• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ادیان و امپراتوری‌ها آمدند و رفتند، اما نوروز ماند، ریشه دواند و جهانی شد

ستار سعیدی

روزنامه‌نگار

۲۹ حوت ۱۴۰۱، ۱۲:۰۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۹:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

سعدی عزیز هشتصد سال پیش گفت "آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار -- هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است". و مرادش از حَطَب، چوب خشک و بی‌ثمر بود که کاربردی جز هیزم آتش ندارد.

باشندگان جغرافیای نوروز شاید از ۳۰۰ میلیون نفر فراتر نروند، اما در همان روزی که ما جشن باستانی‌مان را به یکدیگر شادباش می‌گوییم، کام خود را شیرین می‌کنیم، خوشبو و خوش‌پوش می‌شویم و به دیدار گل سرخ می‌رویم، میلیاردها نفر در نیم‌کره شمالی زمین از فرارسیدن بهار خشنودند و برای درآغوش گرفتن گرمای آفتاب و لذت بردن از بوی خوش شکوفه‌های گیلاس و ترنم گوش‌نواز پرندگان، پنجره دل‌ خود را به روی بهار می‌گشایند.

نوروز جشن طبیعت است، آغاز بهار دل‌هاست؛ آیین مذهبی نیست که با گسترش یک دین و از سکه افتادن دین دیگر کنار گذاشته شود؛ رسم قومی نیست که با افتادن قدرت به دست یک قوم، بر همگان تحمیل شود و اقوام دیگر آن را بیگانه پندارند.

100%

ادیان و آیین‌ها آمدند و رفتند، امپراتوری‌ها یکی پس از دیگری در این جغرافیا کشورگشایی کردند، حاکمان بسیاری یکدیگر را از قدرت به زیر کشیدند، ... همه رفتند، اما نوروز ماند، از گذشته تا هنوز؛ و همچنان خواهند ماند.

دُردانه بلخ

نوروز از ما بود، فراتر از سه هزار سال پیش در بلخ زاده شد، اما حالا دیگر فقط از ما نیست، بلکه یک جشن جهانی است.

در سال ۲۰۱۰ میلادی، پس از آن‌که مجمع عمومی ملل متحد،‌ ۲۱ مارچ (اول فروردین یا حمل) را روز جهانی نوروز اعلام کرد، تازه بسیاری از ما به تکاپو افتادیم تا دریابیم که دیگر کدام کشورها نوروز را گرامی می‌دارند. آن‌گاه بود که دریافتیم این دُردانه بلخ، چه درخت تنومندی شده و شاخ و برگش از چین تا قفقاز و بالکان، و از آسیای میانه تا هند و پاکستان را پوشش می‌دهد.

از مناسبت‌ها و جوانب خوشایند نوروز در افغانستان و ایران و تاجیکستان آگاهیم؛ هفت‌میوه و هفت‌سین و سمنک را به خوبی می‌شناسیم، پس بهتر است رد پای نوروز را در کشورهای دیگر بجوییم:

"نەورۆز" در کردستان

100%

کُردها در ایران، شمال عراق، ترکیه و سوریه، بیش از هر قوم دیگری نوروز را جدی می‌گیرند. نوروز مهمترین جشن کُردهاست. سبزه، لباس‌های رنارنگ سنتی، مشعل‌های آتشین و هیمه‌های بزرگ آتش، بخش ثابت این جشن‌هاست که در مواردی از اوایل اسفند (حوت) شروع می‌شود و در شب آخر سال به اوج می‌رسد. همانند افغانستان، کردها نیز در نوروز برای تازه‌عروسان هدیه نوروزی می‌برند و این هدایا در طبق‌هایی به نام خوانچه قرار می‌گیرد و با گل و شیرینی و کاغذهای رنگی تزئین می‌شود.

نوروز در آسیای میانه

100%

جشن نوروز در سراسر آسیای میانه، از اویغورستان چین و مغولستان گرفته تا همه کشورهای شمال افغانستان، و در آن سوی دریای خزر،‌ در آذربایجان و بخش‌های دیگر قفقاز به صورت جدی با مراسم خاصی برگزار می‌شود. باشندگان آسیای میانه و قفقاز در نوروز غذاهای مخصوص و شیرینی می‌پزند، لباس محلی می‌پوشند و با رقص و موسیقی و ورزش‌های ملی، از این مناسبت باستانی تجلیل می‌کنند.

"نوروز جمشید" در هند

۱۴ قرن پیش زمانی که اعراب به ایران‌زمین یورش بردند، بسیاری از مردمان این سرزمین را به زور یا رضا مسلمان کردند. گروهی از زرتشتیان اما به هند پناه بردند تا دین خود را حفظ کنند. از شمار آوارگان زرتشتی که به هند رفتند، آمار دقیقی در دست نیست، اما امروزه حدود ۶۰ هزار نفر از این اقلیت در هند باقی مانده‌اند که پارسی‌ها نامیده می‌شوند.

100%

سال نو پارسیان مانند سال نو خورشیدی، با ماه فروردین شروع می‌شود. نوروز که پارسی‌های هند به آن نوروز جمشید می‌گویند، هم شروع سال نو است و هم یک مناسبت دینی؛ با این تفاوت که آ‌ن‌ها نوروزشان را چند ماه دیرتر از ما جشن می‌گیرند.

شروع سال نو و نوروز پارسی‌ها در ماه‌های جولای یا آگست است. علت این تفاوت آن است که پارسیان هند از گاهشمار (تقویم) شهنشاهی استفاده می‌کنند که سال کبیسه ندارد. مهاجرت آن‌ها به هند، پیش از رایج شدن گاهشمار دقیق جلالی (امروزه: هجری خورشیدی) بوده است.

"نوروز عالم‌افروز "در پاکستان

100%

اگر از هند به کشور همسایه‌اش پاکستان برویم، نوروز باز هم حال و هوای مذهبی دارد، اما این بار نه نوادگان زرتشتیان مهاجر، بلکه مسلمانان منطقه گلکت در شمال‌شرق پاکستان اند که رنگ و بوی دینی به این مناسبت داده‌اند. بلتستانی‌های پاکستان به نوروز جشن عالم‌افروز می‌گویند و باور دارند که علی‌ بن ابی‌طالب در این روز به خلافت رسیده است.

آن‌ها در زیارتگاهی به نام قدمگاه علی، عَلم یا جَنده منسوب به حضرت علی را در روز نوروز برافراشته می‌کنند؛ مشابه همان سنتی که پیش از آمدن طالبان در روضه سخی در مزارشریف انجام می‌شد. (در ضمن نام این بیرق، نه جهنده و نه ژنده، بلکه جَنده – بر وزن خنده – است. واژه جَندَه Jhanda در زبان هندی به معنای پرچم یا بیرق است).

 "نوروز سلطان" در بالکان

مسلمانان بالکان، مانند کشورهای آلبانیا، کوزوو، بوسینا،‌ مقدونیه شمالی و اقلیت‌های مسلمان در کشورهای دیگر شرق اروپا هم به نوروز جنبه مذهبی داده‌اند. آن‌ها باور دارند که این روز، تولد علی بن ابی‌طالب است. به همین دلیل آن را "نوروز سلطان" می‌نامند. در خانقاه‌های صوفیان در آلبانیا، کوزوو و بوسینا، در روز "نوروز سلطان" از مهمانان با غذاهای دارای گوشت گوسفند پذیرایی می‌شود و دراویش این روز را به ذکر گفتن می‌گذرانند.

این رسم و پیوند دادن نوروز به علی بن ابی‌طالب، ریشه در باورهای طریقه بکتاشیه دارد و در میان علویان ترکیه هم رایج است. گمان می‌رود امپراتوری عثمانی آن را به منطقه بالکان برده باشد.

"عید نوروز" در ترکیه

100%

نوروز در ترکیه "نوروز بایرامی" یا عید نوروز نامیده می‌شود. علاوه به گردهمایی‌های مذهبی در خانقاه‌ها و عبادتگاه‌های دراویش، در پارک‌ها و دامان طبیعت هم مردم با گلگشت و پیک‌نیک (میله)، صرف غذاهای مخصوص و پریدن از روی آتش، نوروز را جشن می‌گیرند.

هر چه به مناطق کُردنشین ترکیه و سوریه بروید، نوروز برای مردم جدی‌تر می‌شود.

افزون بر این‌ها،‌ در عراق، سوریه، ارمنستان، گرجستان، جمهوری‌های مسلمان‌نشین روسیه، و حتی در شرق افریقا، نوروز ارادتمندانی دارد و تجلیل می‌شود.

Photos: Reuters / ICHHTO via UNESCO / IRNA

پربازدیدترین‌ها

سقوط بلخ؛ چگونه طالبان در مزارشریف زمینگیر شدند؟
۱

سقوط بلخ؛ چگونه طالبان در مزارشریف زمینگیر شدند؟

۲

منابع می‌گویند پسر الله‌گل مجاهد در حادثه تیراندازی کابل کشته شده است

۳

'تیراندازی' در سرای شهزاده کابل

۴

رهبر طالبان در پیام عید قربان: مسئولان از ظلم به مردم خودداری کنند

۵

هبت‌الله آخندزاده؛ مردی برخاسته از ریگزاران قندهار

•
•
•

مطالب بیشتر

«قصاب قندهار» چگونه سایه ملا هبت‌الله شد؟

۲۵ حوت ۱۴۰۱، ۱۷:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
جواد عزیز

در سال ۲۰۰۷ میلادی که ملا دادالله، فرمانده بی‌رحم طالبان در عملیات مشترک نیروهای افغان و خارجی کشته شد، کسی حاضر نبود جسد او را به طالبان تحویل دهد. دولت پیشین افغانستان می‌خواست برای جلوگیری از تبدیل شدن قبرش به زیارتی برای جنگجویان اسلام‌گرا، ملا دادالله را پنهانی دفن کند.

اما طالبان برای گرفتن جسد این فرمانده خود راه آسانی را انتخاب کردند: آنها یک پزشک و سه پرستار و راننده آنها را که سرگرم عرضه خدمات از جمله واکسیناسیون پولیو برای مردم جنوب بودند، ربودند و خواهان تبادله شدند.

دولت کوتاه نیامد و پس از مذاکرات زیاد، طالبان سرانجام این پزشک افغان را سربرید و دولت مجبور شد جسد دادالله را در ازای رهایی چهار گروگان و جسد بی‌سر پزشک به طالبان تحویل دهد.

خبرنگاران قندهار می‌گویند کسی که این عملیات گروگان‌گیری را انجام داده بود و به دستان خود سر آن پزشک را از تنش جدا کرده بود، یوسف وفا والی امروز طالبان در بلخ است.

یوسف وفا که برخی آن را به نام امین وفا هم می‌شناسند، از جنگجویان دوره اول طالبان است که در هفته‌های نخست ظهور طالبان در دهه ۹۰ میلادی، مدیریت چند ایست بازرسی یا کمربند امنیتی را در جنوب داشت. او در دوره اول حاکمیت طالبان، جنگجوی چندان مطرحی نبود و کارش بیشتر در شاهراه‌ها گذشت اما یک ماموریتش او را برای حلقه قندهار جالب ساخت. در همان ایام نیروهای ضدطالبان تحرکاتی را به دستور احمدشاه مسعود، فرمانده سابق ضدطالبان در غوربند انجام دادند و یوسف وفا برای مقابله به آن به غوربند فرستاده شد که موفق برآمد.

تا طالبان در پی تصرف افغانستان شدند، حملات یازدهم سپتامبر رخ داد و یوسف وفا نیز مانند رهبرانش از افغانستان به پاکستان فرار کرد. در پاکستان او که به قوم نورزی وابسته بود، روابط نزدیکی با ملا رسول و ملا هبت‌الله که با رهبری اختر محمد منصور بعد از مرگ ملا عمر راضی نبودند، بنا کرد. این دوره برای رشد یوسف وفا دوره سرنوشت‌سازی بود.

100%

آنگاه که شورش در افغانستان اوج گرفت، شورای رهبری طالبان از یوسف ‌وفا به خاطر سنگدلی و تبهرش در مقابله با نیروهای خارجی استفاده کرد.

او اولین واحدهای شورش ضد دولت را در اسپین بولدک در مرز پاکستان رهبری کرد. به تدریج نیروهای انتحاری در اختیارش گذاشته شد که در حملات مختلف از آن استفاده کرد.

رهبری طالبان در اوج درگیری‌های ضد دولتی، مسئولت ولایت و فرماندهی نظامی قندهار، بعد فراه و بعد ارزگان را به یوسف وفا داد.

یوسف وفا بارها حملات انتحاری در نقاط مختلف جنوب و غرب کشور راه‌اندازی کرده که او را به «قصاب قندهار» مشهور کرده است.

یکی از حملات او حمله به دادستانی فراه در سال ۲۰۱۳ میلادی بود که دست‌کم ۵۳ کشته و ۱۰۰ مجروح بر جا گذاشت. دولت پیشین افغانستان حمله فراه را «قتل‌عام» نامید و گروه‌های سیاسی آنرا وحشت‌‎ناک خواندند.

در این حمله نه نفر سوار یک موتر شدند با ۵۰۰ کیلوگرام مواد منفجره به دادستانی فراه رفتند. دو تن از آنها پشت در دادستانی پیاده شدند. به محافظان گفتند که نیروهای ارتش اند و به دیدن کسی آمده‌اند. محافظان اصرار داشتند که نمی‌توانند مسلح وارد ساختمان شوند که بعد انفجار عظیمی رخ داد.

وبسایت «نن تکی آسیا» که حامی طالبان است، در تعریف یوسف وفا می‌نویسد: «یوسف وفا استشهادی‌ها [عاملان انتحاری] را به این مرکز مهم دشمن که در فراه است، هدایت کرد که در آنجا قضات و دادستان‌ها و کارکنان وحشی، دستورات وحشیانه و کفرآمیز خود را بر ملت مظلوم ما اعمال می‌کردند. این حمله بزرگی بود و بسیاری از قضات و دادستان‌های ظالم کشته شدند و این حمله به یک مرکز بسیار مهم در زمانی مهم با موفقیت و رهبری منظم انجام شد و چنان پایان یافت که تیتر اول رسانه‌های خارجی و داخلی شد.»

به نوشته نن تکی آسیا، یوسف وفا در شورای پیشاور مسئول نظامی زون شرق بوده است. نن تکی هرچند نامی از شورای پیشاور نبرده است.

یوسف وفا که زمانی والی طالبان در ارزگان هم بود به عنوان مسئول کمیسیون نظامی شورای پشاور به خاطر مدیریت سراج‌الدین حقانی تعیین شده بود. حقانی شورای پیشاور را از آن خود می‌دانست.

100%

تعداد کل حملاتی که به دستور یوسف وفا صورت گرفته است، روشن نیست اما آنچه روشن است این است که این آدم‌کشی به تثبیت جایگاه او در میان طالبان به عنوان یک فرد نیرومند کمک کرده است.

یوسف وفا که از قوم نورزی است، هم‌تبار ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان است. از او به عنوان «سایه امیر» نیز یاد می‌شود و نقش دست راست ملا هبت‌الله را دارد. ملا هبت‌الله با کشته شدن داوود مزمل هلمندی در بلخ، اکنون یوسف وفا را به عنوان فرد مورد اعتمادش برای ولایت بلخ و قندهار انتخاب کرده است.

بسیاری از مقام‌های خارجی و طالبان که آرزوی ملاقات با ملا هبت‌الله را دارند، ابتدا باید از فیلتر یوسف وفا بگذرند.

امینه محمد، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد و توماس نیکلاسون، نماینده اتحادیه اروپا که قصد دیدار با رهبر طالبان در قندهار را داشتند، حتی نتوانستند با یوسف وفا ملاقات کنند.

اما نزدیکی بیش از حد یوسف وفا به رهبر طالبان، او را با چالش‌هایی هم مواجه کرده است. حلقات رقیب از چنین قدرتی که یوسف وفا تصاحب کرده است، راضی نیستند.

چرا کشتن ملا داوود مزمل می‌تواند کار خود طالبان باشد؛ نفر بعدی کیست

۲۳ حوت ۱۴۰۱، ۱۴:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
جواد عزیز

هرچند داعش خراسان مسئولیت حمله «انتحاری» پنجشنبه ۱۸ حوت به محمدداوود مزمل، والی طالبان در بلخ را به عهده گرفت، اما با گذشت پنج روز تحقیقات طالبان درباره چگونگی و عامل قتل فرمانده مقتدر هلمندی‌اش نهایی نشده و به بی‌اعتمادی بین بخش‌های اصلی طالبان دامن زده است.

گروه طالبان دست‌کم ۳۴ نفر از کارمندان ولایت بلخ را بازداشت کرده که در میان آنها محافظان، کارمندان دفتر والی طالبان و ماموران حکومت سابق هستند. اما معنادارترین بخش این دستگیری‌ها که زیر نظر یوسف وفا، والی قندهار، که همزمان سرپرست ولایت بلخ نیز تعیین شده و دست راست ملا هبت‌الله آخندزاده خوانده می‌شود، بازداشت افراد قاری قدرت‌الله حمزه، والی پیشین طالبان در بلخ است.

ظرافت ماجرا هم در اینجا است که قدرت‌الله حمزه، والی سابق بلخ که اکنون به ولایت زابل رسیده است، از افراد سراج‌الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی و وزیر داخله طالبان است. در حالی که ملا داوود مزمل، به حلقه «لوی قندهار» طالبان نزدیک بود. یوسف وفا که برای بررسی اوضاع به بلخ رفته، نیز از حلقه قندهار است.

100%

بلخ از جهت‌های مختلف برای طالبان اهمیت دارد، اما مهم‌ترین بخش آن درآمد بندر حیرتان است که شامل میلیون‌ها دالر می‌شود و کنترل این بندر برای تثبیت جایگاه بخش‌های مختلف طالبان موثر است.

گروه طالبان با وجود ۱۸ ماه تسلطش بر افغانستان، نتوانسته یک دولت یا ارتش واحد به وجود بیاورد. دست‌کم ۲۲ ولایت این کشور مستقیم یا غیرمستقیم در کنترل شبکه حقانی است. اما حلقه قندهار، که شبکه حقانی را «طالبان اصلی» نمی‌داند، از این شبکه ناراضی است.

از سوی دیگر، جبهات مختلف طالبان، که به نام «محاذ» نامیده می‌شوند، نیز تاکنون زیر چتر پرچم اردوی ملی جمع نشده و تجهیزات امریکایی را که ارزش آن به ۷ میلیارد دالر می‌رسد، غنیمت جنگی می‌شمارند و در کنترل خود حفظ کرده و به انبارهای وزارت دفاع نسپرده‌اند.

علاوه بر این، اختلافات جدی درباره نحوه اداره کشور و تعامل با جهان هم دیگر بر کسی پوشیده نیست که به شکایت‌های علنی طالبان از همدیگر انجامیده است.

با وجود تلاش رهبران جوان طالبان برای تفاهم با ملا هبت‌الله آخندزاده و سفر به قندهار، دستاورد آنها از این سفر هیچ بود. رهبری قندهار نه تنها از خود سازش نشان نداد که سخنان تازه ملا ندیم، دست چپ ملا هبت‌الله آخندزاده، درباره «تخریب نظام اسلامی» پیام روشنی به ملا یعقوب، سراج‌الدین حقانی، عباس استانکزی در میان هزاران منتقد و مخالف دیگر طالبان می‌دهد.

100%

ندامحمد ندیم در مراسم پایانی دوره آموزشی مفتی‌ها و قاضی‌های گروه طالبان گفت: «تخریب‌کننده نظام اگر با زبان، اگر با قلم یا در عمل تخریب کند، همه آنها باغی و واجب القتل پنداشته می‌شوند.»

از این رو، با بستن راه تعامل، شبکه حقانی که خود را «فاتح کابل» می‌داند و از توان نظامی بالایی برخوردار است و متحدانی هم در میان طالبان نسل دوم دارد، در صدد حفظ جایگاهش است.

روابط این شبکه با گروه‌های جهادگرای جهانی مانند پناه دادن به ایمن الظواهری، رهبر شبکه القاعده در منطقه دیپلومات‌نشین کابل نشانگر عمق ارتباطات با دیگر گروه‌ها است. براساس اطلاعات، این شبکه با گروه داعش خراسان نیز روابط دارد.

در واقع، به نظر می‌رسد تفاهم نانوشته‌ای بین داعش خرسان و شبکه حقانی وجود دارد که در داعش در ازای حمایت افراد شبکه حقانی، کارهایی برای سراج‌الدین حقانی انجام دهد؛ به گونه‌ای که هدف را شبکه حقانی تثبیت کند و اجرا و مسئولیت آن را داعش به عهده گیرد. منابع می‌گویند شبکه حقانی بلاک‌هایی را در شهرک آریا به بعضی از افراد رهبری داعش برای فراهم کردن مصونیت تامین کرده است.

100%

براساس اطلاع استخباراتی، ۱۲ تن از رهبران قوم اسحاق‌زی و قندهاری با تهدید شبکه حقانی مواجه‌اند تا موضع آنها در بازی تاج و تخت قدرت تضعیف شود. تحولات چندماه گذشته نیز این روایت را تقویت می‌کند.

از این رو، حذف افرادی از این لیست در آینده نزدیک نباید چندان غافلگیرکننده باشد:

  • یوسف وفا، والی قندهار
  • مولوی ندامحمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی
  • مولوی خالد حنفی، وزیر امر به معروف
  • شیخ عبدالحکیم، رئیس دادگاه عالی
  • نور محمد ثاقب، وزیر حج
  • فریدالدین محمود، رئیس آکادمی علوم
  • ترابی، رئیس جمعیت هلال احمر
  • مولوی طالب، والی هلمند
  • صدر ابراهیم، معاون وزیر داخله طالبان

براساس گزارش‌هایی که تاکنون طالبان آنها را تایید نکرده‌اند، دست‌کم دو بار حمله ناکام علیه صدر ابراهیم در وزارت داخله رخ داده است.

البته اینک کشته شدن ‌داوود مزمل بدون واکنش نخواهد بود. چرا که داوود مزمل، فرد قدرتمند و بازوی محکم صدر ابراهیم به شمار می‌رفت. بنابراین، بعید نخواهد بود که در روزهای آینده شاهد ترورهای متعدد انتقام‌جویانه و روند حذف رقیب باشیم. تصادم بین حلقه قندهار و طالبان کابلی روز به روز جدی‌تر به نظر می‌رسد.

بازی تاج و تخت؛ چرا بزرگترین فرمانده طالبان کشته شد؟

۱۸ حوت ۱۴۰۱، ۱۲:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
جواد عزیز

در ماه میزان سال جاری خورشیدی که قندهار می‌کوشید قدرت‌الله ابوحمزه، والی پیشین طالبان برای بلخ را برکنار کند که از محل و ظاهراً طرفدار آموزش دختران و البته به شبکه حقانی نزدیک بود، زمزمه‌هایی از مقاومت در برابر چنین تصمیمی شنیده می‌شد.

اما سرانجام حکمی منسوب به ملا‌ هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، صادر شد و داوود مزمل از جنوب به شمال رفت تا جایگزین والی بلخ شود.

ملا داوود مزمل که از اعتماد و قدرت زیادی در میان طالبان جنوب برخوردار بود، اوضاع مزارشریف را به راحتی مدیریت کرد. اما دوره ولایت او خیلی طولانی نبود و امروز در یک انفجار انتحاری در دفترش در شهر مزارشریف کشته شد.

لحظاتی از کشته شدن او نگذشت که پیام‌های تسلیت از دستگاه‌ تبلیغاتی طالبان که به نظر می‌رسد زیر کنترل سراج‌الدین حقانی در کابل است، صادر شد. اما ملا هبت‌الله آخندزاده تاکنون پیامی نداده است.

هیچ فرد یا گروهی تاکنون مسئولیت کشتن ملا داوود مزمل را بر عهده نگرفته است. اما دو گروه مظنون مشخص وجود دارد: شبکه حقانی که روابطش با قندهار در حال تیره شدن است، و جنگجویان داعش که به دنبال سرنگونی نظام طالبان اند. داعش نیز تاکنون سکوت کرده است.

به هر حال، به نظر می‌رسد بازی تاج و تخت طالبان وارد مرحله حساس می‌شود.

داوود مزمل، از ولایت هلمند بود، عضو حلقه رهبری هلمند و جنگجوی سرسختی که علیه بریتانیایی‌ها جنگید. اما زمانی به شهرت رسید که محسن اسلام‌زاده، مستندساز ایرانی، در سال ۲۰۱۵ در مستندی به نام «تنها میان طالبان» با او به عنوان یکی از فرماندهان کلیدی که با دولت اشرف غنی و حامیان بین‌المللی‌اش می‌جنگد، مصاحبه کرد. مستندساز به قرارگاه‌های نظامی طالبان در فراه رفت و از صحنه جنگ و فعالیت‌های داوود مزمل تصویربرداری کرد. در آن زمان، داوود مزمل معاون نام‌‎نهاد طالبان برای فراه بود.

او پله‌های قدرت را سریع پیمود و با پیروزی طالبان به مقام ولایت در چند ولایت کشور رسید. داوود مزمل که سابقه ولایت در جنوب غرب و شرق کشور را دارد، بزرگترین فرمانده طالبان از زمان به قدرت رسیدن این گروه است که کشته می‌شود.

برای شناخت عوامل قتل او، سه مشخصه دیگر را هم باید مرور کرد: مزمل به ملا اختر محمد منصور، دومین رهبر گروه طالبان نزدیک بود. طبعا این نزدیکی روابط او را با شاخه قدس سپاه پاسداران نیز تامین کرده بود و از مزمل به عنوان نیروی وابسته به جمهوری اسلامی نیز یاد می‌شود و البته مشخصه سومش مدیریت در قاچاق مواد مخدر در هلمند بود. او زمانی که در ننگرهار والی طالبان بود، بسیاری از اعضای داعش را بی‌رحمانه به قتل رساند.

فرماندهان طالبان تخطی‌ها و کشتارهای زیادی از جناح‌های مختلف کرده‌اند تا به نام و منصب رسیده‌اند.

از این رو، کشته شدن او در واقع نشانگر حذف تدریجی بازمانده‌های اختر محمد منصور و اسحاق‌زی‌ها از بدنه اصلی رهبری طالبان شمرده می‌شود.

اخیراً پس از افزایش صلاحیت‌های صدر ابراهیم، معاون ارشد وزارت داخله و فرد نزدیک به جمهوری اسلامی ایران و رهبر جناح اسحاق‌زی طالبان که مورد حمایت هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان است، نگرانی و خشم سراج‌الدین حقانی، رئیس شبکه حقانی و وزیر داخله طالبان و ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان را برانگیخته است. تفاوت دیدگاه و اختلاف نظر دیگر بین این دو و رهبر طالبان تازه نیست.

براساس اطلاع استخباراتی، ۱۲ تن از رهبران قوم اسحاق‌زی با تهدید شبکه حقانی مواجه‌اند تا موضع آنها در بازی تاج و تخت قدرت تضعیف شود. تحولات چندماه گذشته نیز این روایت را تقویت می‌کند.

براساس گزارش‌ها که تاکنون طالبان تایید نکرده‌اند، دست‌کم دو بار حمله ناکام علیه صدر ابراهیم در وزارت داخله رخ داده است.

از سوی دیگر، استعفای هدایت بدری مشهور به گل‌آغا اسحاق‌زی از وزارت مالیه که با هبت‌الله آخندزاده اختلاف پیدا کرده است، نیز مهر تایید می‌زند به این درگیری سیاسی. هرچند تاکنون کناره‌گیری او رسمی اعلام نشده است.

البته اینک کشته شدن ‌داوود مزمل بدون واکنش نخواهد بود. چرا که داوود مزمل، فرد قدرتمند و بازوی محکم صدر ابراهیم به شمار می‌رفت. بنابرین، بعید نخواهد بود که در روزهای آینده شاهد ترورهای متعدد انتقام‌جویانه و روند حذف رقیب خواهیم بود.

این است که در نبود اطلاعات دقیق، این گمانه‌زنی مطرح می‌شود که ممکن است او به دستور شبکه حقانی حذف شده باشد.

اما رحمت‌الله نبیل، رئیس سابق امنیت ملی افغانستان در گفتگوی انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان گفته بود که صدر ابراهیم، معاون وزارت داخله طالبان، و قیوم ذاکر، معاون وزارت دفاع این گروه به‌ عنوان افراد نزدیک به جمهوری اسلامی ایران اند و جمهوری اسلامی تعدادی از طالبان ناراضی همچون قیوم ذاکر و صدر ابراهیم و برخی از چهره‌های رده‌ دوم و سوم طالبان را در اختیار دارد و روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند. داوود مزمل نیز می‌تواند در شمار این افراد قرار گیرد.

در واقع صدر ابراهیم از افراد نزدیک به ملا اختر محمد منصور، دومین رهبر طالبان، بود که در مسیر سفر از ایران در یک حمله هوایی، در ماه مه ۲۰۱۶ در پاکستان کشته شد. با کشته‌شدن منصور برخی بر این باور بودند که از نفوذ ایران در میان طالبان هلمندی کاسته می‌شود، اما صدر ابراهیم و ذاکر قیوم توانستند روابط شان را با جمهوری اسلامی ایران حفظ کنند.

از سوی دیگر، این احتمال وجود دارد که مسایل استخباراتی و دعوا بر سر منابع مواد مخدر و قاچاق نیز در کشتن او بی‌تاثیر نبوده است.

و اما احتمال قوی دیگر هم ظرفیت داعش برای ضربه زدن به طالبان است. هرچند گروه داعش تاکنون نگفته است که کشتن داوود مزمل کار آنها بوده، اما رجزخوانی‌های آنها علیه اعضای رهبری طالبان نشان می‌دهد که بزرگترین گروهی خارج از طالبان که توانایی استخدام و استفاده از نیروی انتحاری را دارد، داعش است و با توجه به سابقه دشمنی مزمل با داعش، نباید انگیزه این گروه برای انتقام‌گیری را دست‌کم گرفت.

روی هم رفته در روزهای آینده روشن خواهد شد که بازی با خون در میان طالبان به چه سمتی خواهد رفت.

سه‌سالگی توافقنامه دوحه؛ طالبان چگونه از کنترول پاکستان خارج می‌شود؟

۸ حوت ۱۴۰۱، ۱۲:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
جواد عزیز

پس از سقوط حکومت اول طالبان در سال ۲۰۰۱، دشمنی این گروه و پاکستان دیگر آشکار بود، اما رهبران طالبان بنابر ناگزیری‌ها سکوت می‌کردند. همراهی پاکستان با امریکا در جنگ علیه طالبان در دو دهه حضور امریکا در افغانستان، زیان‌های جدی سیاسی و معنوی به این گروه وارد کرد.

درباره نقش پاکستان در شکل‌گیری گروه طالبان در حدود سه دهه پیش،‌ تردید چندانی وجود ندارد. اسلام‌آباد در دور اول حاکمیت طالبان،‌ این گروه را همه‌جانبه حمایت کرد و پس از حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ به رهبران فراری طالبان پناه‌گاه داد.

در ۲۰ سال گذشته پاکستان از روی ناگزیری و از بیم تقابل با امریکا، هم در جنگ واشنگتن علیه طالبان و القاعده همراه شد و هم خاک‌اش را به پناه‌گاه‌ها، تجهیز، آموزش و اعزام گروه طالبان به افغانستان تبدیل کرد.

سرانجام، با انحصار روند صلح افغانستان، امریکا را قناعت داد که از افغانستان بیرون شود و این کشور را به طالبان بسپارد.

در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ توافق‌نامه صلح دوحه امضاء شد، از همان آغاز مشخص بود که اسلام آباد با اژدهای دوسر بازی می‌کند. پاکستان در ۲۰ سال گذشته سه اولویت سیاسی در قبال افغانستان داشته است؛ اول واداشتن امریکا به خروج کامل از افغانستان و واگذاری مدیریت این کشور به اسلام‌آباد، دوم انزوای هند در افغانستان، و سوم بازگشت مجدد طالبان به قدرت در ارگ کابل.

هرچند مقام‌های استخباراتی پاکستان از آینده افغانستان در کنترول طالبان و پیامد آن به پاکستان نگران بودند و آن‌را پنهان هم نمی کردند، اما در عموم پشتیبانی از طالبان در راستای منافع ملی اسلام‌آباد بود.

نویسنده که دو ماه قبل از سقوط نظام جمهوری افغانستان در ماه جون ۲۰۲۱ به اسلام آباد رفت و با فیض حمید، رئیس‌ وقت سازمان آی‌اس‌آی دیدار کرد، به نقل از او می‌نویسد :"برای اسلام‌آباد نظام صد درصد طالبانی پذیرفتنی نیست و خطرناک است. پاکستان امیدوارست که حکومت افغانستان در راستای صلح صادقانه گام بردارد. رهبری نظام جمهوری افغانستان کنار برود و با تشکیل یک حکومت موقت و تقسیم قدرت با طالبان توافق کند."

از سخنان فیض حمید نگرانی روشنی از آینده طالبان آشکار می‌شد. اما پس از سقوط نظام جمهوری در ۱۵ اگست ۲۰۲۱ و خروج کامل نیروهای خارجی در ۳۱ اگست، پاکستانی‌ها تصور کردند که در برابر عمل انجام‌شده‌ای قرار گرفته‌اند.

فرار اشرف غنی، رئیس جمهور پیشین، محاسبات و پشبینی‌های قبلی مهندسی‌شده پاکستان را نقش برآب کرد.

مقام‌های پاکستانی از جمله عمران خان، نخست وزیر، شاه محمود قریشی، وزیرخارجه، قمر جاوید باجوا، رئیس ستاد ارتش و فیض حمید، رئیس پیشین سازمان اطلاعات ارتش، کوشیدند نظام طالبان را چنان مهندسی کنند که خطرهای بالقوه علیه پاکستان نابود و یا دست‌کم کاهش یابد.

از این‌رو، پاکستانی‌ها اجازه ندادند که ملابرادر، از بنیانگذاران طالبان و طرف معامله سیاسی صلح با امریکا، به ریاست الوزرا برسد. حضور فیض حمید، رئیس پیشین آی‌اس‌آی، چهار هفته پس از سقوط نظام دولت افغانستان و تشکیل حکومت موجود طالبان، گواه است.

اما چه شد که وضعیت به وفق مراد پاکستان پیش نرفت؟

پس سقوط حکومت اول طالبان در سال ۲۰۰۱ دشمنی طالبان و پاکستان دیگر آشکار بود، اما طالبان بنا بر ناگزیری‌ها سکوت می‌کردند.

دلایل زیر می‌تواند این مسئله را تایید کند.

همراهی پاکستان با امریکا در جنگ علیه طالبان؛ این مسئله در دو دهه حضور امریکا در افغانستان، صدمه جدی سیاسی و معنوی به طالبان وارد کرد.

به همان میزانی‌که حکومت افغانستان از سیاست یک بام و دو هوای پاکستان در قبال طالبان ناراضی بود، طالبان نیز از همین سیاست از متحد همسایه‌اش ناراض بود، طالبان تصور می‌کرد که حضور امریکا و حمایت پاکستان ازآن، غرور ملی پشتون‌ها را پامال کرده است.

از نظر برخی اعضای ارشد طالبان، این صدمه‌ها که پاکستان وارد کرده، جبران‌ناپذیر است. بازداشت و بدرفتای با صدها عضو ارشد طالبان و القاعده در شهرهای مختلف پاکستان، نمونه آشکارش بازداشت عبدالسلام ضعیف، سفیر برحال طالبان در اسلام آباد بود که خلاف تمام عرف دیپلوماتیک انجام شد.

بدتر این‌که تمام بازداشتی‌ها در بدل پول به امریکا تحویل داده شد که برای سال‌ها به گوانتانامو برده شدند.

از سوی دیگر، ازبین بردن اسامه بن‌لادن در سال ۲۰۱۱ در ایبت‌آباد پاکستان توسط نظامیان امریکایی هم مسئله عادی برای طالبان نبود.

زندانی کردن ده‌ها تن از رهبران طالبان مانند: ملاعبیدالله، وزیر سابق دفاع طالبان که در زندان پاکستان به قتل رسید؛ ملا برادر که با انواع توهین، تحقیر و شکنجه همراه بود؛ حبس استاد یاسر، از رهبران معنوی طالبان و البته مهمتر از همه، همکاری اطلاعاتی پاکستان با امریکا در ترور اختر محمد منصور، رهبر سابق این گروه هنگام بازگشت از ایران بر بی‌اعتمادی افزود.

حتی گفته می‌شود که ملا محمدعمر، بنیانگذار طالبان نیز توسط پاکستانی‌ها کشته شده‌‌است.

به رغم آن، جغرافیای سیاسی افغانستان گواه است هر رژیمی که در کابل به قدرت برسد و هرقدر تهی‌دست و وابسته و به پاکستان نزدیک باشد، عواملی وجود دارد که نمی‌تواند خلاف افکار عامه عمل کند.

مسئله خط دیورند به احساسات شدید ضد پاکستانی دامن زده است. سیاست عمیق راهبردی اسلام‌آباد درافغانستان و زیاده‌خواهی‌ از این کشور و مداخلات پی‌هم، هم سبب تنش می‌شود.

روابط طالبان و پاکستان در مرحله جدید هم از این امر مستثنی نیست، از سوی دیگر، پاکستانی‌ها از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۱ ده‌ها هزار راکت زیر نام مبارزه علیه طالبان پاکستانی به طرف افغانستان شلیک کرده‌اند.

حمله‌های توپخانه‌ای به مناطق سرحدی افغانستان انجام داده که احساسات قومی طالبان را علیه اسلام‌آباد بر انگیخته است، در گذشته طالبان بنابر ناگزیری سکوت کرده بودند، اما هرگز فراموش نکرده اند.

علاوه بر آن، حکومت پاکستان در ۲۰ سال اخیر در دو طرف خط دیورند چند اقدام دیگر نیز انجام داده است: ۱- استقرار بیش از صد هزار نیروی نظامی ۲- انحلال مناطق قبایلی به ایالات خیبرپختونخواه؛ ۳- جنگ علیه طالبان پاکستانی و کشتار هزاران پشتون؛ ۴- نصب سیم خاردار، ایجاد مواضع و برج‌های ترصدی در امتداد دیورند؛ بمب‌گذاری و بستن راه‌های سنتی و تردد برای اقوام دو طرف دیورند که همه سبب عقده‌های درونی میان طالبان افغانستان علیه پاکستان شده است.

بنابرین، با بازگشت طالبان به قدرت، تنش بین طالبان و پاکستان بار دیگر بالا گرفته است، اما این تنشها سیاه وسفید نیست و رنگ خاکستری نیز دارد.

پاکستان در درون طالبان دوستان پروپاقرص و دشمنان سرسخت دارد، تمام رهبران طالبان با پاکستان دشمنی نمی‌کنند.

شبکه حقانی کماکان دوست پاکستان باقی خواهد ماند، این گروه برای حل اختلافات تحریک طالبان با دولت پاکستان، گام‌هایی هم برداشت. اما با دخالت طالبان قندهاری، سبب شد که گفت‌وگوهای صلح دولت پاکستان با تحریک طالبان پاکستانی (TTP) با موفقیت پیش‌نرود.

طالبان قندهاری به رهبری ملا برادر و ملایعقوب معتقدند که طالبان پاکستان سرمایه استراتژیک است نباید به بهای کم با پاکستان معامله شود.

دورنمای بازی بیانگر این است که این بار فصل «قهرمان‌سازی و باباسازی» ملا یعقوب شروع شده و ممکن یکی از توافق‌های محرم امریکا و طالبان همین باشد که در فصل جدید لکه سیاه مزدوری پاکستان سفید شود.

منابع اطلاعاتی گفته اند که جناح قندهاری به گروه حقانی مهلت تعیین کرده است که موضع خود در قبال پاکستان را آشکار کند.

به نظر می‌رسد در صورت عدم اقدام شبکه حقانی علیه پاکستان، صدر ابراهیم، به عنوان وزیر داخله طالبان گماشته شود.

به گفته این منابع، سراج‌الدین حقانی وعده داده است که به هیچ قیمت از منابع افغانستان نمی‌گذرد. از جانب دیگر، منابع نزدیک به سراج‌الدین حقانی گفته اند که اخیرا شاهد بازی دوگانه رهبر شبکه حقانی با آسلام‌آباد و طالبان پاکستانی بوده‌اند.

سراج‌الدین حقانی، از یک طرف با ادارات مهم نظامی و استخباراتی پاکستانی روابط خو را حفظ کرده و از جانب دیگر، تازگی برای رهبران طالبان پاکستانی در وزیر اکبرخان خانه اجاره‌ای گرفته، صدها قبضه اسلحه لیزری نادر و گران‌بها برای اعضای این گروه خریده است.

تمام مرکز تحریک طالبان پاکستان در جنوب شرق افغانستان در قلمرو شبکه حقانی قرار دارد که همواره از آنجا به خاک پاکستان عملیات خود را اجرا می‌کنند و بازمی‌گردند.

همزمان ده رهبر جنگجوی کشمیری نیز در کابل گردهم‌آمده و با میزبانی گرم رهبران شبکه حقانی قرار دارند. به‌نظر می‌رسد آهسته آهسته ماه عسل طالبان و پاکستان به پایان می‌رسد.

شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، خواهان ضمانت برای توقف درگیری مرزی شده است. وزیر دفاع پاکستان که اخیرا به کابل سفر کرد، نیز ادعا کرده است که طالبان بخاطر حمله‌های اخیر مرزی پوزش خواست است.

وزیر خارجه پاکستان نیز بارها با تعریف سنتی تروریزم خوب و بد گفته است که طالبان پاکستانی فتنه است و باید با آن مقابله شود و علی‌رغم مشکلات میان اسلام آباد و کابل، طالبان افغانستان بدیلی ندارند و باید با انها تعامل شود.

شاید ارزیابی ریاض محمد خان، وزیر خارجه سابق پاکستان، خلاصه جامعی از دیدگاه پاکستان ارایه بدهد.

او در مقاله‌ای در روزنامه دان نوشت: «ما جذب تصورهای نادرستی مانند یافتن «عمق استراتژیک» و داشتن «دولت دوست» در کابل شدیم. امروز نگاه ما به یک تقاضای حداقلی کاهش یافته است که طالبان افغانستان تحریک طالبان پاکستان و دیگر عناصر ضدپاکستانی را مهار کند، چیزی که به نظر می‌رسید رژیم‌های قبلی کابل آماده انجام آن بودند. ما در این زمینه به طالبان افغانستان اعتماد کردیم و آشکارا ناامید شدیم.»

هدف اصلی سفر رئیس آی‌اس‌آی به کابل چه بود؟

۴ حوت ۱۴۰۱، ۱۱:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
جواد عزیز

سخنگوی طالبان در مورد سفر مقام‌های پاکستان به کابل، واقعیت را پنهان کرده است. ذبیح‌الله مجاهد در بیانیه‌ای می‌نویسد که هیئت پاکستانی و جانب افغان «روی نگرانی‌های امنیتی، پرواز طیاره‌های بدون سرنشین در منطقه ما و فعالیت مخالفین مسلح» واضح و مفصل گفتگو کردند.

به گفته مجاهد، هیئت پاکستان پس از دیدار با ملا برادر، معاون رئیس‌الوزرای طالبان در یک جسله دیگر با حضور مولوی یعقوب، سراج‌الدین حقانی، وزیران دفاع و داخله، امیر خان متقی، وزیر امور خارجه و ملا عبدالحق وثیق، رئیس عمومی استخبارات این گروه روی مسائل مختلف گفتگو کرده‌اند.

اما سخنگوی طالبان درباره جزئیات این مذاکرات و خواسته‌های دو طرف هیچ توضیحی نداده است.

یک دیپلومات پاکستانی آگاه از این مذاکرات به افغانستان اینترنشنال گفته است: «طالبان هدف اصلی این سفر را پنهان می‌کنند. اسلام‌آباد از کابل می‌خواهد که بر طالبان پاکستان فشار اعمال کند تا از اعلام عملیات بهاری خودداری کند و جنگ جاری علیه پاکستان را متوقف کند.»

انتظار می‌رود گروه طالبان پاکستانی ظرف چند هفته دیگر فصل جدید جنگ خود علیه پاکستان را اعلام کند. مقام‌های پاکستان مدارک و شواهدی به طالبان ارایه داده‌اند که نشان می‌دهد رهبران طالبان پاکستانی در افغانستان و در کابل حضور دارند و انتظار دارند علیه آنها اقدام شود.

در مورد نتایج دیدار مقام‌های اطلاعاتی و دفاعی پاکستانی چهار نکته مهم مورد توجه قرار گیرد:

اول‌تر از همه، افزایش حملات تحریک طالبان پاکستانی، فشار فزاینده‌ افکار عامه را بر مقامات این کشور اعمال کرده است. حملات اخیر این گروه بسیار خونین بوده است و در یک مورد حمله انتحاری به قرارگاه پولیس کراچی دست‌کم ۵ کشته و ۱۴ نفر مجروح شدند. در مورد دیگر هم در حمله مرگبار در پیشاور ۸۳ نفر کشته و تعداد زیادی مجروح شدند. این گروه که در سال ۲۰۰۷ با الهام از گروه طالبان افغانستان ایجاد شد، چتری برای بسیاری از افراد و گروه‌های تندروی مسلح ضد پاکستان شده، به طالبان افغانستان بیعت کرده، در جریان جنگ علیه نیروهای خارجی به طالبان افغانستان پناه داده و شانه به شانه با آنها مبارزه کرده‌اند. تعداد جنگجویان آنها هم به حدود ۲۰ هزار نفر می‌رسد. هدفش ایجاد نظامی «اسلامی» شبیه آنچه در افغانستان به وجود آمده، در پاکستان است. مقر فرماندهی آنها در مناطق قبیله نشین پاکستان است. این است که تشدید جنگ آنها در آنسوی مرز، پای مقامات اسلام‌آباد را به کابل کشانده است؛ مقام‌های امنیتی و دفاعی ارشد پاکستان از رهبری طالبان افغانستان خواستند تا از حملات تی تی پی جلوگیری نمایند. گفته شده که رئیس سازمان آی‌اس‌آی اسناد حاوی برنامه‌ریزی و مدیریت حملات علیه پاکستان با استفاده از قلمروی افغانستان را با رهبری طالبان در میان گذاشته است.

مسئله دیگر، تهدیدات داعش از خاک افغانستان است. در حالیکه اسلام‌آباد تقاضای اقدامات بیشتر طالبان علیه داعش خراسان را دارد، رهبری طالبان تصور می‌کنند که در پشت حرکات داعش خراسان، حمایت نظامیان پاکستان قرار‌ دارد. براساس گزارش‌ها، ملا عبدالحق وثیق، در مقابل به جنرال ندیم انجم، رئیس استخبارات پاکستان، اسنادی با محتوای حمایت برخی حلقات پاکستانی از داعش خراسان ارایه کرده است. این رد و بدل اتهام‌ها در بالاترین سطح منجر به بی‌اعتمادی میان دو متحد دیرینه شده است.

نکته سوم هم این است که مقامات پاکستانی ظاهراً خواستار حفظ اتحاد میان وزرای کابل نشین با رهبری شان در قندهار شده‌اند. اخیراً ملا یعقوب و سراج‌الدین حقانی، دو وزیر قدرتمند طالبان به گونه بی‌سابقه از نوع اداره مملکت و انحصار قدرت، انتقاد کرده‌اند.

ملا‌ هبت‌الله آخندزاده تاکنون هیچ واکنشی به این سخنان نداشته است و اما نارضایتی وزیران جوان طالبان که خواهان تعامل با جهان اند، پابرجا است.

همزمان، تنش‌های مرزی را هم نباید از نظر دور داشت. حملات و درگیری‌های مکرر مرزی بخشی از موضوعات مورد بحث نشست امنیتی در ارگ بود. طرف پاکستانی خواهان جلوگیری از تنش‌ها و درگیری نیروهای دو طرف در امتداد مرز دیورند شده‌اند. اما برای طالبان که روابط تلخ و شیرین با پاکستان دارند، مدیریت تمام نیروهای مرزی آسان نیست. چهار روز است که مرز تورخم بزرگ‌ترین گذرگاه بین افغانستان و پاکستان بسته است. هرچند دو طرف کوشیده‌اند که آنرا باز کنند، اما روز شنبه بار دیگر طالبان اعلام کردند که این گذرگاه ساعاتی پس از بازگشایی بسته شده است.

نتیجه دیداررئیس آی‌اس‌آی و وزیر دفاع پاکستان با مقامات طالبان به این زودی روشن نخواهد شد. تمام نشانه‌ها وجود دارد حاکیست که طالبان افغانستان توان یا اراده اقدام علیه طالبان پاکستانی را ندارند و طالبان پاکستانی هم تازه جنگ خود علیه پاکستان را تشدید کرده است.