پاکستان میگوید گلوله طالبان جان یک کودک را در خیبرپختونخوا گرفت


پولیس پاکستان اعلام کرد که یک گلوله شلیک شده توسط طالبان در یک منطقه مسکونی در وزیرستان شمالی ایالت خیبرپختونخوا اصابت کرد و جان یک کودک را گرفت.
به گفته پولیس پاکستان، این گلوله چهار نفر دیگر را در روستای گلاخیل این ایالت زخمی کرده است.
رسانههای پاکستان به نقل از پولیس این کشور نوشتند که این رویداد حوالی ساعت ۷:۳۰ شام به وقت محلی در جریان درگیری میان نیروهای طالبان و پاکستان در مناطق مرزی رخ داده است.
پولیس پاکستان گفت زخمیها برای درمان به شفاخانه مرکزی تحصیل در میرانشاه منتقل شدند. پزشکان وضعیت زخمیها را وخیم توصیف کردهاند.
مقامات محلی گفتند که بخش عاجل این شفاخانه در حالت آمادهباش کامل قرار گرفته و درمان مجروحان ادامه دارد.

پولیس ناروی اعلام کرد که سفارت امریکا در اسلو صبح روز یکشنبه با یک انفجار شدید هدف قرار گرفته است. این رویداد تلفات جانی درپی نداشته است اما پولیس میگوید ممکن است این حادثه یک حمله عمدی مرتبط با بحران خاورمیانه باشد.
براساس گزارشها، این حمله خسارات جزئی درپی داشته اما به هیچکسی آسیب نرسیده است. به گفته پولیس تاکنون هیچ مظنونی در پیوند به این رویداد شناسایی نشده اما در جستجوی عامل احتمالی است و همکاری با سفارت امریکا ادامه دارد.
فروده لارسن، رئیس واحد تحقیقات پولیس اسلو گفت: «طبیعی است که این حادثه را در چارچوب وضعیت امنیتی کنونی ببینیم و احتمال بدهیم که این یک حمله عمدی با هدف قرار دادن سفارت امریکا باشد.»
او افزود: «یکی از فرضیههای ما تروریسم است اما گزینههای دیگر را نیز بررسی میکنیم.» شاهدان گفتند پس از این انفجار در محوطه سفارت در غرب اسلو دود غلیظی به سمت خیابان در بخش ورودی قنسولی مشاهده شد.
وزارت خارحه امریکا نیز اعلام کرد که درحال بررسی این رویداد است. سخنگوی این وزارت از مقامهای ناروی بهدلیل تحقیقات در این زمینه نیز قدردانی کرد. او گفت: «این وزارتخانه درحال حاضر اطلاعات بیشتری برای ارائه ندارد.»
اسپن بارت ایده، وزیر خارجه ناروی در بیانیهای گفت که کشورش با مقامهای سفارت امریکا در اسلو در تماس بوده است. به گفته او انفجار در محوطه این سفارت «یک اقدام غیرقابل قبول بوده است.»
اسپن بارت ایده گفت امنیت نمایندگیهای دیپلوماتیک برای ناروی بسیار مهم است. پولیس اسلو اعلام کرده است که انفجار در ورودی بخش قنسولی رخ داده است. شاهدان نیز گفتهاند که این انفجار خساراتی به این بخش وارد کرده است.
پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، موجی از موضعگیریهای تند و متضاد در رسانهها و شبکههای اجتماعی به راه افتاد. این موضعگیریها منحصر به حوزه فارسی زبان نماند و در دنیای مجازی مرزهای گستردهای، از حوزه عربزبان تا اردو زبان و ترکزبان، را درنوردید.
در یک طرف این مناقشه، کسانی قرار دارند که خامنهای را شخصیتی بزرگ و برخوردار از فضایل عظیم انسانی قلمداد کرده و از دست رفتنش را ضایعهای جبرانناپذیر میدانند. در طرف دیگر، کسانی هستند که او را دیکتاتوری جنایتکار و سنگدل شمرده و بر مرگش پایکوبی کردهاند.
این تضاد ژرف در افکار عمومی کشورهای منطقه نشان میدهد که شکافهای درونی این جوامع بسیار عمیق است و در نتیجه احتمال رسیدن به اجماع بر سر مسائل کلان تقریباً ناممکن به نظر میرسد.
طرفداران نظام ایران یا کسانی که دستکم از قتل خامنهای خشمگین و اندوهگین هستند، به ویژگیهایی در شخصیت او، مانند فصاحت، صلابت در موضعگیری، حمایت تمامقد از داعیه فلسطین و مخالفت آشکار با هژمونی غرب اشاره میکنند که وی را نسبت به بسیاری از رهبران منطقه ممتاز کرده بود. شماری از افغانها که از سیاستهای امریکا در کشور شان و منطقه ناراضی هستند، از خامنهای و جمهوری اسلامی حمایت کردهاند.
از نظر آنان، مجموع این ویژگیها از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته بود. برای آنها، حتی نحوه کشته شدنش ــ بدون رها کردن میدان در برابر سختترین حملات و حضور در دفتر کارش تا آخرین لحظه ــ همگی نشانههای یک رهبر فرهمند و کمنظیر است.
در طرف مقابل، کسانی که بر مرگ خامنهای اظهار شادمانی میکنند و آن را گامی در مسیر رسیدن به آزادی مردم و رهایی از سیطره دیکتاتوری میشمارند، بر نقاط دیگری در باره او انگشت میگذارند. مخالفان با کنار هم قرار دادن جزئیات خرد و قضایای اخلاقی شخصی در کارنامه او، در کنار ماهیت کلی رفتار استبدادیاش، تلاش میکنند تا چهرهای کریه و ناپسند از وی به نمایش بگذارند.
آنچه از همه مهمتر است، انحصار قدرت و استبداد در حکومتداری خامنهای بود که مستقیماً بر زندگی مردم تاثیر گذاشته است. این شیوه باعث شد که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی هزاران معترض را در جریان اعتراضات سراسری در این کشور به گلوله ببندند. حکومت ایران کشته شدن سه هزار نفر را تایید کرد، اما گزارش ایران اینترنشنال نشان میدهد که بیش از ۳۶ هزار معترض به دست نیروهای جمهوری اسلامی کشته شدند.
بنا به استدلال مخالفان، خامنهای در دوران حاکمیتش تحمل هیچ مخالفی را نداشت. از نظر یک عده، او مظهر تعصب شدید مذهبی بود که حتی اجازه ساختن مسجد برای نیم میلیون سنی را در تهران نداد و مسجد بزرگ اهل سنت در مشهد را که نزدیک خانه پدریاش بود با خاک یکسان کرد. او در تمام این سالها به ندرت اجازه داد که از جمعیت ۱۸ میلیونی اهل سنت ایران، تعداد افراد انگشتشماری به مقامهایی چون استانداری برسند.
در جمهوری اسلامی، رهبران برجسته اهل سنت مانند علامه احمد مفتیزاده، شیخ صالح ضیایی، مولوی ابراهیم دامنی، ماموستا ناصر سبحانی و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت شکنجه شدند و به قتل رسیدند.
علاوه بر اینها، کینهورزی خامنهای در برابر چهرههایی نامدار مانند حسینعلی منتظری و ناجوانمردیاش با یار دیرینهاش اکبر هاشمی رفسنجانی و مرگ مشکوک وی از نظر مخالفان، افزون بر قتلهای زنجیرهای روشنفکران و چهرههای سیاسی، نشانههای یک شخصیت سرکوبگر و بیرحم را به نمایش گذاشته است.
آنان میگویند اگر برپا کردن آتش جنگ در منطقه و به خاک و خون کشیدن صدها هزار انسان در عراق، سوریه، یمن و لبنان را هم به آن بیفزاییم که خامنهای و دستگاه حکومتی او در آنها دخیل بودند، کارنامه او سنگینتر میشود.
منتقدان میگویند آنچه در نظر موافقانش صلابت موضع در برابر غرب به شمار میرفت، در حقیقت سختسری بیجایی بود که ایران را با اکثر کشورهای جهان دشمن کرد و زمینهساز حمله به خاک آن شد. چنین کاری از درایت سیاسی یک رهبر ممتاز و مدبر به دور است.
جدا از اینکه کسی با موضع طرفداران و مخالفان خامنهای احساس قرابت کند، این را درخواهد یافت که شرایط خاورمیانه به شدت پیچیده و چند لایه است و افراد بنا به تجارب و گرایشهای سیاسی و مذهبی درباره قدیس یا ابلیس بودن شخصیتهای سیاسی چون خامنهای قضاوت میکنند.
خامنهای تلاش کرد جمهوری اسلامی را با غربستیزی و توسعهطلبی به بازیگر قهار در منطقه تبدیل کند، اما سرانجام شکار بازیگران قهارتر از خود شد و پای آنها را به سرزمین ایران باز کرد.
آنچه در باره روحیه عمومی این جوامع جای تامل دارد، فضای قطبیشده و پرتنشی است که بخشی از تار و پود فرهنگ سیاسی این سرزمینها شده و راه همبستگی را بر گروههای مختلف بسته است.
در چنین فضای تنشآلودی، سیاستمداران نیز به مسیری حاد و آشتیناپذیر سوق داده میشوند که از آنان یا قدیس میسازد یا ابلیس؛ با موجی از امید و بیم و خشم و کین که راه برونرفت از بحران را دشوارتر از همیشه میگرداند.
وزیر خارجه مصر خواستار تشکیل یک «نیروی مشترک عربی» برای مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه اردن، عراق و کشورهای خلیج فارس شد.
بدر عبدالعاطی در نشست اضطراری اتحادیه عرب گفت که قاهره «حملات ایران علیه کشورهای خلیج فارس را رد میکند» و با کشورهای خلیج فارس و همچنین اردن و عراق در مقابله با این تهدیدها ابراز همبستگی کرد.
او نسبت به پیامدهای ادامه تنشها و تشدید آنها برای منطقه هشدار داد.
گزارش ایران اینترنشنال درباره رهبری مجتبی خامنهای، فرزند علی خامنهای تایید شد.
علی حسینیاشکوری، عضو مجلس خبرگان رهبری، روز یکشنبه از انتخاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی خبر داد. او گفت رهبر جدید با اکثریت قاطع آرای خبرگان انتخاب شده و نام خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت.
در همین حال، هاشم حسینی بوشهری، نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری نیز اعلام کرد که گزارش نهایی فرایند انتخاب و معرفی سومین رهبر نظام جمهوری اسلامی به زودی اعلام خواهد شد.
در ساعات اخیر، شماری از اعضای مجلس خبرگان به هیئت رئیسه این مجلس اعتراض کردهاند که چرا پس از رایگیری، هنوز نام رهبر جدید جمهوری اسلامی را به صورت رسمی اعلام نکرده است.
پس از دیدار حساس میان دو رقیب سنتی فوتبال اسکاتلند، سلتیک و گلاسکو رنجرز، در ورزشگاه آیبروکس شهر گلاسگو، میان هواداران دو تیم درگیری رخ داد. این مسابقه در مرحله یکچهارم نهایی جام حذفی اسکاتلند برگزار شد و در پایان سلتیک به پیروزی رسید.
به گزارش خبرگزاری رویترز، بازی در وقتهای قانونی با تساوی بدون گل به پایان رسید و در نهایت سلتیک در ضربههای پنالتی با نتیجه ۴بر ۲رنجرز را شکست داد.
پس از پایان مسابقه، شماری از هواداران وارد زمین شدند و درگیریهایی در ورزشگاه رخ داد. همچنین برخی از تماشاگران مشعلهای آتشین به داخل زمین پرتاب کردند که باعث ایجاد صحنههای ناآرام در ورزشگاه شد.
این دیدار که به دربی قدیمی فوتبال اسکاتلند مشهور است، با حضور حدود ۵۰هزار تماشاگر در فضایی بسیار پرتنش در ورزشگاه رنجرز در شهر گلاسگو برگزار شد.