• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

هنر دوست‌داشتن در 'زمانه نفرت'؛ ماجرای عشق سی‌ساله دریا و سلطانه

بکتاش روش
بکتاش روش

روزنامه‌نگار

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۱۰:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)

در افغانستان تحت تسلط طالبان می‌توان روزانه ده‌ها زن و مرد را جوخه جوخه در برابر چشمان مردم شلاق زد یا برای تماشای به دار آویختن یک انسان ۸۰ هزار نفر را گردهم آورد، اما در همین کشور ساز و آواز، رقص و شادی، بوسیدن، در آغوش کشیدن و عشق ورزیدن می‌تواند جرم باشد و مجازات شود.

فرهاد دریا، هنرمند شناخته‌شده افغانستان، فرسنگ‌ها دور از سرزمینی که شلاق بر آن حکومت می‌کند، با همسرش روی استیژ می‌رود و او را می‌بوسد و در آغوشش می‌کشد.

به‌عنوان هنرمندی که جایگاه تاثیرگذاری در افغانستان دارد، سبک زندگی فرهاد دریا می‌تواند بر نسل نو تاثیر بگذارد و رفتارش برای نوجوانان و جوانان الهام‌بخش باشد. به همین دلیل او بدون هراس از داوری عوام، همسر خود را پیش چشم هزاران نفر می‌بوسد، در آغوش می‌کشد، محبت می‌دهد و محبت می‌گیرد تا ترویج‌دهنده مهرورزی باشد.

بوسیدن همسر و معشوق در ملاء عام در افغانستان پدیده غریب، ناشناخته و حتا می‌تواند خطرناک باشد.

در جامعه‌ای که اکثریت مردم توقع دارند چهره‌های شناخته‌شده مطابق الگوهای پذیرفته جامعه سنتی و محافظه‌کار رفتار کنند، فرهاد دریا «خطر» می‌کند و با عشق، به جنگ سنت‌ها می‌رود.

او در آخرین تور کنسرت‌های اروپایی‌ خود بارها از همسفر زندگی‌اش سلطانه قدردانی کرد. دریا، سلطانه را در میان جمعیت شهر به شهر و استیژ به استیژ در آغوش کشید، او را بوسید و از حضورش در زندگی خود قدردانی کرد.

افغانستان اینترنشنال برای نخستین بار از طریق گفت‌وگو با این زوج رازهای نخستین آشنایی آنان را منتشر می‌کند.

این عشق از کجا آغاز شد

فرهاد دریا پس از شدت‌گرفتن جنگ در اوایل دهه شصت خورشیدی، ناگزیر می‌شود از کابل، شهری که در آن قد کشیده و به شهرت رسیده رخت سفر ببندد. مهاجرت سبب می‌شود تلخی سرود «خداحافظ گل سوری» را با مغز استخوان حس کند.

دریا به پاریس مهاجر می‌شود. پاریس از یکطرف پایتخت هنرمندان جهان است، از طرفی دیگر به شدت بی‌رحم. شهری که هزاران مهاجر بااستعداد، خلاق و هنرمند را بلعیده و به کارگرانی بی‌زبان روزمزد بدل کرده است.

دریا مثل هر هنرمند دیگر به دو راهه دشواری برمی‌خورد: یا باید زیر بار و فشار مهاجرت از رویاهای بزرگ خود عقب‌نشینی کند و هنر را از متن زندگی به حاشیه براند، یا عرق بریزد، ریاضت بکشد و یک هنرمند را از بلعیده‌شدن در حلقوم دنیای ماشینی نجات دهد.

او سرانجام تصمیم می‌گیرد «در کوره رود، زر شود.»

در نخستین روزهای آوارگی، در پاریس فرهاد دریا با زنی جوان آشنا می‌شود که احساس می‌کند او نسخه «به کمال رسیده» خودش است.

فرهاد دریا، درباره آغاز آشنایی و رابطه عاشقانه‌اش با سلطانه به افغانستان اینترنشنال گفت: «پس از دو دیدار عاشقانه در دو روز پیهم، بدون تصمیم و آمادگی قبلی، ناگهان احساس کردم این زن، زندگی من است و باید باقی عمر را در کنار هم بمانیم.»

وقتی که این دیدارهای عاشقانه اتفاق افتاد، سلطانه ۲۱ ساله بود. او فرهاد دریا را از وقت می‌شناخته و «از عاشقان آواز و هنر» او بوده است.

روزی که دریا به سلطانه پیشنهاد ازدواج داد

در سومین دیدار، فرهاد دل به دریا می‌زند و به سلطانه «به‌طور غیرقابل پیش‌بینی» پیشنهاد ازدواج می‌دهد. دریا می‌گوید خوش‌بخت است که در ارائه پیشنهاد دیر نکرده است.

در کابل جنگ شدیدتر شده است. مراسم عروسی در غیاب این جوره، در شهری برگزار می‌شود که ساز و آواز جایش را به جنگ و تفنگ خالی کرده است و پس‌کوچه‌ها به جای عطر نان گرم، بوی باروت می‌دهند.

جنگی داخلی که در پاییز بی‌رحم ۱۳۷۳ کابل را ویران کرد و هزاران کابلی را به خاک و خون نشاند.

از فرهاد دریا پرسیدم که چگونه آشنایی به رابطه‌ای عمیق‌تر بدل شد؟ دریا پاسخ داد که: «در سلطانه چیزی یافتم که خودم از داشتن آن محروم بودم. خواستم با داشتن سلطانه به منِ به کمال رسیده خودم دست یابم. روح شوخ و عاقل و جوان و دیوانه و طبیعی او، مرا مثل آهن‌ربا به سمت خود کشانید. روز به روز این پیوند عمیق‌تر شد و تفاهم میان ما به عشق بزرگی انجامید که هر روز عمیق‌تر و رنگین‌تر می‌شود.»

دریا و سلطانه باور دارند که در تداوم دست‌کم سه دهه زندگی مشترک، به آرامی یاد گرفتند چگونه از دو انسان کاملا متفاوت، آدم سومی را بسازند، یکی شوند و خوش‌بخت و خوش‌وقت باشند.

سلطانه کیست

خانم سلطانه تا صنف دهم در لیسه ملالی کابل درس خواند. سپس به شهر بوخم آلمان مهاجر شد و مکتب را در آنجا به پایان رساند.

او نخستین دانشنامه کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۹۵ از رشته زبان و فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه به‌دست آورد.

نقش زبان در تکنولوژی و تحلیل تجارت، رشته‌های دیگری‌اند که سلطانه بعدا در دانشگاه جورج واشنگتن امریکا در مقطع کارشناسی ارشد فراگرفت.

در سال ۲۰۱۰ همزمان با شیمو-تراپی و مبارزه با بیماری سرطان، سلطانه آخرین مدرک دانشگاهی خود را در مقطع کارشناسی ارشد اجرایی به‌دست می‌آورد و بیش از هشت سال به‌عنوان استاد زبان فرانسوی در دانشگاهی در ورجنیا امریکا تدریس می‌کند.

او کار در بیرون از خانه را ابتدا به‌عنوان فروشنده و کارمند رستورانت آغاز کرد. دریا می‌گوید شب‌ها که دنبالش می‌رفت، «موها و لباس‌ سلطانه بوی دود کباب» می‌داد.

باور بانو سلطانه بر این است که «زندگی مشترک با هنرمندی چون دریا، هم‌زیستی با یک مرد معمولی نیست. به‌معنای پذیرفتن زندگی در کنار پدیده‌ای است بزرگتر از یک فرد.» او دریا را مرد خانواده‌دوست توصیف کرده می‌گوید، خانواده دریا، گسترده‌تر از چیزی است که می‌توان تصور کرد.

همسر دریا درباره او به افغانستان اینترنشال گفت: «دریا ارزش زنده است. او در خلوت سکوت‌ها، نگاه‌ها و آسیب‌پذیری‌هایی که دیگران نمی‌بینند، از آن من و فرزند ماست. اما همزمان، به میلیون‌ها انسانی تعلق دارد که خود را در هنر او بازمی‌یابند، به آن پناه می‌برند و از آن نیرو و هویت می‌گیرند.»

سلطانه می‌گوید این سهیم‌بودن، نه ساده است و نه همیشه آسوده، اما عمیقاً ارزشمند است. هنگامی که دریا روی استیژ می‌رود و صدها نفر نام او را فریاد می‌زنند، از خودگذری برای بالندگی هنر او، به سلطانه «عینیت و معنا» می‌یابد.

100%

دریایی که بخشی از تاریخ موسیقی افغانستان شد

گروه باران که دریا بنیان‌گذار و از اعضای آن بود، در اوایل دهه شصت خورشیدی یکی از پیشروترین‌ گروه‌های موسیقی زمان خود در افغانستان بود.

در زمانه‌ای که فرهاد دریا به کار هنری خود آغاز کرد کابل خالی از استعدادها و آوازهای منحصر به فردی نبود. کابل شهری بود با هنرمندانی که شور و جنون داشتند، با عشق موسیقی می‌خوابیدند و با عشق موسیقی از خواب برمی‌خاستند. صداهای کم‌نظیری که همه به آینده‌شان امیدوار بودند. جوانان هنرمند باسواد، خوش‌صدا و‌ دمخور با شعر و ادبیات که نمی‌شد از کنار جنون‌شان به سادگی گذشت.

با این حال جنگ خانمان‌برانداز هر یک از این ستارگان را دانه دانه از آسمان کابل برکند و در خاک شرق و غرب زمین‌گیر کرد. دریا اما از هنرمندانی بود که متوقف نشد. مهاجرت آسان نبود اما او در این چند دهه پیوسته موسیقی تولید و منتشر کرد.

بی‌گمان تولید هنر بیش از هرچیزی به جنون و خلاقیت نیازمند است. اما این ویژگی به‌تنهایی برای یک هنرمند کافی نیست.

در عرصه موسیقی، ریاضت هنری، تلاش پیوسته و وقف‌کردن جان و زندگی در مسیر هنر، از الزامات بنیادینی است که تجربهٔ هنرمندان بزرگ بارها بر آن صحه گذاشته است. با این حال، چه‌بسا صداها و استعدادهای درخشانی که به دلایل گوناگون از چنین امکان‌ها و شرایطی محروم می‌مانند و در نتیجه، فرصت شکوفایی و بالندگی شایسته خود را نمی‌یابند.

دریا می‌گوید سلطانه از همان نخستین دیدارها نیک می‌دانست که «روی چه آتشی پا نهاده است.» او مسیر همراهی و همسفری با یک هنرمند را «آگاهانه و مصمم» انتخاب کرد. او باور دارد که سلطانه نه‌تنها زمان و زمینه را برای رویای بزرگ دریا فراهم کرد، بلکه خودش را نیز عمدتا وقف این هدف کرد.

در سال‌های دشوار زندگی، سلطانه چندین کار «دشوار و طاقت‌فرسا» را انجام می‌دهد تا دریا به کاری غیر از موسیقی تن ندهد. دریا می‌گوید: «اجازه نمی‌داد غیر از فرهاد دریای هنرمند، کسی دیگری باشم و وقتم را صرف کاری جز موسیقی کنم.»

زنی که به دریا راه‌رفتن آموخت و زنی که به او اعتماد به نفس بخشید

فرهاد دریا می‌گوید زندگی‌اش را عمدتاً دو زن قدرتمند مدیریت کرده‌اند.

او از مادرش به‌عنوان نخستین زنی نام می‌برد که به فرهاد در کودکی و نوجوانی خواندن، نوشتن، آشپزی، خیاطی و کارهای خانه را آموخت. مادری که به کارها و بازی‌ها جنسیت قایل نیست و فرهاد از بافتن با کروشنیل تا لذت دویدن دنبال کاغذپران آزادی را از او می‌آموزد. به گفته دریا، مادرش هرچه می‌دانسته به فرزندانش یاد داده است.

رابطه مادر فرزندی آن‌ها صمیمانه‌تر از حد معمول در خانوده‌های افغانستان شکل می‌گیرد.

دریا درباره ملودی‌هایی که می‌سازد تا روابط و برخورد با دوستان و دوست‌داران خود را از مادر مشوره می‌گیرد. از تهیه ساز تا مراقبت از آواز، امریست که مادر دریا در هر شرایطی به آن اهمیت و اولویت داده است.

دومین زن زندگی دریا سلطانه است. زنی که دریا او را در نخستین دیدارها «استاد مسلم اعتماد به‌نفس» یافته است. دریا معترف است که در نوجوانی و جوانی با «چالش‌های بزرگی» در زمینه نظم و اعتماد به‌نفس روبه‌رو بود؛ اما از سلطانه‌ای جوان درس‌های عمیقی در این زمینه آموخت.

خانم سلطانه می‌گوید حمایت و احترام فرهاد به حقوق و آزادی‌های زنان نخست در دل خانواده شکل گرفت، نفس کشید و بالید. سپس این باور «به‌گونه طبیعی و بی‌هیاهو از مرزهای خانه عبور کرد و راه خود را به بیرون یافت؛ تا جایی که امروز همه آن را نه‌تنها در کلام، بلکه در رفتار و حضور او شاهدند.»

در خانواده دریا حضور زن به لحاظ کمیت معدود بوده است. او پنج برادر دارد و مهر خواهرانه را نیز، از مادر می‌گرفت. غیاب فرزند دختر در خانواده امکان و فضای مهروزی میان دریا و مادرش را گسترده‌تر می‌کرد. قصه‌ها و درددل‌هایی که معمولا میان مادر و دختر اتفاق می‌افتند، در رابطه دریا و مادرش به امر روزمره بدل شدند. رابطه صمیمانه با مادر در شکل‌گیری شخصیت دریا و نگاه او به زنان تاثیر عمیق می‌گذارد.

دریا می‌گوید روابط خانوادگی او، کم‌تر شباهتی به «رابطه‌های سنتی افغانی» دارد. در خانواده دریا کار خانه ویژه‌ زن و کار بیرون ویژه‌ی مرد نیست.

در پاسخ به پرسش‌هایی که از این زوج پرسیدیم، هردو به نحوی نقش همدیگر را در زندگی مشترک در هیئت مادر توصیف کرده‌اند. حس پرورش، حمایت و همدلی که از دو انسان آزاده و عاشق، جفت الهام‌بخشی ساخته است.

«پیشانی‌اش را برای احترام به جایگاه زنان می‌بوسم»

فرهاد دریا درباره مهرورزی با همسر و محبت‌دادن و محبت‌گرفتن از او پیش چشم مردم می‌گوید، آشکارسازی حضور همسرش در زندگی شخصی و هنری خود را سال‌ها پیش با به زبان آوردن نام سلطانه در استیژهای موسیقی آغاز کرد. او این اقدام در جامعه محافظه‌کار افغانستان را سفر دشوار و پرخطر، اما شیرین و پردست‌آورد توصیف می‌کند.

دریا که این رویکرد را آگاهانه و عامدانه انتخاب کرده، می‌گوید برای انجام این حرکت دو هدف دارد: نخست این که از «حمایت و نقش بزرگ و تغییردهنده» سلطانه در زندگی خود قدردانی کند؛ دوم به دوست‌داران و تمام مخاطبانش این «پیام بزرگ» را منتقل کند که زنان زندگی خود را به‌رسمیت بشناسند و آنان را دوست بدارند از ابراز عشق‌شان در هر شرایطی نهراسند.

این آواز آشنای افغانستان می‌گوید با انجام این حرکت، در تقابل و رویارویی با سنت‌‌ها و سنت‌گراها قرار گرفت و در موج عظیمی از انتقادها، داوری‌ها و حتا فحش‌‌های ناموسی بر او باریدن گرفت.

دریا گفت: «از آنجایی که زندگی هدفمندی دارم و تصامیم مهم زندگی من با تصادفات رقم نمی‌خورند، همچنان با استواری ادامه دادم. امروز، وقتی در یک کنسرت، سلطانه در چهره‌ یک دوست‌دار با من هم‌خوانی می‌کند، روی، دست و یا پیشانی‌اش را به‌عنوان رفیق زندگی و احترام به جایگاه زنان می‌بوسم.»

فرهاد دریا ابراز خوشحالی کرد که این حرکت از سوی هزاران مخاطبش حمایت شده و قدردانی از زنان توسط مردان افغانستان در رسانه‌های اجتماعی و جوامع تحصیل‌کرده گسترش یافته است. او باور دارد که ترویج این حرکت احساس امنیت و آرامش را در زنان افغانستان افزایش می‌دهد.

بازتولید خشونت در غیبت محبت

مطالعات روان‌شناسی نشان می‌دهد که کمبود محبت و امنیت عاطفی در دوران رشد می‌تواند بر شکل‌گیری شخصیت اثر بگذارد و در برخی موارد به کاهش همدلی و افزایش رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود. چنین تجربه‌هایی گاه بر نوع رابطهٔ افراد با زنان در خانواده و جامعه نیز تاثیر می‌گذارد.

بتول حیدری، استاد دانشگاه و روانشناس درباره مهرورزی علنی این آوازخوان با همسرش گفت، از منظر روانشناسی خانواده این رفتار را باید در بستری بررسی کرد که در آن مهرورزی علنی زن و مرد حتا در محیط خانواده با «شرم و تقبیح» روبه‌رو می‌شود. او گفت در جامعه افغانستان این نوع رابطه زن و شوهری و مهرورزی در جمع «چشم‌سفیدی» تلقی می‌شود.

خانم حیدری گفت در فرهنگ مسلط افغانستان این مهرورزی، نوعی سلطه زنان بر مردان خانواده دانسته می‌شود. به باور او، جوامع مردسالار از ترویج مهرورزی با زنان به‌دلیل تضعیف قدرت مردان می‌هراسد و آن را سرکوب می‌کند.

بتول حیدری درباره منع هرنوع رابطه میان زنان و مردان در جامعه مورد نظر طالبان گفت، این نوع نگاه به روابط انسانی ریشه در دشمن‌پنداری بدن زن و مرد دارد. او خاطرنشان کرد که طالبان تصور می‌کنند، اگر قبحی که در جامعه نهادینه شده، شکسته شود، سرانجام به تمام لایه‌های اجتماع رخنه کرده و کنترول مبتنی بر ترس و سرکوب این گروه را فرو می‌پاشد. به باور او، در چنین جامعه‌ای ترویج مهرورزی با زنان خانواده، یکی از ابزارهای اساسی مبارزه برای دست‌یابی به جامعه برابر و انسانی است.

هرچند بوسیدن همسر و به آغوش کشیدن دوستان و دوستداران توسط دریا در کنسرت‌های پسین، در شبکه‌های اجتماعی مخالفان و موافقانی زیادی داشته است. اما بسیاری از کاربران این اقدام فرهاد دریا را نوعی مبارزه و مقاومت در برابر تفکر طالبانی دانسته‌اند.

در روزگاری که طالبان هرنوع رابطه میان زن و مرد را «نامشروع» اعلام کرده و روزانه ده‌ها زن و مرد به‌دلیل روابط خارج از ازدواج در ملاء عام طعم شلاق را می‌چشند، دست‌بوسی و احترام به جایگاه زنان از باید‌هایی است که هر انسان آزاده‌ای برای دسترسی به جامعه انسانی و برابر انجام دهد.

100%

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۳

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۴

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۵

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

•
•
•

مطالب بیشتر

لتوانیا می‌گوید داعش خراسان در افغانستان به دنبال جذب نیرو از اروپا است

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۰۹:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

سند ارزیابی تهدیدات ملی لتوانیا برای سال ۲۰۲۶ می‌گوید تهدید تروریسم در اروپا بلند است و شاخه خراسان داعش که در افغانستان مستقر است، در میان جوامع دیاسپورای آسیای میانه در اروپا برای جذب نیرو تلاش می‌کند.

این سند در ۸۷ صفحه از سوی وزارت دفاع ملی و اداره امنیت ملی لتوانیا در وبسایت این نهاد منتشر شده است و در آن گفته شده است که افغانستان به طور واقعی به منبع تهدیدهای امنیت بین‌المللی برای کشورهای مختلف جهان از جمله اروپا تبدیل شده است.

لتوانیا نسبت به دسترسی آسان به متحوای تبلیغاتی داعش برای جذب نیرو در اینترنت هشدار داده است.

در این ارزیابی آمده است که با افزایش مهاجرت از آسیای میانه به لتوانیا، در میان جامعه آسیای میانه افرادی با دیدگاه‌های افراطی یا ارتباط با تروریسم شناسایی شده‌اند. در سند همچنین آمده است که با توجه به در دسترس بودن تبلیغات اسلام‌گرایانه در اینترنت، احتمال دارد افراد افراطی‌شده در لیتوانیا دست به حملات تروریستی بزنند.

در این گزارش آمده است که هرچند احتمال تبدیل شدن لیوانیا به هدف حملات تروریستان اسلام‌گرا در کوتاه‌مدت پایین ارزیابی شده، اما امکان دارد افراد افراطی‌شده مقیم این کشور برای پخش تبلیغات، ایجاد گروه‌های حامی ایدیولوژی‌های افراطی و تمویل سازمان‌های تروریستی اقدام کنند.

لتوانیا کشوری کوچک در اروپای شرقی است که از جنوب غرب با روسیه مرز مشترک دارد.

روز جهانی زن؛ هبت‌الله بر سر زنان قندهاری چه آورد

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۰۹:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

در روز جهانی زن، افغانستان اینترنشنال با شماری از زنان در قندهار که قبلا در نهادهای دولتی و درمانی شاغل بودند، گفت‌وگو کرده است.

این زنان پس از صدور فرمان‌های محدودکننده هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، خانه‌نشین شده و برخی آن‌ها گفتند به دلیل مجبوری و تامین هزینه‌های زندگی در خانه‌های دیگران کار می‌کنند.

در این گزارش چشم‌دیدها و تجربه برخی از این زنان از زیستن در پایگاه هبت‌الله آخندزاده را بخوانید:

حذف زنان از بخش درمانی

به گفته منابع محلی، در زمان حکومت پیشین شمار کارکنان بخش درمان زن در قندهار به حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر می‌رسید. هرچند آن زمان نیز در ولسوالی‌های دوردست تعداد کارکنان زن کم بود و بسیاری از مناطق از حضور آنان محروم بودند، اما در بیمارستان‌های دولتی، مراکز درمانی و نهادهای مختلف حضور زنان به‌وضوح دیده می‌شد.

یکی از کارمندان پیشین ریاست صحت عامه قندهار به‌شرط حفظ هویت به افغانستان اینترنشنال گفت: «وقتی طالبان به قدرت رسیدند، تعداد کارکنان صحی زن به سرعت کاهش یافت. بسیاری از پرستاران، قابله‌ها و حتی برخی پزشکان زن در خانه ماندند. اگر پیش‌تر تعداد آنان به ۵۰۰ یا ۶۰۰ نفر می‌رسید، اکنون این رقم حتی به ۱۰۰ نفر هم نمی‌رسد.»

به گفته او، در پنجمین سال حکومت طالبان این رقم باز هم کاهش یافته و شماری از کارکنان زن به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور شده‌اند در خانه‌ها به کارگری بپردازند.

او افزود زنانی که پیش‌تر بیماران را درمان می‌کردند، اکنون به عنوان کارگر در خانه‌ها کار می‌کنند. او گفت این وضعیت بر کیفیت خدمات درمانی نیز تأثیر جدی گذاشته است.

هرچند اکنون شمار اندکی از کارکنان زن در مراکز صحی کار می‌کنند، اما گزارش‌های پیشین افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد طالبان بارها اعضای مرد خانواده‌های کارکنان زن صحی را به‌دلیل اشتغال زنان، توهین و تحقیر کرده‌اند.

این وضعیت بر فشارهای روانی بر زنان افزوده است.

جمیله که پیش‌تر در یک مرکز درمانی در ولسوالی دند قندهار کار می‌کرد، اکنون بیکار است. او که چندین سال به عنوان قابله کار کرده بود، می‌گوید برای تأمین هزینه‌های خانواده‌اش ناچار است در خانه‌ها کار کند.

او درباره وضعیت کنونی زندگی‌اش می‌گوید: «گاهی در برخی خانه‌ها از کودکان مراقبت می‌کنم، اجازه کار دیگری ندارم. پیش‌تر در بخش صحی به مردم خدمت می‌کردم، اما اکنون خودم به کمک نیاز دارم.»

به گفته او، اگر محدودیت‌ها بر کار زنان ادامه یابد، نه تنها زنان بلکه بیماران زن نیز با مشکلات جدی روبه‌رو خواهند شد.

یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که درمان زنان در قندهار زیر سایه تهدیدها و توهین‌ها انجام می‌شود و در چارچوب دولتی این ولایت تنها یک پزشک متخصص زن حضور دارد.

بسیاری از داکتران متخصص زن پس از به قدرت رسیدن طالبان وظایف خود را ترک کرده‌اند.

در بیمارستان حوزه‌ای میرویس قندهار روزانه بیش از ۲۰۰۰ بیمار برای درمان مراجعه می‌کنند؛ اما بر اساس اطلاعات افغانستان اینترنشنال، در این ولایت میلیونی تنها یک پزشک متخصص زن در چارچوب دولتی در بیمارستان میرویس کار می‌کند.

کاهش حضور زنان در بخش‌های اساسی مانند صحت، امنیت و آموزش، به‌ویژه برای بیماران زن و دانش‌آموزان دختر مشکلات جدی ایجاد کرده است.

خانه‌نشینی پولیس زن

بر اساس اطلاعات دریافتی افغانستان اینترنشنال، در سال‌های پایانی دولت پیشین حدود ۳۰۰ پولیس زن تنها در ولایت قندهار در بخش‌هایی مانند بازرسی زنان، امور اداری و رسیدگی به پرونده‌های مربوط به زنان کار می‌کردند.

اما اکنون تنها تعداد اندکی پولیس زن باقی مانده‌اند که طالبان بیشتر از آن‌ها برای بازرسی و بازداشت زنان کار می‌گیرد.

لیلما که پیش‌تر به عنوان پولیس در قندهار کار می‌کرد و اکنون به عنوان خدمتکار در یک خانه کار می‌کند، به افغانستان اینترنشنال گفت: «در سال‌های آخر جمهوریت بسیاری از زنان در بخش نظامی کار می‌کردند. ما به کشور خدمت می‌کردیم و برای خانواده‌های خود نفقه فراهم می‌کردیم؛ اما وقتی طالبان آمدند هیچ پولیس زن دوباره به کار فراخوانده نشد. اکنون در خانه‌های مختلف کار می‌کنم.»

او می‌گوید برخی اعضای پولیس زن پیشین با مشکلات امنیتی و اجتماعی نیز روبه‌رو شده‌اند و نه تنها کار خود را از دست داده‌اند بلکه برخی مجبور شده‌اند شهر را ترک کنند.

برخی از آن‌ها به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که طالبان در ابتدا وعده داده بودند حتی اگر آنان در خانه بمانند حقوق‌شان پرداخت خواهد شد، اما این وعده عملی نشد.

لیلما می‌گوید: «طالبان وقتی با سیستم‌های فرماندهی آشنا شدند به ما گفتند به وظیفه نیایید و در خانه حقوق دریافت می‌کنید؛ اما حتی دو ماه هم حقوق ندادند و ما را از وظیفه برکنار کردند.»

او افزود بسیاری از نظامیان زن پیشین حتی از ترس به دیدار دوستان خود نیز نمی‌روند.

چالش‌های سر راه زنان شاغل در بخش معارف

یکی از کارمندان پیشین ریاست معارف قندهار می‌گوید در نظام جمهوریت بیش از ۳ هزار زن به عنوان معلم و کارمند اداری در این ولایت فعالیت داشتند.

او به‌شرط حفظ هویت گفت: «پیش‌تر تعداد معلمان و کارکنان زن در بخش معارف حتی به بیش از ۳۰۰۰ نفر می‌رسید؛ اما اکنون این رقم به کمتر از ۵۰۰ نفر کاهش یافته و بسیاری از معلمان و کارمندان زن خانه‌نشین شده‌اند.»

بنفشه، معلم پیشین که اکنون در خانه به چند دانش‌آموز درس می‌دهد، می‌گوید: «وقتی مکاتب بالاتر از صنف ششم بسته شد، ما نیز بیکار شدیم و حالا در کنار کارهای خانه به چند کودک درس می‌دهم تا درآمد اندکی داشته باشم.»

او افزود در خانواده‌اش کسی دیگری توان کار ندارد و مجبور است هر کاری را بپذیرد.

بنفشه می‌گوید: «این فقط مشکل اقتصادی نیست، بلکه فشار روانی نیز هست. ما سال‌ها درس خوانده بودیم، اما اکنون از حرفه خود محروم شده‌ایم.»

حذف اجتماعی زنان

برخی زنان در شهر قندهار می‌گویند به دلیل محدودیت‌های اخیر، زندگی اجتماعی آنان تقریبا از بین رفته است و دیگر نمی‌توانند مانند گذشته آزادانه از خانه بیرون شوند یا به مکان‌های عمومی بروند.

به گفته آنان، فعالیت‌های اجتماعی عادی که پیش‌تر انجام می‌دادند اکنون به دلیل محدودیت‌ها و نگرانی‌ها تقریبا متوقف شده است.

زنان می‌گویند پیش‌تر برای خرید نیازهای روزمره به بازار می‌رفتند و از فروشندگان زن خرید می‌کردند؛ اما اکنون چنین فرصتی وجود ندارد و فضای بازار که زنان در آن با اطمینان نسبی رفت‌وآمد می‌کردند تقریبا از بین رفته است.

یکی از باشندگان قندهار به نام زرمینه می‌گوید رفتن زنان به مکان‌های عمومی به تدریج محدود شده است و حتی جاهایی که پیش‌تر خانواده‌ها می‌رفتند اکنون مشکل‌ساز شده است.

او گفت: «پیش‌تر گاهی با خانواده به رستورانت می‌رفتیم؛ اما اکنون زنان با اطمینان نمی‌توانند بروند. چند ماه پیش ما سه زن همراه یک مرد از خانواده به رستوران رفتیم، اما مأموران امر به معروف آمدند و گفتند دیگر اینجا نیایید و در خانه غذا بخورید.»

برخی زنان دیگر نیز می‌گویند رفتن به مکان‌های تفریحی و گردشگاهی نیز با مشکل روبه‌رو شده است.

طیبه، یکی دیگر از باشندگان قندهار، درباره محدودیت‌های زندگی روزمره خود می‌گوید:
«پیش‌تر گاهی با خانواده به پارک یا جاهای تفریحی می‌رفتیم، اما اکنون این کار تقریبا ممنوع شده است. حتی اگر مردان خانواده هم همراه ما باشند، باز هم نمی‌توانیم به بسیاری از جاها برویم.»

زنان همچنین می‌گویند هنگام رفتن به شهر حتما باید یک «محرم» همراه آنان باشد و در غیر این صورت با مشکل روبه‌رو می‌شوند.

به گفته آنان، این موضوع تأثیر عمیقی بر آزادی رفت‌وآمد و حضور اجتماعی زنان گذاشته است.

یکی دیگر از زنان قندهار گفت به دلیل همین محدودیت‌ها از فضای شهری و زندگی اجتماعی فاصله گرفته است.

به باور آنان، این وضعیت نه تنها زندگی روزمره زنان را محدود کرده بلکه ساختار اجتماعی شهر را نیز تغییر داده است.

روایت زنان قندهار از ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها مشمول همه زنان افغان است؛ ممنوعیت‌های که بیش از چهار سال است زیر سایه اداره ملاهبت‌الله، رهبر طالبان، بر میلیون‌ها زن تحمیل شده است.

روز جهانی زن؛ یونیسف خواستار لغو ممنوعیت کار زنان افغانستان شد

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۰۸:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی زن، خواستار عدالت و اقدام برای تأمین حقوق زنان و دختران افغان شده است. یونیسف همچنین بر لغو فوری ممنوعیت کار زنان در دفاتر سازمان ملل در افغانستان تاکید کرده است.

این سازمان گفت که از شش ماه این‌سو، کارمندان زن ملل متحد اجازه ورود به دفاتر این سازمان را نداشته‌اند.

یونیسف تصریح کرده است که نقش کارمندان زن در دفاتر سازمان ملل برای ارائه خدمات نجات‌‌بخش، حیاتی و ضروری است.

طالبان پس از باگشت به قدرت، اشتغال زنان در بسیاری از حوزه‌ها را ممنوع کرده است.

این گروه همچنین مکاتب بالاتر از صنف شش و دانشگاه‌ها را به روی زنان و دختران بسته است.

پیش از این، یونیسف اعلام کرد که بیش از ۲ میلیون کودک از آموزش محر‌وم‌اند. این نهاد سازمان ملل همچنین پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰، نزدیک به چهار میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم خواهند شد که به گفته این سازمان این امر پیامدهای عمیقی برای آینده کشور خواهد داشت.

اتحاد فعالان حقوق بشر خواهان توجه جامعه جهانی به وضعیت زنان افغان شد

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۰۸:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با روز جهانی زن، اتحاد فعالان حقوق بشر خواهان توجه جامعه جهانی و رسیدگی به وضعیت زنان افغانستان شد. این گروه از جامعه جهانی و سازمان‌های بین‌المللی خواست تا وضعیت زنان افغان را به عنوان یک بحران فوری اخلاقی و انسانی ببینند.

اتحاد فعالان حقوق بشر گفت محدودیت‌های طالبان بر زنان و دختران افغان، «تلاشی آگاهانه برای پاک‌سازی فرهنگی و اجتماعی زنان از حیات عمومی است.»

در اعلامیه این گروه آمده است که «در سطح جهانی، تناقض تلخی به چشم می‌خورد؛ نهادهای جهانی به زنان شجاع این سرزمین جایزه می‌دهند، اما همزمان پول و منابع مالی به طالبان جریان دارد.»

اتحاد فعالان حقوق بشر می‌گوید بحران امروز زنان افغانستان «لکه ننگی بر پیشانی تمام بشریت است.»

این گروه بر این باور است که طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان، با تغییر وزارت زنان به وزارت امر به معروف و اعمال محدودیت‌ها، «با نیم بشریت اعلام دشمنی و جنگ کرده است.»

روز جهانی زن در حالی فرا رسیده است که نگرانی‌ها از وضعیت زنان و دختران در افغانستان و تبعیض سیستماتیک علیه آن‌ها با گذشت هر روز بیشتر شده است.

بخش زنان سازمان ملل پیشتر در آستانه روز جهانی زن تاکید کرد که اگر جهان در کنار زنان افغان بایستد، تغییر امکان‌پذیر است.

ملل متحد: زنان افغان چهار برابر کمتر از مردان به سازوکارهای عدلی دسترسی دارند

۱۷ حوت ۱۴۰۴، ۰۵:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

سازمان ملل متحد می‌گوید یافته‌هایش نشان می‌دهد که «زنان در افغانستان تقریبا چهار برابر کمتر از مردان به سازوکارهای رسمی عدلی دسترسی دارند.» سوزان فرگوسن، نماینده ویژه ملل متحد در امور زنان تاکید کرده که دسترسی به عدالت حق اساسی و بنیادی برای تامین مصونیت و کرامت زنان است.

یوناما، دفتر نمایندگی ملل متحد در افغانستان روز یکشنبه ۱۸ مارچ، همزمان با روز جهان زن، یافته‌های جدید خود را منتشر کرده است.

طبق این گزارش، دسترسی کمتر زنان افغان به سازوکارهای عدلی، نشان‌دهنده شکاف فزاینده برای عدالت است. گفته شده این وضعیت شمار زیادی از زنان را از مسیرهای امن برای احقاق حقوق، طلب حمایت یا مقابله با سوءرفتار محروم کرده است.

ملل متحد می‌گوید این یافته‌ها نشان‌دهنده آن است که چه تعداد از زنان افغان بدون راه‌های امن یا موثر برای حل اختلافات یا پاسخگو کردن عاملان سوءرفتار رها شده‌اند.

جورجت گاگنون، سرپرست یوناما هشدار داده «وقتی بخش‌ بزرگی از جامعه با موانعی برای حل اختلافات یا درخواست حمایت مواجه می‌شوند، اعتماد به نهادها را تضعیف می‌کند و جوامع و افراد را آسیب‌پذیرتر می‌کند.»

طبق ارقامی که در یافته‌های ملل متحد آمده است، تنها ۱۴ درصد از زنانی که با آن‌ها مشورت شده گفته‌اند که به خدمات رسمی حل اختلاف دسترسی دارند؛ در حالیکه این رقم برای مردان ۵۳ درصد است.

این یافته‌ها بر اساس مشاوره‌های حضوری و آنلاین توسط اداره ملل متحد در امور زنان و سازمان بین‌المللی مهاجرت منتشر شده است.

در گزارش آمده است بیشتر زنانی که با آنان مشاوره شده، گفته‌اند طی سال گذشته میزان دسترسی به سازوکارهای رسمی عدلی بدتر شده است.

ملل متحد گفت فرمان شماره دوازدهم طالبان در مورد جزا که در اوایل سال ۲۰۲۶ صادر شده، موانع بیشتری را برای زنانی که به دنبال حمایت یا پاسخگویی از طریق سیستم قضایی هستند، ایجاد کرده است.

تغییر هنوز هم امکان‌پذیر است

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) نیز در روز جهانی زن اعلام کرد که با زنان و دختران افغان ابراز همبستگی می‌کند.

این سازمان با یادآوری اینکه میلیون‌ها دختر افغان از فرصت یادگیری، رشد و شکل دادن به آینده خود محروم شده‌اند، گفت نباید این را عادی‌سازی کرد.

یونسکو تاکید کرد «تغییر هنوز هم امکان‌پذیر است.»