• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

منابع: فرمانده قطعه ویژه قندهار در حمله هوایی پاکستان زخمی شد

۲۴ حوت ۱۴۰۴، ۱۴:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند حافظ حبیب، فرمانده قطعه ویژه قندهار و ۱۵ تن دیگر در حمله هوایی شب گذشته پاکستان زخمی شده‌اند.

به‌ گفته‌ منابع، حافظ حبیب هم‌اکنون در شفاخانه خصوصی مومند در قندهار تحت درمان قرار دارد.

منابع آ‌گاه در قندهار به افغانستان اینترنشنال گفتند که شب گذشته در حملات هوایی پاکستان، ساختمان قطعهٔ ویژه قندهار، منطقه ملاصاحب سرای و تپه میانکوه هدف قرار گرفتند.

بر اساس گزارش‌ها، در این مراکز ذخایر سلاح نیز هدف قرار گرفته است.

قطعه ویژه نیروهای طالبان تحت فرمان هبت‌الله، که نسبت به دیگر نیروهای این گروه با تجهیزات پیشرفته‌تر مجهز است، شب گذشته (شنبه، ۲۳ حوت) توسط هواپیماهای پاکستانی هدف قرار گرفت.

این قطعه در حدود پنج کیلومتری محل اقامت هبت‌الله واقع شده است.

پیشتر ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، حمله هوایی شنبه‌شب پاکستان به ولایت قندهار را تایید کرده و گفت که این حملات تلفات جانی در پی نداشته است.

ذبیح‌الله مجاهد، گفت که در نتیجه این حملات تنها یک دیوار مربوط به مرکز درمان معتادان و یک کانتینر قدیمی و خالی هدف قرار گرفته است.

پربازدیدترین‌ها

سقوط بلخ؛ چگونه طالبان در مزارشریف زمینگیر شدند؟
۱

سقوط بلخ؛ چگونه طالبان در مزارشریف زمینگیر شدند؟

۲

منابع می‌گویند پسر الله‌گل مجاهد در حادثه تیراندازی کابل کشته شده است

۳

'تیراندازی' در سرای شهزاده کابل

۴

رهبر طالبان در پیام عید قربان: مسئولان از ظلم به مردم خودداری کنند

۵

هبت‌الله آخندزاده؛ مردی برخاسته از ریگزاران قندهار

•
•
•

مطالب بیشتر

قطعه ویژه هفت هزار نفری ملا هبت‌الله که پاکستان به آن حمله کرد

۲۴ حوت ۱۴۰۴، ۰۸:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

هواپیماهای پاکستانی شنبه‌شب فرماندهی قطعه ویژه هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان در قندهار را بمباران کردند. اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد این قطعه حدود هفت هزار نیرو دارد و در حاشیه شهر قندهار، در فاصله حدود پنج کیلومتری از محل اقامت ملا هبت‌الله واقع شده است.

از میان نیروهای این قطعه، حدود ۱۲۰۰ نفر تنها برای تأمین امنیت هبت‌الله اختصاص یافته است.

به گفته منابع، این واحد نسبت به سایر نیروهای طالبان به سلاح‌های بسیار پیشرفته‌تر مجهز است.

شنبه‌شب (۲۳ حوت، هواپیماهای پاکستانی فرماندهی نیروهای ویژه ملاهبت‌الله را در اطراف حوزه سیزدهم شهر قندهار بمباران کردند.

به گفته ساکنان محل، صدای انفجار بسیار شدید بوده و حتی در مناطق دوردست شهر قندهار نیز شنیده شده است.

پس از این حمله هوایی، در منطقه‌ای در نزدیکی شهرک عینومینه مربوط به حوزه یازدهم شهر قندهار نیز به یک مرکز دیگر طالبان حمله صورت گرفت.

قطعه نیروهای ویژه هبت‌الله

قطعه نیروهای ویژه هبت‌الله که طالبان آن را «قطعه عمری» می‌نامند، در شمال شهر قندهار در دامنه کوه میانکو موقعیت دارد. مقر این قطعه خانه سابق ملا محمد عمر، رهبر سابق طالبان، بود که اکنون به «ملا صاحب سرای» مشهور است و در حال حاضر نیروهای ویژه ملا هبت‌الله در آنجا مستقر هستند.

فرمانده این قطعه یکی از افراد نزدیک به هبت‌الله به نام ملا عبدالاحد مشهور به «طالب مولوی» است.

این قطعه در بسیاری از ولایت‌های افغانستان از جمله کابل، ننگرهار، پکتیا، لوگر، قندوز، بدخشان، پنجشیر و نیمروز شاخه‌هایی دارد.

منابع گفته‌اند که این قطعه علاوه بر تأمین امنیت ملاهبت‌الله، رهبری برخی عملیات‌های ویژه علیه داعش را نیز به عهده دارد.

به این قطعه وابسته به ملا هبت‌الله در مقایسه با وزارت‌های دفاع و داخله طالبان امکانات بیشتری داده شده است، اما درباره منابع تأمین بودجه و هزینه‌های آن معلومات زیادی در دست نیست.

پیش از این، در همین محل نیروهای قطعه ۰۳ مربوط به دولت پیشین مستقر بودند. اعضای پیشین این قطعه به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که در زمان جمهوریت، در «ملا صاحب سرای» علاوه بر قطعه نیروهای ویژه، شاخه آسیای جنوبی سازمان استخبارات امریکا نیز حضور داشت.

منابع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که پس از بازگشت طالبان به قدرت، تمامی تجهیزات نظامی و پیشرفته قطعه ۰۳ در اختیار قطعه نیروهای ویژه ملاهبت‌الله قرار داده شده است.

این منبع می‌گوید: «نزدیک‌ترین منطقه به ملاهبت‌الله که در چند دقیقه می‌توان به او رسید همین قطعه است. این قطعه سلاح‌ها و تجهیزات باقی‌مانده از نیروهای امریکایی را در اختیار دارد و ممکن است در برخی قول‌اردوهای دیگر چنین وسایل پیشرفته‌ای وجود نداشته باشد.»

فاصله میان این قطعه تا محل اقامت ملاهبت‌الله تنها حدود پنج کیلومتر است.

برخی منابع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که پس از حمله پاکستان به فرماندهی نیروهای ویژه هبت‌الله، به همه نیروهای طالبان در قندهار دستور «احضار درجه اول» داده شده است.

پارلمان اروپا از گروه‌های نظامی مخالف طالبان میزبانی می‌کند

۲۱ حوت ۱۴۰۴، ۱۵:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

منابع آگاه به افغانستان اینترنشنال گفتند که پارلمان اروپا و مجلس سنای بلجیم قرار است برای نخستین‌بار، در روزهای ۱۶ و ۱۷ مارچ میزبان شماری از مخالفان سیاسی و نظامی طالبان باشند. منابع گفتند که این نخستین تعامل علنی اروپا با مخالفان طالبان برای بررسی بحران افغانستان خواهد بود.

منابع می‌گویند که پیش از این، نشست‌های بین‌المللی عمدتاً بر موضوعات کمک‌های بشردوستانه، حقوق زنان و پناهندگی متمرکز بود، اما این بار فضای گفت‌وگو به سمت مخالفت‌های سیاسی و مقاومت مسلحانه علیه طالبان تغییر یافته است.

اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر همواره بر تعامل با طالبان تأکید داشت و از برقراری ارتباط رسمی و علنی با جبهات مخالف خودداری می‌کرد.

بلجیم پیش از این نیز میزبان نشست‌هایی در مورد افغانستان بود.

خدمات خارجی اتحادیه اروپا در ۲۷ جوزا ۱۴۰۴ نشست مقام‌های ارشد را در بروکسل درباره وضعیت سیاسی، بشردوستانه و نیازهای اساسی افغانستان برگزار کرد.

پارلمان اروپا نیز در سال ۱۴۰۱ نشست‌های علنی درباره حقوق زنان افغانستان و برنامه‌ای با عنوان «روزهای زنان افغان» برگزار کرده بود.

اتحادیه اروپا در برابر طالبان «سیاست تعامل محدود و عملی» را دنبال می‌کند، اما این گروه را به رسمیت نمی‌شناسد و برای آن مشروعیت سیاسی قایل نیست.

مقام‌های اروپایی گفته‌اند این تعامل بیشتر با هدف رسیدگی به وضعیت افغانستان، کمک‌رسانی به مردم و پیگیری نگرانی‌های امنیتی انجام می‌شود.

اتحادیه اروپا در عین حال بارها بر تشکیل نظام فراگیر، رعایت حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و احترام به حقوق زنان و دختران در افغانستان تأکید کرده است.

نهادهای اروپایی محدودیت‌های طالبان بر زنان و دختران را نیز بارها محکوم کرده‌اند و خواستار لغو این محدودیت‌ها شده‌اند.

هنر دوست‌داشتن در 'زمانه نفرت'؛ ماجرای عشق سی‌ساله دریا و سلطانه

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۱۰:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
بکتاش روش

در افغانستان تحت تسلط طالبان می‌توان روزانه ده‌ها زن و مرد را جوخه جوخه در برابر چشمان مردم شلاق زد یا برای تماشای به دار آویختن یک انسان ۸۰ هزار نفر را گردهم آورد، اما در همین کشور ساز و آواز، رقص و شادی، بوسیدن، در آغوش کشیدن و عشق ورزیدن می‌تواند جرم باشد و مجازات شود.

فرهاد دریا، هنرمند شناخته‌شده افغانستان، فرسنگ‌ها دور از سرزمینی که شلاق بر آن حکومت می‌کند، با همسرش روی استیژ می‌رود و او را می‌بوسد و در آغوشش می‌کشد.

به‌عنوان هنرمندی که جایگاه تاثیرگذاری در افغانستان دارد، سبک زندگی فرهاد دریا می‌تواند بر نسل نو تاثیر بگذارد و رفتارش برای نوجوانان و جوانان الهام‌بخش باشد. به همین دلیل او بدون هراس از داوری عوام، همسر خود را پیش چشم هزاران نفر می‌بوسد، در آغوش می‌کشد، محبت می‌دهد و محبت می‌گیرد تا ترویج‌دهنده مهرورزی باشد.

بوسیدن همسر و معشوق در ملاء عام در افغانستان پدیده غریب، ناشناخته و حتا می‌تواند خطرناک باشد.

در جامعه‌ای که اکثریت مردم توقع دارند چهره‌های شناخته‌شده مطابق الگوهای پذیرفته جامعه سنتی و محافظه‌کار رفتار کنند، فرهاد دریا «خطر» می‌کند و با عشق، به جنگ سنت‌ها می‌رود.

او در آخرین تور کنسرت‌های اروپایی‌ خود بارها از همسفر زندگی‌اش سلطانه قدردانی کرد. دریا، سلطانه را در میان جمعیت شهر به شهر و استیژ به استیژ در آغوش کشید، او را بوسید و از حضورش در زندگی خود قدردانی کرد.

افغانستان اینترنشنال برای نخستین بار از طریق گفت‌وگو با این زوج رازهای نخستین آشنایی آنان را منتشر می‌کند.

این عشق از کجا آغاز شد

فرهاد دریا پس از شدت‌گرفتن جنگ در اوایل دهه شصت خورشیدی، ناگزیر می‌شود از کابل، شهری که در آن قد کشیده و به شهرت رسیده رخت سفر ببندد. مهاجرت سبب می‌شود تلخی سرود «خداحافظ گل سوری» را با مغز استخوان حس کند.

دریا به پاریس مهاجر می‌شود. پاریس از یکطرف پایتخت هنرمندان جهان است، از طرفی دیگر به شدت بی‌رحم. شهری که هزاران مهاجر بااستعداد، خلاق و هنرمند را بلعیده و به کارگرانی بی‌زبان روزمزد بدل کرده است.

دریا مثل هر هنرمند دیگر به دو راهه دشواری برمی‌خورد: یا باید زیر بار و فشار مهاجرت از رویاهای بزرگ خود عقب‌نشینی کند و هنر را از متن زندگی به حاشیه براند، یا عرق بریزد، ریاضت بکشد و یک هنرمند را از بلعیده‌شدن در حلقوم دنیای ماشینی نجات دهد.

او سرانجام تصمیم می‌گیرد «در کوره رود، زر شود.»

در نخستین روزهای آوارگی، در پاریس فرهاد دریا با زنی جوان آشنا می‌شود که احساس می‌کند او نسخه «به کمال رسیده» خودش است.

فرهاد دریا، درباره آغاز آشنایی و رابطه عاشقانه‌اش با سلطانه به افغانستان اینترنشنال گفت: «پس از دو دیدار عاشقانه در دو روز پیهم، بدون تصمیم و آمادگی قبلی، ناگهان احساس کردم این زن، زندگی من است و باید باقی عمر را در کنار هم بمانیم.»

وقتی که این دیدارهای عاشقانه اتفاق افتاد، سلطانه ۲۱ ساله بود. او فرهاد دریا را از وقت می‌شناخته و «از عاشقان آواز و هنر» او بوده است.

روزی که دریا به سلطانه پیشنهاد ازدواج داد

در سومین دیدار، فرهاد دل به دریا می‌زند و به سلطانه «به‌طور غیرقابل پیش‌بینی» پیشنهاد ازدواج می‌دهد. دریا می‌گوید خوش‌بخت است که در ارائه پیشنهاد دیر نکرده است.

در کابل جنگ شدیدتر شده است. مراسم عروسی در غیاب این جوره، در شهری برگزار می‌شود که ساز و آواز جایش را به جنگ و تفنگ خالی کرده است و پس‌کوچه‌ها به جای عطر نان گرم، بوی باروت می‌دهند.

جنگی داخلی که در پاییز بی‌رحم ۱۳۷۳ کابل را ویران کرد و هزاران کابلی را به خاک و خون نشاند.

از فرهاد دریا پرسیدم که چگونه آشنایی به رابطه‌ای عمیق‌تر بدل شد؟ دریا پاسخ داد که: «در سلطانه چیزی یافتم که خودم از داشتن آن محروم بودم. خواستم با داشتن سلطانه به منِ به کمال رسیده خودم دست یابم. روح شوخ و عاقل و جوان و دیوانه و طبیعی او، مرا مثل آهن‌ربا به سمت خود کشانید. روز به روز این پیوند عمیق‌تر شد و تفاهم میان ما به عشق بزرگی انجامید که هر روز عمیق‌تر و رنگین‌تر می‌شود.»

دریا و سلطانه باور دارند که در تداوم دست‌کم سه دهه زندگی مشترک، به آرامی یاد گرفتند چگونه از دو انسان کاملا متفاوت، آدم سومی را بسازند، یکی شوند و خوش‌بخت و خوش‌وقت باشند.

سلطانه کیست

خانم سلطانه تا صنف دهم در لیسه ملالی کابل درس خواند. سپس به شهر بوخم آلمان مهاجر شد و مکتب را در آنجا به پایان رساند.

او نخستین دانشنامه کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۹۵ از رشته زبان و فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه به‌دست آورد.

نقش زبان در تکنولوژی و تحلیل تجارت، رشته‌های دیگری‌اند که سلطانه بعدا در دانشگاه جورج واشنگتن امریکا در مقطع کارشناسی ارشد فراگرفت.

در سال ۲۰۱۰ همزمان با شیمو-تراپی و مبارزه با بیماری سرطان، سلطانه آخرین مدرک دانشگاهی خود را در مقطع کارشناسی ارشد اجرایی به‌دست می‌آورد و بیش از هشت سال به‌عنوان استاد زبان فرانسوی در دانشگاهی در ورجنیا امریکا تدریس می‌کند.

او کار در بیرون از خانه را ابتدا به‌عنوان فروشنده و کارمند رستورانت آغاز کرد. دریا می‌گوید شب‌ها که دنبالش می‌رفت، «موها و لباس‌ سلطانه بوی دود کباب» می‌داد.

باور بانو سلطانه بر این است که «زندگی مشترک با هنرمندی چون دریا، هم‌زیستی با یک مرد معمولی نیست. به‌معنای پذیرفتن زندگی در کنار پدیده‌ای است بزرگتر از یک فرد.» او دریا را مرد خانواده‌دوست توصیف کرده می‌گوید، خانواده دریا، گسترده‌تر از چیزی است که می‌توان تصور کرد.

همسر دریا درباره او به افغانستان اینترنشال گفت: «دریا ارزش زنده است. او در خلوت سکوت‌ها، نگاه‌ها و آسیب‌پذیری‌هایی که دیگران نمی‌بینند، از آن من و فرزند ماست. اما همزمان، به میلیون‌ها انسانی تعلق دارد که خود را در هنر او بازمی‌یابند، به آن پناه می‌برند و از آن نیرو و هویت می‌گیرند.»

سلطانه می‌گوید این سهیم‌بودن، نه ساده است و نه همیشه آسوده، اما عمیقاً ارزشمند است. هنگامی که دریا روی استیژ می‌رود و صدها نفر نام او را فریاد می‌زنند، از خودگذری برای بالندگی هنر او، به سلطانه «عینیت و معنا» می‌یابد.

100%

دریایی که بخشی از تاریخ موسیقی افغانستان شد

گروه باران که دریا بنیان‌گذار و از اعضای آن بود، در اوایل دهه شصت خورشیدی یکی از پیشروترین‌ گروه‌های موسیقی زمان خود در افغانستان بود.

در زمانه‌ای که فرهاد دریا به کار هنری خود آغاز کرد کابل خالی از استعدادها و آوازهای منحصر به فردی نبود. کابل شهری بود با هنرمندانی که شور و جنون داشتند، با عشق موسیقی می‌خوابیدند و با عشق موسیقی از خواب برمی‌خاستند. صداهای کم‌نظیری که همه به آینده‌شان امیدوار بودند. جوانان هنرمند باسواد، خوش‌صدا و‌ دمخور با شعر و ادبیات که نمی‌شد از کنار جنون‌شان به سادگی گذشت.

با این حال جنگ خانمان‌برانداز هر یک از این ستارگان را دانه دانه از آسمان کابل برکند و در خاک شرق و غرب زمین‌گیر کرد. دریا اما از هنرمندانی بود که متوقف نشد. مهاجرت آسان نبود اما او در این چند دهه پیوسته موسیقی تولید و منتشر کرد.

بی‌گمان تولید هنر بیش از هرچیزی به جنون و خلاقیت نیازمند است. اما این ویژگی به‌تنهایی برای یک هنرمند کافی نیست.

در عرصه موسیقی، ریاضت هنری، تلاش پیوسته و وقف‌کردن جان و زندگی در مسیر هنر، از الزامات بنیادینی است که تجربهٔ هنرمندان بزرگ بارها بر آن صحه گذاشته است. با این حال، چه‌بسا صداها و استعدادهای درخشانی که به دلایل گوناگون از چنین امکان‌ها و شرایطی محروم می‌مانند و در نتیجه، فرصت شکوفایی و بالندگی شایسته خود را نمی‌یابند.

دریا می‌گوید سلطانه از همان نخستین دیدارها نیک می‌دانست که «روی چه آتشی پا نهاده است.» او مسیر همراهی و همسفری با یک هنرمند را «آگاهانه و مصمم» انتخاب کرد. او باور دارد که سلطانه نه‌تنها زمان و زمینه را برای رویای بزرگ دریا فراهم کرد، بلکه خودش را نیز عمدتا وقف این هدف کرد.

در سال‌های دشوار زندگی، سلطانه چندین کار «دشوار و طاقت‌فرسا» را انجام می‌دهد تا دریا به کاری غیر از موسیقی تن ندهد. دریا می‌گوید: «اجازه نمی‌داد غیر از فرهاد دریای هنرمند، کسی دیگری باشم و وقتم را صرف کاری جز موسیقی کنم.»

زنی که به دریا راه‌رفتن آموخت و زنی که به او اعتماد به نفس بخشید

فرهاد دریا می‌گوید زندگی‌اش را عمدتاً دو زن قدرتمند مدیریت کرده‌اند.

او از مادرش به‌عنوان نخستین زنی نام می‌برد که به فرهاد در کودکی و نوجوانی خواندن، نوشتن، آشپزی، خیاطی و کارهای خانه را آموخت. مادری که به کارها و بازی‌ها جنسیت قایل نیست و فرهاد از بافتن با کروشنیل تا لذت دویدن دنبال کاغذپران آزادی را از او می‌آموزد. به گفته دریا، مادرش هرچه می‌دانسته به فرزندانش یاد داده است.

رابطه مادر فرزندی آن‌ها صمیمانه‌تر از حد معمول در خانوده‌های افغانستان شکل می‌گیرد.

دریا درباره ملودی‌هایی که می‌سازد تا روابط و برخورد با دوستان و دوست‌داران خود را از مادر مشوره می‌گیرد. از تهیه ساز تا مراقبت از آواز، امریست که مادر دریا در هر شرایطی به آن اهمیت و اولویت داده است.

دومین زن زندگی دریا سلطانه است. زنی که دریا او را در نخستین دیدارها «استاد مسلم اعتماد به‌نفس» یافته است. دریا معترف است که در نوجوانی و جوانی با «چالش‌های بزرگی» در زمینه نظم و اعتماد به‌نفس روبه‌رو بود؛ اما از سلطانه‌ای جوان درس‌های عمیقی در این زمینه آموخت.

خانم سلطانه می‌گوید حمایت و احترام فرهاد به حقوق و آزادی‌های زنان نخست در دل خانواده شکل گرفت، نفس کشید و بالید. سپس این باور «به‌گونه طبیعی و بی‌هیاهو از مرزهای خانه عبور کرد و راه خود را به بیرون یافت؛ تا جایی که امروز همه آن را نه‌تنها در کلام، بلکه در رفتار و حضور او شاهدند.»

در خانواده دریا حضور زن به لحاظ کمیت معدود بوده است. او پنج برادر دارد و مهر خواهرانه را نیز، از مادر می‌گرفت. غیاب فرزند دختر در خانواده امکان و فضای مهروزی میان دریا و مادرش را گسترده‌تر می‌کرد. قصه‌ها و درددل‌هایی که معمولا میان مادر و دختر اتفاق می‌افتند، در رابطه دریا و مادرش به امر روزمره بدل شدند. رابطه صمیمانه با مادر در شکل‌گیری شخصیت دریا و نگاه او به زنان تاثیر عمیق می‌گذارد.

دریا می‌گوید روابط خانوادگی او، کم‌تر شباهتی به «رابطه‌های سنتی افغانی» دارد. در خانواده دریا کار خانه ویژه‌ زن و کار بیرون ویژه‌ی مرد نیست.

در پاسخ به پرسش‌هایی که از این زوج پرسیدیم، هردو به نحوی نقش همدیگر را در زندگی مشترک در هیئت مادر توصیف کرده‌اند. حس پرورش، حمایت و همدلی که از دو انسان آزاده و عاشق، جفت الهام‌بخشی ساخته است.

«پیشانی‌اش را برای احترام به جایگاه زنان می‌بوسم»

فرهاد دریا درباره مهرورزی با همسر و محبت‌دادن و محبت‌گرفتن از او پیش چشم مردم می‌گوید، آشکارسازی حضور همسرش در زندگی شخصی و هنری خود را سال‌ها پیش با به زبان آوردن نام سلطانه در استیژهای موسیقی آغاز کرد. او این اقدام در جامعه محافظه‌کار افغانستان را سفر دشوار و پرخطر، اما شیرین و پردست‌آورد توصیف می‌کند.

دریا که این رویکرد را آگاهانه و عامدانه انتخاب کرده، می‌گوید برای انجام این حرکت دو هدف دارد: نخست این که از «حمایت و نقش بزرگ و تغییردهنده» سلطانه در زندگی خود قدردانی کند؛ دوم به دوست‌داران و تمام مخاطبانش این «پیام بزرگ» را منتقل کند که زنان زندگی خود را به‌رسمیت بشناسند و آنان را دوست بدارند از ابراز عشق‌شان در هر شرایطی نهراسند.

این آواز آشنای افغانستان می‌گوید با انجام این حرکت، در تقابل و رویارویی با سنت‌‌ها و سنت‌گراها قرار گرفت و در موج عظیمی از انتقادها، داوری‌ها و حتا فحش‌‌های ناموسی بر او باریدن گرفت.

دریا گفت: «از آنجایی که زندگی هدفمندی دارم و تصامیم مهم زندگی من با تصادفات رقم نمی‌خورند، همچنان با استواری ادامه دادم. امروز، وقتی در یک کنسرت، سلطانه در چهره‌ یک دوست‌دار با من هم‌خوانی می‌کند، روی، دست و یا پیشانی‌اش را به‌عنوان رفیق زندگی و احترام به جایگاه زنان می‌بوسم.»

فرهاد دریا ابراز خوشحالی کرد که این حرکت از سوی هزاران مخاطبش حمایت شده و قدردانی از زنان توسط مردان افغانستان در رسانه‌های اجتماعی و جوامع تحصیل‌کرده گسترش یافته است. او باور دارد که ترویج این حرکت احساس امنیت و آرامش را در زنان افغانستان افزایش می‌دهد.

بازتولید خشونت در غیبت محبت

مطالعات روان‌شناسی نشان می‌دهد که کمبود محبت و امنیت عاطفی در دوران رشد می‌تواند بر شکل‌گیری شخصیت اثر بگذارد و در برخی موارد به کاهش همدلی و افزایش رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود. چنین تجربه‌هایی گاه بر نوع رابطهٔ افراد با زنان در خانواده و جامعه نیز تاثیر می‌گذارد.

بتول حیدری، استاد دانشگاه و روانشناس درباره مهرورزی علنی این آوازخوان با همسرش گفت، از منظر روانشناسی خانواده این رفتار را باید در بستری بررسی کرد که در آن مهرورزی علنی زن و مرد حتا در محیط خانواده با «شرم و تقبیح» روبه‌رو می‌شود. او گفت در جامعه افغانستان این نوع رابطه زن و شوهری و مهرورزی در جمع «چشم‌سفیدی» تلقی می‌شود.

خانم حیدری گفت در فرهنگ مسلط افغانستان این مهرورزی، نوعی سلطه زنان بر مردان خانواده دانسته می‌شود. به باور او، جوامع مردسالار از ترویج مهرورزی با زنان به‌دلیل تضعیف قدرت مردان می‌هراسد و آن را سرکوب می‌کند.

بتول حیدری درباره منع هرنوع رابطه میان زنان و مردان در جامعه مورد نظر طالبان گفت، این نوع نگاه به روابط انسانی ریشه در دشمن‌پنداری بدن زن و مرد دارد. او خاطرنشان کرد که طالبان تصور می‌کنند، اگر قبحی که در جامعه نهادینه شده، شکسته شود، سرانجام به تمام لایه‌های اجتماع رخنه کرده و کنترول مبتنی بر ترس و سرکوب این گروه را فرو می‌پاشد. به باور او، در چنین جامعه‌ای ترویج مهرورزی با زنان خانواده، یکی از ابزارهای اساسی مبارزه برای دست‌یابی به جامعه برابر و انسانی است.

هرچند بوسیدن همسر و به آغوش کشیدن دوستان و دوستداران توسط دریا در کنسرت‌های پسین، در شبکه‌های اجتماعی مخالفان و موافقانی زیادی داشته است. اما بسیاری از کاربران این اقدام فرهاد دریا را نوعی مبارزه و مقاومت در برابر تفکر طالبانی دانسته‌اند.

در روزگاری که طالبان هرنوع رابطه میان زن و مرد را «نامشروع» اعلام کرده و روزانه ده‌ها زن و مرد به‌دلیل روابط خارج از ازدواج در ملاء عام طعم شلاق را می‌چشند، دست‌بوسی و احترام به جایگاه زنان از باید‌هایی است که هر انسان آزاده‌ای برای دسترسی به جامعه انسانی و برابر انجام دهد.

100%

طالبان یک پاکستانی را در قنسولگری افغانستان در بن تعیین کرد

۷ حوت ۱۴۰۴، ۱۴:۰۴ (‎+۰ گرینویچ)

اسنادی که به افغانستان اینترنشنال رسیده، نشان می‌دهد که طالبان یک شهروند پاکستان را به‌عنوان مسئول فناوری اطلاعات در قنسولگری افغانستان در بن آلمان گماشته است. این فرد که صفی‌الله نام دارد با پیشنهاد معاش ۲۵۰۰ یورو در ماه، از سوی قنسولگری به وزارت خارجه طالبان معرفی شده است.

اسناد دیگر نشان می‌دهد که وزارت خارجه طالبان تعیین این شهروند پاکستانی را تایید کرده است.

منابعی در قنسولگری افغانستان در بن گفته‌اند این فرد پیش‌تر در سفارت افغانستان در برلین که تحت اداره طالبان فعالیت می‌کند، وظیفه داشته است.

برخی منابع نگرانی خود را از دسترسی یک شهروند کشور سوم به اسناد و اطلاعات محرمانه قنسولگری ابراز کرده و گفته‌اند احتمال افشای اطلاعات حساس وجود دارد.

شماری از دیپلومات‌های پیشین افغانستان می‌گویند که در برخی موارد ممکن است شهروند کشور میزبان در نمایندگی‌های سیاسی استخدام شود، اما گماشتن شهروند کشور سوم خلاف اصول است.

افغانستان اینترنشنال مدارک دیگری نیز در مورد این فرد از جمله کارت اقامت آلمان او را دریافت کرده است.

طالبان تاکنون در مورد این که چرا یک شهروند پاکستان در این بخش گماشته، وضاحت نداده است.

قنسولگری افغانستان در بن که در ماه عقرب سال جاری به طالبان سپرده شد، دوباره فعال شده است.

این نمایندگی پس از استعفای جمعی دیپلومات‌ها و کارمندان پیشین در اواخر ماه میزان، به نمایندگان طالبان واگذار شد.

حامد ننگیالی کبیری، سرپرست پیشین قنسولگری افغانستان در بن، پس از استعفای گروهی کارمندان اعلام کرده بود که به طالبان اجازه داده شده است اداره این نمایندگی را در دست بگیرند.

بسته ماندن مرز پاکستان جان بیماران نیازمند همودیالیز را به خطر انداخته است

۳ حوت ۱۴۰۴، ۱۹:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

بسته ماندن مرزهای افغانستان و پاکستان سبب کاهش شدید دارو و مواد همودیالیز در هرات شده است. پزشکان هشدار دادند که در صورت تداوم این وضعیت، بیماران نیازمند دیالیز با خطر مرگ مواجه خواهند شد.

یکی از داکتران هرات به افغانستان اینترنشنال گفت: «بسیاری از بیماران نیازمند همودیالیز فقط سه هفته می‌توانند بدون دسترسی به آن زنده بمانند.»

یک منبع آگاه در شفاخانه حوزوی هرات نیز گفت که داروهای همودیالیز در این شهر رو به اتمام است. او تصریح کرد در صورتی که بیماران نیازمند به این درمان دسترسی نداشته باشند، مواد سمی و مایعات اضافی در بدن جمع می‌شود و این وضعیت می‌تواند به نارسایی قلبی، مشکلات تنفسی، بیهوشی و در نهایت مرگ بیمار منجر شود.

همودیالیز برای افراد دارای نارسایی گرده انجام می‌شود. این عارضه سبب می‌شود گرده بیمار نتواند مواد زاید، نمک و آب اضافی را به اندازه کافی از خون پاک کند. از نظر پزشکان، نارسایی گرده زمانی مطرح می‌شود که کارکرد آن بسیار پایین آمده و علایم ناشی از تجمع مواد زاید و مایعات ظاهر شده باشد.

منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که هر ماه حدود ۸۰۰ مورد همو دیالیز در هرات با نزدیک به ده دستگاه همودیالیز می‌شوند. یکی از داکتران هرات گفت دست‌کم ۱۵۰ بیمار در این ولایت سه بار در ماه دیالیز می‌شوند.

طالبان اقدامی نکرده است
داکتران در هرات گفتند که اداره طالبان باید فوراً با ایران وارد مذاکره شود، در غیر آن با پایان یافتن داروها، ممکن است بیماران زیادی جان دهند. به گفته آن‌ها، پیش از این موسسه «کپ انیمور» در این ولایت مواد مورد نیاز همودیالیز شفاخانه دولتی را فراهم می‌کرد، اما اکنون این مواد در بازار وجود ندارد.

یک داکتر گفت اگرچه داروهای پاکستانی در زمینه دیالیز نسبت به داروهای ایرانی تاثیرگذاری بهتری دارند، اما در حال حاضر داروهای ایرانی می‌توانند جایگزین خوبی باشند.

او گفت که طالبان هنوز هیچ اقدامی در این زمینه نکرده است. به گفته او، تا ۸۰ درصد داروهای پاکستانی در هرات پایان یافته و این موضوع چالش عمده‌ای برای بیماران ایجاد کرده است.

این داکتر افزود موادی مانند ست لاین شریانی و وریدی، فیلتر یا دیالیزر، کاتتر دیالیز، محلول دیالیز، بیکربنات و محلول هپارین برای شستشو، همه از پاکستان وارد می‌شده است.

درخواست عاجل از وزارت صحت عامه

یک منبع به افغانستان اینترنشنال گفت که شفاخانه حوزوی هرات از مقام‌های وزارت صحت عامه طالبان درخواست کرده است که هر چه عاجل‌تر راه حلی برای تامین مواد دیالیز فراهم کنند.

در این درخواست هشدار داده شده است که با توجه به افزایش تعداد بیماران مبتلا به نارسایی مزمن گرده که حیات‌شان وابسته به دیالیز منظم است، ادامه این وضعیت می‌تواند خطرات جدی صحی و حتی تهدید حیات بیماران را در پی داشته باشد.

مسدود ماندن مرز و توقف خدمات در شفاخانه‌های خصوصی

یک تن از افراد نیازمند به همودیالیز به افغانستان اینترنشنال گفت که از یک هفته به این سو، شفاخانه دولتی در هرات به دلیل قطع ارتباط با پاکستان و بسته ماندن مرز تجارتی، با کمبود مواد دیالیز روبرو شده و این مواد در شفاخانه موجود نیست.

او افزود بیماران برای زنده ماندن به شفاخانه خصوصی «حبیب یار» مراجعه می‌کردند، اما پس از یک هفته این شفاخانه نیز با کمبود مواد دیالیز روبرو شده است.

این بیمار دیالیزی گفت بیماران در حالت مرگ و زندگی قرار دارند و وضعیت بسیار بد است.