• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ اوج رضایت مردم از حکومت "قرآن"

موسی ظفر
موسی ظفر
۱۹ جدی ۱۴۰۰، ۱۵:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

.

طنزی از موسی ظفر

مردی بود به نام پاک‌الدین خان. یک قماربازی بود که یا رب. امروز موتر و خانه و پول و قالین داشت. فردا همه را باخته بود و هفت-هشت لک هم قرضدار بود.

شراب می‌خورد در حد ولادیمیر ودکایوف. به خدا و پیامبر و نماز و روزه می‌خندید و معتقد بود که فقط یک آدم متوهم می‌تواند مومن باشد.

پاک‌الدین با همه این حرف‌ها، یک آدم مردم‌شناس بود. رگ خواب هر کس را بلد بود. به فقیر نان می‌داد، به ملا زکات می‌داد، دست سید را می‌بوسید، برای شاعر قلم و کتابچه تحفه می‌داد و برای وزیر و وکیل محفل رقص و موسیقی می‌گرفت.

از قضا در خانه پاک‌الدین پسری متولد شد. در شب شش پسر، هر کس از دوستانش پا پیش گذاشت و برای پسر پاک‌الدین یک پیشنهاد کرد. پاک‌الدین اما اعلام کرد که اسم پسرش را قرآن گذاشته است.

مردم نظر به بی‌دینی پاک‌الدین توقع داشتند او اسم پسرش را کیقباد و کیکاوس و سیر و جلفریزی بگذارد اما پاک‌الدین همه را انگشت به‌دهان کرد.

وقتی هم دوستانش پرسیدند درحالی‌که شب و روز به خدا و قرآن می‌خندد، چرا اسم پسرش را قرآن گذاشته، پاک‌الدین گفت، "من مردم این مملکت را می‌شناسم. عقل این‌ها به چشم و گوش‌شان است."

سالیان دراز طول کشید تا مردم معنای این حرف پاک‎‌الدین را درک کنند.

وقتی قرآن بزرگ شد مثل کودکان دیگر شوخی می‌کرد و به کلکین خانه مردم سنگ می‌انداخت. اینجا بود که بقیه کودکان و نوجوانان برای هر کار بدی که انجام می‌دادند توبیخ می‌شدند اما کسی جرات نمی‌کرد به قرآن دست بزند.

یک بار یکی از همسایه‌ها لگدی به کمر پسر پاک‌الدین زده بود در شهر آوازه شده بود که فلان نفر قرآن را با لگد زده است. یک عالم نفر دنبالش می‎‌گشتند که مادرش را به عزایش بنشانند تا دیگر کسی به مقدسات توهین نکند.

وقتی قرآن بزرگ شد، پدرش به او گفت که در انتخابات نامزد شود. قرآن نامزد شد و مردم سر از پا ناشناخته به قرآن رای دادند زیرا فکر می‌کردند فقط یک حکومت قرآنی می‌تواند کشور را از بدبختی نجات دهد.

اینگونه بود که قرآن رئیس‌جمهور شد. او پس از رسیدن به قدرت،‌ هر کار بدی که می‌خواست انجام می‌داد. هزاره را از خانه‌اش بیرون می‌کرد، پنجشیری را به داله موتر می‌انداخت و شکنجه می‌کرد، دختران را نمی‌گذاشت به مکتب بروند و زنان را نیز انسان نمی‌شمرد.

کسی اما نمی‌توانست انتقاد کند. هر کس می‌گفت سیستم حکومتداری قرآن بد است فوراً به جرم توهین به مقدسات به زندان انداخته می‌شد.

گاهی که سازمان‌های بین‌المللی انتقاد می‌کردند، قرآن می‌گفت: "بیایید از خود مردم بپرسید که چقدر از حکومت من راضی‌اند".

سازمان‌ها وقتی نظرسنجی می‌کردند و از مردم می‌پرسیدند که چقدر از حکومت قرآن رضایت دارند، مردم ساده جواب می‌دادند: "تا سقف". نتیجه نظرسنجی نشان می‌داد که مردم همه طرفدار قرآن‌اند.

اینجا بود که پاک‌الدین خان به چشم دوستان قمارباز خود نگاه می‌کرد و با خنده می‌گفت: "حالا فهمیدید که چرا اسم پسرم را قرآن گذاشته‌ام؟ آیا کیکاوس و کیقباد می‌توانست این قدر مردم را سوار شود؟" و دوستان قماری‌اش پاسخ می‌دادند: "نه، نه، حقا که تو مردم‌شناسی."

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۴

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۵

غیبت افغانستان در استراتژی مبارزه با تروریسم دونالد ترامپ

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی؛ بهترین‌های خالیوود، سینمای افغانستان،‌ در سال ۲۰۲۱

۱۲ جدی ۱۴۰۰، ۲۳:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

در حالی که هالیوود (سینمای آمریکا) و بالیوود (سینمای هند) نتوانستند در سال ۲۰۲۱ به دلیل همه‌گیری کرونا فیلم‌های "بلاک بستر" تولید کنند، خالیوود (سینمای افغانستان) سال پرکاری را پشت سر گذاشت و موفق شد دست‌کم دو فیلم عالی به پرده سینماها ببرد.

کارشناسان سینما امسال که به بالیوود ۳.۴ امتیاز و به هالیوود ۵.۸ داده‌اند، خالیوود را لایق ۹.۷ امتیاز می‌دانند که دومین امتیاز بلند در تاریخ سینماست.

فیلم‌های خالیوود که شاهکار‌های سینمایی سال ۲۰۲۱ محسوب می‌شوند:

فرار ۲۱

فیلم فرار ۲۱ که توسط سینماگر و کارتون‌ساز نامدار، حمدالله محب کارگردانی شده بود در میانه ماه اگست ۲۰۲۱ بر پرده‌ سینما رفت و مردم جهان را حیرت‌زده کرد.

در این فیلم اشرف غنی، بازیگر فیلم‌های مشهوری چون "تقلب"، "جیغ"، "دهلیز هوایی" و "چارراه آسیا"، نقش اول مرد و رولا غنی، بازیگر فیلم‌های "خواهرخوانده"، "پروموت" و "قرارداد لبنانی" نقش اول زن را بازی کرده‌اند.

هر دو هنرپیشه اصلی، اشرف و رولا غنی گفته‌اند که فیلم "فرار ۲۱" آخرین فیلم زندگی هنری آن‌ها خواهد بود و می‌خواهند با این فیلم در ذهن مخاطبان سینما جاودانه بمانند.

فیلم فرار ۲۱ در هفته اول اکران توانست ۱۶۵ میلیون دالر درآمد داشته باشد؛ فروشی که سینماگران تا حال حتی تصورش را هم نکرده بودند.

در این فیلم بازیگران چون محمود فضلی، امرالله صالح، سرور دانش، مارشال دوستم و عطامحمد نور که قبلاً در نقش‌های اول بازی می‌کردند نقش‌های فرعی داشتند.

آقای صالح بیشتر نقش چک‌چک کننده، آقای دانش نقش مرد بی‌زبان و مرموز، آقای دوستم نقش پیرمرد معامله‌گر و آقای فضلی نقش پسر عاشق‌پیشه بی‌بند و بار را ایفا کرده‌اند. آقای نور در فیلم دیده نمی‌شود اما در پشت صحنه توانست موهای پسر و دختر فیلم را تکان تکان بدهد و قطره‌های باران را پراکنده کند.

پیش‌بینی می‌شود که فرار ۲۱ حداقل شش اسکار بگیرد.

بازگشت زامبی‌های عصر دایناسور

با کارگردانی جاوید باجوه و فیض حمید، دو تن از سینماگران مشهور لولی‌و‌ود (سینمای پاکستان)، سینمای خالیوود توانست فیلم بازگشت زامبی‌های عصر دایناسور را تکمیل و اکران کند. ساخت این فیلم از بیست سال پیش شروع شده بود.

در این فیلم هیچ زنی نقش بازی نکرده و تمام بازیگران آن مذکر اند. نقش اول در این فیلم را هنرپیشه ناشناسی به نام "هبت‌الله" بازی کرده که چهره نامرئی دارد. او فقط با فرمان و نامه با سایر بازیگران گفتگو می‌کند.

نقش دوم و سوم را به ترتیب، احمد منصور خان، بازیگر پاکستانی و ملا حسن آخند، بازیگر بی‌زبان افغان بازی کرده‌اند.

تصور می‌شد که فیلم "گودزیلا علیه کینگ کونگ" عالی‌ترین فیلم در ژانر ترسناک در سال ۲۰۲۱ باشد اما فیلم بازگشت زامبی‌ها آنقدر موفق بود که واژه "ترسناک" را بازتعریف کرد.

کارشناسان سینما فیلم بازگشت زامبی‌ها را نقطه عطفی در تاریخ فیلم‌های ترسناک می‌دانند و معتقدند که حداقل در صد سال آینده کسی قادر به ساختن فیلم ترسناکی چون "بازگشت زامبی‌ها" نخواهد بود.

خالیوود در سال ۲۰۲۱ فیلم‌ها دیگری را نیز به پرده سینما برد که موفقیت چندانی نداشتند.

آثاری مانند:

شش‌ونیم
به کارگردانی امرالله صالح

مقاومت بی‌حاصل
ساخته احمد مسعود

مکتب در مسجد
اثر رنگینه حمیدی

داعش
و هلی‌کوپتر
به کارگردانی فضل‌هادی مسلمیار

شکست جنرال مراد
کاری از محمد محقق

صبر استراتژیک ۷
ساخته عبدالله عبدالله

در آغوش برادران
به کارگردانی حامد کرزی

طنز سیاسی؛ فسیل ۵۵ میلیون ساله یک افغان در لوگر کشف شد

۷ جدی ۱۴۰۰، ۰۸:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

کاوشگران چینی که به تازگی فسیل دست‌نخورده یک جنین دایناسور را کشف کرده‌اند خبر می‌دهند که دیروز فسیل ۵۵ میلیون ساله یک افغان را نیز در منطقه عینک لوگر کشف کرده‌اند. پس از کشف این فسیل، احتمال اینکه انسان‌ها در عصر دایناسور زیسته باشند قوی شده و دانشمندان را امیدوار کرده است.

مورد دومی که باعث تعجب باستان‌شناسان شده این است که یک دست سلاح اتوماتیک AK47 با علامت Made in Pakistan نیز با این فسیل کشف شده است. به نظر می‌رسد فسیل ۵۵ میلیون ساله افغان، که دانشمندان اکنون او را «ملا خان‌مامد آکا» نام گذاشته‌اند، در جریان جهاد علیه استفاده از ابزار سنگی کشته شده باشد. از آنجا که هیچ ابزار سنگی از قبر او یافت نشده، چنین به نظر می‌رسد که ملا خان مامد استفاده از سنگ‌آلات را مصداق «کفر» و هر نوع زندگی انسانی را «بی‌ناموسی» می‌دانسته.

لِنگ چون، رئیس کاوشگران چینی در عینک می‌گوید: «برای نتیجه‌گیری هنوز زود است اما آزمایشات رادیوکاربن جمجمه ملا خان مامد نشان می‌دهد که وی با تحصیل دختران شدیداً مخالف و از حضور زنان در اجتماع ناراحت بوده. آزمایشات رادیوکاربن همچنین نشان می‌دهد که ملا آکا زشت، خشن و متوهم و از زیبایی و هنر کاملاً بی‌بهره بوده.»

دانشمندان معتقد اند که نسل چنین انسان‌های قرن‌حجری حدود بیست میلیون سال پیش منقرض شده و بعید به نظر می‌رسد کسی با مفکوره ملا خان‌ مامد هنوز زنده باشد. لوندا ویلسون، استاد دانشکده باستان‌شناسی در دانشگاه ملی آسترالیا می‌گوید: «فراموش نکنیم که ما اکنون در قرن بیست‌ویک زندگی می‌کنیم. اغلب کارهای ما را روبوت انجام می‌دهد. هر روز به فضا سفینه می‌فرستیم. اگر توقع داشته باشیم که در این قرن یکی مثل ملا خان‌ مامد، که با دایناسورها زیسته، را پیدا می‌کنیم توقع عبثی هست. ما حتی دنبال سر نخ نیستیم. این احتمال صفر است.»

لنگ چون اما با خانم ویلسون موافق نیست. آقای لنگ می‌گوید که خدا مهربان است. وی بدین باور است که اغلب مردان افغانستان انسان‌های محتاط و فرهنگ‌دوست هستند و اگر کاوش درستی صورت بگیرد شاید بتوان چند نفر با مفکوره عصر دایناسور را در افغانستان امروزی پیدا کرد. آقای چون می‌گوید: «یک نفر، حتی اگر یک نفر را پیدا کنیم که با تحصیل دختران، کار زنان، انتخابات و آزادی‌های فردی مخالف باشد زنجیر ما با انسان‌های عصر دایناسور وصل می‌شود و پاسخ روشنی برای اغلب پرسش‌های باستانی‌مان پیدا می‌کنیم.»

آقای چون از افغان‌ها خواست که اگر کسی را با این خصوصیات می‌شناسند به مرکز مطالعات فسیل‌شناسی معرفی کنند.

طنز سیاسی؛ مشاعره شب یلدا بین زورمندان دیروز و امروز

۳ جدی ۱۴۰۰، ۱۲:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

طنزی از موسا ظفر در شب یلدای امسال محفل مشاعره میان سیاستمداران افغانستان، که عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان نیز به عنوان میزبان در آن شرکت کرده بودند برگزار شد. در پایان این محفل مسابقه شعر فی‌البداهه راه افتاد و هر سیاستمدار مکلف شد شعری بگوید و از حاضرین این محفل پاسخی بشنود.

محفل با شعری از مولوی محمد حسن آخوند آغاز شد و بقیه حاضرین با همان وزن و قافیه ادامه دادند.

مولوی محمد حسن:

عقل در زولانه دارم، می‌خری؟
کشور ویرانه دارم، می‌خری؟
خود چو مورم، بار سنگین‌تر ز صد
هندوکش بر شانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: نه! نه! ما فقط با آدم عاقل و بالغ معامله می‌کنیم. نفر بعدی لطفاً

عمران خان:

قصه و افسانه دارم، می‌خری؟
ساجق و پوقانه دارم، می‌خری؟
نیست اینجا، لیک در افغان ستان
هر رقم دیوانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: نه! نه! برو گمشو!

امرالله صالح:

تانک تیل و خانه دارم، می‌خری؟
نمره در گلخانه دارم، می‌خری؟
اطلاعات و توهم‌های گرم
چند در پسخانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: تو با کدام رو به محفل آمدی؟ برو در تویتر کاسه کاسه شعر بگو! اینجا تویتر نیست.

مارشال دوستم:

پیک و هم پیمانه دارم، می‌خری؟
منزل شاهانه دارم، می‌خری؟
هم سناتور هم قمندان هم رئیس
پنج، ششصد دانه دارم، می‌خری؟

پاسخ حاضرین: نوش! نوش! مارشال صیب



حمدالله محب:

چهره طفلانه دارم، می‌خری؟
تامی و بیگانه دارم، می‌خری؟
یک وطن، یک ارتش و وجدان هیچ
حاضرِ بیعانه دارم، می‌خری؟

پاسخ عمران خان: بی‌غیرت آدمی! مال آماده کرو. تمهارا سودا بهوت اچها هی.

طنز سیاسی؛ بیانیه نشست فوق‌العاده سازمان همکاری اسلامی

۲۹ قوس ۱۴۰۰، ۱۱:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

اعلامیه نهایی سازمان همکاری اسلامی

سازمان همکاری اسلامی با درنظرداشت وضعیت رقت‌بار مردم افغانستان و بحران بوجود آمده انسانی در این کشور، روی موارد ذیل تاکید می‌نماید:

  • در پیوند به تقاضای کمک مالی از سوی طالبان، سازمان همکاری اسلامی از خداوند ذولجلال والاکرام به شدت می‌خواهد که کمک‌های حلال و زیادی را به امارت اسلامی، که خودش آن را به نصرت رسانده، عنایت کند؛
  • سازمان از مسولین امارت اسلامی می‌خواهد که جهت دریافت کمک مستقیماً با خزانه‌دار عظیم که همانا خداست در تماس شود زیرا درخواست این گروه برای تایید و اجرا به خداوند قهار راجع شده است؛
  • در صورتی که درخواست طالبان مورد تایید خدای متعال قرار نگیرد، مقامات این گروه می‌توانند دعا کنند و "بغاری" بزنند. سازمان همکاری اسلامی از بغاری طالبان حمایت خواهد کرد؛
  • تمام اعضای سازمان همکاری اسلامی، به جز پاکستان، از امارت اسلامی افغانستان می‌خواهند که جهت برقراری یک نظام کاملاً اسلامی، به ارزش‌های غیراسلامی مانند حقوق‌بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، دموکراسی و مشارکت ملی احترام بگذارد؛
  • سازمان اسلامی از کشورهای غربی که در افغانستان شکست مفتضحانه خورده‌اند، می‌خواهد که در کشورهای خود برای فاتحان افغانستان صندوق خیریه بگذارند و نذورات و خیرات کریسمس‌شان را برای فاتحان بفرستند؛
  • اعضای این سازمان از حکومت چین می‌خواهند که در رابطه با گزارش‌ نقض حقوق مسلمانان در کشور خود... هر طور خودش راحت است. ما کار نداریم. تجارت ما خراب می‌شود؛
  • سازمان همکاری اسلامی باور دارد که با روی کار آمدن طالبان در افغانستان کشتار مردم کاهش یافته است. این سازمان از طالبان می‌خواهد که در ادامه قطع کشتارهای قبلی که با بشکه زرد و واسکت انجام می‌دادند، همین کشتار کمی را که این روزها انجام می‌دهند نیز قطع کنند تا مردم افغانستان بتوانند در سایه حکومت‌ اسلامی آزادانه رنج ببینند؛
  • سازمان اسلامی از منصور احمدخان، سفیر پاکستان در کابل می‌خواهد که دفتر کارش را به ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان انتقال دهد تا مقامات کشور میزبان بتوانند بدون ضیاع وقت و تیل موتر به ایشان دسترسی داشته باشند؛
  • وزرای خارجه کشورهای اسلامی (که ۹۵ درصدشان مرد هستند) از طالبان می‌خواهند تا به حقوق زنان احترام بگذارند و به آن‌ها اجازده دهند که در موقف‌های دولتی کار کنند؛
  • سازمان همکاری اسلامی تعهد می‌نماید، همانگونه که معضل کشمیر، اتیوپیا، فلسطین و سومالیا را حل کرده، به حل معضل افغانستان ادامه خواهد داد.

    این سازمان در نشست بعدی‌اش که دو سال بعد در مالزیا برگزار می‌شود بحران انسانی کنونی را دوباره به بحث خواهد گرفت.

با احترام

وزرای خارجه کشورهای اسلامی، به جز افغانستان

۱۹ دسامبر ۲۰۲۱ – اسلام‌آباد

طنز سیاسی؛ داستان "نعیم بزغاله" و راه‌حل‌های امارتی

۲۷ قوس ۱۴۰۰، ۰۰:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

در قریه‌ای که ما زندگی می‌کردیم دندانپزشک نبود. هر کس دندان‌درد بود پیش نعیم بزغاله می‌رفت. نعیم بزغاله در اصل کفاش بود. هر کس کفشش سوراخ می‌شد مزد اندکی به نعیم می‌داد و می‌گفت، بزغاله این را بدوز.

البته همین نعیم همیشه بزغاله نبود. کسی که دندانش درد می‌کرد و پیش نعیم می‌رفت او را نعیم خان می‌گفت. این طوری با خان گفتن می‌خواست به نعیم رشوه بدهد تا در وقت دندان کشیدن اذیتش نکند. نعیم اما آدم پاکی بود و هیچ‌وقت رشوه نمی‌گرفت. همیشه کارش را در حد ممکن بد انجام می‌داد، چه خان می‌گفتی، چه بزغاله.

با انبری که چند دقیقه پیش میخ کفش را کشیده بود دندان را محکم می‌گرفت و با یک "یا علی" بلند از جایش درمی‌آورد. آدم خوشبخت کسی بود که با "یا علی" اول نعیم بزغاله دندانش می‌کشید. آدم بدبخت با بیست "یا علی" هم کارش نمی‌شد. آنقدر اذیتش می‌کرد و انبر مردار را به حلقش فرو می‌برد که آخر سر علی پیش چشمم بد می‌شد و تا یک سال دیگر هر کس در هر کجا یا علی می‌گفت نیم متر از جایش می‌پرید.

در پیتاب زمستان که گاهی مجلس گرم بود و هر کس از هر دری سخن می‌گفت، نعیم نیز به عنوان متخصص دندان بادی به غبغب می‌انداخت و می‌گفت: "درد بد، دوای بد. دندانی که درد کرد باید کشیده شود اگرنه هر شب درد، سه سال از عمر آدم کم می‌کند. دندان سیاه اگر درد هم نکرد باید کشیده شود. دندان‌های کج، دندان‌های عقل و دندان‌هایی که لق شده همه باید کشیده شوند. دندانی که بغلش نمره خالی است دیر یا زود درد می‌گیرد، پس خوب است که قبل از درد کشیده شود."

از دید نعیم بزغاله هیچ دندانی ارزش ماندن در دهن را نداشت و باید به یک نه یک دلیل کشیده می‌شد. همین تخصص‌اش بود و عقلش به چیزی بیشتر از کشیدن قد نمی‌داد.

حالا امارتی‌ها نیز همان راه‌حل نعیم را در پیش گرفته‌اند. برای اینکه نرخ افغانی سقوط نکند سرای شهزاده و بانک‌ها را می‌بندند. برای اینکه مردم فقیر و بدبخت دیده نشوند گزارشگران را لت و کوب و برای رسانه‌ها محدودیت خلق می‌کنند. برای اینکه اعتقاد مردم به خدا محکم شود کتابچه حاضری نماز ساخته‌اند و نرخ غیرحاضری تعیین کرده‌اند.

فردا ممکن است برای اینکه کسی گرسنه نخوابد دستور بدهد که آدم گرسنه باید شب‌ها بیدار باشد. اینطوری ادعای‌شان راست می‌شود که در سایه امارت اسلامی، هیچ کس گرسنه نخوابیده است.

این راهکار همان راهکار نعیم بزغاله است که فکر می‌کرد اگر دندان نباشد درد دندان هم نیست و زندگی یکسره در نایت کلب می‌گذرد.