• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طنز سیاسی؛ طالبی در غار بودا

موسی ظفر
موسی ظفر
۲۲ دلو ۱۴۰۰، ۰۶:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

روزهای آخر حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ بود. هر لحظه احتمال می‌رفت که نیروهای ایالات متحده بر طالبان حمله کند. ملا کمرنگ آخند که در بامیان قومندان یک لوا بود با کلاشنکفی که روی شانه‌اش انداخته بود میان برف‌ها، پشت تپه صلصال قدم می‌زد.

رادیویی که در دستش بود از حمله نیروهای ایالات متحده خبر می‌داد اما ملا وقتی دستش را روی پیشانی‌اش سایبان می‌کرد تا طیاره‌ای در آسمان صاف و آبی ببیند چیزی نمی‌دید. دود سفید از مغاره‌ها بلند می‌شد و بوی چوب در هوا پیچیده بود.

طالبی با صدای بریده و تند در مخابره صدا زد، "پرار کنید آمیرکا آمد".

ملا کمرنگ وقتی از روی تپه به پایین نگاه کرد، دید نیروهایش با عجله سوار داتسن می‌شوند و به سوی شش‌پل حرکت می‌کنند. ملا برای اینکه مطمین شود "آمیرکا" حمله کرده است دستش را سایبان کرد و بار دیگر به آسمان نگاه کرد. شی سیاهی بر فراز آسمان در حرکت بود. ملا فهمید که نیروهای فراری سرنوشت جز مرگ نخواهند داشت. لذا وقتی عساکر بر او صدا زدند که از تپه پایین شود و فرار کند، ملا پاسخی نداد و وارد مغاره‌ای شد تا از چشم طیاره پنهان بماند. سگی نیز وارد مغاره شد. ملا و سگ هر دو در غار ماندند و لحظه بعد خواب‌شان برد.


سگ عف می‌زد. ملا که هنوز احساس خستگی می‌کرد، کلاهش را به طرف سگ پرتاب کرد تا مگر آرام شود. سگ اما عف می‌زد. بالاخره ملا تفنگش را شانه کرد و با سگ از غار بیرون شد. کمی آنطرف‌تر طالبی تفنگ در دست ایستاده بود و دو نفر پاکستانی زمین را حفر می‌کردند. ملا کمرنگ پرسید: "تو عسکر کدام لوا هستی؟" طالب خندید و گفت، "تو از کدام لوا هستی دیوانه؟" ملا کمرنگ وقتی موتر رنجر امریکایی سبز را دید صدا زد: "این موتر آمیرکا هست. آمیرکا دشمن ماست. حمله می‌کند. تو آمیرکایی هستی." طالب فهمید ملا کمرنگ از جهان دیگر است. وی را سوار رنجر کرد و به قرارگاهی که از پول امریکایی‌ها ساخته شده بود برد.


ملا کمرنگ در مسیر راه، از دیدن بامیانی که هیچ شباهتی به قبل از خوابش نداشت تعجب کرده بود. در قرارگاه همه چیز امریکایی بود. دستگاه مخابره، تفنگ، لباس، پول و حتی چهره‌ها. ملا کمرنگ داد زد: "شما آمیرکایی هستید." قومندان امنیه گفت: "تو از کجا می‌دانی؟" ملا گفت: "شما یک کمی حمام کدگی هستی. طالب حمام نمی‌کوند. شما در دفتر خود تلویزیون داری. طالب تلویزیون میده می‌کوند." قومندان امنیه دستور داد تا ملا را تلاشی کنند. در تلاشی، پول کلدار قدیمی، یک مقدار پول زمان حکومت ربانی و یک مسواک پوسیده پیدا شد. قومندان امنیه پس از چند سوال فهمید که ملا کمرنگ بیست سال را در غاری خواب بوده و از دنیا بی‌خبر است.


قومندان امنیه خودش را بر چوکی لم داد و گفت: "ملا صیب، تو که خواب بودی همه چیز تغییر کرد. آمیرکا دشمن ما بود حال دوست ما است. روسیه از ما می‌ترسید حال عاشق ما است. بیست سال پیش خاکی برای خوردن نداشتیم حال یک کشور با تمام امکاناتش را برای بلعیدن داریم. تمام کسانی که دشمن ما بود حالا دوست ما شده، به جز مردم افغانستان که هنوز افتخار دشمنی‌شان را داریم. به غیر از آزادی، حقوق شهروندی و مدنیت، دیگر هر چیز غربی برای ما حلال شده. نباید از طالب نیمه شسته تعجب کنی."


ملا کمرنگ کمرش سست شد. پایش سست شد. تعادلش به هم خورد و به زمین افتاد.

باورش نمی‌شد که طالب غرب‌ستیز هم می‌تواند این قدر غرب‌پرور شود. قبل از آنکه کفی از دهنش بیرون بریزد و بمیرد، ملا کمرنگ زیر لب می‌گفت: "شما آمیرکایی هستی. شما خلیلزاد هستی. شما کاپر هستی. شما طالب نیستی." و طالبان جدید هرهر می‌خندیدند.

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۳

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۴

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۵

رهبر یهودی که برای مسلمانان بریتانیا می‌رزمد کیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

طنز سیاسی؛ از اقتصاد کنار جاده‌ای تا طب استشهادی، رشته‌های دانشگاهی جدید امارت اسلامی

۱۷ دلو ۱۴۰۰، ۰۹:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

خبرهایی می‌رسد که اغلب استادان دانشگاه‌ها به‌خاطر مهربانی و عطوفت طالبان با نیروی تحصیلکرده،‌ از افغانستان فرار کرده‌اند.

به‌این دلیل اکنون استاد کافی برای تدریس رشته‌های قبلی (که اغلب رشته‌های غیراسلامی بودند) باقی نمانده و طالبان مجبور شده‌اند با ابداع رشته‌های جدید تحصیلی که تلفیقی از علوم جدید و علوم طالبانی است دانشگاه‌های کشور را بازگشایی کنند.

وزیر تحصیلات عالی طالبان رشته‌های جدید را اینگونه معرفی کرد:

اقتصاد کنارجاده‌ای

طالبان پس از سال‌ها تحقیق در پیشاور و کویته کشف کرده‌اند که جاده‌ها ظرفیت بزرگی برای رشد اقتصادی دارند و اگر از جاده‌های کشور درست استفاده شود، تا سال آینده افغانستان می‌تواند به چهارراهی پل‌سرخ منطقه تبدیل شود. دانشمندان امارتی بر این نظرند که اکنون گداها، کراچی‌وان‌ها و کسانی که گوشه خیابان جواب‌چای می‌کنند، هیچ مالیه‌ای به دولت نمی‌پردازند.

کارشناسان اقتصادی امارت سنجش کرده‌اند که با مدیریت سالم طالبان تا سال آینده تعداد گدای‌گران کشور به بیست برابر، تعداد کراچی‌وان‌ها به ده برابر و تعداد جواب‌چای‌گران محترم افغانستان به صد برابر افزایش خواهد یافت. اگر حکومت برای تنظیم امورات این سه حرفه، دانشجویان را در دانشگاه‌های کشور آموزش دهد، اقتصاد افغانستان تا سال آینده متحول خواهد شد.

مولوی جمیل‌الرحمان حقانی، استاد فلسفه کنارجاده‌ای که دوازده سال آموزگار ماین‌های کنارجاده‌ای بوده رئیس این دانشکده در تمام نقاط کشور تعیین شده است.

طب استشهادی

غربی‌ها که بیشتر به ارزش‌های داروینیزم باورمند اند یک مقوله باطل به اسم اخلاق طبابت را شامل رشته طب کرده‌اند. هدف آن‌ها از این کار وادار کردن داکتران به این امر است که نگذارند مریضان مسلمان به ملاقات خدای‌ خود بروند. طبیب واقعی طالبانی باید انسان‌ها را از این دنیای فانی که سراسر خسران و زیان است رها کند و به طرف خداوند بازگشت دهد.

هدف از تاسیس رشته طب استشهادی این است که محصلان طب را طوری آموزش دهد و آماده کند که بتوانند در کنار آدم‌های مبتلا به مرض‌های صعب‌العلاج مانند سرطان و تومور مغزی، مریض‌های مصاب به لشمانیا، قبض و بواسیر را نیز جام شهادت بنوشانند.

ملا ابودجانه مطمئن، استاد طب استشهادی که در پانزده سال گذشته هزاران آدم‌ جور را به درجه رفیع شهادت نایل آورده، ریاست این دانشکده در دانشگاه کابل را به عهده خواهد داشت.

حقوق و علوم سیاهی

این رشته به جای رشته حقوق و علوم سیاسی تدریس خواهد شد. از آنجا که در افغانستان امارت اعلام شده و در امارت سیاست معنی ندارد، دانشمندان امارت اسلامی، علوم سیاهی را جایگزین علوم سیاسی کرده‌اند.

در علوم سیاهی دانشجویان یاد می‌گیرند که پس از تکمیل‌شدن پروسه برگشت کشور به قرن حجر و چیره‌شدن تاریکی و کوته‌فکری، چگونه با فناوری مدرن چهارده قرن پیش زندگی کنند.

استاد عجیب‌الرحمان نوری که طی یک دهه گذشته بیش از شصت پایه برق را به درک وصل کرده و تاریکی اصیل وطنی را به افغانستان برگردانده، ریاست فاکولته علوم سیاهی را مدیریت خواهد کرد.

رئیس دانشگاه کابل از کسانی که در کنکور نمره کامیابی به‌دست آورده‌اند می‌خواهد که هر چه عاجل بر سر صنف‌ها حاضر شوند و به فرا گرفتن علم شروع کنند چون خیلی دیر شده است.

طنز سیاسی؛ اژدهای دوسر کابل

۱۱ دلو ۱۴۰۰، ۲۲:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

گرد و خاک از چهار سو بلند بود. آسمان تاریک و خورشید به اندازه یک چراغ‌دستی کوچک از لابه‌لای مه پیدا بود. سقف‌های ریخته خانه‌ها و دیوارهای که چون لانه زنبور سوراخ سوراخ شده بودند چهره زشت شهر را زشت‌تر می‌کرد.

گروهی از مردان با چهره‌های خشن و سرهای کوچک دو زن دست‌وپا بسته را که میان چادر پیچانده شده بودند به طرف چمن حضوری می‌بردند. کودکی که چشم‌هایش به کاسه سرش فرو رفته بود از نوجوانی که آنسوتر انگشتش را دندان می‌گرفت پرسید، "چرا؟" نوجوان بدون اینکه انگشتش را از لای دندان‌های زنگ‌گرفته‌اش بیرون کند گفت، "برای اژدها می‌برند. امروز نوبت این دو زن است." کودک خندید.

آن زمان‌ها کابل اژدهایی داشت با دو شاخ بزرگ، چشم‌های آتشین و دم درازی که آخرش پیدا نبود. هر روز صد نفر را می‌خورد. صد می‌گفتند ولی اژدها کمتر از هزار نفر را نمی‌خورد. آنقدر گرسنه بود که وقتی خسته می‌شد و پلک‌هایش سنگینی می‌کرد، چشمانش را می‌بست اما دهانش را باز می‌گذاشت تا خادمان دربار برایش سر و دست و پا و گوش مردم را ببرند و به معده‌اش فرو کنند. اینگونه چند ساعتی تاب می‌آورد که بخوابد. همین چند ساعت اما برای مردم شهر غنیمت بود. در تاریکی شب کودکانٰٰ‌شان را روی دوش‌شان می‌گذاشتند و از شهر فرار می‌کردند. شهر خالی از سکنه شده بود. آن‌هایی که پای رفتن داشتند رفتند. آن‌هایی که جا مانده بودند هر روز بلعیده می‌شدند و تعدادشان کم می‌شد.

در یک صبح خزانی شهاب سنگی از آسمان فرود آمد و بر فرق اژدهای کابل خورد. مردم که صبح از خواب بلند شدند دیدند اژدها مرده است. شور و شادی و هلهله راه افتاد. آن‌های که از شهر گریخته بودند کم‌کم برگشتند. آن‌های که در شهر بودند گرد اندوه را از صورتشان پاک کردند و رفتند تا زندگی جدید و آرامی را آغاز کنند. اژدها تبدیل به سنگ شده بود. سنگ متعفنی که چرک سیاه از لای آن بیرون می‌شد. گاهی که این چرک آتشین فواران می‌کرد چند نفری را می‌کشت. مردم اما راضی بودند. می‌گفتند روزگارشان بهتر از روزهایی هست که اژدها زنده بود.

بیست سال زمان گرفت تا اژدهای که مردم تصور می‌کردند مرده است بیدار شود. اژدها اکنون دو سر داشت. شهاب سنگ به وسط سر اژدها اصابت کرده و آن را به دو قسمت تبدیل کرده بود. حالا هر دو قسمت به سرهای جدیدی تبدیل شده بودند. برای اینکه مردم اشتباه نکنند، اژدها روی هر سرش اسمی گذاشته بود. یک سرش را "اسلامیت" می‌خواند و سر دیگرش را "افغانیت".

اژدهای خوشبخت دیگر گرسنه نبود. وقتی این سرش می‌خوابید آن سرش بیدار بود و مردم را می‌خورد. زمانی که آن سرش خواب بود این سرش می‌جوید. لقمه‌ای که جویدنش برای "اسلامیت" سخت بود را به دهان "افغانیت" می‌انداخت تا بجود. لقمه‌ای که نرم کردنش برای "افغانیت" مشکل بود از "اسلامیت" کمک می‌طلبید.

برای این اژدهای دو سر اما نرم کردن یک لقمه خیلی سخت بود: گوشت همان دو زنی که بیست سال پیش خورده بود. هی از دهانش بیرون می‌شد و شعار می‌دادند: "آزادی". اژدها با عصبانیت دهان می‌انداخت و زنان را می‌جوید. هنوز نبلعیده بود که باز زنان بیرون می‌پریدند و فریاد می‌زد: "آزادی". اژدهای دو سر کابل حالا گرسنه نبود اما خسته به نظر می‌رسید. خسته از "زنان" و متنفر از "آزادی".

طنز سیاسی؛ واکنش‌های بشردوستانه به سخنان انتونیو گوترش

۱ دلو ۱۴۰۰، ۲۳:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

انتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل در آخرین بیانیه خود گفته است که فقر و سرما جان میلیون‌ها نفر در سراسر افغانستان را به خطر انداخته است لذا آمریکا باید پول‌های مسدود افغانستان را آزاد کند.

او از طالبان خواسته است تا به حقوق زنان احترام بگذارند، از کشتن کارمندان دولت پیشین دست بکشند و مانع آموزش دختران نشوند. آقای گوترس از طرف‌های درگیر در افغانستان خواسته است تا از طریق گفتگو به صلح برسند.

واکنش‌ها به این سخنان آقای گوترش چنین است:

طالبان:

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی دولت طالبان از سخنان آقای گوترش قدردانی می‌کند و از دولت آمریکا می‌خواهد که پول‌های مسدودشده افغانستان را هرچه عاجل آزاد کند. او پول‌های مسدود شده را حق مردم افغانستان می‌خواند و اعلام می‌دارد که طالبان حاضر است تا به نمایندگی از مردم افغانستان این پول‌ها را دریافت کند. آقای مجاهد دستگیری زنان را دروغی برای پناهندگی در غرب، کشتن کارمندان دولت پیشین توسط طالبان را سیاه‌نمایی رسانه‌های مزدور و ممانعت از آموزش دختران را یک موضوع بی‌اهمیت موقتی می‌خواند.

شاه محمود قریشی:

جمهوریه اسلامیه پاکستان بهوت خوش هوگیا. امریکه باید افغانستان کا پیسه جلدی واپس کری. وزارت خارجه پاکستان تاکید کرتا هی که ظرفیت در دولت طالبان بهوت پایین هی، اسی خاطر افغانستان کا پیسه باید از طریق اسلام‌آباد به افغانستان ارسال هوجایی.

حامد کرزی:

رئیس‌جمهوراسبق افغانستان حمایت خود را از سخنان آقای گوترش اعلام می‌کند. او بار دیگر تاکید می‌کند که برای جلوگیری از بحران انسانی در افغانستان جهان نیاز دارد تا با طالبان به توافق برسد. آقای کرزی از آمریکا می‌خواهد که بر مبنای پیشنهاد آقای گوترش طالبان را به رسمیت بشناسد و مانع بروز یک بحران دیگر در افغانستان شود. رئیس‌جمهور پیشین افغانستان از طالبان می‌خواهد تا برای تعامل با جهان به روش‌های دموکراتیک دولتداری رو بیاورند و از طریق لویه جرگه یک رئیس‌ دولت را انتخاب کنند که هم تجربه داشته باشد، هم انگلیسی بلد باشد و هم نام پسرش میرویس باشد.

عطامحمد نور:

امپرطور شمال و سردار سازندگی بلخ از سخنان آقای گوترش که گفته است طرف‌های درگیر در افغانستان باید از طریق گفتگو به صلح برسند با جدیت حمایت می‌کند. آقای نور به نمایندگی از هر نوع جبهه مقاومت برای هر نوع مذاکره با طالبان اعلام آمادگی می‌کند و صلح را یک گام مثبت می‌داند. او اعلام می‎‌کند که اگر طالبان به صلح تن ندهند به‌زودی از طریق بندر حیرتان وارد افغانستان می‌شود و در یک چشم‌به‌هم مالیدن این کشور را آزاد می‌کند. آقای نور شماره تلفن خود را برای مذاکره، دوصفرنودوهشت، شش‌هزار، دوصدوچهل‌وسه اعلام کرد و گفت که اگر به جای دو صفر علامت مثبت هم زده شود مشکل نیست و او منتظر است.

100%

طنز سیاسی؛ ازدواج زنان غربی با حیوانات

۲۴ جدی ۱۴۰۰، ۱۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

طنزی از موسا ظفر در یکی از تلویزیون‌های افغانستان، طالبی جدیداً از رازی پرده برداشته که تا حال غربی‌ها تلاش کرده بودند از چشم مسلمانان پنهان بماند. این طالب می‌گوید، "در غرب چیزی کم شصت فیصد زنان، از چهل به بالا، با حیوانات ازدواج می‌کنند." [...]

[...] این ادعا باعث شد تا ما خبرنگاران مقیم غرب به سراغ زنان چهل به بالا برویم و ببینیم آیا آن‌ها واقعاً با حیوانات ازدواج می‌کنند یا خیر، و علت ازدواجشان با حیوانات چیست.

اولین کسی که سراغش رفتیم خانم مادلین ویلیام‌سون، ۵۶ ساله اهل آمریکا، ولایت ویرجنیا، ولسوالی بلک‌ستون یا سیاه‌سنگ بود. وقتی از ایشان پرسیدیم که چرا با مورچه عروسی کرده است، وی گفت، "خانه را جاروب کشیدن خیلی سخت است. من دوست داشتم شوهری داشته باشم که در تمیزی خانه نقش ایفا کند و جوراب مردار خود را بین سفره نان نگذارد. مورچه خانه را تمیز می‌کند. جوراب هم ندارد که نگرانش باشم. فقط یک مشکل دارد که هر وقت هر دوی ما روی یک تخت می‌خوابیم فردا مورچه بیدار نمی‌شود. ولی خوبی‌اش این است که دنیا پر از مورچه است. این یکی می‌میرد آن یکی پیشنهاد ازدواج می‌دهد. خلاصه هر روز من عروسم و مورچه‌ای داماد. مورچه خیلی خوب است."

خانم گابریلا نوپرابلومبرگ، داکتر ۴۳ ساله اهل کشور هلند، ولایت زیبای دان‌هاغ، ولسوالی ریدلایت در پاسخ به این سوال که چگونه توانست با مرغابی عروسی کند گفت، "به شما ربط ندارد." وقتی توضیح دادیم که اصل سوال از طالبان است، برآشفته شد و گفت، "طالبان کی هستند که از من چنین سوالی بپرسند؟ آنها خودشان در بدخشان با گاو ازدواج کرده بودند. مگر ما چیزی گفتیم؟ در ولایت میدان وردک با بز ازدواج کردند و کامره‌های حرارتی حتی عروسی‌شان را فیلمبرداری کرده بود. ما چیزی گفتیم؟ مرغابی‌ای که من باهاش ازدواج کرده‌ام حداقل عاقل و بالغ است و مشکل حقوقی ندارد. خود این‌ها که در مدارس با کودکان زیر سن ازدواج می‌کنند چه؟"

از آنجا که وی یک زن بی‌حیا بود و خیلی حرف‌های سخیف می‌گفت سخنان ایشان را قطع کردیم و سراغ نفر بعدی رفتیم.

آخرین فردی که در این مورد همراهش گپ زدیم خانم مارینا الکساندر، ۴۰ ساله و شهروند کشور آسترالیا بود. خانم الکساندر پارسال با فیل ازدواج کرده است و اکنون همراه با شوهرش در هند زندگی می‌کند. وی علت ازدواجش با فیل را خرطوم عنوان کرد. خانم الکساندر در پیامی به زنان طالبان گفت، "اگر از طالب خسته شده‌اید، اگر فکر می‌کنید زندگی کردن با انسانی که پیشه‌اش کشت و خون است برای شما سخت است، اگر احساس می‌کنید که شستن و پختن برای موجود متوهمی که عاطفه در وجودش مرده است دیگر برای شما قابل تحمل نیست، لطفاً به جمع ما بپیوندید. زندگی با حیوانات خیلی ماچ است. کافیست یکبار امتحان کنید."

طنز سیاسی؛ بهترین‌های خالیوود، سینمای افغانستان،‌ در سال ۲۰۲۱

۱۲ جدی ۱۴۰۰، ۲۳:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
موسی ظفر

.

طنزی از موسی ظفر

در حالی که هالیوود (سینمای آمریکا) و بالیوود (سینمای هند) نتوانستند در سال ۲۰۲۱ به دلیل همه‌گیری کرونا فیلم‌های "بلاک بستر" تولید کنند، خالیوود (سینمای افغانستان) سال پرکاری را پشت سر گذاشت و موفق شد دست‌کم دو فیلم عالی به پرده سینماها ببرد.

کارشناسان سینما امسال که به بالیوود ۳.۴ امتیاز و به هالیوود ۵.۸ داده‌اند، خالیوود را لایق ۹.۷ امتیاز می‌دانند که دومین امتیاز بلند در تاریخ سینماست.

فیلم‌های خالیوود که شاهکار‌های سینمایی سال ۲۰۲۱ محسوب می‌شوند:

فرار ۲۱

فیلم فرار ۲۱ که توسط سینماگر و کارتون‌ساز نامدار، حمدالله محب کارگردانی شده بود در میانه ماه اگست ۲۰۲۱ بر پرده‌ سینما رفت و مردم جهان را حیرت‌زده کرد.

در این فیلم اشرف غنی، بازیگر فیلم‌های مشهوری چون "تقلب"، "جیغ"، "دهلیز هوایی" و "چارراه آسیا"، نقش اول مرد و رولا غنی، بازیگر فیلم‌های "خواهرخوانده"، "پروموت" و "قرارداد لبنانی" نقش اول زن را بازی کرده‌اند.

هر دو هنرپیشه اصلی، اشرف و رولا غنی گفته‌اند که فیلم "فرار ۲۱" آخرین فیلم زندگی هنری آن‌ها خواهد بود و می‌خواهند با این فیلم در ذهن مخاطبان سینما جاودانه بمانند.

فیلم فرار ۲۱ در هفته اول اکران توانست ۱۶۵ میلیون دالر درآمد داشته باشد؛ فروشی که سینماگران تا حال حتی تصورش را هم نکرده بودند.

در این فیلم بازیگران چون محمود فضلی، امرالله صالح، سرور دانش، مارشال دوستم و عطامحمد نور که قبلاً در نقش‌های اول بازی می‌کردند نقش‌های فرعی داشتند.

آقای صالح بیشتر نقش چک‌چک کننده، آقای دانش نقش مرد بی‌زبان و مرموز، آقای دوستم نقش پیرمرد معامله‌گر و آقای فضلی نقش پسر عاشق‌پیشه بی‌بند و بار را ایفا کرده‌اند. آقای نور در فیلم دیده نمی‌شود اما در پشت صحنه توانست موهای پسر و دختر فیلم را تکان تکان بدهد و قطره‌های باران را پراکنده کند.

پیش‌بینی می‌شود که فرار ۲۱ حداقل شش اسکار بگیرد.

بازگشت زامبی‌های عصر دایناسور

با کارگردانی جاوید باجوه و فیض حمید، دو تن از سینماگران مشهور لولی‌و‌ود (سینمای پاکستان)، سینمای خالیوود توانست فیلم بازگشت زامبی‌های عصر دایناسور را تکمیل و اکران کند. ساخت این فیلم از بیست سال پیش شروع شده بود.

در این فیلم هیچ زنی نقش بازی نکرده و تمام بازیگران آن مذکر اند. نقش اول در این فیلم را هنرپیشه ناشناسی به نام "هبت‌الله" بازی کرده که چهره نامرئی دارد. او فقط با فرمان و نامه با سایر بازیگران گفتگو می‌کند.

نقش دوم و سوم را به ترتیب، احمد منصور خان، بازیگر پاکستانی و ملا حسن آخند، بازیگر بی‌زبان افغان بازی کرده‌اند.

تصور می‌شد که فیلم "گودزیلا علیه کینگ کونگ" عالی‌ترین فیلم در ژانر ترسناک در سال ۲۰۲۱ باشد اما فیلم بازگشت زامبی‌ها آنقدر موفق بود که واژه "ترسناک" را بازتعریف کرد.

کارشناسان سینما فیلم بازگشت زامبی‌ها را نقطه عطفی در تاریخ فیلم‌های ترسناک می‌دانند و معتقدند که حداقل در صد سال آینده کسی قادر به ساختن فیلم ترسناکی چون "بازگشت زامبی‌ها" نخواهد بود.

خالیوود در سال ۲۰۲۱ فیلم‌ها دیگری را نیز به پرده سینما برد که موفقیت چندانی نداشتند.

آثاری مانند:

شش‌ونیم
به کارگردانی امرالله صالح

مقاومت بی‌حاصل
ساخته احمد مسعود

مکتب در مسجد
اثر رنگینه حمیدی

داعش
و هلی‌کوپتر
به کارگردانی فضل‌هادی مسلمیار

شکست جنرال مراد
کاری از محمد محقق

صبر استراتژیک ۷
ساخته عبدالله عبدالله

در آغوش برادران
به کارگردانی حامد کرزی