شهروندان ایرانی کمپین حمایت از حقوق مهاجران اخراجی به راه انداختند


گروه وسیعی از شهروندان ایران نگرانی خود را درباره خودداری مالکان خانه از پرداخت پول رهن یا گروی منزل به مهاجران اخراجی افغان ابراز کردند.
آنها با راه اندازی کمپینی در شبکههای اجتماعی از حکومت خواستند که جلو «سوءاستفاده صاحبخانههای ایرانی سودجو» را بگیرد.
تا اکنون نزدیک به ۱۳ هزار نفر به این کارزار آنلاین پیوسته اند.
این شهروندان میگویند که مالکان خانه، مهاجران اخراجی را تهدید میکنند که در صورت درخواست پول رهن، آنها را به عنوان جاسوس به پولیس معرفی خواهند کرد.

در سال ۲۰۲۱ تصور میشد که روند دوحه مسیری را برای ایجاد نظامی با بنیاد وسیع در افغانستان باز میکند، نظامیکه در آن طالبان و سایر بازیگران سیاسی زمینهساز تشکیل دولت مشروع و فراگیر شوند.
این تصور بسیار جذاب بهنظر میرسید. ذهنیت جمعی به گونهای شکل گرفته بود که حالا جامعه جهانی به صورت جدی بر طالبان فشار میآورد تا مشارکت سیاسی شهروندان را در فضای جدید سیاسی بپذیرد.
هر قدر که طالبان فرصت بیشتر یافتند، به همان پیمانه قدرت چانهزنی آنان بالا رفت. در اواسط سال ۲۰۲۲ ادبیات سیاسی طالبان که از قندهار سرچشمه میگرفت، در برابر خواستهای جامعه جهانی تغییر کرد که ریشه در ایدیولوژی تندروانه این گروه دارد.
در سال ۲۰۲۳ طالبان بر سیاست داخلی بیشتر حاکم شد. شیخ هبتالله، امیر طالبان در قندهار با احکام خود روز به روز بر کابل و بزرگشهرهای افغانستان چیره میشد. هرچند صداهای مخالفت از میان رهبری طالبان اینجا و آنجا شنیده میشد، اما هبتالله هیبتش را بر همه به شکل فرسایشی مستولی میکرد.
سال ۲۰۲۴ رهبر طالبان منتقدان خود را منزویتر کرد. او از طریق وزارت عدلیه پیامهای واضحی برای بازماندگان گروههای جهادی به سان حکمتیار، ارسال کرد.
همچنین، در این سال حکومت طالبان توانست با دولتهای بیشتر در سطح منطقه روابط مستحکمی ایجاد کند. روسیه، چین، ایران و ترکیه اقدامات نه چندان بزرگ اما دارای اهمیت سیاسی برای این گروه انجام دادند.
این کشورها از روند دوحه که امروز چهارمین دور آن آغاز شد، حمایت میکنند. این روند گام به گام طالبان را تقویت کرده و اما تاثیر مثبتی برای افغانستان به جا نگذاشته است. در نشست اول دوحه، جامعه جهانی برای بهبود روابط با طالبان شرایط گذاشت، اما طالبان نهتنها این شروط را نپذیرفت، بلکه محکمتر و تندروتر عمل کرد.
در نشستهای دوم و سوم این طالبان بود که شرایط گذاشت و جامعه جهانی آن را قبول کرد. مثلا، این گروه درخواست کرد که نمایندگان زنان و جامعه مدنی در نشست نباشند؛ بحث حقوق بشر و حاکمیت فراگیر سیاسی در دستورکار جلسات قرار نگیرد و چنین هم شد.
و اما حالا که دور چهارم است وضعیت چگونه است؟
نبود مشروعیت
عدم حضور نمایندگان مردم افغانستان در نشست دوحه سبب شده است که به سان دورهای قبلی، این نشست نیز از نداشتن مشروعیت رنج ببرد. طالبان که خود مشروعیت ملی و بینالمللی ندارد، چگونه میتواند برنامههایی برای بهبود وضعیت افغانستان ارائه کرده و تصمیم بگیرد. جهان به این فیصلهها چگونه نگاه خواهد کرد؟ مثلا، به رغم فیصلههای دوحه، ۲۷ دولت عضو اتحادیه اروپا با اداره طالبان وارد همکاری نخواهد شد.
دستورکار ناقص
سال گذشته، در نشست سوم کار گروههایی برای مبارزه با مواد مخدر و حمایت از بخش خصوصی در افغانستان ایجاد شد. اکنون در نشست چهارم، سازمان ملل در مورد همکاری در این دو حوزه به صورت سازمان یافتهتر و پیشرفتهتر با طالبان تعامل و کار خواهد کرد.
حالا تصور کنیم که این کار بسیار خوبی است، اما آیا این دو موضوع جز اولویت کنونی برای تعیین سرنوشت یک سرزمین از پا افتاده است؟ در شرایط کنونی اساسیترین اولویت ایجاد دولت معاصر و ملی است که بر پایه حاکمیت قانون شکل گرفته باشد. ایجاد چنین دولتی راه را برای هرگونه برنامههای اساسی فراهم میکند. پرسش مهمی که مطرح میشود اینست که چگونه نمایندگان جامعه جهانی با چنین آجندای ناسالم و ناقص موافقت کردهاند؟
فرهنگ غیر انسانی
شرایط طالبان به گونهای است که زنان در این نشست حضور نداشته باشند. همه میدانند که جامعه افغانستان مانند تمام کشورها متشکل از زنان، مردان و دیگرباشان جنسی هستند. چگونه باید باور کرد که نمایندگان جامعه جهانی این شرط طالبان را قبول کردهاند؟
آیا پذیرفتن خواستهای یکجانبه طالبان، تن دادن به معامله و خلاف کرامت انسانی و برخلاف فلسفه وجودی سازمان ملل، اعلامیه جهانی حقوق بشر و هشت کنوانسیون جهانی و پایهای حقوق انسان نیست؟
بازیگران سرگردان
یوناما یکی از بازیگران اصلی این برنامه است. ماموریت یوناما بر بنیاد قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، حمایت از دولت ملی، حاکمیت قانون و ارزشهای حقوق بشری است. حالا بیایید این ماموریت خطیر را با اجندای نشست دوحه در دور چهارم مقایسه کنیم.
یوناما مکلف است تا گره کور گسترش فقر را در افغانستان در همکاری با حاکمیت طالبان شناسایی کرده و راههای فقرزدایی را به کمک توسعه بخش خصوصی و کمکهای بشری فراهم کند، اما در نشست دوحه از این نکات مهم خبری نیست.
وقتی در سال ۲۰۲۰ تفاهمنامه دوحه بر افغانستان تحمیل شد، کسی نظر مردم را نپرسید. در مراحل بعدی که طالبان به قدرت رسید و روند دوحه به مراحل بعدی خود پا گذاشت، بازهم کسی با مردم افغانستان مشورت نکرد.
واقعیت این است که این روند، ناسالم و تحمیلی است، چون بازتاب دهنده واقعیت افغانستان نیست. چنین تصور میشود که جامعه جهانی به جای حمایت و مداوای این روند مریض، با آن همراهی میکند.
مردم افغانستان انتظار دارند تا جامعه جهانی به خواستهای آنان گوش فرا دهد. مردم افغانستان دولتی را میخواهند که در آن امنیت روانی، فیزیکی، حقوقی و سیاسی برقرار باشد؛ کرامت انسانی رعایت شود؛ همه انسانها با هم امتیازات و مکلفیتهای مساوی داشته باشند؛ دولت، نهاد خدماتی و حامی حقوقی و سیاسی شهروندان باشد و تمام گروههای اجتماعی در آن خود را بیابند. این است خواستهای اساسی و مشروع مردم افغانستان؛ نه اینکه چنین نشستها طالبان و حکومت مستبد و مستکبر دینی و ایدئولوژیک آن را عادیسازی کنند.
جهان نباید با این نشستها برای طالبان رشوه سیاسی دهد. امریکا، روسیه، چین و... نباید نمایندگان خاص و سفرای ارشد خود را برای وقاحتزدایی از طالبان به دوحه بفرستند و عکسهای یادگاری بگیرند.

وزارت امر به معروف طالبان، دو کارمند موسسه فرهنگی-مذهبی «نما رسانه» را به علت 'دعوت مردم به فمینیسم و مسیحیت' در کابل بازداشت کرده است. سیفالسلام خیبر، سخنگوی وزارت امر به معروف، روز دوشنبه گفت که اعترافات این افراد به زودی نشر میشود.
یکی از افراد بازداشت شده، سیدرضا، باشنده اصلی میدان وردک و ساکن فعلی ناحیه ششم شهر کابل است.
وزارت امر به معروف طالبان مدعی است که این افراد به اتهام «افکار الحادی، دین مسیحی و دعوت مردم به فمینیسم» بازداشت شدهاند.
فمینیسم جنبشی است که با هدف برقراری برابری جنسیتی، دفاع از حقوق زنان و رفع تبعیضهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی علیه آنان فعالیت میکند.
طالبان هرگونه فعالیت آزاد اجتماعی، مذهبی و رسانهای را سرکوب کرده و سانسور کامل را در فضای عمومی افغانستان حاکم ساخته است. طالبان همچنان تمام جنبشهای مربوط به زنان و فعالان حقوق بشر را سرکوب کرده است. این گروه همچنان فعالیت پیروان مذاهب شیعه و اسماعیلی را به شدت محدود کرده است. در بدخشان شماری از اسماعیلیها مجبور به تغییر مذهب شدهاند.
در چهار سال گذشته شماری از روزنامهنگاران نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام در پلچرخی و بگرام به سر میبرند.
امر به معروف طالبان در نقش پولیس، سارنوال و قاضی عمل میکند. قانون امر به معروف که به امضای هبتالله آخندزاده رهبر طالبان رسیده است، اختیارات گستردهای به این نهاد بخشیده است که تمام عرصههای زندگی اجتماعی و عمومی را در بر میگیرد.

وزیران خارجه روسیه و چند کشور عضو سازمان پیمان امنیت جمعی در نشست روز دوشنبه در آلماتی قزاقستان، گفتند که به حمایت از صلح و ثبات در افغانستان ادامه خواهند داد. آنها از تاسیس مرکز منطقهای سازمان ملل برای کمک به توسعه پایدار آسیای مرکزی و افغانستان حمایت کردند.
وزیران خارجه کشورهای روسیه، تاجیکستان، بلاروس، قزاقستان، قرغیزستان و ارمنستان خواستار افزایش کمکهای بشردوستانه بینالمللی به مردم افغانستان شدند.
آنها روز دوشنبه در اعلامیه مشترک ابراز داشتند: «ما بر تعهد خود برای کمک به تبدیل افغانستان به کشوری صلحآمیز و باثبات تاکید میکنیم و آمادگی خود را برای مشارکت در تلاشهای بینالمللی با هماهنگی سازمان ملل بهمنظور تضمین توسعه افغانستان اعلام میداریم.»
آنان اظهار داشتند که مرکز منطقهای سازمان ملل میتواند گفتوگوها در مورد صلح در منطقه اوراسیا را تقویت کند. در بیانیه تاکید شده است: «ما اطمینان داریم که این مرکز، در چارچوب ماموریت خود، به اجرای هماهنگ برنامه اقدام برای کشورهای در حال توسعه محصور در خشکی کمک خواهد کرد.»
همچنین در این بیانیه بر اهمیت اصلاح نظام توسعه سازمان ملل، که توسط دبیرکل این سازمان برای حمایت از کشورهای عضو در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار آغاز شده، تاکید شده است. وزرا آمادگی خود را برای بهرهگیری از ظرفیتهای این مرکز منطقهای برای دستیابی به این اهداف اعلام کردند.
کشورهای آسیای مرکزی روابط رو به گسترشی با طالبان دارند. این کشورها از دو سال بدین سو روی توسعه روابط اقتصادی و تجاری با افغانستان تمرکز ویژهای کردهاند. با این حال، کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی همواره نسبت به تهدیدات ناشی از خاک افغانستان، از جمله فعالیت گروههایی مانند داعش، ابراز نگرانی کردهاند.
پیشتر، روسیه و تاجیکستان از گسترش تروریسم و هراسافکنی از خاک افغانستان ابراز نگرانی کرده بودند. کشورهای آسیای مرکزی برای مقابله با این تهدیدات، بر تقویت امنیت مرزها و استقرار نیروهای بیشتر در مرزهای مشترک با افغانستان توافق کردهاند.

قصر سفید اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا روز دوشنبه فرمان اجرایی لغو تحریمهای امریکا علیه سوریه را امضا خواهد کرد.
کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، در یک نشست خبری به خبرنگاران گفت که تحریمها علیه نزدیکان اسد، رئیس جمهور پیشین، ناقضان حقوق بشر، قاچاقچیان مواد مخدر، افراد مرتبط با برنامه سلاحهای کیمیایی و نیروهای نیابتی ایران در سوریه به حال باقی خواهد ماند.
ترامپ در ماه می اعلام کرد که تحریمها علیه سوریه را برای کمک به بازسازی این کشور لغو خواهد کرد.
لویت با اشاره به دیدار ترامپ با احمد الشرع، رئیس جمهور جدید سوریه، در جریان سفر اخیرش به خاورمیانه گفت: «او متعهد به حمایت از سوریهای باثبات، یکپارچه و در صلح با خود و همسایگانش است.»
وی افزود: «این وعده دیگری است که این رئیس جمهور برای ترویج صلح و ثبات در منطقه تحقق بخشیده است.»
وبسایت خبر آکسیوس روز دوشنبه به نقل از منابع رسمی امریکایی و اسرائیلی نوشت که کاخ سفید «بحثهای ابتدایی» درباره عقد یک توافقنامه امنیتی میان سوریه و اسرائیل را آغاز کرده است.

عبد السلام حنفی، معاون ریاست الوزرای طالبان روز دوشنبه برای ارزیابی وضعیت مهاجران اخراجی و ارائه خدمات به آنها به نیمروز سفر کرد.
خبرگزاری باختر نوشت که حنفی و هیئت همراه او با مهاجران در کمپی در پل ابریشم دیدار کرد و به خواستههای آنها گوش داد.
سازمان ملل اعلام کرده است که اخراج گسترده مهاجران از ایران، نیازها برای رسیدگی به آنان را به شدت افزایش بخشیده است. این در حالیست که منابع لازم برای حل مشکلات آنان وجود ندارد.






