• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

یک شهروند از هرات: «طالبان خانه‌های کارمندان سابق قول اردوی هرات را غصب کرده است»

۵ اسد ۱۴۰۵، ۱۸:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

«در منطقه قول اردو، ناحیه هشتم ولایت هرات، خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که بیش از بیست‌وپنج سال پیش، در زمین‌های مخروبه و رهاشده، با دستان خالی و عرق جبین خود، خانه‌های بسیار معمولی و خامه ساختند.

این خانواده‌ها در گذشته کارمندان قول اردوی هرات بودند و سال‌ها برای این وطن زحمت کشیدند، نه برای رییس‌جمهور و نه برای افراد، بلکه برای خاک و ناموس این سرزمین. آن‌ها در برابر حملات پاکستان و اجنبی‌ها دفاع کردند و از مرزهای این کشور محافظت کردند.

این افراد با معاش اندک خود، این خانه‌ها را ساختند تا سقفی داشته باشند و زندگی خود را ادامه دهند. اما امروز، گروه تروریستی طالبان، تعدادی از این خانواده‌ها را به زور از خانه‌هایشان بیرون کرده و اموال و منازل آن‌ها را تصرف کرده است.

اندکی از خانواده‌ها که هنوز در خانه‌های خود باقی مانده‌اند، با تهدید، زندان و شکنجه فرزندانشان روبه‌رو هستند تا مجبور به ترک خانه‌های خود شوند.

دستگاه ظلم طالبان، با تمام قدرت، علیه این طبقه ضعیف و بی‌پناه به کار افتاده است.

این خانواده‌ها نه دزد بودند، نه فاسد، نه خائن و نه افراد سیاسی. آن‌ها تنها کارمندانی ساده و زحمت‌کش بودند که برای بقای خود و خانواده‌هایشان، وظیفه خود را به‌درستی انجام می‌دادند.

اما طالبان که ادعای عدالت می‌کند، امروز با این طبقه ضعیف و ناتوان چنین ظلمی را روا می‌دارد. آیا این همان عدالتی است که شما از آن سخن می‌گویید؟

این افراد خائن نبودند، دزد نبودند و فاسد نبودند.

آن‌ها با دستان خالی و عرق پیشانی خود، خانه‌هایی ساختند تا زنده بمانند.

اما شما با بی‌رحمی، آن‌ها را از خانه‌هایشان بیرون کرده و فرزندانشان را به زندان انداخته‌اید.

آیا این عدالت است که خانه‌های یک کارمند ساده و زحمت‌کش را به غارت ببرید و او را به خیابان‌ها بیندازید؟

جامعه جهانی! این گروه را بشناسید. آن‌ها با نام دین و عدالت، بزرگ‌ترین ظلم‌ها را مرتکب می‌شوند.

آن‌ها به‌جای حفاظت از حقوق مردم، حقوق آنان را غصب می‌کنند. به‌جای عدالت، ظلم را ترویج می‌دهند. سکوت در برابر این جنایت‌ها، به معنای هم‌دستی با آن‌هاست. آیا جهان باز هم نظاره‌گر خواهد بود؟

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

درگیری‌های بدخشان؛ مجاهد هشدار داد مهاجمان انتحاری آماده‌اند از رژیم طالبان دفاع کنند
۱

درگیری‌های بدخشان؛ مجاهد هشدار داد مهاجمان انتحاری آماده‌اند از رژیم طالبان دفاع کنند

۲

رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان کشته شد

۳

زندگی با مردی که زود عصبانی می‌شود چه اثری بر سلامت روان و مغز زنان دارد

۴

روان فرهادی، دیپلومات با سابقه و پژوهشگر سرشناس افغانستان درگذشت

۵

جبهه مقاومت می‌گوید یک عضو طالبان را در کران‌ومنجان بدخشان کشته است

•
•
•

مطالب بیشتر

«پسر ۱۴ ساله‌ام هنگام بازگشت از کورس هدف سرقت قرار گرفت»

۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«چهارشنبه ساعت ۶:۱۰ عصر، پسر ۱۴ ساله‌ام پس از پایان کورس با بایسکل از زیرگذر به‌طرف خانه می‌آمد. زمانی که به بخش خروجی رسید، چند نوجوان حدود ۱۵ ساله او را متوقف کردند و گفتند: «بگذار بایسکلت را کمک کنیم بالا ببریم.»

پسرم یاد گرفته است که به افراد ناشناس اعتماد نکند. به همین دلیل، درخواست آن‌ها را مؤدبانه رد کرد. اما آن‌ها با بهانه‌جویی او را سرگرم کردند و در همین فرصت، جیب‌هایش را گشتند و گوشی موبایلش را سرقت کردند.

این حادثه فقط سرقت یک گوشی نبود. این اتفاق زنگ خطری برای امنیت همه فرزندان ماست.

خطابم به همه پدران و مادران این است که وقتی صبح از خانه بیرون می‌شوید، آیا خبر دارید فرزندتان از صبح تا شام کجاست و چه رفتاری دارد؟ اگر امروز فرزندی بی‌تربیت و قانون‌شکن به جامعه تحویل دهیم، فردا در برابر آسیب‌هایی که به دیگران وارد می‌کند، مسئول هستیم. تربیت فرزند فقط وظیفه مکتب و دولت نیست. مسئولیت نخست بر دوش خانواده است.

تا چه زمانی فرزندان ما که برای درس و آینده خود تلاش می‌کنند، قربانی افراد ولگرد شوند؟ امیدوارم مسئولان برای تامین امنیت مسیر رفت‌وآمد دانش‌آموزان و برخورد با عاملان چنین حوادثی، اقدام‌های جدی و موثر انجام دهند تا هیچ خانواده‌ای دوباره چنین رنجی را تجربه نکند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«شهرداری کابل در ناحیه ۱۳ دروازه خانه‌ها را پلمپ می‌کند»

۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«شهرداری کابل در ناحیه ۱۳، دروازه خانه‌ها را به‌خاطر کتابچه صفایی، بدون توجه به تاریخ دقیق پرداخت مالیه سال آن، پلمپ می‌کند.

این کار موجب سرگردانی و آزار مردم می‌شود. اگر کارمندان مذکور را متوجه تاریخ پرداخت کنند، با خشونت برخورد می‌کنند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

نامه یک‌ معلم از کاپیسا

۲ اسد ۱۴۰۵، ۰۰:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«من یک زن و معلم در یکی از مکتب‌های دخترانه ولایت کاپیسا هستم. از یک سال به این‌سو، ماهانه صد افغانی از معاش معلمان ولایت کاپیسا زیر نام کمک به مهاجران برگشته از ایران و پاکستان جمع‌آوری می‌شود.

هیچ‌کس نمی‌تواند از این دستور سر باز بزند، چون به مدیر مکتب اخطار داده می‌شود که اگر از معلمان پول جمع نکنی، خودت باید پول تمام معلمان را بپردازی.

علاوه بر این صد افغانی، گاهی دستور داده می‌شود که مثلا برای زلزله‌زدگان هرات، از هر معلم صد افغانی به‌گونه عاجل جمع کنید.

گاهی دستور می‌دهند برای زلزله‌زدگان کنر پول جمع کنید و گاهی هم زیر نام کمک به غزه و خاورمیانه پول می‌گیرند.

باور کنید، خودم خانه ندارم و ده سال است که مهاجر هستم. من چه توانی دارم که به مهاجر دیگری کمک کنم؟ با هفت هزار افغانی به نه فرزند خود نان بدهم یا به مهاجران و انصار کمک کنم؟

خدایا، این ظلم نه در دوران ظاهرشاه بود، نه در زمان حکومت‌های کمونیستی تحت حمایت شوروی، نه در زمان حکومت مجاهدین و نه در زمان تکنوکرات‌های جمهوریت تحت حمایت ناتو و امریکا.

طالبان چه ظلمی است که در حق ما روا می‌دارید؟

اگر به‌صورت علنی صدای خود را بلند کنیم، از وظیفه برطرف می‌شویم و همین هفت هزار افغانی معاش را هم از دست می‌دهیم.

خدایا زمین سخت است و آسمان دور. ما همچنان به عدالت تو باور داریم و می‌دانیم که تو هستی.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«آرزوی خدمت به مردم در دلم به عقده تبدیل شده است»

۱ اسد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«من زینب، از مزارشریف و فارغ‌التحصیل رشته قابلگی هستم. در روزهای نخست پوهنتون، درس‌ها برایم بسیار سخت بود. شب‌ها خواب نمی‌شدم و درس می‌خواندم تا خودم را به جایی برسانم.

پس از فراغت، یک سال در یکی از شفاخانه‌های مزارشریف کار کردم، اما اکنون نمی‌توانم کار کنم و به شفاخانه بروم. هر بار که یک داکتر را می‌بینم، خودم را در جای او تصور می‌کنم و می‌گویم کاش من هم می‌توانستم کار کنم و به مردم خود خدمت کنم.
نمی‌توانم به آرزوی دلم برسم. این آرزو در دلم مانند یک عقده مانده است. نمی‌دانم چه کنم و به چه کسی بگویم.

لطفا پیام مرا نشر کنید تا کسانی که نمی‌خواهند دختران‌شان کار کنند، بفهمند که ما هم دل و آرزو داریم. ما از پسران چه کم داریم؟»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«کودک نه‌ماهه‌ام پس از رد بستری‌شدن به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد»

۳۱ سرطان ۱۴۰۵، ۲۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«این نوشته را با قلبی پر از درد و نگرانی می‌نویسم. فرزند نه‌ماهه‌ام به‌شدت بیمار بود و او را به شفاخانه ملکی ولایت غزنی بردم. پس از حدود شش ساعت انتظار، وقتی نوبت ما رسید، داکتر چند پرسش کوتاه کرد و بدون معاینه کامل طفل، تنها یک قرص پاراستامول تجویز کرد.

در همان زمان دیدم افرادی که با کارمندان شفاخانه آشنا بودند یا به آنان وابستگی داشتند، با انتظار کم‌تر و رسیدگی بهتر خدمات دریافت می‌کردند، در حالی که ما ساعت‌ها منتظر ماندیم.

وضعیت فرزندم روزبه‌روز بدتر شد. پس از مراجعه به یک شفاخانه خصوصی، به ما گفته شد که او باید هرچه زودتر در شفاخانه حوزوی قلعه جوز بستری شود.

با زحمت فراوان توانستیم نوبت بگیریم. با وجود این‌که به داکتر توضیح دادم حال طفل وخیم است و داکتران دیگر نیز بستری‌شدن او را ضروری دانسته‌اند، به ما گفته شد که نیازی به بستری‌شدن نیست و تنها چند دوا تجویز شد.

پس از مصرف دواها، وضعیت فرزندم بهتر نشد و او دچار تشنج شد. اکنون پنج روز است که در بخش مراقبت‌های ویژه یکی از شفاخانه‌های خصوصی بستری است و وضعیتش همچنان نگران‌کننده است.

من این نوشته را برای انتقام یا تخریب کسی نمی‌نویسم. از مسئولان وزارت صحت عامه و ریاست صحت عامه غزنی می‌خواهم این موضوع را به‌گونه جدی بررسی کنند تا روشن شود که آیا روند رسیدگی به فرزندم مطابق اصول پزشکی بوده است یا خیر.

همچنین از مسئولان می‌خواهم به تاخیر در رسیدگی، کیفیت معاینه و برخورد یکسان با همه بیماران توجه کنند تا خانواده دیگری درد و رنجی را که ما تجربه کرده‌ایم، تحمل نکند.

از رسانه‌ها نیز می‌خواهم صدای خانواده ما و دیگر شهروندانی را که با مشکلات مشابه روبه‌رو هستند، به گوش مسئولان برسانند تا مشکلات نظام صحی ولایت غزنی بررسی و اصلاح شود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»