ایران اینترنشنال میگوید مجتبی خامنهای با فشار سپاه بر مجلس خبرگان، رهبر آینده نظام جمهوری اسلامی ایران و جانشین علی خامنهای شده است. پیش از این نیز در میان سناریوهای جانشینی علی خامنهای، نام پسر او مجتبی بیش از هر کس دیگری مطرح میشد.
مجتبی خامنهای سالهاست هر چند در سایه قدرت حضور دارد اما بسیاری از ناظران او را یکی از بانفوذترین چهرههای پشتپرده نظام میدانند.
این نوشته، زندگی، مسیر قدرت و شبکه نفوذ او بررسی کرده است.
تولد و سالهای نخست زندگی
مجتبی خامنهای متولد سال ۱۳۴۸ در مشهد ایران است. او وقتی پدرش، علی خامنهای زمانی که در سال ۱۳۶۸ رهبر ایران شد، ۲۰ ساله بود.
رسانههای حامی جمهوری اسلامی میگویند که او در ۱۷ سالگی در جنگ ایران و عراق هم شرکت کرده است.
مجتبی خامنهای فرزند دوم علی خامنهای است. برادر بزرگتر او مصطفی که چهار سال از خودش بزرگتر است، تقریبا هیچ حضور سیاسی یا رسانهای ندارد و بیشتر به عنوان روحانی و مدرس حوزه علمیه در قم شناخته میشود.
مجتبی هم مانند برادر بزرگش، تحصیلات دینی دارد و در قم درس خوانده است.
یکی از پیوندهای مهم خانوادگی مجتبی خامنهای، ازدواج او با زهرا حداد عادل، دختر غلامعلی حداد عادل است. پدر خانم مجتبی، پیش از این رئیس مجلس و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. او در چهار دهه رهبری خامنهای، از نزدیکترین چهرهها به رهبر جمهوری اسلامی بود.
زهرا حدادعادل همسر مجتبی خامنهای، روز ۹ حوت امسال در نخستین دقایق حمله مشترک امریکا و اسرائیل به ایران کشته شد. مجتبی از او دو فرزند پسر و یک دختر دارد.
برخی اسناد منتشر شده در ویکیلیکس میگویند مجتبی خامنهای و همسرش برای درمان ناباروری چند بار به لندن سفر کردهاند و یکی از فرزندانشان در این شهر به دنیا آمده است.
پدر خانم مجتبی خامنهای میگوید که این گزارش درست نیست.
برخی رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران میگویند مجتبی خامنهای در این عکس که به سالهای جنگ ایران و عراق برمیگردد، نفر سوم از سمت راست است.
ورود به عرصه سیاست و میزان نفوذ
مجتبی خامنهای تا اکنون هیچ سمت رسمی در نظام جمهوری اسلامی نداشته است. اما به گفته برخی گزارشها در دفتر رهبری و در کنار پدرش نقش تاثیرگذاری در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی داشته است.
بیت رهبری او را به چهرهای پر نفوذ در فضای سیاسی ایران بدل کرد، تا آنجا که وزارت خزانهداری امریکا نیز در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که او با وجود نداشتن سمت دولتی، در مواردی به نمایندگی از رهبر عمل میکرد.
او ارتباط نزدیکی با سپاه پاسداران، بسیج و شماری از فرماندهان سابق جنگ دارد.
مجتبی خامنهای و قاسم سلیمانی
زمانی که در سال ۱۳۸۴ انتخابات ریاست جمهوری ایران جنجالی شد، رویترز میگوید که نقش مجتبی خامنهای در پیروزی محمود احمدینژاد پررنگ بود. آن انتخابات منجر به تشکیل جنبش سبز و سپس حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی شد؛ حصری که پس از گذشت بیش از دو دهه، هنوز هم دوام دارد.
مهدی کروبی در آن سالها در دو نامه به خامنهای نوشت و شکایت کرد که سپاه و بسیج با محوریت مجتبی در انتخابات ریاست جمهوری دخالت کردهاند.
در بسیاری از رسانههای بینالمللی، مجتبی خامنهای با تعابیری مانند «چهره سایه» یا «پسر بانفوذ رهبر» معرفی شده است.
محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیمای ایران که مجبور به استعفا شد، در کتاب «روایت یک استعفا» از نفوذ مجتبی خامنهای در این سازمان و در سازمان اطلاعات سپاه سخن گفته است. او نوشته است که مجتبی خامنهای در شکلگیری استعفای او نقش داشته است.
در رسانههای منتقد جمهوری اسلامی، او نماد انتقال موروثی قدرت و گسترش نفوذ سپاه توصیف میشود. در مقابل، رسانههای نزدیک به حاکمیت، او را روحانی کمظهور، اهل درس و دور از هیاهوی سیاسی معرفی میکنند.
شرکت در راهپیمایی؛ از محدود دفعاتی که عکسی از او در یک تجمع نسبتا بزرگ سیاسی منشتر شده است
رویترز میگوید کمظهوری مجتبی خامنهای در رسانه و سیاست ممکن است تلاشی برای اسطورهسازی از او به عنوان چهرهای مذهبی و گزینه احتمالی رهبری در ساختار ولایت فقیه بوده باشد.
فعالیتهای اقتصادی
بلومبرگ در دلو ۱۴۰۴ در گزارشی تحقیقی نوشت که مجتبی خامنهای طی بیش از یک دهه شبکهای از سرمایهگذاریها و املاک را در اروپا و خاورمیانه ایجاد کرده است. در این گزارش آمده که این داراییها از طریق شرکتهای واسطه و با عبور منابع مالی از بانکهایی در بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین و امارات شکل گرفته و منشأ آنها «فروش نفت ایران» عنوان شده است.
بر اساس همین گزارش، این شبکه از سرمایهگذاریها از حملونقل دریایی در خلیج فارس تا حسابهای بانکی در سوئیس و املاک لوکس در بریتانیا را در بر میگیرد و ارزش برخی از این داراییها بیش از ۱۰۰ میلیون پوند برآورد شده است. بلومبرگ در این گزارش مجتبی خامنهای را یکی از چهرههای بانفوذ خاورمیانه توصیف کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا روز ۱۳ عقرب سال ۱۳۹۸، برخی از مشاوران و اعضای دفتر آیتالله خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی را تحریم کرد. در این لیست نام مجتبی خامنهای، دومین فرزند رهبر جمهوری اسلامی هم به چشم میخورد.
سبک شخصیتی، شیوه رهبری یا مدیریتی
در برخی تحلیلها، نام مجتبی خامنهای با ادامه مسیر سختگیرانه در سیاست ایران و اتکا به نهادهایی مانند سپاه گره خورده است؛ موردی که برای بخشی از هسته قدرت، میتواند مزیت تلقی شود. چرا که او با ساختار بیت رهبری و نهادهای امنیتی آشنا است و انتقال قدرت را کمهزینهتر میسازد.
برخی تحلیلگران میگویند احتمال دارد شیوه اداره او بیشتر پشتپرده و متکی بر حلقههای امنیتی و وفادار باشد.
وزارت خزانهداری امریکا باور دارد که او با فرماندهان نیروی قدس و بسیج همکاری داشته و بخشی از مسئولیتهای واگذار شده از سوی پدرش را از این مسیر پیش برده است.
هنوز معلوم نیست که چرا علی خامنهای، مجبتی را در مسیر سیاست به برادر بزرگترش مصطفی ترجیح میداد.
با انتخاب او به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، به نظر میرسد که نامش در تاریخ سیاسی ایران با بحث جانشینی خانوادگی و حساسیت نسبت به موروثیشدن قدرت نیز گره خواهد خورد.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، روز سهشنبه، ۷ دلو برای نخستین سفر رسمی راهی چین میشود. این نخستین سفر یک رهبر بریتانیا از سال ۲۰۱۸ به چین به شمار میرود.
آقای استارمر قرار است در جریان این سفر با شی جی پینگ، رئیسجمهور چین و لی چیانگ، نخستوزیر این کشور دیدار کند.
محور اصلی گفتوگوها توسعه همکاریهای اقتصادی، جذب سرمایهگذاری و گسترش دسترسی شرکتهای بریتانیایی به بازار چین اعلام شده است.
انتظار میرود پیتر کایل، وزیر تجارت بریتانیا و دهها مدیر ارشد شرکتهای بزرگ نیز او را همراهی کنند.
بریتانیا در پی جذب فناوری و سرمایهگذاری چین و همچنین دسترسی بیشتر به دومین اقتصاد بزرگ جهان برای خدمات مالی، صنعت موتر سازی و صادرات ویسکی اسکاتلندی است.
دولت بریتانیا این سفر را مبتنی بر «عملگرایی واقعبینانه» توصیف کرده و تأکید دارد که در کنار حفظ گفتوگوی دیپلوماتیک با چین، همچنان نسبت به مسائل امنیتی و مداخلات خارجی حساس خواهد بود.
سفر استارمر در حالی انجام میشود که روابط لندن و واشنگتن در پی سیاستهای تجاری و مواضع جنجالی دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، با تنشهایی همراه شده و برخی متحدان سنتی امریکا در حال بازنگری در رویکرد خود نسبت به چین هستند.
سفر استارمر به چین در حالی انجام میشود که نشانههایی از ترک برداشتن تلاش او برای حفظ رابطهای گرم با دونالد ترامپ دیده میشود. این تلاش پیشتر با توافقی تجاری همراه شد و تعرفههای امریکا بر صنایع کلیدی موترسازی و هوافضای بریتانیا را کاهش داد.
بریتانیا امیدوار است این سفر به تقویت اقتصاد این کشور کمک کند، اما در عین حال با خطر خشم منتقدان سرسخت چین در داخل کشور و همچنین دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا روبهروست.
اقتصاد بریتانیا به عنوان ششمین اقتصاد بزرگ جهان و همچنین محبوبیت آقای استارمر، هر دو به تقویت نیاز دارند.
دولت او در تحقق وعدههای رشد اقتصادی و کاهش بحران هزینههای زندگی برای میلیونها خانوار با مشکل مواجه بوده است.
حزب کارگر در نظرسنجیها از حزب راست افراطی «ریفورم یوکی» عقب افتاده و برخی نمایندگان نگران حزب بهطور علنی درباره جایگزینی استارمر با چهرهای کاریزماتیکتر، مانند اندی برنام، شهردار منچستر را مطرح کردهاند.
تحلیلگران این سفر را نشانه تلاش بریتانیا برای ایجاد توازن میان روابط با امریکا و چین و دستیابی به فضای مانور مستقلتر در سیاست خارجی ارزیابی میکنند.
ناظران بر این باورند که این سفر در کنار سفر نخستوزیر کانادا و صدراعظم آلمان، نشان میدهد اروپا و متحدان امریکا دارند رویکرد همکاری کنترولشده با چین را در پیش بگیرند.