شماری از معلمان در بلخ در چند ماه گذشته معاش دریافته نکردهاند | افغانستان اینترنشنال
شماری از معلمان در بلخ در چند ماه گذشته معاش دریافته نکردهاند
در آستانه عید، شماری از معلمان مکاتب دولتی در ولایت بلخ شکایت دارند که در چند ماه گذشته معاشی دریافت نکردهاند.
آنان همچنین از پایین بودن میزان حقوق خود شکایت کرده و میگویند که برای حل مشکلات اقتصادی شان ناچیز است.
این آموزگاران روز یکشنبه، ۲۴ حوت به افغانستان اینترنشنال گفتند که حقوق ماهانه خود را بهموقع دریافت نمیکنند. یکی از معلمان یک مکتب دولتی در بلخ گفت که از سه ماه به اینسو حقوق خود را دریافت نکرده است.
مقامهای طالبان تاکنون در این مورد ابراز نظر نکردهاند.
معلمان در بلخ از مقامهای طالبان خواستند تا حقوق آنان را بهموقع پرداخت کنند. اداره طالبان پس از چهار سال حاکمیت بر افغانستان، هنوز در پرداخت معاش معلمان و دیگر کارمندان دولتی با مشکل مواجه است.
اوایل سال جاری خورشیدی، شماری از معلمان دولتی در ولایتهای جنوبی نیز شکایت داشتند که در پنج ماه گذشته، تنها یکبار حقوق دو ماهه دریافت کردهاند.
طالبان تا اکنون توضیح نداده است که چرا معاش مامورین دولتی را نمیتواند به موقع پرداخت کند.
تحلیل بودجه اداره این گروه نشان میدهد که بخش عمده بودجه طالبان صرف مسائل امنیتی و ساختارهای نظامی طالبان میشود.
طالبان اعلام کرده است که به مناسبت عید، ۴۰۸ نفر از زندانهای مرکزی در قندهار و هرات آزاد شدهاند.
همچنین، دادگاه عالی طالبان مدت محکومیت ۵۴۶ زندانی دیگر را نیز کاهش داده است.
خبرگزاری دولتی باختر روز یکشنبه گزارش داد که در میان این زندانیان، زنان و کودکان نیز شامل بودهاند. ۲۰۱ نفر از زندان مرکزی قندهار و ۲۰۷ نفر دیگر از زندان مرکزی هرات آزاد شدهاند.
باختر همچنین گزارش داده است که مدت حبس ۳۹۳ زندانی در قندهار و ۲۲۹ زندانی دیگر در هرات کاهش یافته است. طالبان درباره نوع جرایم و مدت محکومیت این زندانیان جزئیاتی ارائه نکرده است.
آمار دقیق زندانیان در زندانهای طالبان روشن نیست. اداره تنظیم امور زندانهای طالبان در ماه سنبله ۱۴۰۳ اعلام کرده بود که در زندانهای سراسر کشور، بین ۱۰ تا ۱۱ هزار زندانی از جمله هزار زندانی زن و نزدیک به ۹۰۰ زندانی زیر سن، حضور دارند.
پس به قدرت رسیدن طالبان، شمار زندانیان افزایش یافته است.
محکمه عالی طالبان روز شنبه اعلام کرد که ۲۱ نفر در کابل شلاق زده شدهاند. این افراد به ۱۰ تا ۳۹ ضربه شلاق و همچنین از هفت ماه تا چهار سال و سه ماه زندان محکوم شدهاند.
طالبان این افراد را به فروش و قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی و داروهای روانگردان مانند زیکپ و تابلیت کا متهم کرده است.
مجازات بدنی شهروندان که طالبان تقریبا همه روزه از آن خبر میدهد، اغلب در پیش چشم مردم انجام میشود.
در همین حال، قاری منصور احمد حمزه، معاون سخنگوی محکمه طالبان، گفته است که در شش ماه گذشته، ۶۶۲ نفر در ۲۷ ولایت به صورت علنی شلاق زده شدهاند. علاوه بر این، طالبان در سال ۲۰۲۵ حداقل سه نفر را در ولایتهای خوست، بادغیس و پکتیا به صورت علنی اعدام کرد. بررسیهای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که مجازاتهای بدنی و صحرایی طالبان در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل دو برابر افزایش داشته است.
یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که طالبان از سال ۲۰۲۴ تاکنون بیش از دو هزار نفر بهشمول ۲۹۳ زن را به اتهامهای مختلف در ملأعام شلاق زده است.
با این حال بر اساس این یافتهها، طالبان از اجرای مجازات بدنی و علنی علیه افراد وابسته به خود پرهیز کرده است.
سازمان ملل بارها از طالبان خواسته است که مجازات بدنی شهروندان را متوقف کند، اما این گروه اعتنایی به این درخواستها نکرده است.
نهادهای حقوق بشر میگویند که دستگاه قضایی طالبان غیرمعیاری است و متهمان به ابتداییترین روندهای دادرسی عادلانه، از جمله داشتن وکیل مدافع دسترسی ندارند.
هواپیماهای پاکستانی شنبهشب فرماندهی قطعه ویژه هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان در قندهار را بمباران کردند. اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهد این قطعه حدود هفت هزار نیرو دارد و در حاشیه شهر قندهار، در فاصله حدود پنج کیلومتری از محل اقامت ملا هبتالله واقع شده است.
از میان نیروهای این قطعه، حدود ۱۲۰۰ نفر تنها برای تأمین امنیت هبتالله اختصاص یافته است.
به گفته منابع، این واحد نسبت به سایر نیروهای طالبان به سلاحهای بسیار پیشرفتهتر مجهز است.
شنبهشب (۲۳ حوت، هواپیماهای پاکستانی فرماندهی نیروهای ویژه ملاهبتالله را در اطراف حوزه سیزدهم شهر قندهار بمباران کردند.
به گفته ساکنان محل، صدای انفجار بسیار شدید بوده و حتی در مناطق دوردست شهر قندهار نیز شنیده شده است.
پس از این حمله هوایی، در منطقهای در نزدیکی شهرک عینومینه مربوط به حوزه یازدهم شهر قندهار نیز به یک مرکز دیگر طالبان حمله صورت گرفت.
قطعه نیروهای ویژه هبتالله
قطعه نیروهای ویژه هبتالله که طالبان آن را «قطعه عمری» مینامند، در شمال شهر قندهار در دامنه کوه میانکو موقعیت دارد. مقر این قطعه خانه سابق ملا محمد عمر، رهبر سابق طالبان، بود که اکنون به «ملا صاحب سرای» مشهور است و در حال حاضر نیروهای ویژه ملا هبتالله در آنجا مستقر هستند.
فرمانده این قطعه یکی از افراد نزدیک به هبتالله به نام ملا عبدالاحد مشهور به «طالب مولوی» است.
این قطعه در بسیاری از ولایتهای افغانستان از جمله کابل، ننگرهار، پکتیا، لوگر، قندوز، بدخشان، پنجشیر و نیمروز شاخههایی دارد.
منابع گفتهاند که این قطعه علاوه بر تأمین امنیت ملاهبتالله، رهبری برخی عملیاتهای ویژه علیه داعش را نیز به عهده دارد.
به این قطعه وابسته به ملا هبتالله در مقایسه با وزارتهای دفاع و داخله طالبان امکانات بیشتری داده شده است، اما درباره منابع تأمین بودجه و هزینههای آن معلومات زیادی در دست نیست.
پیش از این، در همین محل نیروهای قطعه ۰۳ مربوط به دولت پیشین مستقر بودند. اعضای پیشین این قطعه به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که در زمان جمهوریت، در «ملا صاحب سرای» علاوه بر قطعه نیروهای ویژه، شاخه آسیای جنوبی سازمان استخبارات امریکا نیز حضور داشت.
منابع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که پس از بازگشت طالبان به قدرت، تمامی تجهیزات نظامی و پیشرفته قطعه ۰۳ در اختیار قطعه نیروهای ویژه ملاهبتالله قرار داده شده است.
این منبع میگوید: «نزدیکترین منطقه به ملاهبتالله که در چند دقیقه میتوان به او رسید همین قطعه است. این قطعه سلاحها و تجهیزات باقیمانده از نیروهای امریکایی را در اختیار دارد و ممکن است در برخی قولاردوهای دیگر چنین وسایل پیشرفتهای وجود نداشته باشد.»
فاصله میان این قطعه تا محل اقامت ملاهبتالله تنها حدود پنج کیلومتر است.
برخی منابع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که پس از حمله پاکستان به فرماندهی نیروهای ویژه هبتالله، به همه نیروهای طالبان در قندهار دستور «احضار درجه اول» داده شده است.
شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد که روز دوشنبه ۱۶ مارچ درباره پیشنویس قطعنامه تمدید ماموریت نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) تا ۱۷ جون ۲۰۲۶ رایگیری میکند.
طبق گزارش جدید شورای امنیت سازمان ملل، مذاکرات امسال بر روی پیشنویس این قطعنامه دشوار و با اختلاف نظر مواجه بوده است و در صورت تصویب، تمدید ماموریت یوناما سه ماهه خواهد بود.
شورای امنیت سازمان ملل سال گذشته، با تصویب قطعنامهای، ماموریت یوناما را تا ۱۷ مارچ ۲۰۲۶ تمدید کرده بود.
گفته شده اختلافات پس از آن بروز کرد که ایالات متحده خواستار تمدید فنی سه ماهه شد و استدلال کرد که تمدید کوتاهتر به شورا اجازه میدهد تا قبل از تعهد به تمدید طولانیتر، بررسی جامعی از ماموریت یوناما انجام دهد.
ایالات متحده استدلال کرده از آنجایی که یوناما یکی از پرهزینهترین ماموریتهای سیاسی ویژه سازمان ملل است و در محیطی بسیار پیچیده فعالیت میکند، شورای امنیت ابتدا باید بررسی کند که آیا این ماموریت همچنان مناسب و کاملا قابل اجرا است یا خیر.
در گزارش شورای امنیت آمده است که سوم مارچ، چین بهعنوان مسئول تدوین متن قطعنامه، پیشنویس اولیه را که خواهان تمدید یکساله ماموریت یوناما بود، میان اعضای شورای امنیت توزیع کرده بود.
با این حال، پس از رایزنیها، چین پیشنهاد ایالات متحده برای تمدید سه ماهه را در پیشنویس سوم اصلاحشده گنجاند.
یوناما ۲۸ مارچ سال ۲۰۰۲ با قطعنامه ۱۴۰۱ شورای امنیت سازمان ملل تاسیس شد. هدف از ماموریت نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) کمک به مردم این کشور تعریف شده است.
سید محمد یونس نجفیزاده، از جنرالان ارشد حزب دموکراتیک خلق افغانستان، میگوید ترور نافرجام سلطانعلی کشتمند در سالهای پایانی حکومت داکتر نجیبالله، او را ناگزیر کرد افغانستان را ترک کند؛ تبعیدی که تا پایان عمر ادامه یافت و باعث شد او هرگز نتواند به زادگاهش بازگردد.
سلطانعلی کشتمند، نخستین صدراعظم هزاره افغانستان، بامداد جمعه ۲۲ حوت ۱۴۰۴ در سن ۹۱ سالگی در لندن درگذشت. او از چهرههای برجسته جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان و از نزدیکان ببرک کارمل، رئیس دولت پیشین افغانستان، به شمار میرفت.
در جامعهای که ساختار قدرت و سیاست آن بهشدت سلسلهمراتبی بوده است، رسیدن کشتمند به مقام صدارت، برای بسیاری رویدادی کمسابقه و نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان محسوب میشود.
از خانواده کارگر تا رهبری حزب
سلطانعلی کشتمند در بهار سال ۱۹۳۵ در منطقه چهاردهی کابل متولد شد. او از خانوادهای فقیر و کارگر برخاست، اما با تلاش و پشتکار به تحصیل ادامه داد و در دانشگاه کابل در رشته اقتصاد درس خواند.
در ۱۱ جدی سال ۱۳۴۳، در کنگره مؤسس حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بهعنوان عضو اصلی کمیته مرکزی این حزب انتخاب شد. پس از انشعاب حزب به دو جناح خلق و پرچم، کشتمند در کنار جناح پرچم قرار گرفت.
در جریان تحولات سیاسی سالهای بعد، او در اول سنبله ۱۳۵۷ زندانی شد و پس از رویداد شش جدی ۱۳۵۸ از زندان آزاد شد. در دوره حکومت ببرک کارمل بهعنوان معاون صدراعظم و وزیر پلان تعیین شد و در سال ۱۳۶۰ به مقام صدراعظم رسید. او حدود ۱۰ سال در کرسی صدراعظمی افغانستان را رهبری کرد.
با این حال، در سالهای پایانی حکومت داکتر نجیبالله، روابط او با برخی از اطرافیان رئیسجمهور وقت تیره شد و در نهایت از مقام صدارت کنار گذاشته شد.
«نماینده قشر زحمتکش»
سید محمد یونس نجفیزاده، فرمانده پیشین قولاردوی وردک و غزنی و از همکاران نزدیک کشتمند، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید که رسیدن کشتمند به مقام صدارت، بازتابی از دیدگاه ایدئولوژیک حزب دموکراتیک خلق افغانستان درباره نقش طبقات محروم در قدرت بود.
جنرال نجفیزاده گفت که پس از خنثیکردن کودتای حکمتیار/ تنی به مقام جنرالی رسید
او میگوید: «در دیدگاه حزب، باید نظام طبقاتی از میان میرفت و قدرت به کارگران و زحمتکشان میرسید. کشتمند هم یک اقتصاددان تحصیلکرده و هم نماینده قشر زحمتکش بود، به همین دلیل حزب او را برای صدارت انتخاب کرد.»
به گفته آقای نجفیزاده، کشتمند به عدالت اجتماعی، آزادی، صلح و دموکراسی باور داشت و در دوران فعالیت سیاسی خود تلاش میکرد جایگاه اجتماعی گروههای محروم و ملیتهای بهحاشیهراندهشده را تقویت کند.
مدیریت اقتصادی در سالهای جنگ
آقای نجفیزاده میگوید کشتمند در طول ۱۰ سال نخستوزیری خود تلاش کرد اقتصاد کشور را در شرایط دشوار جنگ مدیریت کند.
به گفته او، در آن سالها با وجود جنگهای گسترده، دولت توانست از بروز قحطی و بحران غذایی گسترده جلوگیری کند. او همچنین برنامههایی برای ایجاد ذخایر استراتژیک در نظر گرفت.
نجفیزاده میگوید کشتمند دستور داد ذخایر قابل توجهی از مواد نفتی، مواد غذایی و تجهیزات نظامی در انبارخانههای سربسته در مرکز و ولایات ذخیره شود تا در شرایط اضطراری مورد استفاده قرار گیرد.
او همچنین به برنامههای آموزشی اشاره میکند و میگوید در دوره صدارت کشتمند هزاران دانشجوی افغان برای تحصیل به خارج از کشور اعزام شدند.
نقش در تغییر جایگاه هزارهها
سلطانعلی کشتمند که خود از قوم هزاره بود، در جامعهای به قدرت رسید که هزارهها در آن برای دههها با تبعیضهای ساختاری روبهرو بودند.
به گفته نجفیزاده، حضور او در رأس دولت تأثیر مهمی در تغییر وضعیت سیاسی و اجتماعی این جامعه داشت.
او میگوید کشتمند شورای مرکزی هزارهها را ایجاد کرد و در ساختارهای دولتی و نظامی نیز تلاش کرد زمینه حضور گستردهتر آنان را فراهم کند.
به گفته او، در آن دوره یک قولاردو با حضور گسترده نیروهای متعلق به ملیت هزاره تشکیل شد. این قولاردو شامل سه فرقه نظامی بود: فرقه ۹۵ در غزنی، فرقه ۹۶ در میدانشهر و فرقه ۹۷ در بامیان و شمال کشور. شمار نیروهای این تشکیلات نظامی حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر عنوان شده است.
نجفیزاده که خود ابتدا فرمانده فرقه ۹۶ و بعدها فرمانده قولاردو بود، میگوید این اقدامات در تغییر موقعیت اجتماعی و سیاسی هزارهها تأثیر قابل توجهی داشت.
سلطانعلی کشتمند، ببرک کارمل، اناهیتا راتبزاد و میراکبر خیبر در یک تظاهرات در کابل
نقش در طرح مصالحه ملی
به گفته نجفیزاده، کشتمند از چهرههایی بود که در طرح «مصالحه ملی» داکتر نجیبالله نقش داشت.
او میگوید کشتمند تلاش کرد برخی فرماندهان مجاهدین را قانع کند تا به روند مصالحه ملی بپیوندند. نجفیزاده معتقد است اگر اختلافات داخلی در درون حزب دموکراتیک خلق افغانستان رخ نمیداد، ممکن بود این طرح به نتایج متفاوتی برسد.
ترور ناکام
در سالهای پایانی حکومت داکتر نجیبالله، پس از برکناری کشتمند از صدارت، تدابیر امنیتی برای محافظت از صدراعظم پیشین کاهش یافت.
نجفیزاده میگوید: «او حتی یک محافظ شخصی هم نداشت. موتر شخصی نداشت و با تکسی رفتوآمد میکرد.»
به گفته او، در همین شرایط روزی هنگام شرکت در مراسم فاتحه در مسجد امام حسن مجتبی در منطقه پل سوخته کابل هدف حمله قرار گرفت.
نجفیزاده میگوید مهاجم فردی به نام مسلمی بود که با شلیک گلوله به سر کشتمند او را بهشدت زخمی کرد. در آن زمان برخی از گروههای مجاهدین همدیگر را به دستداشتن در ترور کشتمند متهم میکردند.
او میگوید: «در زمان وقوع حادثه من در میدانشهر بودم. همکارانم در ساحه حضور داشتند و مرا از رویداد آگاه کردند. بهمحض اطلاع، خود را به کابل رساندم.»
به گفته او، کشتمند در آن زمان به شفاخانه صلیب سرخ منتقل شده بود. نجمالدین کاویانی، فرید مزدک و سلیمان لایق از جمله کسانی بودند که در انتقال او به شفاخانه نقش داشتند.
بعدها به دستور رئيسجمهور نجیبالله، کشتمند از شفاخانه صلیب سرخ به شفاخانه چهارصد بستر منتقل شد.
نجفیزاده میگوید فضای سیاسی آن زمان به حدی پرتنش بود که حتی در شفاخانه نیز نگرانیهایی درباره امنیت او وجود داشت.
او میگوید: «نگران بودیم که مبادا در شفاخانه به او زهر تزریق شود. چون کشتمند از جناح پرچم بود، این نگرانی وجود داشت که برخی افراد تندرو جناح خلق به او آسیب برسانند. به همین دلیل چند نفر را برای حفاظت از او در شفاخانه گماشتیم.»
تبعیدی که پایان نیافت
در نهایت، به گفته نجفیزاده، در یک نشست تصمیم گرفته شد که کشتمند برای درمان به خارج از کشور فرستاده شود.
او ابتدا به مسکو منتقل شد و پس از درمان، به بریتانیا رفت. کشتمند سالهای پایانی عمر خود را در لندن سپری کرد و دیگر هرگز به افغانستان بازنگشت.
او در سالهای آخر زندگی کمتر در انظار عمومی ظاهر میشد و کمتر مصاحبه میکرد، اما خاطرات خود را در قالب کتابی نوشت. این اثر امروز یکی از منابع مهم برای مطالعه تحولات سیاسی افغانستان و تاریخ حزب دموکراتیک خلق افغانستان به شمار میرود.