
در روز ۲۷ اسد سال جاری، «قانون محاسبه مالی» طالبان شامل یک مقدمه، یک باب و بیست ماده پس از توشیح هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان منتشر شد.
این نخستین اقدام رسمی ملا هبتالله برای ایجاد یک چارچوب حقوقی در راستای انحصار مطلق بر جریان مالی و بودجه کشور بود؛ اقدامی که نشان میدهد او بهخوبی دریافته است بدون تسلط کامل بر منابع مالی، تثبیت قدرت سیاسی امکانپذیر نیست. این قانون عملا نهتنها سلطه رهبر طالبان را نهادینه میکند، بلکه تمامی ادارات و نهادهای دیگر این گروه در کابل را از صلاحیتهای مالی تهی و وابسته به دفتر میکند.
از سوی دیگر، این قانون بیانگر اقتصادی سیاسی است که بر الگوهای کهنه و منسوخ مدیریت مالی قرون گذشته بنا شده است. در آن هیچ نشانی از اصول مدرن شفافیت، حسابدهی، استفاده از تکنالوژی و حکمرانی اقتصادی وجود ندارد. پیش از این نیز روند بودجهسازی و مصرف منابع بهطور کامل در کنترول دفتر رهبر طالبان قرار داشت، اما دستکم انتشار بخشی از آمار و گزارشها تا یک سال گذشته ادامه یافت. با گذشت نخستین سال حاکمیت دوباره طالبان، انتشار عمومی اطلاعات مالی متوقف شد و اکنون نه اداره احصائیه مرکزی و نه هیچ منبع رسمی دیگر اطلاعاتی از عواید و مصارف منتشر نمیکنند. پیامد مستقیم این پنهانکاری سقوط آزاد افغانستان در شاخص بینالمللی شفافیت بودجه است؛ کشوری که نمرهاش اکنون در این شاخص به صفر رسیده است.
مشروعیتبخشی دینی برای فرار از پاسخگویی
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این قانون، بهرهگیری رهبر طالبان از روایتهای صدر اسلام و واژه «امام» است. او با اتکا به این روایتها خود را در جایگاهی قرار داده که هیچ فرد یا نهادی حق نظارت بر او ندارد. در متن قانون آمده است که همه مکلف به پاسخگویی در برابر «خداوند و اماماند»، اما خود او به هیچکس پاسخگو نیست و تنها رهبر طالبان صلاحیت تصمیمگیری در مورد منابع مالی و بودجه را دارد.
به این ترتیب، پاسخگویی و شفافیت در چارچوب این قانون صرفا به معنای آن است که همه ادارات باید گزارشهای مالی خود را به دفتر رهبر طالبان ارائه کنند. رهبر طالبان این سازوکار را ابزاری برای جلوگیری از فساد معرفی کرده است، اما واقعیت آن است که چنین تمرکزی امکان مدیریت میلیاردها دالر درآمد عمومی بر اساس سلیقه و تشخیص شخصی را برای او فراهم میسازد.
طبق گزارش اخیر بانک جهانی، تنها در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۵ درآمد داخلی طالبان با ۱۸ درصد افزایش به ۱.۵ میلیارد دالر رسید. میانگین سالانه این درآمدها حدود سه میلیارد دالر است. با وجود بحران انسانی، بخش اعظم این منابع صرف نهادهای نظامی و دستگاههای سرکوب میشود، در حالی که ۲۳ میلیون نفر از جمعیت کشور با گرسنگی مزمن دستوپنجه نرم میکنند.
مورد بحث برانگیز دیگر در این قانون که با استناد به روایتهای صدر اسلام مطرح شده این است که «امام اختیار دارد از بیتالمال به کسی چیزی ندهد و به دیگری بدهد.» این بند نهتنها اصول شفافیت و عدالت مالی را نقض میکند، بلکه به رهبر طالبان این امکان را میدهد که منابع عمومی را مطابق با اهداف ایدئولوژیک و سلیقه شخصی تخصیص دهد. نتیجه مستقیم این نگاه، تقویت تبعیض ساختاری و محرومسازی آگاهانه زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و گروههای آسیبپذیر از دسترسی به منابع و خدمات عمومی است.
مدارس جهادی؛ واحد بودجهای کلیدی
یکی از بخشهای مهم «قانون محاسبه مالی» به مدیریت مالی مدارس جهادی و دارالایتامها اختصاص یافته است. در مادههای ۱۸ و ۱۹ این قانون تصریح شده که تمام مدارس جهادی باید عواید و کمکهای دریافتی خود را به اداره مالی مرکزی تحویل دهند و میزان هزینه سالانه آنها متناسب با تعداد شاگردان، مستقیما از سوی رهبر طالبان تعیین میشود.
بر اساس آمارهای موجود، تاکنون حدود ۲۱ هزار مدرسه دینی تحت حمایت طالبان ایجاد شده است. اگر بهطور متوسط هر مدرسه سالانه ۵۰۰ هزار افغانی دریافت کند، مجموع بودجه اختصاصیافته به این مدارس از مرز ۱۰ میلیارد افغانی میگذرد. این در حالی است که کل بودجه طالبان برای فقرزدایی، مصونیت اجتماعی و مقابله با حوادث طبیعی به همین میزان هم نمیرسد. این اولویتبندی آشکار نشان میدهد که منابع ملی نه برای رفاه عمومی، بلکه برای بازتولید قدرت ایدئولوژیک طالبان بهکار گرفته میشود.
سلب صلاحیت از کابل؛ بازگشت به بروکراسی منسوخ
در این قانون، اداره امور دفتر رهبر طالبان تحت عنوان «اداره مالی مرکزی» بهعنوان نهاد محوری تعریف شده است. این اداره صلاحیتهایی فراتر از کل کابینه طالبان در کابل دارد و تمامی امور بودجهای کشور زیر چتر آن متمرکز شده است.
مادههای پنجم، هفتم، هشتم، دوازدهم و هفدهم صلاحیتهای گسترده اداره مرکزی را تثبیت میکند و ادارات و واحدهای بودجهوی دیگر را به مجریان صرف دستورها بدل میسازد. در ماده هفتم آمده است که مسوولان مالی یا معتمدین هر اداره باید شخصا برای دریافت معاش، اعاشه و سایر مصارف به دفتر مرکزی مراجعه کنند. در ماده هشتم نیز تأکید شده که این افراد تنها پس از ثبت مشخصات در «کتاب مالی» حق دریافت بودجه خواهند داشت. هر تغییری که ادارات در مصرف بودجه پیشنهاد میکنند پس از حضور فیزیکی در دفتر ملا هبتالله و تایید از طرف اداره مرکزی مالی قابل اجرا خواهد بود.
این روند نهتنها بسیار زمانبر و ناکارآمد است، بلکه تمام ساختارهای مدرن مالی در تضاد قرار دارد. در این قانون هیچ نشانی از بهرهگیری از فناوریهای مدرن مدیریت مالی وجود ندارد و این شیوه سنتی، نه تنها زمینهساز فساد و سوءاستفادههای گسترده خواهد شد بلکه روند عرضه خدمات به مردم را نیز با مشکل جدی روبرو خواهد کرد.
به صورت خلاصه، قانون محاسبه مالی بیش از آنکه یک سند اداری برای مدیریت موثر منابع ملی باشد، ابزاری سیاسی و ایدئولوژیک برای تمرکز مطلق قدرت در دست رهبر طالبان است. این قانون با نفی حق مردم بر دسترسی به اطلاعات مالی، تقویت تبعیض ساختاری، اولویت دادن به مدارس جهادی بر خدمات عمومی و بازگشت به بروکراسیهای منسوخ، افغانستان را در مسیر انزوا، فساد، عقبماندگی و استبداد قرار خواهد داد.
شبکه سیبیاس نیوز خبر داد که وزارت دادگستری امریکا، دو دادستان ارشد ناحیه شرقی ویرجینیا را برکنار کرده است. براساس این گزارش، مایا سونگ، مقام ارشد دفتر دادستانی ناحیه شرقی ویرجینیا و مایکل بنآری، دادستان امنیت ملی این ناحیه هفته گذشته برکنار شدند.
مایکل بنآری، دادستان اصلی در پرونده جنایی علیه محمد شریفالله، مظنون به طراحی حمله مرگبار داعش در فرودگاه کابل در آگست ۲۰۲۱ بود. کار روی این پرونده هنوز جریان دارد و قرار است متهم در اواخر امسال محاکمه شود.
حمله مرگبار فرودگاه کابل منجر به کشتهشدن ۱۳ سرباز امریکایی و بیش از ۱۷۰ شهروند افغانستان شد. امریکا محمد شریفالله را «طراح اصلی» این حمله معرفی کرده است. او در حوت پارسال پس از بازداشت در پاکستان به امریکا استرداد شد.
حوزه شرقی ویرجینیا، محل استقرار پنتاگون و مقر سازمان سیا، یکی از بزرگترین دفاتر دادستانی فدرال در امریکا است و صدها کارمند دارد. این دفتر همچنین به دلیل تعقیب پروندههای بینالمللی و تروریستی شهرت گسترده دارد.
هنوز مشخص نیست که اداره دونالد ترامپ به چه دلیل دادستانهای ناحیه شرقی ویرجینیا را برکنار کرده است. با این حال، این اقدام تنها چند روز پس از آن صورت گرفت که ترامپ دادستان فدرال این حوزه را برکنار و فردی را جایگزین کرد که پیشتر علیه جیمز کومی، رئیس سابق افبیآی، کیفرخواست صادر کرده بود.
خبرگزاری رویترز خبر داد که دولت دونالد ترامپ در تلاش برای خلع سلاح حزبالله، ۲۳۰ میلیون دالر برای اختصاص به ارتش این کشور لبنان تصویب کرد. یک منبع لبنانی گفت که این بودجه شامل ۱۹۰ میلیون دالر برای ارتش لبنان و ۴۰ میلیون دالر برای نیروهای امنیت داخلی است.
این خبرگزاری به نقل از دستیاران دموکرات کانگرس امریکا نوشت این بودجه درست پیش از پایان سال مالی واشنگتن در ۳۰ سپتامبر آزاد شده است.
یکی از این دستیاران در تماس با خبرنگاران ــ که برای صحبت آزادانه خواست نامش فاش نشود ــ گفت: «برای کشوری کوچک مانند لبنان، این واقعاً واقعاً اهمیت زیادی دارد.»
اعلام این تصمیم پس از آن صورت میگیرد که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در سفر به بیروت و دیدار با نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، بر حمایت تهران از این گروه طبق دستورات علی خامنهای تاکید کرد.
تلویزیون آمو و شبکه بینالمللی دویچهوله آلمان روز جمعه از امضای یک توافقنامه جدید همکاری خبر دادند. برپایه این توافقنامه، تلویزیون آمو برخی از برنامههای شبکه دویچهوله را از طریق کانال ماهوارهای خود برای مخاطبان افغان پخش خواهد کرد.
دو رسانه در یک بیانیه مشترک نوشتند که برپایه توافقنامه، تلویزیون آمو برنامه «آشتی» شبکه دویچهوله را سر از اول اکتبر بازپخش میکند.
در این بیانیه آمده است که این همکاری «دسترسی به روزنامهنگاری مورد اعتماد را برای مخاطبان افغان در سراسر کشور و جهان گسترش خواهد داد.»
تلویزیون آمو همچنین اخبار، تحلیلها و محتوای چندرسانهای دویچهوله را از طریق پلتفرمهای دیجیتال خود، از جمله وبسایت و کانالهای رسانههای اجتماعیاش، به اشتراک خواهد گذاشت.
این شبکه که از واشنگتن دیسی در تبعید فعالیت میکند، حدود دوونیم سال پیش نشرات خود را از طریق ماهواره آغاز کرد. این شبکه در پلتفرمهای دیجیتال نیز به طور گسترده فعال است.
شبکه بینالمللی دویچهوله نیز که به ۳۲ زبان نشرات دارد، از بیش دو دهه به اینسو برای مخاطبان خود در افغانستان محتوای فارسی و پشتو تولید میکند.
براساس بیانیه، برنامههای دویچهوله از طریق آمو به زبانهای فارسی و پشتو ارائه خواهد شد.
دو شبکه بر تعهد خود به ارزشهای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و تنوع فرهنگی تاکید کردهاند.
بررسی دوباره دادههای فضاپیمای کاسینی ناسا نشان میدهد قمر یخی «انسلادوس» متعلق به سیاره کیوان (زحل) میتواند شرایط لازم برای پشتیبانی از حیات را داشته باشد.
پژوهشگران در جریان این بررسی مولکولهای آلی پیچیدهتری را در فوارههای یخی شناسایی کردهاند که از اقیانوس زیرسطحی این قمر به فضا پرتاب میشوند.
کشف مولکولهای آلی جدید
دانشمندان اخیرا دادههای مربوط به نزدیکترین پرواز کاسینی بر فراز انسلادوس در سال ۲۰۰۸ را با جزئیات بیشتری تحلیل کردند. در آن زمان، کاسینی مستقیما از میان ستونهای بخار و ذرات یخ خارجشد و از شکافهای قطب جنوبی این قمر عبور کرد. این دادهها تصویر دقیقتری از شیمی اقیانوس زیرسطحی ارائه داده است.
بهجز تایید وجود مولکولهای آلی شامل پیشسازهای اسیدهای آمینه ـ سازنده پروتئینها که برای حیات ضروری هستند ـ گروههای تازهای از مولکولهای آلی نیز کشف شدند که پیشتر شناسایی نشده بودند.
نزعیر خواجه، دانشمند علوم سیارهای در دانشگاه آزاد برلین و نویسنده اصلی این تحقیق که در نشریه نیچر استرونومی ( Nature Astronomy) منتشر شده، گفت: «چندین دسته از مولکولهای آلی یافتیم که ساختارها و ویژگیهای شیمیایی متنوعی دارند. این ترکیبات میتوانند در شکلگیری مولکولهای پیچیدهتر که اجزای ضروری حیات هستند نقش داشته باشند.»
او تاکید کرد: «باید توجه داشت این مولکولها میتوانند بدون حضور حیات نیز تشکیل شوند. ما هنوز نشانهای از وجود حیات یا بقایای آن در انسلادوس پیدا نکردهایم.»
انسلادوس؛ یکی از بهترین نامزدها برای جستوجوی حیات
انسلادوس با قطر ۵۰۴ کیلومتر و فاصله مداری حدود ۲۳۸ هزار کیلومتر از سیاره کیوان، یکی از جذابترین مکانها برای جستوجوی حیات در منظومه شمسی است.
دانشمندان معتقدند این قمر دارای تمام عناصر ضروری برای حیات، از جمله آب مایع، منبع انرژی و مواد آلی است. اقیانوس آن در زیر پوستهای یخی به ضخامت ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر قرار دارد و احتمالاً دارای منافذ هیدروترمالی است که آب معدنی داغ به دریاچه زیرسطحی تزریق میکنند؛ محیطی مشابه با آنچه ممکن است نخستین موجودات زنده زمین در آن پدید آمده باشند.
اهمیت فوارههای یخی
ذرات یخی که کاسینی در سرعت ۶۴ هزار و ۸۰۰ کیلومتر در ساعت مستقیما از ستونهای بخار انسلادوس نمونهبرداری کرده، تنها چند دقیقه پیش از اقیانوس زیرسطحی به فضا پرتاب شده بودند و به همین دلیل هنوز تحت تاثیر تابشهای کیهانی قرار نگرفته بودند. ترکیبات شیمیایی این دانههای یخ بازتاب واکنشهای پیچیده شیمیایی در اقیانوس انسلادوس است.
برنامه آینده اروپا برای بازگشت به انسلادوس
آژانس فضایی اروپا قصد دارد در آینده ماموریتی برای بازگشت به انسلادوس اجرا کند. خواجه میگوید: «انسلادوس باید در ردیف نخست اهداف اکتشاف زیستپذیری و جستوجوی حیات قرار گیرد.»