طالبان با کارمندان دولت پیشین، حتی آن‌هایی که با این گروه همکاری دارند و بخش مهمی از منابع انسانی متخصص رژیم را تشکیل می‌دهند، خصومت و کینه عمیقی دارند و هزاران نفر از آن‌ها را ممنوع‌الخروج و منتظر محاکمه قرار داده‌اند. این در حالی است که تاکنون به‌صورت مداوم تعداد قابل‌توجهی از اعضای نیروهای امنیتی و دفاعی پیشین را بازداشت، ناپدید یا به قتل رسانده‌اند.

اسناد دیگر نشان می‌دهند که طالبان به انتقام‌جویی از مخالفان خود، به‌ویژه نیروهای امنیتی و دفاعی و کارمندان دولت پیشین در داخل افغانستان اکتفا نکرده‌اند و تلاش کرده‌اند تا برخی از آن‌ها را از ایران، با سوءاستفاده از موافقت‌نامه استرداد مجرمین میان افغانستان و ایران، به افغانستان منتقل کنند.

بیشتر بخوانید: طالبان از جمهوری اسلامی خواسته مهاجران «مجرم» را بازداشت کند و به این گروه تحویل دهد

نفوذ در حال گسترش چین

در یکی از اسناد فاش‌شده مشاهده می‌شود که شرکت‌های چینی در نامه‌ای رسمی به یکی از وزرای طالبان، از او درخواست کرده‌اند که زمینه دسترسی آن‌ها به منابع طبیعی را از طریق وزارت معادن فراهم سازد. این سند نمونه‌ای از نفوذ چین در ساختارهای مختلف رژیم طالبان است. با توجه به رویکرد شرکت‌ها و دولت چین در زمینه نفوذ در ادارات دولتی، احتمال بالایی وجود دارد که در این روند معاملات مالی غیرقانونی، فساد اداری و رشوه دخیل باشد.

علاوه بر این، برخی از اسناد نشان می‌دهند که همکاری طالبان و شرکت‌های چینی تنها به حوزه معادن محدود نمی‌شود. در برخی مکاتبات داخلی طالبان، به مذاکراتی اشاره شده که در آن‌ها شرکت‌های چینی برای ارائه خدمات امنیت سایبری و تجهیز سیستم‌های نظارتی ابراز تمایل کرده‌اند. این موضوع می‌تواند حاکی از آن باشد که چین، علاوه بر بهره‌برداری اقتصادی، در پی تقویت جایگاه خود در ساختارهای امنیتی طالبان نیز هست. چنین روندی، در صورت ادامه، ممکن است منجر به افزایش وابستگی طالبان به فناوری و سرمایه‌گذاری‌های چین شود و در نهایت، زمینه نفوذ گسترده‌تر این کشور در افغانستان را فراهم کند.

بیشتر بخوانید: یک شرکت چینی وزیر آب طالبان را برای گرفتن پروژه استخراج گاز آمو دریا «واسطه» کرده است

جمع‌بندی

اسناد فاش‌شده از رژیم طالبان تصویری آشکار از شیوه حکومت‌داری، ماهیت فکری، سیاست‌های مالی، فساد و انارشیزم اداری و انتقام‌جویی این گروه ارائه می‌دهند. این اسناد نشان می‌دهند که طالبان فاقد یک نظام اداری و سلسله‌مراتب مشخص هستند و تصمیم‌گیری‌ها بر اساس نفوذ شخصی و نزدیکی به رهبر این گروه انجام می‌شود.

همچنین، طالبان تمرکز خود را بر محدودسازی آزادی‌های شهروندان و کنترول شدید اجتماعی گذاشته‌اند، در حالی که خدمات عمومی و پرداخت معاشات کارمندانشان به کمک‌های خارجی وابسته است. علاوه بر این، اطلاعات افشا شده حکایت از نفوذ فزاینده چین در امور اقتصادی افغانستان و دسترسی شرکت‌های چینی به منابع طبیعی کشور دارد.

در کنار این مسائل، اسناد منتشرشده نشان می‌دهند که طالبان سیاست انتقامجویی را به‌عنوان یک استراتژی دنبال کرده و کارمندان دولت پیشین، به‌ویژه نیروهای امنیتی و دفاعی سابق را تحت فشار و سرکوب قرار داده‌اند. این گروه نه‌تنها در داخل افغانستان مخالفان خود را هدف قرار داده بلکه تلاش کرده است تا برخی از افراد تحت تعقیب را از کشورهای همسایه، از جمله ایران، به افغانستان بازگرداند. در مجموع، این اسناد تصویری از حکومتی غیرشفاف، بی‌ثبات و سرکوبگر ارائه می‌دهند که به‌جای بهبود شرایط کشور، اولویت‌های خود را بر پایه قدرت‌طلبی و سلطه‌جویی تنظیم کرده است.

در کنار این مسائل، اسناد منتشرشده نشان می‌دهند که طالبان سیاست انتقامجویی را به‌عنوان یک استراتژی دنبال کرده و کارمندان دولت پیشین، به‌ویژه نیروهای امنیتی و دفاعی سابق را تحت فشار و سرکوب قرار داده‌اند. این گروه نه‌تنها در داخل افغانستان مخالفان خود را هدف قرار داده بلکه تلاش کرده است تا برخی از افراد تحت تعقیب را از کشورهای همسایه، از جمله ایران، به افغانستان بازگرداند. در مجموع، این اسناد تصویری از حکومتی غیرشفاف، بی‌ثبات و سرکوبگر ارائه می‌دهند که به‌جای بهبود شرایط کشور، اولویت‌های خود را بر پایه قدرت‌طلبی و سلطه‌جویی تنظیم کرده است.

چگونه جمهوری اسلامی نزدیک‌ترین دوست طالبان شد؟

۱۸ دلو ۱۴۰۳، ۱۹:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

در چند سال گذشته، با نزدیک شدن طالبان به جمهوری اسلامی ایران، تصور غالب این بود که این روابط صرفاً تاکتیکی و موقت خواهد بود و با خروج امریکا از افغانستان، تهران رویکردی متفاوت در قبال طالبان اتخاذ خواهد کرد.

با این حال، پس از گذشت سه و نیم سال از حاکمیت طالبان، روابط میان دو طرف به طور قابل توجهی گسترش یافته و نشانه‌هایی از شکل‌گیری مناسبات استراتژیک به چشم می‌خورد.

جمهوری اسلامی ایران که در سه سال گذشته همواره خواستار تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان بود، با درک حساسیت این موضوع برای طالبان، دیگر این مسئله را مطرح نمی‌کند.

برخلاف مواضع امیرعبداللهیان، وزیر خارجه پیشین ایران، حکومت جدید این کشور موضوع تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان را از دستور کار گفت‌وگوهای خود با طالبان خارج کرده است.

برخلاف پیش‌بینی‌ها، حکومت جدید ایران در روابط با طالبان گام‌های جدی برداشته است. سفر عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، به کابل نقطه عطفی در روابط دو طرف محسوب می‌شود. عراقچی برجسته‌ترین مقام ایرانی بود که در سه سال و اندی از کابل بازدید می‌کرد. او در این سفر تاکید کرد که «باب تازه‌ای از روابط» با طالبان گشوده شده است.

این سفر نوعی شناسایی غیرمستقیم حکومت طالبان توسط ایران بود. عراقچی پس از بازگشت به ایران نیز از آنچه «طالب‌هراسی» در جمهوری اسلامی خواند، انتقاد کرد و اظهار داشت که نباید طالبان را به چشم دشمن نگریست.

عبور از روابط تاکتیکی به روابط استراتژیک

روابط جمهوری اسلامی ایران و طالبان در گذشته بسیار پرتنش بود. در برهه‌ای، در ۱۳۷۷ خورشیدی، ایران قصد لشکرکشی به افغانستان را داشت. زیرا، طالبان دیپلومات‌های ایرانی را در مزارشریف کشته بودند.

صدور انقلاب شیعی همواره یکی از اهداف استراتژیک ایران در منطقه بوده و طالبان نیز به‌طور بنیادی و ایدلوژیک با اهل تشیع مشکل داشته‌اند. با این حال، تحولات اخیر نشان‌دهنده تغییر اساسی در روابط دو طرف است. در حال حاضر، روابط اقتصادی، سیاسی، دیپلوماتیک و امنیتی میان دو طرف به مرحله‌ای رسیده که می‌توان آن را استراتژیک نامید.

با تیره شدن روابط پاکستان با طالبان، ایران در کنار قطر بیشترین نفوذ را بر رژیم طالبان در افغانستان دارد. طوری‌که قطر به عنوان میانجی‌ تمام‌عیار در روابط طالبان با جهان عمل کرده و جمهوری اسلامی، نفوذ چشمگیر بر حلقه رهبری و فرماندهان برجسته نظامی طالبان دارد.

ایران و طالبان به یک دیگر نیاز دارند. طالبان رابطه سرد با امریکا دارد و دولتی را سرنگون کرد که از نظر ایران، تحت حمایت امریکا بود و به این کشور چندین پایگاه در خاک خود داده بود.

رابطه طالبان و ایران در جریان حضور امریکا در افغانستان شکل گرفت. ایران از طالبان حمایت تسیلحاتی و استخباراتی کرد و با بخشی از فرماندهان این گروه رابطه قوی برقرار کرد.

امریکا بعد از ۲۰۰۱ به طور همزمان در عراق و افغانستان حضور داشت و تهدیدی برای امنیت ایران به حساب می‌آمد. در این دوره حکومت جورج بوش از تغییر رژیم در تهران نیز حمایت می‌کرد. اما، اشتباهات و شکست‌های امریکا در عراق و افغانستان باعث شد که تهدید از بیخ گوش جمهوری اسلامی دور شود.

در استراتژی ایران، بیرون شدن امریکا از خاورمیانه یک اولویت امنیتی است و طالبان با سقوط دادن دولت تحت حمایت امریکا و برچیدن پایگاه نظامی واشنگتن، یک گام به سوی این هدف نزدیک شده است.

طالبان با این که به لحاظ ایدیولوژیک ضد ایران است ولی به علت انزوای بین المللی و محدود شدن مسیرهای تجاری افغانستان به ایران نیاز دارد. در حالیکه کشورهای غربی به علت سرکوب حقوق بشر، به ویژه زنان، طالبان را تحریم و منزوی کرده اند، قدرت‌های منطقه به علت مسایل امنیتی و نگرانی از حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان، رویکرد بهبود تدریجی روابط با طالبان را در پیش گرفته اند.

بزرگترین شریک اقتصادی

بر اساس آمار مقامات ایرانی، حجم روابط اقتصادی رسمی طالبان با جمهوری اسلامی ایران به بیش از چهار میلیارد دالر رسیده است. این در حالی است که در ۲۰ سال جمهوریت، این روابط از دو میلیارد دالر فراتر نمی‌رفت. روابط اقتصادی افغانستان با جمهوری اسلامی در ۲۰ سال گذشته تحت تاثیر تحریم‌های امریکا قرار داشت. از آنجایی که ایران تحت تحریم‌های شدید اقتصادی بین‌المللی قرار داشت، افغانستان نیز در روابط خود با تهران با احتیاط عمل می‌کرد.

در سال ۲۰۲۴، صادرات غیرنفتی ایران به افغانستان به بیش از ۳ میلیارد دالر رسید که نشان‌دهنده رشد ۸۰ درصدی نسبت به سال گذشته بود. گفت‌وگوهای جاری میان دو طرف نشان می‌دهد که روند رو به گسترش روابط تجاری ادامه خواهد داشت.

در مقابل، روابط اقتصادی طالبان با پاکستان به زیر ۷۰۰ میلیون دالر کاهش یافته است؛ در حالی که در دوره جمهوریت، روابط تجاری افغانستان با پاکستان به بیش از ۲.۲ میلیارد دالر در سال ۲۰۱۷-۲۰۱۸ می‌رسید.

همزمان با کاهش روابط با پاکستان، طالبان تلاش کرده‌ است روابط تجاری با هند را گسترش دهد. هند نیز تمرکز ویژه‌ای بر بندر چابهار دارد تا از طریق آن تجارت با طالبان را تقویت کند. جمهوری اسلامی ایران نیز در این زمینه نقش فعالی ایفا کرده و از طریق خط ریلی و چابهار تلاش دارد وابستگی طالبان به بنادر پاکستان را به حداقل برساند.

روابط استخباراتی

علاوه بر همکاری نزدیک مستشاران نظامی سپاه پاسداران با چهره‌های ارشد طالبان، تبادل اطلاعات استخباراتی میان دو طرف نیز تقویت شده است. این همکاری‌ها عمدتاً بر مبارزه با داعش، مواد مخدر و مقابله با باندهای قاچاق متمرکز است. در همین حال، یکی از مقامات ارشد طالبان اخیراً گفت که «امارت اسلامی و جمهوری اسلامی به‌گونه مشترک با نفوذ و مداخله غرب مقابله می‌کنند.»

ملا یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، در دیدار با وزیر خارجه ایران بر اهمیت روابط استخباراتی و تبادل اطلاعات تاکید کرد. معاون وزیر داخله ایران نیز به‌تکرار از اهمیت روابط اطلاعاتی با طالبان سخن گفت.

جمهوری اسلامی ایران از تهدید گروه‌های رادیکال سنی در سیستان و بلوچستان نگران است؛ گروه‌هایی که به‌طور بالقوه از حمایت طالبان برخوردارند. با این حال، به نظر می‌رسد طالبان تلاش کرده است این گروه‌ها را در غرب افغانستان مدیریت کند.

اختلافات چالش برانگیز

با وجود گسترش روابط میان طالبان و جمهوری اسلامی، چالش‌هایی در روابط میان دو طرف وجود دارد.

حقابه

یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان ایران و طالبان مسئله حقابه ایران از رودخانه هلمند است. مقامات ایرانی طالبان را متهم می‌کنند که با کارشکنی مانع ورود آب به ایران می‌شود. ایران معتقد است که طبق معاهده ۱۳۵۱، سالانه حقابه‌ای معادل ۸۲۰ میلیون مترمکعب از این رودخانه دارد، اما ساخت سدهای متعدد توسط افغانستان جریان آب به ایران را کاهش داده است. این مسئله به بحران کم‌آبی در سیستان و بلوچستان دامن زده و اعتراض مردمان محلی را برانگیخته است.

برخی ناظران بر این باورند که طالبان از حقابه به‌عنوان یک اهرم فشار در روابط خود با جمهوری اسلامی استفاده می‌کند. ایران نتوانسته است که طالبان را متقاعد به پرداخت حق آبه کند.

مسئله مهاجرین

با افزایش بحران‌های اقتصادی و امنیتی در افغانستان، موج جدیدی از مهاجرین افغان به ایران وارد شده‌اند. بر اساس آمارهای رسمی، بیش از ۵ میلیون مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند که از این میان دو میلیون تن فاقد مدرک اقامت هستند. ایران یک میلیون مهاجر را در سال جاری خورشیدی اخراج کرده است، اما این امر موجب توقف مهاجرت گسترده به این کشور نشده است. چنانچه مقام‌های ایرانی گفته اند که ۵۰ درصد افراد اخراج شده دوباره به ایران برگشته‌اند.

با وجود اعدام پی‌درپی مهاجرین افغان در ایران، برخورد تحقیرآمیز و اخراج گسترده، طالبان به این موضوع با خونسردی رفتار کرده است. آنان تلاش کرده‌اند که با جمهوری اسلامی در این خصوص همکاری کنند. با این وجود، مسئله مهاجرین به یک چالش عظیم در روابط دو طرف تبدیل شده است.

دیوارکشی مرزی

جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تهدیدهای احتمالی از خاک افغانستان، به شدت روی احداث دیوار مرزی کار می‌کند. با این حال، این اقدام به یکی از نقاط اختلاف میان دو طرف تبدیل شده است. ایران تاکید دارد که این دیوار به معنای تعیین مرز رسمی نیست، اما طالبان آن را به‌عنوان مرز رسمی تلقی می‌کنند. این اختلاف به تنش‌هایی در مرز منجر شده است. هم زمان، نیروهای مرزی دو طرف بارها باهم دیگر درگیر شده‌اند. ایران این درگیری‌ها را ناشی از غیرحرفه‌ای بودن نیروهای طالبان می‌داند.

با این وجود، روابط جمهوری اسلامی ایران و طالبان از یک مرحله تاکتیکی به روابطی استراتژیک تغییر یافته است. افزایش تبادلات اقتصادی، همکاری‌های استخباراتی و کاهش تنش‌های سیاسی از نشانه‌های این تحول است. با این حال، چالش‌هایی نظیر مسئله حقابه و مهاجرین همچنان پابرجاست و می‌تواند در آینده بر مناسبات دو طرف تاثیرگذار باشد.

ایران بی میل نیست که طالبان بخشی از محور مقاومت جمهوری اسلامی علیه غرب در خاورمیانه باشد، اما اولویت‌های طالبان حفظ نظام خود و بهبود وضعیت اقتصادی آن است که پس از قطع کمک‌های بین المللی به دولت پیشین و تحریم‌های اقتصادی، شدیداً آسیب پذیر است. این گروه مسئولیت اداره کشوری را به دست گرفته است که دستکم ۲۰ میلیون نفر آن به کمک‌های امدادی غرب وابسته اند.

از این رو بی دلیل نیست که طالبان پس از بازگشت به قدرت از موضعگیری ضد غربی به ویژه ضد امریکایی فاصله گرفته است و بارها از امریکا خواسته است که روابط خود را با این گروه بهبود بخشد. از این رو، فعلا به نظر نمی‌رسد که طالبان در میدان ایران و محور مقاومت که ضدیت فعال سیاسی و فرهنگی با غرب است، بازی کند.

طالبان چطور برای کنترول نرخ اسعار تلاش کرده است؟

۱۷ دلو ۱۴۰۳، ۲۰:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
تاج‌الدین سروش

به دنبال اعلام تعلیق کمک‌های بشری امریکا به افغانستان در تاریخ ۴ دلو، نرخ اسعار خارجی به ویژه دالر در بازارهای افغانستان دچار نوسان شد. یک دالر امریکایی که قبل از خبر تعلیق کمک امریکا به افغانستان، ۶۹ افغانی به فروش می‌رسید، به ۸۱ افغانی افزایش یافت.

به محض افزایش نرخ دالر در افغانستان طالبان دست به کار شدند و نرخ را در بازار کنترول کردند.

اولین اقدام طالبان برای ثابت نگهداشتن نرخ افغانی، عرضه دالر بانک مرکزی به سرای شهزداه بود. این اقدام را حکومت پیشین افغانستان انجام می‌داد و حکومت طالبان نیز با ارزی که از طریق کمک‌های بین المللی به افغانستان می‌آید، این شیوه را در سه سال گذشته دنبال کرده است. اما، حالا با قطع کمک‌های مالی امریکا که بزرگترین کمک کننده به افغانستان بوده است، احتمالا ذخیره دالری طالبان نیز شدیداً کاهش یابد.

مقام‌های طالبان، از جمله وزیر مالیه این گروه، در چند روز گذشته برای کاهش نگرانی بازار و مردم گفته اند که اقتصاد افغانستان متکی به کمک‌های خارجی نیست و کاهش کمک‌های امریکا تاثیری بر اقتصاد کشور ندارد.

وزیر مالیه طالبان هفته گذشته در جلسه‌ای فنی، گفت که وضعیت اقتصادی کشور «عادی» است و کاهش ارزش افغانی در برابر دالر ناشی از «تبلیغات منفی در سطح بزرگ» و رسانه‌ای است.

به گفته این وزارت، کاهش ارزش افغانی در روزهای اخیر، تصویر درستی از وضعیت واقعی و مثبت اقتصاد کشور به دست نمی‌دهد. زیرا، ارزهای کشورهای دیگر منطقه نیز دچار افت شده اند.

با این حال، این گروه توضیح نداده است که چرا پس از فرمان تعلیق کمک‌های امریکا، بازار ارز دچار نوسان شده و چرا این گروه با سراسمیگی و فشار بر فروشندگان دالر، قصد دارد که جلو افت ارزش افغانی را بگیرد.

فشار بر فروشندگان ارز
اقدام دوم طالبان برای کنترول نرخ، منع فروش خرید دالر در بازار بولی کابل بود. بازار بولی، محلی است که صرافان در وسط سرای شهزاده جمع می‌شوند و برای خرید و فروش دالر چانه زنی و نرخ تعیین می‌کنند.

طالبان جلو تجمع صرافان در بازار بولی را گرفتند، چون بنا به ارزیابی این گروه، موجودیت این بازار سبب تضعیف نرخ افغانی می‌شود. این اقدام طالبان هم برای کنترول بازار چندان کارساز نشد، چرا که صرافان به دنبال آن در فضای مجازی از جمله در گروه‌های تلگرامی و واتساپی اقدام به خرید و فروش کردند. طالبان به صرافان هشدار داده است که از تعیین نرخ دالر در تلگرام و واتساپ خودداری کنند.

طالبان به ترفندهای دیگر نیز متوسل شده است. صرافان سرای شهزاده به افغانستان اینترنشنال گفتند ماموران طالبان هر بار برای کنترول نرخ دالر ابتدا دالر را به سرای شهزاده می‌آوردند و عرضه می‌کردند. اما بار اخیر، آن‌ها به سرای شهزاده آمدند و بیست میلیون افغانی از سرای شهزاده جمع‌آوری کردند.

طالبان روز بعد دالر را به نرخ پایین‌تر فروختند و نرخ دالر را پایین آوردند، اما دالرها را در اختیار صرافان مستقل که از آنها پول گرفته بودند، قرار ندادند. این گروه برای یک هفته از پس دادن پول صرافان خودداری کرد.

وضعیت نظامی در بازار ارز

طالبان برای اطمینان از کنترول بازار ارز در پایتخت، نیروهای مسلح خود را در سرای شاهزاده مستقر کرد. افراد مسلح موظف شدند تا در مقابل هر دوکان بی‌ایستند و نگذارند صرافان دالر را بیشتر از نرخ تعیین شده به فروش برسانند.

این تلاش‌ها در دو هفته اخیر نسبتا کارساز بوده است و توانست نرخ دالر را از ۸۱ به ۷۴ افغانی پایین بیاورد.

بازی دیگر طالبان برای کنترول نرخ افغانی، اعلام رقم نادرست عرضه دالر بانک مرکزی به بازار بود. به طور نمونه، طالبان اعلام کرد که در ۱۷ دلو، ۲۴ میلیون دالر لیلام می‌کند اما در روز لیلام فقط ۱۲ میلیون دالر عرضه شد.

طالبان امیدوار بود که با ایجاد تصور عرضه بالای دالر، تب بازار ارز پایتخت را کمتر کند.

به رغم فشارها، طالبان از کنترول بازار ارز ناتوان بوده است و به نظر می‌آید سیاست فشار و تهدید باعث نشده دالر امریکایی به ارز افغانی با پشتوانه ضعیف، تن دهد. چنانچه، منابع آگاه روز پنجشنبه از سرای شهزاده به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان با اعلام نرخ ارزها، معاملات آزاد دالر را متوقف کرده و فعالیت صرافان را زیرنظر گرفته است.

طالبان تلاش دارد با بازی دادن بازار و کنترول شدید، نرخ ارز را در کوتاه مدت کنترول کند. احتمالا طالبان به این فکر است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، دستور بازبینی کمک‌های امریکا به جهان را در سه ماه آینده تکمیل کند و ارسال کمک‌های مالی بشردوستانه به افغانستان را از سر بگیرد.

با این حال، مشخص نیست که به توجه به حلقه ضد طالبان در اطراف ترامپ، او در مورد ادامه کمک‌ها به افغانستان چه تصمیمی خواهد گرفت. در این حلقه کسانی مانند مشاور امنیت ملی کاخ سفید است که با طالبان در افغانستان جنگیده و در گذشته اظهارات تندی علیه این گروه ابراز کرده است.

در حال حاضر، روحیه در واشنگتن، به ویژه در میان شماری از اعضای جمهوری‌خواه کانگرس این است که طالبان از کمک‌های امدادی امریکا به افغانستان سود می‌برد. برخی از این نمایندگان مانند تیم بورچت، رابطه نزدیک با جبهه مقاومت دارد و عمیقاً از دسترسی طالبان به کمک‌های بشری در قالب وضع مالیه و گردش دالرهای کمکی در سیستم بانکی افغانستان تحت کنترول طالبان انتقاد کرده است.