یک شهروند از هرات: «تظاهرات جبرئیل روایت پنجساله طالبان را به چالش کشید»

«تظاهرات جبرئیل هرات به اندازهای بازتاب جهانی داشت که همه تلاشهای پنجساله حکومت طالبان و لابیگرانشان در غرب را نقش بر آب کرد.

«تظاهرات جبرئیل هرات به اندازهای بازتاب جهانی داشت که همه تلاشهای پنجساله حکومت طالبان و لابیگرانشان در غرب را نقش بر آب کرد.
سیاسیون غربی داشتند باور میکردند که گویا مردم افغانستان از طالبان راضی هستند. آنان همیشه میگفتند اگر مردم افغانستان از طالبان ناراضی هستند، پس چرا اعتراض نمیکنند؟
با دیدن ایستادگی مردم در برابر خشونت نیروهای طالبان در جبرئیل هرات، جهان بار دیگر از خواب بیدار شد و نام هرات و افغانستان سرخط خبرها شد.
در اینجا میتوانیم قدرت اصلی تظاهرات و اعتراضات مردمی را ببینیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«ما شماری از شهروندان معترض هستیم که از بیعدالتی، واسطهبازی و سوءاستفاده از صلاحیت در برخی ادارهها به ستوه آمدهایم.
فرصتهای کاری در برخی ادارهها به شکل عادلانه توزیع نمیشود. افراد وابسته به اشخاص صاحب نفوذ از امتیازهای ویژه برخوردار میشوند، اما مردم عادی برای پیدا کردن یک لقمه نان با مشکلات فراوان روبهرو هستند.
یکی از نمونههایی که ما به آن اعتراض داریم، مربوط به مقابل وزارت مخابرات است. دو تن از شهروندان سالها از طریق خدمات فوتوکاپی در آن محل امرار معاش میکردند و نفقه خانوادههای خود را تامین میکردند.
قومندان امنیتی وزارت مخابرات، با استفاده از نفوذ خود، اقارب خود را در همان محل مستقر کرده و زمینه کار را برای او فراهم ساخته است.
در نتیجه، کسانی که سالها در آنجا مصروف کار بودند، به حاشیه رانده شده و بخش بزرگی از مشتریان و درآمد خود را از دست دادهاند.
پرسش ما این است که اگر فرصتهای کاری در ادارههای دولتی محدود است، چرا حتی در بیرون از ادارهها نیز افراد ضعیف و نانآور خانوادهها باید قربانی نفوذ و واسطه شوند؟ آیا استفاده از صلاحیت دولتی برای تامین منافع بستگان قابل قبول است؟
ما از افغانستان اینترنشنال میخواهیم این موضوع را بررسی کند و صدای کسانی باشد که توان رساندن فریاد خود به مسئولان را ندارند.
خواسته ما عدالت، شفافیت و برخورد یکسان با همه شهروندان است.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«یکی از بزرگترین انتقادهایی که امروز متوجه طالبان است، این است که بهجای ساختن یک نظام ملی و فراگیر، بسیاری از شهروندان احساس میکنند که افغانستان به شبکهای از روابط، وابستگیها و حلقههای نزدیک به قدرت تبدیل شده است.
در بسیاری از موارد، معیار اصلی برای استخدام و ارتقا، نه تخصص و تجربه، بلکه نزدیکی به حلقههای قدرت و روابط شخصی است.
وقتی شایستهسالاری قربانی اندیوالی شود، اداره دیگر متعلق به ملت نیست، بلکه به ملکیت حلقههای محدود قدرت تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، کارمند متخصص، اقتصاددان، حسابدار، مدیر باتجربه و نیروی حرفهای به حاشیه رانده میشود و جای او را کسانی میگیرند که مهمترین سرمایهشان نه دانش و تجربه، بلکه ارتباط با صاحبان قدرت است.
طالبان سالها از مبارزه با فساد سخن گفت، اما امروز منتقدان از خود میپرسند تفاوت میان فساد دیروز و رابطهبازی امروز چیست؟ اگر یک کارمند تنها بهدلیل وابستگی و نزدیکی به یک حلقه خاص به مقام برسد، نتیجه برای مردم چه تفاوتی خواهد داشت؟ قربانی نهایی در هر دو حالت ملت افغانستان است.
در همین حال، فشار اقتصادی بر مردم هر روز سنگینتر میشود. از دکاندار گرفته تا راننده، از کارگر گرفته تا سرمایهگذار، همه زیر بار مالیاتها، تعرفهها و مشکلات اقتصادی قرار دارند.
مردم از خود میپرسند این همه درآمد و این همه فشار اقتصادی در نهایت چگونه به بهبود زندگی شهروندان منجر میشود؟ چرا هنوز فقر، بیکاری و ناامیدی گسترده است؟ چرا جوانان راه مهاجرت را انتخاب میکنند و خانوادهها برای تامین ابتداییترین نیازهای زندگی خود درماندهاند؟
مشکل اصلی این است که حکومتی که خود را اسلامی مینامد، بیش از هر چیز باید عدالت را به نمایش بگذارد. عدالت تنها در شعار معنا ندارد. عدالت یعنی قانون برای همه یکسان باشد، فرصت برای همه یکسان باشد و معیار انتخاب افراد تخصص و شایستگی باشد، نه وابستگی و نزدیکی به قدرت.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به مدیران متخصص، اقتصاددانان حرفهای، حسابداران باتجربه و نهادهای پاسخگو نیاز دارد. کشوری که متخصصان خود را کنار بزند و روابط را جایگزین شایستگی کند، در واقع آینده خود را قربانی میکند.
مردم افغانستان از جنگ خستهاند، از فقر خستهاند و از وعدههای تکراری نیز خسته شدهاند. آنچه مردم میخواهند نه شعار، بلکه عدالت است، نه امتیاز برای عدهای محدود، بلکه فرصت برابر برای همه، نه حکومت حلقهها، بلکه حکومت قانون.
تاریخ بارها ثابت کرده است که هیچ قدرتی با تکیه بر تبعیض، انحصار و حذف دیگران نتوانسته اعتماد پایدار مردم را به دست آورد.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«جناب دبیرکل سازمان ملل متحد، من این نامه را نه بهعنوان یک سیاستمدار، نه بهعنوان یک مقام دولتی و نه بهعنوان نماینده یک حزب یا جریان خاص مینویسم. من تنها یک جوان افغان هستم. جوانی که هر دختر افغانستان را خواهر خود میداند و درد او را درد خود میشمارد.
این نامه در حالی نوشته میشود که در روزهای اخیر، گزارشهای متعدد از شهر هرات افغانستان درباره بازداشت زنان و دختران منتشر شده است. این گزارشها از سوی سازمان ملل متحد و رسانههای بینالمللی بازتاب یافته است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، دهها زن و دختر در هرات بازداشت شدهاند. در پی این رویدادها، شماری از شهروندان برای اعتراض به این وضعیت به خیابانها آمدند.
خطاب من به سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق بشری و رسانههای جهان است:
افغانستان را فراموش نکنید.
اجازه ندهید دختران افغانستان به آماری در گزارشها تبدیل شوند.
پشت هر عدد، یک زندگی وجود دارد.
پشت هر ممنوعیت، یک رویا دفن شده است.
پشت هر بازداشت، یک خانواده نگران ایستاده است.
پشت هر دختر محروم از آموزش، آیندهای قرار دارد که از یک ملت گرفته میشود.
از شما میخواهم درباره بازداشت زنان، سرکوب اعتراضها و خشونت علیه شهروندان افغانستان سکوت نکنید.
از شما میخواهم اجازه ندهید حقیقت در میان مصلحتهای سیاسی گم شود.
ما خواهان تحقیق مستقل، شفاف و بینالمللی درباره رویدادهای هرات و تمامی موارد نقض حقوق بشری در افغانستان هستیم.»
«بیش از ۳۰ هزار کارگر در شهرک صنعتی هرات برای لقمهای نان، هر روز رنجهای فراوانی را تحمل میکنند. ما کارگران مجبوریم ساعت ۵ تا ۶ صبح کنار جاده منتظر بسهای شرکتها باشیم تا به محل کار برسیم.
کار ما با غروب آفتاب پایان مییابد و پس از آن هم یک تا یکونیم ساعت دیگر در راه برگشت به خانه سپری میشود.
با این همه زحمت، بسیاری از کارگران روزانه تنها حدود ۲۰۰ افغانی مزد میگیرند. اگر یک روز به دلیل بیماری یا مشکل خانوادگی نتوانیم سر کار برویم، چند برابر آن از معاش ما کسر میشود.
دردناکتر از همه این است که اگر فرزند یک کارگر مریض شود، او زمانی برای بردن فرزندش به داکتر ندارد. این مسئولیت بر دوش مادر خانواده میافتد؛ مادری که خودش هم با محدودیتهای فراوان برای بیرون رفتن و رسیدگی به کارهای زندگی روبهرو است.
ریاست امر به معروف هم بیشتر باعث ترس و وحشت شده است.
چند روز است پسرم مریض است. خانمم میترسد بیرون شود و من هم نمیتوانم او را به داکتر ببرم، چون به من رخصتی نمیدهند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«در کندز در ناحیههای مختلف، کسانی از شهرداری طالبان خانهبهخانه میگردند و دروازههای مردم مظلوم را لاک میکنند. گناه مردم این است که مالیات منزل خود را نپرداختهاند. اینگونه ظلم و نابرابری از سوی این گروه ادامه دارد.
اکثریت مردم مظلوم بیخانه هستند و حتی در خیمهها زندگی میکنند. بدبختی مردم به اندازهای زیاد است که بسیاری از مهاجرانی که از پاکستان و ایران برگشتهاند، خانه ندارند.
بهجای اینکه به مشکل این هموطنان بیچاره رسیدگی شود، متاسفانه میآیند و از انگشت افگار این ملت مظلوم باز هم خون میکشند.
ماهبهماه پارچههای مالیه به خانهها میآید. یک منزل عادی باید دو هزار و چند صد افغانی بدهد. آیا این عدالت است؟ در حالی که مردم ما نه کار دارند و نه نان، این ظلم است.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»