خانوادهها در کنر از ترس پسلرزه شب را 'در فضای باز و بدون امکانات میگذرانند'
سازمان نجات کودکان با اشاره به تلفات و ویرانیهای گسترده زلزله در کنر، اعلام کرد که هزاران کودک در این ولایت به غذا، آب و سرپناه نیاز دارند.
این سازمان دیروقت سهشنبه گفت که تیمهایش برای کمک به کودکان در ساحه حضور دارند.
سمیرا، از سازمان نجات کودکان که به کنر رفته، گفت خانوادههای یک روستا که خانههایشان ویران شده، شب گذشته را در حالی که باران میبارید، در فضای باز، بدون خیمه و امکانات دیگر سپری کردند.
آنها از پسلرزههای احتمالی و فرو ریختن سقف خانههای نیمهویران خود هراس دارند.
به گفته این کارمند سازمان نجات کودکان، هزاران نفر در کنر به حمایت فوری برای فراهم کردن غذا، آب و خیمه نیاز دارند.
او گفت که در طولانیمدت، خانوادهها در کنر به حمایت مالی جامعه جهانی برای ساختن دوباره زندگی خود نیازمندند.
امریکا همیشه علاقه خاصی به دیکتاتورهای نظامی پاکستان، از ایوب خان و ضیاءالحق تا پرویز مشرف و اکنون عاصم منیر داشته است. مجله تایم نوشت که دلیل علاقه سران امریکا به این فرماندهان قدرتمند نظامی ساده است:آنان را ابزاری موثر برای پیشبرد طرحهای محرمانه و آشکار استراتژیک خود میدانند.
مجله تایم روز سهشنبه مقاله محمد حنیف، نویسنده پاکستانی را نشر کرد که در آن به بررسی روابط امریکا با فرماندهان ارتش پاکستان پرداخته شده است.
در این مقاله آمده است که در سال ۱۹۵۹، پاکستان تحت رهبری جنرالی بود که با کودتای نظامی قدرت را به دست گرفت و خود را به مقام فیلدمارشالی رساند. یکی از مهمترین دلایل مشروعیت حاکمیت او، دوستیاش با لیندون جانسون، رئیسجمهور امریکا بود. تصاویر تاریخی نشان میدهد که ایوب خان گونه جانسون را نوازش میکند و جانسون حتی در خیابانهای کراچی با راننده یک گاری صحبت دوستانه دارد.
محمد حنیف نوشت که ایوب خان درباره ماهیت این رابطه دچار تردید بود و کتابی نوشت با عنوان «دوست، نه ارباب». عنوان کتاب برگرفته از شعر محمد اقبال لاهوری بود که میگوید خوراکی که امریکا میدهد، مانع پرواز بلند ما نخواهد شد. واقعیت اما این بود که پاکستان یک کشور زراعتی با زمینهای حاصلخیز بود و ایوب خان بیشتر از غذا، به حمایت سیاسی واشنگتن برای مهار مخالفان داخلی و نشان دادن قدرت نزد ارتش نیاز داشت.
براساس مقاله، اکنون، پاکستان عاصم منیر، دومین فیلدمارشال خود را دارد. پس از درگیری کوتاه با هند، او به این مقام ارتقا یافت و نخستین فرمانده ارتش است که بدون کودتا به ضیافت رسمی در کاخ سفید دعوت شد. دونالد ترامپ ملاقات با او را افتخار دانست و پاکستان ترامپ را برای جایزه صلح نوبل نامزد کرد.
نویسنده تایم نوشت که پاکستان همه ظواهر دموکراسی را دارد: پارلمان، نخستوزیر، قوه قضاییه و رسانههای پرسروصدا. اما پس از زندانی شدن عمران خان، ارتش تصمیمگیرنده اصلی است. به همین دلیل، امریکا همیشه بیشتر با ارتش و فرماندهان آن تعامل دارد تا با رهبران ملکی حکومت.
نویسنده نوشت که تجربه گذشته نشان داده است که حتی دیکتاتورهایی مانند ضیاءالحق و مشرف، وقتی برای امریکا در جنگ سرد یا جنگ با القاعده مفید بودند، از حمایت واشنگتن برخوردار شدند. ضیاءالحق در مقابله با شوروی در خدمت امریکا بود. او پایگاههایی برای رصدکردن تحرکات شوروی در اختیار امریکا قرار داد.
پرویز مشرف، دیکتاتور نظامی دیگر پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، همکاری کامل با امریکا در افغانستان داشت و پایگاههای هوایی پاکستان را در اختیار نیروهای امریکایی گذاشت و برخی فرماندهان طالبان به شمول سفیر این گروه را به امریکا تحویل داد.
نویسنده باور دارد که ارتش پاکستان امروز کشور را در وضعیت خفقان آوری نگه داشته است. جنرالان ارتش میتوانند حزب حاکم را انتخاب کنند، اپوزیسیون را مهار بزنند، انتخابات و دادگاهها را کنترول کنند. با این حال، ارتش هنوز یک «شغل جانبی» محکم دارد: سربازی. در درگیریهای اخیر با هند، عملکرد سریع و آمادهباش آنها تحلیلگران بینالمللی را شگفتزده کرد.
به نوشته تایم، با این وجود، محبوبیت ارتش در داخل پایین است. حتی یک پیام ساده «السلام علیکم» در شبکههای اجتماعی از سوی روابط عمومی ارتش با سیل توهینها روبهرو میشود. مردم به وعدههای کشف «ذخایر عظیم نفتی» و روابط استراتژیک با امریکا بیاعتماد شدهاند.
در پایان مقاله آمده است که تنها کافی است گوگردی روشن شود تا پیوند حاکمان پاکستان با اربابان شان در واشنگتن محک زده شود. یکی از فعالان سیاسی میگوید: «اگر خواستههای ما را نپذیرید، این گوگرد را به پرچم امریکا میزنیم و عکسش را میگیریم؛ آن وقت خواهیم دید امریکا واقعاً درباره شما چه فکر میکند.»
نویسنده در پایان پرسیده است: دوست؟ ارباب؟ یا همان متحد قدیمی و دغلبازی که هنوز توان شکار دارد؟
رئیسجمهور چین با میزبانی حدود ۲۰ رهبر جهان از جمله ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، و نرندرا مودی، نخستوزیر هند، از «ذهنیت جنگ سرد» ایالات متحده و متحدانش که به باور او یک ابرقدرت در حال افولاند، به شدت انتقاد کرد.
برخورد صمیمانه رهبران چین، روسیه و هند نظر تحلیلگران امریکایی و البته رئیس جمهور نامتعارف امریکا را به خود جلب کرد. دونالد ترامپ روز سه شنبه در مصاحبهای در واکنش به نشست «شانگهای» در شهر تیانجین چین گفت «اصلا نگران نیست» که ائتلافی علیه ایالات متحده میان چین و روسیه شکل بگیرد. او ارتش امریکا را قویتر از این کشورها توصیف کرد.
روزنامه فرانسوی لوموند در شماره روز سهشنبه خود درباره این نشست نوشت که شی جینپینگ روز یکشنبه از رهبران ۲۰ کشوری میزبانی کرد که ۴۰ درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند. او در سخنرانی خود از «ذهنیت جنگ سرد» در امریکا و کشورهای متحد آن انتقاد کرد.
سیاست ترامپ برخی از کشورها به خصوص هند را به چین نزدیک کرده است. این در حالیست که حکومت های قبلی امریکا به هند به عنوان قدرت متوزان کننده چین در آسیا می نگریستند و هوای حکومت ناسیونالیست نارندرا مودی را داشتند. با این که ملی گراهای تندرو هندوی حامی حکومت مودی از کمپ ترامپ حمایت کرده اند اما ترامپ اهمیتی به این رابطه نداد و ۵۰ درصد تعرفه بر کالاهای هند وضع کرد. این اقدام باعث ناخرسندی شدید هند شده است.
ترامپ میخواست که با تعرفه سنگین، هند را از خرید نفت روسیه، روغن اصلی ماشین جنگ پوتین در اوکراین، منصرف کند اما در عوض هند به چین و روسیه نزدیک شده است و نارندرا مودی بدون توجه به فشارهای امریکایی برخورد خیلی صمیمانه با پوتین در جریان نشست شانگهای داشت.
لوموند نوشت که هیچگاه پیش از این، مانند این دور، شمار زیادی از کشورهای عضو و ناظر، از مصر تا مالیزیا در نشستهای سازمان شانگهای حضور نیافته بودند. شی از این فرصت برای ارسال پیامی گستردهتر استفاده کرد: فاصله گرفتن از هنجارها و ارزشهای غربی و معرفی چین به عنوان ستون ثبات در جهانی نامطمئن. این جهانی است که ترامپ قصد دارد تمام مناسبات و هنجارهای جاافتاده بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم را به شیوه خود برهم بزند و تابع آجندای سیاسی و مالی خود گرداند.
رهبر چین در ضیافت شام افتتاحیه گفت: «دگرگونیهای سرنوشتساز قرن در سراسر جهان شتاب گرفتهاند و عوامل بیثباتی، عدم اطمینان و پیشبینیناپذیری رو به افزایش است.» او افزود: «چنانکه یک ضربالمثل چینی میگوید، در مسابقه صد قایق، آنانی پیشتازند که محکمتر پارو میزنند.»
شی تاکید کرد که هدفش «ترویج توسعه، بهبود مدیریت جهانی و همافزایی توانمندیهای کشورهای جنوب جهانی» است. او صبح دوشنبه نیز آشکارا «ذهنیت جنگ سرد» و «رفتار زورگویانه» غرب را محکوم کرد.
جهانی بدیل
به نوشته این روزنامه، نشست تیانجین تنها آغاز رویدادهای سیاسی بزرگ در چین بود که مهمترین آن رژه نظامی ۳ سپتامبر به مناسبت هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم خواهد بود؛ نمایشی از قدرت ارتش و بازتعریف تاریخی که به باور بیجینگ تاکنون در انحصار غرب بوده است.
برخی رهبران، مانند مودی و رجب طیب اردوغان، پیش از رژه، بیجینگ را ترک میکنند. اما کیم جونگاون، رهبر کوریای شمالی، در کنار حامیانش – چین و روسیه – حضور خواهد یافت تا نمایش وحدت آنها تکمیل شود.
رهبر کوریای شمالی وارد بیجنگ شد
هرچند هر کشور روابط خاص خود را با واشنگتن و بیجینگ دارد، اما حضور همه آنها پیامی واحد داشت: چین در مرکز نظم نوین جهانی مورد نظر کشورهای مخالف تفوق طلبی امریکا است. شی در دیدارهای دوجانبه با رهبران کشورهای عضو نیز کوشید خود را بازیگر قابل اعتماد در چارچوب مناسبات حاکم بین المللی و حافظ نظم و مقررات موجود معرفی کند. او از الکساندر لوکاشنکو، رهبر بلاروس، و مین آونگ هلاینگ، رهبر نظامی میانمار، استقبال گرمی کرد.
یون سون، رئیس برنامه چین در مرکز استیمسون در واشنگتن، گفت: «این لحظه مهمی است برای نشان دادن اینکه چین، روسیه، ایران و کوریای شمالی در شرایط کنونی بیشتر از غرب منسجمتر اند. پیام آنها روشن است: جنوب جهانی در حال متحد شدن است و صدای جمعیاش میتواند از غرب قویتر باشد.»
روابط نزدیک و انعطافپذیر پوتین که چهار روز در چین خواهد ماند، بار دیگر نزدیکی روابط او با شی را به نمایش گذاشت. دو رهبر در یک دهه گذشته بیش از ۴۰ بار دیدار کردهاند. پوتین با حضور در رژه نظامی بیجینگ، دین سفر شی جینپینگ به مسکو در ۹ می را ادا میکند.
روسای جمهور چین و روسیه در حاشیه نشست شانگهای
لوموند در ادامه نوشت که شی و پوتین میخواهند نشان دهند که دیدار ترامپ با پوتین در آلاسکا تاثیری بر روابط چین–روسیه نداشته است. برعکس، بیجینگ حمایت دیپلوماتیک و صنعتی از مسکو را مشروع میداند، بهویژه حالا که خود ترامپ به پوتین خوشآمد گفته است.
سازمان همکاری شانگهای که در ۲۰۰۱ با شش عضو تاسیس شد، بعدها هند، پاکستان و ایران را نیز پذیرفت. امروز، چین از «حلقه وسیع دوستان» در چارچوب آن سخن میگوید. این سازمان، در کنار بریکس و ابتکار «یک کمربند – یک راه» تنها یکی از ابزارهای گسترش نفوذ جهانی بیجینگ است.
روابط چین با کشورها انعطافپذیر است. در روابط با چین برای هند وزنه تعادل، برای آفریقا و جزایر اقیانوس آرام کمک مالی و بهرسمیتشناسی، و برای ایران، کوریای شمالی و میانمار پوشش دیپلوماتیک و بقای اقتصادی هم است. برخلاف دیپلوماسی امریکا که به کاهش هزینهها و خروج از سازمانهای بینالمللی متمرکز است، چین دیدارهای منظمی با رهبران قارههای مختلف برگزار میکند.
آلفرد وو، استاد دانشگاه ملی سنگاپور، گفت: «چین میخواهد رهبری جهان را برعهده بگیرد و عقبنشینی امریکا این فرصت را برایش فراهم کرده است. این نشستها نشان میدهد که چین شبکهای از شرکا دارد که بخش بزرگی از جمعیت جهان را نمایندگی میکنند. این یک ائتلاف نیست، بلکه یک پلتفرم است. هر کشور منافع خودش را دنبال میکند و چین پختهتر از گذشته با این واقعیت کنار آمده است.»
مردان روستایی در کنر در دامنهای سبز، ردیفبهردیف قبر برای عزیزان شان حفر میکنند. خاکها روی هم تلنبار شده و چوبهای نازک بهعنوان نشانه، بالای هر گور فرو رفته است. نه تابوتی، نه آمبولانسی و نه نشانی از امداد است. اینها افرادیاند که در زلزله اخیر در این ولایت جان دادهاند.
زمینلرزه به بزرگی شش درجه کنر، ننگرهار، لغمان و حتی بخشهایی از پنجشیر را لرزاند و خانههای گلی و خشتی زیادی بهویژه در کنر فرو ریخت و تمام اعضای شماری از خانوادهها را از بین برد. این خانهها عمدتا بر سر مردمی در تاریکی شب فرود آمد که پیش از این زمینلرزه نیز در ناامنی شدید غذایی و فقر دستوپا میزدند.
بر پایه آمار وزارت صحت عامه که در آخرین سالهای جمهوریت منتشر شد، نرخ فقر در کنر، آسیبدیدهترین ولایت در زمینلرزه اخیر، ۶۱.۸ درصد بود. همین گزارش میگفت راههای ترانسپورتی در این ولایت نیمهکوهستانی «بسیار کم» است و این ضعف، دسترسی و امدادرسانی را در هر بحران طبیعی دشوارتر میکند.
دستکم زمینلرزههای یک دهه اخیر نشان داده که نبود خانههای ایمن و خدمات ابتدایی در هر ولایت افغانستان، چه در شرق و چه در غرب به راحتی، هر رویداد طبیعی را به بحرانی مرگبار و فاجعهای انسانی بدل میکند.
مردی در میان ویرانههای خانهای خشتی پس از زمینلرزه شرق افغانستان قدم میزند.
در روستای دیوهگل در کنر، نصرالله در خاکسپاری ۴۱ جسد شرکت کرد. او که مامور دولت است، شش ساعت از شهر کنر الی این روستا راه پیمود تا به نجات و خاکسپاری قربانیان کمک کند. درههای کوهستانی چون دیوهگل، جایی که خانههای گلی در شیبهای دره پراکندهاند، پر از قبرهای تازه است. کودکان در پتوهای نقشدار پیچیده میشوند و مردان با کلنگ و بیل بیوقفه زمین را میشکافند تا گورهای تازه بسازند.
نصرالله در حالیکه صدایش میلرزید، به رویترز گفت: «اولین مردی که با او روبهرو شدم، ۱۸ عضو خانوادهاش را از دست داده بود. زخمیها و کشتهشدهها بدون هیچ کمکی بر زمین افتاده بودند. در بعضی روستاها، از هر خانواده فقط دو یا سه نفر زنده مانده بودند. این نخستین بار در زندگیام بود که اینهمه جسد میدیدم.»
او افزود: «خانوادههایی کاملا از بین رفتند.»
مقامهای محلی گفتند که سه قریه در کنر کاملاً ویران شدند که براثر آن ۶۰۰ نفر جان خود را از دست دادند. کنر کانون اصلی این زلزله قدرتمند بود.
در قریه مزاردره که بیشترین ضربه از زلزله را در کنر دیده است، گلبیبی هشتادساله تنها با نواسه خردسالش نشسته بود و گریه میکرد. تمام خانوادهاش زیر خاک و خشت ماندهاند و از او جز همین طفل کسی باقی نمانده است.
در ننگرهار، زیارت گل جوان ۲۳ ساله کنار خانه کاکایش ایستاده است. دیوارهای فروریخته سه کودک را از آنها گرفته است. او و خانوادهاش شبها را در فضای باز میگذرانند، بدون سقف و در هوایی که آرام آرام رو به سردی میرود، در حالیکه زمین هنوز در مناطق زلزلهزده، از پسلرزهها میلرزد.
او به رویترز گفت که اجساد را به سرعت دفن میکنند تا مبادا از پس لرزهها در جریان حفر گور آسیب ببینند.
مردی در تلاش است ویرانههای خانهاش را پس از زمینلرزه در شرق افغانستان کنار بزند؛ جایی که زندگی روزمره در یک لحظه به خاک و چوب شکسته بدل شد.
مقامهای طالبان روز سهشنبه اعلام کردند که بیش از ۱۴۰۰ نفر کشته و ۳۱۲۴ نفر زخمی شدهاند و بیش از ۵۴۰۰ خانه فرو ریخته است.
سازمان ملل هشدار داده که قربانیان افزایش خواهند یافت. راههای ناهموار و محدود که با ریزش کوه و رانش زمین مسدود شده اند، عملیات نجات و رسیدگی را دشوار کرده است. تصاویر منتشر شده نشان میدهند که مردم و نیروهای طالبان با ابزار ابتدایی مانند بیل و کلنگ برای بیرون کردن اجساد از زیر آوار تلاش میکنند.
نبود امکانات نجات یکی از اصلی ترین دلایلی است که ممکن است آمار تلفات را بیشتر سازد. در تصاویر زیادی دیده میشود که در گردنهها و بستر رودخانههای کنر، ریزش کوه و گلولای آمبولانسهایی را که از ننگرهار و ولایتهای همجوار آمدهاند، متوقف کرده تا ماشینآلات راهسازی برسند و راه را باز کنند.
انتقال مصدومان به شفاخانههای ننگرهار و کابل خیلی کند است و به این ترتیب، هر ساعت تاخیر، شانس زندهماندن زیر آوار را حتا در همان ساعات اولیه، کمرنگ ساخته بود، چه رسد به حالا که نزدیک به سه روز از این رویداد گذشته است.
طالبان تلاش دارند که با چرخبالها زخمیها را انتقال دهند، اما انزوا و تحریم حکومت این گروه باعث شده که کشورها تمایلی به ارسال تیمهای امداد به افغانستان نشان ندهند. شمار معدودی از کشورها به ارسال اقلام امدادی محدود بسنده کرده اند.
امید، جوانی از هرات، ویدئویی از خودش در فیسبوک منتشر کرده که نشان میدهد برای رسیدن به روستاهای آسیبدیده در کنر، تیمهای امداد ناچارند کیلومترها پیاده طی مسیر کنند. او بستهای از پولهای آبی رنگ پنجصد افغانی در دست دارد و به هر زخمی هزار افغانی توزیع میکند. امید یکی از کسانی است که بیرون از ساختارهای رسمی، بهطور مستقل به کمک زلزلهزدگان رفته است.
علی عمر که پیشتر در کابل به مهاجران بازگشته از ایران کمک میکرد، اینبار راهی کوهستانهای کنر شده است. او دو ساعت با موتر و سه ساعت پیادهروی کرده تا خود را به روستاهای آسیبدیده برساند؛ جایی که هنوز هیچ تیم یا نهادی خیریه حضور نیافته است.
عمر با تعدادی از بازماندگان دیدار کرده، با آنان همدردی کرده و در حد توان یاری رسانده است. باور او این است که دوری راه و نبود مسیر موتر مانع امدادرسانی بیشتر برای مردم این روستاها شده است. اما، او امیدوار است که گروههای امدادی و خیرین نیز به زودی به این آسیب دیدگان برسند.
علی عمر و همراهانش که از کابل به کوهستانهای کنر برای امدادرسانی شتافتهاند
در روزهای گذشته، در کنار فعالیت نهادهای بینالمللی و کمکهای طالبان، موترهایی نیز دیده میشود که گروههای مردمی را بهصورت داوطلبانه به سمت مناطق آسیبدیده منتقل میکنند تا در حد توان خود به زلزلهزدگان یاری برسانند.
پس از کاهش شدید کمکهای خارجی، ظرفیت پاسخ به بلایای طبیعی در داخل کشور ضعیف شده است. تعلیق پروازهای امدادی و بستهشدن برخی کلینیکها نیز سرعت رسیدگی به زلزلهزدگان را کم کرده است.
منع کار زنان در اثر دستور طالبان، کانالهای کمک را تنگتر ساخته و بسیاری کشورها کمکهای مالی شان را صرفاً از مجاری غیرحکومتی میفرستند. حضور فزیکی کشورها تا کنون محدود به یک کشور بوده و به این ترتیب، مجموعهای از این دشواریها، رساندن کمک بهموقع را دشوار کرده است.
افغانستان کشوری است با لرزهخیزی بالا، خانههایی با مقاومت بسیار پایین، فقر مزمن، نظام صحی خسته و شبکه کمکرسانی محدود که با هر تکان زمین، لایههای معیشت و امید را هم از دست میدهد.
سازمان پزشکان بدون مرز اعلام کرد که رعایت بهداشت ابتدایی و دسترسی به آب پاک در مناطق زلزلهزده دشوار شده که به این علت، خطر گسترش بیماریهای مسری در میان آسیبدیدهگان زلزله بالا رفته است.
این سازمان روز سه شنبه در بیانیهای گفت که ویران شدن زیرساختها شرایط زندگی را برای بازماندگان بدتر کرده و نیاز آنان را امکانات و مراقبت افزایش داده است. به گفته مسئولان صحی، شفاخانهها پیش از زلزله نیز پر بودند و اکنون با سرازیر شده سیل زخمیان، کارکنان صحی با کمبود جدی امکانات رو به رو هستند.
یک دادگاه در هالند روز سه شنبه در حکمی گفت که حکومت باید ۴۲ نگهبان افغان سفارت هالند در کابل را با خانوادههای شان به این کشور انتقال دهد.
این دادگاه در شهر لاهه گفت که تخلیه نکردن این نگهبانان در جریان سقوط، عمل تبعیض آمیز بود. زیرا، حکومت هالند محافظان امنیتی اهل هنگری را از افغانستان بیرون کرد.
به گزارش خبرگزاری دچنیوز، این نگهبانان در استخدام یک شرکت خصوصی امنیتی بودند. پیش از این، حکومت استدلال کرده بود که چون آنها کارمندان مستقیم سفارت نبودند، مسئولیت حفاظت از جانشان با هالند نیست. اما دادگاه این استدلال را نپذیرفت و گفت که وضعیت این افراد، همانند کارمندانی است که از طریق شرکت واسطه به کار گرفته میشوند.
دادگاه افزود که حکومت هالند به دلیل خطرات ناشی از شغل این افراد، مسئول حفاظت از آنان است.
دادگاه یادآور شده که طالبان این افراد را به دلیل همکاری با دولتهای خارجی «دشمن» تلقی میکند و به همین دلیل امنیت آنها و خانوادههایشان زیر تهدید است. دادگاه همچنین تاکید کرد که حکومت هالند در جریان سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ نگهبانان هنگری سفارت را تخلیه کرد اما افغانها را نه؛ اقدامی که از نظر دادگاه، «تبعیضآمیز و ممنوع» است.
دادگاه همچنان نتیجه گرفت که حکومت هالند در قبال این افراد به تعهدات خود عمل نکرده و با قصور در «تکلیف مراقبت»، مرتکب رفتار غیرقانونی شده است. قاضی تاکید کرد که هرچند حکومت نمیتواند طالبان را مجبور به صدور اسناد خروج کند، اما باید همه اقدامات لازم را برای انتقال آنها به جای مصون فراهم سازد.
از زمان سقوط کابل، افغانستان دیگر میزبان سفارت هالند نیست و این نگهبانان بارها خواستار انتقال به هالند شدهاند، اما هالند همواره تقاضای آنان را رد کرده است. بخشی از اپوزیسیون حکومت هالند این تصمیم را نقض «دین اخلاقی» نسبت به افغانهایی دانسته که سالها برای امنیت سفارت کار کردهاند.
بر اساس حکم تازه، اگر این افراد همراه خانوادههایشان به هالند منتقل شوند، وارد روند رسمی دریافت پناهندگی خواهند شد.
هنوز مشخص نیست که حکومت هالند به این حکم دادگاه شهر لاهه اعتراض میکند یا خیر.