سربازگیری طالبان از بدخشان و ۱۰ ولایت دیگر همزمان با گسترش جبهات مخالفان
همزمان با افزایش تحرکات نظامی مخالفان، طالبان شام یکشنبه ۱۱ اسد از جذب ۵۴۷ نیروی تازه در هفت ولایت افغانستان خبر دادند. این گروه اعلام کرد روند جلبوجذب جنگجویان در ۱۱ ولایت ادامه دارد.
دفتر رسانهای رئيس ستاد ارتش طالبان اعلام کرد نیروهای تازهجذبشده برای گذراندن آموزشهای نظامی و تخصصی به فرماندهی آموزشهای مشترک رزمی «حضرت عبدالله بن مسعود» معرفی شدهاند.
طالبان جلبوجذب نیروها را عمدتا بر ولایتهای مرزی متمرکز کرده است.
سربازگیری طالبان از قندهار، بدخشان، خوست، کنر، لوگر، زابل و پکتیا، پکتیکا، نورستان، ننگرهار و نیمروز ادامه دارد.
در هفتههای اخیر مخالفان طالبان تحرکات خود را در نقاط مختلف افغانستان افزایش بخشیدهاند.
حدود دو هفته قبل یک جبهه تازهتاسیس به نام سپاهی میهن برای ساعاتی ولسوالی یفتل پایین بدخشان را از کنترول طالبان خارج کرد. سپس جبهه آزادی افغانستان در ولسوالی زیباک بدخشان وارد نبرد رو در رو با طالبان شد. جبهه مقاومت ملی افغانستان نیز ادعا کرده است که در کران و منجان به اعضای طالبان حمله کرده است.
در یک تحول دیگر، جبهه متحد افغانستان به رهبری سمیع سادات، فرمانده نیروهای ویژه ارتش پیشین افغانستان اعلام کرده است که عملیات نظامی خود را علیه طالبان آغاز کرده است. این جبهه در نخستین روزهای عملیات نظامی علیه طالبان به افراد این گروه در ولایتهای قندهار، هلمند و بادغیس حمله کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در واکنش به فعالیت گروههای مخالف گفت این گروهها از گذشته وجود داشتهاند، اما اکنون از خارج افغانستان فعالیت میکنند و طالبان اجازه گسترش فعالیت آنها را در داخل کشور نخواهد داد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران گزارش داد که دو زندانی بامداد دوشنبه، ۱۲ اسد به اتهام «جاسوسی و همکاری اطلاعاتی» با اسرائیل اعدام شدند.
این رسانه هویت افراد اعدام شده را امید بهزاد و پوریا صفوت معرفی کرده است.
خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضایییه جمهوری اسلامی ایران نوشت این دو نفر در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و امریکا، «مختصات، تصاویر و اطلاعات مراکز نظامی و امنیتی» ایران را برای «افسران موساد [سازمان استخبارات اسرائیل] و کانالهای ارتباطی وابسته» به آن ارسال کردهاند.
بر اساس این گزارش، ماموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران این دو شهروند ایران را شناسایی و بازداشت کردند. این رسانه حکومتی درباره زمان، محل و چگونگی بازداشت این دو نفر وضاحت نداده است
بربنیاد گزارشها، جمهوری اسلامی ایران از آغاز درگیری با اسرائیل و امریکا روند بازرسی، بازداشت و حکم حبس شهروندان به دلایل مرتبط با جنگ را افزایش داده است.
خبرگزاری میزان نوشت «بررسیهای فنی تلفن همراه» امید بهزاد نشان داده است که او در جریان جنگ اخیر، اطلاعات مراکز نظامی و امنیتی را برای «کانالهای وابسته به موساد» ارسال میکرده است. گزارش میافزاید این فرد در جریان بازجویی اعتراف کرده که «از طریق نرمافزارهای موقعیتیاب مانند گوگلمپ، مشخصات اماکن را روی نقشه پیدا و ارسال» کرده است.
این رسانه حکومتی افزود امید بهزاد با «مدیر یکی از کانالهای تلگرامی وابسته به اسرائیل» ارتباط مستقیم داشت. رسانه قوه قضاییه جمهور اسلامی این زندانی را «خائن» خواند و نوشت او از کارزار نظامی امریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت کرده بود.
خبرگزاری حکومتی میزان در حالی به اعتراف این زندانی اشاره کرده که بربنیاد گزارشها، بسیاری از اعترافات از زندانیان سیاسی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با فشار، شکنجه و اجبار گرفته میشود.
این رسانه درباره اتهامات وارد شده به پوریا صفوت نوشت این زندانی در جریان جنگ ۱۲ روزه، در «تصویربرداری و ارسال تصویر سامانههای پدافندی از پشتبامهای بلند» دست داشت. به گزارش میزان، برخی از مکانهایی که آقای صفوت برای «کانالهای ارتباطی اسرائیل» ارسال کرده بود، هدف بمباران قرار گرفتند.
خبرگزاری میزان بدون ارائه مدارک و شواهد نوشت پوریا صفوت در برخی موارد بهطور مستقیم با موساد در ارتباط بود و در مواردی دیگر، پیامهایی برای شبکه ایراناینترنشنال ارسال میکرد.
به گزارش میزان، دادگاه بهزاد و صفوت را با استناد به «اقرار صریح، مستندات فنی، پیامهای کشفشده و سایر شواهد موجود» به اعدام محکوم کرد و این حکم پس از تایید دیوان عالی ایران اجرا شده است.
سازمان حقوق بشر ایران در ۳۰ سرطان گزارش داد که دادگاه انقلاب شیرازمجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی را به دلیل کمکرسانی به معترضان مجروح در جریان اعتراضات ملی ایرانیان به اعدام محکوم کرده است.
همزمان با نزدیک شدن به پنجمین سالگرد بازگشت طالبان، دیدهبان حقوق بشر اعلام کرد که افغانستان با یکی از شدیدترین بحرانهای حقوق بشری و بشردوستانه جهان روبهرو است و محدودیتهای طالبان بر زنان و دختران و سرکوب منتقدان، وضعیت را وخیمتر کرده است.
دیدهبان حقوق بشر دوشنبه ۱۲ اسد در گزارشی که به مناسبت پنجمین سالگرد تسلط دوباره طالبان بر افغانستان منتشر شد، نوشت که طالبان از زمان بازگشت به قدرت، با اعمال محدودیتهای گسترده، حقوق اساسی شهروندان، بهویژه زنان و دختران، را نقض کردهاند.
این سازمان تأکید کرده است که زنان و دختران همچنان از آموزش متوسطه و دانشگاهی محروماند و در زمینه اشتغال، آزادی رفتوآمد، آزادی بیان و حضور در زندگی عمومی نیز با محدودیتهای گسترده مواجه هستند.
در گزارش آمده است که خبرنگاران، فعالان مدنی و افرادی که طالبان آنان را منتقد خود میدانند، همچنان با تهدید، بازداشت خودسرانه و شکنجه روبهرو هستند. همچنین، به گفته دیدبان حقوق بشر، صدها عضو نیروهای امنیتی حکومت پیشین در سالهای گذشته قربانی انتقامگیری و قتلهای فراقضایی شدهاند.
دیدهبان حقوق بشر وضعیت بشردوستانه افغانستان را نیز «بحرانی» توصیف کرده و نوشته است که پس از کاهش بخش بزرگی از کمکهای بینالمللی، اکنون نیمی از جمعیت افغانستان به کمکهای غذایی و درمانی نیاز دارند.
طبق گزارش بیش از ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان با سوءتغذیه حاد مواجهاند و نظام صحی کشور نیز با کمبود شدید منابع دستوپنجه نرم میکند.
در گزارش همچنین آمده است که اخراج گسترده مهاجران افغان از پاکستان و ایران، بحران انسانی را عمیقتر کرده است، زیرا بسیاری از بازگشتکنندگان فاقد سرپناه، شغل و منابع درآمدی هستند.
دیدهبان حقوق بشر افزوده است که در کنار این بحرانها، درگیریهای مسلحانه میان طالبان و پاکستان و نیز حملات شاخه خراسان داعش در سالهای اخیر، صدها قربانی غیرنظامی برجا گذاشته است.
این سازمان در ادامه با اشاره به صدور حکم بازداشت رهبران طالبان از سوی دیوان کیفری بینالمللی و ایجاد سازوکار مستقل پاسخگویی سازمان ملل برای افغانستان در سال ۲۰۲۵، این اقدامات را گامهایی مهم برای پایان دادن به مصونیت عاملان نقض حقوق بشر دانسته است.
دیدهبان حقوق بشر گفته است تنها محکوم کردن سیاست طالبان کافی نیست و از دولتها خواسته است فشار بر این گروه برای لغو همه محدودیتهای اعمالشده علیه زنان و دختران را افزایش دهند، از روندهای بینالمللی پاسخگویی حمایت کنند، بودجه برنامههای بشردوستانه افغانستان را تأمین کنند و به اخراج اجباری پناهجویان و مهاجران افغان پایان دهند.
منابع در هرات میگویند که ماموران امر به معروف طالبان در دو روز گذشته پنج زن را از داخل شفاخانه دولتی هرات و جاده لیلامی بازداشت کردهاند.
این بازداشتها در حالی رخ داده که در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی از برخورد و بازداشت زنانی منتشر شده است که مانتو میپوشند یا حجاب مورد نظر طالبان را رعایت نمیکنند.
طالبان تاکنون درباره دلیل بازداشت این زنان اظهارنظری نکرده و جزئیاتی درباره محل انتقال آنان نیز منتشر نشده است.
جاده لیلامی یکی از مراکز اصلی خرید و از مناطق پررفتوآمد زنان در مرکز شهر هرات است. پیش از این نیز گزارشهایی از بازداشت زنان در این جاده منتشر شده بود.
به گفته منابع، روز شنبه ۱۰ اسد ماموران امر به معروف سه زن را از داخل شفاخانه حوزوی هرات بازداشت کردند. آنها برای دقایقی دروازه شفاخانه را بستند و پس از بازداشت این سه زن، دروازه را دوباره باز کردند.
موج تازه بازداشت زنان در هرات از روز چهارشنبه ۷ اسد آغاز شد. طالبان در آن روز دستکم پنج زن را از جاده ۶۴ متره، منطقه پل رنگینه و شماری از مراکز خرید بازداشت کرد.
روز پنجشنبه، ۸ اسد نیز شمار نامعلومی از زنان در جاده ابریشم و جاده خواجه عبدالله انصاری بازداشت شدند.
ماموران امر به معروف طالبان روز جمعه ۹ اسد نیز دستکم چهار زن دیگر را از مراکز خرید در جاده ۶۴ متره با خود بردند.
طالبان نخستین موج گسترده بازداشت زنان در هرات را ۱۶ جوزا آغاز کرد. اداره امر به معروف یک روز پیش از آغاز این عملیات هشدار داده بود زنانی که پوشش مورد نظر طالبان را رعایت نکنند، بازداشت و زندانی خواهند شد.
بازداشت زنان در ۱۹ جوزا با اعتراض شماری از باشندگان منطقه جبرئیل هرات روبهرو شد. طالبان برای متفرق کردن معترضان تیراندازی کرد که در نتیجه آن دو نفر کشته شدند.
سه روز بعد نیز شماری از شهروندان در برابر دفتر والی طالبان در هرات تجمع کردند و شعارهای «زن، زندگی، آزادی» و «تحصیل، کار، آزادی» سر دادند..
اداره امر به معروف طالبان یک روز پیش از آغاز این عملیات هشدار داده بود زنانی که پوشش مورد نظر این گروه را رعایت نکنند، بازداشت و زندانی خواهند شد.
بازداشت زنان در ۱۹ جوزا اعتراض باشندگان منطقه جبرئیل هرات را در پی داشت. نیروهای طالبان برای متفرق کردن معترضان تیراندازی کردند که ۲ کشته برجای گذاشت.
خالد حنفی، وزیر امر به معروف طالبان، در سفر به هرات گفت افرادی بازداشت شدهاند که به گفته او «بیحجابی، ایجاد تشنج و نشر مطالب منفی» علیه اداره طالبان را ترویج میکردند. او همچنین مدعی شد موضوع حجاب در افغانستان با اهداف سیاسی تحریف و تبلیغ میشود.
شماری از زنان آزادشده به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که طالبان آزادی آنان را به حضور پدر یا شوهر و امضای تعهدنامهای مبنی بر نپوشیدن مانتو در آینده مشروط کرده است. این زنان همچنین گفتهاند که در اداره امر به معروف، خودشان و مردان خانوادههای شان با تحقیر و توهین روبهرو شدهاند.
دو روز مانده به مراسم اربعین، هزاران زائر افغان هنوز نتوانستهاند مراحل سفر به عراق را تکمیل کنند. شرکتهای زیارتی افغانستان میگویند ۱۵ هزار تاییدیه ویزای عراق را تنها کمتر از دو روز مانده به آغاز مراسم اربعین دریافت کردهاند. متقاضیان همچنین باید ویزای ایران را به دست بیاورند.
منابع میگویند تاخیر در صدور ویزای ایران باعث شده که بسیاری از متقاضیان، با وجود دریافت تاییدیه، فرصت کافی برای انجام مراحل اداری و رسیدن به کربلا در روز اربعین نداشته باشند.
اربعین امسال روز سهشنبه، ۱۳ اسد، برگزار میشود. اربعین، چهلمین روز پس از عاشورا است و شیعیان این روز را به یاد امام حسین، نواسه پیامبر اسلام، و کشتهشدگان واقعه کربلا گرامی میدارند. هر سال جمعیت بزرگی از زائران برای شرکت در این مراسم به کربلا میروند و بسیاری از آنان بخشی از مسیر را پیاده طی میکنند.
برخی رسانههای ایرانی ظهر روز شنبه، ۱۰ اسد، گزارش دادند که تا آن زمان حتی یک ویزای عراق برای زائران افغانستان صادر نشده بود.
این گزارشها نبود هماهنگی، نداشتن یک نهاد مسئول و تاخیر در تصمیم عراق را از عوامل سرگردانی متقاضیان دانستهاند.
چند ساعت بعد، مسئولان شماری از شرکتهای زیارتی افغانستان گفتند که تنها دو روز مانده به شروع مراسم، سهمیه ۱۵ هزار تاییدیه ویزای عراق را دریافت کردهاند.
به گفته منابعی که با افغانستان اینترنشنال صحبت کردند، مشکل زائرانی که از افغانستان قصد شرکت در مراسم اربعین دارد جدیتر است.
آنها باید در مدت کمتر از دو روز هم ویزای ایران بگیرند.
شماری از آنان باید از ولایتهای مرکزی افغانستان خود را برای مسیر هوایی به کابل یا بلخ برسانند و برای عبور زمینی باید خود را به هرات برسانند.
از مرز اسلامقلعه تا نجف، از مسیر ایران و مرز چذابه، حدود ۲ هزار و ۴۰۰ کیلومتر راه است.
یک منبع در مشهد به افغانستان اینترنشنال گفت در فرصت ۴۸ ساعته، شمار اندکی از متقاضیان میتوانند هم ویزای عراق و هم ویزای ایران را بگیرند و سپس مسیر طولانی تا عراق را طی کنند.
او گفت پیشبینی میکند بخش بزرگی از این زائران به این مراسم شرکت نکنند و ممکن است شماری از آنها از ویزای دست داشته برای سفر به کربلا در هفتههای پس از مراسم اربعین استفاده کنند.
مسئولان مرتبط با کاروانهای زیارتی نیز پیش از این هشدار داده بودند که دریافت ویزای عراق و سپس ویزای دوبار ورود ایران به چند روز زمان نیاز دارد.
انتقاد از نبود برنامهریزی بهموقع در افغانستان
یک منبع در افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفت زائران این کشور به این دلیل بهموقع به مراسم نمیرسند که هیچ نهاد مشخصی، از جمله اداره طالبان، امور آنان را پیگیری نمیکند.
او گفت کشورهای دیگر ماهها پیش از اربعین گفتوگو با مقامهای عراق را آغاز میکنند.
منبع گفت علاوه بر این، بازنگشتن زایران افغان از عراق و ایران صدور ویزا را دشوار ساخته است.
شرایط تعیینشده برای شرکتهای زیارتی نیز نشان میدهد که بازگشت زائران یکی از نگرانیهای اصلی ایران است. از شرکتها خواسته شده است بازگشت مسافران خود را تضمین کنند. برخی نمایندگیهای ایران برای هر زائر ضمانت مالی، سند خانه یا دکان و تایید افراد محل را خواستهاند.
در مقررات پیشین نیز گفته شده بود اگر اعضای یک کاروان پس از سفر بازنگردند، شرکت مسئول ممکن است ضمانت خود را از دست بدهد و در فهرست سیاه قنسولی قرار گیرد.
پارسال هیچ ویزای عراق برای کاروانهای افغانستان صادر نشد
در اربعین سال ۱۴۰۴، روند صدور ویزای عراق برای کاروانهایی که از داخل افغانستان سفر میکردند، آغاز نشد.
کمیته هماهنگی اربعین افغانستان در ۲۲ اسد ۱۴۰۴ گفت با وجود گفتوگو با وزارت داخله عراق، نمایندگیهای این کشور و ستاد اربعین ایران، مشکل ویزا حل نشد و سفر کاروانهای افغانستان لغو شد.
عراق دلیل مشخص و رسمی صادر نکردن ویزا برای کاروانهای افغانستان را بهصورت عمومی توضیح نداد. گزارشهای آن زمان نشان میدهد که دیر اعلامشدن شرایط ایران، شرطهای دشوار ضمانت بازگشت، کمبود وسایل حملونقل و پایان مهلت ورود به ایران، فرصت عملی سفر را از زائران گرفت.
سال گذشته نیز بحث صدور ویزا تا روزهای پایانی ادامه یافت، اما سرانجام هیچ کاروانی از داخل افغانستان نتوانست برای شرکت در مراسم اربعین حرکت کند.
قدرت در افغانستان اغلب با جنگ، کودتا و تنشهای سیاسی بهدست آمده و در بیشتر موارد نیز با همان شیوه از دست رفته است.
مرور تاریخ معاصر افغانستان نشان میدهد که انتقال مسالمتآمیز و قانونی قدرت در این کشور، بیش از آنکه یک قاعده باشد، استثنایی تاریخی بوده است. از زمان امانالله خان تاکنون، بر اساس روایتها و مستندات تاریخی، تنها یک انتقال قدرت از مسیر انتخابات و مطابق قانون اساسی انجام شده است.
از همین رو، تاریخ حاکمان افغانستان تنها داستان رسیدن به قدرت نیست؛ بلکه روایت فرجام حکومتها و سرنوشت رهبرانی است که بسیاری از آنان قدرت را نه با واگذاری داوطلبانه، بلکه با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا زندان از دست دادهاند.
شاه امانالله خان؛ پادشاهی که به دلیل اصلاحات از قدرت سقوط کرد
امانالله خان در سال ۱۹۱۹ پس از اعلام استقلال افغانستان به قدرت رسید و برنامه گستردهای برای نوسازی کشور آغاز کرد. او تلاش داشت افغانستان را از ساختار سنتی به یک دولت مدرن تبدیل کند و در زمینههایی مانند آموزش، قانونگذاری، اصلاح نظام اداری، گسترش روابط خارجی و بهبود جایگاه زنان اصلاحات گستردهای را به اجرا بگذارد.
اما این اصلاحات با مخالفت بخشی از روحانیون، سران قبایل و مخالفان سیاسی روبهرو شد. همزمان مشکلات اقتصادی و ضعف دولت نیز نارضایتیها را افزایش داد.
در سال ۱۹۲۹ با قیام حبیبالله کلکانی، حکومت امانالله خان سقوط کرد. او ابتدا از سلطنت کنارهگیری و سپس به قندهار رفت و در نهایت افغانستان را ترک کرد.
امانالله خان نزدیک به سه دهه پایانی عمر خود را در تبعید گذراند و هرگز به قدرت بازنگشت. او پادشاهی بود که استقلال افغانستان را به دست آورد اما پایان زندگی سیاسی خود را دور از وطن سپری کرد.
حبیبالله کلکانی؛ ۹ ماه حکومت و پایان با اعدام
حبیبالله کلکانی در اوایل سال ۱۹۲۹ با قیام علیه حکومت امانالله خان کابل را تصرف کرد و خود را امیر افغانستان اعلام کرد.
حکومت او از همان آغاز با چالشهای جدی روبهرو بود. بسیاری از فرماندهان نظامی، چهرههای سیاسی و بزرگان کشور از او حمایت نمیکردند و در بخشهای مختلف افغانستان درگیریها ادامه داشت.
چند ماه بعد، محمد نادر خان با نیروهایش کابل را بازپس گرفت و دولت کلکانی سقوط کرد. کلکانی دستگیر شد و در همان سال اعدام شد.
دوره دولت او تنها حدود ۹ ماه دوام آورد و یکی از کوتاهترین دورههای زمامداری در تاریخ معاصر افغانستان به شمار میرود.
محمد نادر شاه؛ پادشاهی که در اوج قدرت ترور شد
محمد نادر شاه پس از شکست حبیبالله کلکانی و تصرف کابل، در سال ۱۹۲۹ به سلطنت رسید. او تلاش کرد پس از سالها ناآرامی، حکومت مرکزی را دوباره سازماندهی کند و ثبات را به کشور بازگرداند.
در دوران حکومت او، روند بازسازی ساختار دولت و تقویت نظام سلطنتی آغاز شد اما مخالفتهای سیاسی همچنان ادامه داشت. حکومت نادر شاه تنها چهار سال دوام کرد.
او در سال ۱۹۳۳ هنگام شرکت در مراسمی در لیسه استقلال کابل، توسط یکی از دانشآموزان این لیسه به نام عبدالخالق، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. نادر شاه نیز مانند شماری از حاکمان افغانستان، حکومت خود را نه با کنارهگیری بلکه با ترور از دست داد.
محمد ظاهر شاه؛ طولانیترین دوران سلطنت و سالهای تبعید
محمد ظاهر شاه پس از کشته شدن پدرش، محمد نادر شاه در سال ۱۹۳۳ به سلطنت رسید. او نزدیک به چهار دهه بر افغانستان حکومت کرد و طولانیترین دوره زمامداری را در میان حاکمان معاصر این کشور رقم زد.
دوران حکومت ظاهر شاه با ثبات نسبی، گسترش روابط خارجی، اجرای برخی برنامههای توسعه و اصلاحات سیاسی همراه بود. در سالهای پایانی سلطنت او، نظام مشروطه و قانون اساسی جدید زمینه فعالیت احزاب، مطبوعات و انتخابات را تا حدی فراهم کرد.
سلطنت او نیز با کودتا پایان یافت. در سال ۱۹۷۳ زمانی که او برای درمان در ایتالیا به سر میبرد، محمد داوود خان، پسر کاکایش با یک کودتای بدون خونریزی نظام سلطنتی را برچید و جمهوری را اعلام کرد.
ظاهر شاه پس از این کودتا دیگر به سلطنت بازنگشت. او نزدیک به سه دهه در شهر رم ایتالیا زندگی کرد و پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۲ به افغانستان آمد اما دیگر نقشی در قدرت اجرایی کشور نداشت.
محمد داوود خان؛ نخستین رئیسجمهور و پایان حکومت با انقلاب ثور
محمد داوود خان در سال ۱۹۷۳ با کودتایی بدون خونریزی علیه حکومت محمد ظاهر شاه، نظام سلطنتی را پایان داد و جمهوری افغانستان را اعلام کرد. او به عنوان نخستین رئیسجمهور افغانستان، رهبری نظام جدید را بر عهده گرفت.
داوود خان در دوران حکومت خود بر تقویت دولت مرکزی، توسعه اقتصادی و اجرای سیاست خارجی مستقل تاکید داشت. در سالهای پایانی حکومتش، اختلافات سیاسی، مشکلات اقتصادی و افزایش تنش با حزب دموکراتیک خلق، شرایط را برای او دشوار کرد.
در هفتم ثور ۱۳۵۷ حکومت داوود خان در جریان انقلاب ثور سقوط کرد. او همراه با شماری از اعضای خانوادهاش در ارگ ریاستجمهوری کشته شد. نخستین رئیسجمهور افغانستان نیز نتوانست قدرت را بهصورت مسالمتآمیز واگذار کند.
نورمحمد ترهکی؛ نخستین رهبر حکومت کمونیستی که به دست نزدیکترین همکارش کنار رفت
نورمحمد ترهکی پس از انقلاب ثور در سال ۱۹۷۸ به قدرت رسید و به عنوان نخستین رئیس حکومت کمونیستی افغانستان رهبری کشور را بر عهده گرفت. او از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود و با اجرای اصلاحات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تلاش کرد ساختار حکومت را تغییر دهد.
اما سیاستهای حکومت او با مخالفت گسترده در بخشهای مختلف کشور روبهرو شد و شورشهای مسلحانه علیه نظام گسترش یافت. همزمان اختلافات درون حزب دموکراتیک خلق نیز شدت گرفت.
در سال ۱۹۷۹ حفیظالله امین، نخستوزیر و از نزدیکترین همکاران ترهکی، او را از قدرت برکنار کرد. نورمحمد ترهکی اندکی بعد کشته شد و حکومت او پایان یافت.
سرنوشت او نشان داد که رقابت بر سر قدرت در افغانستان، حتی رهبران یک حکومت را نیز از درگیری و حذف سیاسی مصون نگذاشته است.
حفیظالله امین؛ سه ماه حکومت و پایان با مداخله شوروی
حفیظالله امین پس از برکناری نورمحمد ترهکی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید و رهبری حکومت را در دست گرفت. حکومت او با گسترش شورشهای مسلحانه، اختلافات داخلی و بحران سیاسی روبهرو بود.
دوران زمامداری امین تنها حدود سه ماه ادامه یافت. در دسامبر ۱۹۷۹، همزمان با ورود نیروهای اتحاد شوروی به افغانستان، کاخ تاج بیگ هدف عملیات نیروهای ویژه شوروی قرار گرفت. در جریان این عملیات، حفیظالله امین کشته شد و حکومت او پایان یافت.
ببرک کارمل؛ رهبری که با حمایت شوروی به قدرت رسید
ببرک کارمل پس از مداخله نظامی اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید. حکومت او با حمایت شوروی شکل گرفت و ادامه یافت. ادامه جنگ، مشکلات اقتصادی و مقاومت مجاهدین، حکومت او را با چالشهای جدی روبهرو کرد.
با تصمیم شوروی برای خروج از افغانستان، موقعیت سیاسی کارمل نیز تضعیف شد. او در سال ۱۹۸۶ از قدرت کنار رفت، به تبعید رفت و سالهای پایانی عمر خود را خارج از افغانستان سپری کرد.
نجیبالله؛ از ریاستجمهوری تا پناهندگی در دفتر سازمان ملل
نجیبالله در سال ۱۹۸۶ به قدرت رسید و سیاست «آشتی ملی» را برای پایان دادن به جنگ و حل سیاسی بحران افغانستان اعلام کرد. با وجود خروج نیروهای شوروی، حکومت او چند سال دیگر دوام آورد اما در سال ۱۹۹۲ با پیشروی مجاهدین سقوط کرد و نجیبالله از قدرت کنارهگیری کرد.
او به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد و چهار سال در آنجا ماند. در سال ۱۹۹۶، پس از ورود طالبان به کابل، از دفتر سازمان ملل خارج شد، دستگیر و کشته شد.
صبغتالله مجددی؛ دو ماه ریاست دولت موقت
صبغتالله مجددی پس از سقوط حکومت نجیبالله در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ به عنوان رئیس دولت موقت اسلامی افغانستان قدرت را در دست گرفت.
دوره زمامداری او تنها حدود دو ماه ادامه داشت. در این مدت اختلاف میان گروههای مجاهدین و آغاز درگیریهای داخلی مانع تشکیل یک حکومت باثبات شد. پس از پایان دوره انتقالی، قدرت به برهانالدین ربانی واگذار شد.
برهانالدین ربانی؛ رئیسجمهوری که سالها بعد ترور شد
برهانالدین ربانی پس از مجددی به ریاستجمهوری رسید و در سالهای جنگ داخلی رهبری افغانستان را بر عهده داشت.
با تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، او پایتخت را ترک کرد اما همچنان به عنوان رئیس یکی از جریانهای سیاسی افغانستان فعالیت داشت. ربانی در سال ۲۰۱۱ زمانی که ریاست شورای عالی صلح را بر عهده داشت در یک حمله انتحاری کشته شد.
ملا محمد عمر؛ از قدرت تا سالهای زندگی مخفی
ملا محمد عمر پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، رهبری این گروه را بر عهده گرفت.
حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ با حمله امریکا و متحدانش سقوط کرد و ملا محمد عمر از انظار عمومی ناپدید شد. او هرگز بار دیگر به قدرت بازنگشت.
حامد کرزی؛ تنها انتقال مسالمتآمیز قدرت
حامد کرزی پس از سال ۲۰۰۱ رهبری نظام جدید افغانستان را بر عهده گرفت. او در تاریخ معاصر افغانستان جایگاه ویژهای دارد زیرا نه با کودتا از قدرت کنار رفت نه کشته شد و نه مجبور به تبعید شد.
کرزی در سال ۲۰۱۴ قدرت را به اشرف غنی واگذار کرد. او پس از پایان ریاستجمهوری نیز در کابل ماند و همچنان در عرصه سیاسی افغانستان فعال است.
اشرف غنی؛ آخرین رئیسجمهور نظام جمهوری و تبعید
اشرف غنی در سال ۲۰۱۴ به ریاستجمهوری رسید. برای نخستینبار در تاریخ افغانستان، قدرت از یک رئیسجمهور به رئیسجمهور دیگر از طریق انتخابات منتقل شد.
حکومت او با مشکلات امنیتی، اختلافات سیاسی و فشارهای اقتصادی روبهرو بود. در سال ۲۰۲۱، همزمان با پیشروی سریع طالبان، کابل سقوط کرد و غنی افغانستان را ترک کرد. او از آن زمان تاکنون در خارج از افغانستان زندگی میکند.
هبتالله آخندزاده
هبتالله آخندزاده پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، رهبری این گروه را بر عهده دارد.
تاریخ حاکمان افغانستان این پرسش را مطرح میکند که سرنوشت هر حاکم چگونه رقم خواهد خورد. در کشوری که تجربه انتقال منظم قدرت را کمتر داشته، پیشبینی پایان هر حکومت آسان نیست.
اینکه حکومت کنونی چگونه به پایان خواهد رسید، پرسشی است که پاسخ آن را آینده خواهد داد.
از امانالله خان تا امروز، تاریخ سیاسی افغانستان نشان میدهد که سرنوشت بسیاری از حاکمان این کشور با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا فروپاشی حکومت گره خورده است. انتقال مسالمتآمیز قدرت، در مقایسه با دیگر شیوههای تغییر حکومت، در تاریخ معاصر افغانستان استثنایی کمسابقه بوده است.
مرور این تجربه تاریخی نشان میدهد که در افغانستان، چالش اصلی تنها رسیدن به قدرت نبوده، بلکه ایجاد سازوکاری پایدار برای انتقال قانونی و مسالمتآمیز آن نیز همواره یکی از دشوارترین مسائل سیاست این کشور بوده است.