نیمهشب یکی از شبهای زمستان ۱۴۰۴، بلقیس، مادر سه فرزند، چهارمین زایمانش را در ولسوالی قرقین جوزجان تجربه میکند؛ منطقهای در شمال افغانستان و نزدیک مرز ترکمنستان که برای چندین روستای آن تنها یک قابله بهصورت داوطلبانه خدمات صحی ارائه میکند.
در این روستاها پزشک متخصص زنان و زایمان وجود ندارد، آمبولانس در دسترس نیست و نزدیکترین مرکز صحی مجهز برای بسیاری از خانوادهها ساعتها با محل زندگیشان فاصله دارد.
راه قرقین جوزجان
راههای دشوار، خرابی خیابانها و نبود آمبولانس باعث میشود خانوادهها در موارد اضطراری، زنان باردار را با موترهای شخصی یا کرایی به شفاخانه منتقل کنند؛ سفری که برای مادری با خونریزی شدید یا ولادت دشوار، میتواند مرگبار باشد.
در چنین شرایطی، زنان در بسیاری از روستاها برای زایمانهای عادی به دایههای محلی مراجعه میکنند؛ زنانی که تجربه زایمان را بهصورت سنتی از نسلهای پیشین یاد گرفتهاند.
بلقیس نیز هنگام ولادت از کمک یک دایه محلی استفاده کرد؛ زنی که پیش از این در زایمان دو فرزند دیگرش نیز به او کمک کرده بود.
بلقیس و دو فرزندش در دوره حاملهگی
اما آن شب، وضعیت بلقیس از حالت عادی خارج شد. او با خونریزی شدید روبهرو شد و نوزادش جان باخت.
بلقیس نیز پس از زایمان تا مرز مرگ پیش رفت و با گذشت ماهها هنوز از نظر جسمی و روحی به وضعیت عادی بازنگشته است.
مرگ این نوزاد، نمونهای از خطرهایی است که زنان و کودکان در مناطق دوردست افغانستان با آن روبهرو هستند؛ جایی که فاصله با شفاخانه، نبود آمبولانس، کمبود قابله و محدودیت دسترسی به دارو و تجهیزات، میتواند نتیجه یک زایمان را تغییر دهد.
در روستاهای دوردست چند دقیقه میتواند مرگ و زندگی مادر و کودک را تعیین کند
در همین منطقه، یک قابله به نام شاهدختران (نام مستعار) به زنان خدمات صحی ارائه میکند.
فاصله زیاد میان روستاها، کمبود قابله و نبود آمبولانس رسیدگی او به بیماران در مناطق دورافتاده را دشوار کرده است.
شاهدختران به افغانستان اینترنشنال گفت دایههای محلی در زایمانهای عادی تجربه دارند، اما در صورت بروز عوارض، امکانات و توانایی آنان برای مدیریت وضعیت کافی نیست.
این نگرانی را دکتر مارک وندرهوف، متخصص صحی که سالها در برنامههای تقویت نظام صحی افغانستان کار کرده است، نیز مطرح میکند.
دکتر مارک وندرهوف به افغانستان اینترنشنال گفت دایههای سنتی ممکن است در زایمانهای عادی تجربه داشته باشند، اما در برابر خونریزی شدید، فشار خون بالا و عوارض پیچیده، آموزش و امکانات لازم دارند و در صورت شدت گرفتن وضعیت، باید خون و اتاق عملیات نیز در دسترس باشد.
به گفته او، در چنین مواردی حضور قابله و داکتر، دسترسی به دارو و خون و در صورت نیاز امکان جراحی، برای نجات مادر ضروری است.
در منطقهای که بلقیس زندگی میکند، مرکز صحی دینار برای حدود ۱۶ هزار خانواده خدمات ارائه میکند؛ اما باشندگان روستاهای اطراف برای رسیدن به این مرکز باید دهها کیلومتر راه ناهموار را طی کنند.
برای یک بیماری عادی، این فاصله شاید قابل تحمل باشد؛ اما برای یک زن در حال خونریزی یا نوزادی که به مراقبت فوری نیاز دارد، چند ساعت تأخیر میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند، بلقیس در همان شب زمستانی با چنین وضعیتی روبهرو شد.
دارویی که نبودش میتواند خونریزی را مرگبار کند
یکی از نگرانیهای عمده قابلههای مناطق دوردست، دسترسی به داروهای ضروری برای جلوگیری و مدیریت خونریزی پس از زایمان است.
در افغانستان، در سالهای گذشته برنامههایی برای توزیع میزوپروستول در میان زنانی که در خانه زایمان میکردند، اجرا شده بود. این دارو برای پیشگیری از خونریزی پس از زایمان استفاده میشود.
دکتر وندرهوف میگوید سازمانهای زیادی در دو دهه فعالیت خود در افغانستان در بخش تقویت نظام صحی، آموزش پزشکان، نرسها و قابلهها و اجرای برنامههای مرتبط با کاهش مرگومیر مادران فعالیت کرده است.
او میگوید میزوپروستول و اوکسیتوسین هر دو برای انقباض رحم و کاهش خونریزی پس از زایمان استفاده میشوند.
دکتر وندرهوف به افغانستان اینترنشنال گفت: «اوکسیتوسین معمولاً پس از زایمان برای جلوگیری از خونریزی استفاده میشود، اما این دارو باید در شرایط مناسب نگهداری شود. دمای مناسب برای نگهداری آن حدود دو تا هشت درجه سانتیگراد است. در افغانستان، وقتی دما به ۴۰ یا ۴۵ درجه میرسد و یخچال مناسب وجود ندارد، دارو ممکن است تاثیرش را از دست دهد».
به گفته او، در برخی مراکز صحی در گذشته اوکسیتوسین در شرایط مناسب نگهداری نمیشد و همین موضوع میتوانست اثربخشی آن را کاهش دهد. در مقابل، میزوپروستول به دلیل شکل قرصی و شرایط نگهداری آسانتر، در برنامههای صحی برای زایمانهای خارج از شفاخانه نیز استفاده شده است.
وندرفهوف هشدار میدهد که نبود داروی مناسب در زمان خونریزی شدید میتواند وضعیت مادر را به سرعت وخیم کند. این داکتر هالندی اکنون عدم همکاری طالبان با نهادهای صحی و کمتر شدن کمکهای مالی را تهدید دیگری میخواند که دسترسی از داروهای ضروری برای مادران را کمتر کرده است
مرگومیر کودکان کاهش یافته، اما هزاران کودک همچنان جان میبازند
در دو دهه گذشته، افغانستان در کاهش مرگومیر کودکان پیشرفت کرده است، دادههای یونیسف و گروه بینسازمانی سازمان ملل نشان میدهد که میزان مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۳۱.۷ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۲۰۰۰ به ۸۸ مورد در سال ۲۰۱۰ کاهش یافت.
این رقم در سال ۲۰۲۰ به ۶۰.۷ مورد رسید و پس از آن نیز روند کاهش ادامه یافت. میزان مرگومیر کودکان زیر پنج سال در سال ۲۰۲۱ حدود ۵۸.۷ مورد در هر هزار تولد زنده بود و در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵۳ مورد رسید.
اما کاهش این شاخص به معنای پایان بحران نیست.
برآوردها نشان میدهد که تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۷ هزار و ۷۶۸ کودک زیر پنج سال در افغانستان جان باختهاند.
در همین سال، میزان مرگومیر نوزادان حدود ۳۳ مورد در هر هزار تولد زنده و مرگ کودکان در نخستین سال زندگی حدود ۴۸ مورد در هر هزار تولد زنده برآورد شده است.
مرگومیر کودکان زیر پنج سال از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴. در هر هزار مورد. منبع: یونیسف.
این ارقام نشان میدهد که افغانستان اگرچه نسبت به دو دهه گذشته پیشرفت داشته، اما هنوز شمار زیادی از کودکان پیش از رسیدن به پنجسالگی جان میبازند.
کاهش مرگومیر کودکان در افغانستان در شرایطی اتفاق افتاد که طی دو دهه گذشته شمار مراکز صحی و نیروی صحی آموزشدیده افزایش یافت، شمار قابلهها از ۴۶۷ نفر در سال ۲۰۰۲ به شش هزار و ۳۷۶ نفر در سال ۲۰۲۰ رسید.
این قابلهها و دیگر کارکنان صحی زن در بسیاری از موارد، نخستین حلقه ارتباط زنان باردار با نظام صحی بودند؛ بهویژه در مناطقی که دسترسی به پزشک متخصص دشوار است.
اما اکنون نگرانی درباره آینده این نیرو افزایش یافته است.
آقای وندرهوف ادامه میدهد بخش بزرگی از نیروهای صحی زن که در دو دهه گذشته آموزش دیدهاند، در سالهای آینده به سن بازنشستگی میرسند و اگر زنان جدید آموزش نبینند، جایگزین کردن آنان دشوار خواهد بود.
او هشدار میدهد که پیامد این وضعیت ممکن است امروز بهطور کامل دیده نشود، اما در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده میتواند به کمبود جدی نیروی صحی زن منجر شود و این مسئله تهدیدی است برای نسل آینده افغانستان.
به گفته او، در چنین وضعیتی زنان بیشتری ممکن است دوباره به دایههای سنتی مراجعه کنند؛ در حالی که این دایهها برای مدیریت عوارض پیچیده، آموزش و تجهیزات لازم را ندارند.
پزشکان زن در کابل از فشار کار تا فشار امر به معروف
مشکلات نظام صحی تنها به روستاهای دوردست محدود نمانده و در کابل نیز پزشکان و قابلههای زن در بخشهای زایمان با فشار کاری و محدودیتهای طالبانی روبهرو هستند.
رابعه علیزی، قابلهای است در یکی از شفاخانههای تخصصی زنان در کابل کار میکند، به افغانستان اینترنشنال گفت پزشکان زن علاوه بر فشار کاری، با محدودیتها و بهانهگیریهای طالبان نیز روبهرو هستند.
به گفته رابعه: «در شفاخانه ما تنها با مشکلات صحی بیماران روبرو نیستیم؛ تمام زنان تیم صحی تحت فشار قرار دارند».
«طالبان گاهی برای یک موضوع کوچک مانند حجاب بهانه میگیرند و گاهی هم موضوعات مانند محرم را مطرح میکنند. این فشارها باعث میشود کادر درمان با نگرانی کار کنند و آرامش لازم برای انجام وظیفه را نداشته باشند».
این قابله زن میگوید ارائه خدمات صحی تنها ساختن ساختمانها و بقیه مسایل رابطه ندارند؛ شرایط کاری کادر درمان خصوصا زنان نیز بخشی از همین زنجیره است، اگر فشار به این صورت ادامه پیدا کند، ممکن است خیلیها به فکر ترک شغل باشند.
بر اساس آماری که صندوق جمعیت سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ منتشر کرده، افغانستان برای ارائه خدمات مناسب به زنان به حدود ۱۸ هزار قابله دیگر نیاز دارد.
نسلی که میتوانست قابله شود
نگرانی درباره آینده نیروی صحی زن در حالی مطرح میشود که شمار زیادی از دختران دیگر امکان ادامه آموزش در رشتههای صحی را ندارند.
ماهره اقبال، دانشجوی سابق قابلهگی، یکی از این دخترانی است که در سمستر دوم با ممنوعیت طالبان روبرو شده است.
او میگوید قابلهگی را انتخاب کرده بود تا پس از فراغت به زنان و کودکان خدمات صحی ارائه کند.
ماهره اقبال به افغانستان اینترنشنال میگوید که من قابلهگی را انتخاب کرده بودم چون میخواستم در آینده به زنانی کمک کنم که هنگام زایمان به خدمات صحی نیاز دارند.
«فکر میکردم روزی بتوانم در یک شفاخانه یا مرکز صحی کار کنم و جان مادران و کودکان را نجات بدهم چرا که خواهر بزرگ من هنگام زایمان جان خود را از دست داده است.»
«وقتی به ما گفته شد که دیگر نمیتوانیم آموزشمان را ادامه بدهیم، احساس کردم بخشی از آیندهام از من گرفته شد. ما درس خوانده بودیم، امتحان داده بودیم و برای این حرفه برنامه داشتیم؛ اما ناگهان همهچیز متوقف شد و رویای ما را از ما گرفتند.»
مدل جانز هاپکینز؛ ادامه محدودیتها چه پیامدی دارد؟
مطالعه جانز هاپکینز پیامدهای ادامه ممنوعیت آموزش قابلهگی و پرستاری زنان را تا ۲۰۳۵ مدلسازی کرده است. در بدترین سناریو، دسترسی زنان به خدمات زایمان به حدود یکسوم سطح کنونی میرسد. مرگومیر کودکان زیر پنج سال ۱۶ درصد و مرگ نوزادان ۱۷ درصد افزایش مییابد. مرگ مادران تا ۴۱ درصد بالا میرود. تا سال ۲۰۳۵ حدود ۱۶۵۲۲ مرگ اضافی کودکان، بیش از ۱۰ هزار مرگ نوزاد و ۴۵۰۹ مرگ مادر پیشبینی شده است. این ارقام بر اساس فرضهای مدل هستند و پیشبینی قطعی نیستند. اگر ممنوعیت ادامه یابد، دستاوردهای دو دهه گذشته در سلامت مادر و کودک تهدید میشود.
کاهش مرگومیر کودکان؛ آیا این روند ادامه پیدا میکند؟
مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۳۱.۷ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۲۰۰۰ به حدود ۵۳ مورد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
این کاهش نشان میدهد که نظام صحی افغانستان طی دو دهه گذشته در این بخش پیشرفتهایی داشته است.
اما در کنار این پیشرفت، واقعیت دیگری نیز وجود دارد: در سال ۲۰۲۴ دهها هزار کودک زیر پنج سال جان باختهاند.
از سوی دیگر، بسیاری از عواملی که در کاهش مرگومیر نقش داشتهاند، اکنون با فشار روبهرو هستند؛ از آموزش نیروی صحی گرفته تا دسترسی به دارو، تجهیزات و خدمات صحی در مناطق دوردست.
در چنین شرایطی، پرسش تنها این نیست که امروز چند کودک جان میبازند؛ پرسش این است که آیا افغانستان میتواند روند کاهش مرگومیر کودکان را در سالهای آینده نیز حفظ کند یا خیر؟
امید به زندگی؛ شاخصی که همه واقعیت را نشان نمیدهد
دادههای بانک جهانی نشان میدهد امید به زندگی در افغانستان از حدود ۵۵ سال در سال ۲۰۰۰ به حدود ۶۶ سال در سالهای اخیر رسیده است.
کاهش مرگهای ناشی از درگیریهای مسلحانه پس از سال ۲۰۲۱ یکی از عواملی است که در توضیح این روند اهمیت دارد.
اما کاهش مرگهای ناشی از جنگ به معنای از بین رفتن سایر خطرهای صحی نیست.
کودکی که به دلیل نبود دارو، تأخیر در انتقال، نبود نیروی متخصص یا دشواری دسترسی به شفاخانه جان میبازد، در آمار تلفات جنگی ثبت نمیشود؛ اما برای خانواده او، نتیجه یکسان است.
دکتر وندرهوف میگوید ادامه مشکلات در نظام صحی میتواند در آینده بر سلامت مادران و کودکان و در نهایت بر شاخصهای جمعیتی نیز اثر بگذارد.
او میافزاید که مشکل زنجیرهای از خدمات صحی است که اگر یک حلقه آن از بین برود، حلقههای دیگر نیز تحت فشار قرار میگیرند.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و نیروی صحی زن جایگزین نشود، افغانستان در سالهای آینده با کمبود جدی مواجه خواهد شد و این وضعیت میتواند بهصورت فاجعهوار شاخصهای امید به زندگی را پایین بیارود. اگر در پنج سال گذشته این شاخص بالا رفته است، دلیل آن است که در افغانستان درگیریها کمتر شده است.
بلقیس؛ یک نمونه از آنچه در آمار دیده نمیشود
بلقیس هنوز با پیامد آن شب زمستانی زندگی میکند.
نوزادی که قرار بود چهارمین فرزندش باشد، جان باخت و خودش نیز پس از زایمان با خونریزی شدید تا مرز مرگ پیش رفت.
او هنوز از نظر جسمی و روحی بهبود کامل نیافته است. با این حال، شوهرش میخواهد دوباره صاحب فرزند شوند و قابله به او توصیه کرده است برای بارداری دوباره عجله نکند.
قصه بلقیس یک مورد جداافتاده نیست؛ بلکه تصویری از مشکلاتی است که زنان و کودکان در مناطق دوردست افغانستان با آن روبهرو هستند: فاصله زیاد تا شفاخانه، نبود آمبولانس، کمبود قابله، دسترسی محدود به دارو و تجهیزات و تأخیر در رسیدن به مراقبتهای تخصصی.
در دو دهه گذشته، میزان مرگومیر کودکان کاهش یافته است؛ اما حفظ این دستاورد به ادامه دسترسی مادران و کودکان به خدمات صحی، آموزش نیروی تازه و حضور کارکنان صحی آموزشدیده وابسته است.
اکنون پرسش این است که آیا افغانستان میتواند روند کاهش مرگومیر کودکان را حفظ کند، یا محدودیت آموزش نیروی صحی زن، دشواری دسترسی به خدمات درمانی و کمبود امکانات، این روند را در سالهای آینده متوقف خواهد کرد؟
روزنامه اکسپرس تریبون پاکستان در گزارشی نوشته است که روابط اسلامآباد و طالبان به مرحلهای رسیده که بازگرداندن آن به مسیر عادی بهطور فزاینده دشوار به نظر میرسد.
یک مقام ارشد پاکستان که در موضوع افغانستان دخیل است، به اکسپرس تریبون گفت که روابط طالبان و پاکستان احتمالاً بیش از پیش متشنج خواهد شد. او گفت: «فکر میکنم به نقطهای بازگشتناپذیر رسیدهایم.»
این گزارش به قلم کامران یوسف، روزنامهنگار، افزود که با وجود تلاشهای اخیر ترکیه و قطر برای کاهش تنش میان اسلامآباد و کابل، مقامهای پاکستانی باور دارند که روابط دو طرف وارد مرحلهای شده که احتمال تشدید بیشتر تنشها در آن وجود دارد.
این مقام پاکستانی که نامش فاش نشده، به اکسپرس تریبون گفته است: «ما طالبان را به خوبی میشناسیم. آنها قرار نیست روش خود را تغییر دهند.» او افزوده است که اقدامات طالبان برای رسیدگی به نگرانیهای امنیتی پاکستان «کافی نیست و بیشتر جنبه ظاهری دارد.»
در این گزارش آمده که رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در ۲۵ و ۲۶ سنبله در چارچوب تلاشهای منطقهای برای کاهش تنش میان اسلامآباد و کابل به کابل و اسلامآباد سفر کرد؛ اما این تلاش دیپولماتیک در پی تشدید تنشها میان دو طرف با موانع جدی روبهرو شد.
به نوشته این روزنامه، یک روز پس از دیدار مقامهای ترکیه و قطر در کابل، در ۲۷ سنبله حمله مرگباری به پولیس کوهات رخ داد و یکی از مهاجمان انتحاری، شهروند افغانستان شناسایی شد. مقامهای پاکستانی این حمله را نشانهای از ادامه فعالیت گروههای تروریستی در خاک افغانستان دانستند و پاکستان پس از آن حملاتی را در داخل افغانستان انجام داد.
اکسپرس تریبون نوشته است طالبان نیز در واکنش، پهپادهایی را به سمت پاکستان فرستاد که به گفته مقامهای پاکستانی پیش از وارد کردن خسارت قابلتوجه منهدم شدند. پس از آن، پاکستان حملات تازهای را علیه تأسیسات نگهداری و محلهای پرتاب پهپادها در حدود ۱۰ نقطه در افغانستان انجام داد؛ یکی از این اهداف در قندهار بود.
این روزنامه همچنین گزارش داده است که هیئت ترکیه انتظار داشت با هبتالله آخندزاده در قندهار دیدار کند، اما او یکی از اعضای دفترش را برای ملاقات با هیئت فرستاد؛ اقدامی که به گفته یک منبع، مورد استقبال طرف ترکیهای قرار نگرفت.
تنشها تنها به حملات نظامی محدود نمانده است. وزارت خارجه پاکستان دو روز پیش نیز با احضار کاردار طالبان در اسلامآباد، یادداشت اعتراضی رسمی به این گروه تسلیم کرد.
پاکستان در این یادداشت، طالبان را مسئول حملات فرامرزی و ناامنیهای اخیر دانسته و خواستار اقدام فوری این گروه شده است. افغانستان اینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که این اقدام نشانه دیگری از افزایش شکاف سیاسی و امنیتی میان دو طرف است.
اکسپرس تریبون نوشته است که برخی مقامهای پاکستانی معتقدند افزایش اختلاف میان اسلامآباد و طالبان میتواند برداشت گروههای مخالف طالبان را تغییر دهد. به گفته این مقام، برای سالها برخی مخالفان طالبان تصور میکردند که پاکستان همچنان به نوعی از این گروه حمایت میکند، اما تنشهای اخیر ممکن است این برداشت را دگرگون سازد.
این مقام پاکستانی هشدار داده است که در صورت ادامه روند کنونی و افزایش فشار گروههای مخالف بر طالبان، تضعیف اقتدار این گروه در بخشهایی از افغانستان «نباید باعث شگفتی باشد.»
در همین حال، تنشهای نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان نیز افزایش یافته است. منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که نیروهای طالبان و پاکستان از شام شنبه در مناطق مرزی ولایتهای پکتیا و ننگرهار و همچنین ولسوالی کرم پاکستان درگیر شدهاند. به گفته منابع، این درگیریها تا بامداد یکشنبه ادامه داشته و دو طرف مواضع یکدیگر را با سلاحهای سنگین هدف قرار دادهاند.
حکومت بریتانیا قصد دارد برنامه تازهای برای پذیرش پناهجویان راهاندازی کند که در آن زنان و دختران افغان، پناهجویان فلسطینی و افراد دارای معلولیت در اولویت قرار خواهند گرفت.
روزنامه گاردین روز یکشنبه گزارش داد که شبانه محمود، وزیر داخله بریتانیا، قرار است روز دوشنبه در کنفرانس حزب کارگر از راهاندازی این برنامه خبر دهد. این طرح در دو سال گذشته عملاً متوقف بود.
براساس برنامه جدید، پناهجویانی که از این مسیر وارد بریتانیا شوند، نسبت به کسانی که از مسیرهای غیرقانونی، از جمله با قایقهای کوچک، وارد این کشور میشوند، راه کوتاهتری برای دریافت اقامت دایم خواهند داشت.
گاردین نوشته است که حکومت بریتانیا انتظار دارد که حدود یکچهارم افراد پذیرفتهشده در آغاز این برنامه، زنان و دختران افغان و پناهجویان فلسطینی باشند. شمار پذیرش در مرحله نخست محدود خواهد بود و هر سال برای آن سقف تعیین میشود.
منابع در وزارت داخله بریتانیا به گاردین گفتند که برنامه مذکور احتمالاً با پذیرش چند صد نفر آغاز خواهد شد و اگر ورود غیرقانونی مهاجران کاهش یابد، شمار افراد پذیرفتهشده میتواند در سالهای بعد به چند هزار نفر برسد.
پناهجویان واجد شرایط از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان و پروژه بینالمللی کمک به پناهجویان شناسایی خواهند شد و پیش از ورود به بریتانیا، بررسیهای امنیتی و سوابق جرمی را پشت سر خواهند گذاشت.
حکومت بریتانیا میگوید که زنان و دختران آسیبپذیر، افراد دارای معلولیت و کسانی که به حمایت فوری نیاز دارند در اولویت خواهند بود. اعضای یک خانواده میتوانند در قالب این برنامه با هم منتقل شوند، اما این تسهیلات شامل خیشاوندان نزدیک نخواهد شد.
شبانه محمود قرار است این برنامه را بخشی از تلاش حکومت جدید برای ایجاد توازن میان کنترول مهاجرت و حمایت از آسیبپذیرترین پناهجویان معرفی کند.
واکنشها و انتقادها
کارشناسان مهاجرت و نهادهای حامی پناهجویان از ایجاد مسیر جدید قانونی استقبال کردهاند، اما میگویند شمار افراد پذیرفتهشده آنقدر کم خواهد بود که تأثیر چشمگیری بر عبور پناهجویان از کانال مانش نخواهد داشت.
مادلین سامپشن، از دانشگاه آکسفورد، گفت که این برنامه بیشتر بر یک اصل انسانی استوار است؛ اینکه بریتانیا باید سهم خود را در حمایت از آسیبپذیرترین پناهجویان ادا کند.
او در عین حال گفته است دلیلی وجود ندارد که تصور شود چنین برنامهای بتواند بهتنهایی ورود غیرقانونی پناهجویان را به شکل محسوسی کاهش دهد.
جان فیتنبی، تحلیلگر ارشد شورای پناهندگان بریتانیا، نیز از ایجاد مسیرهای امن و قانونی استقبال کرده، اما گفته است چنین برنامههایی تنها زمانی میتوانند فعالیت قاچاقچیان انسان را تضعیف کنند که در مقیاس گسترده اجرا شوند.
این برنامه احتمالاً با انتقاد احزاب راستگرا، از جمله حزب اصلاح بریتانیا، نیز روبهرو خواهد شد. یکی از محورهای احتمالی انتقاد، هزینههای رفاهی و بررسیهای امنیتی پناهجویان خواهد بود.
فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، از برنامه تازه بریتانیا استقبال کرده است.
او گفته است پس از چهار سال دادخواهی، کارزار و نامهنگاری، درخواستها برای حمایت از زنان افغان در معرض خطر سرانجام با پاسخ روبهرو شده است.
خانم کوفی ابراز امیدواری کرده است که وزارت داخله بریتانیا سازوکاری طراحی کند که زنان در معرض خطر، بهویژه زنانی که در برابر محدودیتها و سرکوب طالبان ایستادگی کردهاند، بتوانند از این برنامه استفاده کنند.
جبهه آزادی افغانستان اعلام کرد که نیروهایش در درگیری با طالبان در ولسوالیهای کامدیش نورستان و ناری کنر ۳۷ طالب را کشته و ۲۴ عضو این گروه را زخمی کردهاند.
این جبهه گزارش طالبان درباره بازداشت و تلفات مخالفان را «جعلی» دانست و مدعی شد که این گروه بهاجبار از گردشگران در نورستان به عنوان افراد بازداشت شده ویدیوی اعترافات ضبط و منتشر کرده است.
جبهه آزادی افغانستان یکشنبه، پنجم میزان در خبرنامهای نوشت نیروهایش از بامداد روز شنبه حملات بر سنگرهای طالبان در ولسوالیهای کامدیش نورستان و ناری کنر را آغاز کرده و همچنان به درگیری ادامه داده است. این جبهه افزود که نیروهایش تاکنون چندین روستا در این دو ولسوالی را از «تصرف طالبان آزاد» کردهاند.
در خبرنامه این جبهه آمده است که نیروهایش با راهاندازی ضد حمله هماهنگ و سازماندهیشده، چندین پاسگاه را از وجود گروه طالبان پاکسازی کرده و مقدار «زیادی اسلحه سبک و سنگین» را به دست آوردهاند.
جبهه آزادی مدعی شد که طالبان پس از تحمل «تلفات سنگین» از این مناطق عقب رانده شدند. خبرنامه همچنین میافزاید که طالبان برای «توجیه شکست خود در میدان نبرد» و منحرف کردن افکار عمومی از مسافران و گردشگران داخلی در این مناطق به عنوان اعضای این جبهه ویدیویی اعترافات منتشر کرده است.
وزارت دفاع طالبان پیشتر درگیری در این دو ولسوالی را تایید کرد. این وزارت در بیانیهای نوشت که ۲۸ نفر از نیروهای مخالف خود را در ولسوالی کامدیش نورستان کشته و ۳۲ نفر را بازداشت کرده است. کاربران وابسته به طالبان ویدیوهایی از اعترافات شماری افراد را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و آنها را نیروهای مخالف خود معرفی کردند. روشن نیست که این اظهارات تحت چه شرایطی گرفته شدهاند.
جبهه آزادی نوشت که اجساد و زخمیهای نیروهای طالبان به شفاخانههای کنر و نورستان منتقل شدهاند.
خبرنامه میافزاید: «کماندوهای جبهه آزادی در روستاها و اراضی آزادشده ولسوالیهای کامدیش و ناری، استحکامات و سنگرهای خود را حفظ کرده و از برخی پاسگاههای آسیبپذیر نیز بهگونه موقت عقبنشینی کردهاند.»
جبهه آزادی نوشت کماندوهایش در حوزه مشرقی عمدتا جوانان بومیاند که شناخت دقیق از مناطق عملیاتی دارند و بر وضعیت در جغرافیای جنگ «اشراف و تسلط» دارند. این جبهه سیاسی-نظامی مخالف طالبان تاکید کرد که نیروهایش خود را متعهد به مبارزه در راه آزادی کشور، «حمایت از کرامت انسانی، ارزشهای مردم افغانستان و رعایت قوانین بینالمللی جنگ» میدانند.
جبهه آزادی مدعی شد که «تبلیغات» طالبان درباره درگیریهای کامدیش و ناری، «سراسیمهگی و ناتوانی» این گروه را نشان میدهد. این جبهه با اشاره انتشار ویدیوی اعترافات توسط طالبان تاکید کرد که این اقدام «ناآگاهی و بیاحترامی» این گروه به ارزشهای انسانی و عدم رعایت اصول و قوانین بشر دوستانه بینالمللی را به نمایش گذاشته است.
بر اساس اسنادی که به افغانستان اینترنشنال رسیده، وزارت خارجه طالبان قرارداد کاری عبدالباقی پوپل، سرپرست سفارت افغانستان در برلین را برای سومینبار بهعنوان کارمند محلی تمدید کرده است.
مدارک رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهند که وزارت خارجه مصطفی نوری، کارمند محلی دیگر را به عنوان مسئول قنسولی این سفارت تعیین کرده است.
وزارت خارجه طالبان در نامهای که به نبراسالحق عزیز، سکرتر اول این سفارت فرستاده، تمدید این قراردادها را تأیید کرده است.
بر اساس اسناد بهدستآمده، نبراسالحق عزیز، سکرتر اول طالبان در سفارت افغانستان در برلین، در نامه رسمی به ریاست امور کارکنان نوشته است که عبدالباقی پوپل برای سومینبار خواستار تمدید قرارداد کاری خود بهعنوان کارمند محلی شده بود.
لطفالله خودواک، رئیس امور کارکنان وزارت خارجه طالبان در پاسخ به این درخواست، طی نامهای موافقت کرده و از سفارت خواسته است اسناد قرارداد او را برای انجام مراحل اداری به این اداره ارسال کند.
در این اسناد، جزئیات مربوط به وظایف و معاش سایر کارمندان محلی سفارت در برلین نیز، آمده است.
بر اساس این سند، طالبان سید مصطفی نوری، یکی از کارمندان محلی را بهعنوان مسئول بخش بررسی اسناد مراجعان امور قنسولی و ارائه اطلاعات با حقوق ماهانه ۲۷۶۰ یورو تعیین کرده است.
منابع در سفارت افغانستان تحت کنترول طالبان در برلین به افغانستان اینترنشنال گفتند سیدمصطفی نوری پیشینه کار در وزارت خارجه را ندارد، اما طالبان به او مسئولیت پیشبرد تمامی امور قنسولی را سپرده است.
منابع همچنین پیامی از یک گروه واتساپ را با افغانستان اینترنشنال شریک کردند که در آن نمایندگان طالبان از تمامی کارکنان سفارت خواستهاند با او همکاری کنند.
با این حال، نبراسالحق عزیز در کنار ارسال قراردادها و شناسنامههای کارمندان محلی، در نامه رسمی خود به وزارت خارجه طالبان نوشته است، احتمال دارد روند صدور پاسپورت به زودی آغاز شود و از این رو به کارمندان محلی جدید نیز نیاز جدی است.
او افزوده است که سفارت افغانستان در برلین از پیش نیز با کمبود کارمند مواجه بوده و تأیید سریع قراردادها به تسریع روند توزیع پاسپورتها کمک خواهد کرد.
ترنشنال به اسنادی دست یافت که نشان میداد طالبان عبدالباقی پوپل، سرپرست سفارت افغانستان در آلمان را از سمتش برکنار و او را بهطور موقت بهعنوان کارمند محلی سفارت تعیین کرده است.
بر اساس آن سند، ریاستالوزرای طالبان از آقای پوپل خواسته بود پیش از پایان مأموریت خود امور مربوط به تحویلدهی مسئولیت را انجام دهد.
منابع دیپلوماتیک در برلین در آن زمان گفته بودند که وزارت خارجه آلمان بهطور رسمی در مورد این انتصاب اطلاع دریافت نکرده است.
عبدالباقی پول در عقرب ۱۴۰۳، پس از کنار رفتن یما یاری، سفیر سابق افغانستان در آلمان سرپرستی این سفارت برعهده گرفت. آقای پوپل پیش از آن مستشار سفارت افغانستان در برلین بود.
امرالله صالح، معاون نخست ریاستجمهوری پیشین افغانستان، در واکنش به سخنان اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، گفت اسلامآباد فکر میکند که در افغانستان «همهچیز دیگر مطلوب و بینقص» است و تنها مشکل حضور طالبان پاکستانی در این کشور است.
آقای صالح پرسیده است: «جایگاه مردم افغانستان در سیاست خارجی پاکستان کجاست؟» او گفته اسلامآباد در رابطه با طالبان، تنها بر نگرانیهای امنیتی خود تمرکز دارد.
امرالله صالح روز یکشنبه پنجم میزان در صفحه اکس خود، سخنان اسحاق دار در نیویارک را مورد انتقاد قرار داده و گفته است اسلامآباد از طالبان تنها میخواهد نگرانیهای امنیتی پاکستان را حل کنند، اما وضعیت و رنج میلیونها افغان در سیاست خارجی این کشور نادیده گرفته شده است.
اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه پاکستان، روز ۲۶ سپتامبر در بیستوهفتمین نشست غیررسمی شورای وزیران سازمان همکاری اقتصادی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویارک گفت که «تنها انتظار پاکستان از رژیم طالبان» رسیدگی به نگرانیهای امنیتی اسلامآباد است.
وزیر خارجه پاکستان از طالبان خواست در برابر تحریک طالبان پاکستان، ارتش آزادیبخش بلوچستان و گروههای وابسته به آنان «اقدامات مشخص و قابل راستیآزمایی» انجام دهند؛ گروههایی که به گفته او حاکمیت پاکستان و جان شهروندان این کشور را تهدید میکنند.
صالح گفته است که این موضع، از زبان یکی از دیپلوماتهای ارشد و باتجربه پاکستان، نشان میدهد که اسلامآباد مشکلات دیگر افغانستان را نادیده میگیرد و تنها حضور تحریک طالبان پاکستان در این کشور را یک مشکل میداند.
او نوشته است که در این رویکرد، رنج دهها میلیون افغان و پیامدهای حکومت طالبان نادیده گرفته شده است.
معاون نخست ریاستجمهوری پیشین افغانستان همچنین گفت اسلامآباد نقش ارتش پاکستان در تحولات افغانستان و بهویژه در بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱ را نادیده میگیرد.
صالح گفته است اگر طالبان در قبال تحریک طالبان پاکستان اقدام مورد انتظار اسلامآباد را انجام دهند، پاکستان ممکن است بار دیگر با طالبان وارد روابط نزدیک و شراکت راهبردی شود.
او خطاب به نیروهای مخالف طالبان و جریانهایی که پاکستان را یک متحد بالقوه میدانند، پرسیده است که در صورت شکلگیری چنین توافقی میان اسلامآباد و طالبان، «چه چیزی برای مردم افغانستان» باقی میماند.
صالح همچنین از سیاستهای امریکا و بریتانیا در افغانستان انتقاد کرده و گفته است که غرب در گذشته با تمرکز بر القاعده و مبارزه با تروریسم، مسیر مبارزه مردم افغانستان را تحت تأثیر قرار داده و پس از رسیدن به اهداف خود، طالبان بار دیگر به طرف تعامل آنان تبدیل شدهاند.
وزارت خارجه پاکستان در رابطه به سخنان اسحاق دار گفته است که اسلامآباد برای «تعامل سازنده» با طالبان تلاش کرده، اما از این گروه میخواهد نگرانیهای امنیتی پاکستان را برطرف کند و در برابر گروههایی که اسلامآباد آنان را تهدید امنیتی میداند، اقدامات قابل راستیآزمایی انجام دهد.
روابط طالبان و پاکستان در سالهای اخیر، بهویژه بر سر فعالیت تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی) از خاک افغانستان، پرتنش شده است.
اسلامآباد بارها از طالبان خواسته است علیه این گروه اقدام کند و مدعی شده که اعضای این گروه از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان استفاده میکنند. طالبان این اتهام را رد کرده و گفتهاند اجازه نمیدهند از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده شود.
تنشها میان دو طرف در ماههای اخیر به درگیریهای مرزی و حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان نیز کشیده شده است. پاکستان میگوید این حملات در واکنش به تهدیدهای امنیتی انجام شده، در حالی که طالبان آن را نقض حاکمیت افغانستان دانستهاند.