• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

یک باشنده کابل: «برای گرفتن جواز ساخت‌وساز بیشتر از یک سال سرگردان شدم»

۹ سرطان ۱۴۰۵، ۰۶:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

«من یکی از باشنده‌های شهر کابل هستم و از شهرداری کابل شکایت دارم. شهرداری کابل یک بار دستور داده بود که گرفتن امر یا جواز ساخت‌وساز در ساحات غیرپلانی آسان شده و قرار بود تا ۱۵ روز امر آبادی داده شود. اما همه‌اش دروغ محض است. فقط مردم را بازی دادند و بس.

وقتی به ناحیه‌های شهرداری کابل، شهرداری و ریاست اراضی برای گرفتن امر ساخت‌وساز می‌روی، کارهایی می‌کنند که مجبور شوی بگویی بس است، هیچ امر کار ندارم. یعنی یک نفر در مدت یک سال هم امر گرفته نمی‌تواند.

خودم بعد از گذراندن بیشتر از یک سال برای گرفتن امر آبادی مجبور شدم دیگر نروم، چون امر نمی‌دهند. با وجودی که ۳۰ هزار افغانی رشوت در ریاست اراضی داده‌ام و بیشتر از ۳۰ هزار افغانی هم برای کارمندان شهرداری، باز هم نتیجه نداد.

رشوت، فساد و ظلم در ریاست اراضی کابل، شاروالی و ناحیه‌های کابل به آخرین حد خود رسیده است. خداوند این حکومت را از ریشه خشک کند که برای مردم بسیار دردسر شده است.

مردم از بی‌خانگی به ستوه آمده‌اند. خانه کرایی اصلاً پیدا نمی‌شود و کرایه‌ها بسیار زیاد بلند شده است. نمی‌دانیم آخر چه کار کنیم.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

طالبان می‌گوید در حملات پاکستان به افغانستان ۳۶ نفر کشته شدند
۱

طالبان می‌گوید در حملات پاکستان به افغانستان ۳۶ نفر کشته شدند

۲

وزارت داخله پاکستان دستور بازداشت افغان‌های بدون ویزا را صادر کرد

۳

پزشک قزاقستانی پس از بازگشت از کابل: وضعیت افغانستان جنگی است

۴

صدای «انفجار» و برخاستن دود غلیظ در کابل

۵

پاکستان می‌گوید حملاتی جدید در سه ولایت افغانستان انجام داده است

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

«من فقط می‌خواهم زندگی کنم»

۹ سرطان ۱۴۰۵، ۰۶:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
«من فقط می‌خواهم زندگی کنم»
100%

«من دختری از افغانستان هستم؛ دختری که مثل هزاران دختر دیگر در این کشور، میان محدودیت‌ها، درد و بی‌صدایی زندگی می‌کند. سال‌هاست که دختران افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان محروم شده‌اند؛ حق آموزش، حق کار، حق آزادی و حق ساختن آینده. اما درد من فقط به همین محدودیت‌ها ختم نمی‌شود.

من مبتلا به بیماری VSD هستم؛ بیماری‌ای که هر روز وضعیت جسمی‌ام را بدتر و زندگی‌ام را سخت‌تر می‌کند. پزشکان بارها گفته‌اند که برای درمان، باید هرچه زودتر خارج از افغانستان جراحی شوم، چون امکانات لازم برای درمانم در اینجا وجود ندارد. اما هزینه این جراحی بسیار بالاست و من توان پرداخت آن را ندارم.

هم به هلال احمر و هم به بسیاری از موسسه‌های خیریه در هرات مراجعه کردم. با تمام آزمایش‌ها و مدارک پزشکی که ثابت می‌کند بیمارم، باز هم خیلی‌ها حتی بیماری مرا باور نکردند. به جای این‌که دستم را بگیرند، بارها با توهین، تحقیر و ناامیدی روبه‌رو شدم.
در هلال احمر به من گفتند به خاطر سنم نمی‌توانند کمکم کنند، چون فکر می‌کنند اگر برای درمان از کشور خارج شوم، شاید دیگر برنگردم. نمی‌دانم چرا باید به خاطر دختر بودن، به خاطر شرایطی که هیچ اختیاری در آن نداشته‌ام، حتی حق درمان و خوب شدن هم از من گرفته شود.

آیا یک دختر در افغانستان حق ندارد زنده بماند؟ آیا ما حتی برای نجات جان خود هم باید بجنگیم؟ چرا باید حق زندگی و درمان، که ساده‌ترین حق هر انسان است، برای ما به یک آرزو تبدیل شود؟

هر روز که می‌گذرد، حال جسمی‌ام بدتر می‌شود و نیازم به جراحی فوری‌تر. اما در کنار درد جسم، درد بی‌باوری و بی‌مهری مردم هم قلبم را می‌شکند. گاهی احساس می‌کنم درد واقعی فقط بیماری نیست، بلکه این است که هیچ‌کس رنجت را نبیند و صدایت را نشنود.

راستش را بگویم، حتی حالا که این متن را می‌نویسم و می‌فرستم، باز هم می‌ترسم به جای حمایت، دوباره تحقیر و توهین شوم. چون هر دری را که زدم، با ناامیدی برگشتم. اما با تمام این ناامیدی‌ها، باز هم خواستم یک بار دیگر شانس خودم را امتحان کنم و صدایم را به شما برسانم.

از شبکه‌های خبری، رسانه‌ها، نهادهای انسانی و مردم جهان خواهش می‌کنم صدای مرا بشنوند. من فقط از شما کمک مالی نمی‌خواهم؛ من از شما می‌خواهم صدای یک دختر بیمار و فراموش‌شده باشید. شاید شنیده شدن صدایم بتواند راهی برای نجات زندگی‌ام باز کند.

من فقط می‌خواهم زندگی کنم. فقط می‌خواهم فرصت درمان داشته باشم، سالم شوم و مثل هر انسان دیگری حق داشتن آینده، امید و زندگی را از دست ندهم.

اگر صدای من شنیده شود، شاید هنوز امیدی برای نجاتم باقی مانده باشد.»


«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

دختران متقاضی سفر: «طالبان فورم عدم مسئولیت جرمی ما را نمی‌دهد»

۷ سرطان ۱۴۰۵، ۰۷:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
دختران متقاضی سفر: «طالبان فورم عدم مسئولیت جرمی ما را نمی‌دهد»
100%

«دخترانی که می‌خواهند برای اقامت، بورسیه تحصیلی یا دلیل‌های دیگر از افغانستان بیرون شوند، به فورم عدم مسئولیت جرمی نیاز دارند. این فورم باید از وزارت داخله طالبان گرفته شود.

برای گرفتن این فورم، نخست باید با محرم مراجعه کنیم. از محرم اثر انگشت و امضا گرفته می‌شود تا تایید کند که ما با اجازه او سفر می‌کنیم.

پس از آن از خود ما بیومتریک گرفته می‌شود و گفته می‌شود که روز بعد فورم را از ریاست جرایم بلاک ۳۱۳ بگیریم.

اما وقتی دوباره مراجعه می‌کنیم، کارمندان طالبان از دادن فورم خودداری می‌کنند. آنان از دختران پول می‌گیرند، مراحل اداری را انجام می‌دهند، اجازه محرم و بیومتریک را می‌گیرند، اما در پایان فورم را تحویل نمی‌دهند.

ما پول می‌دهیم، وقت ما ضایع می‌شود و از یک شعبه به شعبه دیگر فرستاده می‌شویم، اما هیچ نتیجه‌ای نمی‌گیریم.

کارمندان ریاست جرایم بلاک ۳۱۳ وزارت داخله با زنان بسیار توهین‌آمیز برخورد می‌کنند. آنان زنان را تحقیر می‌کنند، با غرور با آنان حرف می‌زنند و در نهایت دست خالی به خانه می‌فرستند.

طالبان نه اجازه زندگی آرام در افغانستان را می‌دهد و نه اجازه سفر به خارج را.

من خودم بخاطر این کار طالبان از بورسیه تحصیلی محروم ماندم در حالیکه تمام مراحل را گذرانده بودم و واقعا قلبم خون گریه می کند.»


«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.
»

«در گرمای ۴۰ تا ۴۲ درجه آب شهری کاملا قطع است»

۷ سرطان ۱۴۰۵، ۰۷:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
«در گرمای ۴۰ تا ۴۲ درجه آب شهری کاملا قطع است»
100%

«در منطقه ناحیه اول شهر هرات، در اوج گرمای ۴۰ تا ۴۲ درجه، آب شهری کاملا قطع شده است.

از شدت گرما داریم تلف می‌شویم. کولرها بی‌آب مانده، هوا بسیار گرم است و هیچ جایی در شهر به اندازه این منطقه با چنین وضعیتی روبه‌رو نیست. دلیل قطع آب را هم کسی نمی‌داند.

ما کودک خردسال داریم و از شدت گرما مریض شده است. بزرگ‌ترها هم شب‌ها تا صبح از گرما بیدار می‌مانیم. زندگی در این وضعیت برای ما به جهنم تبدیل شده است.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«برق نباید ویژه افراد بانفوذ باشد»

۴ سرطان ۱۴۰۵، ۲۱:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
«برق نباید ویژه افراد بانفوذ باشد»
100%

«جای تاسف است که در این روزهای گرم، مردم عادی شب و روز خود را در تاریکی و گرما می‌گذرانند، اما در همان نزدیکی، خانه‌های مسوولان همیشه روشن است.

اگر عدالت و خدمت به مردم معنا دارد، برق باید به‌صورت مساوی و عادلانه توزیع شود، نه بر اساس مقام، نفوذ و وابستگی.

صدای مردم را بشنوید. تبعیض در خدمات عمومی قابل قبول نیست.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

کارمند شفاخانه ایمرجنسی: «زیر فشار کار طولانی، شعاع اکس و غذای بی‌کیفیت قرار داریم»

۴ سرطان ۱۴۰۵، ۲۱:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
کارمند شفاخانه ایمرجنسی: «زیر فشار کار طولانی، شعاع اکس و غذای بی‌کیفیت قرار داریم»
100%

«من یکی از کارمندان شفاخانه ایمرجنسی هستم و می‌خواهم از مشکلاتی بگویم که ما هر روز با آن روبه‌رو هستیم. این مشکلات تنها مربوط به یک نفر نیست، بلکه بخش بزرگی از پرسونل شفاخانه ایمرجنسی در کابل و شعبه‌های آن در هلمند و پنجشیر با همین وضعیت کار می‌کنند.

نخستین مشکل ما ساعت‌های کاری طولانی است. ما هر ماه مجبور هستیم ۱۹۲ ساعت کار کنیم. در حالی که در بسیاری از شفاخانه‌های معیاری، چه در افغانستان و چه در کشورهای دیگر، ساعت کاری ماهانه حدود ۱۷۵ ساعت است.

اگر ما این ۱۹۲ ساعت را تکمیل نکنیم، از معاش ما کم می‌شود. این فشار برای کارمندانی که با مریضان عاجل و وضعیت‌های دشوار سروکار دارند، بسیار سنگین است.

مشکل دیگر مربوط به کارمند عملیات‌خانه است.

در عملیات‌خانه شفاخانه ایمرجنسی هر روز دست‌کم ۱۰۰ تا ۲۰۰ اکس‌ری برای مریضان ارتوپیدی گرفته می‌شود. ما می‌دانیم که قرار گرفتن در برابر شعاع اکس برای صحت انسان بسیار خطرناک است و در درازمدت حتی می‌تواند سبب بیماری‌هایی مانند سرطان شود.

با وجود این، برای کسانی که هر روز زیر خطر این شعاع کار می‌کنند، هیچ حق‌الخطر یا امتیاز خاصی در نظر گرفته نشده است.

ما بارها این مشکل را با مسوولان در میان گذاشته‌ایم، اما تا هنوز به شکایت‌های ما توجهی نشده است. احساس ما این است که خطر کار ما دیده نمی‌شود و کسی نمی‌خواهد بداند پرسونلی که هر روز در چنین شرایطی کار می‌کنند، با چه نگرانی‌هایی زندگی می‌کنند.

مشکل دیگر ما غذا است. غذای روزانه شفاخانه تا حدی قابل قبول است، اما اگر پرسونل تا ساعت یک بجه برای نان خوردن نروند، دیگر برایشان غذا نمی‌رسد.

این در حالی است که ما نمی‌توانیم همه هم‌زمان مریضان را رها کنیم و برای نان خوردن برویم. به‌ویژه پرسونل عملیات‌خانه هیچ وقت مشخصی برای غذا خوردن ندارند. گاهی کار آن‌قدر پیوسته است که وقتی فرصت پیدا می‌کنیم، غذا تمام شده است و مجبور می‌شویم از پول شخصی خود از بیرون نان بخواهیم. اگر هم نتوانیم، گرسنه می‌مانیم.

از طرف شب وضعیت غذا بدتر است. کیفیت غذای شب آن‌قدر پایین است که بیشتر وقت‌ها پرسونل ناچار می‌شوند از بیرون شفاخانه برای خود غذا بگیرند. برای کسی که ساعت‌های طولانی کار می‌کند و با مریضان عاجل سروکار دارد، این وضعیت بسیار فرساینده است.

ما فقط می‌خواهیم صدای ما شنیده شود. درخواست ما این است که ساعت‌های کاری پرسونل بررسی شود، برای کسانی که زیر خطر شعاع اکس کار می‌کنند حق‌الخطر در نظر گرفته شود و مشکل غذای پرسونل حل شود.

ما در شرایط دشوار کار می‌کنیم، اما انتظار داریم کم‌ازکم حقوق ابتدایی ما نادیده گرفته نشود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»