انتخابات اسرائیل؛ آزمونی سرنوشتساز برای نتانیاهو و ائتلاف راستگرا
اسرائیل روز سهشنبه، پنجم عقرب، انتخابات سراسری پارلمانی برگزار میکند؛ انتخاباتی که میتواند سرنوشت سیاسی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، و آینده ائتلاف راستگرا و مذهبی او را تعیین کند.
این انتخابات نخستین رأیگیری سراسری پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگهای بعدی در غزه، لبنان و ایران است و به آزمونی برای رهبری نتانیاهو و عملکرد امنیتی دولت او تبدیل شده است.
با این حال، نتیجه انتخابات تنها به این بستگی ندارد که کدام حزب بیشترین رأی را کسب میکند. اسرائیل نظامی پارلمانی و چندحزبی دارد و احزاب برای تشکیل دولت باید ائتلاف کنند. بنابراین، پیروزی یک حزب لزوماً به معنای در اختیار گرفتن قدرت نیست.
اسرائیل؛ دو اردوگاه سیاسی، نه دو حزب
برخلاف ایالات متحده، سیاست اسرائیل در چارچوب نظامی چندحزبی جریان دارد. رقابت اصلی معمولاً میان اردوگاه حامی بنیامین نتانیاهو و مخالفان او شکل میگیرد؛ دو اردوگاهی که هرکدام از احزاب مختلف راستگرا، میانهرو و مذهبی تشکیل شدهاند.
مخالفان نتانیاهو، از جمله گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، یائیر لاپید و آویگدور لیبرمن، با وجود مخالفت با رهبری او، در همه مسائل اتفاق نظر ندارند. بسیاری از آنان نیز درباره ایران و مسائل امنیتی مواضعی نزدیک به دولت دارند و میان احزاب اصلی درباره تشکیل کشور مستقل فلسطینی اجماع روشنی وجود ندارد.
از این رو، رقابت انتخاباتی تنها بر سر برنامههای سیاسی نیست؛ بلکه بر سر رهبری کشور و توانایی تشکیل یک ائتلاف باثبات نیز جریان دارد.
انتخابات چگونه نخستوزیر را تعیین میکند؟
پارلمان اسرائیل، کنست، ۱۲۰ کرسی دارد. رأیدهندگان به فهرست احزاب رأی میدهند و هر فهرست برای ورود به پارلمان باید دستکم ۳.۲۵ درصد آرای معتبر را کسب کند.
برای تشکیل دولت، حمایت دستکم ۶۱ نماینده لازم است. به همین دلیل، احزاب کوچک نیز میتوانند نقش تعیینکنندهای داشته باشند. ممکن است یک اردوگاه کرسیهای بیشتری به دست آورد، اما اگر نتواند حمایت اکثریت نمایندگان را جلب کند، از تشکیل دولت بازبماند.
اسرائیل در سالهای گذشته بارها با بنبست سیاسی و انتخابات زودهنگام روبهرو شده است. اختلاف بر سر بودجه، مسائل مذهبی، سیاستهای امنیتی و تقسیم قدرت از جمله عوامل تنش میان احزاب ائتلافی بودهاند.
نتانیاهو؛ انتخابات برای ماندن یا رفتن
بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب لیکود، طولانیترین دوره نخستوزیری در تاریخ اسرائیل را داشته است. با این حال، حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگهای پس از آن، موقعیت سیاسی او را با چالش روبهرو کرده است.
در حمله هفتم اکتبر حدود هزار و ۲۰۰ نفر در اسرائیل کشته و ۲۵۱ نفر گروگان گرفته شدند. این حمله پرسشهای جدی درباره عملکرد ارتش و دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل مطرح کرد و مسئولیت سیاسی دولت نتانیاهو به یکی از محورهای انتقاد مخالفان تبدیل شد.
نتانیاهو بر دستاوردهای نظامی اسرائیل علیه حماس، حزبالله و ایران تأکید میکند. منتقدان او، در مقابل، میگویند دولتش نتوانست از حمله هفتم اکتبر جلوگیری کند و درباره پذیرش مسئولیت سیاسی این ناکامی پاسخگو نبوده است.
گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و یائیر لاپید از چهرههای مطرح مخالفان نتانیاهو هستند. با این حال، اختلافهای سیاسی میان مخالفان میتواند تشکیل ائتلافی مشترک را دشوار کند.
جنگ با ایران؛ موضوعی مهم، اما نه عامل اصلی اختلاف احزاب
ایران یکی از محورهای مهم سیاست امنیتی اسرائیل است. نتانیاهو برنامه هستهای، توان موشکی و نفوذ منطقهای تهران را از تهدیدهای اصلی اسرائیل میداند.
با این حال، مخالفت با نتانیاهو لزوماً به معنای مخالفت با سیاست سختگیرانه در برابر ایران نیست. بسیاری از رقیبان او نیز با دستیابی ایران به سلاح هستهای مخالفاند و ایران را یک تهدید امنیتی میدانند.
تفاوتها بیشتر به شیوه مقابله با تهران، هماهنگی با امریکا و مدیریت بحرانهای منطقهای مربوط میشود. بنابراین، تغییر نخستوزیر بهتنهایی تضمین نمیکند که سیاست اسرائیل در قبال ایران دگرگون شود.
فلسطین؛ آیا تغییر دولت سیاست اسرائیل را تغییر میدهد؟
جنگ غزه پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و به ویرانی گسترده این منطقه انجامید. بر اساس آمار وزارت بهداشت غزه، تا اکتبر ۲۰۲۶ بیش از ۷۴ هزار فلسطینی کشته شدهاند.
در سیاست داخلی اسرائیل، اختلافها بیشتر بر سر نحوه ادامه جنگ، آینده اداره غزه و مسائل امنیتی متمرکز است. در کرانه باختری نیز شهرکسازی و گسترش کنترول اسرائیل بر سرزمینهای فلسطینی از موضوعات اصلی مناقشه به شمار میرود.
احزاب راستگرا و حامی شهرکسازی نفوذ قابل توجهی در سیاست اسرائیل دارند و با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالفت میکنند. در نتیجه، کنار رفتن نتانیاهو بهتنهایی تضمینی برای تغییر اساسی سیاست اسرائیل در قبال فلسطینیها نیست؛ هرچند ممکن است بر تصمیمهای دولت آینده تأثیر بگذارد. شهروندان عرب اسرائیل؛ نقش محدود در تشکیل دولت
شهروندان عرب حدود یکپنجم جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند و احزاب نماینده آنان در انتخابات پارلمانی شرکت میکنند.
با این حال، این احزاب برای مشارکت در ائتلافهای دولتی با موانع سیاسی روبهرو هستند.
احزاب عربی در موضوعاتی مانند حقوق شهروندی، تبعیض، وضعیت فلسطینیها و خدمات عمومی دیدگاههای متفاوتی دارند. برخی جداگانه در انتخابات شرکت میکنند و برخی دیگر در چارچوب ائتلافهای انتخاباتی با هم همکاری میکنند.
در سال ۲۰۲۱، حزب عربی «رَعَم» به رهبری منصور عباس به ائتلافی پیوست که نفتالی بنت و سپس یائیر لاپید را به نخستوزیری رساند.
این تجربه نشان داد که یک حزب عربی میتواند در تشکیل دولت نقش داشته باشد؛ هرچند دولت ائتلافی تنها حدود ۱۸ ماه دوام آورد.
در انتخابات کنونی نیز احزاب عربی ممکن است در تعیین ترکیب پارلمان نقش داشته باشند، اما پیوستن آنها به ائتلاف دولتی همچنان با مخالفت بخشی از احزاب یهودی روبهرو است.
از این رو، حتی اگر احزاب عربی در پارلمان کرسیهای تعیینکننده به دست آورند، تبدیل این نفوذ به مشارکت در دولت آسان نخواهد بود. در نتیجه، رقابتهای انتخاباتی اسرائیل تنها بر سر کسب قدرت نیست؛ بلکه نشان میدهد که احزاب نماینده اقلیت عرب، با وجود حضور در پارلمان، برای مشارکت در تشکیل دولت با محدودیتهای سیاسی روبهرو هستند.
معافیت نظامی حریدیها؛ اختلافی تعیینکننده
حریدیها (یهودیان فوقارتدوکس) یکی از گروههای مذهبی در اسرائیل هستند که زندگی خود را بر اساس تفسیر سختگیرانهای از قوانین و سنتهای یهودیت تنظیم میکنند. بسیاری از آنان بر آموزش متون دینی در مدارس مذهبی تأکید دارند و در برخی جوامع حریدی، مردان پس از ازدواج نیز بخش زیادی از وقت خود را به مطالعه دینی اختصاص میدهند.
در اسرائیل، حریدیها حدود ۱۴ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند و احزاب سیاسی وابسته به این جامعه از بازیگران مهم ائتلافهای حکومتی هستند. به همین دلیل، اختلاف بر سر خدمت نظامی آنان به یکی از موضوعات اصلی انتخابات تبدیل شده است.
یکی از موضوعات مهم و بحثبرانگیز درباره این گروه، معافیت یا تعویق خدمت نظامی مردان حریدی است. بسیاری از آنان که تماموقت در مدارس دینی تحصیل میکنند، سالها از خدمت نظامی معاف بودهاند؛ اما این وضعیت با مخالفت بخشهایی از جامعه اسرائیل روبهرو شده و به موضوعی مهم در سیاست و تشکیل ائتلافهای حکومتی تبدیل شده است.
این مسئله با ادامه جنگها و افزایش نیاز ارتش به نیرو اهمیت بیشتری یافته است. نتانیاهو برای حفظ ائتلاف خود به حمایت احزاب مذهبی، از جمله شاس و یهودیت متحد توراتی، نیاز دارد. این احزاب نیز خواهان حفظ امتیازهای مذهبی و معافیتهای مربوط به خدمت نظامی هستند.
در مقابل، آیزنکوت و شماری از مخالفان نتانیاهو خواستار محدودکردن معافیتهای گستردهاند. اختلاف بر سر این موضوع میتواند مذاکرات تشکیل دولت را پیچیده کند یا حتی به فروپاشی ائتلاف بینجامد.
اقتصاد و هزینه زندگی
هزینه جنگها، مخارج نظامی و افزایش هزینه زندگی از دیگر موضوعات مورد توجه رأیدهندگان است. نتانیاهو بر توان اقتصادی و جایگاه اسرائیل در صنایع فناوری تأکید میکند، اما منتقدان او میگویند جنگهای طولانی فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است.
با این حال، مسائل اقتصادی در کنار امنیت، مسئولیت دولت در قبال حمله هفتم اکتبر و معافیت نظامی حریدیها قرار دارند و میزان تأثیر هرکدام بر رأیدهندگان به نتیجه نظرسنجیها و شرایط کارزار انتخاباتی بستگی دارد.
آیا نتانیاهو قدرت را از دست میدهد؟
نتیجه انتخابات تنها به تعداد آرای لیکود یا میزان محبوبیت نتانیاهو بستگی ندارد. سه عامل اهمیت اساسی دارند: شمار کرسیهای حزب او و متحدانش، توانایی مخالفان برای تشکیل ائتلاف و موضع احزاب کوچک در مذاکرات سیاسی.
اگر هیچیک از اردوگاهها نتواند حمایت ۶۱ نماینده را به دست آورد، مذاکرات ممکن است طولانی شود و تشکیل دولت با بنبست روبهرو شود. در چنین شرایطی، حتی حزب دارای بیشترین کرسی نیز ممکن است نتواند دولت تشکیل دهد.
اهمیت انتخابات اسرائیل بر منطقه
نتیجه انتخابات اسرائیل میتواند بر سیاست امنیتی این کشور، روابط آن با امریکا و نحوه مواجهه با ایران و فلسطینیها تأثیر بگذارد. با این حال، تغییر نخستوزیر بهتنهایی به معنای تغییر بنیادی سیاست خارجی اسرائیل نیست.
برای ارزیابی مسیر آینده، باید علاوه بر نتیجه انتخابات، ترکیب ائتلاف حاکم، نفوذ احزاب راستگرا و مذهبی و تصمیمهای عملی دولت درباره ایران، جنگ غزه و شهرکسازی در کرانه باختری را نیز در نظر گرفت.
دادگاه انتخاباتی برازیل پیروزی لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا را در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری تائید کرد. این رهبر چپگرا با شکست فلاویو بولسونارو، چهارمین دوره غیرمتوالی خود را به دست آورد؛ اما با کنگرهای محافظهکار و فشارهای اقتصادی روبهرو خواهد بود.
به گزارش رویترز، پیروزی لولا در انتخابات یکشنبه، ۲۵ اکتبر، بازگشتی کمسابقه برای رئیسجمهوری ۸۰ساله برازیل بود. او نخستین نامزد از زمان بازگشت این کشور به دموکراسی در دهه ۱۹۸۰ است که پس از کسب رتبه دوم در دور نخست، در دور نهایی پیروز میشود.
رقیب او، فلاویو بولسونارو، سناتور راستگرا و پسر ارشد ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشینِ زندانی، در دور نخست پیشتاز شده بود و میکوشید جنبش راست افراطی پدرش را به قدرت بازگرداند.
مشارکت بالاتر و آرای شمالشرق به لولا کمک کرد
پیش از اعلام رسمی نتیجه، موسسه نظرسنجی «داتا فولیا» پیروزی لولا را پیشبینی کرده بود. در مرحلهای که اندکی بیش از ۷۸ درصد آرا شمارش شده بود، لولا با ۵۱.۲۱ درصد در برابر ۴۸.۷۹ درصد بولسونارو پیشتاز بود. این ارقام مربوط به شمارش میانی است و نتیجه نهایی آرا نیست.
به گفته مسئولان موسسات نظرسنجی، مشارکت فراتر از انتظار به پیروزی لولا کمک کرد. آندری رومان، مدیرعامل «اطلساینتل»، نیز پیش از اعلام رسمی نتیجه به رویترز گفته بود انتظار دارد رئیسجمهوری بار دیگر انتخاب شود.
روند شمارش آرا با جابهجایی پیشتاز همراه بود. لولا ابتدا موقعیت بهتری داشت، سپس بولسونارو از او جلو افتاد و با شمارش حدود نیمی از آرا، لولا دوباره پیشتاز شد.
در انتخابات برازیل، نامزدهای محافظهکار معمولا در مراحل ابتدایی شمارش عملکرد بهتری دارند؛ با رسیدن آرای ایالتهای فقیرتر و پرجمعیت شمالشرق در ساعات پایانی شب، موقعیت چپگرایان تقویت میشود.
وعدههای رفاهی در برابر نارضایتی رایدهندگان قرار گرفت
لولا در شرایطی پیروز شد که افزایش قیمتها و سابقه رسواییهای فساد، بخشی از رایدهندگان را از او و حزب کارگران دلسرد کرده بود. تغییر ساختار بازار کار و گسترش مشاغل غیررسمی و مبتنی بر اپلیکیشن نیز ارتباط این رهبر پیشین اتحادیههای کارگری با نسل تازه شاغلان را به چالش کشیده بود.
او در کارزار انتخاباتی، کاهش فقر و نابرابری را برجسته کرد و به پایین آمدن بیکاری، بیسوادی و جنگلزدایی در سومین دوره ریاستجمهوریاش استناد کرد.
افزایش ۱۵درصدی کمکهای برنامه رفاهی شاخص دولت و وعده حملونقل عمومی رایگان در روزهای آخر هفته، از محورهای تلاش او برای جلب رای بود. اجرای افزایش کمکهای رفاهی آغاز شده، اما پیشنهاد حملونقل رایگان هنوز باید بهطور رسمی به کنگره ارائه شود.
این پیروزی فصل دیگری از بازگشتهای سیاسی لولاست. او در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ به اتهام فساد زندانی بود، اما پس از لغو احکام محکومیتش توانست در انتخابات ۲۰۲۲ ژائیر بولسونارو را شکست دهد.
پیروزی لولا گسترش نفوذ متحدان ترامپ را محدود میکند
رویترز پیروزی لولا را مانعی در برابر موج پیروزیهای انتخاباتی راستگرایان در امریکای لاتین توصیف کرد. این نتیجه همچنین امریکا را از همراهی یک دولت مهم دیگر با مجموعه دولتهای راستگرای منطقه که با سیاستهای امنیتی و مهاجرتی واشنگتن همسو شدهاند، محروم میکند.
لولا در کارزار خود هشدار داده بود که پیروزی بولسونارو، علاوه بر کاهش حمایتهای رفاهی و عقبگرد اجتماعی، استقلال برازیل در برابر دولت دونالد ترامپ را تضعیف خواهد کرد.
سلسو آموریم، وزیر خارجه پیشین برازیل، به رویترز گفت حضور لولا برای ایجاد تعادل در امریکای لاتین اهمیت خواهد داشت.
ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، پس از حدود ۱۰ ماه زندگی در تبعید، روز یکشنبه به کشورش بازگشت.
بازگشت او در شرایطی صورت میگیرد که ونزوئلا پس از بازداشت نیکولاس مادورو، رئیسجمهور پیشین این کشور، از سوی ایالات متحده، وارد مرحله تازهای از تحولات سیاسی شده است.
ماچادو روز یکشنبه در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «من اینجا هستم؛ در کنار شما.»
ادموندو گونزالس، نامزد پیشین ریاستجمهوری ونزوئلا و از متحدان نزدیک ماچادو، نیز بازگشت او به کشور را تأیید کرد و گفت که این رهبر مخالفان اکنون در خاک ونزوئلا حضور دارد.
ماچادو روز یکشنبه در مراسم مذهبی در کلیسایی در ایالت لارا شرکت کرد. تصاویر منتشرشده از این مراسم نشان میدهد که شماری از هوادارانش گرد او جمع شدهاند و از بازگشتش استقبال میکنند.
ماچادو در ماه قوس سال گذشته برای دریافت جایزه صلح نوبل به ناروی سفر کرد و پس از آن، بیش از ۱۰ ماه را در تبعید گذراند. حدود یک ماه پس از خروج او از ونزوئلا، نیروهای امریکایی نیکولاس مادورو، رئیسجمهور وقت این کشور، را بازداشت کردند.
پس از بازداشت مادورو، حکومت دونالد ترمپ از دلسی رودریگز، معاون او، برای رهبری ونزوئلا حمایت کرد. رودریگز بهعنوان رئیسجمهور موقت سوگند یاد کرد و سپس توافقنامهای نفتی با ایالات متحده امضا کرد.
یکی از مشاوران ماچادو در ماه سنبله گفته بود که او طی هفتههای پیش از آن، هفت بار برای بازگشت به ونزوئلا تلاش کرده، اما هر بار با مخالفت روبهرو شده است.
با این حال، هنوز روشن نیست که ماچادو پس از بازگشت چه برنامهای را دنبال خواهد کرد. او پیشتر گفته بود که در صورت برگزاری انتخابات ریاستجمهوری، بار دیگر نامزد این سمت خواهد شد.
ماچادو در سال ۱۴۰۲ در انتخابات مقدماتی مستقل مخالفان ونزوئلا بیش از ۹۰ درصد آرا را به دست آورد. این انتخابات بیرون از چارچوب نهاد رسمی انتخاباتی تحت کنترول حکومت مادورو برگزار شده بود.
با وجود پیروزی قاطع ماچادو در این رقابت، حکومت مادورو او را از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری محروم کرد. مقامهای ونزوئلا او را به تقلب و تخلفات مالیاتی متهم کردند؛ اتهامهایی که ماچادو رد کرد و آنها را با انگیزههای سیاسی مرتبط دانست.
پس از محرومیت ماچادو، ادموندو گونزالس در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ به نمایندگی از مخالفان در برابر مادورو رقابت کرد.
نهاد انتخاباتی ونزوئلا که به حکومت نزدیک بود، مادورو را برنده انتخابات اعلام کرد، اما جزئیات تفصیلی شمارش آرا را منتشر نکرد. در مقابل، مخالفان این نتیجه را رد کردند و گفتند که گونزالس پیروز واقعی انتخابات بوده است. آنان برای پشتیبانی از ادعای خود، نسخههایی از برگههای شمارش آرا را منتشر کردند.
همزمان با ادامه تنشهای منطقهای، عربستان سعودی اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور شماری از پهپادها و موشکها را بر فراز ریاض و مناطق جنوبی رهگیری کردهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، سازمان دفاع مدنی عربستان سعودی یکشنبه سوم عقرب برای ساکنان ریاض، ابها و خمیس مشیط هشدار اضطراری صادر کرد، اما دقایقی بعد از برطرف شدن خطر خبر داد.
این نهاد همچنین درباره خطر احتمالی در جازان و طائف هشدار داد و اندکی بعد پایان وضعیت اضطراری در این مناطق را اعلام کرد.
ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی نیز اعلام کرد دو پهپاد و یک موشک بالستیک به سوی ریاض و یک موشک کروز به سمت شهر خمیس مشیط در جنوب این کشور شلیک شدهاند.
این ائتلاف اندکی بعد از رهگیری ۱۰ موشک بالستیک دیگر در مناطق جنوبی عربستان سعودی خبر داد.
حملات تازه در حالی رخ دادهاند که ۲۹ میزان، حمله به میدان هوایی بینالمللی ملک فهد در دمام و حمله پهپادی به میدان نفتی شیبه، چهار کشته و ۱۰ زخمی بر جای گذاشتند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و حملات حوثیهای یمن به تاسیسات نفتی عربستان سعودی، به نگرانیها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی و اختلال در عرضه جهانی نفت دامن زدهاند.
همزمان، گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری کارزار نظامی امریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، احتمال گسترش دامنه مناقشه در منطقه را پررنگتر کرده است.
تهدید دوباره حوثیها علیه میدان هوایی ریاض
حملات جدید به پایتخت عربستان سعودی در شرایطی انجام شد که میدان هوایی بینالمللی ملک خالد ریاض پس از توقف فعالیتهای خود بهدنبال حملات حوثیهای یمن، از سوم عقرب پروازها را در دو پایانه از سر گرفت.
مدیریت این میدان هوایی شامگاه دوم عقرب اعلام کرد پایانه شماره یک به پروازهای داخلی و پایانه شماره دو به پروازهای بینالمللی شرکتهای هواپیمایی سعودی اختصاص خواهد یافت.
در سوی دیگر، حوثیها بار دیگر تهدید کردند فرودگاه ریاض را هدف قرار خواهند داد.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، فرودگاه ریاض را همچنان یک «هدف نظامی» خواند و به شرکتهای هواپیمایی، کارکنان فرودگاه و مسافران هشدار داد از آن استفاده نکنند.
حوثیها دوم عقرب نیز از حمله به فرودگاه ریاض و تاسیسات نفتی عربستان سعودی خبر داده بودند. مقامهای سعودی تاکنون بهطور مستقیم درباره این روایتها اظهارنظر نکردهاند.
فعالیت میدان هوایی ملک خالد پس از حمله ۱۸ میزان حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران متوقف شده بود.
این حمله ۱۳ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت و به مرگبارترین حمله در خاک عربستان سعودی طی بیش از یک دهه گذشته تبدیل شد.
ادامه رویارویی حوثیها و ریاض
حملات موشکی و پهپادی حوثیها در حالی ادامه دارد که درگیریهای این گروه نیابتی جمهوری اسلامی با ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی شدت گرفته است.
حوثیها ماه گذشته با تصرف مناطقی راهبردی در سواحل دریای سرخ، به سوی تنگه بابالمندب پیشروی کردند و امنیت کشتیرانی در این گذرگاه مهم را به خطر انداختند.
ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در واکنش، حملات خود علیه مواضع حوثیها را افزایش داد. محمد آلجابر، سفیر عربستان سعودی در یمن، ۱۷ میزان اعلام کرد نیروهای حوثی از تنگه بابالمندب عقب رانده شدهاند.
بابالمندب یکی از گذرگاههای حیاتی تجارت دریایی جهان و از مسیرهای مهم انتقال نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای بینالمللی است.
این تنگه در جنوب غربی شبهجزیره عربستان قرار دارد، در حالی که تنگه هرمز در شمال شرقی این شبهجزیره واقع شده است.
تشدید درگیریها در یمن به آتشبسی که از سال ۲۰۲۲ با میانجیگری سازمان ملل متحد تا حد زیادی پابرجا مانده بود، پایان داد.
در واکنش به افزایش حملات حوثیها، پارلمان اروپا ۳۰ میزان با تصویب قطعنامهای خواستار قرار گرفتن این گروه، از جمله شاخههای سیاسی و نظامی آن، در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا شد. تصمیم نهایی در این زمینه بر عهده کشورهای عضو اتحادیه خواهد بود.
پژوهشی تازه نشان میدهد بقایای یک ویروس باستانی در ژنوم شامپانزهها میتواند فعالیت ژنهای موثر در رشد سلولهای عصبی را تغییر دهد؛ یافتهای که شاید به توضیح چگونگی شکلگیری تفاوتهای چشمگیر میان مغز انسان و شامپانزه کمک کند.
پایگاه خبری ساینسنیوز با استناد به یافتههای این تحقیق گزارش داد دیانای بهجامانده از عفونتی که میلیونها سال پیش رخ داده، هنوز در ژنوم شامپانزهها وجود دارد، اما در انسان دیده نمیشود.
شامپانزه یکی از نزدیکترین خویشاوندان زنده انسان به شمار میرود، اما حجم مغز انسان حدود سه برابر مغز این جانور است و تواناییهای شناختی پیشرفتهتری دارد.
با این حال، به گفته یوهان یاکوبسون، عصبشناس دانشگاه لوند سویدن، بیشتر ژنهای سازنده پروتئین در این دو گونه بسیار شبیه هستند.
همین شباهت پژوهشگران را به بررسی بخشهایی از ژنوم سوق داد که زمان و محل فعال یا غیرفعال شدن ژنها را تنظیم میکنند.
یافتههای این پژوهش بهتازگی در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شده است.
رد پای یک ویروس باستانی
یکی از عواملی که میتواند بر این تنظیم اثر بگذارد، ویروسها هستند. گروهی از آنها که «رتروویروس» نامیده میشوند، دیانای خود را وارد ژنوم میزبان میکنند تا سلول آلوده را به ساخت ویروسهای تازه وادارند.
گاهی این ماده ژنتیکی حتی پس از پایان عفونت باقی میماند و اگر وارد سلولهای تولیدمثلی شده باشد، به نسلهای بعد منتقل میشود.
این بقایای ژنتیکی «رتروویروسهای درونزاد» نام دارند. آنها دیگر اطلاعات ژنتیکی لازم برای تولید ویروسهای عفونی را ندارند، اما همچنان میتوانند بر فعالیت ژنهای میزبان تاثیر بگذارند.
بقایای ویروسی دستکم هشت درصد ژنوم انسان و شامپانزه را تشکیل میدهند و پژوهشهای پیشین نقش آنها را در تحولاتی مانند پیدایش جفت در پستانداران نشان دادهاند.
یاکوبسون و همکارانش سراغ بقایای ویروسی رفتند که حاصل عفونت یکی از نیاکان میمونهای انساننمای آفریقایی در حدود پنج تا هفت میلیون سال پیش است.
رد این ویروس در ۱۵۸ نقطه از ژنوم شامپانزهها دیده میشود، در حالی که در ژنوم انسان اثری از آن نیست. علت این تفاوت همچنان نامعلوم است.
حذف دیانای ویروسی چه چیزی را آشکار کرد؟
پژوهشگران برای بررسی تاثیر این تفاوت، از سلولهای بنیادی شامپانزه و فناوری ویرایش ژن «کریسپر» استفاده کردند.
آنها توالی دیانای ویروسی مورد بررسی را حذف کردند و دریافتند ژن مجاور آن، موسوم به LINC00662، که پیشتر غیرفعال بود، فعال شد و شروع به تولید آرانای کرد.
این ژن معمولا در شامپانزه غیرفعال است، اما در سلولهای مغز انسان فعالیت دارد.
آرانای مولکولی است که در بیان و تنظیم اطلاعات ژنتیکی نقش دارد. شناسایی آن به پژوهشگران امکان داد فعال شدن ژن را پس از حذف دیانای ویروسی تشخیص دهند.
این آزمایش نشان داد توالی ژنتیکی بهجامانده از ویروس میتواند فعالیت ژن مجاور خود را تغییر دهد.
گروه پژوهشی آزمایش معکوس را نیز انجام داد: با کریسپر، ژن LINC00662 را در سلولهای انسانی غیرفعال کرد تا وضعیتی مشابه شامپانزه پدید آید.
نتایج حاکی از آن بود که وقتی این ژن در سلولهای هر دو گونه فعال باشد، فعالیت مجموعهای از ژنهای دیگر نیز افزایش مییابد؛ از جمله ژنهای موثر در رشد و بلوغ نورونها و ایجاد ارتباطات تازه میان سلولهای عصبی.
این یافته نشان داد بقایای ویروسی میتوانند بر شبکهای از ژنهای مرتبط با رشد مغز اثر بگذارند.
یک سرنخ، نه پاسخ نهایی
ساینسنیوز در ادامه گزارش داد هنوز دقیقا مشخص نیست غیرفعال شدن این شبکه ژنی بر اثر وجود دیانای ویروسی، چه تاثیری بر رشد و عملکرد مغز شامپانزهها گذاشته است.
یاکوبسون معتقد است این تفاوت ممکن است در شکلگیری مسیرهای تکاملی متفاوت مغز انسان و شامپانزه نقش داشته باشد، هرچند تاثیر سایر عوامل ژنتیکی و محیطی را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
به گفته او، یافتهها نشان میدهند ورود دیانای یک ویروس باستانی به ژنوم چگونه میتواند تفاوتی پایدار در تنظیم فعالیت ژنها میان دو گونه ایجاد کند.
جورجا مودنینی، زیستشناس تکاملی دانشگاه پادووا که در این پژوهش مشارکت نداشت، گفت بر اساس نتایج جدید، تغییرات ژنتیکی در جریان تکامل تنها به جایگزینی واحدهای سازنده دیانای با یکدیگر محدود نیستند و میتوانند از راههای دیگری نیز رخ دهند.
راویندر کاندا، متخصص ژنتیک تکاملی دانشگاه آکسفورد بروکس، نیز شواهد مربوط به تاثیر این بقایای ویروسی بر رشد و تکامل نورونها را قانعکننده خواند، اما تاکید کرد هنوز نمیتوان دامنه پیامدهای آن را مشخص کرد.
او احتمال داد سازوکارهای دیگری هم در تنظیم ژنها دخالت داشته باشند و این نمونه تنها بخش کوچکی از نقش ویروسهای باستانی در تکامل مغز باشد.
کاندا افزود: «فکر میکنم هنوز رتروویروسهای بسیار زیادی برای کشف شدن وجود دارند و آنچه تاکنون شناختهایم، تنها نوک کوه یخ است.»
بحران مسکن، افزایش هزینههای زندگی، کمبود امکانات آموزشی و نگرانی از آینده شغلی، موجی از اعتراضها را در کشورهای اروپایی به راه انداخته است؛ اعتراضهایی که از خواستههای صنفی فراتر رفته و نارضایتی گستردهتر نسل جوان از وضعیت اقتصادی و عملکرد دولتها را بازتاب میدهد.
در پاییز امسال، خیابانهای چندین کشور اروپایی صحنه تظاهرات دانشجویان، دانشآموزان، کارگران و اتحادیههای صنفی بوده است. هرچند دلایل اعتراضها در کشورهای مختلف یکسان نیست، سه موضوع بیش از همه تکرار میشود: دشواری دسترسی به مسکن، مشکلات نظام آموزشی و افزایش هزینههای زندگی.
بر اساس گزارشی از روزنامه اسپانیایی «الپایس»، از ۱۵ سپتامبر تا ۲۳ اکتوبر، دستکم ۱۷۷ تظاهرات و تجمع اعتراضی در ۱۲ کشور اروپایی ثبت شده است. فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، پرتگال و بلجیم بیشترین شمار این اعتراضها را داشتهاند. با این حال، این اعتراضها یک جنبش واحد و سازمانیافته در سراسر اروپا نیستند، بلکه در کشورهای مختلف از مشکلات و خواستههای متفاوتی سرچشمه گرفتهاند.
مسکن؛ رویای دشوار خانهدارشدن
در اسپانیا، بحران مسکن به یکی از مهمترین محورهای اعتراضها تبدیل شده است. اخراج ماریکارمن آباسکال، زن ۸۷ ساله، از خانهای در مادرید که حدود هفت دهه در آن زندگی کرده بود، خشم عمومی را برانگیخت.
او در ۲۳ سپتامبر، پس از آنکه مالک جدید خانه کرایه ماهانه را به حدود ۱۶۵۰ یورو افزایش داد، به حکم دادگاه از آپارتمانش بیرون شد. آباسکال توان پرداخت این مبلغ را نداشت و تصاویر انتقال او با برانکارد پس از تخلیه خانه، به نمادی از بحران مسکن در اسپانیا تبدیل شد. او در ۷ اکتوبر، پس از انتقال به شفاخانه، درگذشت.
پس از این رویداد، هزاران نفر در مادرید و شهرهای دیگر به خیابانها آمدند و خواستار حمایت بیشتر از مستأجران و جلوگیری از تخلیه افرادی شدند که توان یافتن سرپناه جایگزین را ندارند.
مشکل تنها به یک زن سالمند محدود نمیشود. بسیاری از جوانان اسپانیایی نیز میگویند با وجود کارکردن، توان پرداخت کرایه خانه مستقل را ندارند.
خبرگزاری اسوشیتدپرس گزارش داده است که حداقل دستمزد ماهانه در اسپانیا ۱۲۲۱ یورو است، در حالی که کرایه متوسط ماهانه یک آپارتمان ۸۰ مترمربعی حدود ۱۱۳۰ یورو برآورد میشود.
اعتراضها به مسکن از اسپانیا به پرتگال نیز گسترش یافته است؛ جایی که معترضان در لیسبون و پورتو خواستار اقدام دولت برای مهار هزینههای مسکن شدهاند. این مسئله نشان میدهد که برای بخشی از جوانان، داشتن شغل دیگر به معنای توانایی تأمین یک زندگی مستقل نیست.
صحنهای از اعتراضات جوانان در لیسبون پرتکال
آموزش؛ دانشآموزان و دانشجویان چه میخواهند؟
در فرانسه، اعتراضها از اواسط سپتامبر با تجمع و مسدودکردن دروازه شماری از مکتبها آغاز شد. دانشآموزان خواستار استخدام معلمان بیشتر، کاهش شمار دانشآموزان در صنفها و بهبود وضعیت ساختمانهای آموزشی شدند.
به گزارش الپایس، اتحادیه معلمان فرانسه گفته است که در آغاز سال تحصیلی، در ۵۳ درصد مراکز آموزشی دستکم یک بست معلم خالی بوده است. معترضان همچنین از کاهش بودجه و کمبود امکانات آموزشی انتقاد دارند.
آغاز اعتراضات دانشجویی در فرانسه
با پیوستن اتحادیههای کارگری و گروههای دیگر، دامنه اعتراضها گسترش یافته و مسایلی مانند افزایش هزینههای زندگی و کیفیت خدمات عمومی نیز در مرکز توجه قرار گرفته است.
در تظاهرات پاریس، معترضان سنگ، بوتل و مواد آتشبازی به سوی پولیس پرتاب کردند و نیروهای امنیتی برای متفرقکردن جمعیت از گاز اشکآور، ماشینهای آبپاش و نارنجکهای صوتی استفاده کردند.
در برخی شهرها نیز سطلهای زباله و بخشهایی از ساختمانهای آموزشی آتش زده شد و رفتوآمد وسایط عمومی مختل گردید.
تنشها در ۱۷ اکتوبر، همزمان با گسترش اعتراضها علیه افزایش هزینههای زندگی و کاهش خدمات عمومی، شدیدتر شد.
به گزارش رویترز، در برخی شهرها ساختمانهای عمومی به آتش کشیده شد، فروشگاهها غارت شدند و پولیس و وسایط آن هدف حمله قرار گرفتند.
مقامهای فرانسوی از بازداشت حدود ۱۲۰۰ نفر در آن روز خبر دادند؛ در حالی که بیشتر شرکتکنندگان در راهپیماییها مسالمتآمیز بودند.
پیشتر، پس از آنکه یک دانشآموز ۱۵ ساله در درگیری با پولیس یک دستش قطع شد، دولت استفاده از نوعی نارنجک صوتی را به حالت تعویق در آورد.
در بلجیم نیز دانشآموزان و دانشجویان در اعتراض به افزایش هزینههای تحصیل و کاهش بودجه آموزشی تجمع کردهاند. در ایتالیا و یونان نیز اعتراضهای دانشجویی و اعتصاب معلمان برگزار شده است.
خواسته معترضان تنها به امکانات بهتر در مکتب و دانشگاه محدود نیست؛ آنان نگراناند که کاهش سرمایهگذاری در آموزش، فرصتهای آیندهشان را محدود کند و دسترسی به تحصیل باکیفیت بیش از پیش به وضعیت اقتصادی خانوادهها وابسته شود.
چرا نارضایتیها در کشورهای مختلف به هم نزدیک شدهاند؟
با وجود تفاوتهای محلی، اعتراضها یک نگرانی مشترک را بازتاب میدهند: بخشی از نسل جوان احساس میکند رسیدن به زندگی مستقل و باثبات دشوارتر شده است.
آلیس دِ بریتو، معاون اتحادیه اصلی دانشجویی فرانسه، به سیانان گفته است که میان اعتراضهای کشورهای مختلف شباهتهای زیادی وجود دارد. به گفته او، سرمایهگذاری در آموزش و دانشگاهها، حمایت از جوانان، هزینههای زندگی و مسکن از خواستههای مشترک معترضان است.
یولیوس فینتلمان، از بنیانگذاران و سردبیر خبرنامه «یوروپین کورسپاندنت»، نیز به سیانان گفت که این اعتراضها احساس سرخوردگی نسلی را نشان میدهند که تصور میکند سیاستمداران نتوانستهاند نیازهای نسل آینده را برآورده کنند.
او علاوه بر مسکن و آموزش، به نامطمئنشدن بازار کار اشاره کرده است؛ بهویژه در شرایطی که گسترش هوش مصنوعی میتواند بر برخی مشاغل ابتدایی و فرصتهای کاری افراد تازهوارد تأثیر بگذارد. بحران اقلیمی نیز از دیگر نگرانیهای مطرحشده در میان جوانان است.
با این حال، نمیتوان همه اعتراضها را تنها به نسل زد یا مشکلات اقتصادی نسبت داد. حضور اتحادیههای کارگری، معلمان و دیگر گروههای اجتماعی نشان میدهد که بخشی از نارضایتیها میان نسلهای مختلف مشترک است.
آلبانیا و صربستان؛ اعتراض فراتر از اقتصاد
در آلبانیا، اعتراضها علاوه بر مسایل آموزشی و اقتصادی، بر فساد و عملکرد دولت متمرکز است. این اعتراضها ابتدا در ماه می، در مخالفت با طرح توسعه گردشگری لوکس در منطقهای حفاظتشده که با جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، مرتبط است، آغاز شد.
با بازگشایی مکتبها و دانشگاهها در اکتوبر، دانشآموزان و دانشجویان نیز به جنبش اعتراضی پیوستند.
معترضان خواستار استعفای ادی راما، نخستوزیر این کشور، شدهاند و دولت او را به فساد و حمایت از منافع گروههای نزدیک به قدرت متهم میکنند. راما این اتهامها و درخواستها را نپذیرفته است. در روزهای گذشته، برخی از تظاهرات با درگیری میان معترضان و پولیس همراه بوده است.
در صربستان نیز جنبش دانشجویی که پس از فروریختن سقف ایستگاه راهآهن شهر نوویساد در نوامبر ۲۰۲۴ و کشتهشدن ۱۶ نفر شکل گرفت، به یکی از نیروهای مهم مخالف دولت تبدیل شده است. دانشجویان خواستار پاسخگویی مقامها و مبارزه با فساد هستند.
این دو مورد نشان میدهد که در بخشهایی از اروپا، اعتراضهای جوانان فقط درباره هزینههای زندگی نیست، بلکه به مسایلی مانند شفافیت حکومت، پاسخگویی سیاسی و اعتماد عمومی نیز گره خورده است.
اعتراضها چه چالشی برای دولتهای اروپا ایجاد میکند؟
گسترش اعتراضها در شرایطی رخ میدهد که برخی دولتهای اروپایی با بدهی عمومی بالا و محدودیت در افزایش هزینههای دولتی روبهرو هستند. این وضعیت، افزایش بودجه آموزش، گسترش خدمات عمومی و اجرای برنامههای حمایتی برای مسکن را دشوارتر میکند.
در فرانسه، مقامها پس از درگیریها و تخریبها در برخی اعتراضها، تدابیر امنیتی را افزایش دادهاند.
در اسپانیا، فشار عمومی برای رسیدگی به بحران مسکن به تصویب پیشنهادهای حمایتی از سوی دولت انجامید، اما این پیشنهادها در پارلمان با مخالفت روبهرو شد. در آلبانیا نیز نخستوزیر با وجود درخواست معترضان برای کنارهگیری، حاضر به استعفا نشده است.
باید میان اعتراضهای مسالمتآمیز و خشونت تفکیک قایل شد. بر اساس گزارش اسوشیتدپرس، شمار زیادی از مردم در تجمعها بهگونه مسالمتآمیز شرکت کردهاند، اما در برخی شهرهای فرانسه، ایتالیا و آلبانیا نیز درگیری، تخریب اموال و بازداشت معترضان گزارش شده است.
اختلاف نظر درباره نقش مهاجران در اعتراضها
در کنار دلایل اقتصادی و اجتماعی، برخی سیاستمداران راستگرا، از جمله دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، تلاش کردهاند اعتراضها و خشونتهای اخیر به ویژه در فرانسه را به مهاجرت پیوند دهند.
ترامپ پس شدت اعتراضات در فرانسه در اظهاراتی مدعی شد که ریشه این ناآرامیها نه مشکلات آموزشی، بلکه مهاجرت است و از دولت فرانسه خواست مرزهای خود را ببندد. او همچنین مدعی شد که مهاجران در حال تسلط بر فرانسهاند.
با این حال، این برداشت با انتقاد مقامهای فرانسوی روبهرو شده است.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، اظهارات رهبران خارجی درباره اعتراضها را محکوم کرد و گفت برخی میکوشند از این رویدادها برای اهداف سیاسی خود بهرهبرداری کنند.
دیگر مقامهای فرانسه نیز مهاجران را مسئول خشونتها معرفی نکردهاند.
آیا این اعتراضها ادامه خواهد یافت؟
اعتراضها در چندین کشور همچنان ادامه دارد و اتحادیههای کارگری و دانشجویی برای تجمعها و اعتصابهای تازه در ماه نوامبر برنامهریزی کردهاند. در اسپانیا، اتحادیههای بزرگ کارگری اعتصاب عمومی را برای ۱۱ نوامبر فراخواندهاند؛ در فرانسه نیز اتحادیهها برای پنجم نوامبر برنامه اعتراضی دارند.
با این حال، هنوز روشن نیست که این اعتراضها تا چه اندازه به تغییرات پایدار در سیاستهای دولتها منجر خواهد شد. تفاوت خواستهها، نبود رهبری مشترک در سطح اروپا و محدودیتهای اقتصادی دولتها میتواند مانع شکلگیری یک پاسخ واحد شود.
آنچه روشن است، این است که اعتراضهای کنونی پرسشی مهم را پیش روی دولتهای اروپایی قرار داده است: آیا نسل جوان میتواند با تحصیل، کار و تلاش به آیندهای باثبات دست یابد، یا هزینههای فزاینده زندگی این مسیر را دشوارتر میسازد؟
برای بسیاری از معترضان، مسئله تنها افزایش کرایه خانه یا کمبود معلم نیست؛ بلکه نگرانی از آیندهای است که در آن داشتن شغل، تحصیلات و تلاش فردی دیگر بهتنهایی تضمینکننده زندگی مستقل و بهتر نیست. همین نگرانی مشترک، با وجود تفاوتهای سیاسی و اجتماعی کشورها، به یکی از محورهای اصلی اعتراضهای پاییز امسال در اروپا تبدیل شده است.