• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

طالبان سرپرست سفارت افغانستان در آلمان را برکنار کرد

عبدالحق عمری
عبدالحق عمری

خبرنگار

۲۹ حوت ۱۴۰۴، ۱۳:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

افغانستان اینترنشنال به اسناد و مدارکی دست یافته است که نشان می‌دهد طالبان عبدالباقی پوپل، سرپرست سفارت افغانستان در آلمان را برکنار کرده است. طبق این اسناد، آقای پوپل اکنون به‌طور موقت به‌عنوان کارمند محلی در سفارت فعالیت می‌کند.

ریاست‌الوزرای طالبان از پوپل خواسته بود که پیش از پایان مأموریت خود، وظایفش را واگذار کند.

بر اساس نامه وزارت خارجه طالبان، لطف‌الله خپلواک، رئیس امور کارکنان این وزارت، دو ماه پیش در نامه‌ای به سفارت افغانستان در آلمان اعلام کرده بود که مأموریت عبدالباقی پوپل از تاریخ ۱۰ جدی ۱۴۰۴ پایان یافته و از او خواسته شده است که به کابل بازگردد.

100%

افغانستان اینترنشنال به نسخه‌ای از نامه پوپل نیز دست یافته است که در آن از طالبان خواسته است تا او را به‌عنوان کارمند محلی در سفارت تعیین کنند.

این نامه به ملاحسن آخوند، رئیس‌الوزرای طالبان، ارسال شده و دفتر رئیس‌الوزرا در پاسخ تأکید کرده بود که وضعیت دیپلوماتیک پوپل تا پایان ماه حوت باید حفظ شود، اما یادداشت پایان مأموریت او نباید با کشور میزبان به اشتراک گذاشته شود.

100%

در این نامه همچنین از پوپل خواسته شده بود که پیش از پایان رسمی ماموریت، وظایف خود را به نبراس‌الحق عزیز، دیپلومات منصوب شده طالبان، واگذار کند.

علاوه بر این، برای بهره‌گیری از تجربه‌های او، پوپل با پرداخت ۲ هزار و ۵۰۰ یورو به‌عنوان کارمند محلی در سفارت استخدام شده است.
منابع دیپلوماتیک در برلین به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که وزارت خارجه آلمان به‌صورت رسمی در جریان این انتصاب قرار نگرفته است.

بر اساس اطلاعات موجود، طالبان از پوپل در امور رسمی با کشور میزبان بهره‌برداری می‌کند، اما در اسناد داخلی، او تنها به‌عنوان کارمند محلی فعالیت می‌کند.

100%

آقای پوپل چند ماه پیش به جای یما یاری به‌عنوان سرپرست سفارت تعیین شده بود. عبدالباقی پوپل پیش‌تر در برلین به‌عنوان کاردار سفارت افغانستان فعالیت کرده و اهل ولسوالی پنجوایی ولایت قندهار است.

او در حکومت پیشین افغانستان به‌عنوان معاون ارگان‌های محل فعالیت داشته است.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

جرگه محلی میان طالبان و نیروهای پاکستانی در کنر آتش‌بس برقرار کرده است

۴

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۵

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

دیدار با مجروحان؛ روایتی از اردوگاه امید

۲۹ حوت ۱۴۰۴، ۱۰:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

در پی حمله هوایی پاکستان به درمانگاه ترک اعتیاد در کابل که صدها کشته و زخمی برجای گذاشت، خبرنگار رسانه رخشانه از این مرکز بازدید کرده و گزارشی درباره قربانیان، مجروحان و بستگان آنها منتشر کرده است.

افغانستان اینترنشنال این گزارش را که حاصل مشاهدات میدانی است، بازنشر می‌کند.

رسانه رخشانه: از حمله هوایی پاکستان به مرکز ترک اعتیاد «کمپ امید» در کابل تا لحظه‌ نوشتن این چشم‌دید، دو روز می‌گذرد؛ اما عملیات نجات و جستجوی افرادی که در این مرکز تحت درمان بودند، هنوز جریان دارد.

گفته می‌شود، جنگنده‌های پاکستان سه‌شنبه شب (۲۶ حوت) حدود ساعت ۹ شب به وقت محلی بر یک مرکز ترک اعتیاد در منطقه پلچرخی کابل حمله مرگباری را انجام داده‌اند.

روایت گروه طالبان این است که در این حملات بیش از ۴۰۰ بیمار کمپ امید کشته و بیش از ۲۵۰ نفر زخمی شده‌اند.

این روایت، چشم دید من از کمپ امید و چند شفاخانه است؛ وضعیتی که توصیف آن دشوار است.

فردای روز حادثه، ساعت ۹ صبح چهارشنبه (۲۸ حوت) وقتی به کمپ امید رسیدم، دروازه کمپ به روی مراجعین بسته شده بود. سربازان طالبان دم دروازه ورودی به کسی اجازه ورود آزادانه نمی‌دادند.

جمعیت زیادی شامل ده‌ها مرد و زن برای جستجوی عزیزان‌شان تجمع کرده بودند. اما به وضوح بیشتر کسانی که آن‌جا حضور داشتند، مردان بودند.

تقریبا همه به دنبال نام و سرنوشتی از عزیزان خود می‌گشتند. کسی به دنبال پسر، کسی برادر و کسی پدر.

100%

کمپ با دیوارهای سمنتی بلند احاطه شده است. در کنار دروازه اصلی، دروازه‌ کوچکی قرار داشت که سه یا چهار پرستار فهرست اسامی بیماران کمپ را در دست داشتند و با صدای بلند آن را می‌خواندند. اگر کسی نام بیمار خود را می‌شنید، اجازه داشت داخل ساختمان شود.

در هر دو طرف دروازه کمپ امید، فهرست نام‌های زیادی به دیوار زده شده بود. نام‌ها متعلق به کسانی بود که یا زنده بودند و یا مجروح. همه در لیست دنبال بیمار خود می‌گشتند.

می‌خواستم به بهانه‌ خبرگیری از وضعیت بیماری داخل کمپ را ببینم. در واقع رفته بودم که از نزدیک ببینم چه اتفاقی رخ داده است. اما به شدت وضعیت تحت کنترول بود.

طالبان از لحظه‌ اول حمله، جریان اطلاعات را محدود کردند. به گزارش رسانه‌ها، به تعداد بسیار محدودی از رسانه‌ها اجازه اطلاع‌رسانی از نزدیک داده شده است. واقعا پرسش این است که چرا طالبان اجازه نمی‌دهند این فاجعه انسانی به درستی اطلاع‌رسانی شود؟

سرباز طالبان از من تذکره و عکس بیمار را خواست. نداشتم و برای همین، اجازه نداد وارد شوم. از دروازه کمپ دور شدم و دوباره به فهرست‌های آویزان دو طرف دروازه نزدیک شدم. از فردی که دنبال نامی در فهرست می‌گشت، پرسیدم: «کاکا این لیست‌ها مربوط کدام بیماران است؟» جواب داد، لیست نام کسانی است که از حمله جان به سلامت برده‌اند و از اینجا به «کمپ آغوش» در منطقه پلچرخی منتقل شده‌اند.»

کمپ آغوش یکی دیگر از کمپ‌های پنج هزار بستر درمان اعتیاد در منطقه پلچرخی است. طبق لیست، ۴۹۱ نفر که از حمله جان به سلامت برده‌اند به این کمپ منتقل شده‌اند.

فهرست در سمت چپ دروازه کمپ امید، مربوط به کسانی بود که مجروح و به بیمارستان‌ها منتقل شده بودند. نام حدود ۳۰۰ نفر در این لیست شامل بود. در همان زمان از یک داکتر که در دروازه ایستاده و نام‌های بیماران را می‌خواند پرسیدم: «داکتر صاحب این فهرست مربوط به چه کسانی‌اند؟»

داکتر پاسخ داد: «لیست‌های آویزان در سمت چپ مربوط به مجروحانی است که به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند. اگر اینجا بیمارتان وجود ندارد بروید و آنها را در میان زخمی‌ها و کشته‌شدگان جستجو کنید.»

در همین حین دو سرباز طالب با لباس شخصی به طرف من آمدند. از من پرسیدند: «کاکا چی کسی‌تان گم شده؟ اسمش را پیدا کردی؟ اسمش چیست؟ به آن‌ها گفتم برادرزاده‌ام است. نامی به آن‌ها دادم.»

برایم عجیب بود که چرا این قدر افراد طالبان همه را زیر نظر داشتند. چنین رویه‌هایی عمدتا معمول نیست. به دلیل مسائل امنیتی کسی نمی‌توانست تلفن همراه‌اش را از جیبش بیرون بیاورد. به سختی جرات کردم عکسی پنهانی از فهرست آویزان شده در دو طرف دروازه بگیرم.

در آن لحظه یک زن سال‌خورده به سمت من آمد و پرسید که این فهرست مربوط به چه کسانی است؟ من آنچه را که دیده بودم برایش توضیح دادم. او بی‌سواد بود و از من کمک خواست. او گفت: «برادرم در این کمپ تحت درمان بود. به اسمش نگاه کن!»

نام‌هایی که در لیست‌ها بود را یکی یکی جستجو کردم، اما پیدای‌شان نکردم. گفتم: «خواهر نام برادرت در این لیست‌ها نیست.» در آن لحظه از او پرسیدم: «برادرت را چی وقت در اینجا آورده بودی؟»

گفت: «ما او را نیاوردیم، طالبان سه ماه پیش او را از منطقه چهلستون دستگیر کردند و به اینجا آوردند. من در بیمارستان‌ها پیدا نتوانستم، شاید سوخته باشد.»

مرد جوانی در پهلوی من ایستاده بود. به او نزدیک شدم و پرسیدم: «کسی از شما هم گم شده؟» جواب داد نه: «من خودم اینجا تحت درمان بودم، اما بعد از حمله فرار کردم.» خودش هم از طالبان می‌ترسید که دوباره دستگیر نشود. نام‌اش را پرسیدم، … نام داشت. شش ماه را در این بیمارستان گذرانده بود. از او در مورد حمله پرسیدم.

او گفت: «حدود ساعت ۹ شب بود که صدای طیاره های جیت را شنیدم و در همین حال سر کمپ ما بمب انداخت، سه بلاک کمپ آتش گرفت، ما که در بلاک دیگر بودیم راه فرار را در پیش گرفتیم و بیرون آمدیم.»

او معلومات بیشتری نداد، اما چند نفر دیگر در اینجا نیز تایید کردند که تعدادی از بیماران پس از حمله فرار کرده بودند و برخی از آن‌ها توسط طالبان دوباره به مرکز دیگری بازگردانده شده‌اند.

100%

پاکستان مدعی است که یک مقر نظامی را هدف قرار داده است. ابهامات زیادی در این حمله وجود دارد. دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار تحقیق مستقل و بی‌طرفانه شده است.

با کارمند یک شرکت تولیدی در آن منطقه حرف زدم. او گفت: «سه بلاک کاملاً سوخته بود، افراد زیادی سوخته بودند، بیش از صدها کشته و زخمی وجود داشت، اما من اطلاعات دقیقی ندارم.»

در شفاخانه‌ها چه خبر بود؟

گفته می‌شد که شماری از کشته‌شدگان و مجروحان به شفاخانه‌های وزیراکبر خان و چهارصد بستر نیز منتقل شده‌اند.

با مرد دیگری که به دنبال قربانی خود بود، به سمت شفاخانه وزیر محمداکبرخان رفتیم. ممانعتی در دروازه ورودی اصلی شفاخانه وجود نداشت. مستقیم به بخش زخمی‌ها رفتیم. اما در آن‌جا تدابیر امنیتی شدید بود. چهار فهرست از نام زخمی‌ها به دیوارها نصب شده بود. نام حدود دوصد نفر.

مردی که با من بود، نام مورد نظر خود را در این فهرست‌ها پیدا نکرد. به شفاخانه چهارصد بستر رفتیم. هیچ لیستی وجود نداشت. اما به افراد اجازه داده می‌شد که بخش سردخانه محل نگهداری اجساد را ببینند.

وقتی به سردخانه رسیدم، سه آمبولانس در دروازه اصلی ایستاده بود. کارکنان سردخانه اجساد پیچیده شده در کیسه‌های پلاستیکی را به آمبولانس‌ها منتقل می‌کردند.

با اجازه مامور طالبان، وارد یک اتاق شدیم. در یک اتاق بزرگ ۹۰ جسد که تقریبا کاملا سوخته بود، در تخت‌های سه طبقه گذاشته شده بودند. اجساد قابل شناسایی بودند. بعد از این به دو اتاق دیگر رفتم اجساد بدون تابوت روی زمین گذاشته شده بودند. در یک اتاق ۱۵ جسد و در اتاق دیگر ۸ جسد. آثار سوختگی زیادی در اجساد نمایان بود.

از سردخانه بیرون شدم. از کارگرانی که هنوز اجساد را داخل آمبولانس‌ها منتقل می‌کردند، در مورد اجساد پرسیدم. یکی از کارگران جواب داد: «اینها اجسادی هستند که قابل شناسايی نبودند و بستگان‌شان پیدا نشده‌اند. حال آن‌ها را می‌بریم و دفن‌ می‌کنیم.»

اطلاعات بیشتری ندادند، اما گفتند اگر بستگان اجساد باقی مانده تا فردا پیدا نشوند، ‌آن‌ها را نیز می‌بریم و دفن می‌کنیم. از یکی از کارمندان دیگر معلومات دریافت کردم که اجساد ۵۰ نفر که قابل شناسايی نبوده‌اند، روز چهارشنبه ۲۷ حوت در یک گور دسته جمعی در تپه سرای شمالی دفن شده‌اند.

هنگام خارج شدن از شفاخانه چهارصد بستر در ایست بازرسی اول شفاخانه حدود پنج زن و شماری از مردان ایستاده بودند. آن‌ها آمده بودند که اجساد را شناسایی کنند، اما سربازان طالبان به آنها اجازه ورود نمی‌دادند. به آن‌ها گفته شده بود: «رسمیات تمام شده فردا بیایید.»

به شفاخانه ایمرجسنی رفتم، فهرستی از زخمی‌ها به دیوار نصب شده بود. بررسی کردم، حدود ۲۷ زخمی به آن‌جا آورده شده بود. به گفته مسئولان شماری از آن‌ها پس از درمان مرخص شده بودند.

به طب عدلی در منطقه‌ی سناتوریم دارالامان شهر کابل رفتم. آن‌جا تدابیر امنیتی شدیدتری وجود داشت. کسی مستقیم اجازه نداشت اجساد را ببیند. یک کارمند صحی به مردم در مورد اجساد معلومات می‌داد. «اینجا در مجموع ۱۰۸ جسد آورده شده، همه آنها تکه تکه و سوخته اند، طوری که قابل شناسایی نیستند، ما یک دست و یک پا برای هر جسد شمردیم، بنابراین می‌گویم که ۱۰۸ جسد آورده شده است.»

بر اساس معلومات و آمار دقیقی که دریافت کردم، در کمپ امید حدود ۱۸۰۰ نفر از بیماران تحت درمان بوده‌اند. طالبان گفته‌اند، حدود ۵۰۰ نفر آسیبی ندیده‌اند. ۴۹۱ نفر دیگر به کمپ آغوش منتقل شده‌اند.

اما به درستی آمار قربانیان یک‌دست و روشن نیست.

شواهد در شفاخانه گواه این است که حدود ۲۷۰ تن جان خود را از دست داده‌اند. گفته می‌شود، برخی از اجساد در محل حتا خاکستر شده‌اند. لیست مجروحان که در دروازه کمپ امید فهرست شده، نشان می‌دهد که حدود ۳۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

طالبان جریان خبررسانی دقیق را بسته اند. یا دست‌کم به رسانه‌های محدودی این دسترسی را داده‌اند. واقعا قابل درک نیست که چرا؟

واقعیت اما این است که آن‌چه در کمپ امید رخ داده، یک فاجعه تمام عیار انسانی است. برخی از اجسادی را که در شفاخانه چهارصد بستر دیدم، به گونه‌ای سوخته بودند که هیچ کس قادر به دیدن آن‌ها نبود. برخی اجساد زغال گشته بودند. به سختی می‌توانستم به آن‌ها نگاه کنم. وحشتی که قابل دیدن نبود.

جبهه آزادی: طالبان از غیرنظامیان به‌عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند

۲۹ حوت ۱۴۰۴، ۰۹:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)

جبهه آزادی افغانستان می‌گوید که طالبان از غیرنظامیان به‌عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند و این اقدام باعث افزایش تلفات افراد ملکی شده است.

این جبهه روز جمعه در پیام عیدی خود اعلام کرد که طالبان «مهمانان و هم‌پیمانان تروریستی» خود، از جمله اعضای تحریک طالبان پاکستانی را در ساختمان‌های دولتی نزدیک به مناطق پرجمعیت نگهداری می‌کند.

در این پیام آمده است که استفاده از غیرنظامیان به‌عنوان سپر انسانی سبب شده تا افراد ملکی قربانی شوند و اماکن عمومی نیز تخریب گردد.

جبهه آزادی با اشاره به حملات اخیر پاکستان به کابل و شماری از ولایت‌ها تأکید کرده است: «کشتار شهروندان ملکی و بی‌گناه در هر شرایطی توسط طرف‌های درگیر جنگ مردود و قابل تقبیح است، اما در رویدادهای اخیر، پنهان‌کاری، دروغ‌پردازی، سانسور و دسته‌بندی هدفمند اطلاعات و آمار جنگ، عامل اصلی اغتشاش اذهان عمومی و زمینه‌ساز کارزارهای جنگ روانی طالبان بوده است.»

این جبهه همچنین خواستار انجام تحقیقات مستقل درباره حمله به شفاخانه «دو هزار بستر امید» در کابل شده و از مردم خواسته است فریب تبلیغات و کارزارهای به گفته آن «دروغین» طالبان را نخورند.

در ادامه این بیانیه آمده است که با وجود تلفات غیرنظامیان در حملات پاکستان، عامل اصلی رنج و مصیبت مردم افغانستان، گروه طالبان است.

مخالفان یک روز پس از طالبان عید را تجلیل کردند

۲۹ حوت ۱۴۰۴، ۰۸:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

شماری از رهبران مخالف طالبان یک روز پس از اعلام رسمی عید توسط این گروه، عید فطر را تجلیل کردند. مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان، و محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان روز جمعه در انقره نماز عید را ادا کردند.

همچنین احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی با نشر پیامی فرا رسیدن عید را تبریک گفت.

طالبان روز پنجشنبه را روز اول عید اعلام کرد در حالی‌که عربستان سعودی و بسیاری از کشورهای اسلامی روز جمعه را به‌عنوان عید اعلام کرده است.

در گذشته، عید در افغانستان به طور سنتی عمدتاً بر اساس تقویم و اعلام عربستان سعودی تجلیل می‌شد.

نماینده کانگرس امریکا خواستار پاسخ‌گویی فوری درباره مرگ یک پناهجوی افغان شد

۲۸ حوت ۱۴۰۴، ۲۳:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)

در پی مرگ یک مرد پناهجوی افغان در بازداشت اداره مهاجرت ایالات متحده، یک عضو کانگرس این کشور خواستار پاسخ‌گویی فوری این نهاد شده است.

جولی جانسون، نماینده دموکرات، روز پنجشنبه گفت که پس از انتشار مرگ محمد نذیر پکتیاوال، سرباز پیشین افغام در شفاخانه پارکلند، از مقام‌های اداره مهاجرت توضیح خواسته است. پکتیاوال یک روز پس از بازداشت در برابر آپارتمانش در شهر ریچاردسون، در بازداشت اداره مهاجرت جان باخت.

اداره مهاجرت امریکا تاکنون علت مرگ او را اعلام نکرده و افزوده است که تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

محمد نذیر پکتیاوال، نظامی پیشین نیروهای ویژه افغان بود که با نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده همکاری داشت. او در سال ۲۰۲۱ همراه با خانواده‌اش به این کشور منتقل شد و با استفاده از مجوز موقت بشردوستانه اقامت داشت. این مجوز اقامت در ماه آگست ۲۰۲۵ منقضی شده بود.

او در ایالت تگزاس با همسر و شش فرزندش زندگی می‌کرد و در یک فروشگاه مواد غذایی کار می‌کرد.

نماینده کانگرس در نامه‌ای به رئیس اداره مهاجرت، نسبت به گزارش‌ها درباره شرایط نامناسب و کمبود خدمات صحی در مراکز این اداره ابراز نگرانی کرده و پرسش‌هایی را درباره جزئیات بازداشت و وضعیت صحی پکتیاوال مطرح کرده است.

او نوشته است: «تصمیم‌های غیرمحتاطانه این اداره و بازداشت غیرضروری، به مرگ او انجامید.»

پیشتر، مارک ویزی، نماینده دیگر کانگرس نیز خواستار تحقیقات درباره مرگ این پناهجوی افغان شده بود.

او گفته بود: «مرگ محمد نذیر پکتیاوال پرسش‌های جدی و فوری را مطرح می‌کند که نیازمند پاسخ‌های فوری است و من خواستار یک تحقیق کامل و شفاف هستم.»

او افزود: «اگر فردی که برای کمک به ایالات متحده جان خود را به خطر انداخته، در بازداشت حکومت جان بدهد، این پیام نگران‌کننده‌ای به جهان می‌فرستد که آیا امریکا در کنار همکارانش خواهد ایستاد یا نه.»

بر اساس اعلام اداره گمرگ و مهاجرت، پکتیاوال پس از بازداشت دچار تنگی نفس و درد قفسه سینه شده و به شفاخانه منتقل شد.

این رویداد در حالی رخ می‌دهد که به گفته منابع، از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، دست‌کم ۳۲ نفر در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک جان خود را از دست داده‌اند. این موضوع نگرانی‌ها درباره نحوه برخورد با مهاجران، به‌ویژه پناهجویان افغان را افزایش داده است.

مرکز خبرنگاران افغانستان: مهدی انصاری از زندان طالبان آزاد شد

۲۸ حوت ۱۴۰۴، ۲۱:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

مرکز خبرنگاران افغانستان از آزادی مهدی انصاری، خبرنگار افغان، از زندان بگرام خبر داد. انصاری که به اتهام همکاری با رسانه‌های افغانستان در خارج به یک سال و نیم زندان محکوم شده بود، مدت حبسش را سپری کرد و سرانجام شب گذشته از زندان آزاد شد.

او حوالی ساعت ۸ شب گذشته از زندان بگرام آزاد شد و به خانواده‌اش در کابل پیوست.

در بیانیه مرکز خبرنگاران آمده است که حقوق بنیادی این خبرنگار به‌طور جدی نقض شده است.

مهدی انصاری روز ۱۴ میزان، پس از بازگشت از دفتر کارش در منطقه پل خشک کابل، ناپدید شد و خانواده‌اش سه روز بعد تایید کردند که او توسط استخبارات طالبان بازداشت شده است.

وی در روز ۱۲ جدی ۱۴۰۳، از سوی دادگاه ابتدایی کابل به اتهام تبلیغ علیه اداره طالبان، به یک سال و نیم زندان محکوم شد.

مرکز خبرنگاران افغانستان اعلام کرده است که این خبرنگار بدون وکیل مدافع مستقل و به صورت ناعادلانه محکوم شده و در طول دوران زندان، ویدئوی اعتراف اجباری او توسط استخبارات منتشر شد.

بر بنیاد آمار مرکز خبرنگاران افغانستان، دست‌کم ۲۱ خبرنگار و کارمند رسانه‌ای در کشور در سال ۱۴۰۴ بازداشت شده‌اند. اکنون، با آزادی مهدی انصاری، حداقل چهار خبرنگار و کارمند رسانه‌ای دیگر همچنان در زندان به سر می‌برند.